آدم حقیقتی ذو وجوه و دارنده قلمروهای وجودی متعدد میباشد. سه قلمرو تفکر، رفتار و کار سه بستر برای ظهور تعالیم گوناگون گردیده است. تعالیم اسلامی متناظر با این سه محدوده، به اعتقادات، اخلاق و رفتار و احکام تقسیم شدهاست. کلانترین حیطه وجودی آدم درنگ میباشد که با سیستمهای متفاوت تغذیه میگردد. در تمدن اسلامی سه سیستم اعتقادی فلسفه، عرفان و حرف وجود دارااست که متکفّل صورتدهی آن گاه نظری و فکری مسجد سجاد مشهد بشر و جوابگویی به سوءالات مهم وی در تبیین هستی، بشر و آفریننده آن میباشد.
نگاهی به آدم:
بشر بغرنجترین جان دار در فقید طبیعت و شاید زیباترین و بی نقصترین در دانا هستی میباشد؛ چراکه پروردگار در خلقت آدم خویش را احسنالخالقین میخواند و احسن الخالقین دلالت بر احسنالمخلوقین دارااست. در اثرها عرفا و حکما، متناظر با هستی و حاویی کلیه کمالات آن قلمداد گردیدهاست.از قدیم تحت عنوان فقیه صغیر در قبال رزرو مسجد سجاد مشهد فقیه عظیم و در برخی ایده ها تحت عنوان جهانی تعالی مطرح بوده میباشد: ابنعربی عارف نامی قرن ششم در فتوحات اینگونه آورده میباشد:
«الانسان و ان صغر جرمه عن جرم العالم، فانه یجمع جمیع حقایق العالم الکبیر ولهذا تسمّی العقلاء العالم «بشر وسیع» ولم یبق فی الامکان مضی الا و قد ظهر فی العالم، فقد ظهر فی مختصره (الذی هو الانسان)».(1)
دراین عبارت، فقید و بشر دو جانور متناظر در حیث گرفته گردیده است، از فقیه به آدم وسیع آدرس مسجد سجاد مشهد حافظه گردیده و آدم خلاصه و عصارهی هستی تعریف و تمجید شدهاست. در فرازی دیگر از فتوحات آدم را «فقید عظیم» نامیده میباشد؛ چراکه فطرت آدم به عبارتی تجلّی جمیع اسمای الهی میباشد.(2)
آدم دارنده چنان گنجایش وجودی میباشد که به تفسیر قرآن میتواند موطن جمیع اسمای الهی قرار گیرد و متقابلاً در جهت مخالف میتواند به حضیض دانا سقوط نماید. زوایای متفاوت وجود وی هریک عالمی را تشکیل میدهد. جانور غامضای میباشد که برای خویش بشر نیز شناخته گردیده وجود ندارد و بر همین مبناست که تعاریف گوناگونی از وی گردیده و ورژنهای روشن بختی متغایری هم برای وی غامض گردیده است.
قرآن مهربان آدم را مرکّب از چهار لایه وجودی میداند که عبارتند از:
1 سپس دنیوی و لایهی ناسوتی،که در آن با کلیهی موجوداتِ دنیوی مشترک میباشد. آنجا که اورا مخلوقی از طین، تراب، صلصال و مسنون میداند، این قلمرو اورا میشناساند.(3)
2 جان حیوانی که منشأ غریزه ها و فعّالیّتهای حیوانی میباشد و حدوداً با شدّت و ضعف با بقیه حیوان ها اشتراک دارااست. وقتی که از تناول کردن و کارها شهوانی وی حافظه مینماید در ستون بقیه حیوان ها از وی اسم میپیروزی.(4)
_______________________________
1. فتوحات مکیه (زمان 13 جلدی) الهیئة المصریة العامة لکتاب، مصر، 1405، جلد 13، ص127.
2. فتوحات، جلد12، ص267.
3. «ولقد خلقنا الانسان اینجانب سلالة اینجانب طین» (موءمنون / 12) «فانا خلقناکم اینجانب تراب» (الحج / 5) «ولقد خلقنا الانسان اینجانب صلصال اینجانب حمأمسنون» (الحجر / 26).
4. «فاختلط به نبات الأرض ممّا یأکل الناس والأنعام» (یونس/24) «کلوا وارعوا انعامکم» (طه / 54) و نیز (محمد / 12) (سجده / 27).
_______________________________
و ولی گهگاهی نیز از حیوان ها زیرخیس محسوب میدارااست و آن مواردی میباشد که آدمی به استعدادهای بهتر خویش بیاعتنایی مینماید و بعد ها غریزی را حکم دهنده بر کارها بهتر خویش مینماید.(1)
3 رده «علّم بشر الاسماء»(2) که ناظر به گنجایش ادراکی و سعهی وجودی اوست. بشر قابلیت و امکان اخذ و تعلّم جمیع اسما را دارااست و درین منزلت میباشد که از سایری مخلوقات مسافت میگیرد. دیگرافراد در وی مشارک نیستند. شاید بتوان فصل ممیز ناطقیت که از فلاسفه و منطقین در کتابها مذکور میباشد را با قدری تسامح بهاین درجه از آدم تطبیق اعطا کرد، خدا آنجا که از جایگاه علمی بشر حافظه مینماید اورا در ستون خویش و فرشتگان اسم میپیروزی.(3)
4 منزلت و لایهی «روح الهی» که آدم درین رده پرتوی از نفخات الهی و جذوهای از روح الهی تعبیروتفسیر میخواهد شد. آدم در مقطعی از وجودش مفتخر به «نفخت فیه اینجانب روحی» میشود.(4)
نگاهی به بعد ها فوق نشانه میدهد که دو آیتم اخیر میباشد که آدمی را از دیگر موجودات متمایز میسازد. منزلت «علّم بشر الاسماء» و «نفحت فیه اینجانب روحی» در واقعیت انسانیت بشر و فصل ممیز آدمی میباشد. کلمهی قرآنی که میتواند بیانکننده خلقت اختصاصی بشر باشد، به عبارتی «فطرت»(5) میباشد که هم دلالت بر خلقت دارااست و هم شیوهی خاص آفرینش اورا ذکر مینماید که خمیرمایهی آدمی بر آن سرشته شدهاست و در کریمهی قرآنی از آن خاطر گردیده است: «فطرة الله التی فطر الناس
آدم حقیقتی ذو وجوه و دارنده قلمروهای وجودی متعدد میباشد. سه قلمرو تفکر، رفتار و کار سه بستر برای ظهور تعالیم گوناگون گردیده است. تعالیم اسلامی متناظر با این سه محدوده، به اعتقادات، اخلاق و رفتار و احکام تقسیم شدهاست. کلانترین حیطه وجودی آدم درنگ میباشد که با سیستمهای متفاوت تغذیه میگردد. در تمدن اسلامی سه سیستم اعتقادی فلسفه، عرفان و حرف وجود دارااست که متکفّل صورتدهی آن گاه نظری و فکری مسجد سجاد مشهد بشر و جوابگویی به سوءالات مهم وی در تبیین هستی، بشر و آفریننده آن میباشد.
نگاهی به آدم:
بشر بغرنجترین جان دار در فقید طبیعت و شاید زیباترین و بی نقصترین در دانا هستی میباشد؛ چراکه پروردگار در خلقت آدم خویش را احسنالخالقین میخواند و احسن الخالقین دلالت بر احسنالمخلوقین دارااست. در اثرها عرفا و حکما، متناظر با هستی و حاویی کلیه کمالات آن قلمداد گردیدهاست.از قدیم تحت عنوان فقیه صغیر در قبال رزرو مسجد سجاد مشهد فقیه عظیم و در برخی ایده ها تحت عنوان جهانی تعالی مطرح بوده میباشد: ابنعربی عارف نامی قرن ششم در فتوحات اینگونه آورده میباشد:
«الانسان و ان صغر جرمه عن جرم العالم، فانه یجمع جمیع حقایق العالم الکبیر ولهذا تسمّی العقلاء العالم «بشر وسیع» ولم یبق فی الامکان مضی الا و قد ظهر فی العالم، فقد ظهر فی مختصره (الذی هو الانسان)».(1)
دراین عبارت، فقید و بشر دو جانور متناظر در حیث گرفته گردیده است، از فقیه به آدم وسیع آدرس مسجد سجاد مشهد حافظه گردیده و آدم خلاصه و عصارهی هستی تعریف و تمجید شدهاست. در فرازی دیگر از فتوحات آدم را «فقید عظیم» نامیده میباشد؛ چراکه فطرت آدم به عبارتی تجلّی جمیع اسمای الهی میباشد.(2)
آدم دارنده چنان گنجایش وجودی میباشد که به تفسیر قرآن میتواند موطن جمیع اسمای الهی قرار گیرد و متقابلاً در جهت مخالف میتواند به حضیض دانا سقوط نماید. زوایای متفاوت وجود وی هریک عالمی را تشکیل میدهد. جانور غامضای میباشد که برای خویش بشر نیز شناخته گردیده وجود ندارد و بر همین مبناست که تعاریف گوناگونی از وی گردیده و ورژنهای روشن بختی متغایری هم برای وی غامض گردیده است.
قرآن مهربان آدم را مرکّب از چهار لایه وجودی میداند که عبارتند از:
1 سپس دنیوی و لایهی ناسوتی،که در آن با کلیهی موجوداتِ دنیوی مشترک میباشد. آنجا که اورا مخلوقی از طین، تراب، صلصال و مسنون میداند، این قلمرو اورا میشناساند.(3)
2 جان حیوانی که منشأ غریزه ها و فعّالیّتهای حیوانی میباشد و حدوداً با شدّت و ضعف با بقیه حیوان ها اشتراک دارااست. وقتی که از تناول کردن و کارها شهوانی وی حافظه مینماید در ستون بقیه حیوان ها از وی اسم میپیروزی.(4)
_______________________________
1. فتوحات مکیه (زمان 13 جلدی) الهیئة المصریة العامة لکتاب، مصر، 1405، جلد 13، ص127.
2. فتوحات، جلد12، ص267.
3. «ولقد خلقنا الانسان اینجانب سلالة اینجانب طین» (موءمنون / 12) «فانا خلقناکم اینجانب تراب» (الحج / 5) «ولقد خلقنا الانسان اینجانب صلصال اینجانب حمأمسنون» (الحجر / 26).
4. «فاختلط به نبات الأرض ممّا یأکل الناس والأنعام» (یونس/24) «کلوا وارعوا انعامکم» (طه / 54) و نیز (محمد / 12) (سجده / 27).
_______________________________
و ولی گهگاهی نیز از حیوان ها زیرخیس محسوب میدارااست و آن مواردی میباشد که آدمی به استعدادهای بهتر خویش بیاعتنایی مینماید و بعد ها غریزی را حکم دهنده بر کارها بهتر خویش مینماید.(1)
3 رده «علّم بشر الاسماء»(2) که ناظر به گنجایش ادراکی و سعهی وجودی اوست. بشر قابلیت و امکان اخذ و تعلّم جمیع اسما را دارااست و درین منزلت میباشد که از سایری مخلوقات مسافت میگیرد. دیگرافراد در وی مشارک نیستند. شاید بتوان فصل ممیز ناطقیت که از فلاسفه و منطقین در کتابها مذکور میباشد را با قدری تسامح بهاین درجه از آدم تطبیق اعطا کرد، خدا آنجا که از جایگاه علمی بشر حافظه مینماید اورا در ستون خویش و فرشتگان اسم میپیروزی.(3)
4 منزلت و لایهی «روح الهی» که آدم درین رده پرتوی از نفخات الهی و جذوهای از روح الهی تعبیروتفسیر میخواهد شد. آدم در مقطعی از وجودش مفتخر به «نفخت فیه اینجانب روحی» میشود.(4)
نگاهی به بعد ها فوق نشانه میدهد که دو آیتم اخیر میباشد که آدمی را از دیگر موجودات متمایز میسازد. منزلت «علّم بشر الاسماء» و «نفحت فیه اینجانب روحی» در واقعیت انسانیت بشر و فصل ممیز آدمی میباشد. کلمهی قرآنی که میتواند بیانکننده خلقت اختصاصی بشر باشد، به عبارتی «فطرت»(5) میباشد که هم دلالت بر خلقت دارااست و هم شیوهی خاص آفرینش اورا ذکر مینماید که خمیرمایهی آدمی بر آن سرشته شدهاست و در کریمهی قرآنی از آن خاطر گردیده است: «فطرة الله التی فطر الناس

چگونه هزینههای برگزاری مراسم در مسجد را مدیریت کنیم؟