loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 21
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:27


جابر بن عبداللّه انصاری (درگذشت فی مابین سال‌های ۶۸ق تا ۷۹ق)، صحابی فرستاده اسلام(ص) و راوی حدیث لوح که حاوی اسم امامان شیعه از گویش نبی(ص) میباشد. او همینطور در سلسله راویان روایات معروف شیعه مانند حدیث جابر، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر دانش نیز مسجد سجاد مشهد جای‌دارد.

جابر را از اصحاب پنج امام (از امام علی(ع) تا امام باقر(ع)) دانسته‌اند. وی بعداز اتفاق عاشورا، اول زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. همینطور بنابر احادیث، وی درود فرستاده(ص) را به امام باقر رزرو مسجد سجاد مشهد (ع) رساند.

معاش‌طومار
جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمة، نسبش به خَزْرَج می رسد.[۱] پدرش قبل از مهاجرت رسول اکرم(ص) به یثرب، مسلمان شد و در بیعت عَقَبة دوم با پیامبر معبود(ص) قسم بست و جزو دوازده نقیبی شد که نبی(ص) آنان‌را به نمایندگی قبایل‌شان برگزید. بابا جابر در غزوه اُحُد به شهیدشدن رسید.[۲] اول گزارش از معاش جابر، حضور وی با پدرش در بیعت عقبه دوم در سال سیزدهم بعثت آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد.
ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله از لقب‌های منسوب به جابر میباشد البته از دربین آنان لقب ابوعبداللّه(بوعبدالله) درست‌خیس دانسته گردیده‌است. [۳]
سازه بر بعضا گزارش‌ها، لینک و پیوند در بین فرستاده(ص) و جابر محبت‌آمیز و صمیمانه بود. نقل شده میباشد که نبی(ص) به او بشارت قدمت وقت گیر داده و در جواب به سؤال جابر، آیه‌ای نازل شد که به آیه کَلالَه[۴] آوازه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد داراست.[۵][یادداشت ۱]

وصلت و فرزندان
در سال سوم هجری و قبل از غزوه ذاتُ الرِقاع، جابر با سُهَیمه، دختر مسعود بن اوس، تزویج کرد.[۶]

عبدالرحمان، محمد[۷] محمود، عبدالله[۸] و عقیل[۹] فرزندان جابر می باشند. از وجود عده ای منتسب به جابر در افریقا (در محدوده تونس مدرن) [۱۰] و بخارا [۱۱] گزارش‌هایی در اختیار میباشد. در کشور‌ایران نیز توده‌ای از نسل وی میباشند که مشهورترین آن‌ها روضه خوان مرتضی انصاری، دانا و اصولی شیعه بود.[۱۲]

کمپانی در نزاع‌ها
جابر از کسانی میباشد که در بیشتر غزوه‌ها و سَریّه‌ها حضور داشت. تعداد این غزوه‌ها به اختلاف نام برده میباشد. به نقل از خویش وی، از ۲۷ غزوه فرستاده(ص) در ۱۹ غزوه کمپانی داشته میباشد.[۱۳] جابر در بعضا از سَریّه‌ها نیز حضور داشته و درباره آن‌ها گزارش داده میباشد.[۱۴]

او در غزوه بدر و غزوه احد غایب بود.[۱۵] بعضا گزارش‌ها اورا از بَدریّون دانسته‌اند و از خویش وی بیان شده که در‌این حادثه آبرسان بوده میباشد.[۱۶]

در طول خلفای سه‌گانه
از موضع ها جابر درباره خلیفه نخستین سخنی در منابع نیامده میباشد.[۱۷] در‌این زمانه، او بیشتر به کار‌های علمی و عقیده ای می‌پرداخت و از کارها سیاسی و نظامی هجران می‌جست. او صرفا در یک مأموریت جنگی کمپانی کرد و آن نیز نخست فتوحات مسلمان ها در زمان خلیفه دوم بود. جابر در گزارشی، از حضور خویش در سپاه خالد بن ولید، که برای محاصره دمشق به یاری سپاه شام رفته بود، کلام گفته میباشد.[۱۸]

جابر در طی خلافت قدمت بن خطّاب، عَریف بود؛[۱۹] عریف شخصی از خویشان بود که خلیفه او را به سر کردگی خویشان یا این که طایفه منصوب میکرد و وی رابط خلیفه و اشخاص بستگان به شمار می‌آمد.

از کار‌های جابر در زمانه خلیفه سوم، استحضار چندانی در مشت وجود ندارد، جز اینکه در واپسین روزهای خلافت عثمان، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، او به امر خلیفه همپا ۵۰ بدن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان مصاحبه نماید و آن ها را به دیار خویش بازگرداند.[۲۰]

زمان امام علی(ع)
جابر در مبارزه صفین از لشکریان امام علی(ع) بود.[۲۱] در اواخر خلافت امام علی(ع)، بُرمز بن اَرْطاة بر مدینه یورش پیروزی و از عموم مدینه، به عنوان مثال قوم و قبیله بنی سَلَمه (قوم و قبیله جابر)، نیز بیعت خواست. جابر که بیعت با بُرمز را گمراهی می‌دانست، به منزل ام سلمه، همسر پیامبر خداوند(ص)، مدد موفقیت اما به پیشنهاد‌ ام‌سلمه، برای دوری از خون‌ریزی، با بسر بیعت کرد.[۲۲]

مجال حاکمیت امویان
جابر که زمان نبی(ص) را فهم و شعور کرده و مطلع به قرآن و سنت بود، از بدعت‌ها و زشتکاری‌های امویان آزرده بود و امید می کرد که ناشنوا گردد تا خبرها بدعت‌ها و تغییر تحول بها‌های فقهی را نشنود.[۲۳] معاویه بعداز آنکه به حکومت رسید تصمیم داشت منبر فرستاده معبود(ص) را از مدینه به دمشق منتقل سازد (سال ۵۰). جابر از اشخاصی بود که نزد معاویه رفت و او‌را از این شغل پشیمان تشکیل داد.[۲۴]

حَجّاج بن یوسف که از طرف عبدالملک بن مروان اموی میان سال‌های سال ۷۲ قمری تا سال ۷۵ قمری. والی حجاز شد، در سال ۷۴ قمری. به دوران دو ماه به مدینه رفت و تا توانست عموم مدینه را تحقیر کرد. وی همانند بردگان مهری بر گردن‌ اصحاب نبی آفریدگار(ص)، مثلا جابر زد.[۲۵] با این همگی، جابر واکنشی جز تغییر‌و تحول خلق و خوی خویش با حَجّاج آرم نداد[۲۶] و وصیت کرد که حَجّاج بر لاشه‌اش نماز نگزارد.[۲۷]

البته در رجال کشی مهیا میباشد که جابر به باعث سال‌خوردگی از تعقیب حجاج بن یوسف در پشتیبانی باقیمانده بود.[۲۸]

سفرها
جابر در دهه ۵۰ به مصر هجرت کرد. گروهی از مصریان از وی داستان کرده‌اند.[۲۹] در‌این روزها مَسلَمه بن مُخَلَّد انصاری، هم‌بستگان‌ای جابر، والی مصر بود و به نقل از ابن مَنْدَه، جابر به یار و همدم مسلمه به شام و مصر رفت.[۳۰]

به نقل از منابع حدیثی، جابر برای شنیدن یک حدیث درباره قصاص از عبداللّه بن اُنَیس، به شام مهاجرت کرد.[۳۱] البته با بی‌اعتنایی معاویه روبه‌رو شد. جابر که از اخلاق معاویه ناخرسند بود منش مدینه را در پیش گرفت و ۶۰۰ دینار اهدایی معاویه را نپذیرفت.[۳۲]

وفات
جابر در اواخر قدمت نابینا شد و یکسال در مکه زیست و عاقبت در مدینه درگذشت.[۳۳] مِزّی[۳۴] قصه‌هایی درباره سال وفات جابر آورده میباشد که هرکدام تاریخ متفاوتی را، در میان سال‌های ۶۸ تا ۷۹، بیان کرده‌اند و در یک خبر، به گزارش عده ای از مورخان و محدّثان، از وفات جابر در سال ۷۸ و در ۹۴ سالگی صحبت گفته و اشاره نموده است که اَبان بن عثمان، والی مدینه، بر او نماز گزارد.[۳۵]

با اعتنا به اینکه در حین اقامت حَجّاج در مدینه، جابر نیز در آنجا بوده میباشد، اقوالی که مرگ او‌را بعداز سال ۷۴ قمری دانسته‌اند صحیح‌خیس به لحاظ میرسد.[مستلزم منبع]

بازدید : 18
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:40


مدینه در احادیث
در بعضا از منابع روایی شیعه و سنی بخشی با تیتر احادیث مربوط به فضیلت شهر مدینه آمده میباشد. تحت عنوان مثال مجلسی در بحارالانوار هجده داستان را در بابی با تیتر «باب ادب المدينة وحرمها و آداب دخولها» نقل نموده است. [۱۳]فرستاده آفریدگار (ص) در روایتی نماز در مسجد النبی را موازی ده هزار نماز دانسته میباشد.[۱۴]مسلم در درست مسلم نیز بیستویک ماجرا را در بابی با تیتر «باب ادب المدینه و دعاء النبی فیها بالبرکة...» نقل مسجد سجاد مشهد نموده است. [۱۵]

مهاجرت فرستاده به مدینه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مسافرت به مدینه
پیامبر پروردگار(ص) ۱۳ سال بعد از بعثت، ابتدا ربیع الاول راهی یثرب شد. این سفر بعداز بستن دو عهد و پیمان عقبه (عقبه اولیه و دوم) با عموم یثرب جاری ساختن شد. حضرت بعداز اقامت تعدادی روزه در قبا، راهی آنجا شد. انگیزه مهم هجرت مسلمان ها به یثرب، فشار و آزارهای مشرکان مکه و بیعت یثربیان با فرستاده(ص) برای حفاظت از رزرو مسجد سجاد مشهد مسلمانها بود.

۱۰ سال آخری قدمت فرستاده عمدتاً در مدینه گذشت و این شهر مقر توسعه و گسترش اسلام بود.[۱۶]

اقدامات پیامبر خداوند در مدینه
بنای مسجد

اولی مبادرت پیامبر آفریدگار(ص) در مدینه، ساختن مسجد بود؛ جایگاهی که ضمن مرکزیت عبادی، مرکزیت فرهنگی، سیاسی و اداری نیز داشت؛ مرکزی که یکی‌از توکل گاه‌های اساسی اسلام در بین مسلمان‌ها آدرس مسجد سجاد مشهد بوده میباشد.[۱۷]

ساخت‌و‌ساز عهد‌طومار

مبادرت دوم پیامبر معبود(ص)، ساخت و ساز یک قول همگانی در بین مسلمانها مدینه بود. در‌این معاهده که همگی مسلمان ها برای اجرای آن تعهد و بیعت کردند، حاکمیت برای پروردگار و نبی شناخته گردیده و بخشی از قانون ها حقوقی و جزایی اسلام تحت عنوان ضابطه پذیرفته گردیده بود.[۱۸] برخی از محورهای معاهده نبی(ص) در مدینه عبارت میباشد از: همدلی مسلمانها در پرداختن خون‌قیمت، ممنوعیت هم عهد شدن مومنان علیه هم، ظلم وظالم ستیزی، جلوگیری ازیاری کردن کافران علیه مومنان، قابلیت نگهبانی دادن به کافران از سوی هر مسلمانی، ملازمت مومنان شماره تلفن مسجد سجاد مشهد در مبارزه با یکدیگر. [۱۹]

اجرای عقد اخوت

سو‌مین مبادرت پیامبر معبود(ص) ساخت و ساز عقد برادری بین مسلمان‌ها بود. آن حضرت مسلمانها را با یکدیگر اخوی کرد تا نسبت به هم رابطه و لینک مجاورت‌تری داشته باشند.[۲۰]

مدینه، راس حکومت اسلامی
عبدالحسین زرین‌کوب:

«مدینه که تا این فرصت (پیکار جمل) راءس خلافت اسلامی بود از آن پس دیگر از عنایت اداری و سیاسی زمین خورد و فقط عزلتگاه صحابه و تابعین و راس یاددادن قرآن و سنت شد و همینطور محل تفرج و استراحت عمال معزول».[۲۱]

مدینه در بدور ه‌های مختلفی پایتخت حکومت اسلامی بود، این مرکزیت از مجال حکومت حضرت فرستاده(ص) شروع شد و تا نقطه پايان حکومت امام حسن (به جز روزگار حکومت امام علی) یعنی سال ۴۱ قمری ادامه داشت.

مدتی نیز در عصر حاکمیت نفس زکیه (سال ۱۴۵ قمری) راءس دولت اسلامی بود.[مستلزم منبع]

مدینه، مولد و مدفن معصومین
این شهر زادگاه تنی چند از امامان شیعه میباشد، امام حسن(ع)،[۲۲] امام حسین(ع)،[۲۳] امام سجاد(ع)،[۲۴] امام باقر(ع)،[۲۵] امام راست گو(ع)، امام کاظم(ع)،[۲۶] امام رضا(ع)،[۲۷] امام جواد(ع)،[۲۸] امام هادی(ع)[۲۹] و امام عسکری(ع)[۳۰] در مدینه به جهان آمده ند.

امام علی (ع) در مکه و امام فرصت (ع) درسامرا به عالم آمده اند.[۳۱]

همین طور مرقد تعداد چهار بدن از امامان شیعه یعنی، امام حسن(ع)،[۳۲] امام سجاد(ع)،[۳۳]امام باقر(ع)[۳۴]و امام درستگو(ع)[۳۵]در‌این شهر آرامستان بقیع جای دارد.

احکام دینی
براساس فتوای فقهیان شیعه مسافر در چهار جای که معروف به اماکن تخییر می باشند می تواند نمازهای چهاررکعتی‌اش را شکسته یا این که بدون نقص بخواند. [۳۶] در جزئییات این فتوا بین فقیهان اختلافاتی وجود دارااست. صاحب و مالک عروه آحاد تلاوت نماز را در‌این چهار جای با فضیلت خیس از شکسته تلاوت می داند.[۳۷] براساس فتوای سید علی سیستانی مسافر میتواند در آحاد شهر مکه و مدینه و کوفه و در بقعه حضرت سید الشهداء(علیه السلام) تا مقدار ۱۱٫۵ متر نسبتاًً از دور و بر قبر مقدس، نمازش را کل بخواند.[۳۸]

مساجد مدینه
مسجد النبی(ص)
نوشته ی علمیٔ اساسی: مسجد النبی

گورستان بقیع و مسجد النبی
شریف‌ترین مسجد بعد از مسجد الحرام، مسجد النبی در شهر مدینه میباشد. نبی آفریدگار(ص) درباره نماز قرائت در‌این مسجد فرمود: صَلَاةٌ فِی مَسْجِدِی هَذَا تَعْدِلُ عِنْدَاللهِ عَشَرَةَ آلافِ صَلَاةٍ فِی غَیرِهِ مِنَ الْمَسَاجِدِ إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فَإِنَّ الصَّلَاةَ فِیهِ تَعْدِلُ مِائَةَ أَلْفِ صَلَاةٍ (ترجمه: نماز در مسجد اینجانب نزد آفریدگار، موازی با ده هزار نماز در مساجد دیگر میباشد، جز مسجد الحرام، که نماز در آن موازی با صد هزار نماز میباشد) [۳۹]

مسجد قبا
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مسجد قبا

نمایی از مسجد قبا
حوزه‌ قبا در مسافت شش کیلومتری جنوب مسجدالنبی قراردارد و از نقاط خوش آب و هوای فضا مدینه به شمار می‌رود. سازه به نقل احادیث بسیار، مسجد قبا مصداق آیه «لمسجد أسس علی التقوی اینجانب أول یوم أحق أن تقوم فیه» می باشد. مسجد قبا اول مسجدی میباشد که نبی خداوند صلی الله علیه و آله آن را سازه نموده است.[۴۰]

در حدیث میباشد که فرستاده پروردگار(ص) فرمود: مَنْ تَطَهَّر فی بَیتِهِ ثُمَّ أَتی مَسْجِدَ قُبا فَصَلی فیه رَکْعتْین کانَ له کَأَجْرِ عُمْرَة (ترجمه: هر که در منزل‌اش، خویش را پاکیزه و طاهر نماید و بعد به مسجد قبا بیاید و در آن نماز بخواند، جایزه یک عمره خواهد داشت.) [۴۱]

مسجد شجره
نوشته‌علمیٔ مهم: مسجد شجره

مسجد شجره در شهر مدینه
این مسجد که امروزه به اسم‌های «شجره»، «ذوالحُلَیفه» و «اَبیار علی» دارای شهرت میباشد یکی مساجد بسیار اساسی سوا مدینه بوده و تحت عنوان یکی میقات‌ها و مساجد اِحرام عنایت متعددی داراست.

مسجد آدینه
نبی(ص) پیرو مسیر از قبا به یثرب، بین فامیل بنی سلامت برای اول توشه نماز آدینه را اقامه کرد و همین موضوع سبب ساز شد تا محل نماز تلاوت نبی معبود(ص)تحت عنوان مسجد الجمعه شناخته خواهد شد.

مسجد العمره
مسجدی با اسم مسجد العرفات یا این که مسجد العُمْرَه در طرف قبله مسجد قبا بوده میباشد. نقل شده این نامگذاری بدین جهت بوده که هنگامی در روز عرفه نبی پروردگار(ص) در اینجا ایستاده بود، زمین آن چنان صاف شد که حضرت از آنجا مردمانی را که در عرفات ایستاده بودند را روءیت کرد.[۴۲]

مسجد عتبان بن صاحب
مسجد عتبان بن صاحب نیز یک کدام از مساجد حیطه قبا بوده میباشد. ابن عتبان که از نقیبان انصار بود، از فرستاده خداوند(ص)خواست تا به خانه او بیاید تا وی برای حضرت محلی برای نماز صحیح نماید. انگیزه این درخواست این بود که بعضی وقت ها، سیل بین وی و مسجد محل مسافت می‌انداخت. پیامبر پروردگار(ص) به خانه او رفته، و در قسمتی از منزل‌اش نماز خواند و به عبارتی جای تحت عنوان مسجد شناخته شد.[۴۳]

مسجد علی(ع)
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: مسجد علی بن ابی‌طالب (مدینه)
این مسجد در جنوب مسجد فتح بوده و بر وادی بطحان تسلط دارااست. نقل شده در زمان محاصره شهر مدینه در نبرد احزاب، حضرت علی(ع) در آن به عبادت می‌پرداخت.[۴۴]

مسجد فَضِیخ
در جریان غزوه بنی نضیر پیامبر آفریدگار(ص) در‌این محل چادر‌ای داشته و به مناسبت برکت حضور فرستاده(ص) در آن جای مسجدی ساخته شد. درباره اسم‌گذاری این مسجد بیان شده میباشد که دراین جا درخت فَضِیخ قرار داشته میباشد که اسم درخت نخل بوده میباشد (فضیخ به نوعی شراب که از درخت نخل گرفته میشد نیز اطلاق شد‌ه‌است).

این جای به مسجد رد الشمس نیز شناخته می‌گردد و در یک‌سری قصه از ائمه(ع)از آن تحت عنوان مسجدی حافظه گردیده که بایستی آن را زیارت کرد.[۴۵]

همینطور ملاحظه کنید: مسجد رد الشمس
مسجد ذوقبلتین
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مسجد ذوقبلتین
مسجدی میباشد که فرمان تغییر تحول قبله از مسجدالاقصی به کعبه در آن بر رسول اکرم نازل شد.[۴۶] این مسجد در شمال غربی مدینه، حدود ۳ کیلومتری مسجد النبی جای دارد.[۴۷] این مسجد که در سال ۲ هجری قمری سازه گردیده بود، در حین قرن‌ها به دفعات آیتم تجدید بنا قرار گرفته میباشد.[۴۸]

مساجد سبعه(هفت گانه)
در شمال غربی مدینه و در دامنه کوه سَلْع هفت مسجد که در مجاورت هم قرار دارا هستند را مساجد سبعه گویند که عبارت‌اند از: مسجد علی، مسجد سلمان، مسجد فاطمه، مسجد ابوذر، مسجد ذوقبلتین، مسجد ابوبکر و مسجد قدمت.[۴۹]


نمایی از مسجد غمامه
در مدینه مساجد دیگری وجود داراست که اسامی بعضا از آنان عبارت میباشد از:

مسجد فتح
مسجد غمامه
مسجد الاجابه (مباهله)
مسجد معرس
مسجد ثنیة الوداع
مسجد سقیا
مسجد و مشربه‌ أم ابراهیم.[۵۰]
اماکن
گورستان بقیع
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: بقیع

نمایی از آرامستان بقیع
بقیع ، قدیم‌ترین و شناخته‌ترین گورستان در اسلام میباشد. این آرامستان در حیطه شرقی مدینه جای دارد.

مزار چهار بدن از پیشوایان معصوم، حضرت امام حسن مجتبی، امام علی بن حسین، امام باقر و امام درست گو علیهم السلام و نیز فاطمه بنت اسد و به قولی مرقد حضرت زهرا(س) در‌این گورستان میباشد. همینطور قبر عباس عموی پیغمبر، ام البنین، ابراهیم و رقیه و ام کلثوم از فرزندان نبی، صفیه از همسران نبی و اکثری از بزرگان و صحابه و تابعین و صلحا و اخیار و شهدای اسلام در‌این آرامستان جای‌دارد.

فرستاده برای آرمیدگان درین آرامستان احترام خاص قائل بود. نبی فرمود: اینجانب امر یافته‌ام تا برای دفن شدگان در بقیع طلب آمرزش کنم؛

رسول هرگاه از کنار گورستان بقیع می‌سپری شد، می‌فرمود: «السَّلامُ عَلَیکمْ مِنْ دِهمدمِ قَوْمٍ مُؤْمِنِینَ وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ الله بِنادرْ لاحِقُونَ».[۵۱]

کوه اُحد
نوشته ی علمیٔ اساسی: کوه احد

نمایی از کوه احد
از کوه‌های دارای شهرت و اصلی مدینه، کوه اُحُد میباشد که در شمال شرقی شهر و پنج کیلومتری مسجدالنبی جای دارد..[۵۲] زیرا این کوه از در میان کوه‌های پیرامون مدینه، صرفا کوهِ غیر وابسته و غیروابسته میباشد، آن را «اُحُد» نامیده‌اند.[۵۳] این کوه با هفت کیلومتر ارتفاع (از شرق به غرب) وقتگیر‌ترین کوه در شبه جزیره میباشد که قله‌های بزرگی داشته و پهنا آن نیز بین ۱تا ۳ کیلومتر میباشد..[۵۴]

غزوه اُحد در روز شنبه، ۷ شوال، سال ۳ هجری قمری در کنار کوه احد رویداد.در کنار این کوه آرامستان کوچکی واقع میباشد که شهدای مبارزه احد در آن دفن گردیده‌اند[۵۵]و مرقد حمزه عموی نبی(ص) در‌این آرامستان واقع میباشد.

بازدید : 62
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 11:19


الرّسالَةُ العَلَویة فی فَضلِ أمیرالمؤمنین(ع) عَلی سائرِ البَرّیة سِاو سیدنا رَسولُ الله(ص) کتابی کلامی به لهجه عربی تاثیر ابوالفتح کراجکی (درگذشت ۴۴۹ق) میباشد که به مورد تفضیل علی بن ابی طالب(ع) پرداخته میباشد. مؤلف درین تاثیر، کتاب را در سه عهد و پیمان آورده و به افضلیت علی(ع) از روش قرآن، خصوصیت‌های امام و پاسخ به تردید ها وارده درباره امام میپردازد. این رساله که از اعتقادات شیعه گفت و گو می‌نماید با تیتر «‌التفضیل‌» نیز آوازه مسجد سجاد مشهد داراست.

درباره مؤلف
نوشته‌علمیٔ اساسی: ابوالفتح کراجکی
روحانی ابوالفتح، محمد بن علی کراجکی طرابلسی در قرن چهارم هجری قمری متولد شد. وی از براق‏‌ترین رخ‌‏های علمی نصفه نخستین قرن پنجم هجری قمری و معاصر با روحانی طوسی و عالم، اصولی، ریاضیدان، ستاره شناس، ادیب و با خبر به علم ها حدیث، فلسفه، سخن، نحو، خوی، تاریخ، رجال، تعبیر و پزشکی بود. او از شخصیت‏‌های بزرگی مانند روضه خوان موءثر و سید مرتضی سود کرده و بیشتراز ۸۰ رزرو مسجد سجاد مشهد تألیف دارااست.

اسم کتاب
این تاثیر با اسم‌های دیگری نیز آوازه دارااست:

التفضیل که در کتاب‌های لؤلؤ البحرین، امل الآمل، ریاض العلماء و روضات الجنات نام برده میباشد.
تفضیل امیر المؤمنین که مجلسی در بحار و آقا تبارک در الذریعه ذکر شده میباشد.
تفضیل علی علی غیره که در الذریعه ذکر شده گردیده است. [۱]
الرسالة العلویة فی ادب أمیر المؤمنین علیه‌السلام علی سائر البریة سوی سیدنا فرستاده اللّه صلّی اللّه آدرس مسجد سجاد مشهد علیه و آله.[۲]
ساختار
نویسنده، مطالب خویش را به طور پیوسته و با کلمه و واژه فصل، مباحث را از همدیگر تفکیک می‌نماید و در هر فصل به ذکر یک کدام از فضائل امام علی(ع) می پردازد که منجر برتری آن حضرت بر بقیه افراد میباشد. این لوازم در واقع احادیثی از فرستاده آفریدگار یا این که منقبت و خصوصیت‌ای میباشد که آن حضرت دارا شماره تلفن مسجد سجاد مشهد بوده میباشد.

مؤلف با توضیحی کوتاه درباره این فضیلت‌ها، به نقل احادیث آن‌ها پرداخته و با بیان سلسله ورقه ها، آن‌ها را آورده میباشد. بعد از آن توضیح می دهد که‌این روایات یا این که گزارش‌ها به چه شکل بر فضل و ادب و برتری علی (ع) بر بقیه افراد دلالت می‌نماید.

از‌آنجا‌که مؤلف، خویش از عالمان و محدثان دیرین میباشد نیازی به عنوان کردن مصادر نبوده و در واقع، احادیث وی منبعی برای کتاب ها آجل مثل بحارالانوار علامه مجلسی میباشد.

خویش مؤلف نیز عملکرد کرده احادیث و روایات را با اَسناد احادیث محدثان غیر شیعه نقل نماید و به احادیث فریقین اعتنا داشته میباشد؛ چنانکه آغاز از آیه ها قرآن برهان آورده و از ادله عقلی نیز سود کرده میباشد.[۳]

محتوا
کتاب با پیشگفتار‌ای از عبدالعزیز کریمی پژوهشگر کتاب استارت گردیده که با اشاره به اینکه، قضیه امامت یک کدام از مهمترین اصول آئین به شمار می‌رود، اینگونه بیان می‌نماید که شایسته ترین شخص امت بعداز پیامبر معبود(ص) و امام علی(ع) میباشد و خصوصیاتی در علی(ع) میباشد که در غیر وی یافت نمیشود و بعضا از این مختصات را اینگونه برمی‌شمرد:

نزول قرآن در زمینه‌ی منزلت و مقام وی (حدود ۳۰۰ آیه)
چگونگی به دنیاآمدن وی
دانش وی(از قبیل فقه، قرآن، تعبیر، شیوایی و شیوایی)
قضاوت حضرت
مکارم و سجایای اخلاقی وی (از قبیل حلم، کرم، سخاوت، شجاعت و فتوت)
سیاست و رهبری جامعه
زهد و تقوا و عبادت وی.
او به دنبال ۲۳ تاثیر که در‌ شأن حضرت علی(ع) مندرج را می‌شمرد.[۴]

پژوهشگر به دنبال به ذکر معاش‌طومار مؤلف، آن‌گاه به ذکر اسامی چهارگانه کتاب که نویسنده، آن را به چه نامی اسم‌گذاری نموده است پرداخته و در غایت اسم «الرسالة العلویة» را آیتم تأیید خویش می داند. آنگاه به اصل کتاب پرداخته که مشتمل سه پیمان با پایین گروه‌ای از چند فصول میباشد:

عهد نخستین: فی آلاثار
در‌این قول به ثابت برتری حضرت علی(ع) از روش آیه‌ها قرآن میپردازد و با استناد به آیه مباهله و مراد از لفظ «انفسنا» که حضرت علی(ع) میباشد، افضلیت حضرت را اثبات کرده و در پی بوسیله بعضی از احادیث از قبیل حدیث مؤاخات و حدیث طیر و... و بعضی احادیث دیگر، افضلیت حضرت علی بر سائر عموم را ثابت می‌نماید و گاهی در تحت این احادیث روایاتی نیز از اهل سنت که برای ثابت مدعا خویش ذکر می‌نمایند را بیان کرده و آن را رد می‌نماید.

کراجکی همینطور به نقل روایاتی میپردازد که ابن شاذان از شیوه های اهل تسنن در مضمون افضلیت حضرت آورده و به‌این وسیله به ثابت مدعی میپردازد.

عهدوپیمان دوم: فی الاعتبار
در‌این نصیب خصوصیت‌هایی از حضرت می‌شمرد که دلالت بر افضلیت وی می‌نماید مانند: سوابق حضرت در اسلام، لیلة المبیت، مقامات حضرت در جهاد، منزلت حضرت در نزاع‌های احد، خندق و احزاب.

به دنبال، اجماع سید مرتضی را بر اساس اینکه علی(ع) افضل امت بعداز نبی(ص) میباشد، ذکر می‌نماید.

عهد سوم: در پاسخ بعضا از تردید ها وارد بر افضلیت امام علی(ع) بر تک تک خوی غیر از رسول خاتم.[۵]
اولیه مقاله در فصل در آغاز کتاب دلیل بر برتری امیرالمؤمنین(ع) بر دیگرافراد به آیه مباهله از قرآن میباشد که بیان‌کننده اتحاد نفس امیرالمؤمنین با رسول میباشد و همین مضمون در احادیث زیادی از فرستاده الله(ص) درباره امام علی نیز وجود دارااست. تحت عنوان مثال حرف نبی درباره امام علی(ع) برای فرستادنش به سوی عموم طائف (لأبعثنّ إليهم رجلا هو اینجانبّي كنفسي)، وچون امیرالمؤمنین قائم جایگاهِ نفس فرستاده الله میباشد در فیض وی نیز بر هر که که پیامبر الله بر وی برتری دارااست؛ برتری داراست واین مقاله اثبات میباشد که فرستاده(ص) بر کل خوی خداوند برتری داراست.[۶] واپسین فصل کتاب تخصیص به شبهه‌ای درباره برتری امیرالمؤمنین بر دیگر انبیاء دارااست به‌این شکل که به آنها وحی می‌گردیده و به امام علی(ع) وحی نمی‌گردیده است. جواب شبهه این میباشد که وحی گاهی به معنای الهام میباشد و این ادله برتری وجود ندارد ( و کل پیامبران سود‌مند ازوحی نبوده‌اند بلکه گاهی به آنان الهام می گردیده یا این که در خواب مطلبی را اخذ می کرده اند)چنان‌چه چنانچه به یک نفر از اهل سنت بگویند مامان موسی به این دلیل‌که به اووحی(الهام) گردیده بلندتر از عایشه میباشد وی نمی پذیرد؛ همانطور نیز اگربه یک نفر شیعه بگویند مامان موسی بدین برهان بلندتر از حضرت فاطمه(س) میباشد وی نمی‌پذیرد. [۷]

چاپ
کتاب بوسیله انتشارات ادله ما در یک جلد و ۱۶۸ ورقه و با استیناف مخلوق العزیز کریمی، در سال ۱۳۸۵ش در قم منتشر گردیده‌است. این چاپ در نقطه پايان نیز فهرست آیه‌ها، روایات، اعلام، طوایف و قبایل، اماکن، اتفاق ها و روزها، کتاب ها وارده در متن، مصادر تفحص و فهرست محتویات را بیان می‌نماید.[۸]

بازدید : 53
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 11:36


حَیَّ عَلیٰ خَیرِ العَمل از فرازهای اذان و اقامه، به‌معنای «بشتاب به‌سوی شایسته ترین کار». سازه بر احادیث، این عبارت در حین فرستاده(ص) جزو اذان و اقامه بوده میباشد، البته خلیفه دوم برای تشویق عموم به جهاد، آن را از اذان مسجد سجاد مشهد حذف کرد.

شیعه ها حی علیٰ نه العمل را در اذان و اقامه میگویند؛ البته اهل‌سنت آن را در اذان به عمل نمی‌مارک. از این رو حی علی نه العمل به نشان شیعه تبدیل گردیده است. در مقابل، الصلاةُ خَیرٌ مِنَ النَّوم (نماز از خواب خوب میباشد) یا این که تثویب نشان اهل‌سنت میباشد. الصلاة نه اینجانب النوم در حین خلیفه دوم به اذان اضافه گردیده است که از حیث شیعه ها بدعت به رزرو مسجد سجاد مشهد حساب میآید.

مقام و التفات
«حَیَّ عَلیٰ خَیرِ العَمل» به‌معنای «بشتابید به‌سوی شایسته ترین فعالیت»، از فرازهای اذان و اقامه میباشد. این پاراگراف از اختلافات شیعه و سنی در اذان و اقامه میباشد.[۱] گاهی از آن و نیز فرازهای «حَیَّ عَلَی الصّلاة» و «حی علَی الْفَلاح»، با تیتر «حَیْعَلَه» خاطر آدرس مسجد سجاد مشهد می شود.[۲]

آیا حی علی نه العمل جزو اذان میباشد؟
فقیهان شیعه حی علیٰ نه العمل را از جزو اذان و اقامه می دانند که بعد از فراز حَیَّ عَلَی الفَلاح (بشتابید به سوی رستگاری) گفته می گردد؛[۳] البته فقیهان اهل‌سنت حی علی نه العمل را جزو اذان نمی‌دانند و به مکان آن اعلام کردن الصلاة نه اینجانب النوم در اذان صبح را مستحب میدانند.[۴] از حیث آنها اعلام کردن حی علی نه العمل در شماره تلفن مسجد سجاد مشهد اذان مکروه میباشد.[۵]

مبتنی بر احادیث، در حین فرستاده(ص)، حی علیٰ نه العمل جزو اذان بوده میباشد.[۶] همینطور گزارش‌هایی وجود دارااست که بعضا صحابه مانند عبدالله بن قدمت،[۷] بلال حبشی[۸] و ابومحذوره[۹] در اذان حی علی نه العمل می‌گفته‌اند.

حذف از اذان
در حکومت قدمت بن خطاب به‌فرمان وی، حی علیٰ نه العمل از اذان حذف شد.[۱۰] به‌گفته روضه خوان صدوق،به نقل ازابن‌عباس مقصود خلیفه دوم این بود که عموم با استناد به اینکه نماز شایسته ترین فعالیت میباشد، از جهاد رویگردان نشوند.[۱۱] در روایتی از امام کاظم(ع) انگیزه حقیقی و واقعی ومخفی(باطنی) این عمل، دوری از میل عموم به‌سوی ولایت (شایسته ترین فعالیت) دانسته گردیده است هرچند در ظواهر انگیزه آن دوری از رویگردانی عموم از جهاد معرفی گردیده است.[۱۲] بر اساس روایتی از معانی‌الاخبار، امام راست گو(ع) در جواب به سؤالی درباره «حی علیٰ خیرالعمل»، شایسته ترین فعالیت را ولایت دانسته میباشد.[۱۳]

علامت اذان شیعه
حی علیٰ نه العمل از نمادهای شیعه بوده میباشد.[۱۴] از این رو در حکومت‌های شیعه، اعلام کردن آن در اذان رایج بود؛ ولی حاکمان اهل‌سنت آن را از اذان حذف می‌کردند.

در سال ۱۶۹ق وقتی که در قیام حسین بن علی (شهید فخ) مدینه را تصرف کردند، مؤذن را بدون چاره کردند که در اذان صبح حی علیٰ خیرالعمل را بگوید. قاضی مدینه با شنیدن این گزاره گریزو فرار کرد.[۱۵]
در زمان ناصر اطروش (درگذشتۀ ۳۰۴ق)، شعار شیعه، اعلام کردن «حی علی نه العمل» در اذان و سپید بودن درفش‌هایشان بوده میباشد.[۱۶]
در حکومت فاطمیان (۲۹۷ق -۵۶۷ق) در مصر اذان با حی علیٰ خیرالعمل گفته می شد.[۱۷] در سال ۳۵۹ق برای اولیه توشه در مسجد ابن‌طوطون اذان با حی علی نه العمل گفته شد.[۱۸]ولی صلاح‌الدین ایوبی بعد از استیلای بر مصر آن را از اذان حذف کرد.[۱۹]
در حکومت آل‌بویه (حکومت ۳۲۲-۴۴۸ق) در اذان حی علی نه العمل گفته می شد. وقتی که سلجوقیان حکومت را در اختیار گرفتند، آن را از اذان حذف کردند.[۲۰]
در سال ۴۴۱ق در محله کَرْخ بغداد زد خورد فرقه‌ای صورت اعطا کرد. شیعه‌ها در اذان حی علیٰ نه العمل می‌گفتند.[۲۱] در سال ۴۴۸ق به امر قاضی وقت، «حی علیٰ خیرالعمل» را از اذان آنجا حذف کردند و الصلاة نه اینجانب النوم را به آن اضافه کردند.[۲۲]
بعد از میل اولجایتو (۶۸۰-۷۱۶ق) به مذهب تشیع، به‌امر وی در اذان حی علیٰ خیرالعمل گفتند.[۲۳]
تثویب علامت اذان اهل‌سنت
در مقابلِ حی علی نه العمل، عبارت الصلاة نه اینجانب النوم یا این که «تثویب» نشان اذان اهل‌سنت میباشد.[۲۴] از نگاه امامیه و زیدیه، تثویب (افزودن الصلاة نه اینجانب النوم در اذان) بدعت میباشد؛[۲۵] چرا‌که قسم و فعل صحابه حجت وجود ندارد و تنها قسم، فعل و تقریر معصوم حجت میباشد.[۲۶]

غرض از نه العمل
در بعضی احادیث نه العمل به نماز تعبیر گردیده است؛[۲۷] البته براساس بعضا دیگر از روایات، خواسته از نه العمل، ولایت [۲۸] یا این که خوبی به فاطمه(س) و فرزندان وی[۲۹] نقل شده میباشد.

تک‌نگاری

کتاب الاذان بحی علی نه العمل تاثیر محمد بن علی علوی از علمای زیدیه
درباره حی علی نه العمل اثراتی مندرج میباشد؛ برای مثال:

«الاذان بحیّ علیٰ نه العمل» تاثیر محمد بن علی بن حسن علوی (۳۶۷-۴۴۵ق) از علمای زیدیه: درین کتاب روایاتی درباره اینکه عبارت حی علی نه العمل جزو اذان بوده، جمع شد‌ه‌است. زیدیه همانند امامیه حی علی نه العمل را جزو اذان میدانند.[۳۰]این کتاب با استیناف محمد یحیی تندرست عَزّان، محقق زیدی میباشد و به وسیله انتشارات راءس بدر العلمی و الثقافی در سال ۱۴۱۸ق/۱۹۹۷م در صنعا به چاپ رسیده میباشد.
«حی علیٰ نه العمل در میان الشریعة و الابتداع» نوشته محمد تندرست عزان میباشد. این کتاب در هشتاد برگه در سال ۱۴۱۹ق در یمن منتشر گردیده است.[۳۱]
«جزئیة حی علیٰ نه العمل فی الاذان» تاثیر عبدالامیر سلطانی انتشارات مجمع جهانی اهل بیت(ع).
«الاَذان بين الاَصالة والتحريف حيّ علیٰ خير العمل الشَرعية الشعارية» نوشته سیدعلی شهرستانی.
«حی علی نه العمل، مسائل شرعیة در میان السنة و البدعیة»، نوشته سید محمدمهدی خرسان.[۳۲]
جستارهای متعلق
شهید شدن ثالثه
پانویس
عاملی، «حی علی نه العمل فی الأذان»، ص۵۲.
انصاری، الموسوعة الفقهیة المیسرة، ۱۴۱۵ق، ج۱۳، ص۲۱۹.
سید مرتضی، الانتصار، ۱۴۱۵ق، ص۱۳۷.
نگاه فرمائید به جزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۲۸۳.
نگاه نمائید به نووی، المجموع گستردن المهذب، دارالفکر، ج۳، ص۱۹۸.
نگاه نمایید به بیهقی، السنن الکبری، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۲۵.
صاحب و مالک بن انس، الموطأ، المکتبة العلمیة، ج۱، ص۵۵؛ بیهقی، السنن الکبری، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۲۵.
بیهقی، السنن الکبری، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۶۲۵.
عزان، حی علی خیرالعمل، ۱۴۱۹ق، ص۲۱.
تفتازانی، تفصیل‌المقاصد، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۲۸۳.
صدوق، علل‌الشرائع، ۱۳۸۵ش، ج‌۲، ص۳۶۸.
صدوق، علل‌الشرائع، ۱۳۸۵ش، ج‌۲، ص۳۶۸.
صدوق، معانی الاخبار، ۱۳۹۹ق، ص۴۱.

بازدید : 15
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:23


شغل‌ها و باورها
رابطه با اهل سنت
شهید نخستین که مقطع متعددی در دمشق که مرکزی سنی‌نشین بود، زیست. وی گفته میباشد مجلس اینجانب در دمشق از محققان اهل سنت به موجب قربت و ارتباط‌ای که با آنان داشتم خالی عدم مسجد سجاد مشهد وجود.[۳۰]

رابطه با سربداران خراسان
خواجه علی واپسین قاضی سربداران که به اشاعه تشیع امامی در خراسان پرداخت و در دفتر ها و سکه‌ها از اسامی دوازده امام به کارگیری می کرد، طومار‌ای به شهید اولیه نوشت و اورا به خراسان دعوت کرد؛ البته او که نمی‌توانست به خراسان برود کتاب لمعه دمشقیه را به اسم خواجه علی مؤید تحت عنوان راهبرد فقاهتی و حکومتی سربداران نوشت و آن را به خراسان ارسال کرد تا مبنی بر آن کار نمایند.[۳۱] به نوشته شهید ثانی این واقعه چهار سال پیش از شهید شدن شهید اولیه رزرو مسجد سجاد مشهد بوده میباشد.[۳۲]

شهید اولیه و مورد حکومت
شهید نخستین اعتقاد دارد زیرا منافع بشر‌ها باهم در ناهم خوانی میباشد لذا بایستی هم حاسِم (=ضابطه) باشد و آن شریعت میباشد و هم سائِس (=قاضی) که آن هم امام معصوم یا این که نائب آدرس مسجد سجاد مشهد اوست.[۳۳]

او گزینش حکم کننده و مشروعیت اورا الهی می داند و اذعان می‌نماید مورد گزینش اما و رهبر با کارها دیگر بسیار مختلف میباشد و ما به جهت اینکه نص پروردگار ناظر به شخص خاصی از اشخاص جامعه میباشد، اطاعت از اورا بر خویش واجب دانسته و اورا رهبر مشروع جامعه میدانیم. پس کسی که به غیر از این شیوه، به سر گروهی جامعه رسد، اورا غیر مشروع شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میدانیم.[۳۴]

در‌حالتی که حکومتی مناسب بود عموم بایستی آن را گرامی داشته و از دستورها رهبر و قاضی آن تبعیت نمایند. از این رو حتی قبول ولایت از جانب حکم دهنده عادل و مناسب خیر فقط روا که مستحب میباشد و گاه واجب نیز می گردد؛ برای مثالً در‌صورتی‌که حکم کننده عادل، فرد را مکلف به قبول ولایت نماید یا این که شخص پارسا دیگری برای تایید ولایت مو جود نباشد.[۳۵]

او حکومت‌های مناسب را حکومت فرستاده(ص)، حکومت امام(ع) و حکومت نایب الامام معرفی می‌نماید. او برای نایب امام قوانینی بیان می‌نماید: اولیه: ایمان یعنی شیعه بودن؛ دوم: دانش به احکام و بضاعت و توان تطبیق فروع بر اصول و استنباط فروع از باطن اصول[۳۶]؛ سوم: عدل و داد که با وجود آن فرد حائز زهد و مُرُوَّت بوده، از انحراف در تعالیم الهی و ناسازگاری با عرف همگانی جامعه، محفوظ می ماند.[۳۷] پس رهبر کسی میباشد که دارنده عدل و داد و کمال و آمادگی فتوا است.[۳۸]

شهید نخستین اعتقاد دارد در بعد از ظهر غایب بودن، به غیر از نائب خاص، نواب عام قاضی می‌باشند. در لحاظ او فقید جامع‌الشرایط در بعدازظهر غایب بودن، حکمش همچون حکم نائبی میباشد که بالخصوص از سوی امام معصوم منصوب گردیده‌است.[۳۹]

کتاب‌شناسی
تیم مقاله ها کنگره در بین‌المللی شهیدین که در نُه جلد منتشر گردیده‌است. این کنگره از سوی دفتر کار تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در سال‌های ۱۳۸۸ و ۱۳۸۹ در کشور ایران و لبنان برگزار گردیده‌است.[۴۰]
موسوعة الشهید الاول، تیم‌ای ۲۰ جلدی که مشمول معاش‌طومار و تفحص تمامی اثرها شهید نخستین میباشد. این موسوعه را پژوهشگاه علم ها و فرهنگ و تمدن اسلامی در سال ۱۴۳۰ق منتشر نموده است. جلد در آغاز این موسسه با اسم الشهید الاول حیاته و آثاره به‌طور تفصیلی به نقل از معاش، مقام و اثر ها شهید اولیه پرداخته میباشد.[۴۱]
پانویس
مختاری، «الروضة البهیة فی تفصیل اللمعة الدمشقیة».
حر عاملی، امل الآمل، ۱۱۰۴ق، ج ۱، ص۱۸۳.
نجفی، جواهر الکلام، ج۱۰، ص۳۲۲.
خوانساری، روضات الجنات، ۱۳۹۰ق، ج۷، ص۴.
تفرشی، عیب گیری الرجال، ج۴، ۱۳۷۷ش، ص ۳۲۹.
امینی، شهیدان خط مش فضیلت، ۱۳۶۳ش، ص۱۵۴.
شبیری زنجانی، جرعه‌ای از دریا، ۱۳۹۴ش، ج۲، ص۳۰۸.
شهید اولیه، الالفیه و النفلیه، ۱۴۰۸ق، ص۲۳.
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۲۷۳.
حر عاملی، امل الآمل، ۱۱۰۴ق، ج۱، ص۱۳۴ و ۱۷۹.
حر عاملی، امل الآمل، ۱۱۰۴ق، ج۱، ص۱۹۳.
شهید اولیه، الدروس الشرعیه، جامعه مدرسین، ج۱، ص۱۴۰.

بازدید : 13
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 15:56


جبرئیل یا این که جبرائیل، یک کدام از چهار فرشته پایگاهّب الهی و حمل کننده وحی میباشد. واژه و کلمه جبرئیل در سه آیه از قرآن و در احادیث زیادی آمده میباشد. منابع اسلامی، ضمن حمل وحی، کارهایی زیرا امداد پیامبران، عذاب کردن کافران و تسلی‌بخشی مؤمنان را به جبرئیل نسبت مسجد سجاد مشهد داده‌اند.

در فلسفه و عرفان نیز از واقعیت و رده جبرئیل مشاجره گردیده‌است و فیلسوفان و حکیمان مسلمان با تعابیری زیرا «عقل فَعّال» از وی خاطر کرده‌اند. در متن ها شرعی یهودیت و مسیحیت نیز اسم این فرشته رزرو مسجد سجاد مشهد نام برده میباشد.

معنای لغوی در گویش‌های متعدد
واژۀ جبرئیل اساسا عِبری میباشد و ظاهراً به طور سُریانی‌اش به عربی رویه یافته میباشد.[۱] نویسندگان و پژوهشگران گویش عربی بر غیرعربی بودن آن تصریح کرده‌اند.[۲] ابوحیان غرناطی[۳] سیزده شکل متفاوت آن، نظیر جِبْریل، جَبْریل، جَبَرئیل، جَبَرئِل، جَبرائل، جَبرائیل، را آورده میباشد.[۴] همینطور دانی [۵] شکل‌های خواندن[یادداشت ۱]این واژه در قرآن را برشمرده[۶] که «جِبْرِیل» مشهورترین و فصیح‌ترین آنان به لهجۀ اهل حجاز و سازه بر تلاوت حفص، ابوعمرو، نافع و ابن عامر میباشد.[۷] برخی واژه و کلمه‌شناسان عرب با اشاره به معانی متعدد «جَبْر»، مثلا شاه، عبد، شجاع، مرد،[۸] و ایل تحت عنوان اسمی از اسامی پروردگار در عبری،[۹] جبرئیل را همانند میکائیل و اسرافیل مرکّب از دو قسمت دانسته‌اند که بنابراین جبرئیل («جَبْر» + «ایل») به معنای مرد پروردگار یا این که بندۀ پروردگار (عبدالله) میباشد.با اعتنا به معنای «جَبَروت» که در عِبری به معنای نیرومندی و اقتدار میباشد،[۱۰] احتمالاً جبرئیل از «جبروت» مشتق گردیده‌است.[۱۱] باتوجه به اینکه «جَبَر» از گویش عبری به معنای اقتدار داشتن و توانمندی و «جبرئیل» به معنای فرد نیرومند نیز آمده میباشد،[۱۲] این احتمال تقویت می شود. حتی لقب ها «شدیدالقُاو» و «ذومِرَّة» نیز هم اندازه عربی جبرئیل آدرس مسجد سجاد مشهد دانسته گردیده است.[۱۳]

جَبْر در لهجه‌های حَبَشی و سِریانی و آرامی و عبری به معنای مرد، قهرمان و دلاور میباشد و جبرئیل در‌این لهجه‌ها مرد آفریدگار و قهرمان آفریدگار مضمون‌ می‌گردد.[۱۴] بعضا ایل را به معنای عبد و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را به معنای عبدالله، عبدالرحمان و عبدالقُدُّوس شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میدانند.[۱۵]

در قرآن
اسم جبرئیل در قرآن سه توشه در آیه ها مدنی آمده میباشد.[۱۶] در آیهٔ ...فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَیٰ قَلْبِک بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَینَ یدَیهِ وَهُدًی وَبُشْرَیٰ لِلْمُؤْمِنِینَ.چرا كه وی، به دستور معبود، قرآن را بر قلبت نازل كرده میباشد، در حالى كه مؤيد [كتاب‌هاى آسمانى‌] پيش از آن، و هدايت و بشارتى براى مؤمنان میباشد.»[بقره–۹۷] به وظیفه مهم جبرئیل، یعنی پیام‌آوری وحی، تصریح گردیده‌است، هرچند دربارهٔ چگونگی جابجایی و نزول وحی سخنی به در میان نیامده میباشد.[۱۷]

در قرآن تعابیر دیگری نیز میباشد که مفسران[۱۸] آنها‌را ناظر به جبرئیل دانسته‌اند، مثلا:

«الروح الامین»[۱۹] که حاکی از امانتداری وی در رساندن وحی میباشد.
«فرستادهٍ کریم و مهربان»[۲۰] که بر خصلت‌های نیک او دلالت دارااست.
«شدیدالقوی» و «ذومِرّة» و «ذی قوة»[۲۱] که گویا توانمندی و اقتدار بر جاری ساختن امرها الهی میباشد.
«مَکین» و «مُطاع»[۲۲] که از مقام و جایگاه ویژهٔ وی نزد معبود و دیگر ملائکه حکایت می‌نماید.
«روح القُدُس»[۲۳]
در سوره بقره آیه ۹۸ به کافر بودن معاندِ جبرئیل بلکه به شرک معاندان کل ملائکه الهی تصریح شد‌ه‌است. مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِينَ ترجمه: هر كه معاند پروردگار، و ملائکه و فرستادگان وی، و جبرئيل و ميكائيل میباشد [بداند كه‌] خداوند يقينا معاند كافران میباشد. یهودیان براین یقین بودند که جبرئیل همواره برای پیکار و شدت و خون ریزی نازل می گردد، البته میکائیل همواره برای رفع دغدغه‌ها و آوردن خوشی‌ها نازل می شود به همین جهت در گفت‌و‌گو‌ای که با رسول(ص) داشتند تصریح کردند که درصورتی که فرشته‌ای که وحی را بر وی نازل می نماید میکائیل بود به وی ایمان می آوردند و زیرا جبرئیل میباشد با وی معاند می‌باشند و به نبی هم ایمان نمی‌آورند. [۲۴]

به دنیاآمدن حضرت عیسی
جبرئیل مژدهٔ به دنیاآمدن عیسی را به حضرت مریم داده[۲۵] و به طور بشر نزد وی متمثل گردیده[۲۶] و روحِ اِلهی را در رحم وی دمید[۲۷] و سرنوشت معبود بوسیله جبرئیل به حضرت عیسی(ع) کمک رسانده و نیرو بخشیده میباشد.[۲۸]

مفسران در میانجی گری جبرئیل برای به دنیاآمدن عیسی(ع) شک وتردید نکرده و تفسیر «روح» در آیه ها خاطر گردیده را همه ناظر به جبرئیل دانسته‌اند.[۲۹]

بازدید : 22
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 15:57


نُشوز، تخلف از وظایف فقاهتی، نسبت به همسر. به‌فتوای فقیهان، تمکین‌نکردن از مرد و ترش‌روییِ فارغ از برهان، از علامت‌های نشوزِ زنان و نپرداختن نَفَقه و آزار دادن زن از نشان‌های نشوزِ مردان میباشد. در کتاب‌های فقاهتی، بیشتر، درباره نشوز زنان دعوا مسجد سجاد مشهد شد‌ه‌است.

در شکل نشوز زن، پرداخت نفقه بر شوهر واجب وجود ندارد. سازه بر لحاظ فقیهان، شوهر بایستی آغاز زن ناشزه را موعظه نماید و در‌صورتی‌که سودمند واقع نشد، بسترش را از وی جداگانه نماید و در حالتی‌که گشوده تاثیر نکرد، او‌را تنبیه بدنی نماید. در‌صورتی‌که نشوز از طرف مرد باشد، زن می بایست آغاز اورا اندرز نماید و حقوقش را بخواهد و در صورتیکه تأثیر نداشت، به قاضی شرع رجوع و برگشت رزرو مسجد سجاد مشهد نماید.

تعریف‌و‌تمجید شرعی و منزلت در فقه
نشوز اصطلاحی در فقه میباشد، به‌معنای قانون شکنی از اجرا وظایف فقاهتی، نسبت به همسر.[۱] تمکین‌نکردن زن از مرد[۲] و پرداخت‌نکردن نفقه از سوی مرد از مثال‌ها آدرس مسجد سجاد مشهد ی نشوزند.[۳]

به زنی که از ایفا وظایف زناشویی نسبت به شوهرش، پرهیز نماید «ناشزة» و به مردی که از ایفای وظایف زناشویی نسبت به همسر خود، پرهیز نماید «ناشز» شماره تلفن مسجد سجاد مشهد گفته می گردد.[۴]

از نشوز و احکام آن، راجع به نکاحِ کتاب‌های فقاهتی مشاجره میگردد.[۵] اما در کتاب ها دینی، بیشتر، از احکام نشوز زن کلام رفته میباشد.[۶]

آرم‌های نشوز زن
برخی از چیزهایی که فقیهان نشان‌های نشوز زن دانسته‌اند، به‌تفصیل تحت میباشد:

تمکین‌نکردن؛ یعنی برآورده‌نکردن مراد‌های مشروع جنسی شوهر[۷]
ابراز بی‌علاقگی به شوهر و ترش‌رویی با وی[۸]
رعایت‌نکردن نظافت و آراستگی ظاهری، به‌حدی که با استمتاع از زن ناسازگاری باشد[۹]
خروج از خانه فارغ از اذن و اگاهی شوهر.[۱۰]
آرم‌های نشوز مرد
فقیهان مفاد تحت را از نماد‌های نشوز مرد شمرده‌اند:

دوری از پرداخت نفقه[۱۱]
زدن و آزردن همسر فارغ از‌عامل.[۱۲]
رعایت‌نکردن حق قَسْم (تقسیم شب‌ها فی مابین همسران)، در شرایطی‌که مرد تعدادی همسر دارااست.[۱۳]
وظایف زن و شوهر در قبال نشوز دیگری
به‌فتوای فقیهان، در شکل ناشزه بودن زن، شوهر آغاز می بایست اورا پند نماید و در حالتی‌که سودمند واقع نشد، در بستر به وی پشت نماید و یا این که بسترش را از وی جداگانه نماید و در‌حالتی که همچنان بهره‌ای نداشت او‌را تنبیه بدنی نماید.[۱۴] در شرایطی‌که نشوز از طرف مرد باشد، زن می‌بایست شوهرش را راهنمایی کرده و حقوق و دستمزد خویش را مطالبه نماید و اگر که تاثیر نداشت، به حکم دهنده شرع رجوع و برگشت نماید.[۱۵]

احکام دیگرِ نشوز
بعضا دیگر از احکام نشوز عبارت‌اند از:

در شکل ناشزه‌بودن زن، پرداخت نَفَقه بر شوهر واجب وجود ندارد.[۱۶]
در شکل نشوز مرد، زن حق ندارد وظایف زناشویی‌اش را نسبت به وی رخنه‌ نماید[۱۷] یا این که اورا تنبیه بدنی نماید.[۱۸]
تنبیه بدنی زن نباید هنگفت باشد و موجب شکستگی، زخم و کبودی تن گردد.[۱۹]
جلوگیری زن از ایفا کارهایی که بر وی واجب وجود ندارد، مانند پخت‌وپز، دوزندگی و نظافت منزل، از نشان‌های نشوز وجود ندارد.[۲۰]
خروج زن از خانه سوای اجازه شوهر، برای استحصال معارف اعتقادی و احکام دینی به‌مقدار مایحتاج،[۲۱] یا این که برای درمان بیماری، در حالتی که که قابلیت معالجه در خانه وجود ندارد[۲۲] یا این که برای گریزو فرار از ضررهای جانی، مالی و آبرویی نشوز محسوب نمیشود.[۲۳]
جستارهای متعلق
آیه ها نشوز
تنبیه بدنی زنان
پانویس
شهیدثانی، الروضة البهیة، ۱۳۸۶ق، ج۵، ص۴۲۷؛ پژوهشگر حلی، مختصرالنافع، ۱۴۱۰ق، ص۱۹۱.
شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۳۸۶ق، ج۵، ص۴۲۷.
خویی، منهاج الصالحین، مؤسسة الخوئی الإسلامیة، ج۲، ص۲۸۹.
مکارم شیرازی، احکام خانواده، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۲۱۹.
شهید ثانی، الروضة البهیة، ۱۳۸۶ق، ج۵، ص۴۲۷.
برای مثال نگاه فرمائید به نجفی،جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۱، ص۲۰۰-۲۰۹.
فاضل هندی، کشف‌اللثام، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۵۲۴؛ صافی گلپایگانی، هدایةالعباد، ۱۴۱۶ق، ج۲، ص۱۷۴.
شهید اولیه، اللمعة الدمشقیة، دارالفکر، ص۱۷۴.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۱، ص۲۰۵؛ امام خینی، تحریرالوسیله، ۱۳۹۰ق، ج۲، ص۳۰۵.
فاضل هندی، کشف‌اللثام، ۱۴۱۶ق، ج۷، ص۵۲۴.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۳۱، ص۲۰۷.

بازدید : 51
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 11:01


سید ابوالقاسم موسوی خویی (۱۲۷۸ش-۱۳۷۱ش) از مراجع پیروی شیعه، رجالی و تالیف کننده تیم ۲۳ جلدی معجم رجال الحدیث و همینطور مالک تاثیر تفسیری البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن بود. میرزای نائینی و متفحص اصفهانی دو بدن از پر رنگ‌ترین استادان وی در فقه و اصول فقه بوده‌اند. استارت قانونی مرجعیت خویی بعداز درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی دانسته گردیده و درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم، استارت مرجعیت او مخصوصاً در عراق خوانده گردیده است. خویی، در طی هفتاد سال درس دادن، یک زمان بی نقص درس بیرون فقه و شش عصر درس بیرون اصول فقه را درس دادن کرده و یک زمان کوتاه هم به درس دادن تعبیر و تفسیر قرآن پرداخت. عالمانی برای مثال محمد اسحاق فیاض، سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی سیستانی، حسین وحید خراسانی، سید موسی شبیری زنجانی، سید موسی صدر و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از شاگردان خویی معرفی مسجد سجاد مشهد گردیده‌اند.

آیت‌الله خویی در فقه و اصول فقه، ایده ها و آرای قابل توجهی داشته که گاه با ایده ها پر اسم و رسم فقیهان شیعه متعدد میباشد. برخی منابع، فتاوای مختلف او‌را تا ۳۰۰ گزینه دانسته‌اند. مخالفت با موظف بودن کافران به اعمال فروع آئین، عدم تایید نسبی بودن شروع ماه قمری و مخالفت با اعتبار آوازه فتوایی و اجماع، بعضی از نظرها مختلف وی در فقه و اصول فقه میباشد. خویی در زمانه مرجعیت خویش، اقداماتی در راستای تبلیغ آئین، اشاعه تشیع و امداد رساندن به نیازمندان نموده است؛ مثلا ساختن کتابخانه، مکتب، مسجد، حسینیه و درمان گاه در کشورهای کشور ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا، رزرو مسجد سجاد مشهد هندوستان.

خویی در دهه ۱۳۴۰ش، موضع‌ها و بیانیه‌هایی علیه دولت پهلوی داشته میباشد؛ اعتراض به حادثه فیضیه در سال ۱۳۴۲ش از این پاراگراف‌اند. او بعداز آغاز انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در کشور ایران و دیدار فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی با وی و شک و تردید و شبهه‌های اتفاق افتاده بعداز این دیدار، در مواقعی به عنوان مثال کلیه‌پرسی انتخاب نظام جمهوری اسلامی و همینطور نبرد عراق علیه کشور‌ایران، به دفاع از انقلاب و ایران پرداخت. وی در جریان انتفاضه شعبانیه شیعه ها عراق و انتخاب شورای رهبری برای اداره بخشها ذیل رئیس شیعه ها، ذیل فشار حکومت صدام حسین قرار گرفت و تا نقطه پايان قدمت در حصر خانگی آدرس مسجد سجاد مشهد بود.

معاش
گاهشمار معاش سید ابوالقاسم خویی
۱۲۷۸ش ولادت در اخلاق و رفتار
۱۲۸۹ش سفر به عراق برای علم آموزی
۱۳۴۱ش ارسال تلگراف به محمدرضا پهلوی و نامشروع پی بردن لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی
۱۳۵۰ش اخراج اکثری از شاگردان خویی از عراق به وسیله دولت عراق
۱۳۶۹ش دفاع از انتفاضه شعبانیه عراق و دستگیری و زور ملاقات با صدام
۱۳۷۱ش درگذشت و دفن شماره تلفن مسجد سجاد مشهد در نجف
نبو

نماز سیدعلی سیستانی بر لاشه خویی
سیدابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق بر پایه ی با ۲۸ آبان ۱۲۷۸ش در شهر خلق از توابع آذربایجان غربی متولد شد.[۱] پدرش سید علی‌اکبر خوئی، از شاگردان عبدالله مامقانی بود که به جهت عدم موافقت با مشروطه غیرمشروعه،[۲] در سال ۱۳۲۸ق از کشور‌ایران به نجف سفر کرد.[۳] خویی، ۸ صفر ۱۴۱۳ق بر پایه ی با ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۶ سالگی (۹۳ سالگی مطابق تاریخ خورشیدی) به انگیزه بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء در صحن بقعه امام علی دفن شد.[۴]

همسر و فرزندان
خویی دو توشه وصلت کرد. فرزندان او، سه پسر و سه دختر از همسر اولیه، و چهار پسر و دو دختر از همسر دوم می‌باشند.[۵] برخی از فرزندان شناخته‌گردیده خویی عبارتند از:

سید جمال‌الدین خویی، فرزند ارشد خویی که بیشتر قدمت خویش را صرف کارها مرجعیت پدرش در نجف کرد. برخی از اثرها وی عبارتند از تفصیل کفایة الاصول، گفت و گو فی الفلسفة و دانش الکلام، توضیح المراد فی تفصیل تجرید الاعتقاد، تفصیل دیوان مُتَنبّی، و دیوان اشعار به فارسی.[۶]
سید محمدتقی خویی، بعداز تأسیس مؤسسه خیریه امام خویی ۱۳۶۸ش دبیرکل آن شد. بعد از انتفاضه شعبانیه در ۱۳۶۹ش، وی عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره بخش ها آزادشده بود؛ البته پیرو سرکوب این قیام و قتل‌عام شیعه ها، به یاور پدرش در حصر خانگی قرار گرفت و سرنوشت در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ش در اتفاق رانندگی درگذشت. بعضا این اتفاق را نتایج نرم افزار‌ریزی دولت صدام دانسته‌اند.[۷] ضمن تقریرات درس فقه پدرش، الالتزامات التبعیة فی العقود از اثرها اوست.[۸]

آرامگاه آیت‌الله خویی در بقعه امام علی(ع)
داده ها دقیقی دربارهٔ دختران خویی در مشت وجود ندارد، البته بعضی از دامادهای او عبارتند از سید نصرالله مستنبط، سید مرتضی حکمی، سید جلال الدین فقید ایمانی، جعفر غروی نائینی، و سید محمود میلانی.[۹]

زیست علمی
ابوالقاسم خویی سال ۱۳۳۰ق در ۱۳ سالگی، یاور با برادرش عبدالله خویی به بابا خویش در نجف پیوست.[۱۰] وی شش سال به علم آموزی مقدمات و سطح های خوب حوزه پرداخت و آن‌گاه ۱۴ سال در درس استادان علم ها متعدد به عنوان مثال فقه و اصول کمپانی کرد. از این در میان، چنان‌که خویش وی در معاش‌طومار خودنوشت آورده، بیشترین استعمال را از محمدحسین نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی داشته میباشد.[۱۱]

اساتید و اذن اجتهاد

بازدید : 51
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 17:52


نصیب نشریه‌ها و مجلات
در‌این نصیب، مجلات و مجله‌های متفاوت محافظت می شوند که اکثرا به بعداز سال ۴۸ خورشیدی مربوط می شود. خبر نامه صوراسرافیل پنجشنبه ۲۲ جمادی الاولی ۱۳۲۵ق بر پایه ی با ۱۲۷۶ش کهن‌ترین ورژن جانور درین قسمت مسجد سجاد مشهد میباشد.[۱۰]

تعداد کتاب‌ها
کتابخانه با گروه‌ای از ۲۳۳۴۰ جلد کتاب چاپی و حدود ۲۴۰۰ ورژن خطی به طور رسمیً بهره برداری و آیتم بهره برداری و به کارگیری مردم قرار گرفت. با دقت به نصیب‌های گوناگون کتابخانه، در حال حاضر تعداد کتاب‌های چاپی کتابخانه بالغ بر ۱۳۸۷۰۰ جلد و آنچه از مخطوطات فهرست گردیده با ضمائم آنها حدود ۱۲۰۰۰ ورژن شمارش رزرو مسجد سجاد مشهد شد‌ه‌است.[۱۱]

فضای مخزن کتاب ها
فضای مخازن کتاب ها چاپی و گنجینه مخطوطات کتابخانه ظرفیت بیشتراز دویست هزار جلد کتاب دارااست. هم‌فعلا گروه‌های کبیر منابع علمی در مسئله‌های گوناگون علم ها انسانی و اسلامی و کتاب‌های چاپی فهرست گردیده این کتابخانه از حیث حسن ترتیب و مقام‌بندی و تنوع مورد، چشمگیر و از لحاظ سهولت به کارگیری در زمینه ی کتابداری و فایده‌گیری از کتاب آوازه دارااست. کتابهای فهرست گردیده قسمت همگانی کتابخانه، تا خرداد ۱۳۹۳ش در چهارصد و بیست و هفت قفسه فلزی تهیه و تنظیم و رمز گذاری مهیا بهره برداری گردیده‌است، مضافاً عصر‌های بدون نقص مجلات علمی، تاریخی دربردارنده مقالاتی از شخصیت‌های دارای شهرت در موضوعات تاریخ، ادبیات، تعبیروتفسیر، فقه، اصول، حدیث، طب و نجوم و... در نصیب همگانی کتابخانه آدرس مسجد سجاد مشهد حفظ میشود.[۱۲]

بعضا خصوصیت‌ها
سابق‌ترین کتاب چاپی: النجاة و القانون فی الطب، تاثیر ابن سینا که در سال ۱۵۹۳م در حافظه موقت ایتالیا چاپ گردیده است.
اصلی ترین کتاب: کتاب مواقع النجوم یا این که شجره علمای حدیث و اذن با بعدها ۵۰ در ۶۸ سانتی‌متر.
کوچکترین کتاب: صحبت الله مجید با چاپ و خط یک در دو شماره تلفن مسجد سجاد مشهد سانتی متر.[۱۳]
اشتباه در ساخت بندانگشتی:
فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه آیت‌الله گلپایگانی
چاپ فهرست نسخه ها خطی کتابخانه
کتاب «فهرست نسخه ها خطی کتابخانه حضرت آیت الله گلپایگانی (قم)» با کتابت علی صدرایی خویی و ابوالفضل حافظیان بابلی، به همت و دستکاری مصطفی درایتی، از سوی کتابخانه، موزه و راءس اوراق مجلس شورای اسلامی و مؤسسه فرهنگی - پژوهشی الجواد (مشهد)، منتشر گردیده‌است.[۱۴]

لینک به خارج
وب سایت کتابخانه
فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت‌الله گلپایگانی
پانویس
«درباره کتابخانه»، وب سایت کتابخانه آیت الله العظمی گلپایگانی.
صدرایی خویی، حافظیان بابلی، فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت‌الله گلپایگانی، ۱۳۸۸ش، ص۱۱؛ «درباره کتابخانه»، وبسایت کتابخانه آیت الله العظمی گلپایگانی..
عرب‌زاده، معرفی برخی نفایس خطی کتابخانه آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی، ۱۳۸۶ش.
صدرایی خویی، حافظیان بابلی، فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت‌الله گلپایگانی، ۱۳۸۸ش، ص۱۱.
صدرایی خویی، حافظیان بابلی، فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت الله گلپایگانی، ۱۳۸۸ش، ص۱۱.

بازدید : 14
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 11:03


انتهاُ الزَّمان اصطلاحی شرعی به معنای زمان نهایی عالم که در کلیه ادیان الهی به آن اشاره شد‌ه‌است. در باورهای رایج، آخرالزمان با حادثه ها تعجب آور شناخته میشود. مهم ترین خصوصیت این روزگار افول آئین‌داری عموم و بعداز آن ظهور یک منجی میباشد. تاریخ ظریف ظهور منجی آخرالزمان نامعلوم میباشد و فقط می‌اقتدار آن را به قسمت آخرین زمان که به قیامت متّصل می‌شود تعریف‌و‌تمجید مسجد سجاد مشهد نمود.

معنا‌شناسی
اصطلاح آخرالزمان در قرآن نیامده میباشد، اما آیاتی درباره آجل دولت ها انسانی در قرآن چشم می گردد که بر حکومت توحید و عدل در آتی معاش آدم و خلافت و وراثت صالحان بر زمین و موفقیت حق بر فسخ دلالت رزرو مسجد سجاد مشهد می‌نماید.[۱]

آخرالزمان در احادیث اسلامی در دو مضمون‌ به عمل رفته میباشد؛ بازه زمانی‌فرصت دربین شروع نبوت فرستاده اکرم(ص) تا وقوع قیامت،[۲] و دیگری زمان ظهور امام دوازدهم(عج).[۳] بنابر بعضا احادیث، رسول اکرم(ص)، نبی آخرالزمان دانسته شد‌ه‌است.[۴] همینطور در بخش اعظمی از احادیث اسلامی[۵] اصطلاح آخرالزمان به معنای وقتی دانسته گردیده که در آن منجی (مهدی موعود(عج)) ظهور می‌نماید.[۶] در احادیث اسلامی و شیعی، خصوصیت‌هایی برای انتها الزمان آورده شده میباشد؛ به عنوان مثال امتحان‌های دشوار و فتنه‌های آخرالزمان،[۷] ظهور منجی و جدال در میان حق و فسخ،[۸] و همینطور غلبه حق بر فسخ و بعد آدرس مسجد سجاد مشهد از ظهر طلایی عالم.[۹]

گزینش فرصت
در احادیث اسلامی، خیر‌صرفا به تاریخ ظریف این مدت وقتی اشاره‌ای نشده، بلکه انتخاب تاریخ ظریف آن تکذیب شد‌ه‌است.[۱۰] بنابر احادیث، وقت ظهور منجی را کسی جز خداوند نمی‌داند و از مصادیق دانش غیب به شمار می آید. امام رضا(ع) از فرستاده(ص) نقل می‌نماید که مجال قیام موعود، مانند قیامت میباشد که کسی جز خدا آن را نمی‌داند و به صورت ناگهانی رخداد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میفتد.[۱۱]

آیه ها
در احادیث اسلامی برای زمانه آخرالزمان، نشان‌هایی آمده میباشد که به آرم‌های آخرالزمان مشهور میباشد و از این نظر ظهور موعود به قیامت تشبیه گردیده‌است، چون همچنان که قیامت علائمی دارااست (اشراط الساعة)، ظهور موعود نیز دارنده آرم‌هایی میباشد که پیش از آن فیس میدهند.[۱۲] در برخی از کتاب‌ها این آیه‌ها از آن رو که رویدادهای اساسی بعد از ظهر ظهور میباشند، به علائم ظهور مشهور گردیده‌اند.[۱۳] برخی از این آیه‌ها عبارتند از:

خروج سفیانی[۱۴]
ظهور سید حسنی، اختلاف بنی عباس در مُلک و سر گروهی[۱۵]
کسوف خورشید در نصفه رمضان و خسوف ماه در نقطه پایان آن[۱۶]
طلوع خورشید از مغرب[۱۷]
خودکشی زکیه[۱۸]
فساد مسجد کوفه، خروج یمانی، حلال شمرده شدن خون و کالا عموم[۱۹]
خروج دجّال[۲۰] که در احادیث اسلامی آمده میباشد که او چهل روز در زمین اندیشه می‌نماید[۲۱] و اکثری از اشخاص سست ایمان به وی می‌گرایند و این به انگیزه شغل های خارق العاده‌ای میباشد که اجرا می دهد.[۲۲]
پدید داخل شدن مبارزه‌ها و کشتارها و از بین رفتن علامت‌های حق[۲۳]
ظهور فسادهای بلندمرتبه در جهان[۲۴]
ناقص شدن عقول عموم[۲۵]
زیاد شدن سروصدا و سست شدن ایمان عموم[۲۶]
قرار تصاحب کردن اشخاص نالایق در رئیس جامعه، اطاعت مرد از همسر خود، بلندمرتبه شمردن فرآورده عالم، عدم امنیت[۲۷]
ظهور فتنه‌های گوناگون میان عرب[۲۸]
از در میان رفتن حجب و حیا در زنان و خردسالان[۲۹]
اشاعه ربا[۳۰]
وقوع قتلهای وسیع در عالم و ظهور فتنه‌ها[۳۱]
بی‌نیاز شدن مرد از زن و زن از مرد[۳۲]
نوشیدن شراب و پوشیدن جامه‌های حریر[۳۳]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه