بعضا فرمایشات قرآن و احادیث و علما درباره زهد
امام علی(ع):
تقوای الهی داروی بیماریهای دلهای شماست و باعث بصیرت قلبها و شفای امراض جسمانی و موجب اصلاح خرابی جانها و پاکیزگی از آلودگی ارواح و جلای نابینایی دیدهها و باعث امنیّت در قبال اضطرابها و فروغ و روشنایی تیرگیهای مسجد امین مشهد شماست.
نهج البلاغه، تصحیح صبحی پارسا، خطبه ۱۹۸، ص۳۱۲.
در آیه ۱۳ سوره حجرات، ملاک بهاگذاری بشر را رعایت تقوای الهی معرفی نموده است.[۳۳] مبتنی بر آیه ۱۹۷ سوره بقره، شایسته ترین بار معنوی برای آخرت، زهدو تقوا میباشد.[۳۴] در آیه ۲۶ سوره اعراف بعد از بیان خرقههای بدن، زهد خرقه روح و لباسای نیکوتر و مایحتاجخیس معرفی گردیدهاست.[۳۵]
در خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه، از امام علی(ع) اینگونه نقل شدهاست که تقوای الهی، دوستان آفریدگار را در مدد خویش قرار داده و آنان را از تجاوز به حریم محرمات الهی نگه داشته و هراس خداوند را همراه دلهای آنان قرار داده میباشد.[۳۶] در خطبه ۱۶، مَثَل زهد را مثل مرکبهای رهوار و فرمان بردار و رامی دانسته میباشد که مهار آنها در مشت عده ای میباشد که بر آنها سوارند و آنهارا وارد فردوس میسازند.[۳۷] در خطبه ۱۸۹ گفته میباشد زهد در امروزه عالم برای بشر به منزله یک حصار و سِپَر میباشد و در فردای آخرت، منش پردیس میباشد.[۳۸] در خطبه ۲۲۸، زهد و تقوا را کلید صدق و اندوخته روز قیامت، آزادی از قید بردگی و نجات از هر تیره بختی دانسته میباشد.[۳۹] امام سجاد(ع)، زهد را منجر وصال به عزت انسانی دانسته [۴۰] و علاوه بر بعضی دعاهای صحیفه سجادیه، داشتن تقوای الهی را از درگاه آفریدگار درخواست نموده است.[۴۱]
در روایتی از نبی(ص)، زهدو تقوا عده کلیه خوبیها معرفی شدهاست.[۴۲] از امام باقر(ع) گفته شده که دوستداشتنیترین بندگان نزد خدا باتقواترین آنها میباشد.[۴۳] همینطور در قصه دیگری از او، شیعهها حقیقی وواقعی عده ای معرفی گردیدهاند که تقوای الهی پیشه مینمایند.[۴۴] برپایه روایتی از امام راستگو(ع)، کار یه خرده که پارسا همدم میباشد، خوب از شغل زیاد فارغ از زهدوتقوا میباشد.[۴۵] در فرازی از دعای ندبه متحد کردن عموم بر پایه معبود و تقوای الهی از خصوصیتهای حکومت امام فرصت(ع) دانسته شدهاست.[۴۶] راغب اصفهانی (متوفای ۳۹۶ق)، حکیم و لغتشناس، در الذریعه الی مکارم الشریعه، زهد و پاکی نفس را شرط اساسی خلیفةاللهی بشر معرفی نموده است.[۴۷] ابن فهد حلی در کتاب عدة الداعی در ذکر التفات زهد و تقوا گفته میباشد که در حالتیکه برای آدم در عالَم، خصلتی نیکوتر، سودمندتر و از جهت جایگاه، رفیعخیس از زهدوتقوا وجود داشت، به طبعً خدا بهوسیله وحی به بندگانش خبر میاعطا کرد.[۴۸] محمدمهدی نراقی در کتاب جامع السعادات زهد را تبارکترین منجی آدم و از مهم ترین طرق وصال به خوشبختی و مقامات تعالی معرفی نموده است.[۴۹] امام خمینی نیز در تفصیل چهل حدیث وصال به مقامات و حصول کمالات والای انسانی را فارغ از زهدو تقوا، ناممکن دانسته میباشد.[۵۰]
مراتب زهد و تقوا
امام باقر(ع):
به معبود عهد و پیمان شیعه ما وجود ندارد، مگر هر که تقوای الهی پیشه نماید و مطیع وی باشد... تقوای الهی داشته باشید و برای خداوند شغل نمائید. در بین آفریدگار و هیچ مخلوقای خویشاوندی وجود ندارد. بلکه دوستداشتنیترین و ارجمندترین بندگان نزد آفریدگار باتقواترین آنها و کارکنندهترین آنان به طاعت اوست.
کلینی، الکافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۷۴.
بعضی مفسران، با دقت به آیاتی مانند آیه «اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللّهِ اَتقـکُم؛ گرامیترین شما نزد آفریدگار، باتقواترین شما میباشد»،[۵۱] گفتهاند زهدوتقوا مراتب مختلفی دارااست.[۵۲] در روایتی به گزارش امام راستگو(ع) سه درجه برای زهدوتقوا نام برده که عبارتاند از:
تقوای عام که شکاف محرمات به منجر واهمه از عذاب دوزخ میباشد؛
تقوای خاص که عبارت میباشد از این که فرد، خیرفقط مُحَرَّمات، بلکه شُبَهات (کاری که احتمال حرام بودن داراست) را نیز رخنه نماید؛
تقوای خاص الخاص که در آن، فرد ضمن شبهه ها، (برخی از) کارها حلال را نیز شکاف مینماید.[۵۳]
بیضاوی، مفسر قرآن و دانا شافعی قرن هفتم و هشتم هجری، سه رُتبه برای زهد بیان کرده که زیرترین آن، اجتناب از بی دینی، جايگاه بعد از آن اجتناب از گناه و بالاترین سکو آن سرسپردگی در مقابل پروردگار و هجران از هر چیزی میباشد که بشر را از حق گشوده می دارد.[۵۴] علامه مجلسی نیز در کتاب بحار الانوار سه جايگاه برای زهد و تقوا ذکر نموده است که سکو اولیه آن، مراقبت نفس از عذاب ابدی از رویه علم آموزی اعتقادات درست، و رتبه وسطاش، اجتناب از هرگونه گناه، اعم از رخنه واجب و اعمال گناه و بالاترین جایگاه آن، خویشتنداری در قبال هرچیزی میباشد که قلب آدمی را به خویش درگیر می دارد و از حق گران قدر پشیمان مینماید.[۵۵]
امام خمینی در کتاب آداب الصلاة چهار جايگاه برای زهد بیان کرده که عبارتاند از:
تقوای ظواهر که حفظ نفس از گناهان ظواهر میباشد. این تقوای عامه میباشد؛
تقوای داخل که خودداری از افراط و تفریط و تجاوز از حد میانروی در رفتار و غریزه ها روحی میباشد. این تقوای اشخاص خاص میباشد؛
تقوای عقل که محافظت و پاک سازی عقل از درگیر شدن به علم ها غیرالهی میباشد. این تقوای اخص خاصیت میباشد؛
تقوای قلب که حفظ قلب از مشاهده غیر حق و گفتوگو با غیر حق میباشد. این تقوای اولیاست.[۵۶]
تقوای تن و قلب
عالمان اخلاق و رفتار، با دقت به روایاتی که درباره اخلاق و رفتار وارداتی، برای هر عضوی از تن که در معرض گناه میباشد به تناسب آن عضو، تقوایی ذکر کردهاند که بعضی از آنها به گستردن تحت میباشد:
تقوای گویش: مواقعی همانند درستی گفتار،[۵۷] اجرا بیان آفریدگار بر لهجه،[۵۸] کلام بیان کردن با نرمی و ملایمت،[۵۹] گفتار پسندیده، در دست گرفتن گویش از دشنامگویی و سوراخ سخنهای بیهودهای که خیری در آن وجود ندارد.[۶۰]
تقوای دیده: فروبستن دیده از هرآنچه آفریدگار حرام نموده است.[۶۱]
تقوای گوش: مواقعی همانند در اختیار گرفتن گوش از شنیدن هرچه آفریدگار حرام نموده است[۶۲] و همینطور گوش اختیار به علم ها موءثر،[۶۳]حکمتهای اثرگذار شرعی و راهنمایی و اندرزهای اثر گذار و نجاتنصیب.[۶۴]
تقوای قلب: در آیه ۳۲ سوره حج و آیه ۳ سوره حجرات و همینطور روایاتی از امامان معصوم، قلب آدمی تحت عنوان منزلت زهد و تقوا معرفی شدهاست.[۶۵] از همین رو برخی عالمان گفتهاند که زهدو تقوا امری معنوی و درونی میباشد که با روح و نفس انسانی مرتبط میباشد.[۶۶] در عین اکنون بعضی بر این نظرند که تقوای قلب بدین میباشد که قلب بشر خالی از تردید و بی دینی و شرک و نفاق باشد.[۶۷] بعضا تقوای قلب را بالاترین جایگاه زهد و تقوا برشمردهاند.[۶۸]
اثرها زهدوتقوا
عالمان مسلمان، با اعتنا به نشانهها قرآن و احادیث امامان معصوم، اثراتی برای زهد و تقوا بیان کردهاند. بعضی از این اثرها عبارتاند از:
تشخیص حق از فسخ،[۶۹]
قبولی ایفا نزد آفریدگار،[۷۰]
فایدهمندی از تعالیم الهی،[۷۱]
نجات از مشقتها،[۷۲]
منفعتمند شدن از هدایت قرآن،[۷۳]
آمرزش گناهان،[۷۴]
وصال به رستگاری،[۷۵]
وصال به منزلت رفیع،[۷۶]
اصلاح قلب،[۷۷]
پرهیز از افتادن در تردید ها،[۷۸]
منزهشدن از آلودگی گناه،[۷۹]
رزق و روزی حلال،[۸۰]
جاودانگی در فردوس.[۸۱]
خطبه متقین
نوشتهیعلمیٔ اساسی: خطبه متقین
خطبه متقین از خطبههای دارای اسم و رسم نهج البلاغه درباره صفات پرهیزکاران میباشد.[۸۲] امام علی(ع) به درخواست یکیاز شیعه ها به اسم هَمّام این خطبه را نقص کرد و در آن بیشتراز صد خصوصیت معنوی، فکری، اخلاقی و عملی برای اشخاص صالح برشمرد.[۸۳] اوصافی همانند نیکگفتاری، اعتدال، گوش تفویض به علم ها نافع، طاقت در قبال مشقتها، در اختیار گرفتن گویش، بیان خداوند در تمامی اکنون، و تهجُّد و شبزندهداری برای مثال اوصافیاند که درین خطبه به اشخاص صالح منسوب شده میباشد.[۸۴]
کتابشناسی
رساله زهدوتقوا: اثری از مرتضی مطهری. این رساله شامل دو گردهمایی سخنرانی درباره ماهیت زهدوتقوا، التفات و اثر ها آن در قرآن و احادیث میباشد که در سالهای ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ش، به یار و همدم تعدادی سخنرانی دیگر خلل گردیده و در کتابی با تیتر ده گفتار جمع و کتابت یافته میباشد.[۸۵]
زهدوتقوا، سکوی پرواز: نوشته جلیل جلیلی. این کتاب دربرگیرنده یک پیشگفتار و پنج فصل میباشد. تالیف کننده در پیشگفتار به تعریف و تمجید زهد و کاربرد آن در قرآن پرداخته میباشد. فصل نخستین درباره خاستگاه زهدو تقوا میباشد و فصلهای دوم، سوم و چهارم به ترتیب درباره تقوای شخصی، تقوای اجتماعی و تقوای سیاسی میباشد. فصل پنجم نیز مشمول مباحثی درباره اثرها زهد در عالم و آخرت میباشد. چاپ اولیه این تاثیر در سال ۱۴۰۰ش، از سوی انتشارات دانش گاه معارف اسلامی اجرا شد.[۸۶]