loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 24
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 14:21

(متوفی ۵۰ق)، صحابی رسول اکرم(ص) و از یاران امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود.بعداز قتل عثمان در سال ۳۵، از عموم بصره به اسم علی(ع) بیعت گرفت. او در نزاع جمل، صفین و نهروان در کنار حضرت علی (ع) بود. جاریه بعد از شهیدشدن حضرت علی(ع) به مکه و آنگاه به مدینه رفت و از عموم این شهرها به اسم امام حسن(ع) بیعت مسجد امین مشهد گرفت.

بعداز صلح امام حسن(ع) با معاویه، وقتی که جاریه به نزد معاویه آمد، در جواب به سخنان تمسخرآمیز معاویه، با شجاعت و صراحت گویش از دوستی با علی (ع) حافظه کرد و معاویه را پست خواند.

تبارنامه
اسم جدِّ او‌را زُهَیربن حُصَین و برخی منابع[۱] اسم جد یا این که بابا او را صاحب نوشته‌اند. لقب او‌را ابوایوب، ابویزید[۲] و ابو ولید[۳] نیز نوشته‌اند.

وی زیرا از اشخاص قوم و قبیله بنی سعد (از تیره‌های زید مَناة بن تمیم) بود، از وی با نسبت سعدی تمیمی حافظه کرده‌اند[۴] و زیرا در کوی بَحاریه شهر بصره اقامت داشت، او را بصری خوانده‌اند.[۵]

برخی، جاریة بن قدامه را از تابعین دانسته و گفته‌اند که فرصت فرستاده اکرم(ص) را فهم نکرده میباشد،[۶] ولی اکثری از علمای رجال و نویسندگان تراجم و طبقات، از جاریه درضمن صحابه نبی (ص) مذکور‌اند.[۷]

در بعد از ظهر حضرت علی(ع)
جاریه گرانقدر خاندان بنی تمیم و شخصی دلیر و ارجمند و از یاران خالص و بامسئولیت حضرت علی(ع) و از سرداران دلاور آن حضرت بود که او را در جنگهایش ملازمت و همراهی میکرد.[۸]

جاریة بن قدامه بعداز قتل عثمان در سال ۳۵، از عموم بصره به اسم علی( ع) بیعت گرفت.[۹]

در نزاع جمل: در نبرد جمل (۳۶) جاریه که در صف یاران علی(ع) و سرکرده تمیمیان بصره بود، [۱۰] نزد عایشه رفت و اورا به سبب ساز هتک ستر و حرمت خود نکوهش کرد و خروج او را بر امام (ع)، والا‌خیس و گران‌خیس از قتل عثمان شمرد و از وی خواست که گشوده خواهد شد.[۱۱] چندی آنگاه، جاریه امام (ع) را در جنبش به مرز و بوم بابل ملازمت کرد. گفته می‌گردد درین مسافرت امام (ع) دعا کرد که معبود آفتاب را گشوده گرداند تا جاریه با او نماز بعدازظهر بگزارد.[۱۲]
در مبارزه صفین: در نبرد صفین، جاریة بن قدامه با لشکری ۱۷۰۰ تنی از عموم بصره، برای مثال از بستگان سعد و الرِّباب، به امام (ع) پیوست.[۱۳] جاریة در‌این جنگ، هنگام هماوردی با عبدالرحمان بن خالدبن ولید به رجز خوانی پرداخت.[۱۴]
در نبرد نهروان: وقتی نیز که امام (ع) قصد نزاع با خوارج را داشت، جاریه با لشکری سه یا این که پنج هزار تنی، یا این که افزون‌خیس، در نُخَیله به آن حضرت پیوست.[۱۵] علی(ع) جاریه را با پانصد بدن پیشاپیش ارسال کرد و دو هزار بدن را در ادامه وی روانه کرد. جاریه در قبال آن‌ها ایستاد و نصیحتشان کرد.[۱۶]
در نبرد با اشهب: بعداز اتفاق نهروان، در جمادی الاخر سال ۳۸ اَشْهَب بن بشیرِ (بِشرِ) قرنی بَجَلی با ۱۳۰ یا این که ۱۸۰ بدن بر امام(ع) خروج کرد. امام (ع)، جاریه را به رویا رویی با او ارسال کرد. در جنگی که در جَرْجَرایا، بین واسط و بغداد، اتفاق افتاد اشهب و یارانش کشته شدند.[۱۷]
در نبرد با عبدالله بن حضرمی: در سال ۳۸ معاویه، عبداللّه بن حَضْرَمی را برای تصرف بصره ارسال کرد. زیرا اَعْین بن ضُبَیعَه، از یاران امام علی (ع)، در رویا رویی با ابن حضرمی کشته شد، امام به توصیه زیاد (کارگزار خویش در بصره)، جاریة بن قدامه را که به تیزبینی و سرسختی با معاند دارای اسم و رسم بود، با پنجاه بدن از بنی تمیم، از کوفه به بصره ارسال کرد. جاریه میان اَزْدیانِ مستقر بصره سخنرانی کرد و از مشقت بار کوشی و فرمانبرداری‌شان از امام و ادله وی حافظه کرد و طومار آن حضرت را برای شیعه ها خواند. امام در‌این طومار به بصریان هشدار داده بود که در شکل طغیان و مخالفت، بایستی شکستی طاقت فرسا‌خیس از جَمَل را تحمل نمایند. عموم بصره اطاعت کردند و جاریه به سوی عده ای از فامیلٔ خود، که پیمان و بیعت خویش را شکسته بودند، رفت و با آنها عتاب کرد. بیشتر آن ها او را اجابت کردند، البته بعضا به درشتی پاسخش دادند. به دنبال آن، جاریه با امداد زیاد و ازدیان، با ابن حضرمی وارد نبرد شد. ابن حضرمی با هفتاد بدن از یارانش به خانة سُنبُل (سَنبیل) سعدی حفاظت پیروزی. جاریه به آن ها هشدار بخشید و آنان‌را به اطاعت فراخواند، ولی آن‌ها نپذیرفتند؛ از این رو، او منزل را حریق زد و آن ها را به نابودی رساند. از آن پس جاریه را مُحَرِّق (حریق زننده) نامیدند. زیاد بن ابیه در طومار‌ای به امام علی (ع)، گزارش این قصه را بخشید. امام (ع) خبر را به دانایی عموم رساند و جاریه و ازدیان را ستود و بصریان را سرزنش کرد.[۱۸]
در پیکار با بسر بن ارطاة: در سال ۴۰، در پی حمله ها سرداران معاویه به قلمرو حکومت امام علی(ع) و تجاوز بُسربن اَرطاة به مکه و مدینه و غارت و کشتار در یمن، امام (ع) علاوه بر سخنانی عموم را به جهاد و دفع هجوم معاند فراخواند.[۱۹] که با سستی عموم روبرو گشت البته جاریه ذکر کرد که با معاند میجنگد. امام(ع) او را به نیکدلی و نیکخواهی و آمادگی قوم ستود و فرمود تا مجهز خواهد شد. آن‌گاه او را بعداز سفارشهایی درباره رعایت زهد در جهاد، با لشکری برای دفع معاند روانه کرد. جاریه شتابان به تعقیب بُسْربن ارطاة پرداخت و شهرها را سوای توقف پشت رمز گذاشت و توانست بُسْر را از یمن خارج نماید. جاریه مالی غصب نکرد و کسی را نکشت، به جز گروهی از هم محلی نَجران را که از اسلام برگشتند و نیز اشخاصی از عثمانیه را که بُسْر را در حَضْرَموت پذیرا گشتند و کمک نمودند. جاریه زیرا به جُرَش رسید، یک ماه توقف کرد. در آنجا خبر شهیدشدن حضرت علی(ع) را شنید.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 22
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 13:53

(۱۲۸۰-۱۳۳۲ق) دارای اسم و رسم به سید احمد کربلایی از عارفان و فقیهان شیعه در عراق بود. او در فقه، دانش آموز میرزا محمدحسن شیرازی(مالک فتوای تحریم تنباکو) و آخوند خراسانی و در عرفان و خوی، استادش ملا حسینقلی همدانی بود. سید احمد کربلایی در حوزه علمیه نجف شاگردان متعددی در فقه، اصول‌ و خلق و خوی، مثل سید علی حکم دهنده طباطبایی، سید جمال‌الدین گلپایگانی و آقابزرگ تهرانی تربیت کرد. در فقه کتابی از وی به‌چاپ نرسیده و فقط یک کتاب به عنوان «رساله محاکمات دربین علمین» در عرفان از وی وجود مسجد امین مشهد دارااست.

عالمان شیعه مثل آقابزرگ تهرانی، محمدحسین غروی اصفهانی و دیگرافراد درباره وی صحبت گفته و او‌را یک مدرس بی نقص دانسته‌اند. سید احمد کربلایی ۲۷ شوال ۱۳۳۲ق در نجف از عالم رفت و قبر وی در بقاع امام علی(ع)، مقابل حیاط طلا جواهرات جای‌دارد.

مقام
آقابزرگ تهرانی، از شاگردان سید احمد کربلایی، در کتاب «نقباء البشر» او‌را یک کدام از یاران و شاگردان ویژۀ ملا حسینقلی همدانی دانسته و به گفتۀ وی، سید احمد یگانه زمان خودش بوده و در بالاترین مراتب علم، خلق و خوی، سیر و سلوک، زهدو تقوا، ورع و واهمه از معبود قرار داشت.[۱]

محمدحسین غروی اصفهانی هم کربلایی را در فقه، بی‌نظیر خوانده و از بزرگان فقهای امامیه به‌شمار می‌رفته میباشد.[۲]

معاش‌طومار
سید احمد کربلایی حدود سال ۱۲۸۰ق، در کربلا به‌جهان آمد و بدین ادله به کربلایی معروف شد. پدرش سید ابراهیم موسوی تهرانی میباشد.[۳] هرچند سال تولدش به‌طور ظریف مشخص وجود ندارد البته علامه طهرانی با شواهدی، تاریخ به دنیا آمدن اورا به حساب آوردن کرده و حدود سال ۱۲۸۰ق تقریب زده‌ میباشد.[۴]

سید احمد کربلایی در ۲۷ شوال ۱۳۳۲ق در نجف از جهان رفت و در بقاع امام علی(ع) مقابل تراس طلا و جواهرات دفن شد.[۵]

خصوصیت‌ها
خصوصیت‌های علمی و اخلاقی کربلایی بدین گستردن میباشد:

علمی
سید احمد کربلایی در فقه خیلی توانا بود، تا جایی که محمدحسین غروی اصفهانی درباره وی گفته، اینجانب احدی را در فقه مثل وی ندیده‌ام.[۶]

صاحب و مالک کتاب توحید علمی و عینی نوشته که او در سن چهل سالگی نامزدِ مرجعیت شیعه شد اما حاضر نشد فتوا دهد. همینطور محمدتقی شیرازی احتیاطات خویش را به وی ارجاع می‌بخشید.[۷]

اخلاقی
ملا حسینقلی همدانی حدود سیصد محصل تربیت کرد که بارزترین آن‌ها سید احمد کربلایی و محمد بهاری بودند و شیوه مدرس خویش را ادامه دادند.[۸] در کتاب رساله لب‌اللباب بیان شده که، هنگامی روحانی محمد بهاری به‌استدلال بیماری نجف را رخنه‌ کرد، سید احمد کربلایی فقط کسی بود که در آنجا کلاس‌های فقاهتی و اخلاقی داشت و شاگردان متعددی را تربیت کرد.[۹]

آقابزرگ تهرانی که مدتی اهل یک محل سید احمد کربلایی بوده دربارۀ وی گفته که او، نمازهای خویش را در جای ‌های خلوت به‌جا می آورد و در نماز شب بسیار ناله می کرد.[۱۰]

در منابع دیگر آمده میباشد که سید احمد کربلایی در تاثیر فغان‌های وقت گیر یکی‌از چشمان خویش را از دست داده بود و به همین برهان، به سید احمد واحدالعین (یک‌دیده) معروف شد

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 14
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 11:00


حجاج و شیعه
حجاج طرز پیشینیان اموی خویش را بر تشویق بر سبّ و ناسزاگویی به حضرت علی (ع) و آل علی (ع) خاطر نشان نمود و اشخاصی را که از وی، اعلام برائت نمی‌کردند، می‌کشت.[۷۸] همینطور وی شیعه‌ها امام علی(ع) را کاوش کرده و به شهیدشدن می رساند. طبری می‌نویسد وقتی که حجاج شورشیان بر عثمان بن عفان و شیعه ها امام علی(ع) را کاوش، بازداشت و به شهید شدن می رساند، اسماء بن خارجه بعضا شورشیان و برخی شیعه ها پررنگ مانند کمیل بن زیاد را به حجاج معرفی مسجد امین مشهد نمود.[۷۹]

ابن ابی الحدید نیز این مقاله را پذیرش کرده و در تعریف کشتار شیعه‌ها بوسیله حجاج به گزارش امام باقر(ع) می گوید:

... حجاج شیعه‌ها را می‌کشت و به خرد‌ترین ظن و تهمتی دستگیر میکرد. به حدی که درباره مردی گفته میشد زندیق یا این که کافر میباشد، خوب بود از اینکه او را شیعه علی معرفی نمایند.[۸۰]
مسعودی ذکر می دارد روزی حجاج به عبدالله بن هانی (از نزدیکان حجاج که صورتی زشت داشت) اعلام کرد بستگان شما هیچ منقبتی ندارد. ابن هانی به مطرح شدن مناقب خویشاوندان خویش پرداخت و حجاج بعد از هر مطلبی، می‌بیان کرد:‌ "آری (این منقبتی میباشد)". تا زمانی که ابن هانی اعلام‌کرد مجموع اشخاص بستگان اینجانب، شتم و لعن ابوتراب (حضرت علی) را کرده‌اند و همینطور به ابوتراب دو پسرش و همینطور مامان فرزندانش (حضرت فاطمه) را نیز اضافه می‌نمایند. حجاج بعداز آن بیان کرد: "به معبود عهد این منقبتی میباشد."[۸۱]

اهانت به منبر رسول اكرم‌ (ص) و شهر مدینه منوره، به تأخیرانداختن نماز،[۸۲] بر‌خیس شمردن خلیفه اموی از ملائکه و پیامبران و نبی خداوند،[۸۳] و اطاعت از خویش را از اطاعت پروردگار واجب‌خیس درک کردن[۸۴] از سایر مواقعی میباشد که در معاش حجاج تصویب شد‌ه‌است.

وفات
نفرین سعید بن جیبر
بعضا انگیزه مرگ حجاج را دعای سعید بن جبیر دانسته‌اند. سعید برای مثال افرادی بود که به دست حجاج به قتل رسید. او پیش از مرگ خود دعا کرد: «اللّهمّ لا تسلّطه علی احد...؛ خدایا این جانی را بعد از اینجانب بر احدی مسلّط مگردان.»[۸۵] گفته‌اند بیش تر از ۴۰ روز بعد از قتل سعید، حجّاج زنده نماند.[۸۶] تا موقعی که زنده بود، همواره سعید را در خواب می‌روئت کرد، در حالی که گریبانش را گرفته، می‌ذکر کرد: معاند خداوند! چرا من را کشتی؟ حجّاج در‌این هنگام از خواب میپرید و می‌اعلام‌کرد: مالی و لسعید، مالی و لسعید؛ منرا با سعید چه شغل![۸۷]

وفات حجاج
حجاج در رمضان یا این که شوال سال ۹۵ مرد.[۸۸] او به جانشین خویش، یزید بن ابی‌مسلم، وصیت کرده بود اورا مخفیانه دفن نماید و روی قبرش آب بریزد و آن را محو کند تا کسی مکان آن را نداند و نبش قبر نکند.[۸۹]

خویشان حجاج
در زمان خلافت سلیمان‌ بن عبدالملک، قبیله حجاج در معرض شکنجه و تعقیب و مصادره اموال قرار گرفتند و به امر خلیفه اموی، حجاج را بر منابر لعن و نفرین کردند.[۹۰] در روزگار خلافت قدمت بن عبدالعزیز، فامیل و خویشان حجاج به یمن تبعید شدند.[۹۱]

پانویس
صدقی عمد، ۱۹۷۲، ص ۸۳
ر.ک: خلیفةبن خیاط، ص ۱۲۵؛ ابوزرعه دمشقی، ج ۲، ص ۷۰۰؛ ابن‌عساکر، ج ۱۲، ص ۱۱۵، ۱۹۷، قس ص ۱۹۸
طبری، ج ۵، ص ۱۷۲
ابن‌حجر عسقلانی، ج ۲، ص ۱۸۶
رجوع‌کنید به جاحظ، ۱۹۴۸، ج۱، ص ۳۲۴
ابن‌خلدون، ج۱، ص۴۰
ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۳۹۵ـ ۳۹۶
بلاذری، انساب الاشراف،۱۴۱۷ ق.
مراجعه کنید به ابن عبدربه،‌ ۱۹۹۰، ج۵، ص ۳۱
ابن‌نباته، ۱۹۶۴، ص۱۷۰
صدقی عمد، ۱۹۷۲، ص ۹۱
ابن‌عساکر، ۲۰۰۱، ج ۱۲، ص ۱۱۳

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 14
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:15

برخی احتمال داده‌اند قبر او در کوفه میباشد.[۴۱] بعضا نیز قبر او را در حَلحُول از توابع الخَلیل در فلسطین دانسته میباشد.[۴۲] بعضا نیز مبتنی بر روایتی از امام علی(ع) قبر او را در کنار مسجد الحَمراء، یک کدام از چهار مساجد دارنده قداست در کوفه، دانسته‌اند.[۴۳][یادداشت ۳]علامه مجلسی تصریح کرده که هیچ روایتی که قبر یونس را در مسجد الحمراء بداند نیافته میباشد. [۴۴] در بعضی منابع نیز مسجد حمراء به مسجد یونس بن مَتّی منسوب میباشد.[۴۵] براساس گزارشی امام علی(ع) در‌این مسجد نماز خوانده میباشد بعد به قصد زیارت یونس به مرقد او رفته مسجد امین مشهد میباشد.[۴۶]

مبنی بر گزارشی دیگر آرامگاه یونس بن متی در حوزه‌‌ای در حدود موصل جای دارد.[۴۷] بعضی وجود آرامگاه یونس در حوالی موصل را به عهد و پیمان پر اسم و رسم نسبت داده‌اند.[۴۸]

اماکن منسوب
در منابع تاریخی اماکن زیادی به یونس(ع) نسبت داده شده میباشد. برخی از این اماکن به محل دفن او مربوط میگردد. اختلاف در مدفن او موجب گردیده بیشتراز یک جای به حرم او منسوب گردد.

دیر یونس
دیر یونس مکانی که به یونس منسوب میباشد و در شرق دجله و در حدود موصل جای دارد. در کنار این دیر چشمه‌ای میباشد که به چشه یونس دارای شهرت میباشد و که برای تبرک درین چشمه غسل می‌نمایند.[۴۹]

رده یونس در الخلیل فلسطین

مسجد و حرم منسوب به یونس پیامبر، در حوالی شهر الخلیل
بر طبق بعضا منابع یونس(ع) در فلسطین مدفون میباشد.[۵۰] در شهر حَلحُول، ۵ کیلومتری شمال الخلیل در فلسطین، بقاع‌ای به یونس منسوب میباشد. این بقاع آیتم احترام یهودیان، مسیحیان و مسلمانها میباشد. [۵۱] همینطور مرتفع‌ترین کوه در ناحیه الخلیل به جبل یونس دارای شهرت میباشد.[۵۲]

منزلت یونس در موصل عراق
گروهی از مورخان مدفن یونس را در محل مأموریت خویش در حیطه باستانی نینوا در استانهای شمالی عراق می دانند.[۵۳] برهمین اساس در حومه شهر سابق موصل جایگاه و مسجدی به یونس(ع) منسوب میباشد.[۵۴] این منزلت در عصر سیطره دسته تروریستی داعش در موصل عراق به وسیله ارکان این مجموعه تخریب شد.[۵۵]

تپه توبه
در حیطه نینوا تپه‌ای به اسم تپه توبه وجود داشته میباشد. منازلی برای زائران این تپه به وسیله جمیله دختر ناصرالدوله حمدانی، قاضی دولت حمدانیان به مرکزیت موصل، ساخته شد و موقوفاتی برای آن تاسیس شده است.[۵۶] در بعضا منابع، هفت توشه زیارت این تپه موازی یک حج دانسته گردیده است.[۵۷] این جای جایی میباشد که قوم و قبیله یونس وقتی که عذاب را دیدند آنجا رفته و توبه کردند.[۵۸]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 19
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:18


خیران خادم راوی امامی قرن دوم و سوم هجری که خدمتکار امام رضا(ع) و نماینده قانونی امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بود. رجالیانی زیرا روحانی طوسی، اورا توثیق کرده‌اند.بعضی رجالیان با استناد به یک کدام از مکاتبات امام هادی(ع) با خیران، منزلت او‌را بالاتر از وکالت بیان کرده‌اند. راویانی مانند علی بن مهزیار اهوازی و سهل وآسان بن زیاد رازی از وی قصه نقل مسجد امین مشهد کرده‌اند.

کنیه
از نسب و لقب‌اش در کتاب ها رجالی حافظه نشده میباشد.[۱] کنیه وی اَسباطی[۲] و قَراطیسی[۳] مذکور میباشد. ظاهراً قارطیسی محرّف فراطیسی میباشد، چنان که بنابر گزارش مسعودی[۴] خیران خادمِ فراطیس، مامان واثق بالله –خلیفه عباسی (حکومت: ۲۲۷-۲۳۲) - بوده و از این رو به فراطیسی آوازه داشته میباشد.[۵]

مصاحبت با ائمه(ع)
خیران خدمتکار امام رضا(ع)[۶] و نماینده قانونی امام جواد(ع) و امام هادی(ع) بود.[۷] از مصاحبت‌ وی با امام هادی(ع) و پیش‌گویی آن حضرت دربارۀ بعضا اتفاق ها و همینطور احترام و تواضع خیران در قبال آن حضرت روایاتی در اختیار میباشد.[۸]

وثاقت
روضه خوان طوسی اورا توثیق کرده[۹] و ابن شهر آشوب او را از اصحاب موثق امام هادی(ع) شمرده میباشد.[۱۰] امام هادی(ع) در یکی مکاتبات، لحاظ او‌را با رأی خویش یکسان دانسته و اطاعت از اورا همانند اطاعت از خویش شمرده میباشد.[۱۱] بعضا رجالیان این تفسیر را بالاتر از وکالت و دالّ بر وثاقت و جلالت قدر او دانسته‌اند.[۱۲]

داستان
روایاتی در نص بر امامت امام جواد(ع) و امام هادی(ع) به واسطۀ خیرانی، که احتمال داده‌اند پسر وی باشد،[۱۳] از خیران نقل شد‌ه‌است.[۱۴]

آنچه از احادیث شرعی وی در اختیار میباشد، مکاتبه‌ای میباشد با یک کدام از امامان دربارۀ حکم نماز با خرقه کثیف به خمر یا این که گوشت خوک.[۱۵] فقها و برخی رجالیان احتمال داده‌اند این طومار برای امام راستگو(ع) نبی گردیده باشد و زیرا بعید میباشد خیران مجال آن امام را فهم و شعور کرده‌باشد، در استناد این طومار به وی شک کرده‌اند.[۱۶]

ماجرا کنندگان از وی
حسن بن علی وشاء بغدادی، حسین بن محمد بن عمران اشعری،علی بن مهزیار اهوازی و سهل و آسان بن زیاد آدمی از وی داستان نقل کرده‌اند.[۱۷]

تألیف
او کتابی نیز داشته که محمد بن عیسی عُبَیدی، از اصحاب امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) ، آن را نقل نموده است.[۱۸]

پانویس
قس ابن بابویه، کتاب الخصال، علی اکبر غفاری، قم ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۵۶۴: خیران بن داهر؛ طوسی، ۱۴۱۵، ص۳۸۶: خیران بن اسحاق؛ نیز رک: زنجانی، کتاب الجامع فی الرجال،قم: ۱۳۹۴ق، ص۷۳۴؛ دین دار ابطحی، تهذیب المقال، قم: ۱۴۱۷ق، ج۵، صص۴۲۷- ۴۲۹، که احتمال داده‌اند به عبارتی خیران خادم باشد.
کلینی، کافی،۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۸؛ قس زنجانی، کتاب الجامع فی الرجال، قم: ۱۳۹۴ق،ص۷۳۴: ساباطی.
کشی، سپردن معرفة الرجال، تلخیص محمد بن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ش،ص۶۰۸- ۶۰۹؛ قس شوشتری، ج۴، ص۲۲۴، که آن را محرّف اسباطی دانسته.
مسعودی، ثابت الوصیة، قم: ۱۳۸۲ش، ص۲۳۲.
قس کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۴۹۸؛ موءثر، الارشاد،بیروت: ۱۴۱۴ق/۱۹۹۳م، ج۲، ص۳۰۱.
نجاشی، رجال، ص۱۵۵.
برقی، رجال، ص۵۸؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۳۲۴؛ طوسی، ۱۴۱۵، ص۳۸۶.
رک: کشی، سپردن معرفة الرجال، صص۶۱۰- ۶۱۱؛ کلینی، کافی، ج۱، ص۴۹۸.
طوسی، رجال،چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم: ۱۴۲۳ق، ص۳۸۶.
ابن شهر آشوب، مناقب، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم: بی‌تا،ج۴، ص۴۰۲.
کشی، سپردن معرفة الرجال،تلخیص محمد بن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد: ۱۳۴۸ش، ص۶۱۱.
رک: مامقانی، تنقیح المقال، چاپ محیی الدین مامقانی، قم: ۱۴۲۳ق، ج۲۶، ص۸۴؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۶۹ش،ج۷، ص۸۵.
رک: شوشتری، ج۱۲، ص۳۲؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۹۴.
کلینی، کافی، ج۱، صص۳۲۲، ۳۲۴، ۳۸۴؛ اثرگذار، الارشاد، ج۲، صص۲۷۵، ۲۷۹، ۲۹۸- ۲۹۹.
رک: کلینی، کافی، ج۳، ص۴۰۵؛ طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۲۷۹، ج۲، صص۳۵۸- ۳۵۹.
رک: بحرانی، الحدائق الناضرة، ج۵، ص۱۰۰؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۸۶.
رک: خویی، معجم رجال الحدیث، ج۷، ص۸۵؛

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 19
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 21:59


تقریرات درس وی

درس بیرون آیت الله حجت کوه کمره ای
بعضی از شاگردان حجت، تقریرات درس اورا نگاشته‌اند، که ورژن‌های خطی شماری از آنها در کتابخانه فردی وی بوده میباشد.[۳۵] درس وی در سوژه بیع، به خودکار یکی شاگردانش، یحیی فاضل‌همدانی، در ۱۳۳۳ق/۱۳۷۳ش در قم چاپ شد. همینطور تقریر دیگری از این سوژه به خودکار ابوطالب تجلیل تبریزی، با تیتر البیع در به عبارتی سال در تبریز و توشه دیگر در ۱۳۶۸ش در قم به چاپ مسجد امین مشهد ر سید.[۳۶]

علی صافی گلپایگانی نیز تقریرات درس بیرون اصول فقه اورا با تیتر المَحَجَّه فی تقریرات الحُجَّه نوشت که در ۱۳۷۷ش در قم چاپ شد.

محافظت ارثیه علمی شیعه
حجت کوه‌کمری به عده‌آوری و نگاهداری به جا مانده شیعه بسیار عشق‌مند بود و از این‌رو از مجال اقامت در نجف، ورژن‌های خطی ارزشمندی را در کتابخانه فردی خویش گردآوری کرد.[۳۷]

فهرستی از این اثر ها در ۱۳۷۷ش به کوشش سیدجعفر حسینی اشکوری با تصویب شصت تاثیر منتشر گردیده، اما بعضا منابع[۳۸] تعداد آن ها را ۱۲۵ تاثیر دانسته‌اند. اثر ها و تألیفات سیدحسین کوه‌کمری و تقریرات نگاشته گردیده شاگردان وی هم نزد محمد حجت بوده میباشد.[۳۹] گروه نسخه ها خطی کتابخانه محمد حجت کوه‌کمری اکنون در کتابخانه آیت‌اللّه مرعشی نجفی حفظ می شود.[۴۰]

تعبیر دارای شهرت التبیان فی تعبیروتفسیر القرآن تألیف روضه خوان طوسی اول‌توشه به سعی میرزا علی آقا شیرازی و دفاع سیدمحمد حجت، در دو مجلد، در مسافت سالهای ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۵ق/ ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۵ش در طهران چاپ سنگی شد.[۴۱][۴۲]

کار‌های اجتماعی

مراسم افتتاحیه مکتب حجتیه قم
اداره حوزه علمیه قم و مرجعیت:
سیدمحمد حجت، بعد از وفات حائری‌یزدی، همپا با سید محمد تقی خوانساری و سید صدرالدین صدر، اداره حوزه علمیه قم را برعهده گرفت. این سه دانا، معروف به مراجع ثلاث، در وقتی این مسئولیت را برعهده گرفتند که احوال سیاسی و مشقت بار‌گیری‌های رضا پهلوی، فرمان روا وقت جمهوری اسلامی ایران، درباره عمل‌های فقاهتی و تنگناهای ساخت گردیده در زمینه‌ی عالمان فقهی، حوزه قم را در حال و روز دشواری قرار داده بود. حجت کوه‌کمری در‌این وضع و اوضاع، بیشتر بر ساماندهی حوزه و مطالعه به احوال معیشتی طلاب اهتمام داشت. او که بعد از وفات حائری‌یزدی، یکی مراجع تبعیت گردیده بود و به دنبال درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی در ۱۳۲۶ش و حاج آقا حسین قمی در ۱۳۲۷ش، از مراجع تبعیت جهانی شد و اشخاص متعددی، به‌ویژه در حوزه‌ آذربایجان به او برگشت کردند.[۴۳]

تاسیس مکتب علمیه حجتیه قم:
حجت کوه کمری در قم، مکتب علمیه‌ای به اسم مکتب حجتیه با نقشه پیشنهادی علامه طباطبایی ایجاد کرد.[۴۴] بنای این مکتب از ۱۳۲۴ش شروع شد. این مکتب ضمن محل سکونت طلاب و مدرّسان، دارنده مسجد و کتابخانه نیز بود و از مدرسه های اصلی و تعالی آن فرصت به شمار میرفت.[۴۵] فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه مکتب حجّتیه، به سعی رضا استادی، در ۱۳۵۴ش به چاپ رسید.

تأسیس کتابخانه مکتب علمیه حجتیه قم؛این کتابخانه که کتاب‌های خویش سید محمد حجت و نیز کتاب‌های اهدایی روحانی عبدالکریم را در خویش مکان داده اکنون بیش تر از سیزده هزار جلد کتاب چاپی و سنگی و نیز ۷۲۰ جلد کتاب خطی دارااست.[۴۶]
عده‌آوری کتاب‌ها و ورژن‌های خطی از نوشته‌های علماء: این اثر ها در کتابخانه سری فرزندش، سید حسن حجت میباشد و فهرستی از آن نیز منتشر گردیده‌است.
احیای جلسات درس کردار: با درخواست سید محمد حجت جلسات اخلاقی بوسیله اساتیدی زیرا آیت اللّه حاج روضه خوان عبّاس تهرانی(۱۳۰۹-۱۳۸۵ق. مدفون در بقاع حضرت معصومه قم) و آیت الله سید حسین فاطمی قمی مالک کتاب درر الاخبار در مکتب حجتیه دایر شوید.[۴۷][۴۸]
مسائل سیاسی
او در مسائل سیاسی بسیار معدود دخالت میکرد. البته زیرا رضاخان فرمان کشف عفاف اعطا کرد٬ او طومار‌ای به آیت الله سید محمد بهبهانی فرستاد و از وی خواست مراتب نگرانی و مخالفتش را به دولتمردان اعلام کند. متن تلگرام حجت اینگونه بود: بسم الله الرحمن الرحیم به شرف پهنا بهتر می رساند، خیلی مطلوب میباشد که حضرت مستطاب خوب به اولیای کارها یاد‌آوری دهید که در بلاد اسلامی امری که مخالفت آن- از جهاتی- با شریعت مقدسه محرز میباشد، اجراء آن نا ممکن میباشد و ساخت و ساز مفاسد خواهد نمود. از مساعی جمیله حضرتعالی قدردانی می نمایم. الاحقر محمّد الحسینی الکوهکمری[۴۹]

در هر حالا شیوه عام سید محمد حجت، اجتناب از عکس العمل فعال با مسائل سیاسی و رویا رویی بی واسطه با حکومت بود و از این‌رو، در روزگار مرجعیت خویش از ملاقات کردن با سلطان وقت و دیگر رجال حکومتی دوری می کرد و آنها‌را به حضور نمی‌به عهده گرفت.[۵۰]

خصلت‌های اخلاقی
پرهیزکاری، بردباری، دوری شدید از تظاهر و خاطر کارکشته حجت را ستوده‌اند.[۵۱] مرتضی مطهری نیز، از عزم قادر وی خاطر نموده است. او به شدت از آوازه خودداری داشت و در طی مرجعیت خویش اذن نداد در مجالس و منبرها نامی از وی برده خواهد شد یا این که عکس وی در نشریات چاپ خواهد شد.[۵۲]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 20
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 14:55


زیارت‌طومار حضرت معصومه(س) زیارت‌طومار‌ای برای حضرت معصومه(س) دختر امام موسی کاظم(ع)، امام هفتم شیعه‌ها میباشد. عالمان شیعه جایگاه فاطمه معصومه را بسیار بلند میدانند و عنایت اکثری به زیارت وی میدهند. طبق روایتی از امام رضا گفته شده، هرکس فاطمه معصومه(س) را زیارت نماید وارد پردیس مسجد امین مشهد میگردد.

زیارت‌طومار فاطمهٔ معصومه را علامه مجلسی به امام رضا(ع) نسبت داده میباشد. این زیارت‌طومار در کتاب‌های بحارالانوار و تحفة الزائر، هر دو تاثیر علامه مجلسی، نقل گردیده است. در عبارتی از این زیارت‌طومار آمده میباشد «یَا فاطِمَهُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ» که به جایگاه شفاعت حضرت معصومه(س) اشاره می‌نماید. بعضی از دانشمندان به مدرک و متن زیارت‌طومار اشکالاتی وارد کرده‌اند؛ بااین‌هم اکنون، عالمان شیعه آن را از باب تَسامُح در ادلّهٔ سنن می‌پذیرند.

رده حضرت معصومه و زیارت وی
همینطور مشاهده کنید: حضرت معصومه درود الله علیها

خوشنویسی حدیث «اینجانب زارها عارفا بحقها فله الجنة» به خط ثلث، تاثیر احمد عبدالرضایی بر روی کاشی‌های بقاع حضرت معصومه(س)
علمای شیعه منزلت والایی برای فاطمه معصومه قائل‌اند و روایاتی در خصوص رده وی و مداقه زیارتش نقل می‌نمایند. از جمله، علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار به حدیثی از امام راستگو(ع) پرداخته که طبق آن، شیعه ها با شفاعت حضرت معصومه(س) به فردوس وارد می شوند.[۱]

ابن‌قولویه قمی، در کتاب بدون نقص‌الزیارات، دو قصه بر فضیلت زیارت فاطمه معصومه(س) نقل نموده است:

امام رضا(ع): «مَن زارها فلَه الجنَّة؛ هرکس فاطمه معصومه(س) را زیارت نماید وارد فردوس میشود.»
امام جواد(ع): «مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِی بِقُمَّ فَلَهُ الْجَنَّةُ؛ هر که مزار عمّه‌ام در قم را زیارت نماید اهـل پردیس میباشد.»[۲]
در کتاب موسوعة زیارات المعصومین علیهم‌السلام نیز به گزارش امام راستگو(ع) آمده که زیارت حضرت معصومه(س) هم اندازه فردوس میباشد.[۳] گفته‌اند حضرت فاطمه(س) و حضرت معصومه تنهازنانی‌اند که زیارت‌طومار مأثور (زیارت‌طومار‌ای که مدرک آن به معصوم میرسد) دارا‌هستند.[۴]

متن و ترجمه زیارت‌طومار
زیارت‌طومارٔ حضرت معصومه را علامه مجلسی در کتاب‌های زادالمعاد، بحارالانوار و تُحفةالزّائر، به گزارش امام رضا(ع) ماجرا نموده است.[۵] اما وی در تحفةالزائر بعد از بیان زیارت‌طومار، احتمال داده که متن آن ادامه حدیث امام رضا نباشد و علما آن را افزوده باشند.[۶] داستان علامه مجلسی در بحارالانوار بدین گستردن میباشد: در بعضا از کتاب‌های زیارات دیدم که علی بن ابراهیم از پدرش و وی از سَعد و وی از امام رضا(ع) اینگونه ماجرا نموده است: ای سعد، قبری از ما نزد شما می‌باشد. گفتم فدایت نحس، قبر فاطمه، دختر امام کاظم(ع) را میگویی؟ جواب بخشید بله. هرکس او‌را زیارت نماید، درحالی‌که به جایگاهش با خبر باشد، پردیس برای اوست. زمانی نزد قبر آن حضرت می رسی، بالای راز، رو به قبله بایست و ۳۴ رتبه «الله اکبر» و ۳۳ سکو «سُبْحانَ اللّٰه» و ۳۳ سکو «الْحَمْدُلِلّٰه» بگو. بعد بخوان:[۷

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 19
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:13


محمدباقر بهبهانی (۱۱۱۸ق ـ ۱۲۰۵ق)، دارای اسم و رسم به‌ وحید بهبهانی و ملقب به آقا، دانا، اصولی امامی قرن دوازدهم قمری. بهبهانی به «وحید بعد از ظهر» (یگانه زمانه) ملقب شد و به کنیه‌های دیگری همانند «مدرس اکبر»، «مدرس تمام»، «علامه ثانی» و «متفحص ثالث» دارای اسم و رسم میباشد. او با اخباری‌گری و اخباریان تندرو نزاع می کرد و با کار‌های وی اخباری‌گری به لبه رفت. وحید بهبهانی در کربلا درگذشت و در بقاع امام حسین(ع) مسجد امین مشهد دفن شد.

همایش بزرگداشت وحید بهبهانی، با مقصود رسیدگی اثر ها و نظرها علمی وی در سال ۱۳۹۴ش در کربلا برگزار شد و از تیم کتاب‌هایی مربوط به معاش‌طومار، شاگردان و نگرش‌های شرعی، اصولی، حدیثی وی، رونمایی شوید.

معاش‌طومار
محمدباقر بهبهانی در اصفهان و در سال ۱۱۱۸ قمری به دنیا آمد.[۱] پدرش، محمداکمل اصفهانی، از شاگردان علامه مجلسی بود[۲] و مادرش دختر آقانورالدین بن ملا پارسا مازندرانی بوده میباشد.[۳] بهبهانی از احفاد محمدباقر مجلسی میباشد.[۴]

وحید بهبهانی هشتاد و سه سال قدمت کرد و در اواخر قدمت، درس و دعوا را سوراخ نمود و فقط به درس دادن تفصیل لمعه در کربلا اکتفا کرد و امر کرد که شاگردش، بحرالعلوم به نجف بازگردد و مستقلاً به تشکیل حوزه درس و مشاجره و تفحص به کارها شیعه‌ها بپردازد.[مستلزم منبع] بهبهانی در ۲۹ شوال سال ۱۲۰۵ق (۱۰ تیر سال ۱۱۷۰ خورشیدی) وفات کرد و در کربلا در مقبره امام حسین(ع) و در زیر‌پای شهدای کربلا به خاک ودیعت شد.[۵]

فرزندان
او‌لین فرزند وحید به اسم محمد علی، فقیهی معروف در کرمانشاه بود. فرزند دیگر او عبدالحسین اسم داشت که در زمان مرجعیت پدرش کارها مالی و رسیدگی استفتائات بر ذمه وی بوده میباشد.[۶]

او دختری نیز داشته که همسر سید علی طباطبایی (صاحب و مالک ریاض) شد و از فرزندان وی سید محمد طباطبایی مجاهد (متوفی ۱۲۴۲)، صاحب و مالک المناهل میباشد که فتوای جهاد علیه روسیه تزاری را در طی فتحعلی سلطان قاجار صادر کرد.[۷]

تحصیلات
وحید بهبهانی زمانه کودکی و نوجوانی را در اصفهان طی کرد و علم ها عقلی را ابتدا نزد پدرش فراگرفت[۸] و بعداز مرگ بابا و هجوم و اشراف محمود افغان بر اصفهان در ۱۱۳۵ق، از اصفهان بیرون و در بهبهان و حوالی آن اقامت گزید و بدان جهت به بهبهانی آوازه یافت.[۹] بهبهانی چندی آن‌گاه راهی عراق شد. در نجف از اساتیدی زیرا سید محمد طباطبایی بروجردی (بابا همسرش)، سید صدرالدین قمی همدانی (شارح وافیة الاصول) بهره مند شد.[۱۰] او از بابا و نیز سید صدرالدین قمی و سید محمد بروجردی اذن داستان اخذ نموده بود.[۱۱]

محمدباقر بهبهانی بعداز کامل شدن علم آموزی در عراق، راهی بهبهان شد و دربین سال‌های ۱۱۴۰ تا ۱۱۷۰ق حدود سی سال در آنجا سکونت داشت.[۱۲] برخی ادله مسافرت بهبهانی را به بهبهان، شرایط آهسته این حوزه‌ دانسته که بعد از همهمه حال و روز اصفهان، پناهگاه اهل دانش شده بود، دلیل دیگر رویا رویی با مسلک اخباری بوده که در آن مجال به وسیله عبدالله سماهیجی بحرینی (متوفی ۱۱۳۵ق) در بهبهان رونق یافته و بعد از وی شاگردش سید عبدالله بلادی (متوفی ۱۱۶۵ق) آن را دنبال میکرد.[۱۳]
وحید بهبهانی بعد از رویا رویی علمی پیگیر با شیوه اخباری در بهبهان به رخداد عده ای از خویشان و عشایر محلی به کربلا رفت و در آنجا سکنی گزید و تا نقطه پايان قدمت در آنجا ماند.[۱۴] نقل شده محمدباقر بهبهانی به‌ معلم الکلّ فی الکلّ پر اسم و رسم میباشد.[۱۵]

شاگردان
در منابع، اسم شاگردان دارای شهرت بهبهانی که بعضا از او اذن قصه اخذ کرده‌اند، تا چهل نفر نام برده میباشد.[۱۶] وی چهار طلبه مبرّز به اسم مهدی داشت.[۱۷]. اسم بعضی از شاگردان وی عبارتند از:

ملا مهدی نراقی (متوفی ۱۲۰۹)
سید محمد مهدی طباطبایی معروف به بحرالعلوم (متوفی ۱۲۱۲)
سید محمدمهدی خراسانی
سید مهدی شهرستانی
محمدصالح برغانی (متوفی ۱۲۷۴)
ابوعلی حائری، مؤلف منتهی المقال (متوفی ۱۲۱۵)
سید محمدجواد عاملی، مؤلف مفتاح الکرامة (متوفی ۱۲۲۶)
روضه خوان جعفر نجفی، کشف کننده الغطاء (متوفی ۱۲۲۸)
میرزای قمی، مؤلف مقررات (متوفی ۱۲۳۱)
سید علی طباطبایی، مؤلف ریاض المسائل (متوفی ۱۲۳۱)
روحانی اسدالله کاظمی، مؤلف مَفریمِس الانوار (متوفی ۱۲۳۴)
ملا احمد نراقی (متوفی ۱۲۴۵)
محمدتقی رازی اصفهانی، مؤلف هدایة المسترشدین (متوفی ۱۲۴۸)
محمدابراهیم کلباسی اصفهانی (متوفی ۱۲۶۱)
سید محمدحسن زنوزی خویی، مؤلف ریاض الجنّة (متوفی ۱۲۴۶)[۱۸]
اثرها
محمدباقر بهبهانی بر ابواب عبادات کتاب مفاتیح الشرایع تاثیر نتیجه کاشانی تفصیل و بر مدارک الاحکام نوشته سید محمد موسوی عاملی حاشیه ها نوشته میباشد. او در دانش رجال و حدیث نیز پژوهش ها رجالی داشت که به طور تعلیقه بر کتاب (منهج المقال) میباشد و کوشیده تا راویانی را که برهان روشنی بر وثاقت آن ها وجود ندارد به یاری قرائن توثیق نماید و از این جهت آیتم عیب گیری رجال‌شناسان متأخّر قرار گرفته میباشد.[۱۹]

از وحید بهبهانی، ۱۱۹ رساله و کتاب برجای باقیمانده که شماری از آن‌ها عبارتند از:

الحاشیه علی مدارک الاحکام
الرسائل الأصولیة
الرسائل الفقهیة
الفوائد الحائریة
حاشیة الوافی (بهبهانی)
حاشیة مجمع الفایدة و البرهان
رساله عملیه (مع التعلیقات للمجدد الشیرازی)
مصابیح الظلام فی تفصیل مفاتیح الشرایع
ابطال القیاس
ثابت التحسین و التقبیح العقلیین
الاجتهاد و الاخبار
اصاله البرائه
اصاله الصحه فی المعاملات و عدمها
اصول الاسلام و الایمان
التعلیقه البهبهانیه
التقیه
کناره موعظه علامه
کناره تهذیب علامه
کناره بر تفصیل ارشادوراهنمایی الاذهان ملا احمد اردبیلی (پند الاذهان تألیف علامه حلی میباشد).
کناره مسالک الافهام
لبه معالم الاصول شهید ثانی
تفصیل مفاتیح الکلام[۲۰]
لبه بر کفایة المقتصد متفحص سبزواری
رساله ای در حلیت گردآوری دربین فاطمیتین در رد روحانی یوسف بحرانی‏
التحفة الحسینیه در صلاه و صوم این کتاب به همین اسم به فارسی برگردان گردیده‌است.[۲۱]
کناره بر منهج المقال میرزا محمد استرآبادی
رساله فایده ها ملحقه به خاصیت ها اصولیه موسوم به فایده ها جدیده
احکام زکات و خمس به لهجه فارسی
احکام حج به لهجه فارسی
رساله معاملات به گویش فارسی
رساله حرمت غناء
رساله حل شبهه جبر و سپردن
رساله عده دربین الاحادیث و اقسان آن
رساله اصول خمسه به لهجه فارسی
رساله حجیت استصحاب
رساله استحباب نماز آدینه و بطلان وجوب عینی آن[۲۲]
رسالة فی الکر
آداب التجارة[۲۳]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 17
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:35

عبدالملک‌ بن‌ سعید بن‌ حیان‌ بن‌ ابجر عجلی‌ کنانی‌ همْدانی‌ کوفی‌، دارای شهرت به اِبْن‌ِ‌اَبْجَرِ کنانی‌، نکنّی‌ به‌ ابوبکر میباشد. در کتاب ها‌ رجال‌ شیعه‌ از قبیله‌ ابجر به‌‌تیتر‌ خاندانی‌ در کوفه که‌ اشخاص آن‌ به‌‌طور ارثی‌ اهل‌ طبابت‌ بوده‌اند، و از عبدالملک‌ و برادرش‌ ابوعمر عبدالله، به‌‌تیتر‌ محّدثان‌ ثقه‌ نیز خاطر گردیده‌ میباشد‌.[۱] از معاش‌ او تدبیر‌ چندانی‌ در اختیار‌ وجود ندارد‌، البته در کتاب‌های رجالی‌، با همین‌ اسم‌ و علامت‌ و گاه‌ با اندکی‌ اختلاف‌، از وی حافظه گردیده‌ میباشد‌.[۲] به‌ نوشته ابن‌ حجر او در ۱۶۱ق‌[۳]و به‌ گفته نجاشی، عبدالملک‌ در ۲۴۰ق‌ زنده بوده میباشد‌. در مآخذ به‌ کوفی‌ بودن‌ وی تصریح‌ گردیده‌ میباشد‌.[۴] نجاشی بر تشیع‌ عبدالله‌ تصریح‌ داراست و به‌ حیث می رسد که‌ در تشیع‌ عبدالملک‌ نیز مکان شک مسجد امین مشهد نباشد.

طبابت
ابن‌ قتیبه‌[۵] و عجلی‌[۶] از طبابت‌ وی و بستگان‌ ابجر حافظه کرده‌اند. عجلی‌ به‌ ویژه‌ علم‌ او‌را در پزشکی‌ ستوده‌ و یادآور گردیده‌ میباشد‌ که‌ ابن‌ ابجر برای معالجه‌، مزد نمی‌گرفت‌.

مشایخ‌
در منابع‌ حافظه گردیده‌، از شعبی، عکرمه، طلحة بن‌ مصرف و واصل‌ بن‌ احدب به‌ تیتر‌ مشایخ‌ او در حدیث‌ خاطر گردیده‌ میباشد‌. بین‌ مشایخ‌ ابن‌ ابجر ظاهراً شعبی‌ زودتر از تمامی‌ درگذشته‌ میباشد‌ (۱۰۳ق‌). در منابع‌ شیعی‌ از مشایخ‌ عبدالملک‌ و افرادی‌ که‌ از وی داستان‌ کرده‌اند، ذکری به‌ در میان‌ نیامده‌ میباشد‌.

شاگردان
از فرزندش‌ عبدالرحمان‌، سفیان ثوری، زهیر بن‌ معاویه، عبیدالله‌ اشجعی، سفیان‌ بن‌ عُیینه و اَعمش به‌ تیتر‌ افرادی‌ که‌ از وی داستان‌ کرده‌اند، خاطر گردیده‌ میباشد‌.

درس دادن
ابن‌ ابی‌ اصیبعه[۷]، عبدالملک‌ را از اساتید مکتب اسکندریه در بعدازظهر بیزانس‌ به‌ شمار آورده‌ که‌ مدتی‌ پس‌ از فتح‌ مصر به‌ دست‌ مسلمانها‌، در زمانه‌ امارت‌ قدمت بن‌ عبدالعزیز بر اسکندریه‌ و به‌ تشویق‌ وی مسلمان‌ گردیده‌ و در شمار نزدیکان‌ او درآمده‌ بود.

اختلاف‌نظریات
ابن‌ ابی‌‌اصیبعه‌ تاریخ‌ گرویدن‌ او‌را به‌ اسلام‌ بیان نکرده‌ میباشد‌، البته ووستنفلد[۸] آن‌ را مرتبط با‌ حدود ۷۰ق‌/۶۸۹م‌ دانسته‌، و عبدالعزیز بن‌ مروان والی‌ مصر را محرک‌ وی در قبول‌ اسلام شمرده‌ میباشد‌.

ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ همینطور‌ از اعمش‌ و سفیان‌ به‌ تیتر‌ افرادی‌ که‌ بعضی‌ سخنان‌ مرتبط با‌ طریق‌های محافظت تندرستی‌ را از ابن‌ ابجر داستان‌ کرده‌اند، اسم‌ برده‌ و به‌ زمینه‌ جابجایی‌ مکتب پزشکی‌ از اسکندریه به‌ انطاکیه، که‌ در دوران خلافت‌ قدمت بن‌ عبدالعزیز (۹۹-۱۰۱ق‌/۷۱۸- ۷۲۰م‌) حادثه‌ زمین‌خورد، اشاره‌ کرده‌ میباشد‌.[۹]

ماجرا‌ سلیمان‌ ابن‌ مهران‌ رازی ملقب‌ به‌ اعمش‌ (درگذشت ۱۴۸ق‌) و سفیان بن عیینه (درگذشت ۱۹۸ق‌) و سفیان‌ الثوری (د ۱۶۲ق‌) از ابن‌ ابجر در بعضی‌ از کتاب ها‌ رجال‌ اهل سنت که‌ پیش‌ اسم‌ بردیم‌، آمده‌ میباشد‌، ولی حرف‌ ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ با دقت‌ به‌ مسافت وقتی‌ وقت گیر‌ فی مابین‌ فتح‌ مصر و بعدازظهر راویان‌ حافظه گردیده‌، مطلقاً اشتباه‌ میباشد‌. چه‌ با فرض‌ آنکه‌ عبدالملک‌ به‌ هنگام‌ سقوط اسکندریه‌ به‌ تیتر‌ معلم‌ طب‌، دست‌ نادر‌ ۳۰ سال‌ داشته‌ و با دقت‌ به‌ صحبت‌ ابن‌ حجر، حاکی‌ از زنده‌ بودن‌ او در ۱۶۱ق‌، می بایست بیش‌ از ۱۲۰ سال‌ زیسته‌ باشد.

به‌این‌ترتیب‌ در بین‌ استاد‌ مکتب اسکندریه‌ و عبدالملک‌ ابن‌ ابجر در منابع‌ اهل‌ سنت‌ و فردی‌ به‌ همین‌ اسم‌ در منابع‌ شیعی‌، به‌ ترتیب‌ نزدیک به ۸۰ سال‌ اختلاف‌ سنی‌ وجود داراست.

حیث سزگین‌
سزگین‌ برای حل‌ بخشی‌ از این‌ دشواری (ظاهراً، او منابع‌ شیعی‌ را ندیده‌ میباشد‌) دکتر معالج‌ مکتب اسکندریه‌ را ابجر و عبدالملک‌ محدث‌ را پسر او شمرده‌ و تصور کرده‌ میباشد‌ که‌ خطای ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ صرفا خلط دربین‌ بابا و پسر بوده‌ میباشد‌ و حقیقتاً ممکن‌ میباشد‌ در مکتب اسکندریه‌ شخصی به‌ اسم‌ ابجر به‌ درس دادن‌ درگیر‌ بوده‌ میباشد‌، [۱۰] ولی در شرایطی که‌ دیدیم‌، در کلیه کتاب ها‌ رجال‌، اسلاف‌ عبدالملک‌ به‌ اسم‌های عربی‌ معرفی‌ گردیده‌اند و درس دادن‌ یک‌ شخص عرب‌ در مکتب اسکندریه بعد از ظهر بیزانس‌ قابل‌ قبول‌ نمی‌کند[۱۱].

از سوی دیگر در قرن اولیه قمری، یک‌ دانشمند مسیحی به‌ اسم‌ ادفر، که‌ از کمیاب نیز اطلاعاتی‌ داشته‌، در اسکندریه‌ دارای شهرت‌ بوده‌ میباشد‌. به‌ لحاظ لکلرک‌، ادفر به عبارتی‌ میباشد‌ که‌ ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌، او را ابن‌ ابجر نامیده‌ میباشد‌[۱۲]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 18
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:38


منزلت علمی، طرز درس دادن

مجلس درس سید حسین بروجردی کنار صحن آستانه مقدسه قم
در اذن اجتهادی که استادش آخوند خراسانی برایش صادر کرده او‌را کسی دانسته که به نقط ی اوج اجتهاد مطلق نائل گشته و آحاد مناصبی را که مجتهد مطلق حائز میباشد. (مانند: فتوا دادن و قضاوت) برای وی اثبات و پیروی از او‌را بر عموم واجب و مخالفت با اورا حرام دانسته مسجد امین مشهد میباشد.[۲۹] [یادداشت ۱]

شیوه وی در درس دادن دانش اصول، بی آلایش گویی و کوتاه کردن مطالب و اجتناب از مباحث زائد بود. وی همانند علمای سلف مثل روضه خوان اثر گذار، سید مرتضی، روضه خوان طوسی، روضه خوان طبرسی و علامه بحرالعلوم، در علم ها اسلامی دارنده جامعیت بود. در فقه طریق ای استنباطی را به فعالیت پیروزی. خلال این، به تتبع و کاوش در اقوال پیشینیان و اظهار نظر قدما در فقه (چه شیعه و چه سنی) می پرداخت.

وی در دانش رجال روشی منحصر و ابتکاری داشت. سندهای روایات کتاب کافی، تهذیب، استبصار و… را از متن ها آن ها جداگانه کرده و با تمرکز رسیدگی می کرد و این شغل دست‌آوردهای ارزشمندی بخش دانشمندان می کرد.

خصوصیت‌های فردی و اخلاقی
اخلاص: وی پروردگار را با آحاد وجود یقین کرده بود، هر وقت حرف از سرویس ها وی به دربین می‌آمد، می‌اعلام‌کرد: «خلص العمل فان الناقد بصیر؛ شغل خویش را خالص کن چون بازرس کار بسیار بیناست.»[۳۰]
شوق واشتیاق به آموزش دانش: وی تا پایان قدمت لحظه‌ای دست از حصول دانش و معرفت برنداشت. از وی نقل میباشد که: «اینجانب از مطالعات علمی خسته نمیشوم؛ بلکه هرگاه از شغل های دیگر خسته می شوم، با مطالعات علمی خستگی خویش را رفع می کنم.»[۳۱]
سعه صدر: وی در عین اقتدار و بضاعت، تملک نفس نشانه داده؛ بی‌مهری‌های معارضان خویش را با گستردن صدر شگفت‌انگیزی نادیده می‌گرفت و از لغزش‌های آنها صرف حیث میکرد و این خویش یک کدام از عامل ها بسیار اصلی در سازمان یافتن سر کردگی بدون نقص و بلاعزل برای وی بود.[۳۲]
اهتمام به آئین: در واپسین روزهای عمرشان زمانی خبر دادند پرفسور موریس دارای تخصص قلب، از پاریس برای درمان وی به قم آمده میباشد، وی را به حضور نپذیرفتند و از ملازمان خواستند اتاق را تروتمیز نمایند و کتف‌ای به وی بدهند تا محاسن خویش را آراسته نماید و هنگامی به وی پهنا کردند؛ اشکالی ندارد؛ زیرا درحال حاضر شما خیلی عالی وجود ندارد؛ گفته بود: «اینجانب امروز پیشوای مسلمین هستم، نباید در مقابل یک بیگانه به‌این اکنون باشم.»[۳۳]
کظم غیظ: آیت‌الله بروجردی در کارها دنیایی با خویش عهد و پیمان کرده بود، در‌حالتی که عصبانی گردد 1سال آحاد روزه بگیرد و یک توشه که عصبانی شد، یک‌سال کل (به غیر از روزهای حرام) روزه گرفت.[۳۴]
آرزوی شهید شدن: آیت‌الله سید محمد رضا گلپایگانی نقل می‌نماید: «مرحوم آیت‌الله بروجردی بسیار اظهار تأسف می کردند، به منجر این که با آماده شدن مسئله شهید شدن، این سود گران قدر را ادراک نکردند و به رده شهید شدن نایل نشدند.»[۳۵]
پر‌نور‌بینی: مرتضی مطهری میگوید: «یک کدام از مزایای پر رنگ آیت‌الله بروجردی که نماینده روش اندیشه پر‌نور او بود، عشق و علاقه‌مندی او به تأسیس مدرسه ابتدایی‌ها و متوسطه‌های تازه پایین لحاظ سرپرستان متدین بود که علم آموزان را هم دانش بیاموزند و هم آئین. وی دیانت عموم را در بی‌خبری و بی‌اطلاعی و بی‌سوادی کاوش نمی کرد؛ بلکه معتقد بود که در حالتی‌که عموم فقید شوند و آیین هم به‌طور درست و سنجیده به آن ها یاد دادن خواهد شد؛ هم عالم خواهند شد و هم متدین. آن یه خرده که اینجانب استحضار دارم، مبالغ متعددی از وجوه و سهم امام را اذن اعطا کرد که صرف تأسیس برخی از متوسطه‌ها خواهد شد.»[۳۶]
مؤمن حقیقی وواقعی:
علامه طهرانی هنگام تشرف به قم بعداز زیارت حضرت معصومه مقید به زیارت قبر وی بوده و موقع حضور در کنار قبر آیت‌الله بروجردی دست بر قبر وی نهاده و گفته میباشد: «أشهد أنّک مؤمن حقّاً»[۳۷]

یاد قادر:
آیت‌الله بروجردی حتّی بر ادبیّات عرب اشراف داشت و أشعار ألفیّه ابن‌صاحب و لغات مغنی‌اللبیب و مطوّل را از مراقبت میخواند. برخی اوقات آقا روضه خوان قاسم نحوی در مجلس درس وی گونه های می کرد و وی در جواب یک خط از مغنی را از مراقبت می‌خواندند.[۳۸]

اقدامات مذهبی و اجتماعی

مسجد اعظم قم در جوار بقعه حضرت معصومه(س) به ابتکار عمل و پیگیری آیت‌الله بروجردی ساخته شد
دفاع از نیازمندان: در سالهای انتها حضور وی در بروجرد به انگیزه نزاع دوم جهانی، ارزش آذوقه و مواد غذایی، ارتقا پیدا کرده بود و عموم در تنگنا قرار گرفته بودند، از این رو کلیه بزرگان شهر را به منزل خویش دعوت و تشویق کرد به بیچارگان امداد نمایند و بیشترین یاری بوسیله فرد وی و از میزان دارایی‌های پدری تأمین شوید. [۳۹]

تأسیس سوله برق: در طول حضور وی، شهر بروجرد از نعمت برق محروم بود. با دور اندیشی و مدیر وی و نیز پیگیری و جانبداری بعضا از خیرین متدین، این شهر، دارنده کارگاه برق شد. [۴۰]

توسعه و گسترش کیفی و مقداری حوزه علمیه قم: با رئیس وی تحولاتی از دید سیاسی، اجتماعی در قضیه تألیف، تصنیف و ترجمه، چاپ کتاب ها شرعی و… و همین‌طور در اداره حیطههای علمیه و سازماندهی آن پدیدآمد.

انتشار مجلات و کتاب ها با محتوای فقهی اسلامی: اول نشریات علمی حوزوی برای مثال نشریه مدرسه اسلام که بوسیله عده ای از فضلای خوش پندار و پر‌نور اندیش منتشر می‌شد، با پناه وی بود. [۴۱]

تجدید حیات حوزه علمیه بروجرد

ساخت و ساز ابنیه والا مذهبی و علمی: به عنوان مثال: مسجد اعظم قم، مکتب نجف، مکتب کربلا، مسجد بغداد، بیمار‌ستان نجف، حسینیه و گرمابه سامرا، مکتب کرمانشاه، مسجد گران قدر طرابلس لبنان، چهار مسجد تعالی در آفریقا، گورستان وادی السلام قم، مکتب آیت‌الله بروجردی در قم، مریض‌خانه نکویی قم، مسجد و راس اسلامی هامبورگ آلمان، کتابخانه مکتب نجف، کتابخانه مکتب کرمانشاه و… [۴۲]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه