در صحاح اهل سنت، حدیثی از نبی اسلامصلی الله علیه و آله و سلم اورده شده که مطابق آن، حضرت تعداد خلفای خویش را دوازده بدن معرفی کرده و برای آنها اوصافی برشمرده میباشد. هم این تعداد و هم اوصاف خاطر گردیده برای آنها در حدیث سابق الذکر، با دوازده امام گزینه اطمینان شیعه تطبیق مینماید. مسجد سجاد مشهد
در شماره قبل، متن و مدرک و پیشینه حدیث حافظه گردیده، تحقیق شد و شواهد توثیق سندی آن از طرف محققان اهل سنت ذکر شوید دراین شماره توجیهات پژوهشگران اهل سنت را در تطبیق مصادیق آن با خلفای اموی و عباسی، طرح کرده بعد به عیب گیری آن میپردازیم.
توجیهات راهکار اندیشانه
چنان که تا به امروز دیدیم، در گواهی حدیث خاطر گردیده مکان هیچگونه گفتگویی رزرو مسجد سجاد مشهد نیست. به همین ادله گفت و گوهای عالمان مسلمان در زمینه ی حدیث به دلالت آن معطوف گردیده و در ارتباط مصادیق خلفای دوازدهگانه دربین آنها گفتگوهای فراوانی روی داده میباشد.
محققان شیعه امامیه معتقدند، چنان که نبوت رسول اسلام امری الهی میباشد، گزینش جانشینان آن حضرت نیز امری میباشد الهی، و از حوزه اختیارات امت اسلامی بیرون میباشد. اینان بر همین اصل و با دقت به احادیث فراوانی که از روش پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در دست دارا هستند، به رخداد آرا و فارغ از هیج اختلافی، مصادیق حدیث خاطر گردیده را امامان دوازدهگانه اهل بیت فرستاده خداصلی الله علیه و آله و سلم دانستهاند. شماره تلفن مسجد سجاد مشهد
محققان شیعه میگویند: تردیدی نیست که بشارت نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم به وارد شدن دوازده خلیفه بعداز وی، یک کلام معمولی نبوده، بلکه بشارت و دستورِ اصلیّ الهی میباشد که به وسیله نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم ابلاغ شدهاست. به این دلیل که نبی هیچگاه از پیش خویش حرف نمیگوید، بخصوص راجعبه قضیه اساسیّی آدرس مسجد سجاد مشهد مانند جانشینان خویش و رهبران امّت اسلامی. «وَما یَنْطِقُ عَنِ الْهَاو * اِنْ هُوَ اِلاّ وَحْی یُوحی».(1) و از راز هوای نفس نمیگوید، کلام وی جز وحیی وجود ندارد که به وی رسول میگردد.
هم اکنون که بشارت، الهی میباشد. و بشارت دهنده، وسیع ترین رسول الهی میباشد، بایستی مصادیق بشارت نیز الهی و از جانب پروردگار بوده و گزینش آن ها به وسیله پروردگار و رسول شکل گیرد.
معنی ندارد که بشارتِ پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بشارتی الهی باشد، بشارت دهنده نبی معبود باشد، امّا گزینش مصادیق بشارت، آن هم درباره اینگونه زمینه اصلیّی، به عالمان دربار حاکمان اموی و عباسی واگذار گردد، تا آنها مطابق ذوق وسلیقه و تمایلهای فکری خویش، تودهای را تحت عنوان مصداق این بشارت معرفی نمایند، و نتیجه ها گزینش آن ها این باشد که تودهای از موادسازنده شیطانی و اهریمنی از دودمان بنی امیه و بنی عباس تحت عنوان جانشینان فرستاده خداصلی الله علیه و آله و سلم انتخاب و معرفی شوند.
چه طور میاقتدار عهده دار شد ، اسلام که برای خردترین مسائل جامعه اسلامی، راهکار اندیشی کرده و راهحلهای مطلوب ارائه کرده، این موضوع اصلی و اصلیِ جامعه اسلامی را نادیده گرفته، و برای آن هیچ طرح و اپای ارائه نکرده باشد، بلکه این زمینه را به مسلمان ها، واگذار کردهباشد تا آنها مبتنی بر ذوق خویش دراین باره تصمیم بگیرند. در صورتی واقعیت فرمان اینگونه
_______________________________
1. سوره نجم، آیه 3و 4.
_______________________________
باشد، این به معنای نقص اسلام میباشد. در حالی که پروردگار در قرآن کریم و مهربان به صراحت، اسلام را شرعی بدون نقص معرفی نموده است.
«اَلْیَوم اگکْمَلْت لَکُمْ دینکُم...».(2)
پس بایستی اسلام دارنده نظام سیاسی پرنور و معلوم باشد که به وسیله فرستاده خداوند به امت آموختن گردیده باشد، و اینگونه نظامی، جز نظام امامت نمیتواند باشد؛ یعنی به عبارتی چیزی که در حدیث خلفای اثناعشر آمده میباشد.
این بود حیث دانشنمدان تشیع، در مقابل، پژوهشگران اهل سنت که حیث شیعهها را در مشاجره حدیث، بلکه روایات اثناعشر نپذیرفته و خلافت نبی را امری بشری میدانند، هریک از آن ها به دلخواه، گروهی از حاکمان اموی و عباسی را تحت عنوان مصداق حدیث خاطر گردیده، بیان کردهاند. اینان کوشیدهاند تا بلکه بتوانند توجیه مطلوب و مناسبی برای حدیث امامان اثناعشر ارائه نمایند. اینان برای دستیابی بهاین مقصود، در تعبیروتفسیر روایات گزینه دعوا، از دو نحوه به کار گیری کردهاند.
1. ترتیب .
2. تعیین.
1. در راهکار ابتدا، آنها با میل به دودمان اموی، بعداز فرستاده خداصلی الله علیه و آله و سلم از افرادی که دارنده حاکمیت و سلطه ظاهری بودهاند به ترتیب دوازده نفر را برشمرده و آنها را مصداق خلفای دوازدهگانه نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم دانستهاند. این تیم از عالمان اهل سنت کاری بدین مورد نداشتهاند که عده ای را که برمیگزینند دارای شرایط خلافت میباشند یا این که خیر. به همین برهان، در اینراه حل، یزید بن معاویه و مروان و فرزندانش جزء خلفای فرستاده پروردگار قرار گرفتهاند امّا حسن بن علیعلیمها السلام نواده نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم، و یا این که قدمت بن عبدالعزیز که به نظریه پژوهشگران اهل سنت شایسته ترین خلیفه و حکم کننده اموی میباشد، از منصب خلافت بی قسمت باقیماندهاند، چون عدد خلفای دوازدهگانه قبل از وی بدون نقص گردیدهاست.
2. گروهی دیگر از عالمان اهل سنت که راهکار در آغاز را خالی از نقیصه
این اولین آیتم از صورتگیری یک هیبت سیاسی ورای رخدادای تاریخی وجود ندارد؛ از شماره تلفن مسجد سجاد مشهد جمله در روزنگارهای قانونی جمهوری اسلامی تا اولِ دهه هفتاد از تیتر وفات برای تعریف درگذشت حضرت فاطمه (س) به کار گیری میگردد، در حالیکه سپس به شهیدشدن تغییرو تحول کرد و موج سیاسی بزرگی نیز در ورای آن برای انتقاد رزرو مسجد سجاد مشهد خلفای (سهگانه) راشدین صورت گرفت. موجی که بعد ها برای مهار تبعات آن مقامات مذهبی/سیاسی آن ناگزیر به ورود برای پرهیز از توهین به بزرگان اهلسنت شدند. مراسمی مثل روز عرفه و برائت از مشرکین نیز در همین پوسته و برای آدرس مسجد سجاد مشهد تعریفوتمجید یک نام و نشان سیاسی مشترک برای شیعه ها در راستای رویارویی با معاندان جمهوری اسلامی قابل تعریف و تمجید میباشد. مسجد سجاد مشهد
۴. خصوصیتهای قرآن: اصالت
قرآن کریم و مهربان، اساسیترین منبع فقاهتی و سرچشمه اصیل معارف شماره تلفن مسجد سجاد مشهد اعتقادی، اخلاقی و عملی اسلام میباشد؛ چون:
این کتاب آسمانی، اعجاز جاوید رسول خاتم صلی اللَّه علیه و آله و معتبرترین مدرک آدرس مسجد سجاد مشهد رسالت وی و بلکه همگی انبیای الهی میباشد؛
مهمترین ادله حُجّیت سنّت، قرآن میباشد؛
معارفی که از فرستاده پروردگار صلی اللَّه علیه و آله و یا این که اهل رزرو مسجد سجاد مشهد بیت وی صادر گردیدهاند، ریشه در قرآن دارا هستند.
قرآن، واحد سنجش تشخیص درستی گزارشهای حاکی از سنّت فرستاده صلی اللَّه علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام میباشد. بر همین اصل، فرستاده معبود صلی اللَّه علیه و آله در حدیث پی در پی ثقلین، مسجد سجاد مشهد قرآن را گرانقدرترین ودیعت رسالت و «ثقل اکبر» نامیده میباشد.
۱۰ خصوصیت قرآن کریم ومهربان که شمارا شگفت زده مینماید
۵. تحریف ناپذیری از اساسیترین خصوصیت قرآن
یک دیگر از خصوصیتهای قرآن، آن میباشد که در زمان فرصت، دستْ خوشِ تحول و تغییرو تحول (از قبیل افزودنی یا این که کاستنی) نشده میباشد. نازل کننده این کتاب، خویش، به این زمینه، سند داده میباشد: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحفظون؛ ماییم که بیان (قرآن) را نازل کردیم و ما نیز پاسبان آن خوا هیم بود».
تاریخ مسلمانها و کاراییهای انجام شده در نگارش و خواندن قرآن کریم و مهربان و دیگر دلایل مصونیت قرآن از تحریف نیز بر این مسئله، شهیدشدن میدهند.
۶. کاملیّت قرآن کریم ومهربان
قرآن، در حوزه رسالت خویش، جامع میباشد و از ذکر هیچ چیزی که در هدایت بشر نقش داشته باشد، فرو گذار نکرده میباشد: «تِبْیَنًا لِّکُل شَیْءٍ؛ تبیین کننده هر چیزی میباشد» پیشین از آیهها قرآنی، نبی صلی اللَّه علیه و آله و اوصیای وی نیز بر این زمینه، شهیدشدن دادهاند.
گران قدرترین قرآن شناس، یعنی نبی آفریدگار که گیرنده وحی میباشد، در حدیثی، درباره کاملیّت قرآن مهربان، اینگونه میفرماید:
هُوَ الدَّلیلُ یَدُلُّ عَلَی السَّبیلِ، وَ هُوَ کِتابُ تَفصیلٍ وَ بَیانٍ وَ تَحصیل، هُو الفَصلُ لیسَ بالهَزلِ، وَ لَهُ ظَهرٌ وَ بَطن، فَظاهِرُهُ حُمعدودُ اللَّهِ وَ باطِنُهُ عِلمُ اللَّهِ والا، فَظاهِرُهُ وَثیقٌ، وَ باطِنُهُ عَمیق، لَهُ تُخوم، وَ علی تُخومِهِ تُخومٌ، لا تُحصی عَجائِبُهُ وَ لا تُبلی غَرائِبُه، فیهِ مَصابیحُ الهُدی وَ مَنارُ الحِنادرَةِ، وَ برهانٌ علَی المَعرِفَةِ لِمَن عَرَفَ النَّصَفَةَ.
قرآن، رهنمایی میباشد که خط مش را نماد می دهد. قرآن، کتاب شرح و روشنگری و علم آموزی [حقایق]میباشد. جداکننده دربین حق و فسخ میباشد و مزاحبردار وجود ندارد. ظاهری داراست و باطنی.
ظاهرش حکم [و امر]خداست و باطنش دانش آفریدگار متعال. پس ظواهر آن، سفت و پایدار میباشد و باطنش ژرفایی دارااست و ژرفایش نیز ژرفایی دارااست. شگفتیهایش بیشمارند و شگفتیها و غرایبش کهنه و مجموع نمی شوند.
لامپهای هدایت و پرتوگاههای حکمت، در قرآن اند؛ و برای هر کس انصاف داشته باشد، پند به سوی معرفت و آشنایی میباشد.
امیر مومنان علیهالسلام که بعداز رسول صلی اللَّه علیه و آله آشناترین آدم با معارف تعالی و آفریننده کتاب الهی میباشد، در حدیثی، قرآن را اینگونه تعریف فرموده میباشد:
بعد کتاب را بر وی فرو ارسال کرد، و آن، نوری میباشد که چلچراغهایش بدون صدا نمی شوند. چراغی میباشد که شعلهاش، فروکش نمینماید. دریایی میباشد که به ژرفایش نمیاقتدار رسید.
پاد شاه راهی میباشد که پیمودنش [آدمی را]به گمراهی نمیکشاند. شعاعی میباشد که پرتو آن، به ظلمات نمیگراید. فرقانی (سنجهای برای حق و فسخ) میباشد که برهانش، بی سروصدا [و فسخ]نمیگردد.
بنای روشنگری میباشد که مبناهایش، فرو نمیریزند. درمانی میباشد که بیم برگشت بیماریها در آن نمیرود. قدرتی میباشد که هوادارانش باخت نمیخورند و حقّی میباشد که یارانش، صرفا و بی یاروهمدم، نهاده نمیشوند.
پس قرآن، معدن ایمان و کانون آن میباشد، و چشمههای علم و دریاهای آن، و بوستانهای عدل و آبگیرهای آن، و مبناهای اسلام و نهاد آن، و درّههای حق و دشتهای آن میباشد.
۷. جاودانگی بارزترین مشخصه قرآن
یک کدام از پر رنگترین نکاتی که در روایات نبی صلی اللَّه علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام در تبیین مقام قرآن در اسلام گزینه تأکید قرار گرفته، تداوم حیات و جاودانگی این کتاب آسمانی میباشد. در حدیثی از امام باقر علیهالسلام آمده میباشد:
إنَّ القُرآنَ حَیٌّ لا یَموتُ، وَ الآیَةَ حَیَّةٌ لا تَموت، فَلَو کانَتِ الآیَةُ إذا نَزَلَت فِی الأَقوامِ ماتوا ماتَتِ الآیَة، لَماتَ القُرآنُ، و لکِن هِیَ جارِیَةٌ فِی الباقینَ کَما جَرَت فِی الماضین.
قرآن، زنده میباشد و نمیمیرد، و آیه [های آن]نیز زندهاند و نمیمیرند؛ چون چنانچه آیهای که در باره اقوامی نازل شدهاست، با مُردن آن ها میمُرد، قرآن نیز مُجایگاه بود؛ لکن قرآن، فی مابین آیندگان، روان میباشد، همچنان که بین گذشتگان، روان بود.
همینطور از امام درست گو علیهالسلام گزارش گردیده است که:
إنَّ القُرآنَ حَیٌّ لَم یَمُت، وَ إنَّهُ یَجری کَما یَجرِی اللَّیلُ وَ النَّهار، وَ کَما تَجرِی الشَّمسُ وَ القَمَر، وَ یَجری عَلی آخِرِنا کَما یَجری عَلی أوَّلِنا.
قرآن، زنده میباشد و نمیمیرد و هماره [در کلیه فرصتها]روان میباشد، چنان که شب و روز، و خورشید و ماه، در جریان اند، و همچنان که بر ویّلین کسانِ ما روان بوده، بر واپسین کسان ما نیز روان میباشد.
این حرف، به این معناست که معارفی که قرآن در قضیه دنیاشناسی و آدمشناسی ارائه مینماید و اپهایی که برای روشن بختی آدم داراست، هم خوانی با میزانهای عقلی و علمی و نیازهای فطری بشرهاست و از این رو، تخصیص به فرصت خاصی ندارد؛ بلکه در طی فرصت، زنده و جاوید میباشد.
۸. طراوت قرآن مهربان
ممکن میباشد چیزی، سالها زنده بماند، البته در طی مجال، کهنه و فرسوده خواهد شد و تازگی و شادابی خویش را از دست بدهد، البته قرآن، خلال این که مدام زنده میباشد، هیچگاه کهنه و فرسوده نمی شود؛ بلکه همواره جدید و باطراوت میباشد، چنان که در حدیثی از نبی صلی اللَّه علیه و آله آمده میباشد:
کَلامُ اللَّهِ جَروءیت کردٌ غَضٌّ طَرِی. سخن معبود، همواره تازه و جدید و با طراوت میباشد. در روایتی دیگر آمده میباشد که فردی از امام راست گو علیهالسلام پرسید: ما پر و بالُ القُرآنِ لا یَزدادُ عِندَ النَّشرِ وَ الدِّمرکزَةِ إلّا غَضاضَةً؟ چرا قرآن، هر چه بیشتر منتشر و رسیدگی میگردد، بر تازگی و طراوت آن، افزوده میگردد؟
امام علیهالسلام در جواب وی فرمود: لِأَنَّ اللَّهَ لَم یُنزِلهُ لِزَمانٍ دونَ زَمانٍ، و لا لِناسٍ دونَ ناس، فَهُو فی کُلِّ زَمانٍ جَرویت کردٌ، و عِندَ کُلِّ قَومٍ غَضٌّ، إلی یَومِ القِیامَة. زیرا خدا، آن را برای هنگامی خاص و مردمی خاص، فرو نفرستاده میباشد. به همین ادله، قرآن، در هر وقتی، جدید، و برای هر مردمی، تا روز قیامت، جدید میباشد.
این خصوصیت قرآن مهربان، حاکی از آن میباشد که معارف قرآن، لایههای عمیق و متعدّدی داراهستند که در مقاطع متفاوت تاریخ، کشف می گردند و گزینه بهره برداری قرار می گیرند. اما هر کسی، کارکشته به کشف معارف عمیق و حقایق ظریف قرآن وجود ندارد؛ بلکه صرفا افرادی از این بضاعت برخوردارند که از حیث علمی و عملی، آمادگیهای مایحتاج را داشته باشند.
آنگاه امیرالمؤمنین درود الله علیه می فرماید: اینگونه کسی کارهایی اعمال می دهد که شماره تلفن مسجد سجاد مشهد هیچ تکلیفی نسبت به آن ها ندارد و آنهارا با جدّیّت اعمال می دهد و در صحنههای گوناگون دنبال درس و حرفهای میباشد که منفعت مادی داشته باشد، البته درصورتیکه دعوت گردد به چیزی که تکلیف واجبی میباشد، هم می بایست خودش اطمینان داشته باشد و هم بقیه افراد را هدایت نماید، درحال حاضر ندارد.
آنگاه حضرت بهدنبال میفرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ زَمَانٌ یُکْفَأُ فِیهِ الْإِسْلَامُ کَمَا یُکْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِیه»: مطلع رزرو مسجد سجاد مشهد باشید روزی خواهد آمد که اسلام همچون کاسه پرآبی خواهد بود که واژگون و تک تک محتوای آن خالی گردد و به طور پیاله خالی صرفا قالبای، اسمی و ظاهری از آن باقی بماند. «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعَاذَکُمْ مِنْ أَنْ یَجُورَ عَلَیْکُمْ وَ لَمْ یُعِذْکُمْ مِنْ أَنْ یَبْتَلِیَکُم»؛ پروردگار این عهد را داده میباشد که به شما ظلم نکند. در قرآن هم می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئا »۳؛ یا این که «أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ؛ لِلْعَبِید »۴. البته قسم نداده میباشد که شمارا آزمون نکند، بلکه برعکس، تأکید نموده است که ما آدرس مسجد سجاد مشهد شمارا آزمون خوا هیم کرد. بعد حضرت یک کدام از آیهها قرآن را در باره آزمون بیان مینماید و می فرماید: «إِنَّ فِی ذلِکَ لَنشانههاٍ وَ إِنْ کُنَّا لَمُبْتَلِین »۵؛ ما شمارا در گیر می کنیم، یعنی آزمون می کنیم. پروردگار نعمت اسلام را به ما داده و هدایتش را از ما سلب نمینماید و بیجهت نعمتی را که به کسی میدهد، نمیگیرد. «ذلک بأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی؛ قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم »۶؛ پروردگار نعمتی را که می دهد، بیجهت از کسی نمیگیرد مسجد سجاد مشهد تا این که مورد دریافت کردن نعمت با کفران، ناشکری و ناسپاسی آماده گردد. «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِید »۷. پس سنت ابتلاء و آزمون سنت ثابتی میباشد. «وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَة »۸: اصل آزمون این میباشد که یک حال و روز مبهمی پیش آورند تا کسی که آن چه را پنهان داراست، ظواهر نماید. در آزمون قوانینی پیش می آورند و سؤالاتی مطرح مینمایند تا مشخص و معلوم گردد که شخص چیزی خاطر گرفته میباشد تا اظهار نماید یا این که نه.
در حالتیکه می خواهید ایمانتان سفت باشد، بایستی دانسته ها، آشنایی و عقایدتان را از کسی دریافت نمایید و به پیمان کسی اتکا فرمایید که برای شما حجیت داشته و اعتقادنصیب باشد. چنانچه به هوس و رأی خودتان یا این که رأی هر که اعتمادی به وی وجود ندارد و صحبت وی حجیت ندارد، استناد کردید، طبعاً در معرض گمراهی قرار خواهید گرفت و روزی خواهد آمد که اسلام شما هم تنها یک اسلام اسمی خواهد بود و محتوایی نخواهد داشت. فقهای والا ما اسوههایی بوده که در دانا معدود نظیرند و آن قدر به عمل خویش و راهی که به آن ها آموخته بودند، ایمان و متکی بودن داشتند که قصههای عجیبی داراهستند: مرحوم صاحب و مالک جواهر _اعلی الله مقامه الشریف_ که ذخیره بزرگی برای کلیه فقیهان از خویش باقی گذاشت و نسبتاًً می بایست ذکر کرد: تمامی فقیهان بعداز وی رمز خوان نعمت وی نشستهاند، در جایی از جواهر نوشته میباشد که امشب فرزند اینجانب جوانمرگ شد و از عالم رفت. سازه شد لاشهاش را تا صبح در خانه بگذاریم تا مراسم تغسیل، تکفین، و تشییع صورت بپذیرد. زیرا اولین شب وفاتش بود، اینجانب خواستم آن شب خدمتی برایش اجرا داده باشم که نافعترین شغل برای وی باشد. با خویش گفتم: چه کنم که شایسته ترین شغل باشد؟ آیا برایش قرآن بخوانم، نماز بخوانم یا این که دعا کنم؟ هر چه درنگ کردم دیدم کاری ارزشمندتر از تایپ کردن جواهر سراغ ندارم. اطمینان داشتم که تایپ کردن این کتاب از تلاوت نماز مستحبی و از قرائت قرآن ثوابش بیشتر میباشد. اجر تایپ کردن آن شب جواهر را به روح پسرم اهدا کردم! یک بشر چه قدر می بایست به رویه خودش یقین داشته باشد که شایسته ترین سرویس را تایپ کردن جواهر خویش بداند.
اهتمامی که بزرگان آیین در خوی و عملشان داشتند و احتیاطها را در فتوا دادن خویش رعایت میکردند و دقّتهایی را به شغل میبردند، سبب ساز شدهاست که آنان در تاریخ اسوه بینظیر باشند. از اینگونه افرادی جا داراست بشر پیروی نماید، البته از عده ای که مشکوک میباشد علم آموزی صحت یا این که تقوای صحت داشته اند یا این که خیر، به چه شکل میاقتدار به فتوایشان پشت گرمی کرد؟ «وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّی عَالِماً وَ لَیْسَ بِه»؛ اینان نام خویش را فقیه نهادهاند، ولی دانش واقعی ندارند.
ما بایستی هنگامی این طور لغت ها را می خوانیم، فرض کنیم امیر المؤمنین علیه السلام دارااست با ما کلام می گوید، که آقا تو فقید حقیقی و واقعی هستی یا این که اسم آن را یدک میکشی؟ حقیقتاً کارایی کافی کردهای برای این که دانش خویش را صحیح به دست آوری؟ از مأخذ صحیحی به دست آوری؟ آیا در درک لغات خداوند و پیامبرصلی الله وعلیه وآله اعتنا کافی کردهای تا ملاحظه کنی غرض چیست؟ از بزرگان علما، آنان که رویه درست رفتهاند، استعمال کرده ای؟ با آن ها مشاوره یا این که از آن ها پرسش کردهای؟ در منزلت کار آن چه دانستی حقیقتاً کار کردی یا شیطان تورا فریب اعطا کرد و در پی هوس رفتی؟ آیا از جایی دریافت کردی که به فرآورده، آوازه و سر کردگی میرسیدی، البته آن چه اینها را نداشت و احیاناً عموم هم با بدبینی و اخم نگاه میکردند و از فتوا و کلامها خوششان نمیآمد، رها کردی؟!
آیت الله فاضل لنکرانی آشنایی امام علی (ع) را پیشگفتار توحید دانست و اعلامکرد: شماره تلفن مسجد سجاد مشهد هر کس بخواهد به آفریدگار رسد باب معبود امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میباشد و کسی هم که از این باب وارد نشود آدرس مسجد سجاد مشهد و به امیرالمؤمنین اطمینان نداشته باشد کافراست. یعنی بی دینی حقیقی وواقعی و اعتقادی دارااست ولو اسلام ظاهری و اسلام شرعی داشته باشد، ولی دارنده بی دینی اعتقادی میباشد.
او در تشریح فراز نهایی خطبه امام حسن (ع)؛ «أقول قولی هذا و استغفر الله العظیم لی و لکم»، گفت: امام مجتبی رزرو مسجد سجاد مشهد (علیهالسلام) در نقطه پایان به محضر خوش یمن پدرشان یا این که خطاب به آن گردآوری می گوید این آن چیزی میباشد که اینجانب می دانم و گفتم. از اینکه نمیتوانم خدای بی حد و غایت را در پوسته لفظ ها قابل درک مسجد سجاد مشهد شما بی نقص تعریف کنم و از اینکه پدرم را هم نمیتوانم این چتین معرفی کنم استغفار می کنم.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خاطر نشان نمود: امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بعداز نقطه پایان صحبت امام مجتبی (علیهالسلام) برخاستند پیشانی امام مجتبی (علیهالسلام) را بوسیدند و این آیه از سوره آل عمران را خواندن فرمودند «ذریةً بعضها اینجانب بعض والله سمیع علیم»، خداوند در آیه گذشته میفرماید: «إن الله اصطفی انسان و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین» اینها برترین پروردگار می باشند که بر تمامی انسان مقدم نموده است. بعد درین آیه میفرماید: «ذریةً بعضها اینجانب بعض،» اینکه در برخی از احادیث و گاهی هم در مباحث اصول مطرح میگردد که ائمه روشنایی واحد میباشند ریشهاش در همین آیه قرآن میباشد.
مدرس درس بیرون حوزه علمیه افزود: امام حسن جلوهای از امیرالمؤمنین و پیامبر معبود (صلی الله علیه و آله) میباشد، همانگونه که فاطمه زهرا (علیها السلام) بضعهای و جلوهای از اوست، امیرالمؤمنین جلوه رسول میباشد، امام حسن و امام حسین جلوه نبی خداوند و جلوه امیرالمؤمنین میباشد، ای ن مباحث اعتقادی در عبارات ائمه بسیار زیاد میباشد، ابداً یکیاز نقاط برتری مذهب شیعه نسبت به مذهبها دیگر همین میباشد که شما در مذهبها علمای اهلسنت یک واژه و کلمه از این مطالبی که امام حسن فرموده را نمیتوانید پیدا فرمائید و نباید هم پیدا بشود زیرا آنها اهل این قضایا نیستند!
مدیر راءس دینی ائمه اطهار (ع) بهدنبال ماه میمون رمضان را وسیلهای برای تقرب الهی اعلام کرد و اظهار داشت: ماه خجسته رمضان ماه فهم و شعور اسماً و صفات الهی میباشد، پروردگار مارا دعوت کرده به نماز. در روز ها دیگر هم نماز داریم، در روز ها دیگر هم روزه و تلاوت قران استحباب دارااست، اینها تا حدّی در ماههای دیگر هم است ولی ماه رمضان ماه حضور میباشد، ماه لقاء میباشد ماه ادراک لغت ها و اسماً حسنای الهی میباشد، ماه جوشن میباشد، چقدر ما با این اسماً الهی اُنس داریم،؟ چقدر این اسماً الهی وجود مارا تسلط کرده؟ خیلی ضعیف هستیم.
آیت الله فاضل لنکرانی در نقطه پایان به صورت صریح بیان کرد: پذیرایی خداوند این میباشد که پردهها را کنار بزند، و کنارهای از علمش، از قدرتش، از حیاتش، از جمال و جلالش را به بندگان مهمانش نشانه دهد سپس بشر میشود متخلق به خوی معبود و «تخلقوا باخلاق الله» بهاین معناست.
نشانهای عمومداری چیست
عمومداري اخلاق و رفتار زيبنده مسلماني میباشد كه مي خواهد از شماره تلفن مسجد سجاد مشهد الگوهاي ديني و بها هاي مكتبي الهام بگيرد و زندگي اسلامي داشته باشد. عمومداري، خلق انبيا و اولياست. يكي از لزوم هاي خوی مسلماني و معاشرت اسلامی عمومداري میباشد، يعني با عموم بودن، براي عموم بودن، در سرویس ديگران بودن، شريك آدرس مسجد سجاد مشهد درد و مشقت و ریلکس و اندوه ديگران بودن. همراهي و همدردي و همگامي با ديگران و هر اسم ديگري كه بتوان بر آن گذاشت. عمومداری راز و سر حيات اجتماعي يك مسلمان میباشد و براي وی پايگاه مردمي و برخورداري از رأفت و عفو و مؤدت و حمايت عموم را مهیا مي آورد. ماهي به آب زنده میباشد و يك مسلمان اجتماعي به حسن سلوك با ديگران رزرو مسجد سجاد مشهد .بايد ديد چه چيزهايي و چه طور رفتارهايي و چه روحياتي اين زمينه و موقعيت و پايگاه را براي بشر پديد مي آورد؟ وقتي مقصود يك مسلمان سرویس بيشتر به همنوعان میباشد، بايد رویه و ترسیم آن را هم فراگرفت. عمومداري، يكي از اين رمزهاست.فارغ از آشنایی نمودها و شاخصهاي عمومداري و اين خصلت نيكو نمي قدرت به مسجد سجاد مشهد راز آن دست يافت. چه روحيهها و خصلتهايي سبب ساز جذب ديگران ميگردد؟ جذبي كه راهگشاي توفيق بيشتر براي سرویس و همدلي باشد.برخي از اين نمودها از اين قرار میباشد:
خوش اخلاقی
حسن خُلق كمندي میباشد كه ديگران را در دام محبت اسير مي كند. چه کسی وجود داراست كه از واکنش شايسته خوشش نيايد و جذب چنين انساني نشود؟ از امام راستگو(ع) پرسيدند : حدو مرز خوی نيك چيست؟ فرمود،آن میباشد كه اخلاقت را قابل انعطاف كني، كلامت را پاكيزه سازي و با رخ اي گشوده و گشاده با برادران دينيات روبهرو شوي. گشاده رويي، از بارزترين صفات فرستاده معبود(ص) بود كه سهمي عمده در جذب عموم به اسلام و شيفتگي آنها به فرد پيامبر اسلام (ص) داشت. معبود درباره اين خصلت مردمي پیامبر اكرم(ص) مي فرمايد: به خیال و خاطر عفو وبخشش الهي بود كه براي عموم قابل انعطاف شدي و چنانچه تندخو و خشن و مشقت بار دل بودي، از بدور تو پراكنده مي شدند. به دنبال آيه مي فرمايد: پس، از آن ها در گذر، برايشان استغفار كن و در كار با آنها مشاوره نما.
عفووبخشش و سپری شد
كينه توزي و لجاجت، ويژه روحهاي حقير و عملکردهای پايين میباشد. برعكس آنها كه لحاظ بلند و روح گران قدر داراهستند، پوزشها را مي پذيرند و از خطاهاي ديگران دیده مي پوشند. بلندنظري بشر، استدلال محبت دلهاي ديگران میباشد. براي خویش آدم نيز نوعي لذت روحي داراست و گفتهاند: در عفو وبخشش، لذتي میباشد كه در انتقام نيست.
تواضع و خاكساری
افتادگي و تواضع و فروتني، يكي ديگر از خصوصیات عموم داری میباشد. اشخاص بی شیله پیله مي توانند عموم را به دور شمع وجود خودشان گردآوری كنند، آن سیرتکامل كه پيامبر (ص) بود و اجرا مي اعطا کرد. تكبر، پشت آدم را خالي مي كند. عموم از پيرامون اشخاص مغرور و متكبر و خودخواه پراكنده می شوند. برعكس آن، تواضع عموم را به محبت و عنايت و حمايت مي كشاند.
شکیبایی و تحمل
سعه صدر، حجم حیث و ظرفيت مورد نیاز داشتن، از مثال هاي ديگر عمومداري میباشد. گاهي اشخاص بي شکیبایی میباشند و از جايي و چيزي ناراحتي داراهستند يا ضرروزیان و آسيبي ديده اند، يا پایین فشار و گرفتاري اند، توقعهايشان بالاست و عصباني مي شوند، کلام تند مي زنند. آنكه تحمل صحبتها، تنديها و بداخلاقي ها را در مكتب شکیبایی تمرين و تجارب كرده باشد، مي تواند در امر با عموم به سرویس خويش و حضور كريمانه در كنارش ادامه دهد. خویش تحمل و مقاومت براي آدم هوادار صحیح مي كند.
سازه بر احادیث منقول از نبی اسلام(ص) ساختن مسجد فضیلت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد متعددی داراست.[1] و در چگونگی تشکیل داد آن دستوراتی از طرف شارع مقدس وارداتی که به یکسری گزینه از آنها اشاره میخواهد شد:
1. مستحب میباشد مسجد فارغ از سقف درست شده و بلندی دیوارهای آن میانگین باشد.[2] آدرس مسجد سجاد مشهد
2. سازه بر مذهب شیعه و سنی نقش و نگار مسجد و دیوارهای آن ممنوع میباشد.[3]
3. مستحب میباشد در مسیر ورودی مسجد وضوخانه ساخته گردد و از رفت و آمد طفلها و کم عقلها در مسجد پرهیز به شغل آید و معاملات داد و ستد در آن اجرا نگیرد.[4]
4. فرمان چهارم در زمینه ی مناره مسجد میباشد. و مناره سازه بر آنچه که در صحاح اللغه آمده میباشد به محلی که در آن اذان گفته میگردد و نیز به محل گذاشتن لامپ جهت به کارگیری از فروغ و روشنایی آن، مفهوم گردیدهاست.[5] در احادیث شیعه که فقهاء به آن ها پشت گرمی کردهاند، در کیفیت ایجاد کرد مناره اورده شده که ساختن مناره میانه مسجد کراهت داراست و لایق میباشد که هم سطح با دیوار مسجد باشد و نیز برتر بودن آن از دیوار مسجد مکروه میباشد.[6] در روایتی گفته شده که امام علی(ع) هنگامیکه در مسیر خویش منارهای بلند را رویت کرد فرمان فرمودند تا آن را رزرو مسجد سجاد مشهد حاد نمایند و فرمود منارهها را از دیوار مسجد رفیعتر نسازید.[7]
در نزد اهل سنت نیز بلند بودن منارههای مسجد مخالف سنت و نحوه سلف شمرده گردیده مسجد سجاد مشهد و میگویند نباید منارهها آن قدر بلند باشد که بر منزلهای عموم تسلط داشته باشد.[8]
ولی تعداد مناره که یکیاز باشد یا این که دو تا و یا این که بیشتر در احادیث و کتابهای فقاهتی شیعه و سنی اشارهای به آن نشده میباشد.
لکن زیرا فلسفه وجودی مناره برای اذان بیان کردن میباشد، به طور طبیعیً در هر مسجدی وجود یک مناره جوابگوی این نیاز میباشد.
البته اینکه مسلمانها اعم از شیعه و سنی برای مسجد یک مناره یا این که دو مناره میسازند، از احکام دینی آن ها نشأت نگرفته، بلکه همان گونه که در تشکیل داد مسجد و صورت و شمایل آن ذوقهای هنری و معماری را به عمل میمارک در منارههای آن نیز این ذوق و ذوق وسلیقههای هنری ایفا گردیدهاست.
مساجدی که دارنده دو مناره میباشد. صرفا زیبایی و نمود هنری و نگهداری تقارن ساختمان مسجد در آن مراعات گردیده و هیچ مبنای فقهی و شرعی ندارد. بلکه ممکن میباشد برخی از مساجد شیعه یک مناره داشته باشد و بالعکس مسجد اهل سنت دارنده بیشتراز یک مناره باشد درصورتیکه در برخی از مساجد هندوستان و بقیه کشورها این فرمان تماماً به چشم میخورد. خلال این خیلی از مساجد به هیچ عنوانً منازه ندارد.
قرآن: مساجد خداوند را صرفا کسی آباد می نماید که به پروردگار و روز جزا ایمان داشته و نماز بپا داراست و زکات دهد و جز از پروردگار نترسد ، امیدواریم اینگونه گروهی از هدایت یافتگان باشد.
کارداران صورتگیری و بسط فرهنگ و تمدن اسلام شماره تلفن مسجد سجاد مشهد
۱. روح اجتماعی احکام اسلام:
تکوین فرهنگ و تمدن اسلامی ریشه دراین دارااست که اسلام فقط دینى میباشد که نهاد خویش را صریحا بر اجتماع گذارده و در هیچ شأنى از شؤون خویش از زمینه اجتماع غفلت ننموده، روح اجتماع را در تک تک احکام بسیار خویش روان کرده است. این زمینه منجر شد خیلی زود جامعه اسلامی با حامی باورها و احکام اسلامی صورت گیرد. آدرس مسجد سجاد مشهد در حالی که تا آن فرصت به جز اجتماعات قومى و وطنى ذیل سلطه فرمان روا و یا این که مدیریت قوم وجود نداشت و ارشاد نیز برای این اجتماع جز استدلال وراثت و اقلیم عدم وجود.[۱۹] رزرو مسجد سجاد مشهد
۲. تشویق بسیار اسلام به تحصیل:
قرآن مکرر عموم را به تامل و تدبر در وضع و اوضاع کائنات و به تأمل در اسرار نشانهها دعوت کرده است.[۲۰] [۲۱] در صورتی آورده شده کلمه و واژه دانش و مشتقات آن ۷۸۲ توشه در قرآن مذکور میباشد.[۲۲] و قرآن حکمت را نه کثیر دانسته میباشد: وَ مَنْ یؤْتَ الْحِنادرَةَ فَقَدْ أُوتِی خَیراً کثیرا[۲۳] همینطور در حدیث نبوی آمده میباشد: مسجد سجاد مشهد طلب العلم فریضة على مجموع مسلم؛ طلب دانش بر هر مسلمانی واجب میباشد.[۲۴]
۳. وجود خوش یمن ائمه علیهم اسلام دربین مسلمانها:
ازآنجاکه پیرو رسالت فرستاده(ص)، ولایت و امامت مطرح شد تا خط سیر سرچشمه های این تمدن، در جامعه اسلامی و دیگر جامعه ها تسری یابد؛ ائمه اهل بیت(ع) تحت عنوان پیشگامان جنبش اسلامی و ادعا داران فرهنگ وتمدن اصیل فقاهتی، به جهت فهم و شعور عمیق و ظریف از عنصرها فرهنگ وتمدن اسلامی و با تعبیر درست آنها، خلال تقویت محور های فرهنگ و تمدن اسلامی، آن را از تحریف و انحراف مصون داشته و با یاددادن علم ها نزد خویش و تربیت شاگردانی ممتاز در علم ها و فوت و فن فرصت، بر غنای آن اضافه کردند. در رأس این جنبش امامان معصوم(ع)، امام امیرالمومنین(ع)، قرار داشت؛ شخصیتی که خیر فقط در زمان زمان حیات خود، بلکه در حین حیات حضرت پیامبر(ص) نیز سکو ای ممتاز داشت و در مبنا گذاری علم ها اسلامی نقش به سزایی انجام نمود. فرزندان علی(ع) نیز به تاسی از وی، تداوم نصیب این نهضت کبیر تمدن ساز بودند کهاین نقش را در طی امام باقر و امام راستگو(ع) و امام رضا(ع) پررنگ خیس از روزگار دیگر ائمه میبینیم. به دنبال مسیر نیز رهروان وی بر این فرمان اهمام گماشته و در رویکرد توسعه و گسترش و رواج تمدن و معارف اسلامی نقش به سزایی اجرا نمودند که پیرو سعی ها و مجاهدت های ائمه اهل بیت(ع) بوده میباشد. وجود بی شمار علمای شیعه - تحت عنوان شاگردان و رهپویان مدرسه اهل بیت(ع)- در علم ها متفاوت، نشانگر سهم پر رنگ و شایان توجه مدرسه تشیع در پیدایش و گسترش علم ها و معارف اسلامی میباشد.[۲۵]
نقش ائمه علیهم السلام در پیدایش و پیشرفت علم ها اسلامی تا بدانجاست که ابن ابی الحدید از محققان والا اهل سنت، در پیشگفتار تفصیل نهج البلاغه امیرمؤمنان علیه السلام را منشأ شاخه های متفاوت علم ها اسلامی میداند.[۲۶]
۴. عدم تعصب درباره غیر مسلمان ها:
جرجی زیدان یک کدام از علل گسترش ی فرهنگ وتمدن اسلامی را نیکوکاری خلفا با پژوهشگران نامسلمان دانسته و گفته میباشد: یکی کارداران مؤثر در سرعت گسترش فرهنگ اسلامی، و ترقی و والا علم ها و ادبیات در نهضت عباسیان این بود که خلفا در منش ترجمه و نقل علم ها، از بذل هر چیز گران و ارزان دریغ نداشتند و فارغ از دقت به تابعیت و مذهب و نژاد، محققان و مترجمان را احترام می گذاشتند و تمامی نوع با آن ها استعانت می کردند و از آن رو پژوهشگران مسیحی، یهودی، زرتشتی، صابئی و سامری در ضریح خلفا گرد می آمدند.[۲۷]
در حین هارون الرشید، خلیفهی عباسی، به توصیه یحیی بن خالد برمکی، وزیر اهل ایران، کتابمنزلی بزرگی به اسم بانکی حکمت(گنجینهی علم) در بغداد ساخته شد و کتابهای متعدد از هر مکان عالم، بهویژه جمهوری اسلامی ایران و سوریه، جمع شد. مامون عباسی، پسر هارون، شغل های بابا را پی گرفت و به پیشنهاد ابوسهل فضل و ادب بن نوبخت اهوازی، بنیادی به اسم بیت الحکمه (منزلی علم) به تاسی از گندیشاپور اهواز ایجاد کرد. وی گروهی از مترجمان را به سر کردگی یوحنا بن ماسویه، دانشمند اهل ایران مسیحی، در آنجا گرد آورد و همینطور گروهی را به هند، کشور ایران و قسطنطنیه ارسال کرد تا کتابهای اثر گذار را عده نمایند. براین اساس، ترجمهی اثر ها علمی، فلسفی و ادبی از لهجههای سُریانی، پهلوی، هندی و یونانی به لهجه عربی، که از به عبارتی سدهی ابتدا هجری شروع گردیده بود، عجله گرفت.
ترجمهی اثرها علمی فرهنگهای قبل به عربی سبب ساز شد که برای اول توشه قسمت عمدهای از دستاوردهای علمی و فرهنگی آدم تا آن مجال، کنار هم قرار گیرد. مسلمانها به طبقهبندی این دستاوردها و نظارت آن ها پرداختند و بدین ترتیب منش را برای توسعه و گسترشهای آتی هموار کردند. بهزودی ایجاد علمی نیز رویش پیدا کرد و ترجمهی علم سایر افراد مکان خویش را به نوشتن و ابتکار عمل اعطا کرد.[۲۸]
دانش و علم در فرهنگ اسلامی
تلاشهاى متعدد علمى مسلمانها، به عنوان مثال عامل ها بسیار مهمى بود که فرهنگ وتمدن اسلامى را در رتبه سرآمدى تمدنهاى زمانه نشاند. جرج سارتن از نصفه دوم قرن دوم تا پایان قرن پنجم هجری را عصر رهبری بلاعزل مسلمانها می داند و برای هر ۵۰ سال از این عصر یک نفر را معلوم مینماید و آن نیم قرن را به اسم وی مینامد. از حیث سارتن، برای ۲۵۰ سال بعد از آن نیز افتخار داشتن مردان طراز نخستین دانش ـ نظیر نصیرالدین طوسی، ابن پرورش، ابن گرانبها ـ همچنان بخش مسلمانها میباشد؛ البته دراین زمان مسیحیان نیز وارد میدان گردیده و کسانی نظیر راجربیکن را رویش دادهاند.
آنچه موردساز اساسی اقبال مسلمین به آموزش علم ها متفاوت شد، پیشنهاد اسلام به آموزش دانش در کلیه وضع و اوضاع میباشد و ارزشی که برای اهل دانش قائل شدهاست.[۲۹]
پیدایش علم ها اسلامی و دانشهای مقدماتی آنها:
با ظهور اسلام دانشهایی نیز مربوط به معارف اسلام طرح شد که از آنان به علم ها اسلامی تفسیر میشود یعنی دانشهایی که مورد و مسائل آن اصول یا این که فروع اسلام میباشد و یا این که چیزهائی میباشد که اصول و فروع اسلام به استناد آن ها ثابت می گردد، یعنی قرآن و سنت، مانند دانش تلاوت، دانش تعبیر، دانش حدیث، دانش سخن نقلی،[۳۰] دانش فقه، دانش خوی نقلی[۳۱] به علاوه علومی که پیشگفتار آن علم ها میباشد مانند: ادبیات عرب از صرف و نحو و لغت و معانی و ذکر و بدیع و غیره، و مانند حرف عقلی، و اخلاق و رفتار عقلی، و حکمت الهی، و منطق، و اصول فقه، و رجال و درایه.
رویش علم ها عقلی بوسیله مسلمانها:
قرآن مهربان به تامل و ژرف اندیشی بهای اکثری داده میباشد و به شدت به آن دعوت و تشویق کرده است. و در احادیث نیز اندیشه در موضع بالایی قرار گرفته میباشد آنچنانچه یک ساعت تامل کردن را بلندتر از شصت سال عبادت کردن دانسته میباشد. این مشوق ها در کنار تربیت ویژه ای که ائمه علیهم اسلام شاگردان خویش را دراین خصوص می دادند موجب شد که علم ها عقلی به زودی بین مسلمانها رایج شده و تخت گاز پیشرفتی شایان پیدا نماید. از کارداران اساسی دیگر در توسعه و گسترش علم ها عقلی، یکیاز ترجمه اثرها عقلی یونانیان در عهد و پیمان اموی و عباسی و دیگری بروز اختلافات اعتقادی فی مابین مسلمانها و درپی آن عملکرد عقلی هر مجموعه برای جانبداری از اعتقادات خود میباشد.
روشهای مسلمان ها در علم ها عقلی:
علامه شعرانی دربارهی روشهای مسلمانها در علم ها عقلی میگویند: «مسلمین در عقلیات چهار نگرش کلى داشتند:
نخستین: بینش متکلمین که منقسم به سه شعبه اصلی مىگردد: معتزله و اشاعره و شیعه. و شعبه معتزله نیز فرق بسیار دارا هستند و هر کدام عقاید و فلسفه مخصوصى.
دوم و سوم: اشراقیین و عرفا که نگرش آنانرا به اصطلاح Mysticime گویند. و دیدگاه عرفا مخصوصا التفات فوق العاده داشت.
چهارم: دیدگاه حکما که طرفدار دلیل عقلى بودند و اروپائى ها این نگرش را rationaliste گویند. و مسلمین هر که که طرفدار برهان عقلى باشد مشّائى گویند؛ زیرا مشّائیین این دیدگاه را داشتند اگرچه در آحاد عقاید موافق با مشائیین نباشند».[۳۲]
فلسفه در اسلام:
در قول نبی پروردگار صلی الله علیه و آله، ازآنجا که مسلمانها اول نو با تعالیم بلند اسلام آشنا گردیده بودند و از لحاظ علمی نیز مردمی نادر مایه بودند با ذهنى بی آلایش و غیرفنى به بحثهاى علمى مى پرداختند و خبری از تامل فلسفی دربین آنها خلا، صرفا امیرالمؤمنین علیه السلام میباشد که عرایض جالب وى در الهیات عمیقترین تفکرات فلسفى را داراست و نظیر سخنان وی در سخن هیچ یک از صحابه یافت نمیشود.
صحابه و علماى تابعین که پیرو صحابه آمدهاند و بالأخره عرب آن روز به درنگ آزاد فلسفى هیچگونه آشنایى نداشتند و در سخنان پژوهشگران دو قرن اولیه هجرى مثال اى از کنجکاوى فلسفى چشم نمى خواهد شد فقط بیان ها عمیق پیشوایان شیعه و بالخصوص امام اولیه و هشتم شیعه میباشد که ذخایر بى کرانى از اذهان فلسفى را دارااست و آنها مىباشند که گروهى از شاگردان خویش را با این طریق درنگ آشنا ساختند.
عرب از نحوه پندار فلسفى بدور بود تا مثالاى از آن را در ترجمه برخى از کتاب ها فلسفى یونان به عربى در اوایل قرن دوم هجرى روءیت کرد و بعداز آن کتاب ها بسیارى در اوایل قرن سوم هجرى از یونانى و سریانى و غیر آن به عربى ترجمه شد و طریق اندیشه فلسفى در دسترس مردم قرار گرفت، درصورتی که چه اکثریت فقها و متکلمین بدان روی خوشی نشانه ندادند و با آن به مخالفت پرداختند. آنچنان که در عصرای کتاب ها فلسفى را به دریا می ریختند. رسائل اخوان الصفا که تراوش فکرى یک گردآوری مؤلفین گمنام میباشد یادگارى میباشد از آن زمانه و گواهى میباشد که چگونگى اوضاع ناهنجار آن وقت را نماد مى دهد.
بعداز این عصر در اوایل قرن چهارم هجرى، فلسفه به وسیله «ابى نصر فارابى» احیا شد و در اوایل قرن پنجم در تاثیر مساعى فیلسوف دارای شهرت «رایحه على سینا» فلسفه گسترش بدون نقص یافت و در قرن ششم نیز فلسفه اشراق را «روحانی سهروردى» تنقیح نمود و به همین جرم نیز به اشاره فرمانروا صلاح الدین ایوبى کشته شد! و دیگر بعداز آن ماجرا فلسفه از در بین اکثریت برچیده شد و فیلسوفى نامى به وجود نیامد جز اینکه در قرن هفتم در اندلس ـ که در کناره ممالک اسلامى واقع بود ـ ابن رویش اندلسى بوجود آمد و در تنقیح فلسفه کوشید.[۳۳]
در گسترش اندیشه و رواج فلسفه شیعه رده و نقشی خاص دارااست - چنانکه نخست، براى پیدایش درنگ فلسفى عاملى مؤثر بوده میباشد - با رفتن ابن پرورش، فلسفه از در بین اکثریت تسنن رفت، البته بین شیعه همچنان مسیر رویش خویش را خاطر نشان نمود.[۳۴]
مسجد اَمَاو دمشق مقام رویدادن رویدادهایی شگفت در آخرالزّمان
يكشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۳۹ ب.ظ
مسجد اموی در دمشق از کهنترین و وسیع ترین مسجدهای مسلمانها شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد که آن را خلیفۀ اموی ولید ابن عبدالملک بعد از ویرانکردن کلیسایی که بر ویرانههای محل عبادت ژوپیتر تشکیل شده بود، تشکیل داد(۱)، و این مسجد، افزون بر شگفتیهای ساختمانی و تاریخی اش، مقام روی دادن رویدادهایی شگفت در آخرالزّمان میباشد؛ آدرس مسجد سجاد مشهد و از آن رویدادهاست:
فروریختن بخشی از غرب مسجد دمشق درپی زمین لرزهای تعالی در شام رزرو مسجد سجاد مشهد
محمّد ابن حَنَفِیَّه گفته میباشد:
پیشتازان مغربی داخل مسجد دمشق میفرایند؛ پس، زمانی که آنها همچنان در شگفتیهایش مسجد سجاد مشهد مینگرند، ناگهان زمین دشوار میلرزد و غرب مسجد آنجا کنده میگردد، و آبادیای که به آن حَرَسْتا گفته میگردد، فروبرده می شود. آن گاه در آن هنگام، سفیانی برمیشورد و با وی کارزار می نماید(۲) تا آنها را داخل مصر نماید. سپس، بازمیشود و با مشرقیها میجنگد تا وی را به عراق برگرداند.(۳)
اینگونه میکند کهاین ماجرا حرف فرستاده(صلّیاللهعلیهوآله) یا این که امام علی(علیه السّلام) باشد، اگرچه محمّد ابن خَوْلَۀ حَنَفی تابعی آن را به یکیاز آن دو نسبت نداده میباشد.
خواسته از «مغربیها» دراین حدیث، شورشیان آفریقایی از قیسیان، بربرها و سیاهان اند که با رهبری اَعْرَج کِنْدِی از لیبی و پیرامونش بر مصر یورش میمارک، آنگاه از آن جا با فرماندهی اَبْقَع فِهْرِی به فلسطین و اردن می آیند و بر دمشق یورش میبرند، و «مشرقیها» شورشیان عراقیاند که از بغداد و کوفه بر دمشق یورش می برند و از رهروان اَصْهَب مَرْوانِی و رهروان هاشمی شَیْصَبانِی پدید میایند.
از عَمّار ابن یاسر ماجرا گردیده است که او بیان کرد:
بیگمان، دولت قوم و قبیله نبی شما در آخرالزّمان خاهد بود، و برای آن آرم هایی اند ... فریادگری از دیوار [مسجد](۴) دمشق بانگ میزند: وای بر زمینیان از بدی ای که بیگمان، مجاورت شدهاست، و غرب مسجد آنجا فروبرده میگردد، به سیرتکاملای که دیوارش(۵) فروبریزد، و سه بدن در شام پدیدار میشوند که همۀ آنها خاستار پادشاهیاند: مردی ابقع، مردی اصهب و مردی از قوم ابو سفیان... .(۶)
اینگونه میکند کهاین حدیث از سخنان نبی(صلّی الله علیه و آله) باشد، اگرچه عمّار ابن یاسر صحابی آن را به او نسبت نداده میباشد.
سازه بر آنچه از بعضا روایات اسلامی مبرهن میشود، زمین لرزهای مشقت بار در سوریه در ماه رمضان قبل از قیام امام مهدی(علیه السّلام) روی میدهد که نشان ای گران قدر برای مؤمنان میباشد، و در آن، بیش تر از حایل هزار بدن کشته می شوند، و با آن، دو قسمت حَرَسْتا و جابِیَه فروبرده میشوند و بخشی از دیوار مسجد اَمَاو فرو میریزد.
اَرْطَاَه گفته میباشد:
هر گاه آبادی ای از آبادی های دمشق فروبرده خواهد شد و بخشی از غرب مسجد آنجا فروریزد، در آن هنگام، ترکها و رومیان گرد می آیند و کلیه میجنگند، و سه درفش در شام برافراشته میشوند... .(۷)
نیز اَرْطَاَه گفته میباشد:
هر گاه ترکها و رومیان گرد آیند و آبادیای در دمشق فروبرده خواهد شد و بخشی از غرب مسجد آنجا فروریزد، سه درفش در شام برافراشته میشوند: ابقع، اصهب و سفیانی... .(۸)
اینگونه میکند کهاین دو حدیث از سخنان فرستاده(صلّی الله علیه و آله) باشند، اگرچه اَرْطَاَه ابن مُنْذِر تابعی آن دو را به او نسبت نداده میباشد.
ابو رُومان قصه نموده است که علی[(علیهالسّلام)] فرمود:
هر گاه دارندگان پرچمهای سیاه ناسازگاری نمایند، آبادیای از آبادیهای اِرَم فروبرده میشود، و گوشۀ غربی مسجدش فرومیریزد، آن گاه در شام سه درفش پدیدار میشوند: اصهب، ابقع و سفیانی... .(۹)
غرض از «دارندگان پرچمهای سیاه» دراین داستان، سیاهنشانان اولیه یا این که بنی عبّاسیاند که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی مینمایند، و «اِرَم» به عبارتی شهر دمشق میباشد، و آبادیای از آبادیهای ارم که فروبرده میگردد، شهر حَرَسْتا میباشد، و ضمیر در صحبت امام علی(علیهالسّلام): «بر آنها» به دارندگان پرچمهای سیاه، اصهب و ابقع برمیخواهد شد.
جابر ابن یزید جُعْفِی داستان نموده است که ابو جعفر محمّد ابن علی باقر(علیهماالسّلام) فرمود:
ای جابر، به زمین بچسب و دست و پایی نجنبان تا نشان هایی را که برای تو خاطر می کنم، مشاهده کنی، در حالتیکه به آنان برسی؛ نخستینشان ناسازگاری بنی عبّاس میباشد، و نمیبینم تو به آن برسی، اما بعداز اینجانب آن را از اینجانب بازگو کن، و فریادگری از عرش بانگ میزند، و صدای گشایش از سوی دمشق به شما میبرسد، و آبادیای از آبادیهای شام که جابیه نامیده میگردد، فروبرده میخواهد شد، و بخشی از سوی راست مسجد دمشق فرومیریزد... .(۱۰)
نیز جابر جعفی قصه نموده است که ابو جعفر [محمّد باقر](علیهالسّلام) میفرمود:
به زمین بچسب [و](۱۱) هیچوقت دست و پایت را نجنبان تا نمادهایی را که برای تو حافظه میکنم، در سالی ملاحظه کنی، و ملاحظه کنی فریادگری در دمشق بانگ میزند، و فروبردهشدن آبادیای از آبادی هایش و فروریختن بخشی از مسجدش را... .(۱۲)
موفقشدن سفیانی بر منبر مسجد دمشق و نشستنش بر آن
عُمَر ابن اُذَیْنَه قصه نموده است که ابو عبدالله [الصادق](علیهالسّلام) فرمود:
پدرم [باقر](علیهالسّلام) فرمود که امیر مؤمنان [علی](علیهالسّلام) فرمود: پسر زن خُرَندۀ جگرها از درۀ کم آب خارج میاید، و وی مردی وسطاندام، ترسانگیزچهره، درشت راز و در رخاش نشانۀ آبلهای میباشد، هر گاه ملاحظه کنیاش گمان میکنی که یکدیده میباشد، نامش عثمان و پدرش عَنْبَسَه هست، و او از فرزندان ابو سفیان میباشد، تا آنکه به سرزمینی استوار و آهسته و دارنده آبیرنگ جاری میاید، پس، بر منبرش پیروز میگردد.(۱۳)
منظور از «پسر زن خُرَندۀ جگرها»، سفیانی شامی میباشد که از تبار هند دختر عُتْبَه و همسر ابو سفیان میباشد که در اُحُد مکّیّان را بر کارزار با مسلمانها برانگیخت و در نقطه پايان نبرد شکم حمزه عموی نبی(صلّیاللهعلیهوآله) را شکافت و جگرش را درآورد و جوید، پس، نتوانست آن را بخُرَد و انداخت، و هدف از «سرزمینی استوار و آهسته و دارنده آبی رنگ جاری» دراینجا، شهر دمشق میباشد.
از محمّد ابن جعفر [باقر(علیهالسّلام)] ماجرا گردیده است که علی ابن ابی طالب[(علیهالسّلام)] فرمود:
مردی از فرزندان حسین که نامش اسم رسول شماست، برمیشورد که با کودتا وی زیندگان عرش و زمین ذوق زده می گردند. پس، مردی به او اعلامکرد: سفیانی نامش چیست؟ فرمود: وی از فرزندان خالد ابن یزید ابن ابی سفیان میباشد ... از شام از درهای از میهن دمشق که به آن درۀ کم آب گفته میشود، خارج می آید ... به دمشق میآید و بر منبرش مینشیند... .(۱۴)
امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب(علیهالسّلام)، در ذکر چگونگیها و شغل های سفیانی، فرمود:
... پس، در روز آدینهای خارج میاید و از منبر دمشق بالا میرود، و آن اول منبری میباشد که بالایش میرود، پس سخنرانی مینماید و به آنها امر جهاد میدهد، و با وی همعهد و پیمان میشود بر آنکه با او در کاری ناسازگاری نمیکنند، چه خُشِشان بیاید از آن یا این که نپسندَندَش... .(۱۵)
ابن مُنادِی اعلامکرد: ابو سلیمان عبدالله ابن جَرِیر جُوالِقِی خبر اعطا کرد منرا از مردی اهل کتاب(۱۶) که او باخبر کرد اورا که دانیال رسول(علیهالسّلام) در کتابش خاطر نموده است:
... پس، سفیانی بین همراهانش در درحال حاضر سخنرانی بر منبر دمشق برمیخیزد و میگوید: ای زیندگان این شهر، ای دمشقیها، شما گوشت و خون اینجانب میباشید، و اینجانب معاند دشمنتان و دوست دوستتانم، و آن ها را آرزومند و امیدوارشان مینماید که او چیزی را بر ضرر و زیان آنها ویژۀ خُد نمینماید
akharozzaman.blog.ir
فنلاند، کشوری میباشد که در شمال اروپا واقع گردیده است و پایتخت آن شهر هلسینکی میباشد.
این مرز و بوم 4/5 میلیون نفر جمعیت داراست و از شمال با نروژ، شماره تلفن مسجد سجاد مشهد از شرق با روسیه، از غرب با سوئد مرز زمینی دارااست. فنلاند مثلا کشورهایی میباشد که مسلمان ها آن نسبت به جمعیت تک تک جمعیت این مملکت نادر میباشد. با این تمامی مسلمانها این میهن که بیشتر مهاجر بوده دراین مرزوبوم مالک مسجد میباشند. آدرس مسجد سجاد مشهد
بر طبق گزارش ها،۷۳/۹ درصد از جمعیت سرزمین فنلاند مسیحی لوتری، ۲۳/۵ درصد بی آئین، ۱/۱ درصد مسیحی ارتدوکس و حدود یک درصد مسلمانند. شیعه ها کمتر از یک درصد از جمعیت این مرزوبوم را تشکیل میدهند رزرو مسجد سجاد مشهد و راءس اسلامی رسالت اهل بیت (ع) در شهر هلسینکی تبارک ترین راءس و مجتمع شیعهها میباشد.
اولین مجموعه مسلمانها در فنلاند مهاجران تاتار بودند که در سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۹۲۰ بدین مرزو مسجد سجاد مشهد بوم سفر کردند. در سالهای سپس با سفر مسلمانها از کشورهای خاورمیانه بر جمعیت مسلمانها افزوده شد. فعلا جمعیت مسلمانها فنلاند نزدیک به ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر برآورد می گردد.
در همین راستا، می شود به اول مسجد شیعهها فنلاند اشاره نمود که با هواخواهی مجمع جهانی اهلبیت(ع) در سال 1391 هجری خورشیدی در سالروز به دنیاآمدن حضرت زهرا(س) بهرهبرداری شدهاست.
در مراسم بهره برداری این مسجد، شخصیت های فرهنگی و شیعه ها فنلاند حضور داشتند.
قبلا، مرزو بوم فنلاند فقط یک مسجد قانونی داشت و رسانههای این سرزمین از کمبود فضای اقامه نماز همزمان با ارتقاء جمعیت مسلمان ها خبر داده بودند.
گروهی از فعالان شیعه نیز با خرید یک کلیسا و تبدیل آن به راس اسلامی، مبادرت به برپایی دعای کمیل در شبهای آدینه و جلسات تعبیروتفسیر قرآن و مباحث عقیدتی و اخلاقی در ماه میمون رمضان می کردند.
همینطور راس اسلامی رسالت اهل بیت (ع) برای مثال مرکز ها شیعهها دراین مرزوبوم میباشد که سر کردگی آن را خانم پائولا محمدپور برعهده دارااست. این راس متولی بهرهبرداری مسجد حضرت زهرا(س) در شهر هلسینکی بوده میباشد.
تعداد صفحات : 48

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی