loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 20
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 12:36

دوازده نماینده اَسباط بنی‌اسرائیل (فرزندان یعقوب نبی) بودند که به‌فرمان پروردگار و به‌دست حضرت موسی(ع) تعیین شدند. وظیفه آن‌ها پاسداری از میثاقی بود که از جانب آفریدگار بر ذمه بنی‌اسرائیل قرار داشت. نقباء، همینطور وظیفه عده‌آوری داده ها از قومی ستمگر در مسافرت به بیت‌المُقَدَّس را نیز بر ذمه داشتند. موسی از آن ها خواست داده ها به دست‌آمده از این دسته را به فامیل خویش ندهند، بیشتر آن‌ها از این امر تخلف مسجد سجاد مشهد کردند.

در منابع فریقین، روایاتی از نبی(ص) آورده شده که تعداد جانشینانش را دوازده بدن و به تعداد نقبای بنی‌اسرائیل دانسته میباشد، این روایات به احادیث دوازده خلیفه مشهورند، عالمان شیعه از آن‌ها برای ثابت امامت امامان دوازده‌گانه به کار گیری رزرو مسجد سجاد مشهد می‌نمایند.

نُقَبا، نمایندگان حضرت موسی(ع) نقبای بنی‌اسرائیل، رسولان موسی(ع) در بین فامیل خویش بودند[۱] که برطبق بعضا احادیث، به دستور خداوند و به دست حضرت موسی(ع) گزینش شدند.[۲] به گفته مفسران، نقبا از اسباط دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل (فرزندان یعقوب) بودند[۳] که از هر سبط، یک نماینده برگزیده آدرس مسجد سجاد مشهد شد.[۴]

نقبا والا قوم و قبیله خویش[۵] و دارنده رأی نافذ و مقام ویژه‌ای بوده‌اند.[۶] در برخی از کتاب‌های تفسیری، نقبا سرآمد خاندان خود،[۷] سردار[۸] و حتی سلطان[۹] معرفی گردیده‌اند. گروهی نیز بر این باورند که آن‌ها ابعاد به پیامبری رسیدند.[۱۰] بعضا هم منزلت بالاتری برای آن ها قائل گردیده، آنان را مالک کتاب دانسته و فراتر از پیامبران بی آلایش و ذیل‌خیس از انبیای اولوالعَزم شماره تلفن مسجد سجاد مشهد شمرده‌اند.[۱۱]

در آیه ۱۲ سوره مائده آمده میباشد که خداوند دوازده نقیب دربین بنی‌اسرائیل برگزید. در قرآن مقام آنها به طور بدیهی ذکر نشده میباشد.[۱۲] مفسران درباره آنان نگرش‌های متفاوتی دارا هستند.[۱۳]

تشبیه جانشینان رسول به نقبای بنی‌اسرائیل
در روایاتی که از نبی(ص) گفته شده شمار جانشینان آن حضرت به تعداد نقبای بنی‌اسرائیل آورده شده میباشد.[۱۴] این شرکت احادیث به روایات دوازده خلیفه مشهورند که در آن‌ها تعداد جانشینان نبی(ص) دوازده بدن و همه از قریش معرفی گردیده‌اند.[۱۵] علمای شیعه از این روایات برای ثابت امامت امامان به کار گیری می‌نمایند.[۱۶] برطبق حدیث دیگری، فرستاده(ص) آخر و عاقبت خویشان خویش را همچون بنی‌اسرائیل دانسته میباشد.[۱۷] رسول همینطور در بیعت عَقَبه دوازده نقیب از فی مابین انصار برگزید تا نماینده وی در مدینه باشند.[۱۸]

سید محمدحسین طباطبایی، در تعبیروتفسیر المیزان، نقبا را به اولوالاَمر در آیین اسلام تشبیه کرده و آن‌ها‌را مرجع کارها فقاهتی و مادی بنی‌اسرائیل دانسته میباشد.[۱۹]

وظیفه نقبای بنی‌اسرائیل
سازه بر آیه ها قرآن، نقبا مأموریت محافظت از میثاقی را برعهده داشتند که آفریدگار از بنی‌اسرائیل گرفته بود.[۲۰] همینطور آن ها از جانب موسی(ع) مأمویت یافتند به بیت‌المقدس مهاجرت نمایند[۲۱] و به عده‌آوری داده ها از قومی ستمگر بپردازند[۲۲] که در مرز و بوم کنعان،[۲۳] شامات[۲۴] و یا این که حیطه اریحا [یادداشت ۱] در شام[۲۵] مستقر بودند. آنان بعد از تصویب مشاهدات خویش نزد موسی(ع) بازگشتند و از عظمت ساکنان این بخشها کلام گفتند[۲۶] موسی(ع) از آن ها خواست از دادن داده ها و ارعاب فامیل خویش، بپرهیزند،[۲۷] البته به جزء دو[۲۸] یا این که حداکثر پنج نفر،[۲۹] دیگرافراد از دستور موسی(ع) تخلف کردند.

اسامی نقبای بنی‌اسرائیل
ثَعْلبی از مفسران اهل‌سنت در تعبیر و تفسیر خویش، اسم‌های نقبا را بیان نموده است. آن‌ها عبارتند از:

مشمول بن ران
شاقاط بن حوری
کالب بن یوقنا
مقایل بن یوسف
یوشع بن نون
قنطم بن ارقون
مدی بن عدی
بدون شوخی بن قامن
بیانون بن ملکیا
نفتالی محر بن وقسی
حملائل بن حمل
سابور بن ملکیا.[۳۰]
در بعضا منابع دیگر اسم‌های نقبا با یه خرده اختلاف نام برده میباشد.[۳۱]

جستارهای متعلق
اسباط
پانویس
دینوری، الواضح، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۹۰.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۶۵.
ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۳۹؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۵۷.
ثعالبی، تعبیروتفسیر الثعالبی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۶۲؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۲۶۷.
ثعالبی، تعبیر الثعالبی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۶۲.
جرجانی، درج الدرر، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۵۵۲.
طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۴، ص۳۱۹.
دیوبندی، تعبیر و تفسیر کابلی، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۲.
سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۶۵.
آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۶۰.
صادقی تهرانی، ترجمان فرقان، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۴۱.
مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۳۰.
نگاه فرمائید به عاملی، تعبیروتفسیر عاملی، ۱۳۶۰ش، ج۳، ص۲۳۹.
خزاز رازی، کفایة الأثر، ۱۴۰۱ق، ص۲۷؛ روحانی صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۶۸؛ نعمانی، الغیبة، ۱۳۹۷ق، ص۱۱۸؛ ابن‌حنبل، مسند احمد بن حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۶، ص۳۲۱، ۴۰۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۱۵۷؛ ابی‌یعلی، مسند ابی‌یعلی، ۱۴۰۴ق، ج۸، ص۴۴۴؛ بزار، مسند بزار، ۱۹۹۳ق، ج۵، ص۳۲۰.
مؤسسه معارف اسلامی، معجم الاحادیث الامام المهدی، ۱۴۲۸ق، ج۳، ص۵۰۱.
نگاه نمایید به صمدی، «امامت اثنی عشر»، ص۴۳۰.
روضه خوان صدوق، اینجانب لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۳.
طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۵۵.
طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۲۴۰.
ابن‌سلیمان، تعبیروتفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۴۶۰؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۵.
ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۳۹؛ سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۶؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۴۰.
ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۶؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۱۵؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۱۸.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۶؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۵۸.
زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۱۵؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۱۸؛ طبرسی، تعبیروتفسیر دولت ها الجامع، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۱۷.
سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ شعرانی، مطالعه‌های قرآنی علامه شعرانی،

بازدید : 20
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 12:15

(۲۳۷-۳۱۱ق) متکلم نام دار امامی بومی بغداد از قوم و قبیله نوبختیان. او در بیشتر عصر غایب بودن صغری یکی‌از پیشوایان و حامیان والا امامیه بغداد بوده و فی مابین عامه شیعه‌ها امامی جایگاهی ویژه داشته میباشد. او نصیب متعددی از کار‌های علمی خویش را به گفت و گو در قضیه مورد امامت، به‌ویژه غایب بودن امام دوازدهم(ع) مصروف داشته مسجد امین مشهد میباشد.

بنابر نقل‌ها، ابوسهل در حین کودکی امام فرصت به ملاقات او دست یافته میباشد. همینطور وی در زمان سفارت حسین بن روح نوبختی با او همیاری مجاورت داشته میباشد.

معاش‌طومار
درباره بابا ابوسهل و نیز شروع معاش وی چیزی نمی‌دانیم. در منابع اصلی رجال امامیه، به مجال به دنیا آمدن و مرگ او اشاره‌ای نشده میباشد و آنچه در این زمینه آمده، از کتابهای رجالی اهل سنت نقل شد‌ه‌است. وی ظاهراً در بغداد به دنیا آمد و همانجا پروش یافت. اقبال با استناد به گفته ذهبی درگذشت ابوسهل را در شوال ۳۱۱ق می داند.[۱] ممکن میباشد که او در بغداد درگذشته باشد، اما احتمال وفات وی در واسط نیز منتفی وجود ندارد. گفته‌اند آرامگاه‌اش در مقبره کاظمین میباشد.[۲]

از فرزندان ابوسهل دو پسرش علی و یعقوب اسحاق (کشته شده ۳۲۲ق) شناخته گردیده‌اند.[۳] او برادری داشته به اسم ابوجعفر محمد که وی نیز متکلم و بر مذهب کلامی ابوسهل بوده میباشد.[۴] همینطور حسن بن موسی نوبختی، متکلم دارای شهرت امامی و مؤلف فرق الشیعه و الآراء و الدیانات، خواهر زاده ابوسهل بوده.[۵]

داده ها علمی
ابوسهل دانش حرف و عقاید امامیه را نزد مشایخ آن‌ها علم آموزی نموده است، البته به حیث نمیرسد که او فقط از این طرز با آراء امامیه در حرف آشنا گردیده باشد و احتمالاً بیشتراز علم آموزی نزد مشایخ به رسیدگی و توجه در اثرها آن ها سرگرم بوده میباشد، چنانکه ظاهراً او نزد متکلمان معتزلی به دستیابی دانش نپرداخته، بلکه خویش از اثر ها آن ها سود کرده میباشد.[۶] وی افزون بر دانش سخن ـ که آوازه وی بیشتر به سبب ساز آن میباشد ـ در شعر دستی داشته و از حامیان آرامش بوده و کاتبی غالب دست به شمار می‌رفته میباشد.[۷]

او با افرادی زیرا ثعلب مراوده داشته و اخباری در وقار نقل نموده است.[۸] از وی ابیاتی نیز نقل گردیده است.[۹] ابوسهل با ابن‌رومی و بحتری نیز مراوده داشته و خصوصاً از حامیان ابن‌رومی بوده میباشد، چنانکه آن دو نیز ستایشگر خویشاوندان نوبخت و فرد ابوسهل بوده‌اند. در دیوان ابن‌رومی اشعار بسیار در مدح ابوسهل چشم می شود.[۱۰] روایاتی درباره ارتباط ابوسهل و بحتری نیز جان دار میباشد: چنانکه از ماجرا صولی[۱۱] برمی آید، ابوسهل و بحتری با یکدیگر مجالسات ادبی داشته‌اند. بحتری نیز‌گاه به مدح ابوسهل می‌پرداخته میباشد.[۱۲] در عین اکنون چنانکه ابوالفرج اصفهانی[۱۳] داستان کرده، بحتری شعر ابوسهل را نمی‌نیکو میباشد.

پندار‌های کلامی
ابن‌ندیم او‌را از بزرگان شیعه خوانده و گفته میباشد: او مجلس درسی داشت که جماعتی از متکلمان در آن حضور می‌یافتند.[۱۴] نجاشی گوید که ابوسهل، روضه خوان متکلمان امامی و غیرامامی بوده میباشد.[۱۵] روضه خوان طوسی نیز در الفهرست اورا روحانی و گران قدر متکلمان امامی در بغداد و همینطور پیشوای نوبختیان خوانده میباشد.[۱۶] همینطور ابن‌حجر عسقلانی او‌را از صورت‌های شاخص متکلمان معتزلی به شمار آورده میباشد.[۱۷]

از آن‌جا که ابوسهل در عصر شمّاسی از حیات امامیه می‌زیسته (زمان غایب بودن صغری)، قسمت متعددی از کار‌های علمی خویش را به مشاجره در قضیه مسأله امامت، به ویژه غایب بودن امام دوازدهم(ع) مصروف داشته میباشد. از این رو می‌قدرت او‌را از اول مؤلفان امامیه دانست که به‌این مشاجره پرداخته‌اند. افزون بر این، ابوسهل خویش از اشخاصی بوده که در طول کودکی امام غایب(ع)، به ملاقات آن حضرت دست یافته میباشد.[۱۸] بخشی از کتاب التنبیه فی الامامة او که ابن‌بابویه در کمال الدین نقل کرده، متضمن همین مباحث میباشد.

او چنانکه سید مرتضی مطابق کتابهایش نظرها کرده، در وجوب امامت و اوصاف امام از روش ادله‌های عقلی به مشاجره می‌پرداخته میباشد، گرچه‌ گاهی در تأیید آن استدلال، به مفهوم ها نقلی نیز استناد می‌جسته میباشد.[۱۹] سید مرتضی افزوده میباشد که ابوسهل در مسائل مرتبط با امامت، به به عبارتی طریقی که قبل از او ابوعیسی ورّاق و ابن‌راوندی ادله می‌کردند، به دعوا می‌پرداخته و حتی بر استدلال هایی افزون بر برهان‌های آن دو استناد می‌نموده است.[۲۰]

وی با حلاج ـ که خویش را باب و نماینده امام غایب(ع) معرفی میکرد ـ به مخالفت برخاست و چنانکه حکایت گردیده، دوبار اورا که به معتقد ساختن ابوسهل به دعاوی خود بی‌عشق و علاقه خلا، آیتم استهزا قرار بخشید و کرامات اورا به ریشخند گرفت و بدینسان میان عموم خیر صرفا شخصیت حلاج را تخطئه کرد، بلکه انتساب اورا به امامیه ـ که حلاج خویش مدعا آن بود ـ بی‌محور جلوه اعطا کرد.

بازدید : 21
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 12:34

(۱۳۰۲-۱۳۸۶ش) از عالمان شیعه و استادان کردار در طهران و بنیانگذار مکتب علمیه مجتهدی. وی بعداز گذراندن سطح های بهتر حوزوی در قم، به طهران رفت و در مسجد سید عزیزالله به تبلیغ و درس دادن سرگرم شد. مجتهدی تهرانی بعداز فوت محمدحسین خداپرست از عارفان طهران، به مسجد حاج ملاجعفر رفت و مکتب علمیه‌ای در آنجا تأسیس کرد. او به زهدو تقوا، اخلاص و عموم‌داری دارای اسم و رسم بود. تألیفاتی از مجتهدی تهرانی به‌جا ما‌نده و اثر ها زیادی هم از سخنان و مواعظ اخلاقیِ وی جمع و منتشر مسجد سجاد مشهد گردیده‌است.

معاش‌طومار احمد مجتهدی تهرانی در ۹ مهر سال ۱۳۰۲ش (۲ رجب ۱۳۴۳ق) در طهران به‌جهان آمد.[۱] پدرش محمدباقر از بازاریان و جدش میرزا احمد از بازرگانان عصر خویش بود و دیگر اجدادش هم در کسوت روحانیت بودند.[۲] وی در سال ۱۳۶۷ق تزویج کرد.[۳]طلاب مکتب آیت‌الله مجتهدی که سید فرستاده موسوی تهرانی از اساتید حوزه علمیه قم نشسته در سمت راست مجتهدی تهرانی چشم رزرو مسجد سجاد مشهد میشود.

نمایی از تشییع احمد مجتهدی تهرانی در طهران وفات ،مجتهدی تهرانی در ۲۳ دی سال ۱۳۸۶ش (۴ محرم ۱۴۲۹ق) در طهران درگذشت و بعداز تشییع و اقامه نماز به وسیله محمدرضا مهدوی کنی، در مکتب علمیه‌اش دفن شد.احمد مجتهدی در سال ۱۳۶۲ق وارد حوزه علمیه قم شد.[۵] ورود او به حوزه علمیه، با وجود مخالفت پدرش شکل گرفت.[۶] مجتهدی دروس مقدمات و سطح را نزد روضه خوان علی‌اکبر استدلال، محمدجواد خندق‌آبادی، سید مرتضی علوی فریدونی، روحانی عبدالرزاق اصفهانی، محمد صدوقی و سید محمدصادق طباطبایی خواند[۷] و در دروس بیرون فقه و اصول فقه گلپایگانی، تنکابنی، مرعشی نجفی، امام خمینی، بروجردی و خوانساری آدرس مسجد سجاد مشهد حاضر شد.[۸]

مجتهدی همینطور در درس خلق امام خمینی حاضر میشد که عصرهای آدینه در مکتب فیضیه قم برپا میشد. او از درس خلق و خوی سید حسین فاطمی قمی نیز بهره برد و مهم‌ترین مدرس رفتار وی بعد از حضور در حوزه علمیه طهران روضه خوان محمدحسین بازهد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد بود.[۹]

مجتهدی تهرانی در سال ۱۳۷۰ق به طهران رجوع و برگشت و در مسجد سید عزیزالله که مسجد سید احمد خوانساری بود، به علم آموزی و درس دادن پرداخت.[۱۰] او صبح‌ها در مسجد سید عزیزالله، فقه و ادبیات درس دادن میکرد و عصرها برای عده ای که ایام شاغل بودند، دروس حوزوی مانند مطول، سیوطی، منطق و مغنی درس می‌بخشید.[۱۱]

مجتهدی شب‌ها در مسجد امین‌الدوله بعداز نماز روحانی محمدحسین خداترس به منبر می رفت و تعبیر قرآن می‌ذکر کرد.[۱۲] مبنای تعبیر و تفسیر وی کتاب تعبیر البرهان بود.[۱۳]
روضه خوان احمد مجتهدی با سپری شد سه سال از فوت محمدحسین خداپرست همچنان در مسجد سید عزیزالله به درس دادن و تبلیغ کارها فقاهتی درگیر بود تا آنکه در سال ۱۳۷۵ق با درخواست علما و عموم، حوزه درسی خویش را به مسجد حاج ملاجعفر منتقل کرد و در آنجا اقامه نماز جماعت و درس دادن را افزود.[۱۵] وی بعداز جابجایی به مسجد حاج ملاجعفر با امداد تاجران و عموم که معتقد بودند وی برای ادامه راه و روشِ روحانی محمدحسین بازهد بر بقیه افراد ارجحیت دارااست، توانست حوزه علمیه خویش را در آنجا تأسیس نماید.[۱۶] سید محسن خرازی، رضا استادی، علی‌اکبر ناطق نوری، روحانی محسن کازرونی و محمدعلی جاودان به عنوان مثال شاگردان وی معرفی گردیده‌اند.[۱۷]

مجتهدی تهرانی به انگیزه مشاغل فقهی و اجتماعی کمتر به تألیف پرداخت و بیشتر به تبلیغ و تربیت جوان ها و طلاب سرگرم بود.[۱۸] رساله محرم و نامحرم، رساله در احکام غایب بودن، رساله در گناهان کبیره، تقریرات فقه (صلاة و قضاء) سید حسین طباطبایی بروجردی و کتاب ارث به عنوان مثال تألیفات وی میباشد.[۱۹]

کتاب‌ها و اثراتی از سخنان و گفتارهای مجتهدی تهرانی در تیم‌های گوناگون تهیه و تنظیم و منتشر شد‌ه‌است:

کتاب «تیم کلاس خلق: گروه گفتارهای اخلاقی از فقیه ربانی حضرت آیت‌الله مجتهدی تهرانی» به‌تلاش محمدحسین فرمانی در سال ۱۳۹۸ش عده شد و در تکثیر کتابستان معرفت منتشر شوید.[۲۰]
کتاب «حاج آقا مجتهدی: در احوالات مرحوم آیت‌الله حاج روحانی احمد مجتهدی» اثری از مؤسسه ایمان به یادماندنی میباشد که به معاش این دانا شیعه از به دنیا آمدن تا وفات و سوابق تاریخی مکتب علمیه‌اش میپردازد.[۲۱]
دسته‌ای در سه جلد از سخنان و مواعظ روحانی احمد مجتهدی با تیتر‌های «آداب الطلاب»، «آفات الطلاب» و «روایات الطلاب»، به‌وسیله شاکر منتفع فرید عده‌آوری و تهیه و تنظیم گردیده‌است. آداب و رسوم مطرح‌گردیده درین کتاب، از وضعیت دستورها کم آب و قانونی بیرون بوده و در پوسته حکایات شیرین و با زبانی معمولی و سوای به‌عمل بردن کلمه ها ایراد و دشوار گفته شده میباشد.[۲۲]

بازدید : 22
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 14:21

(متوفی ۵۰ق)، صحابی رسول اکرم(ص) و از یاران امام علی(ع) و امام حسن(ع) بود.بعداز قتل عثمان در سال ۳۵، از عموم بصره به اسم علی(ع) بیعت گرفت. او در نزاع جمل، صفین و نهروان در کنار حضرت علی (ع) بود. جاریه بعد از شهیدشدن حضرت علی(ع) به مکه و آنگاه به مدینه رفت و از عموم این شهرها به اسم امام حسن(ع) بیعت مسجد امین مشهد گرفت.

بعداز صلح امام حسن(ع) با معاویه، وقتی که جاریه به نزد معاویه آمد، در جواب به سخنان تمسخرآمیز معاویه، با شجاعت و صراحت گویش از دوستی با علی (ع) حافظه کرد و معاویه را پست خواند.

تبارنامه
اسم جدِّ او‌را زُهَیربن حُصَین و برخی منابع[۱] اسم جد یا این که بابا او را صاحب نوشته‌اند. لقب او‌را ابوایوب، ابویزید[۲] و ابو ولید[۳] نیز نوشته‌اند.

وی زیرا از اشخاص قوم و قبیله بنی سعد (از تیره‌های زید مَناة بن تمیم) بود، از وی با نسبت سعدی تمیمی حافظه کرده‌اند[۴] و زیرا در کوی بَحاریه شهر بصره اقامت داشت، او را بصری خوانده‌اند.[۵]

برخی، جاریة بن قدامه را از تابعین دانسته و گفته‌اند که فرصت فرستاده اکرم(ص) را فهم نکرده میباشد،[۶] ولی اکثری از علمای رجال و نویسندگان تراجم و طبقات، از جاریه درضمن صحابه نبی (ص) مذکور‌اند.[۷]

در بعد از ظهر حضرت علی(ع)
جاریه گرانقدر خاندان بنی تمیم و شخصی دلیر و ارجمند و از یاران خالص و بامسئولیت حضرت علی(ع) و از سرداران دلاور آن حضرت بود که او را در جنگهایش ملازمت و همراهی میکرد.[۸]

جاریة بن قدامه بعداز قتل عثمان در سال ۳۵، از عموم بصره به اسم علی( ع) بیعت گرفت.[۹]

در نزاع جمل: در نبرد جمل (۳۶) جاریه که در صف یاران علی(ع) و سرکرده تمیمیان بصره بود، [۱۰] نزد عایشه رفت و اورا به سبب ساز هتک ستر و حرمت خود نکوهش کرد و خروج او را بر امام (ع)، والا‌خیس و گران‌خیس از قتل عثمان شمرد و از وی خواست که گشوده خواهد شد.[۱۱] چندی آنگاه، جاریه امام (ع) را در جنبش به مرز و بوم بابل ملازمت کرد. گفته می‌گردد درین مسافرت امام (ع) دعا کرد که معبود آفتاب را گشوده گرداند تا جاریه با او نماز بعدازظهر بگزارد.[۱۲]
در مبارزه صفین: در نبرد صفین، جاریة بن قدامه با لشکری ۱۷۰۰ تنی از عموم بصره، برای مثال از بستگان سعد و الرِّباب، به امام (ع) پیوست.[۱۳] جاریة در‌این جنگ، هنگام هماوردی با عبدالرحمان بن خالدبن ولید به رجز خوانی پرداخت.[۱۴]
در نبرد نهروان: وقتی نیز که امام (ع) قصد نزاع با خوارج را داشت، جاریه با لشکری سه یا این که پنج هزار تنی، یا این که افزون‌خیس، در نُخَیله به آن حضرت پیوست.[۱۵] علی(ع) جاریه را با پانصد بدن پیشاپیش ارسال کرد و دو هزار بدن را در ادامه وی روانه کرد. جاریه در قبال آن‌ها ایستاد و نصیحتشان کرد.[۱۶]
در نبرد با اشهب: بعداز اتفاق نهروان، در جمادی الاخر سال ۳۸ اَشْهَب بن بشیرِ (بِشرِ) قرنی بَجَلی با ۱۳۰ یا این که ۱۸۰ بدن بر امام(ع) خروج کرد. امام (ع)، جاریه را به رویا رویی با او ارسال کرد. در جنگی که در جَرْجَرایا، بین واسط و بغداد، اتفاق افتاد اشهب و یارانش کشته شدند.[۱۷]
در نبرد با عبدالله بن حضرمی: در سال ۳۸ معاویه، عبداللّه بن حَضْرَمی را برای تصرف بصره ارسال کرد. زیرا اَعْین بن ضُبَیعَه، از یاران امام علی (ع)، در رویا رویی با ابن حضرمی کشته شد، امام به توصیه زیاد (کارگزار خویش در بصره)، جاریة بن قدامه را که به تیزبینی و سرسختی با معاند دارای اسم و رسم بود، با پنجاه بدن از بنی تمیم، از کوفه به بصره ارسال کرد. جاریه میان اَزْدیانِ مستقر بصره سخنرانی کرد و از مشقت بار کوشی و فرمانبرداری‌شان از امام و ادله وی حافظه کرد و طومار آن حضرت را برای شیعه ها خواند. امام در‌این طومار به بصریان هشدار داده بود که در شکل طغیان و مخالفت، بایستی شکستی طاقت فرسا‌خیس از جَمَل را تحمل نمایند. عموم بصره اطاعت کردند و جاریه به سوی عده ای از فامیلٔ خود، که پیمان و بیعت خویش را شکسته بودند، رفت و با آنها عتاب کرد. بیشتر آن ها او را اجابت کردند، البته بعضا به درشتی پاسخش دادند. به دنبال آن، جاریه با امداد زیاد و ازدیان، با ابن حضرمی وارد نبرد شد. ابن حضرمی با هفتاد بدن از یارانش به خانة سُنبُل (سَنبیل) سعدی حفاظت پیروزی. جاریه به آن ها هشدار بخشید و آنان‌را به اطاعت فراخواند، ولی آن‌ها نپذیرفتند؛ از این رو، او منزل را حریق زد و آن ها را به نابودی رساند. از آن پس جاریه را مُحَرِّق (حریق زننده) نامیدند. زیاد بن ابیه در طومار‌ای به امام علی (ع)، گزارش این قصه را بخشید. امام (ع) خبر را به دانایی عموم رساند و جاریه و ازدیان را ستود و بصریان را سرزنش کرد.[۱۸]
در پیکار با بسر بن ارطاة: در سال ۴۰، در پی حمله ها سرداران معاویه به قلمرو حکومت امام علی(ع) و تجاوز بُسربن اَرطاة به مکه و مدینه و غارت و کشتار در یمن، امام (ع) علاوه بر سخنانی عموم را به جهاد و دفع هجوم معاند فراخواند.[۱۹] که با سستی عموم روبرو گشت البته جاریه ذکر کرد که با معاند میجنگد. امام(ع) او را به نیکدلی و نیکخواهی و آمادگی قوم ستود و فرمود تا مجهز خواهد شد. آن‌گاه او را بعداز سفارشهایی درباره رعایت زهد در جهاد، با لشکری برای دفع معاند روانه کرد. جاریه شتابان به تعقیب بُسْربن ارطاة پرداخت و شهرها را سوای توقف پشت رمز گذاشت و توانست بُسْر را از یمن خارج نماید. جاریه مالی غصب نکرد و کسی را نکشت، به جز گروهی از هم محلی نَجران را که از اسلام برگشتند و نیز اشخاصی از عثمانیه را که بُسْر را در حَضْرَموت پذیرا گشتند و کمک نمودند. جاریه زیرا به جُرَش رسید، یک ماه توقف کرد. در آنجا خبر شهیدشدن حضرت علی(ع) را شنید.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 20
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 14:21

(متولد۱۱۸۷ق- درگذشته۱۲۷۰ق) از فقهای اصولی قرن سیزدهم، از شاگردان شریف العلماء مازندرانی و مالک جواهر و ملقب به سعیدالعلماء مازندرانی. درباره رده علمی‌ وی گفته‌اند روضه خوان انصاری او‌را از خویش اعلم می‌دانست و بعد از طومار سعید العلماء به او، جایگاه مرجعیت و زعامت شیعه ها را برعهده گرفت. سعید العلماء نقش بسیار گزینش کننده‌ای در خموشی کردن فتنه بابیه در مازندران مسجد سجاد مشهد داشت.

معاش‌طومار محمدسعید در سال ۱۱۸۷ق در قریه «دیوکلا» از توابع بارفروش (بابل کنونی) متولد شد[۱] و نزدیک به سال ۱۲۷۰ق در زادگاهش از جهان رفت.[۲] او در بازار مسجد جامع به‌خاک ودیعه شد.[۳] معاش علمی او تحصیلات خویش را در زادگاهش استارت و بعد به نجف عزیمت کرد و بعد از سال‌ها درس دادن و علم آموزی به بارفروش رجوع تا در سرویس عموم بارفروش باشد. او امامت جماعت مسجد جامع این شهر را بعهده رزرو مسجد سجاد مشهد گرفت.[۴]


تندیس سعید العلما مازندرانی در دیوکلا اساتید او در نجف از محضر علمای زمانش به کارگیری موفقیت: شریف العلماء مازندرانی[۵] روضه خوان محمد حسن نجفی (مالک جواهر)[۶] حالت علمی و مرجعیت مراتب علمی سعید العلماء، آیتم دقت شایانی در عراق و کشور ایران بوده میباشد. از ارادت ناصرالدین پاد شاه به او در تاریخ نقل‌هایی آمده میباشد. معلم تبریزی در ریحانة الادب نوشته، برخی از اهل خبره اورا هم سنگ روحانی انصاری دانسته بلکه گاهی ترجیحش می دهند. بالجمله فقه و اصول وی مسلم اهل بعدازظهر خویش آدرس مسجد سجاد مشهد بود.[۱۰]

قسمتی از سخنرانی سعیدالعلماء در مسجد علیه بابیون ایها الناس بیدار گردید! معاندان ما، در کمینند. میخواهند اسلام را از در میان ببرند. مقدسات اسلامی را محو نمایند. حال که محمد فرمانروا فوت کرده و امور درهم و پریشان میباشد، مدیر این دسته با جمعیتی از جان پیشین به طرف ما میاید. همۀ شما فردا صبح حاضر باشد و خویش را فراهم نمایید تا جلوی این تیم را شماره تلفن مسجد سجاد مشهد بگیرید.

درس‌هایی از مدرسه اسلام، آبان ۱۳۸۶، سال ۴۷، شماره ۸، ص۶۱.

با درگذشت صاحب و مالک جواهر، دستور مرجعیت و زعامت شیعه ها، دربین علمای نجف اشرف، متعین در روضه خوان مرتضی انصاری شد البته روضه خوان انصاری از قبول این دستور امتناع می‌ورزید و معتقد بود با وجود سعیدالعلمای مازندرانی، او اعلمیت و صلاحیت ما یحتاج برای تصدی موضع افتاء را ندارد.بعد از مکاتبه فی مابین این دو، سعید العلماء می‌نویسد:در شرایطی‌که اینجانب در وقت ها اشتغال علمی، اعلم از روحانی بودم، لکن در بلاد فارس تارک گردیده‌ام البته روحانی، هنوز درگیر دانش هست فعلا برای پیروی و فتوی متعین میباشد.[۱۱] بعداز این طومار، روضه خوان انصاری مرجعیت عام را می‌پذیرد.

یکی نکات بسیار اصلی و شایان توجه در زندگانی سعید العلماء، مسئولیت‌پذیری، جدیت و کارایی وی در سرکوبی کودتا طرفداران فرقه بابیت در مازندران بود. یکی مبلغین فرقه بابیت به اسم ملاحسین بشرویه‌ای جهت همیاری با ملا محمدعلی بارفروشی که به‌این فرقه تمایل پیدا کرده بود از خراسان روانه مازندران شد. همین که سعید العلماء به‌تامل ملاحسین پی پیروزی برای پیشگیری دست به عمل شد و به فرمان وی علما و صنف‌ها در مسجد گردهم آمدند و آن گاه نبرد با این فرقه را تحت عنوان تکلیف تیتر فرموده و با رئیس او، فتنه بابیه در مازندران در جمادی الثانی ۱۲۶۵ق، بی سر و صدا شد.
در لحاظ برزگان
صاحبان تراجم با توصیفات متعددی از وی تعریف کرده‌اند. معلم تبریزی دربارۀ او می‌نویسد: ملامحمد سعید بارفروشی مازندرانی، از اکابر علمای امامیه... از افاضل مجتهدین، در بلاغت و نطق و ذکر یگانه فرصت... بود.[۱۴] تالیف کننده اعیان الشیعه درباره‌اش گفته میباشد: بلندمرتبه فقیهان و مجتهدان، یکی مراجع مسلمان ها، عبادت پیشه‌ای که کسی همانندش پای‌حایل به مستحبات و نوافل عدم وجود. [۱۵][یادداشت ۱]

بزرگداشت
کنگره ملی بزرگداشت سعید العلماء و ملا محمد اشرفی در روز پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ش به بازه سه روز در دانشکده صنعتی نوشیروانی بابل برگزار شد

بازدید : 21
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 13:53

(۱۲۸۰-۱۳۳۲ق) دارای اسم و رسم به سید احمد کربلایی از عارفان و فقیهان شیعه در عراق بود. او در فقه، دانش آموز میرزا محمدحسن شیرازی(مالک فتوای تحریم تنباکو) و آخوند خراسانی و در عرفان و خوی، استادش ملا حسینقلی همدانی بود. سید احمد کربلایی در حوزه علمیه نجف شاگردان متعددی در فقه، اصول‌ و خلق و خوی، مثل سید علی حکم دهنده طباطبایی، سید جمال‌الدین گلپایگانی و آقابزرگ تهرانی تربیت کرد. در فقه کتابی از وی به‌چاپ نرسیده و فقط یک کتاب به عنوان «رساله محاکمات دربین علمین» در عرفان از وی وجود مسجد امین مشهد دارااست.

عالمان شیعه مثل آقابزرگ تهرانی، محمدحسین غروی اصفهانی و دیگرافراد درباره وی صحبت گفته و او‌را یک مدرس بی نقص دانسته‌اند. سید احمد کربلایی ۲۷ شوال ۱۳۳۲ق در نجف از عالم رفت و قبر وی در بقاع امام علی(ع)، مقابل حیاط طلا جواهرات جای‌دارد.

مقام
آقابزرگ تهرانی، از شاگردان سید احمد کربلایی، در کتاب «نقباء البشر» او‌را یک کدام از یاران و شاگردان ویژۀ ملا حسینقلی همدانی دانسته و به گفتۀ وی، سید احمد یگانه زمان خودش بوده و در بالاترین مراتب علم، خلق و خوی، سیر و سلوک، زهدو تقوا، ورع و واهمه از معبود قرار داشت.[۱]

محمدحسین غروی اصفهانی هم کربلایی را در فقه، بی‌نظیر خوانده و از بزرگان فقهای امامیه به‌شمار می‌رفته میباشد.[۲]

معاش‌طومار
سید احمد کربلایی حدود سال ۱۲۸۰ق، در کربلا به‌جهان آمد و بدین ادله به کربلایی معروف شد. پدرش سید ابراهیم موسوی تهرانی میباشد.[۳] هرچند سال تولدش به‌طور ظریف مشخص وجود ندارد البته علامه طهرانی با شواهدی، تاریخ به دنیا آمدن اورا به حساب آوردن کرده و حدود سال ۱۲۸۰ق تقریب زده‌ میباشد.[۴]

سید احمد کربلایی در ۲۷ شوال ۱۳۳۲ق در نجف از جهان رفت و در بقاع امام علی(ع) مقابل تراس طلا و جواهرات دفن شد.[۵]

خصوصیت‌ها
خصوصیت‌های علمی و اخلاقی کربلایی بدین گستردن میباشد:

علمی
سید احمد کربلایی در فقه خیلی توانا بود، تا جایی که محمدحسین غروی اصفهانی درباره وی گفته، اینجانب احدی را در فقه مثل وی ندیده‌ام.[۶]

صاحب و مالک کتاب توحید علمی و عینی نوشته که او در سن چهل سالگی نامزدِ مرجعیت شیعه شد اما حاضر نشد فتوا دهد. همینطور محمدتقی شیرازی احتیاطات خویش را به وی ارجاع می‌بخشید.[۷]

اخلاقی
ملا حسینقلی همدانی حدود سیصد محصل تربیت کرد که بارزترین آن‌ها سید احمد کربلایی و محمد بهاری بودند و شیوه مدرس خویش را ادامه دادند.[۸] در کتاب رساله لب‌اللباب بیان شده که، هنگامی روحانی محمد بهاری به‌استدلال بیماری نجف را رخنه‌ کرد، سید احمد کربلایی فقط کسی بود که در آنجا کلاس‌های فقاهتی و اخلاقی داشت و شاگردان متعددی را تربیت کرد.[۹]

آقابزرگ تهرانی که مدتی اهل یک محل سید احمد کربلایی بوده دربارۀ وی گفته که او، نمازهای خویش را در جای ‌های خلوت به‌جا می آورد و در نماز شب بسیار ناله می کرد.[۱۰]

در منابع دیگر آمده میباشد که سید احمد کربلایی در تاثیر فغان‌های وقت گیر یکی‌از چشمان خویش را از دست داده بود و به همین برهان، به سید احمد واحدالعین (یک‌دیده) معروف شد

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 19
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:19

(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) متخلص به‌ بهائی و دارای اسم و رسم به‌ روضه خوان بهائی و بهاءالدین عاملی، عالم، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه در بعدازظهر صفوی بود. روضه خوان بهائی بیشتراز ۱۰۰ کتاب در مورد‌های متعدد تألیف نموده است. جامع عباسی و اربعین برای مثال اثرها اوست. اثراتی نیز در معماری بر مکان گذارده که منارجنبان اصفهان، تقسیم زاینده‌رود اصفهان، گنبد مسجد امام اصفهان، پیاده سازی صحن و سرای بقعه امام رضا(ع) به طور یک ۶ ضلعی و نقشه حصار نجف، از آن پاراگراف میباشد. او سفرهای اکثری به نقاط متفاوت جهان کرد و مسافرت مشهوری نیز یاور فرمان روا عباس صفوی با پای پیاده به مشهد مسجد سجاد مشهد داشته میباشد.

وی منزلت روضه خوان الاسلامی بالاترین منصب قانونی فقهی در حکومت صفویه را برعهده داشت. اقامه نماز آدینه اصفهان نیز برعهده وی بود.محمدتقی مجلسی، ملاصدرا، سود کاشانی و ملاصالح مازندرانی برای مثال شاگردان روضه خوان بهائی به شمار میروند.معاش‌طومار،بهاءالدین عاملی در ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق در بعلبک متولد شد.[۱] محل معاش او جُبَع یا این که جُباع،[۲] از روستاهای جبل برهان بوده میباشد.[۳] پدرش، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (متوفی ۹۸۴ق)، از شاگردان و دوستان شهید ثانی (متوفی ۹۶۶ق) رزرو مسجد سجاد مشهد بود.

نسب او به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امیرالمؤمنین می رسد؛ از این رو به حارثی هَمْدانی نیز آوازه دارااست.کودکی و جوانی:1‌سال پس از به دنیا آمدن وی در بعلبک، خانواده‌اش به جبل دلیل رفتند البته بعداز شهید شدن شهید ثانی و شم عدم امنیت در‌این شهر و نیز به دعوت و تشویق پادشاه طهماسب اولیه و علی بن هلال کرکی دارای اسم و رسم به روحانی علی مِنشار، روحانی الاسلام اصفهان، از جبل برهان به کشور ایران نقل جای و در اصفهان مستقر شدند. خانواده وی از اولیه علمای شیعه در جبل دلیل بودند که در‌پی استقرار حکومت شیعی صفوی، به کشور ایران مسافرت آدرس مسجد سجاد مشهد کردند.[۴]

بنابر ورژن‌ای به خط روحانی بهائی که در ۹۶۹ق در قزوین درج شده، وی هنگام ورود به کشور‌ایران ۱۳ ساله بود،[مستلزم منبع] ولی برخی منابع اورا در‌این فرصت ۷ ساله دانسته‌اند.[۵] او از هجرتش به کشور ایران و ورودش یاروهمدم با بابا در دستگاه سلاطین صفوی اظهار ناخرسندی نموده است.[۶][یادداشت ۱] بعداز ۳ سال اقامت در اصفهان، پادشاه طهماسب نخستین به سفارش و تأکید روحانی علی منشار، عزّالدین حسین را به قزوین دعوت و منصب روضه خوان الاسلامی شهر را به وی سپرد. روضه خوان بهائی نیز همپا پدرش به قزوین رفت و مدتی در آنجا اقامت و به علم آموزی علم ها متعدد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پرداخت.[مستلزم منبع]

به نوشته روضه خوان بهائی،[۷] او در سال ۹۷۱ق یار با پدرش در مشهد بوده میباشد.[۸] ابعاد پدرش برای مدتی روحانی الاسلام هرات شد، ولی او در قزوین ماند و در ۹۷۹ق و ۹۸۱ق اشعاری در شوق به دیدار بابا و شهر هرات برای وی ارسال کرد.[۹] در سال ۹۸۳ق بابا روحانی به قزوین آمد و برای مهاجرت حج از پادشاه اذن خواست، فرمانروا به خویش وی اذن بخشید البته از ملازمت و همراهی بهاءالدین عاملی با بابا منع و اورا به ماندن در قزوین و درس دادن علم ها موظف کرد.[۱۰]

همسر و فرزندان
همسر روضه خوان بهائی، دختر علی منشار عاملی، زنی دانشمند بود که بعداز درگذشت بابا، کتابخانه باارزش ۴ هزار جلدی اورا به ارث پیروزی و روضه خوان بهائی آن را در ۱۰۳۰ق وقف کرد. این کتابخانه بعد از وفات روضه خوان بهایی، به باعث اهمال در محافظت نابودشد.[۱۱] بعضا بر این نظریه‌اند از این که بهائی سی سال از قدمت خویش را به تنهایی در مهاجرت گذرانده، می‌قدرت پیش بینی زد که فرزندی نداشته میباشد. بیشتر منابع نیز فرزندی برای وی معرفی نکرده و بعضا اورا عقیم دانسته‌اند.[۱۲]

تحصیلات و اساتید
بیشتر تحصیلات بهائی، در قزوین بود که آن مجال حوزه علمی فعّالی داشت. بعداز قزوین، در اصفهان به علم آموزی خویش خاطر نشان نمود. او‌لین و مهم ترین مدرس بهائی، پدرش بود که نزد او تعبیر و تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و یه خرده سنجیده خواند واز وی اذن قصه اخذ کرد.[مستلزم منبع]

استادان دیگر بهائی عبارت‌اند از:

ملاّ عبدالله یزدی؛
ملاّ علی مُذَهَّب؛
ملا علی قائنی؛
ملا محمد باقر یزدی؛
روحانی احمد گچایی؛
روحانی عبدالعالی کرکی (درگذشت ۹۹۳ق) فرزند متفحص کرکی؛
محمود دهدار (درگذشت۱۰۱۶ق)؛[۱۳]
محمّد بن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی.[۱۴]
شاگردان
آوازه علمی و شرایط اجتماعی بهائی موجب شد شاگردان بخش اعظمی داشته باشد. امینی،[۱۵] سید محسن امین در اعیان الشیعه از سید نعمت‌الله جزایری نقل می‌نماید که شاگردان روضه خوان بهایی درایام تعطیل از روضه خوان بیشتر منفعت می‌بردند چون در‌این روز ها روضه خوان برایشان از علم ها گوناگون، خبرها معدود، اشعار و حکایات برایشان نقل میکرد.[یادداشت ۲] بدون نقص‌ترین گزارش از اسامی شاگردان روحانی و راویان او‌را توده نموده است. او از ۹۷ نفر با بیان منبع اسم می برد که مشهورترین آن‌ها عبارت‌اند از:

محمدتقی مجلسی
محمد محسن سود کاشانی
صدرالمتألهین شیرازی
سید ماجد بحرانی، که بر الاثناعشریة بهائی تعلیقه نگاشته میباشد.[۱۶]
روحانی جواد بن سعد بغدادی دارای شهرت به فاضل جواد، شارح خلاصة الحساب و زبدة الاصول روضه خوان بهائی.
ملا حسنعلی شوشتری که در ۱۰۳۰ق از بهائی اذن ماجرا اخذ داشته میباشد.[۱۷]
ملا خلیل بن غازی قزوینی (متوفی ۱۰۸۹ق)
روحانی زین الدّین بن محمد نواده شهید ثانی
ملا با تقوا مازندرانی
رفیع الدین محمد نائینی دارای شهرت به میرزا رفیعا[۱۸]

بازدید : 14
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 11:00


حجاج و شیعه
حجاج طرز پیشینیان اموی خویش را بر تشویق بر سبّ و ناسزاگویی به حضرت علی (ع) و آل علی (ع) خاطر نشان نمود و اشخاصی را که از وی، اعلام برائت نمی‌کردند، می‌کشت.[۷۸] همینطور وی شیعه‌ها امام علی(ع) را کاوش کرده و به شهیدشدن می رساند. طبری می‌نویسد وقتی که حجاج شورشیان بر عثمان بن عفان و شیعه ها امام علی(ع) را کاوش، بازداشت و به شهید شدن می رساند، اسماء بن خارجه بعضا شورشیان و برخی شیعه ها پررنگ مانند کمیل بن زیاد را به حجاج معرفی مسجد امین مشهد نمود.[۷۹]

ابن ابی الحدید نیز این مقاله را پذیرش کرده و در تعریف کشتار شیعه‌ها بوسیله حجاج به گزارش امام باقر(ع) می گوید:

... حجاج شیعه‌ها را می‌کشت و به خرد‌ترین ظن و تهمتی دستگیر میکرد. به حدی که درباره مردی گفته میشد زندیق یا این که کافر میباشد، خوب بود از اینکه او را شیعه علی معرفی نمایند.[۸۰]
مسعودی ذکر می دارد روزی حجاج به عبدالله بن هانی (از نزدیکان حجاج که صورتی زشت داشت) اعلام کرد بستگان شما هیچ منقبتی ندارد. ابن هانی به مطرح شدن مناقب خویشاوندان خویش پرداخت و حجاج بعد از هر مطلبی، می‌بیان کرد:‌ "آری (این منقبتی میباشد)". تا زمانی که ابن هانی اعلام‌کرد مجموع اشخاص بستگان اینجانب، شتم و لعن ابوتراب (حضرت علی) را کرده‌اند و همینطور به ابوتراب دو پسرش و همینطور مامان فرزندانش (حضرت فاطمه) را نیز اضافه می‌نمایند. حجاج بعداز آن بیان کرد: "به معبود عهد این منقبتی میباشد."[۸۱]

اهانت به منبر رسول اكرم‌ (ص) و شهر مدینه منوره، به تأخیرانداختن نماز،[۸۲] بر‌خیس شمردن خلیفه اموی از ملائکه و پیامبران و نبی خداوند،[۸۳] و اطاعت از خویش را از اطاعت پروردگار واجب‌خیس درک کردن[۸۴] از سایر مواقعی میباشد که در معاش حجاج تصویب شد‌ه‌است.

وفات
نفرین سعید بن جیبر
بعضا انگیزه مرگ حجاج را دعای سعید بن جبیر دانسته‌اند. سعید برای مثال افرادی بود که به دست حجاج به قتل رسید. او پیش از مرگ خود دعا کرد: «اللّهمّ لا تسلّطه علی احد...؛ خدایا این جانی را بعد از اینجانب بر احدی مسلّط مگردان.»[۸۵] گفته‌اند بیش تر از ۴۰ روز بعد از قتل سعید، حجّاج زنده نماند.[۸۶] تا موقعی که زنده بود، همواره سعید را در خواب می‌روئت کرد، در حالی که گریبانش را گرفته، می‌ذکر کرد: معاند خداوند! چرا من را کشتی؟ حجّاج در‌این هنگام از خواب میپرید و می‌اعلام‌کرد: مالی و لسعید، مالی و لسعید؛ منرا با سعید چه شغل![۸۷]

وفات حجاج
حجاج در رمضان یا این که شوال سال ۹۵ مرد.[۸۸] او به جانشین خویش، یزید بن ابی‌مسلم، وصیت کرده بود اورا مخفیانه دفن نماید و روی قبرش آب بریزد و آن را محو کند تا کسی مکان آن را نداند و نبش قبر نکند.[۸۹]

خویشان حجاج
در زمان خلافت سلیمان‌ بن عبدالملک، قبیله حجاج در معرض شکنجه و تعقیب و مصادره اموال قرار گرفتند و به امر خلیفه اموی، حجاج را بر منابر لعن و نفرین کردند.[۹۰] در روزگار خلافت قدمت بن عبدالعزیز، فامیل و خویشان حجاج به یمن تبعید شدند.[۹۱]

پانویس
صدقی عمد، ۱۹۷۲، ص ۸۳
ر.ک: خلیفةبن خیاط، ص ۱۲۵؛ ابوزرعه دمشقی، ج ۲، ص ۷۰۰؛ ابن‌عساکر، ج ۱۲، ص ۱۱۵، ۱۹۷، قس ص ۱۹۸
طبری، ج ۵، ص ۱۷۲
ابن‌حجر عسقلانی، ج ۲، ص ۱۸۶
رجوع‌کنید به جاحظ، ۱۹۴۸، ج۱، ص ۳۲۴
ابن‌خلدون، ج۱، ص۴۰
ابن‌قتیبه، ۱۹۶۰، ص ۳۹۵ـ ۳۹۶
بلاذری، انساب الاشراف،۱۴۱۷ ق.
مراجعه کنید به ابن عبدربه،‌ ۱۹۹۰، ج۵، ص ۳۱
ابن‌نباته، ۱۹۶۴، ص۱۷۰
صدقی عمد، ۱۹۷۲، ص ۹۱
ابن‌عساکر، ۲۰۰۱، ج ۱۲، ص ۱۱۳

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 18
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:10

دارای شهرت کرخی از بزرگان صوفیه در قرن دوم که او را رینگ اتصال تصوف و تشیع معرفی کرده‌اند. بخش اعظمی از فرقه‌های تصوف مانند نعمت‌اللّهیه و ذهبیه او را سرسلسله خویش معرفی و خویش را وابسته به سلسله دارای اسم و رسم کرخی پر اسم و رسم به «سلسله السلاسل» میدانند. برخی منابع او را آغازگر مدرسه تصوف بغداد میدانند که نقش مهمی در جابجایی تصوّف از زهد و تقوا به عرفان داراست.منابع صوفیه و برخی کتاب‌های تاریخی او را از موالی امام رضا(ع)، نگهبان او و از اصحاب خاصش به شمار آورده‌اند و از این‌شیوه لباس تصوف را متصل به معصومین (ع) می دانند. این منابع درباره دارای اسم و رسم، کرامات فراوانی بیان کرده‌اند که بخش اعظمی از محققین این کرامات را اغراق مسجد سجاد مشهد گردیده میدانند.
به جز تنی چند از کتاب‌های متاخر، هیچ‌یک از منابع رجالی شیعه، دارای اسم و رسم را در زمره اصحاب امامان شیعه(ع) بیان نکرده‌اند و به همین استدلال بخش اعظمی از عالمان شیعه رابطه او با امام رضا (ع) را نفی می‌نمایند.نسب و ولادت.ابو محفوظ بن فیروز پر اسم و رسم به کَرخی از شخصیت‌هایی میباشد که درباره وی ابهامات بخش اعظمی وجود دارااست. اسم پدرش را فیروز، فیروزان و علی بیان کرده‌اند.[۱] بنابر پر اسم و رسم پدر و مادر وی مسیحی بوده‌اند.[۲] بعضی نیز مذهب آنها را زرتشتی و سایر افراد نیز صابئی دانسته‌اند. از سال به دنیاآمدن وی گزارشی در اختیار وجود ندارد.[۳] او در کرخ بغداد چشم به جهان گشود و به همین باعث به کرخی دارای اسم و رسم رزرو مسجد سجاد مشهد میباشد.
رده در تصوف .پر اسم و رسم کرخی از عارفان طبقه ویّل بوده و او را آغازگر مدرسه تصوّف بغداد میدانند که نقش مهمی در جابجایی تصوّف از زهد و تقوا به عرفان داراست. آورده شده که پر اسم و رسم او‌لین تمجید از تصوّف را ارایه نموده است. وی تصوّف را (دریافت کردن حقایق و اعلام کردن دقایق و نومیدی از دست خلایق) می داند. این تمجید گزینه اعتنا عارفان بعداز او و مستشرقانی شوید که به استیناف و آشنایی جریان عرفان و تصوّف آدرس مسجد سجاد مشهد پرداختند.[۴]
سلسله دارای شهرت کرخی به «السلاسل» دارای اسم و رسم گردیده است؛ بین فرقه‌های صوفیه، معروفیه که بعد ها به نعمت اللهیه تغییر تحول اسم اعطا کرد، به یار و همدم مجموع شعباتش به پر اسم و رسم کرخی منتهی می شود و از این شیوه نسبت خویش را به امام رضا(ع) و حضرت علی(ع) می رسانند.[۵] فرقه ذهبیه نیز سلسله خویش را به دارای اسم و رسم کرخی و به واسطه او به معصومین(ع) می رساند.[۶]
بنابر گفتار دانشمندان صوفیه، نسبت جامه دارای شهرت کرخی از سه روش به رسول اسلام(ص) شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می رسد:

مشهور کرخی- داود طایی- حبیب عجمی- حسن بصری- علی(ع)- فرستاده(ص).
دارای اسم و رسم کرخی- فرقد سبخی- حسن بصری- انس بن صاحب- علی(ع)- فرستاده(ص).
مشهور کرخی- امام رضا(ع)- امام جعفر راستگو(ع)- امام محمد باقر(ع)- امام سجاد(ع)- امام حسین(ع).[۷]
سَرّی سَقَطی از سایر صوفیه دارای شهرت، دانش آموز او بوده میباشد.[۸]

تغییر تحول آیین
منابع صوفیه تصریح دارا هستند که دارای اسم و رسم کرخی بوسیله امام رضا(ع) مسلمان شد‌ه‌است، بنابر این گزارش‌ها، او در جریان گریزو فرار از استادش که سعی بر یادگرفتن عقاید مسیحی به او را داشت به دست امام رضا(ع) مسلمان گردیده و در برگشت به منزل، پدر و مادر وی نیز فورا تغییر‌و تحول آئین میدهند.[۹]
اولی راوی این گزارش را ابی عبدالرحمن سلمی و کتاب طبقات الصوفیه می دانند؛ که پس از وی اشخاصی مانند ابن خلکان [۱۰]، این حکایت را سوای پژوهش و تفحص از صحت آن نقل کرده‌اند.[۱۱] همگی منابع آینده نیز همین گزارش را با استناد به کلام سلمی نقل کرده‌اند. [۱۲]

تغییر و تحول آئین مشهور کرخی و اتفاق ها مرتبط با آن و احوالات و مناقب او بعداز آن نقطه اتکای عقیده‌ای میباشد که او را رینگ اتصال فی مابین تصوف و تشیع میداند. این منابع معتقدند سلسله‌های صوفیه که صورت گرفت تمامی از روش دارای اسم و رسم كرخی به امام رضا(ع) اتصال می یابند.[۱۳]

در منابع شیعه
منابع رجالی تیم نخستین و متقدم شیعه، نامی از دارای اسم و رسم کرخی تحت عنوان یک کدام از اصحاب یا این که راویان امام رضا (ع) نیاورده‌اند.
منابع دیگر را نیز می بایست به دو دسته ثابت و انکار کننده رابطه مشهور کرخی با امامان شیعه (ع) تقسیم کرد.
علامه حلی در تعدادی کتاب خویش به اسم دارای شهرت کرخی اشاره نموده است و مسلمان شدن او به دست امام رضا(ع) و داشتن منزلت دربانی آن حضرت را تأیید نموده است.[۱۴] [۱۵] [۱۶] سید حیدر آملی نیز که خویش از عرفای شیعه میباشد انتساب دارای اسم و رسم کرخی به امام رضا(ع) و اعطای لباس عرفان به او از جانب امام هشتم شیعه‌ها را اثبات دانسته و از این روش وصال سلسله‌های تصوف را به معصومین(ع) تأیید می‌نماید.[۱۷] [۱۸] [۱۹]
عالمان شیعه دیگری مانند سید بن طاووس،[۲۰] حکم دهنده نورالله شوشتری [۲۱]از اشخاصی میباشند که ارتباط مشهور کرخی و علی بن موسی الرضا(ع) را نقل کرده‌اند.
روحانی بهایی در کتاب اربعین روایتی را به واسطه دارای اسم و رسم کرخی از امام درستگو(ع) نقل نموده است [۲۲]و فخرالدین طریحی نیز همچون او دارای شهرت کرخی را از راویان امام راست گو(ع) می داند. [۲۳] همینطور ابن فهد حلی در کتاب التحصین فی صفات العارفین روایتی را به واسطه پر اسم و رسم کرخی از امام درست گو (ع) نقل نموده است.[۲۴]
عالمان متاخرتری مانند روضه خوان عباس قمی در الکنی و الالقاب [۲۵]و آیت الله خویی در معجم رجال الحدیث [۲۶]، اسم پر اسم و رسم کرخی را با نقل‌هایی از منابع تاریخی اهل سنت و همینطور منابع صوفیه، بیان کرده‌اند.
محمد باقر خوانساری درباره روایاتی که به واسطه دارای شهرت کرخی از امام درست گو (ع)گفته شده؛ این نظر را دارد، ممکن میباشد خواسته از امام جعفر در‌این احادیث، جعفر ثانی یا این که امام هادی(ع) باشد چون هیچ منبعی دارای شهرت کرخی را در بین اصحاب امام درستگو (ع) بیان نکرده میباشد.[۲۷]
در نقطه مقابل علامه مجلسی اینکه دارای اسم و رسم کرخی از اصحاب امام رضا(ع) بوده را نا ممکن می داند و برای این صحبت به عدم بیان اسم دارای اسم و رسم در منابع اصیل رجال شیعه استناد می‌نماید که به اطمینان او این منابع در تصویب و ضبط اسم اصحاب ائمه از هر صنفی وسواس و توجه داشته‌اند. خلال این، مجلسی با اشاره به داوود طائی که بنابر منابع صوفیه مدرس و خواسته دارای اسم و رسم کرخی بوده میباشد و تعصب او در مذهب اهل سنت دارای شهرت میباشد، اصالت مطالب مرتبط با دارای اسم و رسم را با تردید ها دورازشوخی مواجه می داند.
دیگر منابع منتقد
بعضا منابع رجالی و کلامی اهل سنت با اینکه پر اسم و رسم کرخی به دست امام رضا(ع) مسلمان گردیده است به شدت مخالفند تا جایی که ذهبی قول می خورد که‌این موضوع درستی ندارد و قصه دربانی امام نیز بر پایه ی واقع وجود ندارد

بازدید : 16
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 16:20


حمد‌های اولِ کتاب
تالیف کننده، یک‌سری ورقه در آغازِ کتاب را به ثنا از فرمانروای موصل تخصیص داده و آن‌گاه چندین کاغذ‌ای نیز در حمد کتاب خویش آورده و طی آن تاثیر خود را سودمندتر از حماسه ابوتمام و مقامات همدانی و مقامات حریری شمرده مسجد سجاد مشهد میباشد.

محورهای اساسی کتاب
انتخاب سمت و سوی تدوین کتاب
مولف ابتدا فصل یکم میگوید: این کتاب مکان حرف درباره واقعیت فرمانروایی و تقسیم شدن آن به سر گروهی‌های شرعی و مادی مانند خلافت و سلطنت و امارت و ولایت و آنچه از اینهمه برپایه شرع پایدار بوده یا این که نبوده و آرای صاحب و مالک‌نظران درخصوص امامت آدرس مسجد سجاد مشهد وجود ندارد.

خصوصیت‌های مدیریت
مدیریت فاضل بایستی از خِرَد، عدل و داد، علم، پرهیزکاری و عفو و بخشش بهره مند و از خشم، بخل و تُندی بر کنار آدرس مسجد سجاد مشهد باشد.

ترجیح فرمانروای غیرمسلمان بر مسلمان
او جواب علی بن طاووس (د ۶۶۴ق/۱۲۶۶م) را به سوال هولاکوخان در ترجیح فرمانروای غیرمسلمان دادگر بر مسلمان ستمکار نقل می‌نماید و وجود اعلم معصوم را در جامعه ما یحتاج نمی‌داند و هوشیاری و شعور حکم کننده را کافی شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می‌شمرد.

عیب گیری از خلفای اموی و عباسی
از بیشتر خلفای اموی و عباسی نقد می‌نماید و صریحاً اعلام می دارد که هارون‌الرشید از خدای گران قدر بیم نداشته میباشد.

آداب فرمانروایی
کشتن بی‌تأمل را روا نمی‌داند و شکنجه به‌ویژه با حریق را ملامت می‌نماید.
انتقام‌جویی را زشت می‌شمرد و در غربت از این صفت علی بن ابی طالب(ع) را نمونه می آورد.
همینطور او در بخش اعظمی از جاهای این کتاب عشق و علاقه خویش را به اهل بیت رسول(ص) نماد میدهد.

نقاط ضعف کتاب
این تاثیر دربرگیرنده برخی لغزش‌های تاریخی نیز میباشد.
مؤلف، مثلا در نقل رویدادهای مرتبط با حلاج و قرمطیان و افتادن بغداد به دست ترکان سلجوقی، مطالب نادرستی آورده میباشد.

چاپ در آن سوی مرز
در قرن ۱۳ق/۱۹م قسمت‌هایی از این کتاب در پاریس (۱۸۰۶و ۱۸۳۴ و ۴۶ ـ ۱۸۴۷م)، وین (۱۸۱۶م)، بُن (۱۸۲۳م)، طرابلس (۱۸۲۸م)، مسکو (۱۸۷۰م) و حافظه موقت (۱۸۸۴م) منتشر شد.[مستلزم منبع] چاپ یکجای آن اول‌توشه در ۱۸۶۰م در شهر گوتای آلمان ایفا گرفته و در ۱۸۹۵م نیز با پیشگفتار‌ای به گویش فرانسوی در پاریس منتشر شده است.[مستلزم منبع] همین چاپ بعد ها در قاهره و بیروت تعدادی توشه منتشر شد‌ه‌است.

ترجمه به لهجه‌های گوناگون
این تاثیر به گویش‌های انگلیسی و فرانسوی نیز ترجمه و منتشر گردیده‌است.

ترجمه به فارسی
کتاب را محمد وحید گلپایگانی به فارسی برگردانده و اسم «تاریخ فخری در آداب ملک‌داری و دولت‌های اسلامی» بر آن نهاده میباشد.[۳]
این ترجمه در ۱۳۵۰ش در طهران چاپ و منتشر گردیده و دیگر باره در ۱۳۶۰ش تجدید چاپ گشته میباشد.

پانویس
ابن طقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول، بیروت دار صادر، ص۳۳۹؛ الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول، مصر المطبعة الرحمانیه، ص۲۴۵.
دهخدا، لغتنامه، تحت حدباء
معرفی کتاب در وبسایت گیسوم
یادداشت
حَدْباء. اسم شهر موصل. از آن جهت که مجرای دجله در آنجا کوژ و کژ می‌باشد. ( معجم البلدان ) ( قاموس الاعلام ترکی ). اسم قلعه ای بموصل میباشد. ( ابن بطوطه ). [۲]
منابع
آقابزرگ، الذریعه، ۱۴۰۸ق، جلد ۱۶، ص۱۲۵.
محمد بن علی بن طباطبا ابن الطِقْطَقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدّول الاسلامیه، مصر، المطبعة الرحمانیه، ۱۹۳۸م، جم.
عبدالرزاق بن محمد ابن الفوطی، الحوادث الجامعه، بغداد، ۱۳۵۱ق، ص۲۶۲-۲۶۵.
ادوارد براون، تاریخ ادبی کشور‌ایران، ترجمه علی‌پاشا با تقوا، طهران، ابن سینا، ۱۳۳۵ش.
بروکلمان، تاریخ ادبیات عرب، تحت کلمه ۲/۲۰۷ ۲۰۸؛ ۲/۲۰۱۲۰۲؛ دانش کده ادبیات، فهرست خطی، ۸/۸۰.
دانشنامه کشور‌ایران و اسلام.
دایرةالمعارف الاسلامیه.
دایرةالمعارف فارسی.
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ۱۹۶۹، ج۷، ص۱۷۴.
عبدالحسین زرین‌کوب، تاریخ کشور ایران پس از اسلام، طهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش، ص۱۲.
محمد قزوینی، یادداشت‌ها، به سعی ایرج افشار، طهران، علمی، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۹۱-۹۴.
عمررضا کحاله، معجم المؤلفین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۱، ص۵۱.
لغت‌طومار دهخدا.
محمود مهدی دامغانی، «ابن الطقطقا و کتاب الفخری»، نشریه دانش گاه الهیات و معارف اسلامی *مشهد، حس ۱۴ (فصل بهار ۱۳۵۴ش)؛ ص۱۵۶-۱۷۳.
هندوشاه بن عبدالله نخجوانی، تجربیات السّلف، به تلاش عباس اقبال، طهران، طهوری، ۱۳۵۷ش، پیشگفتار.
لینک به خارج
منبع نوشته‌ی علمی: دائره المعارف تعالی اسلامی
نبو
کتاب‌های تاریخی شیعه
قرن اولیه
کتاب سلیم بن قیس هلالی
قرن دوم
وقعة صفین
قرن سوم
الغارات • تاریخ یعقوبی
قرن چهارم
الجمل • تاریخ قم (حسن بن محمد قمی) • مقاتل الطالبیین • مسار الشیعة • تجربیات الامم • مروج الذهب • التنبیه و الاشراف • ثابت الوصیه
قرن پنجم
الارشاد • دلائل الامامة
قرن ششم
روضة الواعظین
قرن هفتم
نزهة الکرام و بستان العوام • کشف الغمة • اللهوف • بی نقص بهائی • مثیر الاحزان • ذوب النضار • مناقب الطاهرین
قرن هشتم
آداب السلطانية • راحة الارواح

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه