loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 13
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:51


حسن بن علی خاقانی
روحانی حسن در ۱۳۰۰ق متولد شد. ضمن پدرش، نزد روضه خوان الشریعة اصفهانی، آخوند خراسانی و سید محمد کاظم طباطبائی یزدی درس خواند و از سید ابوتراب خوانساری و مهدی مازندرانی اذن ماجرا اخذ کرد.[۱۱] حسن خاقانی در ۱۳۸۱ق درگذشت و در کنار پدرش به خاک مسجد سجاد مشهد امانت شد.

برخی از آثارش:

نجاةالعاملین که رساله عملیه اوست
الدُّرَرُالغرویة فی تفصیل اللمعة الدمشقیة
التحقیقات الحقیقیة فی الاصول العملیة
گستردن مَعالِم الاصول[۱۲]
روحانی محمد خاقانی
روضه خوان محمد در ۱۳۱۵ق در نجف به دنیا آمد و نزد بابا خویش و دیگر بزرگان نجف درس خواند. وی در جریان انقلاب ۱۳۳۸/۱۹۲۰ق عراق بسیار فعال بود و در ۱۳۸۵ق در نجف وفات کرد و در کنار پدرش به خاک ودیعه رزرو مسجد سجاد مشهد شد.

اثرها وی عبارت‌اند از:

غررالفوائد و ثمرالعوائد
محاسن الفوائد و الدُّرر فی بیان القاسم بن موسی بن جعفر[۱۳]
علی خاقانی
علی خاقانی، نوه دختری روحانی علی خاقانی، از ادیبان پر اسم و رسم این قوم میباشد. او فرزند عبدعلی و متولد ۱۳۳۰ق بود. وی که با ادیبان و شاعران مؤانست و مجالست داشت، در ۱۳۶۵ق خبر نامه ادبی اجتماعی البیان را در نجف شالوده‌گذاری کرد که تکثیر آن چهار سال ادامه یافت. آن گاه به بغداد رفت و کتاب‌فروشی البیان را سازه بنیان. او در ۱۳۹۸ وفات آدرس مسجد سجاد مشهد کرد.[۱۴]

تالیفات وی عبارتند از:

شعراءالغَرِی وی النجفیات در تفصیل وضع و اوضاع شاعران نجف
شعراء کربلا وی الحائریات
شعراءالحلّه وی البابِلیات
شعراءالزَّوْراء وی البغدادیات
وفیات الرجال
وَحْی البیان[۱۵]
عبدالمحسن خاقانی
عبدالمحسن در ۱۲۸۹ق در یکی توابع ناصریه در جنوب عراق متولد شد. او با تلف کردن پدرش در کودکی، ذیل سرپرستی جدّش، روضه خوان علی خاقانی قرار شماره تلفن مسجد سجاد مشهد گرفت.

دروس مقدماتی را نزد جد و عموی خویش، محمد خاقانی، فراگرفت. آن‌گاه به خرمشهر رفت و تحصیلات خویش را در مکتب علمیه روضه خوان عیسی خاقانی افزود. وی از عیسی خاقانی، روحانی الشریعه اصفهانی، میرزا محمدحسین نائینی و سیدابوالحسن اصفهانی اذن قصه گرفت و سید شهاب الدین مرعشی نجفی از وی اذن داستان داشت.[۱۶]

عبدالمحسن خاقانی بعداز وفات عیسی خاقانی در ۱۳۳۷ق، به مرجعیت رسید. او که به اخباریان گرایش داشت در ۱۳۴۷ق به منجر دستور به دارای شهرت و نهی از منکر، از جانب حکومت کشور ایران به عراق تبعید شد و بعد از ده ماه به خرمشهر برگشت.

وی در ۱۳۷۲ق در خرمشهر وفات کرد و بعداز تشییع با شکوهی در به عبارتی‌جا به خاک ودیعت شد.[۱۷]

عبدالمنعم خاقانی
عبدالمنعم خاقانی در ۱۳۲۷ق در نجف چشم به جهان گشود و در کودکی یاروهمدم پدرش راهی خرمشهر شد. آن‌گاه برای علم آموزی در علم ها فقهی به نجف رجوع و نزد محمدجواد بلاغی و |سیدابوالقاسم خویی درس خواند. بعداز آن به آبادان رفت و خلال درس دادن، ذمه ‌دار کارها فقاهتی عموم شد.

عبدالمنعم خاقانی پس از شروع نزاع عراق با کشور‌ایران، به قم مسافرت کرد و در ۱۳۶۴ش در قم درگذشت.[۱۸]

بازدید : 27
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 15:50


حالت شیعه‌ها بعداز شهید شدن امام عسکری(ع)
شیعه ها بعداز وفات امام یازدهم به‌استدلال ناآشنایی با امام فرصت خویش، در شرایط نابسامانی قرار گرفتند و بنابر گزارش‌ها، بخش اعظمی از شیعه‌ها عراق و دربین‌النهرین سردرگم شدند.[۹۸] برای مثال، شیعه‌ها شخصی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند امام یازدهم بررسی کند؛ به این دلیل‌که شنیده بودند فرزند امام حسن عسکری(ع) بوسیله پدرش به مدینه رسول گردیده است.[۹۹] همینطور نقل گردیده‌است که احمد بن آسان بلخی، از عالمان عصر غایب بودن صغری در جستجوی امام خویش، از خراسان به عراق رفت و یکسری سالی در آنجا در جستجوی مسجد سجاد مشهد امام بود.[۱۰۰]

در منزل امام عسکری(ع) هم دودستگی افتاده بود؛ به دلیل آن که حُدیث مامان امام عسکری و حکیمه عمه او، از امامت فرزند امام عسکری هواداری می‌کردند، البته صرفا خواهر امام عسکری از جعفر کذاب مدد می کرد.[۱۰۱] چالش رهبری درین عصر چنان هنگفت بود که حتی توده‌ای از شیعه‌ها امامی، از مذهب خویش دست برداشته و به بقیه فرقه‌های شیعه و غیرشیعه پیوستند؛[۱۰۲] مجموعه‌ای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و او‌را مهدی دانستند و گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی(ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند[۱۰۳] و گروهی گرانقدر جعفر را اما م رزرو مسجد سجاد مشهد دانستند.[۱۰۴]
روضه خوان اثرگذار بعداز نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، تالیف کننده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقه‌های چهارده‌گانه‌ای که بعداز وفات امام حسن عسکری(ع) به وجود آمدند، میگوید: «از این فرقه‌هایی که از آن‌ها خاطر کردیم، در حین ما، یعنی در سال ۳۷۳ق، هیچ فرقه‌ای غیر از امامیه دوازده امامی باقی نمانده میباشد؛ یعنی افرادی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به اسم نبی آفریدگار(ص) نامیده می گردد، پذیرفته و به حیات و بقای وی تا روزی که با خنجر قیام نماید، اعتقاد آدرس مسجد سجاد مشهد دارا‌هستند.[۱۰۵][یادداشت ۱]

نقش توقیعات در ثبت تشیع
نوشته ی علمیٔ مهم: توقیعات امام مهدی(عج)
بعد از وفات امام حسن عسکری و استارت امامت امام دوازدهم، توقیعاتی از سوی امام مجال(عج) صادر شد که بعضی از آنان به ثابت امامت خویش مربوط میشد؛ استدلالی که امام مجال(عج) در‌این توقیعات، برای ثابت امامت خود مطرح کرده، تأکید بر استمرار رویه هدایت الهی از فرصت حضرت انسان تا مجال امام حسن عسکری(ع) و خالی نبودن زمین از حجت الهی میباشد.[۱۰۶] او همینطور سه میزان برای تشخیص امام از مدعیان امامت معرفی نموده است: عصمت و طهارت، دانش و شماره تلفن مسجد سجاد مشهد تأیید الهی.[۱۰۷]

توقیع امام دوازدهم در جواب به سؤال ابن‌ابی‌غانم قزوینی و گروهی از شیعه ها راجع به جانشین امام حسن عسکری(ع)،[۱۰۸] و توقیع دیگری خطاب به محمد بن ابراهیم بن مهزیار[۱۰۹] از این موردها میباشد.

غایب بودن صغری
نوشته‌علمی‌های مهم: غایب بودن صغرا و نواب اربعه
به‌گفته روحانی اثر گذار (متوفای ۴۱۳ق) در کتاب الإرشاد،[۱۱۰] و طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) در کتاب إعلام الوری[۱۱۱] غایب بودن صغری با به دنیا آمدن امام فرصت در سال ۲۵۵ هجری قمری آغاز گردیده و بر این شالوده برهه زمانی آن ۷۴ سال بوده میباشد، البته سید محمد صدر در کتاب تاریخ الغیبة الصغری، شروع غایب بودن را از وفات امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ قمری خوانده که در این‌حالت ارتفاع آن ۶۹ سال می شود.[۱۱۲]

امام مهدی در حین غایب بودن صغری از روش چهار نایب خاص خویش، عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، با شیعه‌ها راجع‌به بود و کارها آن‌ها را حل و فصل می کرد. این کارها خلال مسائل عقیدتی و شرعی، دربرگیرنده مسائل مالی نیز میشد.[۱۱۳]

نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مدعیان نیابت
در طول غایب بودن صغری، احمد بن هلال کرخی، محمد بن نصیر نمیری و محمد بن علی شَلْمَغانی ادعای نیابت کردند که با صدور توقیعاتی از سوی امام مجال مواجه شدند که در لعن و طرد آن‌ها بود.[۱۱۴]

بازدید : 15
چهارشنبه 29 مرداد 1404 زمان : 14:20


وفات

عکسی کهن از جبل الجوشن محل به خاک اختیار ابن‌شهرآشوب در حلب - سال ۱۹۶۲م
ابن‌شهرآشوب در شب آدینه ۲۲ شعبان سال ۵۸۸ق در شهر حلب درگذشت و در نوک کوه پر اسم و رسم به جَبَل جوشن به خاک ودیعت شد.[۱۵] از نگرش شیعه‌ها حلب این جای مدفن محسن السقط فرزند امام حسین(ع) میباشد.[۱۶] و به مشهد السقط شناخته مسجد سجاد مشهد می‌گردد.[۱۷]

حرم‌ای در شهر بابل بنام ملا محمد بن شهرآشوب آوازه داراست که شباهت اسمی با ابن‌شهرآشوب داراست. دقیقا مشخص وجود ندارد بقاع ملامحمد بن شهر آشوب به چه کسی وابستگی داراست و این حرم مدفن چه فرد یا این که شخصی میباشد. پزشک معالج منوچهر ستوده در کتاب «از آستارا تا استارآباد» (جلد چهارم) دراین مورد رزرو مسجد سجاد مشهد آورده میباشد:

«حتما این بقعه مرقد روضه خوان رشیدالدین ابوجعفر محمدبن علی بن شهر آشوب السروی وجود ندارد که از فحول و علما قرن ششم قمری و اهل ساری بوده و در طول المتقی (۵۵۵ – ۵۳۰) در بغداد بر منبر می رفت، چون او به حلب هجرت کرد و تا نقطه پایان قدمت در آنجا بود و در شعبان سال ۵۷۹ق. رخت به سرای باقی کشید و همانجا در دامنه کوه جوشن در مشهد محسن السقط بن حسین بن علی به خاک ودیعت آدرس مسجد سجاد مشهد شد.»
شاید این بقاع مرقد بابا وی باشد که علی اسم داشت و پسر شهر آشوب بود، یا این که فرد دیگری از مردان این قوم میباشد که مشهور به شهر آشوب یا این که ابن‌ شهرآشوب بوده‌اند.[۱۸]

در ذکر عالمان و بزرگان
روحانی حر عاملی، ابن‌شهرآشوب را، شخصی فقید، فاضل، ثقه، محدث، دانا به دانش رجال و احادیث، ادیب، شعر سرا و جامع همگی خیر و خوبی‌ها معرفی شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می‌نماید.[۱۹]

میرزا حسین نوری در تعریف او الفاظی نظیر: فخر شیعه، تاج شریعت، افضل الاوائل و دریای متلاطم ژرفی که حاشیه دریا ندارد، احیاء کننده اثرها مناقب و فضائل، رشید الملة و الدین، شمس الاسلام و المسلمین، فقید، محدث، مفسر، پژوهشگر؛ بکار میگیرد.[۲۰]

تفرشی، ابن‌شهرآشوب را پیشوای طایفه شیعه و عالم آنها، شاعری بلیغ و تالیف کننده تعریف می‌کند[۲۱]

صلاح الدین صفدی، از عالمان اهل سنت ابن‌شهرآشوب را از سرشناسان مذهب شیعه که دانش اصول را به حد پایانی خویش رساند معرفی می‌کند و اورا از نگاه علم ها قرآنی و اشتباهات حدیث و خبرها و لغت و نحو؛ سرآمد و متقدم بر اهل این فن‌ها تعریف می‌نماید.[۲۲]

پانویس
معلم، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۵۸.
صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۴، ص۱۱۸.
صدر حاج‌ سيدجوادی، دائرة المعارف تشیّع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۳۳۷.
ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۸۰ق، ص۳.
آقابزرگ تهرانی، مصفی المقال فی دانش الرجال، ۱۴۰۸ق، ص۴۱۵.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۰۱؛ استاد، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۵۹.
موسوی بجنوردی، دائرة المعارف تعالی اسلامی، ۱۳۷۲ش، ج۴، ص۹۰.
معلم، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۵۹.
هلالی، كتاب سليم بن قيس الهلالی، ۱۴۰۵ق، ص۶۳.
آقا بلندمرتبه تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۲۰، ص۱۷۵.
ابن‌شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۳۸۰ق، ص۷.
قمی، فایده ها الرضویة، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۱۲.
قمی، فایده ها الرضویة، ۱۳۸۷ش، ج۲، ص۷۱۲.
معلم، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۵۹.
امین، اعیان الشیعه، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۸۲.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۲، ص۱۸۶.
ابن‌شداد، الاعلاق الخطيره فى ذكر امراء الشام والجزيره، ۱۹۵۳م، ج۱، ص۴۸.
پژوهش رابطۀ ملامحمد بن شهرآشوب بابلی با ابن‌شهرآشوب ساروی.
حر عاملی، امل الآمل، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۲۸۵.
نوری، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۵۶ و ۵۷.
تفرشی، انتقاد الرجال، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۲۷۶.

بازدید : 16
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:24


حسن بن علی بن فَضّال تَیمُلی کوفی، از راویان موثق شیعه و از اصحاب خاص امام رضا(ع) بود. بعضا او را از اصحاب اجماع میدانند. حسن به حضور امام کاظم(ع) نیز رسیده میباشد. او در بالا از فطحیه بود و به امامت عبدالله افطح فرزند امام درستگو(ع) باور داشت. به نقل از کشی، او در هنگام مرگ به امامت امام رضا(ع) شهید شدن مسجد سجاد مشهد داده میباشد.

با وجود باور اول‎اش به فطحیه، عالمان رجالی او را از حیث زهد و تقوا و وثاقت در نقل حدیث ستوده‌اند. او در سال ۲۲۴ قمری درگذشت. از وی کتاب‌هایی همانند کتاب الصلاة و کتاب الزکوة برجای رزرو مسجد سجاد مشهد ما‌نده میباشد.

معرفی
ابو علی «حسن بن علی بن فضال» بن قدمت بن أیمن[۱] یا این که فضال تَیملی بن ربیعة بن دیده نشده، عبد و بنده آزاد گردیده مجموعه الله بن ثعلبه بود.[۲] به نقل از کشی، نیز حسن بن علی بن فضال فطحی‌مذهب بوده، ولی در هنگام مرگ به امامت امام رضا(ع) شهیدشدن داده میباشد.[۳] وی در سال ۲۲۴ق آدرس مسجد سجاد مشهد درگذشت.[۴]
نسب
حسن از قوم و قبیله بنی فضّال میباشد که از خانواده‌های علمی شیعه به شمار میروند و در بین آن‌ها محدّثان بخش اعظمی وجود داشته میباشد. بنی فضال بعداز امام درستگو(ع) به امامت عبدالله افطح، فرزند آن حضرت، اعتقادوباور پیدا کردند؛ البته در عین هم اکنون عده ای آیتم متکی بودن در ماجرا و ثقه بودند. نقل گردیده است گردآوری‎ای از امام عسکری(ع) درباره اعتبار احادیث آورده شده به وسیله بنی فضال پرسش کردند و او در پاسخ فرمود: «خُذوا ما رَوَوا و ذَجایز ما رَأوا؛ به احادیث آنها فعالیت نمایید؛ البته معتقدات آنها را کنار شماره تلفن مسجد سجاد مشهد بگذارید.»[۵]

لقب‌اش ابامحمد میباشد[۶] و بعضی نیز لقب‌اش را ابا‎دیده نشده بیان کرده‌اند که ظاهراً با ابن دیده نشده خطا شد‌ه‌است.[۷]

منزلت رجالی
برخی از نویسندگان رجالی، حسن بن علی بن فضال را از اصحاب اجماع بر شمرده‌اند؛[۸] او در منابع رجالی بسیار تعریف و تکریم گردیده و به فضل و ادب، دانش، فقه و دیانت ستوده گردیده است.

روضه خوان طوسی درباره او می گوید: «حسن بن فضال از امام رضا (ع) نقل کرده و از نزدیکان وی محسوب می‎شد و مردی جلیل القدر، پهناور المنزله و در حدیث و روایاتش ثقه بوده میباشد.»[۹]

سید محسن امین درباره او گفته میباشد: «هر یکسری تاریخ رجوع و برگشت او از فطحیه آیتم اختلاف میباشد اما این از اعتبار احادیث او نمی‌کاهد و مجالی برای توقف در فعالیت به احادیث او وجود ندارد، چه آن روایاتی که در طول فطحی بودن نقل کرده چه سپس، به ویژه آن که امام عسکری(ع) دستور به متکی بودن بر احادیث بنی فضال نموده است.»[۱۰]

کشی با نقل روایتی تاریخی از فضل و ادب بن شاذان درباره ترازو زهدوتقوا و تقوای حسن بن علی بن فضال، او را از راویان آیتم پشت گرمی برمی‌شمارد.[۱۱]

بازدید : 18
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:45


تخمین مذهب‌ها اسلامی
آیت‌الله بروجردی به تخمین و وحدت بین مذهب ها اسلامی دقت داشت. مسائل میان‌المللی و هجوم ها بیگانگان به خاک مسلمین مانند: پیکار جهانی، تجزیه عثمانی، نبرد ایتالیا علیه لیبی، تأسیس اسرائیل، نبرد هند و پاکستان و.. در ساخت‌و‌ساز پندار تخمین نقش داشت.[۵۳] بروجردی نزد سید محمدباقر درچه‌ای و شریعت اصفهانی تلمذ نموده است. این دو از حامیان تامل تخمین مسجد سجاد مشهد بودند.[۵۴]

اقدامات در جهت تخمین
اهمیت به فقه مقارن: آیت‌الله بروجردی به فقه مقارن در مسائل اختلافی مداقه می‌اعطا کرد و معتقد بود که مسائل دینی خیر صرفا در سطح مذهب امامیه؛ بلکه می بایست در سطح همگی مذهب‌ها شرعی اسلامی گفت و گو گردد و برهان همگی مذهب‌ها مراد رزرو مسجد سجاد مشهد خواهد شد.[۵۵]
بروجردی معتقد بود، فقه شیعه در کناره فقه اهل سنت میباشد و با دقت به اینکه سوال‌های دینی از ائمه با اعتنا به مسائل اهل سنت بوده، مراجعه به فتاوی رایج اهل سنت به شعور احادیث امداد آدرس مسجد سجاد مشهد می‌نماید.[۵۶]
اهتمام به درج احادیث فقاهتی اهل سنت در کتاب جامع الاحادیث الفقهیه: این کتاب یک عصر بی نقص روایات فقاهتی میباشد که پایین حیث آیت‌الله بروجردی و به تلاش برخی شاگردان وی تألیف شد. او تأکید داشت که در پایین هر باب احادیث اهل سنت نوشته گردد؛ اگرچه بعداً به خیال و خاطر برخورد مخالفین، اظهار شک وتردید کرد و در غایت از این عمل قیدش را شماره تلفن مسجد سجاد مشهد زد.[۵۷]
ریشه یابی مسائل اختلافی: او در ریشه یابی مسائل گزینه اختلاف، حدود حادثه و اختلاف در آن مسائل و مجال طرح آنان‌را از نگاه تاریخی معین کرده؛ در آغاز حیث اهل بیت و بعد حیث اهل سنت را طرح میکرد و به تحقیق این قبیل مباحث به طور دعوا علمی و خیر جدال مذهبی می‌پرداخت.[۵۸]
طرح یکسان کردن حج: در سال‌های آخری قدمت او حدیث حجة الوداع را برای ملک سعود که به کشور ایران آمده بود، ارسال کرد. در طرز احادیث حجة الوداع به گزارش اهل سنت دو نفر از امامان نیز تصویب شده و طبعاً برای شیعه ها نیز حجت میباشد و حیث به اینکه در کتاب ها صحاح آمده قادر است نقطه وحدت درین مورد در میان فریقین باشد و سبب ساز شود که مسلمین در شغل حج یکسان فعالیت نمایند.[۵۹]
معرفی فقه شیعه به اهل سنت: آیت‌الله بروجردی کتاب «المبسوط» روضه خوان طوسی را به روحانی عبدالمجید سلیم از شیوخ الازهر و از اعضای دارالتقریب در بین المذاهب الاسلامیة اهدا کرد. او اهتمام داشت که فقهای شیعه با احادیث و مبانی فقاهتی اهل سنت آشنا شوند و از طرفی، اهل سنت نیز به احادیث و فقه شیعه رجوع و برگشت نمایند و از آن آگاه شوند. این دستور سبب ساز شد تا بخش اعظمی از اعضای دارالتقریب با فقه شیعه آشنا شدند تا جایی که بعضا از بزرگان دانشکده الأزهر در مصر -همانند عبدالمجید سلیم و روحانی محمود شلتوت- به تایید صلاحیت شغل کردن بر پایه ی با فقه شیعه امامیه حکم دادند[۶۰] یا این که در پاره‌ای مسائل مانند: شرط شهیدشدن عدلین در جدایی، موافق شیعه فتوا دادند که در ضابطه مدنی مصر تصویب شد.[۶۱] در به عبارتی روز ها وزارت اوقاف مصر کتاب «المختصر النافع» پژوهشگر حلی (م۶۷۶ق) را که یک زمان فقه فشرده میباشد، با پیشگفتار وزیر اوقاف وقت، روحانی احمد حسن الباقوری چاپ کرد. الباقوری به جمهوری اسلامی ایران آمد و با آیت‌الله بروجردی دیدار کرد. پیشگفتار او در امر تخمین دینی و مشترکات فقاهتی فریقین میباشد.[۶۲]
پشتیبانی از دارالتقریب در بین المذاهب الاسلامیه: دارالتقریب در سال ۱۳۲۷ش از سوی عده ای از علمای اهل سنت و مذهبها گوناگون و علمای شیعه و با همت محمدتقی قمی که سال‌ها در لبنان و مصر اقامت داشت و با دبیرکلی او صورت گرفت. اعضاء آن از اساتید الازهر مانند روضه خوان عبدالمجید سلیم، روحانی محمود شلتوت، روحانی ابوزهره، حسن البنا، و از علمای شیعه محمد حسین کشف کننده الغطاء در نجف، سید مخلوق الحسین شرف الدین و محمدجواد مغنیه در لبنان بودند. آیت‌الله بروجردی اهتمام ویژه‌ای به دارالتقریب داشت تا جایی که در بستر مرگ نیز به عنایت این طرح و ضرورت تقویت آن تأکید نمود.[۶۳] وی با هر سیرتکامل اهانت به خلفا و بزرگان اهل سنت، مخالف بود و این امور را موجب تفرقه و عداوت فی مابین جامعه ها مسلمین می‌دانست.[۶۴]مطهری در تشریح نقش آیت الله بروجردی و پناه وی از تأسیس و توسعه و گسترش دارالتقریب به نقل فتاوای علمای عامه در درس بیرون فقه وی اشاره کرده و این که به همین مراد حاج روضه خوان محمدتقی قمی را تحت عنوان نماینده خویش به مصر ارسال کرد تا تحت عنوان یک فقیه شیعی در راس علمای اهل سنت – مصر – با رؤسای الازهر رابطه داشته باشد.
عبدالمجید سلیم بعداز اخذ طومار‌ای از سوی بروجردی در پاسخش نوشت: «... همیاری شما‌را درین جهاد گران قدر خدایی، بسیار والا می‌شمارم، چون شما با دانش و علم و جایگاه و نفوذی که در کشور‌ایران و غیر کشور‌ایران دارید، مدام در رویکرد اصلاح دستور ملت اسلامی عمل می کنید. پندار تخمین مذهب ها اسلامی، از اعتنا و اهمیت شما بسیار سود‌مند بوده از یاری ‌ها و استعانت‌های گرانبها شما در مناسبات گوناگون بهره مند بوده میباشد.»[۶۵]

کار‌های سیاسی

بازدید : 34
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 14:05


عَدِیّ بن حاتِم طائی (درگذشت ۶۷ق.) از صحابه فرستاده(ص) و اصحاب امام علی(ع). وی در نزاع‌های جَمل، صفین و نَهروان به پناه از امام علی(ع) کمپانی کرد. همینطور در خلافت امام حسن(ع) عموم را به پیوستن به سپاه وی و پیکار با معاویة بن ابی‌سفیان تشویق میکرد. عدی در قبال معاویه آشکارا بر محبت خویش به امام علی(ع) تأکید و از وی تامین مسجد سجاد مشهد میکرد.

عدی فرزند حاتِم طائی و گرانقدر خاندان طَیِّء بود. وی در قیام مختار کمپانی نکرد و با وی مخالفت هم نکرد. با این هم اکنون بعضا از اشخاص قوم‌اش که مخالف مختار بودند را نزد وی شفاعت رزرو مسجد سجاد مشهد می کرد.

تبار و منزلت
عدی از صحابه نبی بود. پدرش حاتم طایی در نا آگاهی به سخاوت زبانزد بود.[۱] عدی را شخصی سخنور، حاضرجواب و گران قدر قوم و قبیله خویش دانسته‌اند.[۲] عدی در سال ۶۷ در حکومت مختار در کوفه از عالم رفت.[۳] مرگ اورا در سال ۶۸ق و ۶۹ نیز گفته‌اند.[۴] و فوتش را در ۸۲ یا این که ۱۲۰ سالگی آدرس مسجد سجاد مشهد دانسته‌اند.[۵]

از عدی بن حاتم نقل گردیده‌است که هر گاه بر نبی(ص) وارد می‌شدم برای نشستن اینجانب، جا گشوده می کرد.[۶] نبی اورا مأمور توده‌آوری صدقات (زکات) خاندان طیّء و بنی‌اسد کرد.[۷]

ماجرای اسلام آوردن
عدی بن حاتم قبل از تایید اسلام، بر آئین نصرانیت و مدیرِ خاندان طیّء بود.[۸] در ربیع‌الثانی سال ۹ هجری نبی(ص)، امام علی(ع) را با سپاهی به سوی میهن طیّء ارسال کرد[۹] زمانی عدی از این روایت مطلع شد، خانواده و بودجه خویش را به شام ارسال کرد ولی خواهرش به اسارت سپاهیان اسلام درآمد و به مدینه منتقل شد. خواهر او از فرستاده(ص) درخواست کرد که بر وی منت گذارد و آزادش نماید. نبی درخواست اورا به عهده گرفت و اورا به همپا قافله‌ای از طایفه طیء به سوی شام روانه کرد.[۱۰] هنگامی وی نزد عدی رسید. عدی نظرش را درباره نبی جویا شد وی اذعان کرد هر چه زودتر نزد وی برو به این دلیل‌که در شرایطی‌که واقعاً نبی باشد هر که زودتر به وی ایمان بیاورد برتری دارااست و در شرایطی که فرمانروا باشد از عزت تو کاسته نمیشود. عدی لحاظ اورا عهده دار شد و به مدینه رفت و بعد از واکنش نبی و رای زنی با وی اخذ که وی واقعا نبی میباشد و اسلام شماره تلفن مسجد سجاد مشهد آورد.[۱۱]

اسلام آوردن عدی را در سال نهم یا این که دهم هجری بیان کرده‌اند.[۱۲]

کمپانی در نزاع‌های عصر خلفا
عدی در ماجری ارتداد که بعداز رحلت رسول(ص) صورت اعطا کرد، بر اسلام باقی ماند و از ارتداد قوم و قبیله خویش نیز پرهیز کرد.[۱۳] وی صدقات بستگان طی را نزد ابوبکر آورد.[۱۴] و در مبارزه‌های مقام که در عصر خلیفه اولیه چهره بخشید کمپانی کرد[۱۵] و در نبرد با طلیحه که مدعا نبوت بود،[۱۶] فرماندهی جبهه راست را بر ذمه داشت.[۱۷] همینطور در عصر خلیفه دوم در فتوحات اسلامی (عراق و کشور ایران) کمپانی کرد[۱۸] وی در خلافت عثمان به معارضان وی پیوست و ابن‌اعثم او‌را جزو قاتلان عثمان برشمرده میباشد.[۱۹]

ملازمت و همراهی با امام علی(ع) و امام حسن(ع)
عدی در زمان خلافت امام علی(ع) در کنار وی بود.[۲۰]

مبارزه جمل
بنابر نقل ابن‌قتیبه (درگذشته ۲۷۶ق‌)، عدی بن حاتم در نبرد جمل سیزده هزار سواره از قوم و قبیله طیء برای امداد امام علی(ع) مهیا کرد.[۲۱] در اثنای مبارزه نیز امام علی(ع) وی و چندین بدن دیگر را مأمور کرد شتری که عایشه بر آن سوار بود را پی نمایند.[۲۲] وی در پیکار جمل[۲۳] (و به قولی در پیکار صفین)[۲۴] از حوزه‌ دیده، زخمی شد و فرزندش طریف نیز در‌این نزاع کشته شد.[۲۵]

مبارزه صفین
در مبارزه صفین بین عدی بن حاتم و شخصی از بنی‌حزمر در پرچمداری سپاه رقابت بود ولی امام علی(ع) درفش را به عدی بن حاتم سپرد.[۲۶] همینطور در‌این پیکار امام علی(ع) وی و یک سری نفر دیگر را نزد معاویه ارسال کرد تا اورا به سوی معبود و کتاب وی دعوت نمایند.[۲۷] در‌این پیکار فرزندش زید در سپاه امام علی(ع) بود ولی زمانی که لاشه خالو خویش حابس بن سعد طائی را که از سپاهیان معاویه بود، رویت کرد، از سپاه امام غیروابسته شد و به سپاه معاویه پیوست.[۲۸]

مبارزه نهروان
عدی در نزاع نهروان نیز در سپاه امام علی(ع) بود[۲۹] پسرش طرفه نیز درین پیکار کشته شد.[۳۰]

بعداز شهید شدن امام علی
عدی در خلافت امام حسن مجتبی(ع) نیز عموم را به پیوستن به سپاه وی برای جهاد با معاویه تشویق میکرد.[۳۱] سازه بر نقل ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین، زمانی عدی سستی عموم در پیوستن به سپاه امام حسن را روئت کرد، خطاب به آنها خاطرنشان کرد: سبحان الله! چقدر این اخلاق و رفتار شما زشت میباشد! چرا دعوت امام‌تان و پسر پیامبرتان را نمی‌پذیرید؟!... آیا از خشم پروردگار نمی‌ترسید؟![۳۲]

بازدید : 19
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:24


محمد بن جعفر الصادق از فرزندان امام درست گو(ع) (درگذشت سال ۲۰۳ق در جرجان) مشهور به محمد دیباج میباشد که در سال ۱۹۹ق مجال حکومت مأمون، در مکه قیام کرد، ولی خلیفه او‌را بازداشت کرد و نزد خویش آورد. محمد در خراسان درگذشت و مأمون بر او نماز مسجد سجاد مشهد گذارد.

معرفی
محمد پسر امام جعفر درست گو(ع) از علمای فرصت و راویان روایات پدرش بود.[۱] همسر او خدیجه دختر عبدالله بن حسین بوده میباشد. [مستلزم منبع] اورا به‌برهان زیبایی‌اش دیباج کنیه دادند.[۲] بعضی از نویسندگان شیعه اورا شخصی شجاع، کریم و مهربان و صالح معرفی کرده‌اند، البته در حدیث اورا ضعیف و غیر قابل پشت گرمی به‌شمار آورده و گفته‌اند: وی در قضیه قیام مسلحانه، با زیدیه هم‌نظریه رزرو مسجد سجاد مشهد بوده میباشد.[۳]

قیام بر ضد عباسیان
محمد در سال ۱۹۹ق و سازه بر احادیث در سال ۲۰۰ در مکه بر ضد مأمون قیام کرد. گفته‌اند: وی در صدر با این فعالیت، موافق عدم وجود و با تشویق گروهی از یاران و خانواده‌اش، به‌این عمل دست زد.[۴] زمانه قیام وی هم زمان میباشد با آشوبی که نخست خلافت مأمون اتفاق افتاد و به طور همزمان قیام‌های زیادی از سوی علویان و دیگر معارضان حکومت عباسی در کشور‌های اسلامی رخداد؛ مثلا قیام ابن طباطبا که توفیق متعددی در عراق به‌دست آورد در همین روزگار آدرس مسجد سجاد مشهد بود.[مستلزم منبع]

علوی دیگری به اسم حسین بن حسن افطس در مکه توان را به دست گرفت. بنابر برخی گزارش‌ها حسین بن افطس که با نارضایتی عموم مواجه گردیده بود و از سویی ناکامی قیام‌های دیگر را می‌مشاهده کرد، نزد محمد دیباج آمد و به وی توصیه خلافت کرد تا از محبوبیت وی به کار گیری نماید. محمد ابتدا نپذیرفت تااینکه به پافشاری فرزندش و حسین افطس بدین فعالیت راضی شد.[۵] به گفته مسعودی، محمد دیباج در بالا در پی ابن طباطبا بود و برای وی دعوت می کرد و بعداز مرگ ابن طباطبا ادعای خلافت کرد و امیرالمؤمنین شماره تلفن مسجد سجاد مشهد خوانده شد.[۶]

نبو
امام جعفر راستگو (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر درستگو
حمیده بقیه همسران فاطمه
امام موسی کاظم اسحاق محمد اسماعیل عبدالله ام فروة
امام رضا علی عباس اسما فاطمه
حضور محمد نزد مامون
عیسی جلودی فرمانده سپاهیانی که از سوی مامون مأمور نزاع با دیباج گردیده بودند، بعداز یکسری زد خورد در حجاز و نواحی شهر مکه، یاران محمد را ناکامی داده و او‌را اسیر کرد. وی بعداز دستگیری در مکه در بین عموم حرف اعلام کرد و خلال اظهار پشیمانی استغفار کرد و بیان کرد به اینجانب خبر دادند که مأمون مرده و اینجانب به‌این برهان خلافت را پذیرفتم.[۷]

عیسی جلودی، محمد را به خراسان ارسال کرد. با وصال به خراسان، مأمون اورا گرامی داشت و مجاورت خویش نشانید و او را صله اعطا کرد و وی نزد مأمون در خراسان ماند. [۸]مبتنی بر بعضا گزارش‌ها، وقتی که امام رضا(ع) به شهید شدن رسید، محمد بن جعفر در خراسان بود و مأمون یک‌روز بعد از شهید شدن آن‌حضرت، محمد بن جعفر و دیگر سادات(گروهی از آل ابی طالب) را فراخواند و از این رخداد آگاه کرد و تن امام را در حالی که هیچ آسیبی به آن وارد نشده بود به آن ها نماد بخشید.[۹]

درگذشت و مدفن
محمد در سال ۲۰۳ق در جرجان[یادداشت ۱] درگذشت[۱۰] و مأمون در خاکسپاری او کمپانی کرد و بر او نماز گذارد.[۱۱]

در کشور‌ایران تعدادی حرم به محمد دیباج منسوب و به اسم وی شناخته گردیده‌است. مثلا بقعه منسوب به محمد دیباج در دامغان در شهر دیباج[۱۲] دیگری در روستای شِلیگان دَرگَز[۱۳] و امامزاده آق امام در آزادشهر[۱۴] و بقعه دیگری نیز در قزوین به وی منسوب میباشد.[۱۵] همینطور در هرات قبری مجاورت قبر عبدالله بن معاویه قراردارد که اورده شده وابسته به محمد دیباج میباشد.[۱۶]

پانویس

بازدید : 16
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:35


سادات مرعشی سلسله‌ای از سادات حسینی و فرزندان سید علی مرعشی فرزند عبدالله بن محمد اکبر از نسل امام سجاد(ع) میباشد. از‌آنجا که جد اعلای این سادات، سید علی دارای شهرت به مرعشی بوده، تبار او به کنیه «مرعشی» شناخته میشوند. شاخه‌هایی از این سلسله در شهرهای گوناگون به عنوان مثال مازندران، شوشتر، قزوین، اصفهان و قم چشم میشوند. از شخصیت‌های اصلی این خویشان می‌قدرت از حکم کننده نورالله شوشتری و آیت الله سید شهاب‌الدین مرعشی مسجد سجاد مشهد نجفی اسم موفقیت.

مرعشیان در سال ۷۶۰ق. در طبرستان(مازندران)، حکومتی دارای انسجام و غیر وابسته به وجود آورند. آن ها تشیع اثنی عشری را مذهب قانونی مازندران اعلام کردند و باعث پیشرفت تشیع شدند. حکومت غیروابسته مرعشیان بعداز ناکامی در قبال حمله تیمور لنگ در سال ۷۹۵ق. از فی مابین رفت؛ البته در پوسته حکومت‌های دست‌نشانده تا سال ۱۰۰۵ق. رزرو مسجد سجاد مشهد ادامه پیدا کرد.

سرسلسله
جد اعلای این سلسله، سید علی مرعشی اسم داشت که در شهر مرعش در اطراف مرزهای سوریه و ترکیه فعلی و قلمرو عثمانی معاش می کرد. او در قرن سوم به کشور‌ایران سفر کرد و ظاهرا در مازندران آدرس مسجد سجاد مشهد وصلت نمود.

نسل او از هشت فرزندش به اسم‌های ابوعبدالله حسین المامطری، ابوالقاسم حمزه، ابوالحسین ابراهیم مکاباذی، ابومحمدحسن، ابوالقاسم احمد، ابواسماعیل احمد، ابوالقاسم جعفر و ابوعلی محمد به مکان ماند.[۱]

سادات مرعشی حجاز، کشور‌ایران، عراق، سوریه، امارات عربی، ترکیه، هند، مصر، حبشه، زنگبار، مغرب و دیگر نقاط دنیا از شماره تلفن مسجد سجاد مشهد نسل اویند.[۲]

انگیزه نامگذاری به مرعشی
مورخان اسلامی تحت حادثه ها سال ۲۵۱ق از فردی به اسم علی بن عبدالله طالبی خاطر کرده‌اند که مرعش یا این که مرعشی کنیه داشته و از یاران داعی کلان حسن بن زید بوده و حدود سال ۳۰۰ق حاکمان وقت، منطقه مرعش را که دربین سوریه و ترکیه بود به او دادند و همانجا درگذشت و دفن شد.[۳] او‌‌ به عبارتی جد سادات مرعشی میباشد که تبار او به‌‌ به عبارتی کنیه پر اسم و رسم شدند.[مستلزم منبع]

شاخه‌های اساسی
سادات مرعشی دارنده شاخه‌ها و تیره‌های مهمی در بخشها متفاوت بودند.

آن‌ها از فرصت صفویه توشه دیگر نضج گرفتند و با حاکمان این طایفه تزویج کردند. مامان فرمان روا عباس نخستین بانویی از همین خویشاوندان میباشد.[مستلزم منبع]

سادات مرعشی مازندران
هسته مرکزی مرعشی‌های کشور ایران، طبرستان بود و رغبت به تشیع مردمان خطه شمال مدیون زحمات این خویشان میباشد.[مستلزم منبع] سید قوام الدین دارای شهرت به میر بلندمرتبه حکیم و فرمانروایی بوده که در قرن هفتم هجری در شهر آمل حکومت می‌نموده است و هم‌در حال حاضر مرقدش در سبزه‌میدان آمل، ضریح و صحن و سرایی دارااست.[مستلزم منبع]

سادات مرعشی شوشتر
گروهی از‌‌ سادات مرعشی مازندران به شوشتر مسافرت کردند و در آنجا بومی شدند. سادات مرعشی شوشتر با ۱۲ واسطه به سید علی مرعشی می‌رسند. آن‌ها فرزندان و نوادگان میر نجم الدین محمود بودند.[۴] میر نورالله معاصر سلطان اسماعیل و مولف کتاب صد باب در اسطرلاب از شخصیت‌های مطرح این مجموعه از سادات هست.[۵]

پر اسم و رسم‌ترین شخصیت از این سادات حاکم نورالله شوشتری می باشد که مولف کتاب‌های مجالس المؤمنین، احقاق الحق، الصوارم المهرقه، مصائب النواصب، عقاید امامیه بود. او به جرم تشیع در اکبرآباد هند به شهید شدن رسید.

سادات مرعشی اصفهان
توده‌ای از سادات مرعشی مازندران در حین صفویه به اصفهان سفر کردند و در آنجا بومی شدند.[۶] از سادات مرعشی اصفهان خلیفه اسد الله مرعشی دارای شهرت به فرمان روا میر به منصب تولیت آستان قدس رضوی منصوب شد، [۷] و نسل او در اصفهان به جایگاه خلیفه سلطانی یا این که پاد شاه العلمایی رسیدند و به همین اسم معروف شدند.[۸]

سادات مرعشی قزوین
سادات مرعشی قزوین از دیرباز در‌این شهر می‌زیستند، این به جهت حالت شهر قزوین در حالا تقیه بودند،[۹] البته بعداز توان بیان کردن مرعشیان اصفهان در حین صفویه آنها نیز از شرایط اجتماعی بالایی در قزوین بر خوردار شدند، برخی از آن ها به منصب نقابت سادات قزوین و برخی دیگر به سمت تولیت آستانه امامزاده حسین قزوین رسیدند.[۱۰]

شخصیت‌های پر اسم و رسم
شریف‌ حسن‌ بن‌ حمزه عالم و محدث‌ امامى‌ سدۀ چهارم قمری، از علویان‌ بومی‌ طبرستان‌ بودند. ابن‌ حمزه‌ خویش نیز به‌ گفته فخر رازی‌،[۱۱] اهل‌ طبرستان‌ بود و حتى‌ اعقاب‌ وی در آنجا مى‌زیستند.[۱۲]
سید میر قوام مرعشی موسس حکومت شیعی مرعشیان طبرستان و معروف به میربزرگ.[۱۳]
سید اسدالله شمس الدین دارای شهرت به فرمانروا میر از علمای مجال صفویه و فراگیر متفحص کرکی بوده میباشد. او همینطور از وزرای دربار صفویه به حساب میآید که در سال ۹۶۳ق در قزوین وفات کرد و در بقاع امام رضا(ع) دفن شد.[۱۴]
سید علی گسترده فرزند اسدالله پاد شاه میر که منصب صدارت پدرش به او واگذار شد و همینطور تولیت آستان قدس رضوی را بر ذمه گرفت. او در مشهد از عالم رفت و در بقعه امام رضا(ع) مدفون شد.[۱۵]
نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی از اجداد حکم کننده نورالله شوشتری. حاکم در تعریف جدش میگوید
«... رسیدگی نظریه اهل خوزستان بر وجهی که از سایر کتاب ها به لحاظ قاصر رسیده آن میباشد که در طی امویه و عباسیه اکثر اهل خوزستان معتزلی بوده‌اند و در اوائل مأه ثامنه (قرن هشتم) سید اجلّ امیر نجم الدین محمد الحسینی المرعشی الآملی از دارالمؤمنین آمل به شوش‌خیس آمد و دختر سید عزالدوله را که نقیب سادات حسنی آن دیار بود در حباله نکاح خویش درآورده و در آنجا اقامت فرمود و عموم آن دیار را هدایت و ارشادوراهنمایی فرمود. جمعی که دلهای وی مستعد هدایت بود مستبصر گردیدند و... ‌» [۱۶]
حاکم نورالله شوشتری که جهت علم آموزی از شوشتر به مشهد و جهت تبلیغ از مشهد به هند سفر کرد. او در آنجا مسئولیت قضاوت را برعهده گرفت[۱۷] و کتابهای متعددی نوشتن نمود و سرنوشت در هند به شهیدشدن رسید.[۱۸]
آیت الله مرعشی نجفی از مراجع پیروی شیعه بعد از آیت الله بروجردی میباشد.
سید عبدالحسین مرعشی شوشتری(درگذشته ۱۹۰۵ م) از روحانیان شیعه مقیم نجف و از شاگردان زین‌العابدین مازندرانی که برای تبلیغ به زنگبار رفت.

بازدید : 14
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:04


درس دادن فلسفه و عرفان

درس دادن فلسفه و عرفان، بیش و معدود در همگی ادوار حیات حوزه علمیه مشهد ترویج داشته میباشد، البته درین عصر و با حضور شاگردان ملا هادی سبزواری همانند ملا غلامحسین روضه خوان الاسلام (متوفی ۱۳۱۹ش)[۱۱۲] در مشهد مسجد سجاد مشهد این دستور رونق بی‌سوابق‌ای یافت.
حکیم آقا بلندمرتبه شهیدی (متوفی ۱۳۵۵ق) که در طهران نزد ابوالحسن جلوه و میرزا ابراهیم گیلانی اشکوری به علم آموزی علم ها عقلی و فلسفه پرداخته و فقه و اصول را در نجف نزد آخوند خراسانی خوانده بود[۱۱۳] از ۱۳۳۳ق. تا نقطه پایان قدمت به مقطع ۲۳ سال در حوزه مشهد به درس دادن تک تک کتاب ها کلامی و فلسفی از قبیل تفصیل تجرید قوشجی و گستردن اشارات خواجه نصیرالدین طوسی و شوارق الالهام و شواهد الربوبیة و المبدأ و المعاد و تفصیل الهدایة الاثیریة ملاصدرا و تفصیل منظومه اشتغال داشت[۱۱۴] و شاگردان بخش اعظمی نظیر حسین علی راشد و محمود شهابی و مهدی الهی قمشه ای و سید حسن بجنوردی[۱۱۵] پرورد. او با آنکه اثرها ملاصدرا را هم درس دادن میکرد، در فلسفه بیشتر میل مشائی رزرو مسجد سجاد مشهد داشت.[۱۱۶]
ملا محمدعلی فاضل دارای اسم و رسم به حاجی فاضل خراسانی (متوفی ۱۳۴۲ق)از مشاهیر فلاسفه معاصر میباشد که فلسفه را نزد حاج ملاهادی سبزواری و ملا غلامحسین روضه خوان الاسلام و آقا میرزا محمد سروقدی آموخته و در نجف و سامرا نزد میرزا حبیب الله رشتی و میرزای تعالی شیرازی، فقه و اصول علم آموزی کرده بود و افرادی زیرا سید حسن موسوی بجنوردی و صدرالدین بادکوبه ای و روضه خوان اسدالله یزدی در مشهد نزد او فلسفه خواندند.[۱۱۷] او در علم ها سنجیده و منقول از مدرّسان نامی فرصت خویش آدرس مسجد سجاد مشهد بود.[۱۱۸]
سیاست‌های رضاشاه و حوزه مشهد
در اواخر زمان رضا سلطان با وجود کثرت روحانیان در مشهد، سیاست خلع جامه روحانیت به طوری انجام شد که بنابر دارای شهرت به جز چندین بدن از روحانیان سرشناس و دارای اعتبار کس دیگری مجاز به برسر نهادن عمامه خلا.[۱۱۹] براساس قرائن و مدارک ناقص جانور اوضاع مالی و معیشتی حوزه علمیه مشهد در زمان سر گروهی آقازاده خراسانی و حاج آقا حسین قمی چندان مطلوب نبوده میباشد.[۱۲۰] برای مثال حقوق و دستمزد ماهیانه ادیب، معلم یگانه ادبیات عرب در حوزه مشهد، از محل موقوفات مکتب نواب ۱۵۰ ریال[۱۲۱] و به قولی دیگر سالیانه فی مابین سی تا پنجاه تومان بود و سالیانه ۳۶ تومان هم از بابت حق التدریس از آستان قدس اخذ شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می کرد.[۱۲۲]

موضع گیری علما در مسائل سیاسی
حوزه علمیه مشهد زیر زعامت علمای بزرگی زیرا حاج آقا حسین قمی و آقازاده خراسانی در زمان پهلوی اولیه در مفاد مختلف به علمکردهای متعدد سیاسی و اجتماعی حکومت که با شئونات شرعی جامعه منافات داشت عکس العمل نماد بخشید.

به عنوان مثال در ۱۳۰۶ش، طی تلگرامی به دولت وقت، که به امضای عمده علمای وقت مشهد رسید، به ابلاغیه دولت مبتنی بر ممانعت دستور به دارای شهرت و نهی از منکر اعتراض کردند.[۱۲۳]
گزینه دیگر اعتراض آن‌ها به مورد جمهوری خواهی رضاخان بود.[۱۲۴]
مهم ترین مبادرت علمای مشهد درین باب اعتراض به زمینه کشف عفاف بود که در رویارویی با آن بخش اعظمی از علمای مشهد زندانی و تبعید شدند. از علمای مرتبه اولیه مشهد هم حاج آقا محمد آقازاده بازداشت شد و به طهران جابجایی یافت و درین شهر محبوس ماند و در ۱۳۱۶ش درگذشت.[۱۲۵] و حاج آقا حسین قمی که برای پیشگیری از اجرای ضابطه بازداشتن عفاف و حجاب راهی طهران گردیده بود تا با پادشاه دیدار نماید و اورا از این مبادرت گشوده دارااست، در محل اقامت خویش در عبدالعظیم حسنی در ری ذیل حیث و ممنوع الملاقات شد و پیرو قیام گوهرشاد به کربلا تبعید شد[۱۲۶] و به این سیرتکامل حوزه مشهد از هم پاشید و به طور تقریبً به اکنون تعطیل درآمد.
از شهریور ۱۳۲۰ تا انقلاب اسلامی
حوزه علمیه مشهد بعداز شهریور ۱۳۲۰ وارد زمان ویژه‌ای از حیات خویش شد. احیای مجدد حوزه علمیه مشهد بعداز سقوط رضاشاه به صورت خاص وامدار تلاش‌های سه شخصیت علمی پر رنگ یعنی میرزا احمد کفایی، روضه خوان مرتضی آشتیانی و میرزا مهدی اصفهانی بود.[۱۲۷]

بازدید : 29
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:05


لَکّهنو (به اردو: لکهنؤ) (به انگلیسی: Lucknow) راءس ایالت اوتار پرادش هندوستان و از مرکز ها شیعه میباشد. راس حکومت اوده، آغاز در نتیجه‌آباد هند و بعد ها به لکهنو منتقل میگردد. لکهنو را مرزو بوم فامیل علمی و اجتهادی شیعه برای مثال قبیله‌ مالک عبقات و غفران مآب در هند می دانند. بعداز تصرف لکهنو به وسیله انگلیسی‌ها و اشاعه علم ها متفاوت توسط آن ها، علمای شیعه برای نادر‌رنگ نشدن علم ها اسلامی درین ناحیه، قصد به تأسیس حیطههای علمیه مختلفی مثلا حوزه علمیه شاه المدارس گرفتند. یک کدام از مهم ترین کتابخانه‌های شیعه به اسم ناصریه در‌این شهر جای‌دارد. مراسم ماه محرم در امام‌باره آصفی این شهر از مراسم‌های پر اسم و رسم این حوزه‌ مسجد سجاد مشهد میباشد.

معرفی و تاریخچه
لکهنو [یادداشت ۱] یا این که لکهنور، پایتخت ایالت اوتار پرادش در هندوستان و از مرکزها شیعه میباشد.[۱] این شهر در سال ۱۱۸۸ق پایتخت حکومت شیعی اَوَده بود.[۲] بعد از انقراض قطب شاهیان و عادلشاهیان از حکومت‌های شیعه این حوزه‌ در سال ۱۰۹۸ق بوسیله امپراتور گورکانی اورنگ زیب، حکومت شیعه اوده در شمال هند به اقتدار رسید[۳] که بعد از شهر نتیجه‌آباد لکهنو را پایتخت خویش رزرو مسجد سجاد مشهد قرار دادند.

قبل از تأسیس پاکستان‌، مرکز ها اساسی یادگرفتن علم ها شیعی در دهلی، رامپور، امروهه، گواهی و لکهنو قرار داشت. مساجد، حسینیه‌ها و منازل استادان مقر مهم درس دادن علم ها اسلامی بود و مدرسه های به‌مدل کنونی کمتر وجود داشت.[۴] نقل کرده‌اند که در بعد از ظهر حکومت سلاطین شیعی اوده، لکهنو به مهمترین راس علمی شیعه ها شبه مجموعه کشور ها تبدیل آدرس مسجد سجاد مشهد گردیده بود.[۵]

در سال ۱۲۷۳ق واپسین پاد شاه اوده از سوی ارتش انگلیس عزل شد و ارتش انگلیس با اشغال نظامی شهر لکهنو واجدعلی پادشاه را بازداشت و او‌را با اعضای خانواده‌اش به شهر کلکته، پایگاه حکومتی شرکت هند شرقی بریتانیا، تبعید کرد.[۶] به دنبال این رخداد پادشاه العلماء، فتوای مبازره با ارتش بریتانیا را اعطا کرد که بعد از یکسری مرحله تقابل عموم با ارتش، در غایت، ارتش انگلستان برنده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می گردد.[۷]

شخصیت‌ها
لکهنو را به منجر وجود خویشان‌های شیعی، مرز و بوم قوم و قبیله دانش و اجتهاد شیعه در هند میدانند.[۸] از این خویشاوندان‌ها می‌اقتدار به بستگان مالک عبقات و فامیل غفران مآب اشاره نمود.[۹] بخش اعظمی از این شخصیت‌ها در نجف و کربلا علم آموزی کرد‌ه و ابعاد به هند و شهر لکهنو بازمی‌گشتند.[۱۰]

سید محمدقلی موسوی هندی
سید محمد قلی موسوی هندی (۱۱۸۸-۱۲۶۸ق) متولد کنتور، از متکلمان لکهنو و مؤسس کتابخانه دارای اسم و رسم ناصریه بود.[۱۱] حدود ۲۰ جلد کتاب از وی بر مکان باقی‌مانده که مشهور‌ترین آن‌ها کتاب تشیید المطاعن در رد باب دهم از کتاب تحفه اثنا عشریه عبدالعزیز دهلوی میباشد.[۱۲]

سید دلدار علی نقوی
سید دلدار علی نقوی سبزواری دارای شهرت به غفران مآب، متولد ۱۱۶۶ق میباشد. او‌را از احیاگران تشیع در شبه مجموعه کشورها هند و او‌لین کسی می دانند که در هند ادعای اجتهاد و عموم را به نماز آدینه و جماعت دعوت کرد.[۱۳] اجداد دلدار علی، همچون اکثری از فامیل‌های سادات، بعداز هجوم ها مغولان به خراسان، محل تولد خویش را رخنه‌ کرده و در بخشها فضا لکهنو بومی و به یادماندنی شدند.[۱۴]


تصویر سید علی نقی نقوی لکهنویی
سید علی‌ نقی نقوی لکهنویی
سیدعلی نقوی در سال ۱۳۳۲ق در لکهنو چشم به جهان گشود. نقل می‌نمایند، وی در سنین جوانی به اجتهاد رسید و اثرها زیادی در منطقههای علم ها اسلامی نگاشته میباشد. وی دانش آموز میرزای نایینی، آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و دیگر علمای کربلا و نجف بوده میباشد. آقا والا تهرانی و سید حسن صدر، اورا علامه محقق نامیده‌اند.[۱۵]

میرحامد حسین
میرحامدحسین فرزند سید محمدقلی موسوی نیشابوری هندی از متکلمان و عالمان شیعه در میروت از توابع دهلی میباشد.[۱۶]

مفتی محمّد عباس شوشتری
مفتی میر محمّد عباس موسوی جزایری شوشتری، متولد ربیع الاول ۱۲۲۴ق و از نوادگان سید نعمت‌الله جزایری، صاحب و مالک الانوار النعمانیه، بود. وی منصب حاکم القضاتی را بر ذمه داشت.[۱۷]

ابراهیم لکهنوی
ابراهیم لکهنویی، متولد لکهنو و از فقهای لکهنو و ذمه ‌دار کارها فقهی عموم آن شهر بود. وی از طرف شاه واحد علی فرمان روا، واپسین شاه شیعه لکهنو، به سید العلماء ملقب شد.[۱۸]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه