loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 24
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 14:21

(متوفی ۵۰ق)، صحابی رسول اکرم(ص) و از یاران امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود.بعداز قتل عثمان در سال ۳۵، از عموم بصره به اسم علی(ع) بیعت گرفت. او در نزاع جمل، صفین و نهروان در کنار حضرت علی (ع) بود. جاریه بعد از شهیدشدن حضرت علی(ع) به مکه و آنگاه به مدینه رفت و از عموم این شهرها به اسم امام حسن(ع) بیعت مسجد امین مشهد گرفت.

بعداز صلح امام حسن(ع) با معاویه، وقتی که جاریه به نزد معاویه آمد، در جواب به سخنان تمسخرآمیز معاویه، با شجاعت و صراحت گویش از دوستی با علی (ع) حافظه کرد و معاویه را پست خواند.

تبارنامه
اسم جدِّ او‌را زُهَیربن حُصَین و برخی منابع[۱] اسم جد یا این که بابا او را صاحب نوشته‌اند. لقب او‌را ابوایوب، ابویزید[۲] و ابو ولید[۳] نیز نوشته‌اند.

وی زیرا از اشخاص قوم و قبیله بنی سعد (از تیره‌های زید مَناة بن تمیم) بود، از وی با نسبت سعدی تمیمی حافظه کرده‌اند[۴] و زیرا در کوی بَحاریه شهر بصره اقامت داشت، او را بصری خوانده‌اند.[۵]

برخی، جاریة بن قدامه را از تابعین دانسته و گفته‌اند که فرصت فرستاده اکرم(ص) را فهم نکرده میباشد،[۶] ولی اکثری از علمای رجال و نویسندگان تراجم و طبقات، از جاریه درضمن صحابه نبی (ص) مذکور‌اند.[۷]

در بعد از ظهر حضرت علی(ع)
جاریه گرانقدر خاندان بنی تمیم و شخصی دلیر و ارجمند و از یاران خالص و بامسئولیت حضرت علی(ع) و از سرداران دلاور آن حضرت بود که او را در جنگهایش ملازمت و همراهی میکرد.[۸]

جاریة بن قدامه بعداز قتل عثمان در سال ۳۵، از عموم بصره به اسم علی( ع) بیعت گرفت.[۹]

در نزاع جمل: در نبرد جمل (۳۶) جاریه که در صف یاران علی(ع) و سرکرده تمیمیان بصره بود، [۱۰] نزد عایشه رفت و اورا به سبب ساز هتک ستر و حرمت خود نکوهش کرد و خروج او را بر امام (ع)، والا‌خیس و گران‌خیس از قتل عثمان شمرد و از وی خواست که گشوده خواهد شد.[۱۱] چندی آنگاه، جاریه امام (ع) را در جنبش به مرز و بوم بابل ملازمت کرد. گفته می‌گردد درین مسافرت امام (ع) دعا کرد که معبود آفتاب را گشوده گرداند تا جاریه با او نماز بعدازظهر بگزارد.[۱۲]
در مبارزه صفین: در نبرد صفین، جاریة بن قدامه با لشکری ۱۷۰۰ تنی از عموم بصره، برای مثال از بستگان سعد و الرِّباب، به امام (ع) پیوست.[۱۳] جاریة در‌این جنگ، هنگام هماوردی با عبدالرحمان بن خالدبن ولید به رجز خوانی پرداخت.[۱۴]
در نبرد نهروان: وقتی نیز که امام (ع) قصد نزاع با خوارج را داشت، جاریه با لشکری سه یا این که پنج هزار تنی، یا این که افزون‌خیس، در نُخَیله به آن حضرت پیوست.[۱۵] علی(ع) جاریه را با پانصد بدن پیشاپیش ارسال کرد و دو هزار بدن را در ادامه وی روانه کرد. جاریه در قبال آن‌ها ایستاد و نصیحتشان کرد.[۱۶]
در نبرد با اشهب: بعداز اتفاق نهروان، در جمادی الاخر سال ۳۸ اَشْهَب بن بشیرِ (بِشرِ) قرنی بَجَلی با ۱۳۰ یا این که ۱۸۰ بدن بر امام(ع) خروج کرد. امام (ع)، جاریه را به رویا رویی با او ارسال کرد. در جنگی که در جَرْجَرایا، بین واسط و بغداد، اتفاق افتاد اشهب و یارانش کشته شدند.[۱۷]
در نبرد با عبدالله بن حضرمی: در سال ۳۸ معاویه، عبداللّه بن حَضْرَمی را برای تصرف بصره ارسال کرد. زیرا اَعْین بن ضُبَیعَه، از یاران امام علی (ع)، در رویا رویی با ابن حضرمی کشته شد، امام به توصیه زیاد (کارگزار خویش در بصره)، جاریة بن قدامه را که به تیزبینی و سرسختی با معاند دارای اسم و رسم بود، با پنجاه بدن از بنی تمیم، از کوفه به بصره ارسال کرد. جاریه میان اَزْدیانِ مستقر بصره سخنرانی کرد و از مشقت بار کوشی و فرمانبرداری‌شان از امام و ادله وی حافظه کرد و طومار آن حضرت را برای شیعه ها خواند. امام در‌این طومار به بصریان هشدار داده بود که در شکل طغیان و مخالفت، بایستی شکستی طاقت فرسا‌خیس از جَمَل را تحمل نمایند. عموم بصره اطاعت کردند و جاریه به سوی عده ای از فامیلٔ خود، که پیمان و بیعت خویش را شکسته بودند، رفت و با آنها عتاب کرد. بیشتر آن ها او را اجابت کردند، البته بعضا به درشتی پاسخش دادند. به دنبال آن، جاریه با امداد زیاد و ازدیان، با ابن حضرمی وارد نبرد شد. ابن حضرمی با هفتاد بدن از یارانش به خانة سُنبُل (سَنبیل) سعدی حفاظت پیروزی. جاریه به آن ها هشدار بخشید و آنان‌را به اطاعت فراخواند، ولی آن‌ها نپذیرفتند؛ از این رو، او منزل را حریق زد و آن ها را به نابودی رساند. از آن پس جاریه را مُحَرِّق (حریق زننده) نامیدند. زیاد بن ابیه در طومار‌ای به امام علی (ع)، گزارش این قصه را بخشید. امام (ع) خبر را به دانایی عموم رساند و جاریه و ازدیان را ستود و بصریان را سرزنش کرد.[۱۸]
در پیکار با بسر بن ارطاة: در سال ۴۰، در پی حمله ها سرداران معاویه به قلمرو حکومت امام علی(ع) و تجاوز بُسربن اَرطاة به مکه و مدینه و غارت و کشتار در یمن، امام (ع) علاوه بر سخنانی عموم را به جهاد و دفع هجوم معاند فراخواند.[۱۹] که با سستی عموم روبرو گشت البته جاریه ذکر کرد که با معاند میجنگد. امام(ع) او را به نیکدلی و نیکخواهی و آمادگی قوم ستود و فرمود تا مجهز خواهد شد. آن‌گاه او را بعداز سفارشهایی درباره رعایت زهد در جهاد، با لشکری برای دفع معاند روانه کرد. جاریه شتابان به تعقیب بُسْربن ارطاة پرداخت و شهرها را سوای توقف پشت رمز گذاشت و توانست بُسْر را از یمن خارج نماید. جاریه مالی غصب نکرد و کسی را نکشت، به جز گروهی از هم محلی نَجران را که از اسلام برگشتند و نیز اشخاصی از عثمانیه را که بُسْر را در حَضْرَموت پذیرا گشتند و کمک نمودند. جاریه زیرا به جُرَش رسید، یک ماه توقف کرد. در آنجا خبر شهیدشدن حضرت علی(ع) را شنید.

(متوفی ۵۰ق)، صحابی رسول اکرم(ص) و از یاران امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود.بعداز قتل عثمان در سال ۳۵، از عموم بصره به اسم علی(ع) بیعت گرفت. او در نزاع جمل، صفین و نهروان در کنار حضرت علی (ع) بود. جاریه بعد از شهیدشدن حضرت علی(ع) به مکه و آنگاه به مدینه رفت و از عموم این شهرها به اسم امام حسن(ع) بیعت مسجد امین مشهد گرفت.

بعداز صلح امام حسن(ع) با معاویه، وقتی که جاریه به نزد معاویه آمد، در جواب به سخنان تمسخرآمیز معاویه، با شجاعت و صراحت گویش از دوستی با علی (ع) حافظه کرد و معاویه را پست خواند.

تبارنامه
اسم جدِّ او‌را زُهَیربن حُصَین و برخی منابع[۱] اسم جد یا این که بابا او را صاحب نوشته‌اند. لقب او‌را ابوایوب، ابویزید[۲] و ابو ولید[۳] نیز نوشته‌اند.

وی زیرا از اشخاص قوم و قبیله بنی سعد (از تیره‌های زید مَناة بن تمیم) بود، از وی با نسبت سعدی تمیمی حافظه کرده‌اند[۴] و زیرا در کوی بَحاریه شهر بصره اقامت داشت، او را بصری خوانده‌اند.[۵]

برخی، جاریة بن قدامه را از تابعین دانسته و گفته‌اند که فرصت فرستاده اکرم(ص) را فهم نکرده میباشد،[۶] ولی اکثری از علمای رجال و نویسندگان تراجم و طبقات، از جاریه درضمن صحابه نبی (ص) مذکور‌اند.[۷]

در بعد از ظهر حضرت علی(ع)
جاریه گرانقدر خاندان بنی تمیم و شخصی دلیر و ارجمند و از یاران خالص و بامسئولیت حضرت علی(ع) و از سرداران دلاور آن حضرت بود که او را در جنگهایش ملازمت و همراهی میکرد.[۸]

جاریة بن قدامه بعداز قتل عثمان در سال ۳۵، از عموم بصره به اسم علی( ع) بیعت گرفت.[۹]

در نزاع جمل: در نبرد جمل (۳۶) جاریه که در صف یاران علی(ع) و سرکرده تمیمیان بصره بود، [۱۰] نزد عایشه رفت و اورا به سبب ساز هتک ستر و حرمت خود نکوهش کرد و خروج او را بر امام (ع)، والا‌خیس و گران‌خیس از قتل عثمان شمرد و از وی خواست که گشوده خواهد شد.[۱۱] چندی آنگاه، جاریه امام (ع) را در جنبش به مرز و بوم بابل ملازمت کرد. گفته می‌گردد درین مسافرت امام (ع) دعا کرد که معبود آفتاب را گشوده گرداند تا جاریه با او نماز بعدازظهر بگزارد.[۱۲]
در مبارزه صفین: در نبرد صفین، جاریة بن قدامه با لشکری ۱۷۰۰ تنی از عموم بصره، برای مثال از بستگان سعد و الرِّباب، به امام (ع) پیوست.[۱۳] جاریة در‌این جنگ، هنگام هماوردی با عبدالرحمان بن خالدبن ولید به رجز خوانی پرداخت.[۱۴]
در نبرد نهروان: وقتی نیز که امام (ع) قصد نزاع با خوارج را داشت، جاریه با لشکری سه یا این که پنج هزار تنی، یا این که افزون‌خیس، در نُخَیله به آن حضرت پیوست.[۱۵] علی(ع) جاریه را با پانصد بدن پیشاپیش ارسال کرد و دو هزار بدن را در ادامه وی روانه کرد. جاریه در قبال آن‌ها ایستاد و نصیحتشان کرد.[۱۶]
در نبرد با اشهب: بعداز اتفاق نهروان، در جمادی الاخر سال ۳۸ اَشْهَب بن بشیرِ (بِشرِ) قرنی بَجَلی با ۱۳۰ یا این که ۱۸۰ بدن بر امام(ع) خروج کرد. امام (ع)، جاریه را به رویا رویی با او ارسال کرد. در جنگی که در جَرْجَرایا، بین واسط و بغداد، اتفاق افتاد اشهب و یارانش کشته شدند.[۱۷]
در نبرد با عبدالله بن حضرمی: در سال ۳۸ معاویه، عبداللّه بن حَضْرَمی را برای تصرف بصره ارسال کرد. زیرا اَعْین بن ضُبَیعَه، از یاران امام علی (ع)، در رویا رویی با ابن حضرمی کشته شد، امام به توصیه زیاد (کارگزار خویش در بصره)، جاریة بن قدامه را که به تیزبینی و سرسختی با معاند دارای اسم و رسم بود، با پنجاه بدن از بنی تمیم، از کوفه به بصره ارسال کرد. جاریه میان اَزْدیانِ مستقر بصره سخنرانی کرد و از مشقت بار کوشی و فرمانبرداری‌شان از امام و ادله وی حافظه کرد و طومار آن حضرت را برای شیعه ها خواند. امام در‌این طومار به بصریان هشدار داده بود که در شکل طغیان و مخالفت، بایستی شکستی طاقت فرسا‌خیس از جَمَل را تحمل نمایند. عموم بصره اطاعت کردند و جاریه به سوی عده ای از فامیلٔ خود، که پیمان و بیعت خویش را شکسته بودند، رفت و با آنها عتاب کرد. بیشتر آن ها او را اجابت کردند، البته بعضا به درشتی پاسخش دادند. به دنبال آن، جاریه با امداد زیاد و ازدیان، با ابن حضرمی وارد نبرد شد. ابن حضرمی با هفتاد بدن از یارانش به خانة سُنبُل (سَنبیل) سعدی حفاظت پیروزی. جاریه به آن ها هشدار بخشید و آنان‌را به اطاعت فراخواند، ولی آن‌ها نپذیرفتند؛ از این رو، او منزل را حریق زد و آن ها را به نابودی رساند. از آن پس جاریه را مُحَرِّق (حریق زننده) نامیدند. زیاد بن ابیه در طومار‌ای به امام علی (ع)، گزارش این قصه را بخشید. امام (ع) خبر را به دانایی عموم رساند و جاریه و ازدیان را ستود و بصریان را سرزنش کرد.[۱۸]
در پیکار با بسر بن ارطاة: در سال ۴۰، در پی حمله ها سرداران معاویه به قلمرو حکومت امام علی(ع) و تجاوز بُسربن اَرطاة به مکه و مدینه و غارت و کشتار در یمن، امام (ع) علاوه بر سخنانی عموم را به جهاد و دفع هجوم معاند فراخواند.[۱۹] که با سستی عموم روبرو گشت البته جاریه ذکر کرد که با معاند میجنگد. امام(ع) او را به نیکدلی و نیکخواهی و آمادگی قوم ستود و فرمود تا مجهز خواهد شد. آن‌گاه او را بعداز سفارشهایی درباره رعایت زهد در جهاد، با لشکری برای دفع معاند روانه کرد. جاریه شتابان به تعقیب بُسْربن ارطاة پرداخت و شهرها را سوای توقف پشت رمز گذاشت و توانست بُسْر را از یمن خارج نماید. جاریه مالی غصب نکرد و کسی را نکشت، به جز گروهی از هم محلی نَجران را که از اسلام برگشتند و نیز اشخاصی از عثمانیه را که بُسْر را در حَضْرَموت پذیرا گشتند و کمک نمودند. جاریه زیرا به جُرَش رسید، یک ماه توقف کرد. در آنجا خبر شهیدشدن حضرت علی(ع) را شنید.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه