loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 16
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:22


صورت‎های دارای اسم و رسم این قوم و قبیله
اَعْین‎ بن ‎سُنْسُن شیبانی
اعین یعنی گشاده دیده. بابا او سنسن یا این که سنبس، راهبی مسیحی در یکی شهرهای سرزمین روم بود. خویش او‌را که به بردگی گرفتار گردیده بود، مردی از بنی شیبان کوفه در حلب خریداری کرد و به کوفه آورد. وی بعد از آن مسلمان شد و بعداز چندی حافظ قرآن شوید و در ادبیات مهارتی یافت و از تکثیر پرهیزگاری و طهارت اخلاقی نیز جایگاه بلندی استحصال کرد. خواجه اورا آزاد کرد، البته از او خواست عضویت بنب‎شیبان را بپذیرد، امّا وی نپذیرفت، با اینهمه، وی و خاندانش به «‌کوفی شیبانی‌» آوازه یافتند. بعضی گفته‎اند که اعین اهل ایران بوده و با علی‎ بن‎ ابی طالب(ع) دیدار کرده و بر دست وی مسلمان گشته و بعد از آن از یاران او گردیده است[۷] اما رجال شناسان عموماً اینگونه نظری را تأیید نمی‎نمایند. آنچه قطعی به حیث میرسد این میباشد که اعین و خویشان وی، تا آنجا که اشخاص آن شناخته گردیده‎اند، جز تنی یک سری، شیعه بوده‎اند و اکثری به دوستی و طرفداری از علی(ع) و دیگر امامان مسجد امین مشهد شهره‎اند.

زُرارة ‎بن‎ اعین شَیبانی
نوشته ی علمیٔ مهم: زرارة بن اعین
زُرارَة بن اَعْیَن بن سُنسُن شَیبانی کوفی (حدود ۷۰-۱۴۸ یا این که ۱۵۰ق) که از اصحاب اجماع و صحابه خاص امام باقر(ع) و امام راست گو(ع)، و از فقیهان و متکلمان شیعه میباشد.

فراگیر امام باقر(ع) و امام درست گو(ع)
زراره، محدّث، فقید، متکلّم، ادیب و مولف امامی، بوده میباشد. وی از مشهورترین راویان شیعی و از پررنگ‎ترین شاگردان امام درستگو(ع) میباشد، با این تمامی، حال و روز معاش وی چندان پر‌نور وجود ندارد. وی در دانش سخن، جدل و دلیل بسیار قدرتمند بود و غالباً در جایگاه مشاجره بر معارضان خویش پیروز می‎شد؛ از این‎رو بسیار گزینه دقت امام درستگو(ع) و شیعه‌ها بود. وی از شاگردان امام باقر(ع) (۵۷-۱۱۴ق/۶۷۶-۷۳۲م) بوده و از وی احادیث بخش اعظمی نقل نموده است. بعضی از رجال شناسان زراره را غیر موثّق دانسته‎اند و بعضی احادیث نیز در شماتت او وارداتی میباشد که به قولی تعداد آن ها به ۲۰ می‎برسد[۸] البته باتوجه به منزلت پر‌نور و اصلی زراره نزد امام پنجم و ششم و احادیث اکثری که از سوی آن دو امام و امامان در مدح و تأیید وی وارداتی میباشد و حتی اورا راستگوترین شخص زمانش دانسته‎اند[۹]، تردیدی در ایمان، علم، اخلاص، ودیعه و فقاهت او باقی نمی‎ماند.

نقش زراره در پیشرفت معارف اهل بیت(ع)
نقش زراره در توسعه و احیای معارف اهل بیت(ع) تا آنجاست که امام درستگو(ع) اعلام کرد: آفریدگار زراره را بیامرزد، که چنانچه وی و مانند وی نبودند، سخنان پدرم از دربین رفته بود.[۱۰]

در حدیث دیگر، امام درستگو(ع) آشکارا اورا از بهشتیان دانسته میباشد.[۱۱] گشوده از آن امام ماجرا گردیده‌است که ذکر کرد: ۴ بدن نزد اینجانب دوست داستنی ترند: بُرَید بن‎ معاویة بَجَلی، محمد بن مسلم، ابوبصیر و زراره.[۱۲]

وثاقت زراره
رجال شناسان عموماً احادیث ذمّ زراره را ضعیف و یا این که ناشی از موقعیت خاص سیاسی و تقیه دانسته‎اند[۱۳] مسأله دیگری که نزد دانشمندان شیعی گزینه بیان کرد و گوست، انکار یا این که شک و تردید وی در مورد امامت موسی‎ بن‎ جعفر(ع) (۱۲۸-۱۸۳ق/۷۴۵-۷۹۹م) میباشد[۱۴] هرچند این نسبت تماماً محرز وجود ندارد، امّا در صورتی اینگونه تردیدی نیز در زراره پیدا گردیده باشد، باتوجه به تأییدات امامان و شیعه ها آتی از زراره، مکان شک و تردید باقی نمی‎ماند که سرنوشت وی به امامت امام موسی(ع) گردن گذارده میباشد.

اثرها
گفته‎اند که زراره دارنده تألیفاتی میباشد، ولی جز یک کتاب با تیتر الاستطاعه والجبر والعهود[۱۵] از وی حافظه نشده میباشد. ابن‎بابویه قمی (۳۲۹ق/۹۴۱م) گوید که آن کتاب را چشم میباشد.[۱۶] بعضی داعیه کرده‎اند که زراره ۹۰ سال زیسته میباشد.[۱۷] این احتمال بدور نمی‎کند، چون برخی او‌را از اصحاب امام علی‎بن‎حسین(ع) نیز دانسته‎اند.[۱۸]

فرزندان
زراره ۷ فرزند داشت با اسم‌های: رومی، یحیی، عبدالله، حسن، حسین، محمد و عُبید که از راویان شیعی و غالباً از شاگردان امام درست گو(ع) و امام کاظم(ع) بوده‎اند و از آن ها قصه کرده‎اند. در‌این دربین عبید از اعتبار و آوازه بیشتری شامل است؛ چنانکه اورا «موثَّق» شمرده‎اند. وی در کوفه می‎زیست و از چنان اعتباری منتفع بود که شیعه‌ها کوفه اورا به هنگام نیاز برای ملاقات با امام درست گو(ع) و سوال از آن حضرت به مدینه می‎فرستادند.[۱۹]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 14
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:04


درس دادن فلسفه و عرفان

درس دادن فلسفه و عرفان، بیش و معدود در همگی ادوار حیات حوزه علمیه مشهد ترویج داشته میباشد، البته درین عصر و با حضور شاگردان ملا هادی سبزواری همانند ملا غلامحسین روضه خوان الاسلام (متوفی ۱۳۱۹ش)[۱۱۲] در مشهد مسجد سجاد مشهد این دستور رونق بی‌سوابق‌ای یافت.
حکیم آقا بلندمرتبه شهیدی (متوفی ۱۳۵۵ق) که در طهران نزد ابوالحسن جلوه و میرزا ابراهیم گیلانی اشکوری به علم آموزی علم ها عقلی و فلسفه پرداخته و فقه و اصول را در نجف نزد آخوند خراسانی خوانده بود[۱۱۳] از ۱۳۳۳ق. تا نقطه پایان قدمت به مقطع ۲۳ سال در حوزه مشهد به درس دادن تک تک کتاب ها کلامی و فلسفی از قبیل تفصیل تجرید قوشجی و گستردن اشارات خواجه نصیرالدین طوسی و شوارق الالهام و شواهد الربوبیة و المبدأ و المعاد و تفصیل الهدایة الاثیریة ملاصدرا و تفصیل منظومه اشتغال داشت[۱۱۴] و شاگردان بخش اعظمی نظیر حسین علی راشد و محمود شهابی و مهدی الهی قمشه ای و سید حسن بجنوردی[۱۱۵] پرورد. او با آنکه اثرها ملاصدرا را هم درس دادن میکرد، در فلسفه بیشتر میل مشائی رزرو مسجد سجاد مشهد داشت.[۱۱۶]
ملا محمدعلی فاضل دارای اسم و رسم به حاجی فاضل خراسانی (متوفی ۱۳۴۲ق)از مشاهیر فلاسفه معاصر میباشد که فلسفه را نزد حاج ملاهادی سبزواری و ملا غلامحسین روضه خوان الاسلام و آقا میرزا محمد سروقدی آموخته و در نجف و سامرا نزد میرزا حبیب الله رشتی و میرزای تعالی شیرازی، فقه و اصول علم آموزی کرده بود و افرادی زیرا سید حسن موسوی بجنوردی و صدرالدین بادکوبه ای و روضه خوان اسدالله یزدی در مشهد نزد او فلسفه خواندند.[۱۱۷] او در علم ها سنجیده و منقول از مدرّسان نامی فرصت خویش آدرس مسجد سجاد مشهد بود.[۱۱۸]
سیاست‌های رضاشاه و حوزه مشهد
در اواخر زمان رضا سلطان با وجود کثرت روحانیان در مشهد، سیاست خلع جامه روحانیت به طوری انجام شد که بنابر دارای شهرت به جز چندین بدن از روحانیان سرشناس و دارای اعتبار کس دیگری مجاز به برسر نهادن عمامه خلا.[۱۱۹] براساس قرائن و مدارک ناقص جانور اوضاع مالی و معیشتی حوزه علمیه مشهد در زمان سر گروهی آقازاده خراسانی و حاج آقا حسین قمی چندان مطلوب نبوده میباشد.[۱۲۰] برای مثال حقوق و دستمزد ماهیانه ادیب، معلم یگانه ادبیات عرب در حوزه مشهد، از محل موقوفات مکتب نواب ۱۵۰ ریال[۱۲۱] و به قولی دیگر سالیانه فی مابین سی تا پنجاه تومان بود و سالیانه ۳۶ تومان هم از بابت حق التدریس از آستان قدس اخذ شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می کرد.[۱۲۲]

موضع گیری علما در مسائل سیاسی
حوزه علمیه مشهد زیر زعامت علمای بزرگی زیرا حاج آقا حسین قمی و آقازاده خراسانی در زمان پهلوی اولیه در مفاد مختلف به علمکردهای متعدد سیاسی و اجتماعی حکومت که با شئونات شرعی جامعه منافات داشت عکس العمل نماد بخشید.

به عنوان مثال در ۱۳۰۶ش، طی تلگرامی به دولت وقت، که به امضای عمده علمای وقت مشهد رسید، به ابلاغیه دولت مبتنی بر ممانعت دستور به دارای شهرت و نهی از منکر اعتراض کردند.[۱۲۳]
گزینه دیگر اعتراض آن‌ها به مورد جمهوری خواهی رضاخان بود.[۱۲۴]
مهم ترین مبادرت علمای مشهد درین باب اعتراض به زمینه کشف عفاف بود که در رویارویی با آن بخش اعظمی از علمای مشهد زندانی و تبعید شدند. از علمای مرتبه اولیه مشهد هم حاج آقا محمد آقازاده بازداشت شد و به طهران جابجایی یافت و درین شهر محبوس ماند و در ۱۳۱۶ش درگذشت.[۱۲۵] و حاج آقا حسین قمی که برای پیشگیری از اجرای ضابطه بازداشتن عفاف و حجاب راهی طهران گردیده بود تا با پادشاه دیدار نماید و اورا از این مبادرت گشوده دارااست، در محل اقامت خویش در عبدالعظیم حسنی در ری ذیل حیث و ممنوع الملاقات شد و پیرو قیام گوهرشاد به کربلا تبعید شد[۱۲۶] و به این سیرتکامل حوزه مشهد از هم پاشید و به طور تقریبً به اکنون تعطیل درآمد.
از شهریور ۱۳۲۰ تا انقلاب اسلامی
حوزه علمیه مشهد بعداز شهریور ۱۳۲۰ وارد زمان ویژه‌ای از حیات خویش شد. احیای مجدد حوزه علمیه مشهد بعداز سقوط رضاشاه به صورت خاص وامدار تلاش‌های سه شخصیت علمی پر رنگ یعنی میرزا احمد کفایی، روضه خوان مرتضی آشتیانی و میرزا مهدی اصفهانی بود.[۱۲۷]

بازدید : 18
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:59


اسم حوا در پیمان قدیم
حوّا در عهدوپیمان قدیم به سه اسم خوانده گردیده که هرکدام از این اسم‌ها، مفهوم و کاربردی خاص در‌این کتاب یافته میباشد. ابتدا، آفریدگار، وی و همسرش را به یک اسم یعنی بشر خوانده میباشد. دومی اسم، ایشاه، را انسان بر او بنیان که بر نقش وی تحت عنوان همسر و سهیم معاش مرد دلالت دارااست. این اسم در ماجرا خلقت و هبوط بشر آمده میباشد. حوّا، سومی نامی میباشد که بعد از روایت هبوط بدان خوانده گردیده؛ یکبار به معنای مامان نسل آدم، به‌طور عام و توشه دیگر تحت عنوان مامان اول پسرش، مسجد امین مشهد قابیل.[۶]

معاش حوا بعداز هبوط
در برخی ملحقات قول قدیم، اطلاعاتی درباره معاش حوّا بعداز اخراجش از پردیس می‌باشد. به عنوان مثال آمده میباشد که بشر و حوّا بعد از رانده شدن از عَدْن، تمامی جا در‌پی طعام می گردند و خوراکی مشابه آنچه در پردیس می‌خوردند، نمی‌یابند، لذا راه حل فعالیت را در توبه می جویند. براساس تصمیم بشر، حوّا تا گردن در آب دجله فرومی‌رود و ۳۷ روز در آن‌جا می ماند. بشر نیز در آب رود اردن فرومی‌رود و چهل روز آن‌جا میماند. البته در روز هجدهم، شیطان در پوسته یک فرشته مجدد حوّا را فریب می دهد و با القای این‌که آفریدگار توبه شمارا پذیرفته میباشد، موجب می شود که وی قبل از اتمام مجال مقرر، از آب بیرون گردد. انسان او‌را مؤاخذه می‌نماید که چرا عهد و پیمان خود را شکسته و حوّا درمی‌یابد که مجدد فریب خورده میباشد. حوّا با تایید هر دو خطای خود، انسان را رخنه‌ می‌نماید و در حالی که حامله میباشد به غرب می‌رود. به هنگام زایمان با درد بسیار مواجه میگردد و هرچه معبود را برای امداد می خواند، صدایش شنیده نمی شود. پس با ناله انسان را به کمک می خواند. با دعای انسان، ملائکه در زایمان حوّا حضور می یابند و وضعیت را برایش آماده می سازند و بعد از آن وی قائن (قابیل) را به جهان می آورد. آن گاه انسان، همسر و فرزندش را به شرق بازمی‌گرداند و حوّا در آن‌جا هابیل را به عالم می آورد.

بنابر همین قصه، حوّا در خواب می‌بیند که دست قابیل به خون هابیل آغشته میباشد. انسان را از خوابش باخبر می‌سازد، لذا تصمیم می گیرند آن دو را از هم مستقل نمایند و هابیل را به کشاورزی و قابیل را به چوپانی می‌گمارند.[۷]

حوا در سنّت مسیحی
در قول نو، صرفا دو جا به اول زن با اسم حوّا اشاره شد‌ه‌است؛ یک‌توشه، از فریب تناول کردن حوّا تحت عنوان هشداری برای مسیحیان خاطر گردیده و دیگر توشه، با اشاره به خلقت حوّا بعد از بشر و اغفال وی (خیر بشر) آورده شده که زن حق ندارد استاد گردد و نباید بر شوهر اشراف یابد و فقط به شرط داشتن ایمان و زهد، با به جهان آوردن فرزند، از گناه و تقصیری که مرتکب گردیده، نجات مییابد.[۸]

حوا در سنّت اسلامی
کلمه حوا در قرآن و روایات
در قرآن کریم ومهربان کلمه و واژه حوّا بیان نشده و تحت آیه‌ها در مورد حضرت بشر، از حوّا با تیتر همسر انسان (زَوْجکَ) حافظه گردیده‌است.[۹]

ولی در روایات و کتاب ها تاریخی و تفسیری، همسر بشر حوا نامیده گردیده و بیان شده این نامگذاری از آن‌رو بوده که حوّا مامان کلیه زندگان[۱۰] یا این که از حی (مو جود زنده، یعنی انسان) کردار گردیده‌است.[۱۱] همینطور در روایتی، بشر حوّا را أثّا(آثا) نامید که در لهجه نبطی(سریانی) ابن عساکر، تاریخ مدینة، دمشق، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، ج۶۹، ص۱۰۱.) به معنای زن میباشد.[۱۲]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 28
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:05


لَکّهنو (به اردو: لکهنؤ) (به انگلیسی: Lucknow) راءس ایالت اوتار پرادش هندوستان و از مرکز ها شیعه میباشد. راس حکومت اوده، آغاز در نتیجه‌آباد هند و بعد ها به لکهنو منتقل میگردد. لکهنو را مرزو بوم فامیل علمی و اجتهادی شیعه برای مثال قبیله‌ مالک عبقات و غفران مآب در هند می دانند. بعداز تصرف لکهنو به وسیله انگلیسی‌ها و اشاعه علم ها متفاوت توسط آن ها، علمای شیعه برای نادر‌رنگ نشدن علم ها اسلامی درین ناحیه، قصد به تأسیس حیطههای علمیه مختلفی مثلا حوزه علمیه شاه المدارس گرفتند. یک کدام از مهم ترین کتابخانه‌های شیعه به اسم ناصریه در‌این شهر جای‌دارد. مراسم ماه محرم در امام‌باره آصفی این شهر از مراسم‌های پر اسم و رسم این حوزه‌ مسجد سجاد مشهد میباشد.

معرفی و تاریخچه
لکهنو [یادداشت ۱] یا این که لکهنور، پایتخت ایالت اوتار پرادش در هندوستان و از مرکزها شیعه میباشد.[۱] این شهر در سال ۱۱۸۸ق پایتخت حکومت شیعی اَوَده بود.[۲] بعد از انقراض قطب شاهیان و عادلشاهیان از حکومت‌های شیعه این حوزه‌ در سال ۱۰۹۸ق بوسیله امپراتور گورکانی اورنگ زیب، حکومت شیعه اوده در شمال هند به اقتدار رسید[۳] که بعد از شهر نتیجه‌آباد لکهنو را پایتخت خویش رزرو مسجد سجاد مشهد قرار دادند.

قبل از تأسیس پاکستان‌، مرکز ها اساسی یادگرفتن علم ها شیعی در دهلی، رامپور، امروهه، گواهی و لکهنو قرار داشت. مساجد، حسینیه‌ها و منازل استادان مقر مهم درس دادن علم ها اسلامی بود و مدرسه های به‌مدل کنونی کمتر وجود داشت.[۴] نقل کرده‌اند که در بعد از ظهر حکومت سلاطین شیعی اوده، لکهنو به مهمترین راس علمی شیعه ها شبه مجموعه کشور ها تبدیل آدرس مسجد سجاد مشهد گردیده بود.[۵]

در سال ۱۲۷۳ق واپسین پاد شاه اوده از سوی ارتش انگلیس عزل شد و ارتش انگلیس با اشغال نظامی شهر لکهنو واجدعلی پادشاه را بازداشت و او‌را با اعضای خانواده‌اش به شهر کلکته، پایگاه حکومتی شرکت هند شرقی بریتانیا، تبعید کرد.[۶] به دنبال این رخداد پادشاه العلماء، فتوای مبازره با ارتش بریتانیا را اعطا کرد که بعد از یکسری مرحله تقابل عموم با ارتش، در غایت، ارتش انگلستان برنده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می گردد.[۷]

شخصیت‌ها
لکهنو را به منجر وجود خویشان‌های شیعی، مرز و بوم قوم و قبیله دانش و اجتهاد شیعه در هند میدانند.[۸] از این خویشاوندان‌ها می‌اقتدار به بستگان مالک عبقات و فامیل غفران مآب اشاره نمود.[۹] بخش اعظمی از این شخصیت‌ها در نجف و کربلا علم آموزی کرد‌ه و ابعاد به هند و شهر لکهنو بازمی‌گشتند.[۱۰]

سید محمدقلی موسوی هندی
سید محمد قلی موسوی هندی (۱۱۸۸-۱۲۶۸ق) متولد کنتور، از متکلمان لکهنو و مؤسس کتابخانه دارای اسم و رسم ناصریه بود.[۱۱] حدود ۲۰ جلد کتاب از وی بر مکان باقی‌مانده که مشهور‌ترین آن‌ها کتاب تشیید المطاعن در رد باب دهم از کتاب تحفه اثنا عشریه عبدالعزیز دهلوی میباشد.[۱۲]

سید دلدار علی نقوی
سید دلدار علی نقوی سبزواری دارای شهرت به غفران مآب، متولد ۱۱۶۶ق میباشد. او‌را از احیاگران تشیع در شبه مجموعه کشورها هند و او‌لین کسی می دانند که در هند ادعای اجتهاد و عموم را به نماز آدینه و جماعت دعوت کرد.[۱۳] اجداد دلدار علی، همچون اکثری از فامیل‌های سادات، بعداز هجوم ها مغولان به خراسان، محل تولد خویش را رخنه‌ کرده و در بخشها فضا لکهنو بومی و به یادماندنی شدند.[۱۴]


تصویر سید علی نقی نقوی لکهنویی
سید علی‌ نقی نقوی لکهنویی
سیدعلی نقوی در سال ۱۳۳۲ق در لکهنو چشم به جهان گشود. نقل می‌نمایند، وی در سنین جوانی به اجتهاد رسید و اثرها زیادی در منطقههای علم ها اسلامی نگاشته میباشد. وی دانش آموز میرزای نایینی، آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و دیگر علمای کربلا و نجف بوده میباشد. آقا والا تهرانی و سید حسن صدر، اورا علامه محقق نامیده‌اند.[۱۵]

میرحامد حسین
میرحامدحسین فرزند سید محمدقلی موسوی نیشابوری هندی از متکلمان و عالمان شیعه در میروت از توابع دهلی میباشد.[۱۶]

مفتی محمّد عباس شوشتری
مفتی میر محمّد عباس موسوی جزایری شوشتری، متولد ربیع الاول ۱۲۲۴ق و از نوادگان سید نعمت‌الله جزایری، صاحب و مالک الانوار النعمانیه، بود. وی منصب حاکم القضاتی را بر ذمه داشت.[۱۷]

ابراهیم لکهنوی
ابراهیم لکهنویی، متولد لکهنو و از فقهای لکهنو و ذمه ‌دار کارها فقهی عموم آن شهر بود. وی از طرف شاه واحد علی فرمان روا، واپسین شاه شیعه لکهنو، به سید العلماء ملقب شد.[۱۸]

بازدید : 13
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:31


الإحْتِجاجُ عَلی أهْلِ اللّجاج دارای شهرت به الاحتجاج کتابی کلامی و به لهجه عربی نوشته ابومنصور، احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی از علمای قرن۶ قمری میباشد. این کتاب در ذکر احتجاحات (مشاجره و دلیل) نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و برخی از رهروان آن‌ها با معارضان خویش از فرقه‌های متعدد میباشد. برخی از عالمان شیعی در انتساب کتاب غلط کرده و آن را به فضل و ادب بن حسن طبرسی صاحب و مالک تعبیروتفسیر مجمع البیان نسبت مسجد امین مشهد داده‌اند.

احتجاج دارنده ترجمه‌ها و شروح زیادی میباشد و بخش اعظمی از بزرگان بر آن متکی بودن کرده‌اند.

پیشینه
در حین تاریخ اسلام، بخش اعظمی از بزرگان، با علت ثابت حق و رد فسخ، کتاب‌هایی با تیتر و زمینه احتجاج نوشته‌اند یا این که فصولی از کتاب خویش را به نقل احتجاجات در موضوعات متفاوت تخصیص داده‌اند. در حدود ۲۰ تیتر کتاب با اسم «الاحتجاج» دربین کتاب ها شیعه مشاهده می شود.[۱] او‌لین کتابی هم که در این مورد و با اسم «الاحتجاج» نوشته شد، کتاب «محمد بن ابى عمير» از اصحاب امام هفتم(ع) بود.[۲]

اسم مهم کتاب
سازه بر آن چه در خطبه ابتدایی کتاب آمده، اسم کتاب «الاحتجاج» بوده و اشاره‌ای به اسم «الإحتجاجُ‏ عَلی أهلِ اللّجاج» نشده میباشد، هر یک سری سایرافراد این کتاب را به اسم دوم معرفی کرده‌اند. این کتاب به «احتجاج طبرسی» نیز آوازه داراست. این کتاب مشتمل بر گفت و گو‌ها، مناظرات و ادله‌های امامان معصوم(ع) و بزرگان آیین با معارضان در موضوعات گوناگون میباشد.[۳][یادداشت ۱]

انتساب کتاب
صاحب و مالک کتاب لؤلؤة البحرین می‌نویسد:

برخی از متأخّرین أصحاب ما در نسبت دادن کتاب احتجاج به أبو علی طبرسی مؤلّف تعبیر و تفسیر مجمع البیان نادرست نموده و مثلا وی محدّث امین استرابادی و قبل از وی مالک رساله مشایخ الشّیعه،منسوب به بابا روضه خوان بهائی و قبل از وی محمّد بن أبی جمهور أحسائی در کتاب عوالی اللئالی میباشد. همینطور برای مثال کسانی که دراین مورد نادرست و غفلت نموده حاکم نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین میباشد.[۴]
علت کتابت
طبرسی در پیشگفتار الاحتجاج می گوید:

آن چه منجر شد اینجانب اینگونه کتابی تألیف کنم، این بود که توده‌ای از شیعه ها امامیه دست از عامل و مشاجره با معارضان برداشته‌اند و میگویند این شغل بر ما جایز وجود ندارد چون رسول و ائمه (ع) هیچ وقت جدال نکرده‌اند و به شیعه نیز اینگونه اذن‌ای نداده‌اند؛ لذا تصمیم گرفتم در یک کتاب گفت و گو‌های بزرگان را با معارضان در اصول و فروع آیین عده کنم. طبرسی به دنبال متذکر می شود که نهی آن ها از مجادله، نسبت به اشخاص ضعیف در حمایت از آئین و عقاید بوده میباشد، خیر اشخاص مُبَرّز و قوی برای ابراز حق و دفع فسخ.[۵]
بها و اعتبار احادیث کتاب
کتاب الاحتجاج از کتاب ها معتبری میباشد که علما به آن اتکا دارا‌هستند و سوای هیچ گرفتاری‌ای احادیث آن را نقل می‌نمایند.[مستلزم منبع] صرفا اشکالی که متوجه احادیث کتاب گردیده آن میباشد که اکثر احادیث آن مرسل میباشد و هیچ سندی در کتاب برای آن ها یافت نمی شود.[مستلزم منبع]

مصنف در پیشگفتار کتاب می‌نویسد: اینجانب بجز احادیث تعبیر امام عسکری سایر احادیث کتاب را فارغ از مدرک آورده‌ام چون یا این که اجماع بر آنها می باشد یا این که موافق عقل‌اند یا این که در کتاب ها مخالف و موافق مشهورند و احادیث تعبیروتفسیر منسوب به امام عسکری (ع)را با بیان گواهی در اولِ آن ها آوردم، به دلیل آنکه از نظر آوازه مانند سایر احادیث کتاب نیستند. با این حرف طبرسی، مجموع علما با وجود احادیث فارغ از مدرک، آن را پذیرفته و بدان متکی بودن کرده‌اند.[۶]

احتجاج در نگاه علما و بزرگان
اکثری از بزرگان شیعه مانند روضه خوان حر عاملی در امل الآمل،[۷] خوانساری در روضات الجنات،[۸] خویی در معجم رجال الحدیث[۹] و سایرافراد، آن را کتابی دارای اعتبار، باارزش، پسندیده و دارنده خاصیت ها بسیار دانسته‌اند.

ترتیب مطالب
پیشگفتار کتاب دربرگیرنده: اخباری متضمن نهی از جدل و مناظره و ملامت آن، و علت نوشتن کتاب.
احتجاجات و استدلالات ماثور از پیغمبر اکرم(ص) و بقیه ائمه معصومین درباره اصول و فروع آئین.
بیان اتفاق غدیر خم، ماجرای فدک و محاجه‌های حضرت علی(ع) و فاطمه زهرا(س) و دیگر صحابه و اهل بیت.
محاجات امام علی (ع) با معاویه و اهل شام و خوارج و نقص کنندگان بیعت با وی.
در قسمت آخری، احتجاجات مالک الزمان(عج)، مکاتبات آن حضرت در حین غایب بودن صغری با نواب اربعه، توقیعات حضرت در طول غایب بودن کبری.[۱۰]
ترجمه‌ها و شروح
ترجمه‌ها
ترجمه مولی نظام‌الدین احمد غفاری مازندرانی.
ترجمه‌ای از جعفری.
ترجمه ابوالحسن، علی بن حسن زواری، مفسر و محصل متفحص کرکی با اسم «کشف الاحتجاج».
ترجمه عمادالدین قاری استرآبادی.
ترجمه با اسم «كشف الاحتجاج» از ملا فتح‌الله کاشانی (متوفای ۹۸۸ق) که همپا با گستردن کتاب میباشد.
شروح
گستردن ملا فتح الله کاشانی.
تفصیل میرزا ابوالحسن بحرانی (متوفای ۱۱۹۳ق) از علمای گرانقدر زمانه زندیه در شیراز.
تفصیل سید احمد بن محمد حسینی مختاری.[۱۱]
ورژن‌ها
ورژن خطّی کتابخانه آستان قدس رضوی.
ورژن خطّی کتابخانه ملک.
ورژن‌ای به خطّ کرمعلی بن محمّد باقر کرمانی پاریزی سیرجانی مشهدی، به خطّ نسخه ها، مرتبط با سنه ۱۳۱۸
ق، دارنده حاشیه ها به خط نستعلیق میباشد که متعلّق به کتابخانه ملک میباشد.

ورژن خطّی مرتبط با کتابخانه ملک، به خطّ نسخه ها به خودکار محمّد بن محمّد علی خاوری، مرتبط با سنه ۱۰۶۹ق.[۱۲]
چاپ
در سال ۱۲۶۸ق در کشور‌ایران
در سال ۱۳۰۰ق در کشور‌ایران
در سال ۱۳۵۴ق در نجف اشرف
در سال ۱۴۰۳ق در جمهوری اسلامی ایران. این چاپ از چاپی عکس‌برداری گردیده که مرتبط با مؤسسه الجواد در بیروت میباشد و چاپی بسیار زیباست که در اولِ آن پیشگفتار ای به خودکار علامه سید محمد بحرالعلوم آمده میباشد.
پژوهش کتاب بوسیله سید محمدباقر موسوی خرسان انجام یافته میباشد. وی خلال کسب آیه‌ها و توضیح لغات ایراد، مطالب تحقیقی فراوانی آورده که مشمول زندگینامه اکثری از شخصیت‌های نام برده در متن کتاب و احادیث فراوانی میباشد که توضیح آن ها در پاورقی کتاب آمده میباشد. در نقطه نهایی کتاب نیز فهرست مطالب کتاب و مطالب حاشیه ها نام برده میباشد.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 36
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:15


اَلْتمامِمَةُ الغَرّاء فی تَفضیلِ فاطمةِ الزّهراء (س) وَ عقیلَةُ الوَحی زینب (س) بنت أمیرِالمؤمنین(ع) کتابی درباره فضیلت ها حضرت فاطمه(س) به لهجه عربی ، تاثیر سید عبدالحسین شرف‌الدین (متوفای ۱۳۷۷ق) میباشد. مؤلف بعداز بیان آیه ها نازل‌گردیده در شأن اهل بیت(ع)، به فضائل دختر رسول (ص) پرداخته و در نقطه پایان کتاب، نوشته‌علمی‌ای نیز درباره حضرت زینب(س) نگاشته مسجد سجاد مشهد میباشد.

درباره مؤلف
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: سید عبدالحسین شرف‌الدین عاملی
سید عبدالحسین شرف‌الدین موسوی عاملی در سال ۱۲۹۰ق در کاظمین به‌جهان آمد. نسب وی با ۳۱ واسطه به ابراهیم المرتضی، فرزند امام کاظم (ع) میرسد. او دارنده تألیفاتی نظیر کتاب المراجعات میباشد. شرف‌الدین در سال ۱۳۷۷ق درگذشت و در نجف در کنار آرامگاه استادش سید محمدکاظم یزدی در مسجد عمران بن شاهین در مقبره امام علی(ع) به خاک امانت رزرو مسجد سجاد مشهد شد.[۱]

علت تألیف
شرف‌الدین، این کتاب را در جواب به فردی نوشته که از او سؤال نموده است: «آیا شیعه برهان قانع کننده‏‌ای برای معارضان خویش درباره برتری حضرت فاطمه (س) بر سایرافراد دارااست؟» مؤلف در جواب، کتاب الکلمة الغراء‌ آدرس مسجد سجاد مشهد را می‌نویسد.[۲]

محتوا
مؤلف درباره منزلت و مقام فاطمه زهرا (س) به چهار آیه مباهله، پاک سازی، مودت و آیاتی از سوره هل اتی دلیل کرده و آن‌گاه احادیثی از نبی خداوند (ص) درباره فضیلت ها حضرت زهرا(س) آورده‌میباشد. از‌آنجا‌که پرسش کننده از مؤلف منظور تا دلایلی معاند‌پسند ارائه نماید، او فقط از منابع اهل سنت سود کرده و به آن‌ها برهان شماره تلفن مسجد سجاد مشهد کرده‌میباشد.

در نقطه پايان کتاب، نوشته‌ی علمی‌ای از شرف‌الدین درباره حضرت زینب(س) نوشته شده که در جواب جمع‌ای از ایرانیان میباشد. در سال ۱۳۳۴ق که ایرانیان، بارگاه حضرت زینب(س) را ساخته و خواستند آن را نصب نمایند، از این فقید گران قدر درخواست کردند به مناسبت این مراسم تاریخی، نوشته‌ی علمی‌ای درباره حضرت زینب بنگارد و وی اینگونه کرد. ولی این نوشته، مشابه یک خطابه میباشد و از صورت نوشته‌ی علمی علمی و استدلالی بیرون میباشد.[۳]

ابواب کتاب
مقاله اولیه مشمول:

فصل نخستین: در ذکر برهان به آیه مباهله
فصل دوم: در ذکر برهان به آیه پاکسازی
فصل سوم: در ذکر برهان به آیه مودت
فصل چهارم: در ذکر ادله به آیه ابرار
مقاله دوم مشتمل بر:

دلالت سخنان گهربار نبی آفریدگار (ص) درباره فضائل حضرت زهرا(س).[۴]
منابع کتاب
مصادر و منابعی که شرف الدین از آن ها سود کرده، حدود ۱۰۰ کتاب میباشد که بعضی از آنان عبارتند از الآحاد و المثانی‏، إتحاف السائل‏، أسباب النزول‏ واحدی، أسد الغابة، الاستیعاب‏ ابن عبدالبر، تعبیر و تفسیر بیضاوی، تعبیر قرطبی، شواهد التنزیل، ینابیع المودة، المستدرک علی الصحیحین، تذکرة الحفاظ و الإصابة.[۵]

ورژن‌ها و چاپ‌ها
براساس گزارش تهرانی در الذریعه این کتاب یار کتاب الفصول المهمه در سال ۱۳۴۷ق و سپس در نجف چاپ گردیده‌است. [۶] هم اینگونه به گویش فارسی با تیتر آیه‌های فاطمی به وسیله محمد صفری ترجمه و از سوی انتشارات روش نیک در سال۱۳۹۸ش. چاپ و منتشر گردیده‌است.[۷] [۸] متن عربی کتاب نیز به وسیله محمد رضا مامقانی پژوهش و به وسیله انتشارات استدلال ما در قم سال ۱۳۸۸شمسی منتشر گردیده است.[۹]متفحص زیرا ورژن‌ی خطی از کتاب و نیز ورژن قابل اتکا و تصحیح گردیده‌ای نیافته برای تفحصِ و رویا رویی کتاب به سه ورژن چاپ گردیده بوسیله دارالزهر بیروت (فارغ از تاریخ) و مکتبه نینوی در تهران(سوای تاریخ) و ورژن‌ای از چاپ دارالامام للنشر والدراسات العلمیه، بیروت ۱۴۱۶ق. اتکا نموده است. [۱۰]

پانویس

بازدید : 17
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 12:14

(۱۲۸۸-۱۳۷۲ق)، ادیب و شعر سرا و تالیف کننده. عبدالحسین در نوجوانی به یاد دادن ادبیات و علم ها اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۲۰ق /۱۹۰۳م به بهاییان پیوست. آن‌گاه از جامعه مسلمان ها رانده شد و حدود ۱۸ سال به سیاحت و تبلیغ بهاییت پرداخت. آیتی، سفری به اروپا کرد و در آنجا به فسخ‌بودن ادعای سران بهاییت بر طبق پیوستن عموم اروپا به‌این مذهب پی پیروزی. وی بعد این مذهب را سوراخ کرد. آیتی در سال ۱۳۵۸ق (۱۹۳۹م) به یزد رجوع و برگشت و به درس دادن در متوسطه‌ها درگیر شد و آخر و عاقبت در به عبارتی شهر درگذشت. ضیایی، آواره و آیتی، تخلص‌های شعری وی در زمانه‏‌های مختلف معاش‏‌اش بوده میباشد. کتاب سه جلدی کشف الحیل در عیب گیری فریب‌کاری‌های سران بهاییت، از اثرها مسجد سجاد مشهد اوست.


عبدالحسین آیتی بافقی یزدی (۱۲۸۸-۱۳۷۲ق / ۱۸۷۱-۱۹۵۳م)، ادیب ، شعر سرا و مولف، در تفت از توابع یزد، در خانواده‌ای شیخ، زاده شد. پدرش روحانی محمد، دارای شهرت به حاج آخوند تفتی، از ائمه جماعات و واعظان یزد، در محل تولد خود مرجع کارها مذهبی بود. وی در نوجوانی به خرقه روحانیت درآمد و به تعلیم ادبیات و علم ها اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۰۳ق /۱۸۸۶م به یزد رفت و در مکتب خانِ گران قدر به علم آموزی مقدمات خاطر نشان کرد. آیتی در سال ۱۳۰۵ق (۱۸۸۸م) به عتبات عالیات مسافرت کرد و به یادگرفتن فقه و اصول پرداخت. وی 1‌سال آنگاه پدرش درگذشت و به محل تولد خود رجوع و در سال ۱۳۱۱ق (۱۸۹۴م) به مکان بابا جلسه و به امامت جماعت و وعظ پرداخت. آیتی در وقار فارسی صاحب و مالک قریحه بود و از سال‌های نوجوانی شعر می‌سرود و «ضیایی‌» تخلص رزرو مسجد سجاد مشهد میکرد.

مثال‌ای از اشعار وی این رباعی در رد بهائیت میباشد، آیتی در سال ۱۳۲۰ق (۱۹۰۳م) به بهاییان پیوست. بعد از جامعه مسلمانها رانده شد و نسبتاًً ۱۸ سال به سیاحت و تبلیغ بهاییت پرداخت. در اوایل همین زمان، کتاب «الکواکب الدریة فی مآثر البهائیة» را درباره تاریخ پیدایش این مذهب نوشت.[۲]تهرانی در الذریعه به نادرست این کتاب را در رد بهائیت دانسته آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد. [۳]

آیتی در سال جاری‌ها همچنان شعر هم می‌سرود و به امر عبدالبهاء، رهبر بهاییان، تخلص خویش را به «آواره‌» تغییر و تحول اعطا کرد. در سال‌های انتها معاش عبدالبهاء زمان ۳ ماه در حیفا مهمان او بود و با آنکه درین بازه زمانی، به اعتراف خودش بطلان دعوی بهاییان را دریافته بود،[۴] از سوراخ این مذهب دوری کرد. بعداز مرگ عبدالبهاء (۱۳۴۰ق / ۱۹۲۲م)، آیتی سفری به اروپا کرد و در آنجا به فسخ‌بودن ادعای سران بهائیت، دایر بر اینکه بخش اعظمی از عموم اروپا به‌این مذهب گرویده‌اند، پی پیروزی. بعد مانند جمعی دیگر از فریب‌خوردگان، این مذهب را سوراخ کرد و تألیف کشف الحیل را درباره فریبکاری‌های سران بهائیت شروع کرد.این کتاب فارسی و به لهجه بی آلایش و قابل درک برای عوام میباشد[۵] او در سال ۱۳۴۸ق /۱۹۲۹م در طهران مقیم شد و به سرویس وزارت معارف درآمد و به درس دادن در عصر دبیرستان شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پرداخت.

او آنگاه به پژوهش ها ادبی روی آورد و در سال ۱۳۰۸ش، نشریه‌ای ادبی-انتقادی به اسم نمکدان تأسیس کرد که تا چندسال به‌طور نامنظم منتشر می شد. در‌این زمانه با تخلص نو «آیتی‌» همچنان شعر می‌سرود.عبدالحسین آواره بعداز طرد از بهائیت اسم خانوادگی خود را از آواره به آیتی تغییر تحول اعطا کرد تا آیت و نماد ای برای دیگر بهائیان ما‌نده در‌این فرقه باشد.[۶]

او در سال ۱۳۵۸ق /۱۹۳۹م به یزد منتقل و به درس دادن در متوسطه‌ها درگیر شد و سرنوشت در به عبارتی شهر در سال ۱۳۳۲ش درگذشت و در گورستان جدید قم به خاک ودیعه شد.[۷]

تألیفات
اثر ها ذیل از وی بر مکان باقیمانده میباشد:

آتشکده یزدان (تاریخ یزد)، یزد، ۱۳۵۷ق /۱۹۳۸م
اشعه حیات (شعر)، یزد، ۱۳۲۸ش
انشاء خوب، تبریز، ۱۳۱۱ش
تاریخ فلسفه، طهران، ۱۳۱۲ش
کامل شدن کتاب کشف الحیل و ذکر الحق، طهران
چکامه خنجر (شعر)
خردنامه (شعر)، استانبول
طریق کتابت یا این که مسئله‌نویسی، طهران
سه عروسی (ماجرا)، طهران، ۱۳۱۲ش
سه فراری (ماجرا)، طهران، ۱۳۰۶ش
سه گمشده (قصه)، طهران، ۱۳۰۶ش (۳ کتاب اخیر ترجمه سیاحت‌طومار پزشک معالج ژاک آمریکایی میباشد)
ضمیمه کشف الحیل (جواب به نوشته‌علمی عبدالله رازی)، طهران، ۱۳۰۷ش
فرهنگ و تمدن آیتی، طهران، ۱۳۱۴ش
قصیده قرآنیه یا این که آوا روحی (شعر)، طهران
کتاب نَبی (ترجمه فارسی قرآن در ۳ جلد)، یزد ۱۳۲۴-۱۳۲۶ش
کشف الحیل (در افشای فرقه‌های بهاییان، در ۳ جلد)، طهران، ۱۳۰۷ش (این کتاب بعد ها مکرر به چاپ رسیده میباشد)
الکواکب الدریة فی مآثر البهائیة (در تاریخ بهائیت)، قاهره،۱۳۴۲ق /۱۹۲۴م
گفتار آیتی، طهران، ۱۳۴۷ق /۱۹۲۹م
ملکه عقل و عفریت جهل، طهران، ۱۳۱۲ش
نغمه دل (شعر)، طهران
هوگوی اهل ایران، (اولیه پرواز انسان)، یزد، ۱۳۲۱ش
پانویس
https://www.baha9.ir/?p=3824
کواکب الدریة فی مآثر البهائیة (در تاریخ بهائیت)، قاهره، ۱۳۴۲ق.
تهرانی، الذریعه،۱۴۰۸ق، ج۹، ص۱۲.
آیتی، «تفصیل احوالی...»، ص ۲۱۳-۲۱۶.
تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۱۸، ص۳۳.

بازدید : 19
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 12:10

(شهیدشدن ۳۷ق در مبارزه صفین) صحابی نبی(ص) و از یاران امام علی(ع). او قبل از اسلام نیز دیندار بوده میباشد. وی در بیعت عقبه و نبرد‌های بدر، احد، خندق و موته حضور داشت.ابوالهیثم، بعداز رحلت نبی(ص) از معارضان خلافت ابوبکر بود و بعداز قتل عثمان، با حضرت علی(ع) بیعت نمود. او عاقبت در نزاع صفین به شهید شدن رسید. امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه از نداشتن یارانی زیرا وی اظهار تأسف مسجد امین مشهد نموده است.

اسم و نسب
مشهورترین اسم وی صاحب میباشد.[۱] بعضی اسم پدرش را صاحب و لقبش را تیهان بیان کرده و برخی تیهان را اسم بابا وی دانسته‌اند.[۲]

نسب وی چندان پر‌نور وجود ندارد و به طور‌های گوناگونی نقل شد‌ه‌است. در بیشتر منابع از تیره بنی زعور از بنی عبدالاشهل از خاندان اوس دانسته گردیده‌است.[۳] بعضا او‌را از بلی بن صاحب از تیره قضاعه و حلیف بن عبدالاشهل می دانند.[۴]

اخوی او عبید یا این که عتیک در نزاع بدر در صف مسلمان ها جنگید[۵] و در احد به شهیدشدن رسید.[۶] بعضی ابوالهیثم را با وی خلط کرده‌اند.[۷]

همسر وی ملیکه بنت راحت بن زید بن عامر بن عمرو بن جُشْم بود که اسلام آورد و با فرستاده معبود بیعت کرد و ابن‌تیهان از وی مالک فرزند شد.[۸]

قبل از اسلام
وی قبل از اسلام اهلِ توحید و یگانه‌پرست بود[۹] و در دورۀ نادانی از بت‌ها بیزاری می‌جست.[۱۰]

در بعد از ظهر نبی(ص)
وی و اسعد بن زراره، اولیه اشخاصی از انصار بودند که اسلام آوردند[۱۱] و جز آن تیم از انصار بود که در دو بیعت عقبه با رسول(ص) دست کمک دادند.[۱۲]

همینطور از نقبای دوازده‌گانه‌ای میباشد که از فی مابین بیعت کنندگان برای تکثیر اسلام برگزیده شدند.[۱۳]

او در نزاع‌های بدر، احد، خندق، موته و دیگر غزوه‌ها در رکاب فرستاده(ص) حضور یافت.[۱۴] و بعد از شهید شدن عبدالله بن رواحه در نبرد موته، نبی(ص) ابوالهیثم را به مکان وی به فعالیت سنجش کالا خرمای خیبر و تأدیه سهم یهودیان از آن فرآورده برگزید.[۱۵]

بعداز سفر، فرستاده(ص) در میان ابن‌تیهان و عثمان بن مظعون، قسم برادری برقرار کرد.[۱۶]

ابوالهیثم از رسول(ص) حدیث نقل نموده است[۱۷]

در بعد از ظهر خلفای سه گانه
او بعد از رحلت فرستاده اکرم(ص) از معارضان خلافت ابوبکر بوده[۱۸] و درخواست او‌را مبتنی بر ادامه مأموریتی که نبی(ص) در سنجش متاع رطب به وی ودیعه بود نپذیرفت.[۱۹]

از فضل و ادب بن شاذان نقل گردیده‌است که ابن‌تیهان از اول افرادی بود که [بعداز درگذشت نبی(ص)] به‌سوی امام علی(ع) برگشتند.[۲۰]

زمانی قدمت، در طی خلافت خویش حکم به تبعید یهودیان خیبر بخشید، ابن‌تیهان و یک‌سری بدن دیگر را برای ارزش‌گذاری بودجه‌هایشان و مثلا فدک نزد آن ها ارسال کرد.[۲۱]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 23
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 12:11

(شهید شدن ۶۵ق) رهبر قیام توابین و از بزرگان کوفه، صحابی حضرت محمد(ص) و از شیعه‌ها امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. سلیمان بن صرد در بعضا نبرد‌ها در رکاب امیرمؤمنان(ع) جنگید. او در روزگار امام حسن(ع) با صلح امام حسن با معاویه مخالف بود. اول طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) به رهبری وی نوشته شد، با این هم اکنون خویش وی در جنگ کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در اتفاق کربلا مسجد سجاد مشهد برشمرده‌اند.

بعداز شهیدشدن حسین بن علی(ع)، رهبری قیام توابین را در سال ۶۵ قمری بر ذمه داشت. این قیام به خونخواهی امام حسین(ع) صورت گرفت و سلیمان در آن به شهید شدن رسید. معاش‌طومار، سلیمان بن صرد در مکه متولد شد. در منابع تاریخی هر یک‌سری به تاریخ مجال تولد او اشاره نشده میباشد، البته زیرا اورده شده که او در هنگام شهیدشدن در سال ۶۵ق، ۹۳ ساله بوده،[۱] می‌قدرت اظهار کرد او پنج سال پیش از بعثت به جهان آمده میباشد. اسم پدرش «‌جون‌» بود و در نسبتش به فامیل خزاعه هیچ اختلافی وجود رزرو مسجد سجاد مشهد ندارد.[۲]

اسم او در بعدازظهر نا آگاهی «‌یسار‌» بود که فرستاده(ص) نامش را بعداز مسلمان شدن به «‌سلیمان‌» تغییر و تحول بخشید. لقب او را «‌ابو مُطَرّف‌» گفته‌اند.[۳]شیعه و اهل‌سنت او‌را ستوده‌اند. او پیرمردی نیک، عبادت کننده، فاضل و دارنده مکانت و جایگاه ویژه دربین خویشان خود بود و قوم خزاعه از وی اطاعت آدرس مسجد سجاد مشهد می کرد.[۴] [۵]

ملازمت با فرستاده(ص)، ادب بن شاذان او را از تابعین میداند و منابع اهل سنت او را از اصحاب نبی(ص) به شمار آورده‌اند. روحانی طوسی نیز او را در شمار اصحاب رسول بیان نموده است[۶] آیت الله خوئی گفته میباشد احتمالا روحانی طوسی این صحبت را از کتاب ها اهل‌سنت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد گرفته باشد.[۷]

ملازمت با علی(ع)
بعداز تأسیس شهر کوفه در طی خلیفه دوم، سلیمان بن صرد جزو او‌لین عده ای بود که درین شهر سکونت کرد و در محله خُزاعه سکونت کرد.[۸] سلیمان، با خلافت امام علی(ع) به همپا بخش اعظمی از بزرگان شیعه با وی بیعت کرد.[۹] سازه بر طومار‌ای که از سوی امیرمؤمنان(ع) برای وی درج شده، او نماینده امام(ع) در حوزه‌ جبل بوده میباشد.[۱۰] وی در نزاع‌های امام علی(ع) کمپانی کرد و در پیکار صفین در رکاب امام(ع) جنگید و فرماندهی میمنه سپاه را بر ذمه گرفت.[۱۱] درین نبرد، «‌حوشَب‌» سرور یمانیان در سپاه معاویه با چاقو وی از پای درآمد.[۱۲]

برخی گفته‌اند سلیمان در نزاع جمل کمپانی نکرد و علی(ع) اورا شماتت کرد.[۱۳] هرچند این مقاله در کتاب ها تاریخی در گیر شک و تردید گردیده، البته خویی احتمال داده میباشد که عدم کمپانی او یا این که به خیال فرمان امیر المومنین بوده و یا این که عذری موجه داشته میباشد.[۱۴]

اعتراض به صلح امام حسن (ع)
گزارش مورّخان، حکایت از دیدار سلیمان با امام حسن(ع) بعداز جریان صلح با معاویه داراست که او با انکار این بیعت، به امام(ع) اعتراض می‌نماید.[۱۵] امام حسن(ع) در پاسخ او می گوید: شما شیعه و دوستدار ما میباشید... معبود گواه میباشد آن چه اینجانب ایفا دادم در جهت محافظت خون‌هاست. پس راضی به قضای معبود باشید.[۱۶] او در دیداری با امام حسین(ع) نیز، این مسأله را عرضه میدارد و امام(ع) بر پایبندی به صلح تا مرگ معاویه تأکید می‌نماید.[۱۷]

عصر امام حسین(ع)
سلیمان بن صرد بعد از مرگ معاویه عموم را به بیعت و کمک رساندن به امام حسین(ع) تشویق کرد؛ ولی خویش وی در رخداد کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در اتفاق کربلا برشمرده‌اند.

طومار به حسین بن علی(ع)
در‌پی مرگ معاویه و عدم بیعت حسین بن علی(ع) با یزید، شیعه ها در خانه سلیمان بن صرد اجتماع کردند و برای بیعت با امام حسین(ع) به او دو طومار نوشتند.[۱۸] سلیمان درین دیدار ذکر کرد: معاویه به نابودی رسیده و حسین به سوی مکه رهسپار شد‌ه‌است؛ شما شیعه ها وی و درپی بابا وی میباشید؛ پس اورا امداد رسانید و با دشمنانش بجنگید.[۱۹]

عدم حضور در رخداد عاشورا
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: اتفاق عاشورا
سلیمان در اتفاق عاشورا حضور نداشت. درباره انگیزه حاضر نشدن وی در کربلا گزارش‌های صریحی در منابع تاریخی نیست و گمانه‌های متفاوتی از سوی نویسندگان و محققان مطرح شد‌ه‌است. برخی بر آنند که سلیمان همپا با جمع دیگری از بزرگان شیعه به امر عبیدالله بن زیاد زندانی گردیده بود، ولی در منابع تاریخی گزارشی درین باب نیست.[۲۰]

برخی دیگر از محققان با اشاره به در دست گرفتن و رسیدگی شدیدی که ابن زیاد بر کوفیان و نیز بر طرق خروج از کوفه جاری ساختن کرده بود، قابلیت و امکان حضور سلیمان بن صرد و دیگر شیعه‌ها کوفه را در کربلا نا ممکن دانسته‌اند[۲۱] با این حالا بعضی دیگر با اشاره به تعداد اندکی از شیعه ها که خویش را به کربلا رسانده و به امام پیوستند، این برهان را قانع‌کننده نمی‌دانند.[۲۲] [۲۳]

تیم دیگری از محققان، سستی کوفیان به عنوان مثال سلیمان بن صرد، را برهان مهم نپیوستن آن ها به امام حسین در کربلا دانسته‌اند. اعتراف سلیمان و بقیه کوفیان به گناهشان در کمک نکردن امام و راه اندازی قیام توابین از دلایل تقویت این لحاظ میباشد.[۲۴] [۲۵]

بر این شالوده برخی نویسندگان، سلیمان بن صرد و بقیه کوفیان را شیعیانی متزلزل و با رفتاری دوگانه دانسته‌اند.[۲۶] همینطور این حیث را با عنوان کردن سوابق مخالفت سلیمان بن صرد با امام علی(ع) و امام حسن(ع) تقویت می‌نمایند.[۲۷] برخی از منابع قدیمی نیز به روحیه شکاک و تردیدهای سلیمان بن صرد در ماجرای عاشورا اشاره کرده‌اند.[۲۸]

بازدید : 20
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 12:04

که در اتفاق کربلا حضور داشت و یار با کاروان اسرا به شام برده شد و در شام درگذشت. زیارتگاهی در دمشق به او منسوب میباشد. درباره اینکه آیا امام حسین(ع) اینگونه دختری داشته میباشد یا این که خیر و نیز درباره اسم، کیفیت وفات و مزار منسوب به او اختلاف‌لحاظ وجود مسجد امین مشهد دارااست.

اسم و نسب
رقیه فرزند امام حسین(ع) امام سوم شیعه ها میباشد. اسم مامان وی در منابع نیامده میباشد. در بعضا گزارش‌های نسب‌شناسی دربین دختران امام حسین(ع) ذکر شده گردیده‌است. ابن فُندُق بیهقی(م ۵۶۵ق) از نسب‌شناسان پر اسم و رسم قرن ششم قمری، در کتاب لباب الانساب برای امام حسین(ع) چهار دختر با اسم‌های فاطمه، سکینه، زینب و ام کلثوم اسم می برد و میافزاید زینب و ام کلثوم در کودکی از عالم رفتند.[۱] البته در مکان دیگری می‌نویسد: از فرزندان امام حسین(ع)، جز زین العابدین، فاطمه، سکینه و رقیه باقی نماندند.[۲] محمد بن طلحه شافعی (م ۶۵۲ ق) دختران امام را چهار بدن دانسته و صرفا از زینب، سکینه و فاطمه ذکر شده‌میباشد و اسم دختر چهارم را بیان نکرده میباشد.[۳] نجم الدین طبسی از گزارش ابن فندق(درگذشت:۵۶۵ق) و مطالب السئول بدین فیض رسیده که اسم دختر چهارم امام حسین(ع) رقیه و لقب وی ام‌کلثوم میباشد.[۴]

اورده شده منابع دیرین و معتبری که اسم فرزندان امام حسین(ع) را شمرده‌اند، دختری به اسم رقیه برای امام بیان نکرده‌اند و فقط به دو دختر به اسم سکینه و فاطمه اشاره کرده‌اند.[۵] برای مثال روضه خوان اثر گذار صرفا سکینه و فاطمه را تحت عنوان دختران امام حسین(ع) بیان نموده است.[۶]

بعضا از منابع متأخر، رقیه را کنیه[۷] و نامش را زینب[۸] یا این که فاطمه[۹] دانسته‌اند
حضور در کربلا
در منابع به حضور او در کربلا تصریح نشده میباشد. در برخی ورژن‌های کتاب الملهوف که از امام حسین(ع) جملاتی به باقیماندگان خویش گزارش گردیده از رقیه ذکر شده شد‌ه‌است؛ البته اشاره نشده که رقیه دختر امام حسین میباشد.[۱۰].[یادداشت ۱] نجم الدین طبسی، با استناد بدین پاراگراف درصدد ثابت وجود رقیه دختر امام حسین برآمده میباشد؛ البته این احتمال را نیز بیان کرده‌ میباشد که خواسته از رقیه، رقیه دختر امام علی(ع) باشد. از لحاظ او، دستکم هر دو گزینه محتمل میباشد.[۱۱] به خصوص اینکه نام رقیه، در کنار دیگر خواهران امام حسین(ع) مانند ام کلثوم و زینب آمده و در بعضی از ورژن‌های کتاب لهوف نیز این عبارت وجود ندارد.[۱۲]

در ینابیع الموده با مقداری تفاوت در همین عبارت اسم رقیه در کنار اسم دختران دیگر امام حسین(ع) آمده میباشد
ماجرای درگذشت
بیان شده میباشد دختری سه یا این که چهار ساله یار اسیران کربلا در شام بوده میباشد. وی شبی بابا را در خواب رویت کرد وقتی که از خواب بیدار شد، بسیار زاری و بی‌تابی می کرد و پدرش را می‌خواست. یزید با شنیدن صدای ناله وی، امرکرد راز امام حسین را نزد وی ببرند. این دختر با دیدن این چشم انداز غم‌اش بیشتر شد و به منجر همین اندوه درگذشت.
در منابع گزارش‌هایی از کیفیت وفات دختری منسوب به امام حسین(ع) در شام وجود داراست، این گزارش‌ها چندان هماهنگ نیستند.

بیان شده اول منبعی که ماجرای شهیدشدن دختر خردسالی از امام حسین(ع) را در شام مطرح نموده است، بی نقص بهایی نوشته عمادالدین طبری(۷۰۰ق) میباشد.[یادداشت ۲] [۱۶] طبری اسم دختر را بیان نکرده میباشد؛ سن اورا چهار سال و وفات اورا تعدادی روز بعد از دیدن رمز بابا در منزل یزید گزارش نموده است.[۱۷]
ملا حسین کاشفی (درگذشت ۹۱۰ق) محل واقعه را کوشْک (کاخ) یزید و مجال آن را روز دیدن راز بریده بیان نموده است.[۱۸]
فخرالدین طُریحی (درگذشت ۱۰۸۵ ق)؛ در کتاب منتخب طریحی اول کسی میباشد که بچه را سه ساله و سخنانی از وی خطاب به بابا گزارش نموده است.[۱۹]
محمدحسین ارجستانی در اواخر قرن سیزدهم قمری، اسم بچه را زُبَیْده، سن او‌را سه سال، محلّ اتفاق را خرابه شام گزارش نموده است.[۲۰] ارجستانی قبل از بیان این واقعه، به حضور دختری از امام حسین(ع) به اسم رقیه در شام خاطر نموده است.[۲۱]
محمدجواد یزدی در اوایل قرن چهاردهم، محل رخداد را خرابه شام دانسته میباشد و گفته اسم وی زُبَیده یا این که رُقَیه یا این که زینب یا این که سُکَیْنَه و یا این که فاطمه بوده میباشد.[۲۲]
سید محمدعلی فرمانروا‌عبدالعظیمی (م ۱۳۳۴ق)، برای اولیه توشه، اسم نوپا را رقیه و سنّ اورا سه سال آورده میباشد.[۲۳] [یادداشت ۳]
روضه خوان عباس قمی(درگذشت ۱۳۵۹ق) در کتاب منتهی الآمال این داستان را از بی نقص بهائی را نقل نموده است و نامی از آن دختر چهارساله نبرده میباشد.[۲۴]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه