به نظریه برخی لغت "آئین" برای یک مسلمان خیلی بیشتر از یک مسیحی دارنده معنا میباشد، دیگرانی وجود داراهستند که نظریه داراهستند وضعیت عکس آن وجود داراست. هم ارز کلیسا در بین مسلمانها، مسجد، تحت عنوان سازه و مکانی برای عبادت است. تحت عنوان یک بنیان، تحت عنوان یک اقتدار، کلیسا ابدا همتراز با مسجد سجاد مشهد اسلام نمیباشد. اسلام دارنده هیچ شورا یا این که شورای کلیسایی، اسقف اعظم یا این که سلسله مراتب و حقوق و دستمزد یا این که دادگاههایی بر طبق ضابطه کلیسا نیست. در تاریخ اسلام کلاسیک، هیچ برخوردی در میان پاپ و امپراتور نمی توانست بوجود آید، سرپرست افتخاری دولت و جامعه اسلامی، هم حاکمیت سیاسی و هم حاکمیت مذهبی - گرچه از نظر معنوی اینگونه عدم وجود - را در خویش عده کرده بود. فی مابین کلیسا و دولت خیر می توانست برخوردی وجود داشته باشد و خیر همیاری، خیر طلاق و خیر اجتماعی، اما از فرصت تشکیل بنیان حکومتی اسلام، این دو وظیفه باهم آمیخته گردیده اند. رزرو مسجد سجاد مشهد
این تفاوت بارز فی مابین اسلام و مسیحیت نشات گرفته از موجبات متفاوت - یا این که همانطوریکه برخی اکنون ابراز حیث می نمایند، اسطوره های بنیادین گوناگون - این دو آئین میباشد. [حضرت] محمد [ص] همچون [حضرت] موسی [ع] خلا که از ورود به مرزوبوم موعودش معنا داشته باشد; وی همینطور نسبت به حضرت مسیح (ع) که [به نظریه مسیحیان] به شهید شدن رسید، مشقت کمتری متحمل گردیدهاست، (4) البته پیام شرعی و سیاسی وی بوسیله پیروانش آدرس مسجد سجاد مشهد ، یعنی خلفای آنگاه خودش، ادامه پیدا کرد. ذیل حاکمیت آن ها، مسلمانها از موفقیت به پیروزیی رسیدند و در پهنا کمتر از یک قرن، قلمرو وسیعی از مرزهای هندوستان و چین تا حیطه بیزانس و آتلانتیک را بوجود آوردند و بر میلیونها نفر از تابعین نو خویش، تعداد کثیری از اشخاصی که با شوق واشتیاق به طرف این نظریه و تقدیر تازه روی می آوردند، حکومت می کردند. تاریخ مقدس که حتی ممکن میباشد بتوان به آن تاریخ نجات اسلامی ذکر کرد، در زمینهی با قرآن و معاش سنتی نبی اسلام و اصحابش میباشد; تاریخ نخستین نصفه مقدس دولت اسلامی که پایه کانون خاطره و خودآگاهی مسلمانها در هر نقطه ای میباشد، بیان کنده قصه گسترش تدریجی و سوای وقفه ای است که در آن رهبران دینهای دروغین و مطرود مضمحل گردیدند و شیوه برای فتح حقیقی وواقعی نظریه مسلمانها و لشکریان مسلمان فراهم شد و عبادت معبود را برای کلیه انسانها آورده و دستمزد الهی را بر همگی عالم الزام میکرد.
فعلا، این حرف کهنه ای میباشد که اسلام را تحت عنوان برگردانی از "مسیحیت" - خیر صرفا برگردانی از شرعی در طریقه تنگ نظرانه غربی بلکه برگردانی از تمام تمدنی که زیر جانبداری آن آیین رویش نموده است - تلقی کنیم. اسلام حتی چیزی بیشتر از این میباشد و در مسیحیت غرب، چیزی همچون آن نیست و صرفا مثال ای تقریبی و محصور شبیه آن در بیزانس وجود داراست. اسلام یک نامونشان سیاسی و بیعتی میباشد که فائق بر هر نوع آئین دیگری است. مدام در آرمان و گه گاه در حقیقت، دنیا اسلام جامعه ای بوده که به وسیله یک قاضی یا این که خلیفه فرمانروایی میگردد و حتی پس از انحطاط اقتدار خلیفه مرکزی و ظهور حکومتهای سلطنتی حوزه ای در باطن قلمرو کلان اسلامی، در مقایسه با زمانهای اخیر، ظهور حکومتهای سلطنتی حوزه ای قومی یا این که ملی، همچون قدرتهایی که در اروپا حتیدر قرن ها وسطی در درحال حاضر ظهور بودند، از بوجود داخل شدن آرمان یک جامعه اسلامی منفرد پرهیز به شغل آمد.
آرمان یک جامعه اسلامی منفرد که هم بر ملت و هم بر مرزو بوم غلبه داشته باشد، همچنانکه در اتفاق ها اخیر نیز به ثبوت رسیده، هنوز هم به طور قابل توجهی گزینه خواست مسلمان ها میباشد. به این ترتیب، هر دو عبارت "اسلام" و "اروپا" بیانکننده نام و نشان تمدنی میباشند که خویش معرف آن می باشند و ممکن میباشد تحت عنوان برگردان یکدیگر تلقی گردند. به این ترتیب بحثی از ارتباط ها در میان آنان و از دیدگاهها و ادراکات دو جانبه آنان مایحتاج میباشد تا تحت عنوان امری غیر متقارن تلقی نگردند.
آیین جهانی
مسیحیت و اسلام، در توالی تاریخی، تحت عنوان دومی و سومی سعی در جهت ساخت یک آئین جهانی میباشند. اما عملکرد اولین وابسته به بودائیسم میباشد. از قرن ششم پیش از تولد مسیح، مبلغین بودایی هندی، اعتقادوباور خویش را به جنوب، جنوب شرقی و شرق آسیا، جایی که آنها اصلی ترین موفقیتها را بدست آوردند، منتقل کردند. تبلیغات بودایی به سمت آسیای جنوب غربی، اثر بسیار کمتری داشت. گرچه احتمالا نفوذ آنان فی مابین مردمان متفاوت، بیشتر از مجال کنونی بوده میباشد، اما آنان پیروز نشدند رهروان نو متعددی بدست آورند یااینکه هر نوع فرهنگ و تمدن بودایی را ترویج دهند. معلمان و رهبران فقاهتی، دربین دو مجموعه مردمان کهن، یعنی یهودیان و ایرانیان، عقاید جهانی را بسط بخشیدند که می توانست بعدا عمیقترین اثر و عنایت را داشته باشد، البته هیچکدام از این گروهها، کوشش ماندگاری در جهت یاددادن این عقاید به سایرافراد و یا این که جلب آن ها به طرف آئین خویش اجرا ندادند. تعلیماتی که بیانکننده واقعیت واحدی برای همه انسانها میباشد واینکه افرادی که صاحب آن میباشند، بایستی سایر افراد را نیز در آن سهم دار نمایند، با ظهور مسیحیت استارت شد و با ظهور اسلام نیز مجدد ظواهر شوید. هر دو نظریه در خاور وسط نشات گرفتند و در یک به جا مانده مشترک هنگفتی شراکت دارا هستند - عقاید یهودی در زمینه ی توحید، نبوت، وحی و کتاب مقدس; فلسفه و دانش یونانی; حقوق و دستمزد و حکومت رومی; و درصورتی که بیشتر به عقب برگردیم، سنتهای به یاد ماندنی از تمدنهای دیرین بیشتری از حیطه. هر دو درین نظریه نو و حدودا بی نظیر که در آنها صرفا اشخاصی می باشند که همگی واقعیت خداوند را دارا میباشند، مشترک هستند. آنان همینطور در باب مرز و بوم مشترک، آسیای جنوب غربی، آفریقای شمالی، اروپای مدیترانه ای، نیز مشترک بوده و یا این که خوب بگوییم بیشتر گفت و گو کرده اند.

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای مذهبی و مناسبتهای دینی