loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 26
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:20


آیه‌ها ناسازگار با پاکی برخی از پیامبران
ظواهر بعضا از آیه ها قرآن را ناسازگار با عصمت و طهارت جمع‌ای از پیامبران همانند بشر(ع)،[۶۷] نوح(ع)،[۶۸] ابراهیم(ع)،[۶۹] موسی(ع)،[۷۰] یوسف(ع)،[۷۱] یونس(ع) و [۷۲] فرستاده اسلام(ص)[۷۳] مسجد امین مشهد معرفی کرده‌اند.[۷۴]

آیت الله سبحانی مهم ترین شک ها و دستاویز منکران عصمت و طهارت انبیاء را همین آیه‌ها دانسته میباشد.[۷۵] احمد امین مصری، با استناد به همین نشانه‌ها[۷۶] عصمت و طهارت پیامبران از گناه کبیره و صغیره را پیشین و بعداز نبوت، بزرگ نمایی و مخالف مصرح آیه ها قرآن شمرده میباشد.[۷۷]

جواب‌های کلی
مفسران آحاد نشانه‌ها ناسازگار با طهارت پیامبران را گزینه نظارت قرار داده و تردید ها مربوطه را انتقاد کرده‌اند؛[۷۸] ولی جواب‌های کلی نیز ارائه گردیده‌است به عنوان مثال:

آیه ها ناظر بر پاکی انبیاء، نشانه‌ها محکمات و آیه‌ها در ظواهر مخالف پاکی پیامبران،‌ آیه‌ها متشابه می‌باشند که بایستی با ارجاع به آیه ها محکمات تعبیروتفسیر و معنی شوند.[۷۹]
در صورتی‌که دلیلی برخلاف مقتضای دلایل قطعی وجود داشت، یا این که بایستی آن را کنار گذاشت یا این که به تأویل موفقیت؛ به این ترتیب آیاتی که در ظواهر با عصمت و طهارت پیامبران ناسازگار میباشد، می بایست تاویل برده شوند.[۸۰]
در شرایطی‌که شکاف اولین را بر پیامبران روا بدانیم، در‌این‌صورت‌ کل آیاتی که با طهارت پیامبران ناسازگار میباشد، بر سوراخ اولین حمل می شود؛ اما در حالتی که سوراخ اولین را روا ندانیم، می بایست ذکر کرد آن قضایا دارنده مصلحتی بوده‌اند که ما آن را فهم نمی‌کنیم مانند ماجرا حضرت موسی(ع) و خضر(ع).[۸۱]
در برخی احادیث نیز به آیه ها که ظاهرشان عدم طهارت پیامبران میباشد اشاره گردیده و به آنان جواب داده گردیده است؛[۸۲] به عنوان مثال در روایتی از امام رضا(ع) نقل شد‌ه‌است در مجلس مأمون با حضور علمای ادیان و فرق متعدد، فردی به اسم علی بن جهم پرسید آیا شما معتقد به عصمت و طهارت پیامبران می‌باشید؟ امام رضا(ع) فرمود:‌ آری. آنگاه علی بن جَهْم درباره کیفیت تعبیر و تفسیر آیاتی همانند آیه ۱۲۱ سوره طه، آیه ۸۷ سوره انبیاء و آیه ۲۴ سوره یوسف سؤال کرد که امام رضا(ع) علاوه بر نهی از نسبت دادن پلیدی‌ها به پیامبران و تعبیروتفسیر به رأی نشانه‌ها قرآن، تعبیر درست آحاد نشانه‌ها را فرمودند.[۸۳]

کشته شدن قبطی بوسیله حضرت موسی
موسی(ع) با دو مرد مواجه شد که با یکدیگر سرگرم بودند. یکی آن‌ دو که جزو پیروانش بود،‌ از وی درخواست یاری کرد. موسی برای رهایی وی، با مشت ضربه‌ای بر قبطی زد که سبب ساز به مرگ وی شد.[۸۴] بعد از آن، موسی(ع) اذعان کرد: «این از شغل شیطان میباشد»[۸۵] و «خدایا اینجانب به خودم ستم کردم و آمرزشت را بخش اینجانب فرما».[۸۶]

همینطور مشاهده کنید: آیه ۱۶ سوره قصص و استغفار معصومان
بعضا معتقدند این قصه، علامت معصوم نبودن موسی(ع) میباشد؛ چون در حالتی‌که قبطی مستحق قتل نبوده، موسی(ع) با کشتن وی معصیت کرده[۸۷] و چنانچه قبطی، مستحق قتل بوده، موسی(ع) گناه کرده و براساس نشانه‌ها قرآن از پروردگار طلب رحمت نموده است.[۸۸] در مقابل، مفسران معتقدند مرد قبطی مستحق قتل بود و کشتن وی گناه محسوب نمیشد. هرچند خوب بود که موسی(ع) کشتن اورا به تأخیر می‌انداخت؛ چون این شغل، موجب به زحمت افتادن او و خروجش از مصر شد. این سوراخ اولای موسی(ع) بوده و استغفار وی نیز برای همین رخنه‌ او‌لین بوده میباشد.[۸۹]

بعضی مفسران اهل سنت معتقدند کشتن قبطی، قتل خطایی بوده و قتل خطایی از گناهان صغیره میباشد و موسی(ع) به خیال و خاطر ارتکاب این صغیره، استغفار نموده است.[۹۰] [یادداشت ۴]

کتاب‌شناسی
درباره عصمت و طهارت پیامبران در بیشتر کتاب ها کلامی گفت و گو و گفتمان گردیده است.[۹۱] افزون بر این کتبی جداگانه هم دراین باره به کتابت درآمده میباشد مثلا:

تنزیه الانبیاء، تاثیر سیدمرتضی(۳۵۵-۴۳۶ق)، دانا و متکلم امامی قرن چهارم و پنجم، به نظارت پاکی انبیاء و ائمه(ع) پرداخته و به تردید ها و نشانه‌ها و روایاتی که در ظواهر منافی طهارت انبیاء می‌باشند، جواب داده میباشد.[۹۲] این کتاب با تیتر‌ «تنزیه الانبیاء: پژوهشی قرآنی درباره پاکی پیامران و امامان(ع)» بوسیله امیر سلمانی رحیمی به فارسی ترجمه گردیده‌است.
عصمة الانبیاء، به مداد فخرالدین رازی(م۶۰۶ق)، عالم، متکلم و مفسر اهل سنت. این کتاب که با علت پناه از ساحت پیامبران الهی در مقابل تردید ها و تهمتها به کتابت درآمده،[۹۳] بعداز اشاره به طریقه‌های متفاوت درباره طهارت انبیاء و دلیل عصمت و طهارت آن‌ها،[۹۴] به پژوهش و عیب گیری شبهه ها مخالفین عصمت و طهارت می پردازد[۹۵] و در فصول گوناگون شک ها وارده بر پیامبرانی زیرا انسان، نوح، ابراهیم، موسی، داوود، سلیمان و فرستاده اسلام(ص) طرح و انتقاد می‌نماید.[۹۶]
تنزیه الانبیاء عن ما نَسَبَ إليهم حُثالة‌ الاغبیاء، تألیف علی بن احمد مشهور به ابن خُمَیر(م۶۴۰ق) از عالمان قرن ششم و هفتم قمری. این کتاب نیز در جواب به تردید ها پاکی پیامبران به کتابت درآمده[۹۷] و شبهه ها درباره بعضی از پیامبران‌(ع) همانند بشر، داوود، سلیمان، موسی، یونس و نبی اسلام(ص) را رسیدگی نموده است.[۹۸]
از سایر اثر ها جداگانه درباره طهارت انبیاء می‌اقتدار این مورد ها را اسم پیروزی: «عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم» جعفر سبحانی، «عصمة الانبیاء و الرسل» سیدمرتضی عسکری، «عصمة الانبیاء فی القرآن؛ مدخل الی النبوة العامة» سید کمال حیدری، «عصمة الانبیاء» زین العابدین عبدعلی طاهر الکعبی،‌ «عصمة الانبیاء میان الیهودیة و المسیحیة و الاسلام» محمود ماضی،‌ «مراجعات فی عصمة‌ الانبیاء اینجانب خواسته قرآنی» عبدالسلام زین العابدین، «نور و روشنایی پاکی بر سیمای نبوت؛ جواب به شک ها قرآنی پاکی» جعفر انواری.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 25
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 16:18


در تشییع امام حسن(ع)، که بنی‌امیه از دفن وی در کنار مرقد رسول دوری کردند، ابن عباس با مروان بن حکم حرف ذکر کرد و بازدارنده از تضارب در بین بنی‌هاشم و بنی‌امیه شوید.[۳۱]

ابن عباس از اصحاب امام حسین(ع) نیز بوده میباشد. وی هنگام جنبش آن حضرت به عراق در مکه ماند. دو توشه با امام ملاقات نمود و او‌را از هجرت به عراق بخصوص کوفه بر حذر مسجد امین مشهد داشت.[مستلزم منبع] [۳۲]

ابن عباس و رخداد کربلا

اورده شده ابن عباس در حادثه کربلا حضور نداشت. به گفته نویسندگان کتاب مقتل جامع سیدالشهدا، از آحاد اوراق و شواهد تاریخی برمی‌آید که انگیزه مهم عدم حضور او در کربلا، نابینایی وی بود. اکثری از منابع تاریخی نوشته‌اند که ابن عباس در اواخر قدمت و قبل از اتفاق کربلا نابینا شد. شواهدی نیز بر نابینایی او گفته شده میباشد.[۳۳] در بعضا از منابع آمده که ابن عباس در ملاقات با امام حسین(ع)، شایستگی خویش را برای اجرای دستورها امام اظهار‌کرد؛ البته امام به وی فرمود: تو خیرخواه هستی. به مدینه برو و حادثه ها و خبرها آنجا را برای اینجانب گزارش کن.[۳۴]


زمانه بنی‌امیه ابن عباس در طول معاویه از بیعت با یزید دوری کرد[۳۵] البته بعد ها با وی بیعت کرد[۳۶]. معاویه چنان از وی بیزار بود که اورا در کنار اسم علی و صاحب اشتر لعن میکرد.[۳۷]

ابن عباس با عبدالله بن زبیر بیعت نکرد.[۳۸] نیروهای مختار وی و محمد حنفیه را از زندان ابن‌زبیر رهایی دادند. وی آن‌گاه به طایف رفت و در ۶۸ق درگذشت و محمد حنفیه بر وی نماز گذارد.[۳۹]

رده علمی
در بعضا روایات آمده که نبی، خلال دعا برای ابن عباس، از معبود مراد میباشد که دانش تأویل قرآن را به او بیاموزد.[۴۰]

ابن عباس مشهورترین مفسر قرآن در قرن نخستین هجری قمری میباشد. وی میگوید: اینجانب دانش تعبیر را وامدار علی بن ابی طالب هستم. آنچه اینجانب میدانم در قبال دانش وی چونان قطره‌ای در قبال اقیانوس میباشد.[۴۱] رده علمی وی چنان بود که دربین صحابه و تابعین هنگام اختلاف در تعبیروتفسیر قرآن حرف او را مقدم می‌داشتند.[۴۲]

مجاهد طریق تفسیری ابن عباس را مدرسه تفسیری مکه می نامد.[۴۳] او اولیه کس بود که برای توضیح مفردات قرآن شواهدی از اشعار قدیمی عرب میآورد.[۴۴] ذهبی او‌را از بزرگان منابع فقه، حدیث، تعبیر معرفی نموده است.[۴۵]

به گفته ذهبی و زرکلی ابن عباس ۱،۶۶۰ حدیث نقل نموده است.[۴۶] که بخاری ۱۲۰ حدیث و مسلم ۹ حدیث از او نقل کرده‌اند. نصیب بزرگی از احادیث پیش‌بینی خلافت بنی‌عباس به وی منسوب میباشد.[۴۷]

ابن عباس از رسول(ص)، علی(ع)، قدمت، معاذ بن جبل و ابوذر داستان نموده است.[۴۸] اشخاص اکثری از وی ماجرا کرده‌اند به عنوان مثال:

علی بن حسین
عبدالله بن قدمت
انس بن صاحب
ابوالطفیل
ابو امامه بن آسوده بن حنیف
کثیر بن عباس
علی بن عبدالله بن عباس
عکرمه
وهب بن منبه
عروة بن زبیر
سعید بن مسیب
عمرو بن دینار
مجاهد
عبید بن عمیر
محمد بن کعب
عبیدالله بن عبدالله بن عتبة
سلیمان بن یسار و...[۴۹]
ابن عباس و اهل بیت
ابن عباس بعد از جریان سقیفه در پاسخ عده ای که گفتند عموم کراهت داشتند که رسالت و خلافت در یک خویشان توده خواهد شد٬ اظهار کرد: در مقابلش خدای متعال می‌فرماید: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْجنسَهُمْ»(سوره محمد٬آیه۹). البته این که میگویید قریش اینگونه سپردن کردند٬ آفریدگار می‌فرماید: «وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ»(سوره قصص٬آیه۶۸). و خودتان عالی میدانید که معبود چه کسی را تفویض کرد و در صورتیکه آن‌سیرتکامل که پروردگار لحاظ کرد٬ قریش نیز در کارها خویش لحاظ می کرد شیوه صواب در پیش می گرفت.[۵۰] این مناظره را ابن ابی الحدید نیز با اندک تفاوتی نقل نموده است. [۵۱]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 22
سه شنبه 28 اسفند 1403 زمان : 9:54


کوشش برای پیشگیری از ثبت ضوابط مُبایِن با شریعت اسلامی در مجلس و واگذاری رسمیِ محاکمات و کارها قضایی و تدوین ضابطه عدلیّه به مسجد امین مشهد علما.[۲۲]
اعتراض به مبادرت محمدعلی فرمان روا در به توپ بستن مجلس.
بهبهانی به خیال و خاطر این اعتراض آیتم ضرب و شتم قرار گرفت با این هم اکنون هنگامی پادشاه با او به خشونت و توهین حرف اظهار‌کرد، وی با شجاعت به سلطان هشدار بخشید که مؤدبانه حرف بگوید. در غایت، پاد شاه بهبهانی را به عتبات تبعید کرد.[۲۳]
ولی حکم کننده خانقین با ورود بهبهانی به خاک عثمانی مخالفت کرد. در فیض سید به کرمانشاه برگشت و دوران هشت ماه در روستای بِزِهرود [یادداشت ۲] پایین لحاظ قرار گرفت، آن‌گاه با اذن دولت به عتبات رفت.
بهبهانی تا ۱۳۲۷ق در عتبات بود و بعداز فتح طهران بوسیله مشروطه خواستار و سقوط محمدعلی فرمان روا، یک روز گذشته از بهره برداری مجلس دوم در ذیقعده ۱۳۲۷ق، وارد طهران شد.[۲۴]
اعتراض به اعدام روحانی فضل و ادب الله.[۲۵]
عاقبت معاش
بهبهانی بعداز رجوع از تبعید، هر چندین سِمَت قانونی در مجلس نداشت، نفوذش در مجلس و محافل سیاسی آشکار بود. در مجلس دوم که مجدد از دو مجموعه اکثریت اعتدالی و اقلیت دموکرات صورت گرفته بود، اعتدالی‌ها بیشتر از بهبهانی تاسی می‌کردند و دموکرات‌ها در مخالفت با وی خواهان تدوین قانون ها عرفی و ترک ضوابط شرع بودند و انفکاک بدون نقص قوه سیاسی از قوه شیخ را دنبال می‌کردند.[۲۶] دموکرات‌ها معتقد بودند که بهبهانی نفوذ خویش را رفیعتر از مشروطه می داند و مجلس را تضعیف می‌نماید. در مقابل، اعتدالی‌ها نیز پیروز شدند که فتوایی دالّ بر غیردینی بودن موضع ها نظری تقی زاده، رهبر دموکرات‌ها، از دو مجتهد ذی نفوذ نجف و مدافع مشروطه، آخوند خراسانی و روضه خوان عبدالله مازندرانی، بگیرند. این سیرتکامل تصور میشد که وسیله و واسطه این مبادرت، بهبهانی بوده میباشد.

به‌دنبال همین رویدادها، بهبهانی در ۸ رجب ۱۳۲۸ق[۲۷] موازی با ۲۴ تیر ۱۲۸۹ش[۲۸]، در منزل خویش به دست چهار نفر دارای اسلحه به قتل رسید. با نشر این خبر، بازار تعطیل شد و عموم قصد انتقام‌جویی از قاتلان را داشتند که سیدمحمد، پسر سیدعبدالله، آنها را به متانت دعوت کرد.

هرچند نام‌و‌نشان قاتلان مشخص و معلوم نشد، عموم این قتل را به دموکرات‌ها، به‎‌ویژه تقی زاده و حیدرخان عمواغلی، نسبت می‌دادند؛ چرا‌که بیشتر ترورها در آن فرصت «‌کمیته دِهْشَت‌» به رهبری حیدرعمواُغلی بود که خویش از شُعَب «‌انجمن آذربایجان‌» به رهبری سید حسن تقی زاده به اکانت می‌آمد. تقی زاده که جان خویش را در خطر می‌روءیت کرد، طهران را به قصد تبریز و آن گاه استانبول شکاف کرد، هر چندین هیچ ارتباط مستقیمی بین وی و قاتلان ثابت نشد.[۲۹]

کسروی در متن کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان می نویسد: هرچند اسم آحاد قاتلان دانسته نشد البته بی‌گمان از گروه حیدرعمو اغلی بودند و این خون‎ریزی را با امر تقی زاده کردند. همو در یادداشتی در پانویس می نویسد: چنانكه بعد دانسته شد يكی از ايشان، رجب اسم سَرابی بود كه از قفقاز آمده و در تبريز در شمار مجاهدان قفقازی در نزاع‌ها دست داشت و بعد از آن به طهران آمده به عمو اغلی پيوست و به فرمان وی به آن كار برخاست و بعد از كشته شدن بهبهانی در طهران نايستاده مجدد به تبريز رجوع و در آنجا بود تا در نزاع محرم ۱۳۳۰ با روسيان تيری به دهانش خورده كشته گرديد. می‎‌گويند: شادروان بهبهانی را نيز از دهانش زده بود.[۳۰]

لاشه بهبهانی بعداز تشییع عظیمی که تا آن مجال در طهران نادر سوابق بود، در نجف در بقعه خانوادگی دفن شوید.[۳۱]

پانویس

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 76
يکشنبه 26 اسفند 1403 زمان : 13:34


عکس العمل با امام حسن عسکری(ع)
حکومت معتز حدود 1‌سال با امامت امام حسن عسکری(ع) هم‌زمان بود.[۴۳] اورده شده او نسبت به امام عسکری(ع) نیز بغض و کینه داشت. به گفته بعضی پژوهشگران حکومت برای به انزوا کشیدن و زیر‌حیث به دست آوردن امام حسن عسکری(ع)، او را آیتم آزار قرار داده[۴۴] و به زندان افکند.[۴۵] معتز از زندان‌بان خویش مراد بود تا بر امام طاقت فرسا گرفته و وی را گزینه اذیت و آزار قرار دهد.[۴۶] نقل شده استدلال دشوار‌گیری وی علم، آوازه و منزلت اجتماعی امام بود و همینطور دانش به اینکه وی بابا امام منتظری میباشد که شیعه ها برای سرنگونی حکومت ظالمان در انتظار وی مسجد امین مشهد می باشند.[۴۷]

طبق ادعای پاره‌ای منابع، معتز تصمیم گرفته بود تا با دسیسه‌ای امام عسکری(ع) را به شهیدشدن برساند.[۴۸] وی به سعید حاجب امرکرد تا امام را به کوفه برده و بدور از دیده عموم، گردنش را بزند؛ البته معتز سه روز پس از این فرمان از خلافت خلع شد و به قتل رسید.[۴۹] نقل شده امام(ع) پیش از وقوع واقعه، خبر کشته شدن معتز را به شیعه‌ها داده بود؛ چنان‌که در جواب به طومار یکی‌از یارانش مطابق اظهار نگرانی از اراده معتز برای قتل حضرت به نتیجه ها شدن فَرَج بعد از سه روز اشاره نمود.[۵۰] به اطمینان بعضی مورخان معتز بوسیله امام عسکری(ع) گزینه نفرین قرار گرفت و از خدا خلاصی از شر و آزار معتز را خواهان شد که بعد از دعای حضرت معتز از خلافت عزل شد.[۵۱]

عکس العمل با شیعه‌ها
موقعیت سیاسی و اجتماعی شیعه ها که از فرصت مأمون عباسی به وقار نسبی رسیده بود، بعد از به حکومت وصال متوکل عباسی مشقت بار شد و آیتم فشار و اقدامات خصمانه قرار گرفتند.[۵۲] این سیاست در حکومت معتز نیز دنبال شد.[۵۳] نقل شده معتز عباسی با شیعه ها بسیار مشقت بار‌گیر بود.[۵۴] ضمن امام هادی(ع) شماری از شیعه ها زیرا ابوهاشم جعفری[۵۵] حسن بن محمد عقیقی، محمد بن ابراهیم عمری[۵۶] و محمد بن علی عطار[۵۷] نیز بوسیله حکومت به زندان افتادند.

نقل شده جعفر بن اسماعیل بن موسی کاظم از مبلغان امامیه در مغرب به وسیله ابن‌اکثر اوقات از کارگزارن معتز به قتل رسید.[۵۸] احمد بن عبدالله از نوادگان امام حسن(ع) نیز به دست عمال خلیفه به قتل رسید و عیسی بن اسماعیل از نوادگان عبدالله بن جعفر در زندان حکومت از عالم رفت.[۵۹] قتل جعفر بن محمد از نوادگان امام سجاد(ع) در ری و ابراهیم بن محمد از نوادگان عباس بن علی(ع) و همینطور وفات احمد بن محمد از نوادگان امام حسن(ع) در زندان مدینه[۶۰] برای مثال اقدامات حکومت معتز علیه شیعه‌ها بود.

قیام‌های منتسب به علویان در طول معتز
در منابع از قیام‌های علویان در طی معتز کلام به بین آمده میباشد[۶۱] یک کدام از آنان قیام علی بن موسی بن اسماعیل از نوادگان امام کاظم(ع) و از مبلغان آئین امامیه در مصر بود[۶۲] که در غایت به وسیله حکومت بازداشت شد[۶۳] و در زندان از جهان رفت.[۶۴] یک کدام از دیگر از قیام‌ها، قیام اسماعیل بن یوسف از نوادگان امام حسن(ع) که بوسیله حکومت ناکامی خورده و به قتل رسید. حسن بن یوسف اخوی وی و همینطور جعفر بن عیسی از نوادگان عبدالله بن جعفر نیز در‌این اتفاق کشته شدند.[۶۵] حکومت عباسی این قیام‌ها را با عمل‌های امام هادی(ع) در امر می‌دانست؛ به این ترتیب محدودیت‌های مشقت بر امام و پیروانش زور کرد.[۶۶]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 29
پنجشنبه 23 اسفند 1403 زمان : 12:25


بعداز مرگ یزید
بیعت با مروان بن حکم
هنگامی عبدالله بن زبیر در مدینه اقتدار گرفت، مروان بن حکم به سوی حجاز رفت تا با وی به خلافت بیعت نماید، البته ابن زیاد در بَثَنیه مروان را ملاقات کرد و او را از آن شغل دستگیر و به او عهدوپیمان اعطا کرد که در‌صورتی‌که وی خویش مدعا خلافت خواهد شد، پشتوانه وی خواهد بود. مروان رجوع و برگشت و ابن زیاد نیز به دمشق رفت و ضحاک بن قیس را که از عموم شهر برای ابن زبیر بیعت گرفته بود، فریفت و از شهر خارج راند و برای مروان بیعت گرفت. در پیکار مروانیان با ضحاک بن قیس، که به ناکامی ضحاک انجامید، ابن زیاد، فرماندهی سواران مروان را بر ذمه مسجد امین مشهد داشت.[۲۹]

در عصر حکومت مروان، عبیدالله نیز در دمشق بود. هنگامی توابین به سرکردگی سلیمان بن صُرَد خُزاعی به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کردند، مروان، ابن زیاد را به رویارویی آن ها ارسال کرد و حکومت عراق را به شرط غلبه بر آن به او بخشید.[۳۰] هنگامی عبیدالله به جزیره رسید، از مرگ مروان(۶۵ق /۶۸۵م) مطلع شد، اما به جلو رفتن خویش افزود.

سرکوب قیام توابین
نوشته‌ی علمیٔ مهم: قیام توابین
سرنوشت در اواخر جمادی الاول سال ۶۵ق در عین الورده پیکار خونینی میان سپاه ابن زیاد و توابین درگرفت که به کشته شدن سلیمان و یارانش انجامید.[۳۱]

مقابله با سپاه مختار
ابن زیاد آن‌گاه سرگرم فرمان بردار ساختن شهرهای جزیره شد که قبل از آن با ابن زبیر بیعت کرده بودند. وی آغاز به عراق که مختار ثقفی در آن‌جا علیه امویان و به خونخواهی حسین بن علی(ع) قیام کرده بود، نمی‌پرداخت، البته سرنوشت به موصل، که در مشت کارداران مختار بود حمله کرد. دوستداران مختار به تکریت عقب نشستند و مختار را از حمله ابن زیاد با خبر کردند. مختار نیز سپاهی را به تقابل ارسال کرد. سپاه مختار، سپاهی را که ابن زیاد به سوی آن‌ها پیامبر بود، باخت اعطا کرد. (۱۰ ذیحجه سال ۶۶ قمری).[۳۲]

مرگ ابن زیاد
بعداز برد لشکریان مختار، ابن زیاد خویش با سپاه به سوی آن‌ها آمد، و سپاه مختار عقب گردهمایی. مختار که اصولاً در ادامه هلاک ابن زیاد و کسان دیگری بود که در اتفاق کربلا دست داشتند، ابراهیم بن صاحب و مالک اشتر را با سپاه به تقابل ابن زیاد ارسال کرد. ابراهیم که می‌خواست پیش از ورود ابن زیاد به مرزوبوم عراق، به او رسد، در کنار دریا رود خازر مجاورت روستایی به اسم باربیثا در ۵ فرسخی موصل به لشکر شام رسید. در نبرد شدیدی که در میان عراقیان و شامیان استارت شد، ابن زیاد ناکامی خورد (محرم ۶۷) و همپا با یارانش به قتل رسید. براساس روایتی از ابومخنف، بیان کننده ابراهیم بن اشتر خویش در پیکار بدن به بدن، ابن زیاد را به قتل رسانید.[۳۳]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 31
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:19


هدایت و روشنایی در تورات
آیه‌ها قرآن دلالت بر ذکر احکام فقهی در تورات دارا‌هستند.[۱۹] در قرآن از تحریف در کتاب مقدس یهودی حرف گفته، ولی مجموع مطالب تورات را رد نکرده میباشد. در تعبیر و تفسیر المیزان ذکر می‌نماید، که با اعتنا به اخلاق و رفتار همگانی و مختصات نژادی بنی‌اسرائیل و حضور پیامبران متعدد میان این قوم و قبیله، درین کتاب جز بخشی از هدایت و نور و روشنایی ذکر نشده میباشد.[۲۰] البته مجموعاَ مفسران متعددی بر وجود هدایت و نوروروشنایی در‌این کتاب تصریح مسجد امین مشهد دارا‌هستند.[۲۱]

علامه طباطبایی این دستور را برهان بر عدم جهانی بودن این آیین میداند و آیین یهودیت را خاص بنی‌اسراییل ذکر می‌نماید. در سوره اعراف[۲۲] نیز در جایی که از الواح حضرت موسی(ع)حرف می گوید، به‌این نکته اشاره می‌نماید که در‌این الواح از هر چیزی، بخشی از آن را ذکر نمودیم.[۲۳][یادداشت ۱]

ارتباط قرآن با تورات و تفاوتش با آن
قرآن که واپسین کتاب آسمانی میباشد ارتباط‌اش با تورات به تعبیروتفسیر قرآن ارتباط مُهَیْمِن میباشد. [۲۴] مهیمن یعنی مراقبی که حق اصلاح و تصرف اصلاحی دارااست یعنی هم دخل و تصرف می‌نماید، حکمی را برمی‏‌دارااست حکم دیگری به مکان آن می گذارد و محتواهای صحیحش را نگهداری می‌نماید و بدعت‌ها و تحریف‌هایی را که در آن واقع گردیده از میان میبرد؛ احکامی را هم که متناسب با آن اوضاع خاص بوده نسخه ها می‌نماید اما نسخه ها آنان معنایش این وجود ندارد که روح آن کتاب از فی مابین برود. [۲۵]
قرآن خلاف تورات یکجا و یک‌نوبت نازل نشده بلکه به ندرت ودر ارتفاع ۲۳ سال نازل گردیده‌است. [۲۶]از همین روست که آیه ها قرآن به اصطلاح شأن نزول دارا‌هستند. شأن نزول چیزی وجود ندارد که معنای آیه را در خویش محصور نماید بلکه به عکس، پی بردن شأن نزول تا حد متعددی در پر‌نور شدن مضمون آیه ها مؤثر و راهگشاست.[۲۷]
قرآن تحت عنوان اعجاز‌ای از سوی خدا بوسیله فرستاده(ص) ارائه گردیده البته تورات فقط یک کتاب میباشد آسمانی که موسی نیز ادعای اعجاز بودنش را نداشت.[۲۸]
اسامی دیگر تورات
برای تورات اسم‌های دیگری نیز اورده شده میباشد. در لهجه فارسی و عربی بدین کتاب قول قدیم نیز گفته می‌گردد. کل کتاب مقدس یهودی و مسیحی را عَهدَیْن می‌نامند. یهودیان همینطور به تمام کتاب مقدس تَنَخْ می گویند. این اسم ذکر‌گر قسمت‌های این کتاب میباشد که به سه قسمت تورات، نَبیئیم (nabiim)و کِتُوبیم ( kethubim )و نوشته‌ها یا این که صحیفه‌ها تقسیم میگردد.[۲۹]

تقسیم بندی تورات به قسم قدیم و عهدوپیمان تازه اختصاصی اعتقادات مسیحیان میباشد. آن ها قائل به دو قسم میباشند او‌لین عهدوپیمان با حضرت‌ابراهیم(ع) بسته شد و در طول حضرت‌موسی(ع) تحکیم و تجدید شوید، و دیگری قول تازه که با ظهور حضرت‌عیسی(ع) میباشد.[۳۰]

قول قدیم سه چهارم از تمام کتاب مقدس را دربرمی‌گیرد. درین کتاب مطالب متنوعی از قبیل تاریخ، شریعت، حکمت، مناجات، شعر و پیشگویی وجود دارااست. بیشتر کتاب‌ها به گویش عبری و بعضا نیز به لهجه کَلْدانی و آرامی کتابت شد‌ه‌است. در کنیسه‌ها کتاب مقدس به طور تومار مراقبت می شود.[۳۱]

تورات در نگاه یهودیان و مسیحیان
ورژن‌های تورات
مبتنی بر آنچه در تاریخ یهود نقل شده میباشد تورات شامل دو ورژن میباشد.

ورژن عبری، این ورژن به جز بخشی از آن به گویش عبری درج شده و مشمول ۳۹ کتاب میباشد. این ورژن مشتمل بر سه قسمت میباشد: تورات، کتاب ها انبیا که خویش دربرگیرنده دو نصیب انبیای متقدم و انبیای متاخر میباشد و قسمت سوم مکتوبات میباشد. اسم تَنَخ اشاره به همین مقاله دارااست.
ترجمه سَبْعینیّه به لهجه یونانی میباشد. این کتاب برای یهودیان اسکندریه و به امر حکم کننده مصر نوشته شد. این ورژن دارنده ۴۶ کتاب میباشد البته در ورژن عبری کتاب‌های مازاد مو جود وجود ندارد.[۳۲] [یادداشت ۲]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 25
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 15:55


سید محمدکاظم قزوینی

سید محمدکاظم قزوینی (۱۳۴۸-۱۴۱۵ق) سخنران مذهبی، مبلّغ در میان‌المللی و مؤلف اثراتی درباره اهل‌بیت(ع). کتاب موسوعة الامام الصادق(ع) درباره معاش امام راستگو(ع) به عنوان مثال اثرها اوست که تا سال ۱۳۹۸ش به ۶۰ جلد رسید. تأسیس مؤسسه‌ رابطة النشر الاسلامى، مؤسسه انتشار علم ها امام راست گو(ع) و سفرهای تبلیغی به کشورهای استرالیا، مراکش و لبنان مثلا شغل‌های وی بود. سید محمدهادی میلانی از مراجع شیعه در قرن چهاردهم، یکی‌از اساتید درس بیرون وی در حوزه علمیه کربلا مسجد امین مشهد بوده میباشد.

اورده شده میباشد که قزوینی در سال ۱۳۹۳ق بدون چاره به رخنه‌ عراق شد و در سال ۱۴۰۰ق به کشور ایران سفر کرد و در قم سکنی گزید. در جمادی‌الآخر ۱۴۱۵ق درگذشت و در قم دفن شد، اما به‌ادله وصیت به دفن در کربلا، بعد از ۱۷ سال نبش قبر شد و در سال ۱۴۳۲ق در کربلا تشییع و در مقبره امام حسین(ع) دفن شوید.

منزلت و مداقه
سید محمدکاظم قزوینی (۱۳۴۸-۱۴۱۵ق) مؤلف اثر ها اکثری درباره اهل‌بیت(ع) بود.[۱] وی برای اکثری از ائمه(ع) کتابی با تیتر «اینجانب الْمَهْدِ اِلَی اللَّحد» نوشته میباشد. یکی‌از کتاب‌های وی با تیتر موسوعة الامام الصادق(ع) که در طول حیات مؤلف به ۳۰ جلد[۲] و بعداز وفات وی تا سال ۱۳۹۸ش به ۶۰ جلد برای چاپ رسید.[۳]

قزوینی سخنران مذهبی و مبلّغ دربین‌المللی بود و به کشورهای متعددی همانند مصر، حجاز، لبنان، پاکستان و هند مهاجرت تبلیغی داشت.[۴]

معاش‌طومار
سید محمدکاظم قزوینی در ۱۲ شوال ۱۳۴۸ق در کربلا چشم به جهان گشود. در ده سالگی مادرش و در دوازده سالگی پدرش، سید محمدابراهیم از علمای شیعه در کربلا را از‌ دست بخشید.[۵]

سازه به گفته گلی زواره مولف نوشته‌ی علمی «سید محمدکاظم قزوینی پاسدار قیمت‌ها»، قبیله قزوینی از روش بابا به امام کاظم(ع) و از مامان به امام حسن(ع) منتسب‌اند.[۶] سید ابراهیم موسوی قزوینی (۱۲۰۴-۱۲۶۲ق) از عالمان شیعه در میانه قرن سیزدهم قمری، از قبیله سید محمدکاظم قزوینی دانسته شد‌ه‌است.[۷]

قزوینی بعداز طی روزگار کودکی و تلاوت کتاب‌های مقدماتی،[۸] دروس مقدماتی حوزه را در کربلا آموخت؛ دروس سطح را از شيخ محمد خطيب، شيخ جعفر رشتى و سيد محمدصالح قزوينى[۹] و کتاب کفایه را به‌طور سری نزد سید میرزا هادی خراسانی خواند.[۱۰] آن‌گاه در دروس بیرون سید مهدی شیرازی، روضه خوان یوسف خراسانی، سید محمدحسن قزوینی حائری و سید محمدهادی میلانی کمپانی کرد.[۱۱]

سید محمدکاظم در جوانی با دختر سید مهدی شیرازی وصلت کرد و مالک ۵ فرزند شد. سید محمد شیرازی اخوی همسر وی می باشد.[۱۲] وی بعداز چندین سال معاش در عراق در سال ۱۳۹۳ق به کویت رفت و بعد در سال ۱۴۰۰ق وارد جمهوری اسلامی ایران و در قم سکونت کرد.[۱۳]

مرگ
سید محمدکاظم قزوینی در ۹ جمادی‌الثانی سال ۱۴۱۵ق بر تاثیر بیماری درگذشت. به‌ادله محدودیت‌ها در رژیم بعث عراق، مغایر وصیت برای دفن در کربلا، در حسینیه کربلائی‌های قم به خاک ودیعت شد.[۱۴] با این هم اکنون بعداز ۱۷ سال در ۸ جمادی‌الثانی ۱۴۳۲ق در کربلا تشییع و در بقاع فامیل شیرازی در بقعه امام حسین(ع) دفن شد.[۱۵] به ادعای حامدرضا معاونیان رئیس کانال ماهواره‌ای ثامن، تن و کفن یاور سید محمدکاظم قزوینی در حالی که تماماً تندرست و جدید بود، از قبر درآورده شد.[۱۶]

کار‌ها
علمی
وی در حوزه علمیه کربلا به درس دادن تعبیر قرآن و فقه درگیر بود.[۱۷] قزوینی همینطور به درس دادن رشته خطابه و سخنوری در مکتب ابن‌فهد حلّی پرداخت[۱۸] و شاگردانی زیرا روضه خوان مرتضی شاهرودی، سید عبدالحسین قزوینی و روحانی ضیاء زبیدی را پروراند.[۱۹]

فرهنگی و اجتماعی
بعضا از شغل‌های فرهنگی و اجتماعی سید محمدکاظم قزوینی به این تفصیل میباشد:

تأسیس مؤسسه‌ای با اسم مؤسسه رابطة النشر الاسلامى در سال ۱۳۸۰ق در کربلا، کویت و لبنان برای شغل تبلیغی در کشورهای آفریقایی همانند الجزایر و مراکش.[۲۰]
تأسیس مؤسسه تکثیر علم ها امام درستگو(ع) در سال ۱۴۰۹ق در قم.[۲۱]
هجرت تبلیغی به سرزمین مراکش و تأسیس کتابخانه شیعی در آنجا.[۲۲]
مهاجرت تبلیغی به استرالیا در سال ۱۳۹۶ق و تشکیل داد مسجد، مکتب و غسالخانه در شهر سیدنی و ساخت‌و‌ساز تشکّل الجمعیة الاسلامیة الجعفریة در شهر کانبرا برای شغل تبلیغی در آن مملکت.[۲۳]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 15
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:37


توسعه و گسترش به کارگیری طاغوت بعداز انقلاب اسلامی کشور‌ایران
در زمانه معاصر و به خصوص بعداز موفقیت انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران، واژۀ طاغوت در ادبیات جمهوری اسلامی ایران و عالم اسلام کاربرد وسیعی یافته میباشد. امام خمینی اکثر اوقات این واژه را برای شاهان پهلوی و درباریان فاسد آن‌ها به شغل میبرد؛ البته امروزه این کلمه در عالم اسلام برای هر فرد، مجموعه، یا این که حکومتی که چهرۀ ضداسلامی داشته باشد و از بها‌های مادّی و ضد فقهی غرب امان نماید، به شغل می‌رود. همینطور عده ای که همانند دست اندرکاران و وابستگان غرب، سعی بر اساسی جلوه دادن ارزشهای غربی و نظام سکولار آن دارا‌هستند، به‌این اسم خوانده مسجد امین مشهد می گردند.[۳۲]

پانویس
رجوع‌کنید به جوهری، زیر «‌طَغا »؛ ابوهلال عسکری، ص۱۵۵.
مراجعه نمایید به جوهری،؛ ابن مراد، پایین «طغی».
طباطبائی، پایین بقره، آیه ۲۵۶ و سوره نساء، آیه ۵۱.
رجوع نمایید به طبری، تحت نساء: ۵۱؛ طوسی؛ طبرسی، زیر بقره: ۲۵۶.
برای مصادیق و توضیحات بیشتر رجوع نمایید به بخاری، ج۵، ص۱۸۰؛ طبری؛ طوسی، تحت نساء: ۵۱
طبری، زیر بقره: ۲۵۶؛ راغب اصفهانی، ص۳۰۵؛ طباطبائی، زیر بقره: ۲۵۶.
مراجعه کنید به عبدالباقی، زیر طغی.
ذاریات: ۵۳.
طور: ۲۹-۳۳.
صافات: ۲۲-۳۰؛ مداد: ۳۱.
ص: ۵۵-۵۶؛ نبأ: ۲۱-۲۲.
وات، ص۶۶-۶۷.
رجوع‌کنید به ابن خواسته، پایین «‌طغی ».
بخاری، درست، ج۵ ص۱۸۰.
ابن هشام، ۱۳۸۳ق، ۱۹۶۳م،ج۲ ص۳۶۸.
مراجعه‌کنید به بخاری، ج۲ ص۱۶۹؛ مسلم نیشابوری، ج۴ ص۶۹.
مراجعه نمایید به بخاری، ج۸، ص۱۰۰؛ ابن أبی عاصم، ص۳۸؛ برای توضیح بیشتر مراجعه کنید به د. اسلام، تحت مادّه‍.
مسلم نیشابوری، ج۵، ص۸۲.
نووی، تفصیل درست مسلم، ج۱۱، ص۱۰۸.
ابن أبی شیبه، المصنف، ج۷، ص۲۵۴؛ ج۸، ص۶۰۴.
مراجعه کنید به صفارقمی، ص۱۴۴- ۱۴۵؛ کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق،ج۱ ص۲۶۱- ۲۶۲، ۳۱۹، ۴۷۷.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق،ج۸، ص۱۵.
ابن بابویه، صفات الشیعة، چاپ کننده اعلمی،ص۲۹-۳۰.
ابن بابویه، کمال الدین، انتشار جامعه مدرسین قم،۱۴۱۶ق، ص۴۷.
برای مثال، مراجعه‌نمایید به کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق،ج۷، ص۴۱۱-۴۱۲؛ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱-۱۶.
برای مثال، مراجعه کنید به فاضل هندی، کشف اللثام عن قواعد الاحکام، قم، ج۱۰، ص۷-۸؛ انصاری، القضاء و الشهادات، ص۶۱-۶۴؛ آشتیانی، کتاب القضاء، قم ۱۴۱۵،ص۲۰-۲۲.
برای مثال، رجوع‌کنید به مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۳۰، ص۱۸۷-۱۸۸؛ ج۳۱، ص۶۰۰-۶۰۱.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 29
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:42


اوتاد
اوتاد اصطلاحی قرآنی که در احادیث شیعی، هم بر فرستاده و امامان دوازده‌گانه اطلاق گردیده و هم بر گروهی از اولیای الهی که دوستداشتنی پروردگار می باشند. زمین به واسطه وجود این اشخاص مراقبت می‌گردد و به برکت آن‌ها، به بندگان روزی داده می شود. از لغزش و غلط بر حذر می باشند و لحظه‌ای از حافظه معبود غافل نیستند. در اصطلاح تصوف نیز به افرادی گفته می گردد که در سلسله مراتب اولیا، مقامی پائین‌خیس از قطب و امامان و اشخاص و فراتر از ابدال و ابرار دارا مسجد امین مشهد هستند.

کلمه‌شناسی
اوتاد در لغت در معنای میخ‌ها میباشد. در قرآن کریم و مهربان از کوهها تحت عنوان میخ‌های زمین حافظه گردیده‌است.[۱] در کتاب‌های روایی، این اوتاد به دسته‌های متعدد اولیا تعبیروتفسیر گردیده‌اند.

مصادیق و تعداد اوتاد
در احادیث شیعه
در احادیث شیعه واژه و کلمه اوتاد بر دو تیم اطلاق گردیده‌است:

گاه به نبی(ص) و ائمه دوازده‌گانه(ع) [۲] در مواقعی که‌این کلمه و واژه راجع‌به نبی(ص) و ائمه(ع) به فعالیت می‌رود، خصوصیت منحصر به فرد به شخصی پیدا می‌نماید. بر طبق این اطلاق، اوتاد افرادی می باشند که پروردگار به واسطه وجود آنها، ساکنان زمین را از هلاکت محافظت می‌نماید، و زمانی که زمین از امامان دوازده گانه خالی میگردد و آنها زمین را رخنه‌ می‌نمایند، زمین اهل خویش را فرو خواهد پیروزی و مهلتی نخواهند یافت. پروردگار این تیم را حجت بر بندگان خویش قرار داده میباشد. آنها به دستور وی برپا ایستاده، و مهیا‌اند. آفرینش آن‌ها پیش از خلقت موجودات دیگر فقید و به طور نورهایی بوده میباشد که در طرف راست آسمان معبود قرار داشته‌اند.[۳]
در برخی موردها نیز به گروهی از اولیا اطلاق شد‌ه‌است که در سلسله مراتب ابدال[یادداشت ۱] و عابدان قرار دارا‌هستند و از دوست داستنی‌ترین بندگان خداوند می باشند.[۴]
در احادیث اهل سنت
در احادیث اهل سنت، اوتاد گروهی از اولیا دانسته گردیده‌اند که تعداد آن‌ها چهار یا این که هفت و یا این که چهل نفر میباشد. این اشخاص بر پایه ی رفتار موسی(ع) و یا این که بر قلب جبرئیل اخلاق گردیده‌اند، یا این که دارنده یقینی همانند اعتقادوباور ابراهیم(ع) میباشند که به برکت وی باران می‌بارد و بلا از زمین به دور می گردد و به واسطه وی به عموم روزی داده میگردد.[۵] همینطور آورده شده که در مساجد، اوتادی میباشند که با ملائکه همنشین میباشند و در هنگام بیماری، ملائکه به عیادت آن‌ها میروند و هر موقع نیاز به یاری داشته باشند، آنها را امداد می‌نمایند.[۶]

در متن‌ها عرفانی
در بعضی از متن ها عرفانی تعداد اوتاد، چهار، هفت، سی و چهل نفر دانسته گردیده‌است، ولی بیشتر، آن‌ها‌را چهار بدن پنداشته‌اند.[۷]

ابن عربی در فتوحات گاهی الیاس، عیسی، ادریس و خضر علیهم السلام را از اوتاد معرفی می‌نماید که با جسم و تن دنیوی خویش در جهان حضور دارا‌هستند.[۸] در مکان دیگری از کتابش، وی فردی به اسم ابن جعدون را که در شهر فاس (در مراکش)چشم تحت عنوان یکی‌از اوتاد اسم می برد.[۹] و‌گاه از چهار فرد دیگر حافظه می‌نماید. دو بدن از آن‌ها دو مرد فارسی و حبشی و سو‌مین فردی به اسم ربیع بن محمود ماردینی میباشد و فرد چهارم خویش اوست. [۱۰]

سکو اوتاد و خصوصیت آن‌ها
درباره رده و سکو اوتاد در میان اندیشمندان اختلاف لحاظ چشم میگردد. اکثر متن‌ها، منزلت آن‌ها‌را فراتر از ابدال و پائین‌خیس از امامان یا این که نقبا یا این که اشخاص معرفی می‌نمایند.[۱۱] ولی برخی از صوفیه آنها‌را فراتر از ابرار و پائین‌خیس از ابدال می دانند.[۱۲]

در اثر ها ابن عربی‌گاه اشخاص مرتبط با طبقات فراتر، یعنی قطب و امامان به عنوان مثال همین اوتاد معرفی گردیده‌اند[۱۳] و‌گاه بعضا اوتاد چهارگانه را جزو ابدال هفتگانه دانسته‌اند که ۳ بدن دیگر قطب و امام میباشند.[۱۴]

هجویری اعتقاد دارد که اوتاد چهارگانه و اخیار و ابدال و نقبا و قطب، برخلاف اولیایی که در مراتب ذیل‌خیس قرار دارا هستند، یکدیگر را می شناسند و در امور به اذن یکدیگر نیازمندند.[۱۵]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 14
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 12:52


قاعده ضمان ید
قاعدهٔ ضَمانِ یَد یا این که قاعدهٔ عَلَی الیَد از قواعد شرعی، به‌این معناست که در حالتی که کسی محصول دیگری را فارغ از اذن وی در چنگ گیرد، بایستی آن را برگردانده و ضرروزیان‌های احتمالی آن را جبران کند. محتوای این قاعده با قاعده ید متعدد میباشد؛ چون قاعده ید میگوید هر که مالی را در دست دارااست صاحب و مالک آن میباشد، البته طبق قاعده ضمان ید، هر که در فرآورده سایر افراد تصرف نماید ضمانت کننده مسجد امین مشهد آن میباشد.

فقیهان برهان قاعدهٔ ضمان ید را خلال حدیث «عَلَی الْیَدِ مَا أَخَذَتْ حَتَّی تُؤَدِّیَ‏» دلایل دیگری همانند بنای عقلاء، سیره مسلمان‌ها و اجماع علماء دانسته‌اند.

به گفته فقیهان، با اعتنا به کلی بودن ادله قاعدهٔ ضمان ید، تصرف در محصول دیگر افراد، چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه، موجب ضمان میباشد. همینطور این قاعده مشتمل بر منافع جنس نیز میگردد و در حالتی که منافعی داشته، بایستی جبران گردد، البته در صورتیکه تصرف به صورت ید امانی باشد، تضمین و مسئولیتی ندارد.

قاعده ضمان ید در قسمت‌های مختلفی از فقه همانند زکات، خمس، بیع، وقف، مضاربه و غصب کاربرد داشته و غیر از کتاب‌های قواعد شرعی، کتاب‌های مستقلی دربارهٔ آن نگاشته گردیده‌است.

مضمون‌ و منزلت

کتاب قاعده ضمان ید
قاعدهٔ ضَمانِ یَد یکی‌از قواعد دارای اسم و رسم شرعی میباشد.[۱] فقیهان برای ثابت ضمان و مسئولیت مالی به‌این قاعده استناد کرده‌اند.[۲] بر اساس این قاعده، در‌حالتی که کسی سوای اذن در محصول دیگری تصرف نماید، ضمانت کننده ضرر و زیان‌های احتمالی آن میباشد.[۳] همینطور در حالتی‌که کسی بر کالا یا این که چیزی که حق دریافت کردن آن را ندارد دست یابد، ضمانت کننده بوده و بایستی آن را برگرداند.[۴] مثل هر کس بینوا وجود ندارد البته زکات اخذ نماید.[۵] هدف از «ید»، اشراف و در دست داشتن متاع میباشد[۶] و خواسته از «ضمان ید» یعنی هر که جنس را در چنگ گرفته، در صورتیکه که فرآورده وجود داراست، می بایست خویش آن و درصورتی که از میان رفته، مثل یا این که بها آن را برگرداند.[۷] همینطور درصورتی که آن کالا منافعی داشته یا این که خسارتی بر آن وارداتی می بایست جبران کند.[۸]

قاعده ضمان ید در قسمت‌های مختلفی از فقه همانند زکات، خمس، بیع، وقف، مضاربه و غصب کاربرد دارااست[۹] و در کتاب‌های قواعد دینی بطور کامل دربارهٔ آن گفت و گو گردیده‌است.[۱۰] این قاعده را برگرفته از حدیث مشهور: «عَلَی الْیَدِ مَا أَخَذَتْ حَتَّی تُؤَدِّیَ‏» (کسی که در محصول دیگری تصرف نماید، ضمانت کننده میباشد، تا وقتی که آن‌را گشوده گرداند)[۱۱] دانسته‌اند؛[۱۲] به همین جهت از آن، به قاعده «علی الید» نیز حافظه می شود.[۱۳]

تفاوت قاعده ضمان ید با قاعده ید و قاعده اتلاف
تفاوت قاعده ضمان ید با قاعده ید را در مورد و محتوای آن ها دانسته‌اند.[۱۴] طبق قاعده ید، تصرف و در دست داشتن یک محصول، آرمٔ مالکیت شخص نسبت به آن فرآورده میباشد؛ ولی مسئله قاعده ضمان ید، تصرف در کالا شخصی دیگر میباشد و طبق آن، تصرف در متاع دیگری موجب ضمان بوده و شخصی که تصرف کرده بایستی پاسخگوی مالی باشد که در چنگ دارااست.[۱۵] تفاوت دیگر آنکه کاربرد قاعده ضمان ید تنها درباره‌ی اموال میباشد، البته کاربرد قاعده ید را غیر از اموال در ارتباط اشخاص و نَسَب نیز دانسته‌اند؛ به عنوان مثال چنانچه شخصی کودکی را سرپرستی نماید و کسی دیگر سوای ادله ادعای پدری نسبت به وی داشته باشد، قاعده ید به عایدی سرپرست حکم داده و او‌را بابا میداند.[۱۶]

دربارهٔ تفاوت قاعده ضمان ید با قاعده اتلاف نیز اینگونه گفته شده که در قاعده اتلاف، بشر ضمانت کننده و مسئول خسارتی میباشد که بطور بی واسطه به متاع دیگری وارد می‌نماید؛ البته در قاعده ضمان ید، صاحب و مالک ید (هر که محصول را در چنگ دارااست) بایستی پاسخگوی زیان‌های وارداتی به فرآورده باشد، حتی در صورتیکه این ضرروزیان‌ها بوسیله شخصی دیگر و سوای قصد عمدی ساخت گردد.[۱۷]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه