حجاج و شیعه
حجاج طرز پیشینیان اموی خویش را بر تشویق بر سبّ و ناسزاگویی به حضرت علی (ع) و آل علی (ع) خاطر نشان نمود و اشخاصی را که از وی، اعلام برائت نمیکردند، میکشت.[۷۸] همینطور وی شیعهها امام علی(ع) را کاوش کرده و به شهیدشدن می رساند. طبری مینویسد وقتی که حجاج شورشیان بر عثمان بن عفان و شیعه ها امام علی(ع) را کاوش، بازداشت و به شهید شدن می رساند، اسماء بن خارجه بعضا شورشیان و برخی شیعه ها پررنگ مانند کمیل بن زیاد را به حجاج معرفی مسجد امین مشهد نمود.[۷۹]
ابن ابی الحدید نیز این مقاله را پذیرش کرده و در تعریف کشتار شیعهها بوسیله حجاج به گزارش امام باقر(ع) می گوید:
... حجاج شیعهها را میکشت و به خردترین ظن و تهمتی دستگیر میکرد. به حدی که درباره مردی گفته میشد زندیق یا این که کافر میباشد، خوب بود از اینکه او را شیعه علی معرفی نمایند.[۸۰]
مسعودی ذکر می دارد روزی حجاج به عبدالله بن هانی (از نزدیکان حجاج که صورتی زشت داشت) اعلام کرد بستگان شما هیچ منقبتی ندارد. ابن هانی به مطرح شدن مناقب خویشاوندان خویش پرداخت و حجاج بعد از هر مطلبی، میبیان کرد: "آری (این منقبتی میباشد)". تا زمانی که ابن هانی اعلامکرد مجموع اشخاص بستگان اینجانب، شتم و لعن ابوتراب (حضرت علی) را کردهاند و همینطور به ابوتراب دو پسرش و همینطور مامان فرزندانش (حضرت فاطمه) را نیز اضافه مینمایند. حجاج بعداز آن بیان کرد: "به معبود عهد این منقبتی میباشد."[۸۱]
اهانت به منبر رسول اكرم (ص) و شهر مدینه منوره، به تأخیرانداختن نماز،[۸۲] برخیس شمردن خلیفه اموی از ملائکه و پیامبران و نبی خداوند،[۸۳] و اطاعت از خویش را از اطاعت پروردگار واجبخیس درک کردن[۸۴] از سایر مواقعی میباشد که در معاش حجاج تصویب شدهاست.
وفات
نفرین سعید بن جیبر
بعضا انگیزه مرگ حجاج را دعای سعید بن جبیر دانستهاند. سعید برای مثال افرادی بود که به دست حجاج به قتل رسید. او پیش از مرگ خود دعا کرد: «اللّهمّ لا تسلّطه علی احد...؛ خدایا این جانی را بعد از اینجانب بر احدی مسلّط مگردان.»[۸۵] گفتهاند بیش تر از ۴۰ روز بعد از قتل سعید، حجّاج زنده نماند.[۸۶] تا موقعی که زنده بود، همواره سعید را در خواب میروئت کرد، در حالی که گریبانش را گرفته، میذکر کرد: معاند خداوند! چرا من را کشتی؟ حجّاج دراین هنگام از خواب میپرید و میاعلامکرد: مالی و لسعید، مالی و لسعید؛ منرا با سعید چه شغل![۸۷]
وفات حجاج
حجاج در رمضان یا این که شوال سال ۹۵ مرد.[۸۸] او به جانشین خویش، یزید بن ابیمسلم، وصیت کرده بود اورا مخفیانه دفن نماید و روی قبرش آب بریزد و آن را محو کند تا کسی مکان آن را نداند و نبش قبر نکند.[۸۹]
خویشان حجاج
در زمان خلافت سلیمان بن عبدالملک، قبیله حجاج در معرض شکنجه و تعقیب و مصادره اموال قرار گرفتند و به امر خلیفه اموی، حجاج را بر منابر لعن و نفرین کردند.[۹۰] در روزگار خلافت قدمت بن عبدالعزیز، فامیل و خویشان حجاج به یمن تبعید شدند.[۹۱]
پانویس
صدقی عمد، ۱۹۷۲، ص ۸۳
ر.ک: خلیفةبن خیاط، ص ۱۲۵؛ ابوزرعه دمشقی، ج ۲، ص ۷۰۰؛ ابنعساکر، ج ۱۲، ص ۱۱۵، ۱۹۷، قس ص ۱۹۸
طبری، ج ۵، ص ۱۷۲
ابنحجر عسقلانی، ج ۲، ص ۱۸۶
رجوعکنید به جاحظ، ۱۹۴۸، ج۱، ص ۳۲۴
ابنخلدون، ج۱، ص۴۰
ابنقتیبه، ۱۹۶۰، ص ۳۹۵ـ ۳۹۶
بلاذری، انساب الاشراف،۱۴۱۷ ق.
مراجعه کنید به ابن عبدربه، ۱۹۹۰، ج۵، ص ۳۱
ابننباته، ۱۹۶۴، ص۱۷۰
صدقی عمد، ۱۹۷۲، ص ۹۱
ابنعساکر، ۲۰۰۱، ج ۱۲، ص ۱۱۳
حجاج و شیعه
حجاج طرز پیشینیان اموی خویش را بر تشویق بر سبّ و ناسزاگویی به حضرت علی (ع) و آل علی (ع) خاطر نشان نمود و اشخاصی را که از وی، اعلام برائت نمیکردند، میکشت.[۷۸] همینطور وی شیعهها امام علی(ع) را کاوش کرده و به شهیدشدن می رساند. طبری مینویسد وقتی که حجاج شورشیان بر عثمان بن عفان و شیعه ها امام علی(ع) را کاوش، بازداشت و به شهید شدن می رساند، اسماء بن خارجه بعضا شورشیان و برخی شیعه ها پررنگ مانند کمیل بن زیاد را به حجاج معرفی مسجد امین مشهد نمود.[۷۹]
ابن ابی الحدید نیز این مقاله را پذیرش کرده و در تعریف کشتار شیعهها بوسیله حجاج به گزارش امام باقر(ع) می گوید:
... حجاج شیعهها را میکشت و به خردترین ظن و تهمتی دستگیر میکرد. به حدی که درباره مردی گفته میشد زندیق یا این که کافر میباشد، خوب بود از اینکه او را شیعه علی معرفی نمایند.[۸۰]
مسعودی ذکر می دارد روزی حجاج به عبدالله بن هانی (از نزدیکان حجاج که صورتی زشت داشت) اعلام کرد بستگان شما هیچ منقبتی ندارد. ابن هانی به مطرح شدن مناقب خویشاوندان خویش پرداخت و حجاج بعد از هر مطلبی، میبیان کرد: "آری (این منقبتی میباشد)". تا زمانی که ابن هانی اعلامکرد مجموع اشخاص بستگان اینجانب، شتم و لعن ابوتراب (حضرت علی) را کردهاند و همینطور به ابوتراب دو پسرش و همینطور مامان فرزندانش (حضرت فاطمه) را نیز اضافه مینمایند. حجاج بعداز آن بیان کرد: "به معبود عهد این منقبتی میباشد."[۸۱]
اهانت به منبر رسول اكرم (ص) و شهر مدینه منوره، به تأخیرانداختن نماز،[۸۲] برخیس شمردن خلیفه اموی از ملائکه و پیامبران و نبی خداوند،[۸۳] و اطاعت از خویش را از اطاعت پروردگار واجبخیس درک کردن[۸۴] از سایر مواقعی میباشد که در معاش حجاج تصویب شدهاست.
وفات
نفرین سعید بن جیبر
بعضا انگیزه مرگ حجاج را دعای سعید بن جبیر دانستهاند. سعید برای مثال افرادی بود که به دست حجاج به قتل رسید. او پیش از مرگ خود دعا کرد: «اللّهمّ لا تسلّطه علی احد...؛ خدایا این جانی را بعد از اینجانب بر احدی مسلّط مگردان.»[۸۵] گفتهاند بیش تر از ۴۰ روز بعد از قتل سعید، حجّاج زنده نماند.[۸۶] تا موقعی که زنده بود، همواره سعید را در خواب میروئت کرد، در حالی که گریبانش را گرفته، میذکر کرد: معاند خداوند! چرا من را کشتی؟ حجّاج دراین هنگام از خواب میپرید و میاعلامکرد: مالی و لسعید، مالی و لسعید؛ منرا با سعید چه شغل![۸۷]
وفات حجاج
حجاج در رمضان یا این که شوال سال ۹۵ مرد.[۸۸] او به جانشین خویش، یزید بن ابیمسلم، وصیت کرده بود اورا مخفیانه دفن نماید و روی قبرش آب بریزد و آن را محو کند تا کسی مکان آن را نداند و نبش قبر نکند.[۸۹]
خویشان حجاج
در زمان خلافت سلیمان بن عبدالملک، قبیله حجاج در معرض شکنجه و تعقیب و مصادره اموال قرار گرفتند و به امر خلیفه اموی، حجاج را بر منابر لعن و نفرین کردند.[۹۰] در روزگار خلافت قدمت بن عبدالعزیز، فامیل و خویشان حجاج به یمن تبعید شدند.[۹۱]
پانویس
صدقی عمد، ۱۹۷۲، ص ۸۳
ر.ک: خلیفةبن خیاط، ص ۱۲۵؛ ابوزرعه دمشقی، ج ۲، ص ۷۰۰؛ ابنعساکر، ج ۱۲، ص ۱۱۵، ۱۹۷، قس ص ۱۹۸
طبری، ج ۵، ص ۱۷۲
ابنحجر عسقلانی، ج ۲، ص ۱۸۶
رجوعکنید به جاحظ، ۱۹۴۸، ج۱، ص ۳۲۴
ابنخلدون، ج۱، ص۴۰
ابنقتیبه، ۱۹۶۰، ص ۳۹۵ـ ۳۹۶
بلاذری، انساب الاشراف،۱۴۱۷ ق.
مراجعه کنید به ابن عبدربه، ۱۹۹۰، ج۵، ص ۳۱
ابننباته، ۱۹۶۴، ص۱۷۰
صدقی عمد، ۱۹۷۲، ص ۹۱
ابنعساکر، ۲۰۰۱، ج ۱۲، ص ۱۱۳

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای مذهبی و مناسبتهای دینی