loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 27
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:27


مبلغان قانونی تشیع
نواب شجاع‌الدوله با وجود نبرد‌های بسیار، به فرمان تبلیغ تشیع دقت ویژه‌ای داشت و بیشتراز ۲۴ مبلغ اهل ایران و عراقی زیرنظر مفتی میر‌محمد‌حسین نیشابوری در بخش ها متفاوت اوده تبلیغ تشیع را اجرا می‌دادند[۵۰] و حقوق و دستمزد کل آنان از بانک حکومت پرداخت مسجد سجاد مشهد میشد.[۵۱]

وضع سیاسی
نوابان اوده کلاً ۱۴۲ سال بر مرزو بوم اوده در شمال شبه‌مجموعه کشور ها هند حکومت کردند. زمان حکومت آن ها از روزگار امپراتوری گورکانی تا حکومت استعماری بریتانیا در هند، شاهد فراز و نشیب اکثری بود که می‌اقتدار آن را به چندین عصر تقسیم رزرو مسجد سجاد مشهد کرد.

نقطع ی عطف اقتدار سیاسی و اعلام خودمختاری
از مجال نواب بهروزی‌خان او‌لین قاضی اوده تا نواب شجاع‌الدوله نقط ی اوج اقتدار سیاسی حکومت اوده بود. بعداز نزاع بَکسَر که به ناکامی نواب شجاع‌الدوله از نیروهای استعماری بریتانیا انجامید،[۵۲] طبق معاهده‌ای شجاع‌الدوله ابقا شد، البته با این وجود تا فرصت نواب آصف‌الدوله نقطع ی عطف شکوه و عظمت حکومت بود؛ هرچند قسمت‌هایی مثلا جونپور و غازی‌پور پایین تصرف دولت بریتانیا آدرس مسجد سجاد مشهد درآمد.[۵۳]

افول اقتدار و دخالت استعمار
پس از آصف‌الدوله، روشن بختی‌علی‌خان به توان رسید و در توافقی نیمی از قلمرو گذشته حکومت اوده را به استعمار بریتانیا در هند واگذار کرد؛[۵۴] برای مثال بخش ها روهیلکند و اعظم‌گر و اله‌آباد.[۵۵] با این حالا، نواب غازی‌الدین، بعداز به اقتدار وصال، اعلام استقلال کرد.[۵۶] با این اکنون اورده شده که‌این اعلام استقلال، تشریفاتی و با اذن دولت استعماری بریتانیا در هند بوده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد.[۵۷]

بیان شده که با دخالت تدریجی نیروهای انگلیسی و تصرف قلمرو اوده، به تدریج از توان نوابان اوده کاسته شد، و در طول نواب محمد‌علی‌پاد شاه که با دخالت انگلیس به توان رسیده بود،[۵۸] طی معاهده‌ای، اختیارات استعمارگران ارتقا یافت، تا آنجا که در قلمرو اوده نیز اذن حضور نظامی پیدا کردند.[۵۹]

برکنار پاد شاه و تصرف قلمرو بوسیله حکومت بریتانیا
آخر و عاقبت پس از اخطارهای گوناگون حکومت انگلیس درباره وجود ظلم و آشوب در قلمرو اوده، و همینطور انذار به تصرف قلمرو اوده،[۶۰] در سال ۱۸۵۶م، واجدعلی‌پاد شاه، واپسین نواب، به انگیزه عدم کفایت سیاسی برکنار شد،[۶۱] نیروهای استعماری وارد شهر لکهنو شدند و حکم برکنار نواب به وی ارسال شد.[۶۲]

پانویس
پرساد، بوستان اوده، ۱۸۸۱م، ص۵.
پرساد، بوستان اوده، ۱۸۸۱م، ص۵.
حیدر حسنی، سوانحات سلاطین اوده، ۲۰۰۹م، ص۶۵؛ نجم‌الغنی‌خان، تاریخ اوده، ۱۹۱۹م، ج۱، ص۳۶.
صولت، ملت اسلامیہ کی مختصر تاریخ، ۲۰۱۴م، ج۲، ص۳۷۸.
صولت، ملت اسلامیہ کی مختصر تاریخ، ۲۰۱۴م، ج۱، ص۳۷۹؛ کاظمی، «وضاحتی نوٹ»، در سوانحات سلاطین اودھ، ۲۰۰۹م، ج۱، ص۳۷۶؛ شرر، گذشتہ لکھنو، ۱۹۷۱م، ص۹۳؛ نجم الغنی خان، تاریخ اودھ، ۱۹۱۹م، ج۵، ص۲۵۰.
رضوی، «تاریخ سیاسی اوده در هند»، ص۶۳.
ضابط، «نقش علمای مهاجر اهل ایران در اشاعه تشیع در لکهنوی هند»، ص۹۸..
رضوی، «نقش شاهان اوده در بسط تشیع»، ص۵.
رضوی، «نقش شاهان اوده در توسعه تشیع»، ص۵.
رضوی، «نقش شاهان اوده در توسعه و گسترش تشیع»، ص۶.
کاظمی، «وضاحتی نوٹ»، در سوانحات سلاطین اودھ، ۲۰۰۹م، ج۱، ص۲۱۸.
رضوی، «نقش شاهان اوده در توسعه تشیع»، ص۶.

بازدید : 25
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 11:26


عصر بی سر و صدا بیش تر از ده ساله
خویی، بعداز مرجعیت، از سیاست گوشه گرفت.[۵۲] این زمان، با سال‌های حضور امام خمینی در نجف هم زمان بود.[۵۳] بی سروصدا وی در قبال رخدادهای روزگار انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ش ، اعتراضاتی را در کشور‌ایران برانگیخت.[۵۴] حضور فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی در بیت (دفتر کار مرجعیت) وی در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، به‌این اعتراضات دامن زد، خویی در یادداشتی خطاب به برخی علما، این ملاقات را ناگهانی و ناخواسته مسجد امین مشهد دانست.[۵۵]

ملاقات فرح دیبا با خویی

دست‌خط منسوب به آیت‌الله خویی در تکذیب ادعای اهدای انگشتر به فرح پهلوی: «ولی درخصوص مسئله انگشتر کراراً از من سؤال شد و پاسخ داده شد که افتراء محض و اصل ندارد و ان‌شاءالله بلندمرتبه مفترین در روز قیامت به جزای خویش خواهند رسید»
فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی، سلطان جمهوری اسلامی ایران، در ۲۸ آبان ۱۳۵۷ش، به طور همزمان با عید غدیر، به دیدار سید ابوالقاسم خویی رفت.[۵۶] این دیدار در قوانینی شکل گرفت که انقلاب اسلامی عموم جمهوری اسلامی ایران نقطع ی عطف گرفته و سید روح‌الله موسوی خمینی از عراق اخراج گردیده بود.[۵۷] ملاقات فرح دیبا با خویی، موجب شد خویی در محافل انقلابی کشور ایران آیتم نقد قرار گیرد.[۵۸] از همین رو این مرجع تاسی در یادداشتی خطاب به سید راست گو شیخ، علاوه بر تأکید بر ناگهانی و ناخواسته بودن این ملاقات، یادآور شد که درین دیدار، «شدیداً نسبت به حادثه ها ناراحت کننده و فجایعی که در ایران فیس داده، اعتراض نمودیم.»[۵۹] حسین فردوست، از نزدیکان محمدرضا پهلوی، دربارهٔ این دیدار بیان کرد: آیت‌الله سید ابوالقاسم خویی تقاضای ملاقات فرح پهلوی را فارغ از جواب نهاده بود و فرح شخصاً با عفاف و حجاب اسلامی به خانه آیت‌الله خویی می‌رود.[۶۰]

همینطور سید صاحب و مالک خویی، فرزند آیت‌الله خویی در آذر ۱۴۰۲ش طومار‌ای منسوب به پدرش منتشر کرد که در بخشی از این طومار، سید ابوالقاسم خویی اهدای انگشتر به فرح پهلوی را تکذیب می‌نماید. تاریخ مندرج در طومار، ۱۴ جمادی الثانی ۱۴۰۲ق (۲۰ فروددین ماه ۱۳۶۱ش) میباشد.[۶۱]

ملازمت و همراهی با انقلاب اسلامی کشور ایران
خویی بعد از ملاقات فرح دیبا، در حالتی‌که مبارزات عموم کشور‌ایران علیه حکومت پهلوی تشدید گردیده بود، به ملازمت و همراهی با انقلاب اسلامی کشور ایران پرداخت و بعد از آن هم در مفاد متعدد، از کشور‌ایران مدد کرد. او قبل از برد انقلاب، در بیانیه‌ای خطاب به مراجع، علما و ملت جمهوری اسلامی ایران، از عموم خواست که با شجاعت و با نگهداری موازین دینی گام بردارند.[۶۲] خویی بعد از آن در جریان تمامی‌پرسی گزینش نظام جمهوری اسلامی، عموم را به رأی دادن به جمهوری اسلامی فراخواند، از شاگردان خویش خواست تا در کارها انقلاب شرکت کردن نمایند و در نزاع عراق با جمهوری اسلامی ایران، به رغم فشار دولت صدام مطابق پناه از عراق، حکم به تایید صلاحیت استعمال از وجوهات دینی در تأمین الزامات رزمندگان کشور ایران اعطا کرد.[۶۳]

دستگیر در انتفاضه شعبانیه عراق
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: انتفاضه شعبانیه عراق

ملاقات خویی و صدام حسین بعداز سرکوب انتفاضه شعبانیه
ابوالقاسم خویی هیئتی ۹ نفره را برای اداره بخشها زیر لحاظ شیعه ها انتخاب کرد. ناکامی انتفاضه شعبانیه، به حصر خانگی خویی و فشار وسیع حکومت عراق در زمان صدام مواجه شد.[۶۴] سیدابوالقاسم به جهت پناه بدون واسطه از انتفاضه شعبانیه عموم عراق در سال ۱۹۹۱م و گزینش شورای رهبری، بوسیله حزب بعث دستگیر و به بغداد پیامبر شد. بعداز دو روز دستگیر، به تحمیل نزد صدام حسین برده شد و صدام سخنان توهین‌آمیزی خطاب به او ذکر کرد.[۶۵]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 16
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:51


حسن بن علی خاقانی
روحانی حسن در ۱۳۰۰ق متولد شد. ضمن پدرش، نزد روضه خوان الشریعة اصفهانی، آخوند خراسانی و سید محمد کاظم طباطبائی یزدی درس خواند و از سید ابوتراب خوانساری و مهدی مازندرانی اذن ماجرا اخذ کرد.[۱۱] حسن خاقانی در ۱۳۸۱ق درگذشت و در کنار پدرش به خاک مسجد سجاد مشهد امانت شد.

برخی از آثارش:

نجاةالعاملین که رساله عملیه اوست
الدُّرَرُالغرویة فی تفصیل اللمعة الدمشقیة
التحقیقات الحقیقیة فی الاصول العملیة
گستردن مَعالِم الاصول[۱۲]
روحانی محمد خاقانی
روضه خوان محمد در ۱۳۱۵ق در نجف به دنیا آمد و نزد بابا خویش و دیگر بزرگان نجف درس خواند. وی در جریان انقلاب ۱۳۳۸/۱۹۲۰ق عراق بسیار فعال بود و در ۱۳۸۵ق در نجف وفات کرد و در کنار پدرش به خاک ودیعه رزرو مسجد سجاد مشهد شد.

اثرها وی عبارت‌اند از:

غررالفوائد و ثمرالعوائد
محاسن الفوائد و الدُّرر فی بیان القاسم بن موسی بن جعفر[۱۳]
علی خاقانی
علی خاقانی، نوه دختری روحانی علی خاقانی، از ادیبان پر اسم و رسم این قوم میباشد. او فرزند عبدعلی و متولد ۱۳۳۰ق بود. وی که با ادیبان و شاعران مؤانست و مجالست داشت، در ۱۳۶۵ق خبر نامه ادبی اجتماعی البیان را در نجف شالوده‌گذاری کرد که تکثیر آن چهار سال ادامه یافت. آن گاه به بغداد رفت و کتاب‌فروشی البیان را سازه بنیان. او در ۱۳۹۸ وفات آدرس مسجد سجاد مشهد کرد.[۱۴]

تالیفات وی عبارتند از:

شعراءالغَرِی وی النجفیات در تفصیل وضع و اوضاع شاعران نجف
شعراء کربلا وی الحائریات
شعراءالحلّه وی البابِلیات
شعراءالزَّوْراء وی البغدادیات
وفیات الرجال
وَحْی البیان[۱۵]
عبدالمحسن خاقانی
عبدالمحسن در ۱۲۸۹ق در یکی توابع ناصریه در جنوب عراق متولد شد. او با تلف کردن پدرش در کودکی، ذیل سرپرستی جدّش، روضه خوان علی خاقانی قرار شماره تلفن مسجد سجاد مشهد گرفت.

دروس مقدماتی را نزد جد و عموی خویش، محمد خاقانی، فراگرفت. آن‌گاه به خرمشهر رفت و تحصیلات خویش را در مکتب علمیه روضه خوان عیسی خاقانی افزود. وی از عیسی خاقانی، روحانی الشریعه اصفهانی، میرزا محمدحسین نائینی و سیدابوالحسن اصفهانی اذن قصه گرفت و سید شهاب الدین مرعشی نجفی از وی اذن داستان داشت.[۱۶]

عبدالمحسن خاقانی بعداز وفات عیسی خاقانی در ۱۳۳۷ق، به مرجعیت رسید. او که به اخباریان گرایش داشت در ۱۳۴۷ق به منجر دستور به دارای شهرت و نهی از منکر، از جانب حکومت کشور ایران به عراق تبعید شد و بعد از ده ماه به خرمشهر برگشت.

وی در ۱۳۷۲ق در خرمشهر وفات کرد و بعداز تشییع با شکوهی در به عبارتی‌جا به خاک ودیعت شد.[۱۷]

عبدالمنعم خاقانی
عبدالمنعم خاقانی در ۱۳۲۷ق در نجف چشم به جهان گشود و در کودکی یاروهمدم پدرش راهی خرمشهر شد. آن‌گاه برای علم آموزی در علم ها فقهی به نجف رجوع و نزد محمدجواد بلاغی و |سیدابوالقاسم خویی درس خواند. بعداز آن به آبادان رفت و خلال درس دادن، ذمه ‌دار کارها فقاهتی عموم شد.

عبدالمنعم خاقانی پس از شروع نزاع عراق با کشور‌ایران، به قم مسافرت کرد و در ۱۳۶۴ش در قم درگذشت.[۱۸]

بازدید : 30
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 15:50


حالت شیعه‌ها بعداز شهید شدن امام عسکری(ع)
شیعه ها بعداز وفات امام یازدهم به‌استدلال ناآشنایی با امام فرصت خویش، در شرایط نابسامانی قرار گرفتند و بنابر گزارش‌ها، بخش اعظمی از شیعه‌ها عراق و دربین‌النهرین سردرگم شدند.[۹۸] برای مثال، شیعه‌ها شخصی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند امام یازدهم بررسی کند؛ به این دلیل‌که شنیده بودند فرزند امام حسن عسکری(ع) بوسیله پدرش به مدینه رسول گردیده است.[۹۹] همینطور نقل گردیده‌است که احمد بن آسان بلخی، از عالمان عصر غایب بودن صغری در جستجوی امام خویش، از خراسان به عراق رفت و یکسری سالی در آنجا در جستجوی مسجد سجاد مشهد امام بود.[۱۰۰]

در منزل امام عسکری(ع) هم دودستگی افتاده بود؛ به دلیل آن که حُدیث مامان امام عسکری و حکیمه عمه او، از امامت فرزند امام عسکری هواداری می‌کردند، البته صرفا خواهر امام عسکری از جعفر کذاب مدد می کرد.[۱۰۱] چالش رهبری درین عصر چنان هنگفت بود که حتی توده‌ای از شیعه‌ها امامی، از مذهب خویش دست برداشته و به بقیه فرقه‌های شیعه و غیرشیعه پیوستند؛[۱۰۲] مجموعه‌ای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و او‌را مهدی دانستند و گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی(ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند[۱۰۳] و گروهی گرانقدر جعفر را اما م رزرو مسجد سجاد مشهد دانستند.[۱۰۴]
روضه خوان اثرگذار بعداز نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، تالیف کننده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقه‌های چهارده‌گانه‌ای که بعداز وفات امام حسن عسکری(ع) به وجود آمدند، میگوید: «از این فرقه‌هایی که از آن‌ها خاطر کردیم، در حین ما، یعنی در سال ۳۷۳ق، هیچ فرقه‌ای غیر از امامیه دوازده امامی باقی نمانده میباشد؛ یعنی افرادی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به اسم نبی آفریدگار(ص) نامیده می گردد، پذیرفته و به حیات و بقای وی تا روزی که با خنجر قیام نماید، اعتقاد آدرس مسجد سجاد مشهد دارا‌هستند.[۱۰۵][یادداشت ۱]

نقش توقیعات در ثبت تشیع
نوشته ی علمیٔ مهم: توقیعات امام مهدی(عج)
بعد از وفات امام حسن عسکری و استارت امامت امام دوازدهم، توقیعاتی از سوی امام مجال(عج) صادر شد که بعضی از آنان به ثابت امامت خویش مربوط میشد؛ استدلالی که امام مجال(عج) در‌این توقیعات، برای ثابت امامت خود مطرح کرده، تأکید بر استمرار رویه هدایت الهی از فرصت حضرت انسان تا مجال امام حسن عسکری(ع) و خالی نبودن زمین از حجت الهی میباشد.[۱۰۶] او همینطور سه میزان برای تشخیص امام از مدعیان امامت معرفی نموده است: عصمت و طهارت، دانش و شماره تلفن مسجد سجاد مشهد تأیید الهی.[۱۰۷]

توقیع امام دوازدهم در جواب به سؤال ابن‌ابی‌غانم قزوینی و گروهی از شیعه ها راجع به جانشین امام حسن عسکری(ع)،[۱۰۸] و توقیع دیگری خطاب به محمد بن ابراهیم بن مهزیار[۱۰۹] از این موردها میباشد.

غایب بودن صغری
نوشته‌علمی‌های مهم: غایب بودن صغرا و نواب اربعه
به‌گفته روحانی اثر گذار (متوفای ۴۱۳ق) در کتاب الإرشاد،[۱۱۰] و طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) در کتاب إعلام الوری[۱۱۱] غایب بودن صغری با به دنیا آمدن امام فرصت در سال ۲۵۵ هجری قمری آغاز گردیده و بر این شالوده برهه زمانی آن ۷۴ سال بوده میباشد، البته سید محمد صدر در کتاب تاریخ الغیبة الصغری، شروع غایب بودن را از وفات امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ قمری خوانده که در این‌حالت ارتفاع آن ۶۹ سال می شود.[۱۱۲]

امام مهدی در حین غایب بودن صغری از روش چهار نایب خاص خویش، عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، با شیعه‌ها راجع‌به بود و کارها آن‌ها را حل و فصل می کرد. این کارها خلال مسائل عقیدتی و شرعی، دربرگیرنده مسائل مالی نیز میشد.[۱۱۳]

نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مدعیان نیابت
در طول غایب بودن صغری، احمد بن هلال کرخی، محمد بن نصیر نمیری و محمد بن علی شَلْمَغانی ادعای نیابت کردند که با صدور توقیعاتی از سوی امام مجال مواجه شدند که در لعن و طرد آن‌ها بود.[۱۱۴]

بازدید : 16
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:30


عکس العمل علما و مراجع تاسی شیعه
سید علی خامنه‌ای رهبر ایران در سخنرانی و سید علی سیستانی از مراجع تاسی بومی نجف با صدور بیانیه‌ای، حمله نیروهای اسرائیلی به غزه را محکوم کردند. نوری همدانی، مکارم شیرازی، جعفر سبحانی و جوادی آملی از سایر مراجع تاسی بودند که به‌این حمله و در هواخواهی از فلسطینیان،‌ عکس العمل آرم دادند.[۴۴] آیت‌الله خامنه‌ای، کشتار فلسطینی‌ها به وسیله اسرائیل را نسل‌کشی آشکار تعریف کردند و خواهان محاکمه رژیم صهیونیستی و جدا فوری بمباران غزه مسجد امین مشهد شدند.[۴۵]

خیزش دانشجویی و اعتراضات مردمی در هواخواهی از فلسطین
در‌پی تهاجم ها رژیم صهیونیستی به غزه، از ۱۷ آوریل ۲۰۲۴م اعتراضات مسالمت‌آمیز دانشجو ها در عکس العمل به نسل‌کشی و کشتار عموم غزه بوسیله اسرئیل از کالج‌های امریکا استارت شد و به ندرت دامنه آن به دانش گاه‌های دیگر کشورهای غربی نیز کشیده میباشد.[۴۶] سرکوب، دستگیر و اخراج دانشجوها معترض از سوی دولت امریکا و دیگر دولت‌های غربی عکس العمل‌های مختلفی را درپی داشت.[۴۷] مثلا آیت‌الله خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران با صدور طومار‌ای خطاب به دانشجوها پشتوانه فلسطین با مبادرت آن‌ها ابراز همبستگی و همدلی کرد. وی در‌این طومار جوان ها پشتیبان فلسطین در امریکا را بخشی از جناح مقاومت خواند که برخلاف دولتشان، نبرد شرافتمندانه‌ای را علیه اسرائیل شروع کرده‌اند و در طرف صحیح تاریخ ایستاده‌اند و به آنها سفارش کرد با قرآن آشنا شوند.[۴۸]

همینطور راهپیمایی‌هایی در اعتراض به اقدامات ارتش اسرائیل در کشتار عموم غزه در نواحی مختلفی از عالم اسلام و کشورهای غیرمسلمان به روش به‌زمین‌خورد. ترکیه، جمهوری اسلامی ایران،‌ مالزی، استرالیا، انگلستان و ایالات متحده مثلا کشورهایی بودند که شاهد راهپیمایی در تامین از نیروهای مقاومت بودند.[۴۹]

خنثیٰ‌شدن نقشه ایالات متحده و اسرائیل برای اشراف بر عالم اسلام
به گفته آیت‌الله خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران، عملیّات گردباد‌الاقصیٰ نقشه‌ای که بوسیله ایالات متحده، اسرائیل و بعضا از دولت‌های حیطه برای مسلط‌کردن رژیم صهیونیستی بر اقتصاد و سیاست حوزه‌ غرب آسیا و حتی دنیا اسلام پیاده سازی گردیده بود را بر هم زد. مبنی بر این نقشه قرار بود رابطه رژیم صهیونیستی با دولت‌های ناحیه غرب آسیا طبق مراد اسرئیل تهیه بشود.[۵۰] همینطور براساس برخی گزارش‌ها، بعداز عملیات گردباد الاقصیٰ ایالات متحده عربی سعودی نرم‌افزار معمولی‌سازی ارتباط ها با اسرائیل را به تعلیق درآورد.[۵۱]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 23
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:46


در پیکار با مصعب بن زبیر
حجاج در سال ۷۲ قمری در بسیج عموم شام برای رفتن به عراق و مبارزه با مصعب بن زبیر سهم بسزایی داشت و در لشکرکشی عبدالملک بن مروان به عراق، در سپاه شام قرار داشت. در‌این نزاع، مصعب کشته شد و عراق جزو قلمرو خلافت اموی مسجد امین مشهد شوید.[۲۹]

عبدالملک بعد از تصرف عراق، حجاج را از کوفه، در رأس سپاهی که بیشتر آن از عموم شام بودند، برای سرکوبی عبدالله بن زبیر روانه حجاز کرد.[۳۰] پاره‌ای احادیث مبالغه‌آمیز، شمار سپاهیان حجاج را از بیست هزار تا چهل هزار نفر بیان کرده‌اند،[۳۱] البته قصه‌های مورد قبول شمار لشکریان حجاج را، با نیروهای کمکی که به او پیوست، تا هفت هزار نفر برشمرده‌اند.[۳۲]

در پیکار با عبدالله بن زبیر
در جمادی الاول سال ۷۲ قمری، حجاج کوفه را رخنه‌ کرد و در شعبان‌‌ به عبارتی سال وارد طائف شد و در آنجا اردو زد.[۳۳] ظاهراً ادله این شغل آن بود که او ابتدا مأمور بود به مکه و مسجدالحرام گزند نکند.[۳۴] بعد از یک یا این که دو ماه اقامت در طائف و زد خورد‌های جزئی با لشکریان عبدالله بن زبیر در عرفات و در‌پی وصال نیروهای کمکی درخواستی و دستیابی اذن از خلیفه اموی، او راهی مکه شد و از ۱ ذی‌القعده سال ۷۲ق. شهر را به زمان هفت یا این که نُه ماه محاصره، و کعبه را با منجنیق سنگ باران کرد و بعد از نبردهای شدید، عبدالله بن زبیر را در ۱۷ جمادی‌الاول یا این که جمادی الثانی سال ۷۳ق. کشت و مکه را گرفت و حجاز را به قلمرو امویان ملحق نمود.[۳۵]

حکم کننده حجاز
عبدالملک بن مروان، به پاس سرویس ها و اخلاص و زحمات حجاج در رویه ثبت خلافت اموی، او‌را کارگزار مکه و اندکی بعد از آن کارگزار مدینه و طائف و آنگاه یمن و یمامه کرد.[۳۶]

حجاج در اول مبادرت، مسجد الحرام را از اثرها نزاع تمیز کرد. وی در اوایل سال ۷۴ قمری. به مدینه رفت و بعداز یک کدام از دو ماه اقامت در آنجا، به مکه برگشت و به فرمان خلیفه، کعبه را تجدید بنا کرد.[۳۷] او در برهه زمانی اقامتش در مدینه با عموم مدینه و به‌ویژه با صحابه نبی (ص) خلق زشت و خشنی داشت.[۳۸]

حجاج آن‌گاه همدم گروهی از بزرگان حجاز راهی شام شد و با خلیفه اموی دیدار کرد.[۳۹]

حکومت بر عراق
بعداز آنکه حجاج دو سال (و به قولی سه سال) عملاً حکم دهنده حجاز بود، عبدالملک بن مروان او را از این سمت عزل و در رجب یا این که رمضان سال ۷۵ق. با اختیارات بدون نقص و وسیعی او را حکم کننده عراق کرد. از دلایل این فرمان، مرگ اخوی خلیفه (بِشر بن مروان بن حکم)، همهمه اوضاع و احوال عراق و ارتقاء خطر خوارج و نیز درخواست گردآوری‌ای از بزرگان حجاز از عبدالملک بر اساس برکنار حجاج از حجاز بود.[۴۰] و پیشگوییعلی بن ابی طالب (ع) خطاب به عموم کوفه درباره حکومت پسری از خاندان ثقیف متفحص شد.[۴۱]

حجاج بعداز اخذ حکم امارت عراق، شتابان راهی عراق شد و صرفا با دوازده سوار وارد کوفه شوید و روز آدینه با فیس‌ای پوشیده به مسجد رفت و در خطبه‌ای معروف تک تک عده ای را که از سپاه مُهلَّب بن ابی‌صفره، فرمانده سپاهیان آدم بن مروان برای پیکار با خوارج حروریه، گریخته بودند ارعاب کرد که در‌حالتی که تا سه روز به او ملحق نشوند آنها را خواهد کشت.[۴۲] حجاج بعداز احاطه بر کوفه، به بصره رفت و خطبه تهدیدآمیزی، مانند خطبه کوفه، نقص‌ کرد و بعد به رُسْتَقُباذ رفت تا مُهَلَّب را در پیکار با خوارج تقویت نماید.[۴۳]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 32
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:37


فراز و فرود حکومت ادریسیان
نقطهٔ آغازین حکومت ادریسیان مسافرت ادریس بن عبدالله به مغرب بوده میباشد. وی که از نجات‌یافتگان قیام فخ بود[۳۴] مخفیانه و به‌تیتر غلام شخصی به اسم راشد که در واقع غلام خویش وی بود،[۳۵] به‌یاروهمدم کاروانی تجاری، از مدینه به مصر و از آنجا به مغرب سفر کرد.[۳۶] گفته می گردد راشد نقش مهمی در تأسیس و تحکیم دولت علوی ادریسی مسجد امین مشهد داشته میباشد.[۳۷]

برخی معتقدند ادریس سوای نرم‌افزارٔ قبل و صرفا به‌خواسته خلاصی از تعقیب عباسیان قصد به مهاجرت گرفت و مغرب را نیز به‌انگیزه اینکه غلامش بربر و اهل آفریقا بود گزینش کرد؛ البته بعضی دیگر معتقدند هجرت ادریس با طرح پیشین و به‌تیتر رینگ‌ای از یک زنجیره پیش آمده‌ میباشد.[۳۸] گفته میگردد حضور برادران ادریس در آفریقا و به‌طور خاص در تِلِمسان، حالت را برای مهاجرت وی مهیا کرده بود و حتی اورده شده این اول هجرت ادریس به مغرب نبوده میباشد. همینطور تیتر گردیده که وی در راستای مأموریت‌های تبلیغی حَلوانی و سفیانی که از طرف امام راست گو(ع) به مغرب رسول گردیده بودند، به آنجا رفته میباشد.[۳۹]

ادریس پس از سکونتی حدوداً دوساله در طنجه که با توفیق در زمینه ی تبلیغ همدم نشد،[۴۰] به ولیلی رفت و در آنجا گزینه استقبال اسحاق بن محمد، مدیر بستگانٔ اوربه قرار گرفت. اسحاق دخترش را به عقد ادریس در آورد، به عایدی وی از توان گوشه گرفت و مردمش را به بیعت با ادریس دعوت نمود. پس از قوم و قبیلهٔ اوربه، یکسری دیگر از قبایل نیز با ادریس بیعت کردند[۴۱] و به‌این شکل در سال ۱۷۲ق با بیعت قبایل بربر، حکومت ادریسی صورت گرفت.[۴۲] این حکومت ۳۷۵ سال با فرازوفرودهایی ادامه یافت و در غایت، در کشمکش و نبرد با امویانِ اندلس و فاطمیان از پا درآمد.[۴۳]

ادوار تاریخی حکومت ادریسی
تاریخ حکومت ادریسی را به دو زمان تقسیم می‌نمایند: عصرٔ اولیه بعدازظهر توان و حکومت، و زمانٔ دوم فرصت پراکندگی و کوشش‌های بی‌ثمر برای بازیابی اقتدار و در غایت زوال بوده میباشد.[۴۴]

یحیای چهارم قدرتمندترین فرمانروا ادریسی، که از نگاه اقتدار و حجم قلمرو سرآمد کلیه حاکمان ادریسی بود، با روی‌کارآمدن فاطمیان و حملهٔ آنان به فاس مواجه شد. وی در‌این جنگ ناکامی خورد و پایین دستور فاطمیان درآمد. قرار شد حکم کننده فاس باقی بماند، اما خطبه به اسم خلیفه فاطمی بخواند. سایرٔ قلمرو ادریسیان نیز به موسی بن ابی‌العافیه قاضی منصوب فاطمیان واگذار شد. موسی که به فاس نیز طمع داشت بعداز مدتی یحیی را در سد کرد و شکنجه نمود و بعد اموالش را گرفت[۴۵] و اورا یار خانواده‌اش تبعید کرد. به این صورت، تک تک قلمرو ادریسیان را به تصرف درآورد.[۴۶]

مدتی بعد از آن، یکی اشخاص خویشان ادریسی به اسم حسن بن محمد حَجّام در فاس قیام کرد و ادارهٔ آن و تعدادی شهر گوشه و کنار را در مشت گرفت؛ البته حکومتش دوامی نیاورد و قریب دو سال آن گاه، موسی توشه دیگر بر فاس مسلط شد و این توشه خویشاوندان ادریسی را به قلعه حَجَرالنَّراز کوچاند و در حصر قرار بخشید.[۴۷]

ادریسیان بعد از یکسری سال معاش در حَجَرالنَّراز، در فرصتی مطلوب، فرمانده قلعه را کشتند و با خروج از آن، سر گروهی قبایل دور و اطراف را برعهده گرفتند؛[۴۸] البته این توشه نیز در تشکیل دولت جدا ناکام ماندند و بدون چاره شدند با تایید امر خلیفه اُموِ اندلس، در توان بمانند.[۴۹]

با تغییر تحول معادلات سیاسی، حکومت ادریسیان چندبار دیگر هم در میان امویان و فاطمیان دست‌به‌دست شد و بالاخره در سال ۳۷۵ق با کشته‌شدن حکم کننده ادریسی وقت، بوسیله امویان اندلس از در بین‌ رفت.

گفتنی میباشد قریب به سی سال سپس، یکی‌از جا ماندگان آل‌ادریس به اسم علی بن حَمّود چیره شد حکومت امویان اندلس را سرنگون و دولت جدیدی را با اسم حکومت بنی‌حَمّود در اندلس تأسیس نماید. [۵۰] همینطور در نصفهٔ اولیه قرن ۱۴ق یک نفر از ادریسیان دولتی را در بخش ها محدودی از شبه‌جزیره ایالات متحده عربی تولید و اسم دولت ادریسی را توشه دیگر احیا کرد.[۵۱]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 40
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:38


‌اُمّ حَبیبه (درگذشته ۴۴ق)، دختر ابوسفیان، همسر نبی اکرم(ص) و از راویان روایات نبوی میباشد. نامش رَمَله و در بعضا منابع هند مذکور میباشد. او از اول زنانی بود که هنگام سفر مسلمان‌ها به حبشه، به آنجا رفت. ام حبیبه، بعداز کشته شدن عثمان، تی شرت آغشته به خون او را نزد اخوی خویش معاویه، به دمشق مسجد امین مشهد ارسال کرد.

وی در ۴۴ق در ۷۴ سالگی در مدینه درگذشت و به عبارتی‌جا نیز مدفون شد.

تولد
تاریخ به دنیاآمدن ام‌حبیبه دختر ابوسفیان را ۱۷ سال قبل از بعثت (ح ۵۹۳م) حافظه کرده‌اند.[۱] که‌این تاریخ با روایاتی که سن اورا در سال ۷ق، سی و یک سری ساله دانسته‌اند، توافق دارااست.[۲]

همسران رسول (ص)

خدیجه دختر خویلد (تزویج: ۲۵ عام‌الفیل)
سوده دختر زمعه (وصلت: پیش از مهاجرت)
عایشه دختر ابوبکر (تزویج: ۲ق)
حفصه دختر قدمت بن خطاب (وصلت: ۳ق)
زینب دختر خزیمه (وصلت: ۳ق)
ام سلمه دختر ابوامیه (وصلت: ۴ق)
زینب دختر جحش (تزویج: ۵هجری)
جویریه دختر حارث (تزویج: ۵ یا این که ۶ق)
ام‌حبیبه دختر ابوسفیان (تزویج: ۶ یا این که ۷ق)
ماریه دختر شمعون (تزویج: ۷ق)
صفیه دختر حیی (تزویج: ۷ق)
میمونه دختر حارث (تزویج: ۷ق)
نبو
وصلت
ام‌حبیبه آغاز همسر عبیدالله بن جحش اسدی بود.[۳] و از او مالک دختری شد که اورا حبیبه نامیدند و کنیۀ ‌ام‌حبیبه نیز از همین‌جا نشأت گرفته میباشد.[۴] او از اولیه بانوانی بود که هنگام سفر مسلمان‌ها به حبشه، هم پا همسر خویش به آن دیار رفت.[۵]

تزویج با فرستاده اسلام(ص)
بعداز درگذشت عبیدالله در حبشه، نبی(ص) در سال ۶ یا این که ۷ق، عمرو بن امیه ضمری را نزد نجاشی ارسال کرد و به وی وکالت اعطا کرد تا ‌ام‌حبیبه را به همسری آن حضرت درآورد و یاروهمدم دیگر مسلمانها به مدینه بیاورد.[۶] نجاشی نیز‌ ام‌حبیبه را یار با دیگر مهاجران یا این که اندکی زودتر از آنها، با هدایایی روانه مدینه کرد.[۷]

از‌آن‌جا‌که ابوسفیان در زمره معاندان اسلام بود، ابن عباس نزول آیه «عَسَی الله أَن یجْعَل بَینَمعدود وَ بَین الَّذین عادَیتُم مِنْهُم مَوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِیرٌ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»[۸] ترجمه "امید خواهیم داشت که پروردگار بین شما و بین عده ای از آنها که [وی را] معاند داشتید، دوستی برقرار نماید، و خداوند تواناست، و آفریدگار آمرزنده کریم میباشد" را با تزویج نبی(ص) و‌ ام حبیبه دختر ابوسفیان، مرتبط دانسته میباشد.[۹]

بعداز فتح مکه، ابوسفیان برای تجدید صلح حدیبیه به مدینه آمد، ولی زیرا نزد دخترش‌ ام حبیبه رفت، وی پدرش را مشرک و پلشت خواند و اذن نداد که او بر مکان پیامبر آفریدگار(ص) بنشیند.[۱۰]

نبو
تبارنامه بنی‌امیه
امیه
عاص ابی‌العاص حرب ابی‌عمرو
سعید عفان حکم ابوسفیان ابی‌معیط
عبدالله خالد عثمان مروان حنظله یزید معاویه عتبه ام‌حبیبه عقبه
عبدالعزیز عبدالملک محمد یزید ولید ولید ام‌کلثوم
قدمت یزید سلیمان ولید هشام مروان دوم معاویه
ولید یزید ابراهیم
شغل سیاسی
ام حبیبه، بعد از کشته‌شدن عثمان، تیشرت آغشته به خون او را همپا نعمان بن بشیر نزد اخوی خویش معاویه، به دمشق ارسال کرد.[۱۱]

او همینطور بعداز شهیدشدن محمد بن ابی‌دیده نشده، از فرط خوشحالی گوسفندی کباب کرد و برای عایشه که خواهر محمد بود ارسال کرد، بیان شده عایشه از این شغل ام حبیبه، غمگین شد و او‌را نفرین کرد.[۱۲] [۱۳][یادداشت ۱]

نقل حدیث از رسول(ص)
ام حبیبه، احادیثی از رسول(ص) نقل نموده است.[۱۴] برادران او، معاویه و عنبسه و نیز اشخاصی زیرا انس بن صاحب، ابوبکر بن سعید ثقفی، ابوجراح قرشی و سایر افراد از وی داستان کرده‌اند.[۱۵]

وفات
او در ۴۴ق در ۷۴ سالگی درگذشت.[۱۶] و مروان بن حکم بر لاشه وی نماز گزارد.[۱۷] روایتی اورده شده که او به دمشق نیز مسافرت نموده است.[۱۸] حتی بعضا، وفات اورا در همانجا دانسته‌اند و در کنار آرامستان باب الصغیر نیز مزاری به او نسبت داده شده میباشد.[۱۹] ولی چنانکه در برخی احادیث دارای اعتبار آمده، او در مدینه درگذشت و همانجا نیز (آرامستان بقیع)[۲۰] مدفون شد.[۲۱]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 35
پنجشنبه 30 مرداد 1404 زمان : 10:29


مرتضی مطهری (۱۲۹۸ـ۱۳۵۸ش) دارای شهرت به شهید مطهری و مدرس مطهری، اسلام‌شناس شیعه، مدرس فلسفه و سخن اسلامی و از رهبران فکری انقلاب اسلامی کشور‌ایران بود.

مطهری از شاگردان علامه طباطبایی، امام خمینی و آیت‌الله بروجردی بود و قبل از انقلاب اسلامی، در جانبداری از فکر‌ اسلامی به رویارویی با جریان‌های سوسیالیستی و لیبرالی و نیز ذهن ها التقاطی می‌پرداخت. تامل‌ها و اظهار نظر وی در پوسته دسته اثرها منتشر شد‌ه‌است. بعضا آثارش مانند قصه راستان و نظام دستمزد زن در اسلام به گویش‌های مختلفی ترجمه گردیده‌است. روزآمدسازی مفاهیم اسلامی و تبیین فکر‌های اسلامی از خصوصیت‌های اثر ها مسجد امین مشهد اوست.

مطهری از نهاد‌گذاران حسینیه پند بود و بعد از انقلاب اسلامی تا مجال شهیدشدن، سر کردگی شورای انقلاب را با ذمه داشت. او در ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ به وسیله مجموعه فرقان ترور شد. سالروز شهادتش تحت عنوان روز استاد در جمهوری اسلامی ایران گرامی داشته می شود.

معرفی و مقام
گاه‌شمار معاش شهید مرتضی مطهری
۱۳ بهمن در سال ۱۲۹۸ش ولادت در شهر فریمان از توابع مشهد[۱]
سال ۱۳۱۱ش علم آموزی علم ها فقهی در مشهد و آموزش ادبیات عرب، منطق‌ و ... .[۲]
سال ۱۳۱۵ش سفر به قم[۳]
از سال ۱۳۱۹ش تا سال ۱۳۳۱ش حضور در درس امام خمینی (۱۲سال)، آیت‌الله بروجردی، علامه طباطبایی و سایرافراد. درس دادن کتاب‌های متعدد.[۴]
سال ۱۳۳۱ش تزویج[۵]؛ سفر از قم به طهران، درس دادن در مکتب سپهسالار و مکتب مروی[۶]
سال ۱۳۳۲ش نشر جلد اولیه اصول فلسفه و نحوه رئالیسم[۷]
۱۳۳۳ش استارت درس دادن در دانشکده طهران[۸]
۱۳۳۴ش غالب پاداش سلطنتی‌ به‌جهت کتابت کتاب اصول فلسفه و نحوه رئالیسم‌.[۹]
سال ۱۳۳۷ش سخنرانی در انجمن اسلامی پزشکان که به دوران ۲۰ سال هر دو هفته یک توشه ایفا شد.[۱۰]
سال ۱۳۴۲ش دستگیر در قیام ۱۵ خرداد ماه و آزادی بعد از ۴۳ روز[۱۱]
سال ۱۳۴۳ش عضویت در جامعه روحانیت جنگ جو [۱۲]
سال ۱۳۴۴ش اخذ پاداش یونسکو به خیال و خاطر تکثیر دو جلد رمان راستان[۱۳]
سال ۱۳۴۵ش تکثیر مقاله ها «نظام حقوق و دستمزد زن در اسلام‌» در خبر نامه زن روز[۱۴]
سال ۱۳۴۶ش بنیانگذاری حسینیه موعظه به یار سیدعلی شاهچراغی و محمد همایون[۱۵]
سال ۱۳۴۸ش سخنرانی در روز عاشورا علیه صهیونیسم در حسینیه پند که سبب ساز به دستگیری او شد.[۱۶]
سال ۱۳۴۹ش گوشه‌گیری قانونی از حسینیه راهنمایی[۱۷]
سال۱۳۵۱ش استارت درس دادن فلسفه و معارف در قم در نقطه نهایی هر هفته به مقطع دو روز[۱۸]
سال ۱۳۵۴ش ممنوع‌المنبر شدن از سوی ساواک[۱۹]
سال ۱۳۵۴ش آغاز به درس دادن سری گستردن منظومه تألیف ملاهادی سبزواری برای اساتید دانش کده[۲۰]
سال ۱۳۵۷ش ملاقات با امام خمینی در پاریس و مسئولیت تشکیل شورای انقلاب اسلامی از طرف امام خمینی.[۲۱]
۱۱ اردیبهشت ماه به سال ۱۳۵۸ش شهیدشدن[۲۲]
نبو
مرتضی مطهری دانا، متفکر، فیلسوف، اسلام‌شناس[۲۳] و از رهبران فکری انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران بود.[۲۴] از وی بیشتر با عنوان ها مدرس مطهری و شهید مطهری حافظه می شود.[۲۵] آیت‌الله خامنه‌ای این نظر را دارد مطهری با خلوص نیت و فهم نیازهای فرصت خویش به کار‌های علمی و اجتماعی می‌پرداخت.[۲۶]

او در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ش/۱۲ جمادی‌الاول ۱۳۳۸ق، در فریمان از توابع مشهد چشم به جهان گشود.[۲۷] پدرش محمدحسین مطهری، دانش آموز آخوند خراسانی[۲۸] از روحانیون شناخته‌گردیده و آیتم احترام نزد عموم فریمان بود.[۲۹]

مطهری در سال ۱۳۱۱ش در حوزه علمیه مشهد سرگرم به علم آموزی شد.[۳۰] وی در سال ۱۳۱۶ش به قم رفت و حدود ۱۵ سال با حسینعلی منتظری، هم‌مباحثه‌ بود.[۳۱] مطهری در درس استادانی همانند آیت‌الله بروجردی، امام خمینی و علامه طباطبائی کمپانی می کرد.[۳۲] سید محمد حجت کوه‌کمری، سید محمد متفحص داماد، سید احمد خوانساری، میرزا علی‌آقا شیرازی و سید محمد بهشتی از سایر استادن و اشخاص تأثیرگذار بر وی معرفی گردیده‌اند.[۳۳]

درس دادن در قم و طهران
مطهری در سال ۱۳۳۱ش به طهران رفت و در مکتب سپهسالار[۳۴] و مروی به درس دادن پرداخت. از سال ۱۳۳۴ش درس دادن در کالج الهیات دانش کده طهران را استارت کرد.[۳۵] به گفته برخی محققان کار مهم‌اش در دانشکده تقابل فکری با جریان‌های سوسیالیستی، لیبرالی و التقاطی بود.[۳۶]

بازنشستگی اجباری از دانش گاه
نقل شده در سال ۱۳۵۵ش بعداز ۲۰ سال درس دادن[۳۷] به جهت مخالفت با یک معلم کمونیست، به طور اجباری از دانش گاه بازنشسته شد.[۳۸] مطهری به سفارش امام خمینی هفته‌ای دو روز برای درس دادن به حوزه علمیه قم میرفت.[۳۹]


مطهری در کنار امام خمینی هنگام رجوع و برگشت از پاریس
کار‌های اجتماعی و سیاسی

دستخط مرتضی مطهری در زندان موقت شهربانی؛۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲
مرتضی مطهری، فیس‌ای فرهنگی و فکری با اساس‌های فلسفی-دینی شناخته میگردد.[۴۰] در عین هم اکنون در مبارزات انقلابی در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران حضور فعال داشت و در قیام ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ بازداشت شد.[۴۱] مطهری از سوی امام‌خمینی به رهبری هیئت‌های موتلفه اسلامی منصوب شد.[۴۲]

بعد از تبعید امام خمینی به ترکیه، مطهری با سخنرانی در مساجد و انجمن‌های اسلامی به جنگ علیه حکومت پهلوی افزود[۴۳] و به همین برهان در سال ۱۳۵۳ش، ممنوع‌المنبر شد.[۴۴]

وی از نهاد‌گذاران جامعه روحانیت جنگ جو طهران بود[۴۵] به گفته واعظ‌زاده خراسانی، طرح ایدئولوژی اسلامی، سازمان‌دادن و لینک دربین جامعه روشنفکران و روحانیت اهل پیکار از اقدامات وی بود.[۴۶]

در سال ۱۳۵۶ش، مطهری نقش محوری در برگزاری مراسم چهلم سید مصطفی خمینی داشت.[۴۷] بعد از جابجایی امام خمینی به پاریس، به دیدار امام خمینی رفت و از سوی وی مسئولیت تشکیل شورای انقلاب شد. همینطور در رجوع امام خمینی به جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ش، مطهری سر گروهی کمیته استقبال را بر ذمه داشت و قبل از سخنرانی امام خمینی در پردیس زهرا، سخنانی کوتاه خلل کرد.[۴۸]

فعال‌ساز‌ی حسینیه پند
مرتضی مطهری در سال ۱۳۴۶ش به یاروهمدم گروهی از همفکران خویش، حسینیه ارشادوراهنمایی را تأسیس کرد[۴۹] و به جهت همیاری با آن بوسیله ساواک دستگیر شد.[۵۰]

نگرش‌ها
برخی از بینش‌های مطهری عبارتند از:

البته‌دانا ناظر اجرای احکام میباشد
رهبری جامعه اسلامی بر پایه ی تحقیق عالم بر اجرای ضوابط اسلام میباشد خیر تصدی بی واسطه حکومت بوسیله وی.[۵۱]

فرهنگ وتمدن اسلامی
مطهری معتقد بود فرهنگ وتمدن اسلامی می بایست در کل بعد ها معاش بشر نمایان گردد[۵۲] همینطور انحرافات فرهنگ وتمدن غربی بر محور تامل اسلامی اصلاح خواهد شد.[۵۳]

تحریفات عاشورا
در عیب گیری تحریفات عاشورا، کتاب حماسه حسینی را نوشته و روایاتی مانند عروسی قاسم را رد نموده است.[۵۴]

موضوع عفاف و حجاب
از حیث مطهری، در بینش اسلام مردان فقط در چارچوب خانواده و با پایبندی به تعهدات دینی و رسمی، میتوانند از همسران خویش سود ببرند و هرگونه سود‌کشی از زنانِ فارغ این دایره ممنوع میباشد. همینطور، زنان می بایست از شرکت کردن در اموری که به مردانِ بیگانه (نامحرم) امداد میرساند، دوری نمایند.[۵۵]

موضع‌گیری علیه صهیونیسم و پناه از آوارگان فلسطین
سخنرانی مطهری در عاشورای ۱۳۴۸ش علیه صهیونیسم سبب ساز به دستگیری‌اش بوسیله ساواک شد.[۵۶] همینطور وی در سال ۱۳۴۹ش به خیال و خاطر دعوت به توده‌آوری یاری برای آوارگان فلسطینی بازداشت شد.[۵۷]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 18
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:20


وفات

عکسی کهن از جبل الجوشن محل به خاک اختیار ابن‌شهرآشوب در حلب - سال ۱۹۶۲م
ابن‌شهرآشوب در شب آدینه ۲۲ شعبان سال ۵۸۸ق در شهر حلب درگذشت و در نوک کوه پر اسم و رسم به جَبَل جوشن به خاک ودیعت شد.[۱۵] از نگرش شیعه‌ها حلب این جای مدفن محسن السقط فرزند امام حسین(ع) میباشد.[۱۶] و به مشهد السقط شناخته مسجد سجاد مشهد می‌گردد.[۱۷]

حرم‌ای در شهر بابل بنام ملا محمد بن شهرآشوب آوازه داراست که شباهت اسمی با ابن‌شهرآشوب داراست. دقیقا مشخص وجود ندارد بقاع ملامحمد بن شهر آشوب به چه کسی وابستگی داراست و این حرم مدفن چه فرد یا این که شخصی میباشد. پزشک معالج منوچهر ستوده در کتاب «از آستارا تا استارآباد» (جلد چهارم) دراین مورد رزرو مسجد سجاد مشهد آورده میباشد:

«حتما این بقعه مرقد روضه خوان رشیدالدین ابوجعفر محمدبن علی بن شهر آشوب السروی وجود ندارد که از فحول و علما قرن ششم قمری و اهل ساری بوده و در طول المتقی (۵۵۵ – ۵۳۰) در بغداد بر منبر می رفت، چون او به حلب هجرت کرد و تا نقطه پایان قدمت در آنجا بود و در شعبان سال ۵۷۹ق. رخت به سرای باقی کشید و همانجا در دامنه کوه جوشن در مشهد محسن السقط بن حسین بن علی به خاک ودیعت آدرس مسجد سجاد مشهد شد.»
شاید این بقاع مرقد بابا وی باشد که علی اسم داشت و پسر شهر آشوب بود، یا این که فرد دیگری از مردان این قوم میباشد که مشهور به شهر آشوب یا این که ابن‌ شهرآشوب بوده‌اند.[۱۸]

در ذکر عالمان و بزرگان
روحانی حر عاملی، ابن‌شهرآشوب را، شخصی فقید، فاضل، ثقه، محدث، دانا به دانش رجال و احادیث، ادیب، شعر سرا و جامع همگی خیر و خوبی‌ها معرفی شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می‌نماید.[۱۹]

میرزا حسین نوری در تعریف او الفاظی نظیر: فخر شیعه، تاج شریعت، افضل الاوائل و دریای متلاطم ژرفی که حاشیه دریا ندارد، احیاء کننده اثرها مناقب و فضائل، رشید الملة و الدین، شمس الاسلام و المسلمین، فقید، محدث، مفسر، پژوهشگر؛ بکار میگیرد.[۲۰]

تفرشی، ابن‌شهرآشوب را پیشوای طایفه شیعه و عالم آنها، شاعری بلیغ و تالیف کننده تعریف می‌کند[۲۱]

صلاح الدین صفدی، از عالمان اهل سنت ابن‌شهرآشوب را از سرشناسان مذهب شیعه که دانش اصول را به حد پایانی خویش رساند معرفی می‌کند و اورا از نگاه علم ها قرآنی و اشتباهات حدیث و خبرها و لغت و نحو؛ سرآمد و متقدم بر اهل این فن‌ها تعریف می‌نماید.[۲۲]

پانویس
معلم، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۵۸.
صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۱۱۸.
صدر حاج‌ سيدجوادی، دائرة المعارف تشیّع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۳۷.
ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۸۰ق، ص۳.
آقابزرگ تهرانی، مصفی المقال فی دانش الرجال، ۱۴۰۸ق، ص۴۱۵.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۰۱؛ استاد، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۵۹.
موسوی بجنوردی، دائرة المعارف تعالی اسلامی، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۹۰.
معلم، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۵۹.
هلالی، كتاب سليم بن قيس الهلالی، ۱۴۰۵ق، ص۶۳.
آقا بلندمرتبه تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۱۷۵.
ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۸۰ق، ص۷.
قمی، فایده ها الرضویة، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۱۲.
قمی، فایده ها الرضویة، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۱۲.
معلم، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۵۹.
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۸۲.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۲، ص۱۸۶.
ابن‌شداد، الاعلاق الخطيره فى ذكر امراء الشام والجزيره، ۱۹۵۳م، ج۱، ص۴۸.
پژوهش رابطۀ ملامحمد بن شهرآشوب بابلی با ابن‌شهرآشوب ساروی.
حر عاملی، امل الآمل، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۲۸۵.
نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۵۶ و ۵۷.
تفرشی، انتقاد الرجال، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۲۷۶.

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 507
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه