loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 20
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:27


جابر بن عبداللّه انصاری (درگذشت فی مابین سال‌های ۶۸ق تا ۷۹ق)، صحابی فرستاده اسلام(ص) و راوی حدیث لوح که حاوی اسم امامان شیعه از گویش نبی(ص) میباشد. او همینطور در سلسله راویان روایات معروف شیعه مانند حدیث جابر، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر دانش نیز مسجد سجاد مشهد جای‌دارد.

جابر را از اصحاب پنج امام (از امام علی(ع) تا امام باقر(ع)) دانسته‌اند. وی بعداز اتفاق عاشورا، اول زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. همینطور بنابر احادیث، وی درود فرستاده(ص) را به امام باقر رزرو مسجد سجاد مشهد (ع) رساند.

معاش‌طومار
جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمة، نسبش به خَزْرَج می رسد.[۱] پدرش قبل از مهاجرت رسول اکرم(ص) به یثرب، مسلمان شد و در بیعت عَقَبة دوم با پیامبر معبود(ص) قسم بست و جزو دوازده نقیبی شد که نبی(ص) آنان‌را به نمایندگی قبایل‌شان برگزید. بابا جابر در غزوه اُحُد به شهیدشدن رسید.[۲] اول گزارش از معاش جابر، حضور وی با پدرش در بیعت عقبه دوم در سال سیزدهم بعثت آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد.
ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله از لقب‌های منسوب به جابر میباشد البته از دربین آنان لقب ابوعبداللّه(بوعبدالله) درست‌خیس دانسته گردیده‌است. [۳]
سازه بر بعضا گزارش‌ها، لینک و پیوند در بین فرستاده(ص) و جابر محبت‌آمیز و صمیمانه بود. نقل شده میباشد که نبی(ص) به او بشارت قدمت وقت گیر داده و در جواب به سؤال جابر، آیه‌ای نازل شد که به آیه کَلالَه[۴] آوازه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد داراست.[۵][یادداشت ۱]

وصلت و فرزندان
در سال سوم هجری و قبل از غزوه ذاتُ الرِقاع، جابر با سُهَیمه، دختر مسعود بن اوس، تزویج کرد.[۶]

عبدالرحمان، محمد[۷] محمود، عبدالله[۸] و عقیل[۹] فرزندان جابر می باشند. از وجود عده ای منتسب به جابر در افریقا (در محدوده تونس مدرن) [۱۰] و بخارا [۱۱] گزارش‌هایی در اختیار میباشد. در کشور‌ایران نیز توده‌ای از نسل وی میباشند که مشهورترین آن‌ها روضه خوان مرتضی انصاری، دانا و اصولی شیعه بود.[۱۲]

کمپانی در نزاع‌ها
جابر از کسانی میباشد که در بیشتر غزوه‌ها و سَریّه‌ها حضور داشت. تعداد این غزوه‌ها به اختلاف نام برده میباشد. به نقل از خویش وی، از ۲۷ غزوه فرستاده(ص) در ۱۹ غزوه کمپانی داشته میباشد.[۱۳] جابر در بعضا از سَریّه‌ها نیز حضور داشته و درباره آن‌ها گزارش داده میباشد.[۱۴]

او در غزوه بدر و غزوه احد غایب بود.[۱۵] بعضا گزارش‌ها اورا از بَدریّون دانسته‌اند و از خویش وی بیان شده که در‌این حادثه آبرسان بوده میباشد.[۱۶]

در طول خلفای سه‌گانه
از موضع ها جابر درباره خلیفه نخستین سخنی در منابع نیامده میباشد.[۱۷] در‌این زمانه، او بیشتر به کار‌های علمی و عقیده ای می‌پرداخت و از کارها سیاسی و نظامی هجران می‌جست. او صرفا در یک مأموریت جنگی کمپانی کرد و آن نیز نخست فتوحات مسلمان ها در زمان خلیفه دوم بود. جابر در گزارشی، از حضور خویش در سپاه خالد بن ولید، که برای محاصره دمشق به یاری سپاه شام رفته بود، کلام گفته میباشد.[۱۸]

جابر در طی خلافت قدمت بن خطّاب، عَریف بود؛[۱۹] عریف شخصی از خویشان بود که خلیفه او را به سر کردگی خویشان یا این که طایفه منصوب میکرد و وی رابط خلیفه و اشخاص بستگان به شمار می‌آمد.

از کار‌های جابر در زمانه خلیفه سوم، استحضار چندانی در مشت وجود ندارد، جز اینکه در واپسین روزهای خلافت عثمان، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، او به امر خلیفه همپا ۵۰ بدن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان مصاحبه نماید و آن ها را به دیار خویش بازگرداند.[۲۰]

زمان امام علی(ع)
جابر در مبارزه صفین از لشکریان امام علی(ع) بود.[۲۱] در اواخر خلافت امام علی(ع)، بُرمز بن اَرْطاة بر مدینه یورش پیروزی و از عموم مدینه، به عنوان مثال قوم و قبیله بنی سَلَمه (قوم و قبیله جابر)، نیز بیعت خواست. جابر که بیعت با بُرمز را گمراهی می‌دانست، به منزل ام سلمه، همسر پیامبر خداوند(ص)، مدد موفقیت اما به پیشنهاد‌ ام‌سلمه، برای دوری از خون‌ریزی، با بسر بیعت کرد.[۲۲]

مجال حاکمیت امویان
جابر که زمان نبی(ص) را فهم و شعور کرده و مطلع به قرآن و سنت بود، از بدعت‌ها و زشتکاری‌های امویان آزرده بود و امید می کرد که ناشنوا گردد تا خبرها بدعت‌ها و تغییر تحول بها‌های فقهی را نشنود.[۲۳] معاویه بعداز آنکه به حکومت رسید تصمیم داشت منبر فرستاده معبود(ص) را از مدینه به دمشق منتقل سازد (سال ۵۰). جابر از اشخاصی بود که نزد معاویه رفت و او‌را از این شغل پشیمان تشکیل داد.[۲۴]

حَجّاج بن یوسف که از طرف عبدالملک بن مروان اموی میان سال‌های سال ۷۲ قمری تا سال ۷۵ قمری. والی حجاز شد، در سال ۷۴ قمری. به دوران دو ماه به مدینه رفت و تا توانست عموم مدینه را تحقیر کرد. وی همانند بردگان مهری بر گردن‌ اصحاب نبی آفریدگار(ص)، مثلا جابر زد.[۲۵] با این همگی، جابر واکنشی جز تغییر‌و تحول خلق و خوی خویش با حَجّاج آرم نداد[۲۶] و وصیت کرد که حَجّاج بر لاشه‌اش نماز نگزارد.[۲۷]

البته در رجال کشی مهیا میباشد که جابر به باعث سال‌خوردگی از تعقیب حجاج بن یوسف در پشتیبانی باقیمانده بود.[۲۸]

سفرها
جابر در دهه ۵۰ به مصر هجرت کرد. گروهی از مصریان از وی داستان کرده‌اند.[۲۹] در‌این روزها مَسلَمه بن مُخَلَّد انصاری، هم‌بستگان‌ای جابر، والی مصر بود و به نقل از ابن مَنْدَه، جابر به یار و همدم مسلمه به شام و مصر رفت.[۳۰]

به نقل از منابع حدیثی، جابر برای شنیدن یک حدیث درباره قصاص از عبداللّه بن اُنَیس، به شام مهاجرت کرد.[۳۱] البته با بی‌اعتنایی معاویه روبه‌رو شد. جابر که از اخلاق معاویه ناخرسند بود منش مدینه را در پیش گرفت و ۶۰۰ دینار اهدایی معاویه را نپذیرفت.[۳۲]

وفات
جابر در اواخر قدمت نابینا شد و یکسال در مکه زیست و عاقبت در مدینه درگذشت.[۳۳] مِزّی[۳۴] قصه‌هایی درباره سال وفات جابر آورده میباشد که هرکدام تاریخ متفاوتی را، در میان سال‌های ۶۸ تا ۷۹، بیان کرده‌اند و در یک خبر، به گزارش عده ای از مورخان و محدّثان، از وفات جابر در سال ۷۸ و در ۹۴ سالگی صحبت گفته و اشاره نموده است که اَبان بن عثمان، والی مدینه، بر او نماز گزارد.[۳۵]

با اعتنا به اینکه در حین اقامت حَجّاج در مدینه، جابر نیز در آنجا بوده میباشد، اقوالی که مرگ او‌را بعداز سال ۷۴ قمری دانسته‌اند صحیح‌خیس به لحاظ میرسد.[مستلزم منبع]


جابر بن عبداللّه انصاری (درگذشت فی مابین سال‌های ۶۸ق تا ۷۹ق)، صحابی فرستاده اسلام(ص) و راوی حدیث لوح که حاوی اسم امامان شیعه از گویش نبی(ص) میباشد. او همینطور در سلسله راویان روایات معروف شیعه مانند حدیث جابر، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر دانش نیز مسجد سجاد مشهد جای‌دارد.

جابر را از اصحاب پنج امام (از امام علی(ع) تا امام باقر(ع)) دانسته‌اند. وی بعداز اتفاق عاشورا، اول زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. همینطور بنابر احادیث، وی درود فرستاده(ص) را به امام باقر رزرو مسجد سجاد مشهد (ع) رساند.

معاش‌طومار
جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمة، نسبش به خَزْرَج می رسد.[۱] پدرش قبل از مهاجرت رسول اکرم(ص) به یثرب، مسلمان شد و در بیعت عَقَبة دوم با پیامبر معبود(ص) قسم بست و جزو دوازده نقیبی شد که نبی(ص) آنان‌را به نمایندگی قبایل‌شان برگزید. بابا جابر در غزوه اُحُد به شهیدشدن رسید.[۲] اول گزارش از معاش جابر، حضور وی با پدرش در بیعت عقبه دوم در سال سیزدهم بعثت آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد.
ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله از لقب‌های منسوب به جابر میباشد البته از دربین آنان لقب ابوعبداللّه(بوعبدالله) درست‌خیس دانسته گردیده‌است. [۳]
سازه بر بعضا گزارش‌ها، لینک و پیوند در بین فرستاده(ص) و جابر محبت‌آمیز و صمیمانه بود. نقل شده میباشد که نبی(ص) به او بشارت قدمت وقت گیر داده و در جواب به سؤال جابر، آیه‌ای نازل شد که به آیه کَلالَه[۴] آوازه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد داراست.[۵][یادداشت ۱]

وصلت و فرزندان
در سال سوم هجری و قبل از غزوه ذاتُ الرِقاع، جابر با سُهَیمه، دختر مسعود بن اوس، تزویج کرد.[۶]

عبدالرحمان، محمد[۷] محمود، عبدالله[۸] و عقیل[۹] فرزندان جابر می باشند. از وجود عده ای منتسب به جابر در افریقا (در محدوده تونس مدرن) [۱۰] و بخارا [۱۱] گزارش‌هایی در اختیار میباشد. در کشور‌ایران نیز توده‌ای از نسل وی میباشند که مشهورترین آن‌ها روضه خوان مرتضی انصاری، دانا و اصولی شیعه بود.[۱۲]

کمپانی در نزاع‌ها
جابر از کسانی میباشد که در بیشتر غزوه‌ها و سَریّه‌ها حضور داشت. تعداد این غزوه‌ها به اختلاف نام برده میباشد. به نقل از خویش وی، از ۲۷ غزوه فرستاده(ص) در ۱۹ غزوه کمپانی داشته میباشد.[۱۳] جابر در بعضا از سَریّه‌ها نیز حضور داشته و درباره آن‌ها گزارش داده میباشد.[۱۴]

او در غزوه بدر و غزوه احد غایب بود.[۱۵] بعضا گزارش‌ها اورا از بَدریّون دانسته‌اند و از خویش وی بیان شده که در‌این حادثه آبرسان بوده میباشد.[۱۶]

در طول خلفای سه‌گانه
از موضع ها جابر درباره خلیفه نخستین سخنی در منابع نیامده میباشد.[۱۷] در‌این زمانه، او بیشتر به کار‌های علمی و عقیده ای می‌پرداخت و از کارها سیاسی و نظامی هجران می‌جست. او صرفا در یک مأموریت جنگی کمپانی کرد و آن نیز نخست فتوحات مسلمان ها در زمان خلیفه دوم بود. جابر در گزارشی، از حضور خویش در سپاه خالد بن ولید، که برای محاصره دمشق به یاری سپاه شام رفته بود، کلام گفته میباشد.[۱۸]

جابر در طی خلافت قدمت بن خطّاب، عَریف بود؛[۱۹] عریف شخصی از خویشان بود که خلیفه او را به سر کردگی خویشان یا این که طایفه منصوب میکرد و وی رابط خلیفه و اشخاص بستگان به شمار می‌آمد.

از کار‌های جابر در زمانه خلیفه سوم، استحضار چندانی در مشت وجود ندارد، جز اینکه در واپسین روزهای خلافت عثمان، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، او به امر خلیفه همپا ۵۰ بدن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان مصاحبه نماید و آن ها را به دیار خویش بازگرداند.[۲۰]

زمان امام علی(ع)
جابر در مبارزه صفین از لشکریان امام علی(ع) بود.[۲۱] در اواخر خلافت امام علی(ع)، بُرمز بن اَرْطاة بر مدینه یورش پیروزی و از عموم مدینه، به عنوان مثال قوم و قبیله بنی سَلَمه (قوم و قبیله جابر)، نیز بیعت خواست. جابر که بیعت با بُرمز را گمراهی می‌دانست، به منزل ام سلمه، همسر پیامبر خداوند(ص)، مدد موفقیت اما به پیشنهاد‌ ام‌سلمه، برای دوری از خون‌ریزی، با بسر بیعت کرد.[۲۲]

مجال حاکمیت امویان
جابر که زمان نبی(ص) را فهم و شعور کرده و مطلع به قرآن و سنت بود، از بدعت‌ها و زشتکاری‌های امویان آزرده بود و امید می کرد که ناشنوا گردد تا خبرها بدعت‌ها و تغییر تحول بها‌های فقهی را نشنود.[۲۳] معاویه بعداز آنکه به حکومت رسید تصمیم داشت منبر فرستاده معبود(ص) را از مدینه به دمشق منتقل سازد (سال ۵۰). جابر از اشخاصی بود که نزد معاویه رفت و او‌را از این شغل پشیمان تشکیل داد.[۲۴]

حَجّاج بن یوسف که از طرف عبدالملک بن مروان اموی میان سال‌های سال ۷۲ قمری تا سال ۷۵ قمری. والی حجاز شد، در سال ۷۴ قمری. به دوران دو ماه به مدینه رفت و تا توانست عموم مدینه را تحقیر کرد. وی همانند بردگان مهری بر گردن‌ اصحاب نبی آفریدگار(ص)، مثلا جابر زد.[۲۵] با این همگی، جابر واکنشی جز تغییر‌و تحول خلق و خوی خویش با حَجّاج آرم نداد[۲۶] و وصیت کرد که حَجّاج بر لاشه‌اش نماز نگزارد.[۲۷]

البته در رجال کشی مهیا میباشد که جابر به باعث سال‌خوردگی از تعقیب حجاج بن یوسف در پشتیبانی باقیمانده بود.[۲۸]

سفرها
جابر در دهه ۵۰ به مصر هجرت کرد. گروهی از مصریان از وی داستان کرده‌اند.[۲۹] در‌این روزها مَسلَمه بن مُخَلَّد انصاری، هم‌بستگان‌ای جابر، والی مصر بود و به نقل از ابن مَنْدَه، جابر به یار و همدم مسلمه به شام و مصر رفت.[۳۰]

به نقل از منابع حدیثی، جابر برای شنیدن یک حدیث درباره قصاص از عبداللّه بن اُنَیس، به شام مهاجرت کرد.[۳۱] البته با بی‌اعتنایی معاویه روبه‌رو شد. جابر که از اخلاق معاویه ناخرسند بود منش مدینه را در پیش گرفت و ۶۰۰ دینار اهدایی معاویه را نپذیرفت.[۳۲]

وفات
جابر در اواخر قدمت نابینا شد و یکسال در مکه زیست و عاقبت در مدینه درگذشت.[۳۳] مِزّی[۳۴] قصه‌هایی درباره سال وفات جابر آورده میباشد که هرکدام تاریخ متفاوتی را، در میان سال‌های ۶۸ تا ۷۹، بیان کرده‌اند و در یک خبر، به گزارش عده ای از مورخان و محدّثان، از وفات جابر در سال ۷۸ و در ۹۴ سالگی صحبت گفته و اشاره نموده است که اَبان بن عثمان، والی مدینه، بر او نماز گزارد.[۳۵]

با اعتنا به اینکه در حین اقامت حَجّاج در مدینه، جابر نیز در آنجا بوده میباشد، اقوالی که مرگ او‌را بعداز سال ۷۴ قمری دانسته‌اند صحیح‌خیس به لحاظ میرسد.[مستلزم منبع]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه