براساس آیه ﴿إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً﴾[۴۷] آفریدگار برای خودش خلیفه قرار داده مسجد سجاد مشهد میباشد. این خلافت در نوبت ابتدا برای حضرت انسان (ع) تحت عنوان اول آدم و انسان مطرح میباشد و آنگاه برای فرزندانش.
اما از نشانهها و احادیث به دست می آید که برای نوع انسان به سبب ساز کرامت تفضیلی آفریدگار، یک رزرو مسجد سجاد مشهد نوع خلافت همگانی اثبات میباشد؛ البته خلافت خاص و خلافت مطلق فقط برای اشخاصی میباشد که در مراتب ایمان و زهد و تقوا و اعتقادوباور به مراتب برگزیده باشد. به لحاظ می رسد که خلافت همچون اموری دیگر زیرا آدرس مسجد سجاد مشهد ایمان و زهد و تقوا و اعتقاد دارنده مراتب و درجات متفاوت و متنوع میباشد. از این درجات متفاوت و متنوع به مراتب تشکیکی حافظه می شود؛ چون چنان فی مابین سکوای با سکوای دیگر تمایز و تفاوت و فرق میباشد که آدم گمان مینماید که دو چیز ضد و نقیض می باشند و به عبارتیطوری که بین شیر خوراکی و شیر جنگلی شماره تلفن مسجد سجاد مشهد صرفا در لفظ اشتراک میباشد، دراین تیتر خلافت نیز اینگونه اشتراک لفظی میباشد[۴۸].
اشکال خلافت
نوشتهعلمیٔ مهم: گونه های خلافت
خلافت تاریخی، وجودی و رتبی
آدم بدون نقص از دید مرتبه و رده زیرخیس از معبود متعال خواهد بود؛ خدایی که ذات مستخلف عنه میباشد و حد خلافت بشر بی نقص در همین محدوده وجودی میباشد خیر بیشتر و فراتر و خلیفه هم کسی میباشد که به مکان مستخلف عنه مینشیند کهاین خلافت و جانشینی موجودی از جانور دیگر به دو شکل میباشد:
خلافت تاریخی: دراینسیرتکامل خلافت شخص یا این که گروهی جانشین شخص یا این که تیم دیگر می شوند سوای حدس هرگونه کمال یا این که درجه وجودی برای فرد یا این که گروهی که جانشین میگردند؛ یعنی یکی دو جانور زودتر به وجود آمده و بعداز، از میان رفتن آن، جانور دیگری به مکان وی قرار گرفته و جانشین وی گردیده است. از این جهت، امتیازی میان خلیفه و مستخلف عنه وجود ندارد. در اینجا خلیفه میتواند همتای مستخلف خلف عنه و گاهی بلندتر از او کلام بگوید و فعالیت نماید؛ چون اقتدار وی برخاسته از نامونشان خویش اوست و وام دار افاضه مستخلق عنه وجود ندارد[۴۹].
خلافت وجودی و رتبی: پیمان دیگر خلافت، فقط به نظر منزلت و جایگاه وجودی و رتبی میباشد، خیر تاریخی و مانند آن. بهاین مفهوم که یک کدام از دو جانور از نگاه وجودی و مرتبه کمالی در مرحله زیرخیس از جان دار داایگر جای دارد. از اینرو امتیاز جوهری دربین خلیفه و مستخلف عنه وجود داراست و خلیفه همگی صلاحیت و توان خویش را مدیون خلافت میداند؛ چون اصل مشروعیت و توان وی از مستخلف عنه به او رسیده میباشد[۵۰].
خلافت شخصی و اجتماعی
نوشتهیعلمیهای اساسی: خلافت شخصی و خلافت اجتماعی
شروع جانشینی آدم از آفریدگار به طور شخصی بود، البته در غایت این جانشینی به طور جمعی میباشد؛ چون آفریدگار "استخلاف جمعی" را عزم کرده و می فرماید: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ﴾[۵۱]. اما جانشینی جمعی با رهبری امام معصوم استارت می گردد. وی با رهبری خاص خویش امتی را رشد می دهد که توانگری اقامه عدل، دستور به مشهور و نهی از منکر داراهستند ﴿كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ﴾[۵۲].[۵۳]
بایستگی خلافت الهی
نوشتهعلمیٔ اساسی: لزوم خلافت الهی
دلایل گوناگون عقلی و نقلی بر اساس لزوم خلافت الهی اورده شده میباشد مانند:
برهان عقلی بایستگی خلافت الهی: آدم به تنهایی قدرت آن را ندارد که تمامی نیازهای یک معاش نسبتاً شل را برای خویش مهیا سازد؛ در سود، تَن به معاش اجتماعی میدهد تا با تعاون و تقسیم فعالیت، عالی بتواند معاش نماید. حریص بودن آدم اورا وامیدارااست هر چه بیشخیس از دیگر افراد منفعت گرفته و تا آنجا که می تواند از سرویس به دیگرافراد هجران نماید؛ لذا معاش اجتماعی، میدان ستمگری و تجاوز آدمها به حقوق و دستمزد همنوعان گردیده، چیزی که آدم از آن انتظار متانت و بهره داراست، برهان آزار و سختی بیشخیس عموم میشود. به همین برهان، جامعه برای تهیه و تنظیم ارتباط ها در بین اشخاص خویش، به ضابطه نیاز پیدا مینماید و از جهتی، نباید ضابطه را در سپردن بشر واگذارند؛ چون هریک از اشخاص یا این که گروهی از آن ها، صرفا بهره خویش را موازی با عدل و داد دانسته و زیانش را ظلم قلمداد مینماید. پس می بایست ضابطهگذاری، خارج از حوزه طبیعی آدم وجود داشته باشد؛ و آن استدلال بیرونی و مصون از خودمحوری و خودخواهی، به عبارتی فرستادگان بشری از سوی خدای حکیم میباشد. خدایی که نیازهای بسیار جزئی بشر را نادیده نگرفته، همچون روییدن مو سر در ابرو، یا این که فرو رفتگی در کف پاها، آن دلیل اساسی و مؤثر در معاش بشر را که موجب ادب و ارشادوراهنمایی به سوی بهروزی باشد، از وی دریغ نخواهد کرد[۵۴]
لزوم خلافت الهی در قرآن: برای لزوم ارسال فرستادگان بشری برای بشرها در قرآن کریم ومهربان، اینگونه آمده میباشد: ﴿رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴾[۵۵]. بعضی آیهها حاکی از عدم کفایت دانش و عقل بشری برای تأمین معاش سعادتمندانه انسانی میباشد: ﴿فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ﴾[۵۶]؛ لذا برای پند آنها در تمامی جهات معاش، حتّی در علم ها مادّی، نیاز به وحی از طرف خدای حکیم دارا هستند.
بایستگی خلافت الهی در حدیث: افزون بر ادله عقلی و آیه ها قرآنی، در اثرها حدیثی دارای اعتبار شیعه، احادیثی نقل گردیدهاست که حاکی از لزوم وجود خلیفه معبود در زمان معاش بشرها در کره زمین میباشد، ابی بصیر از امام درست گو(ع) نقل مینماید که: آن حضرت فرمود: »آفریدگار بلندتر و گران قدرخیس از آن میباشد که زمین را سوای امام عادل به هم اکنون خویش رها نماید (واگذارد)«[۵۷].[۵۸]
فلسفه خلافت الهی
انگیزه، نهایت و رمز خلافت الهی
نوشتهعلمیٔ مهم: سر خلافت الهی
سر خلافت، درایت به همگی اسماء، حقایق و معارف و برخورداری از دانش لدنی میباشد. تدبیر به کلیه حقایق دنیا قابلیت و امکان میباشد که مایه تمایز فی مابین آدم بدون نقص و ملائکه و منجر محرومیت آن ها از منزلت خلافت گردیده است[۵۹].[۶۰]
انگیزه خلیفه قرار دادن بشر
سوال: آفریدگار که دنیا هستی در قبضه توان اوست؛ چرا در زمین خلیفه قرار اعطا کرد؟ جواب این میباشد که بشرها هنگامی برای خویش، جانشین گزینش مینمایند، این به استدلال محدودیّت آنها میباشد؛ زیرا مدیریت نمیتواند در غیاب خویش، مدیریّت نماید، لذا جانشین انتخاب مینماید، البته ذات مقدّس ربوبی که به مجموع دنیا هستی تسلط داراست ﴿أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ﴾[۶۱]، با این علت جانشین انتخاب نمینماید؛ می بایست علت را در مکان دیگر مشاهده کرد و آن اینجاست که بشرهای بی آلایش قدرت اخذ نتیجه الهی را مستقیم ندارند، نقش خلیفه الهی دراین دربین، به عبارتی منبع آبرسانی شهر میباشد که آب را ذخیره مینماید تا به هنگام نیاز، هرکس به اندازه نیازش فایدهمند خواهد شد، پس جعل "خلیفه" با این علت میباشد، خیر علت محدودیّت[۶۲].
گستره خلافت الهی
نوشتهی علمیٔ اساسی: گستره خلافت الهی
درخصوص اینکه محدوده جانشینی آدم از معبود تا چه اندازه میباشد؟ دو لحاظ ارائه شدهاست:
بشر جانشین پروردگار در زمین میباشد و حدود خلافت وی محصور به زمین میگردد.
بشر در کلیه عوالم هستی جانشین خداست چون بشر بی نقص، مظهر خداوندی میباشد که در هستی و کمالات خویش نامتناهی میباشد و بر تمامی عوالم هستی، حکم کننده علی الاطلاق میباشد بدین ترتیب خلیفه وی نیز اینگونه خواهد بود.
بعضا از عرصههای خلیفةاللهی بشر عبارت میباشد از:
خلافت الهی در عرصه سیاسی اجتماعی: هدف از بعد ها سیاسی اجتماعی، تولید جامعه سیاسی و دولت و در غایت تشکیل حکومت میباشد. انتخاب خلیفه (حکم دهنده، رهبر) در اسلام برای تشکیل جامعه مورد نیاز میباشد و عموم به رهبر نیاز دارا هستند تا با هم اختلاف نداشته باشند، با یکدیگر واقعه لحاظ دارا هستند[۶۳].
خلافت الهی در عرصه اقتصادی: آدم مالکیت مطلق را از آن آفریدگار می داند و موضع آدم را درباره گنج، موضع جانشینی نیکوکار و راست طریق تعریف مینماید. لذا آدم تحت عنوان یک نماینده وظیفه دارااست: ثروتی را که آفریدگار در سپردن وی نهاده مطابق امرها و دستورهای صاحب مهم اداره کند.
خلافت علمی رشتهآوری: زمامدار حکومت اسلامی ذمه دار تأمین دانش و علم و رفتار شهروندان قلمرو حکومت خویش خواهد بود

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای مذهبی و مناسبتهای دینی