آنگاه امیرالمؤمنین درود الله علیه می فرماید: اینگونه کسی کارهایی اعمال می دهد که شماره تلفن مسجد سجاد مشهد هیچ تکلیفی نسبت به آن ها ندارد و آنهارا با جدّیّت اعمال می دهد و در صحنههای گوناگون دنبال درس و حرفهای میباشد که منفعت مادی داشته باشد، البته درصورتیکه دعوت گردد به چیزی که تکلیف واجبی میباشد، هم می بایست خودش اطمینان داشته باشد و هم بقیه افراد را هدایت نماید، درحال حاضر ندارد.
آنگاه حضرت بهدنبال میفرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ زَمَانٌ یُکْفَأُ فِیهِ الْإِسْلَامُ کَمَا یُکْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِیه»: مطلع رزرو مسجد سجاد مشهد باشید روزی خواهد آمد که اسلام همچون کاسه پرآبی خواهد بود که واژگون و تک تک محتوای آن خالی گردد و به طور پیاله خالی صرفا قالبای، اسمی و ظاهری از آن باقی بماند. «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعَاذَکُمْ مِنْ أَنْ یَجُورَ عَلَیْکُمْ وَ لَمْ یُعِذْکُمْ مِنْ أَنْ یَبْتَلِیَکُم»؛ پروردگار این عهد را داده میباشد که به شما ظلم نکند. در قرآن هم می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئا »۳؛ یا این که «أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ؛ لِلْعَبِید »۴. البته قسم نداده میباشد که شمارا آزمون نکند، بلکه برعکس، تأکید نموده است که ما آدرس مسجد سجاد مشهد شمارا آزمون خوا هیم کرد. بعد حضرت یک کدام از آیهها قرآن را در باره آزمون بیان مینماید و می فرماید: «إِنَّ فِی ذلِکَ لَنشانههاٍ وَ إِنْ کُنَّا لَمُبْتَلِین »۵؛ ما شمارا در گیر می کنیم، یعنی آزمون می کنیم. پروردگار نعمت اسلام را به ما داده و هدایتش را از ما سلب نمینماید و بیجهت نعمتی را که به کسی میدهد، نمیگیرد. «ذلک بأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی؛ قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم »۶؛ پروردگار نعمتی را که می دهد، بیجهت از کسی نمیگیرد مسجد سجاد مشهد تا این که مورد دریافت کردن نعمت با کفران، ناشکری و ناسپاسی آماده گردد. «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِید »۷. پس سنت ابتلاء و آزمون سنت ثابتی میباشد. «وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَة »۸: اصل آزمون این میباشد که یک حال و روز مبهمی پیش آورند تا کسی که آن چه را پنهان داراست، ظواهر نماید. در آزمون قوانینی پیش می آورند و سؤالاتی مطرح مینمایند تا مشخص و معلوم گردد که شخص چیزی خاطر گرفته میباشد تا اظهار نماید یا این که نه.
در حالتیکه می خواهید ایمانتان سفت باشد، بایستی دانسته ها، آشنایی و عقایدتان را از کسی دریافت نمایید و به پیمان کسی اتکا فرمایید که برای شما حجیت داشته و اعتقادنصیب باشد. چنانچه به هوس و رأی خودتان یا این که رأی هر که اعتمادی به وی وجود ندارد و صحبت وی حجیت ندارد، استناد کردید، طبعاً در معرض گمراهی قرار خواهید گرفت و روزی خواهد آمد که اسلام شما هم تنها یک اسلام اسمی خواهد بود و محتوایی نخواهد داشت. فقهای والا ما اسوههایی بوده که در دانا معدود نظیرند و آن قدر به عمل خویش و راهی که به آن ها آموخته بودند، ایمان و متکی بودن داشتند که قصههای عجیبی داراهستند: مرحوم صاحب و مالک جواهر _اعلی الله مقامه الشریف_ که ذخیره بزرگی برای کلیه فقیهان از خویش باقی گذاشت و نسبتاًً می بایست ذکر کرد: تمامی فقیهان بعداز وی رمز خوان نعمت وی نشستهاند، در جایی از جواهر نوشته میباشد که امشب فرزند اینجانب جوانمرگ شد و از عالم رفت. سازه شد لاشهاش را تا صبح در خانه بگذاریم تا مراسم تغسیل، تکفین، و تشییع صورت بپذیرد. زیرا اولین شب وفاتش بود، اینجانب خواستم آن شب خدمتی برایش اجرا داده باشم که نافعترین شغل برای وی باشد. با خویش گفتم: چه کنم که شایسته ترین شغل باشد؟ آیا برایش قرآن بخوانم، نماز بخوانم یا این که دعا کنم؟ هر چه درنگ کردم دیدم کاری ارزشمندتر از تایپ کردن جواهر سراغ ندارم. اطمینان داشتم که تایپ کردن این کتاب از تلاوت نماز مستحبی و از قرائت قرآن ثوابش بیشتر میباشد. اجر تایپ کردن آن شب جواهر را به روح پسرم اهدا کردم! یک بشر چه قدر می بایست به رویه خودش یقین داشته باشد که شایسته ترین سرویس را تایپ کردن جواهر خویش بداند.
اهتمامی که بزرگان آیین در خوی و عملشان داشتند و احتیاطها را در فتوا دادن خویش رعایت میکردند و دقّتهایی را به شغل میبردند، سبب ساز شدهاست که آنان در تاریخ اسوه بینظیر باشند. از اینگونه افرادی جا داراست بشر پیروی نماید، البته از عده ای که مشکوک میباشد علم آموزی صحت یا این که تقوای صحت داشته اند یا این که خیر، به چه شکل میاقتدار به فتوایشان پشت گرمی کرد؟ «وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّی عَالِماً وَ لَیْسَ بِه»؛ اینان نام خویش را فقیه نهادهاند، ولی دانش واقعی ندارند.
ما بایستی هنگامی این طور لغت ها را می خوانیم، فرض کنیم امیر المؤمنین علیه السلام دارااست با ما کلام می گوید، که آقا تو فقید حقیقی و واقعی هستی یا این که اسم آن را یدک میکشی؟ حقیقتاً کارایی کافی کردهای برای این که دانش خویش را صحیح به دست آوری؟ از مأخذ صحیحی به دست آوری؟ آیا در درک لغات خداوند و پیامبرصلی الله وعلیه وآله اعتنا کافی کردهای تا ملاحظه کنی غرض چیست؟ از بزرگان علما، آنان که رویه درست رفتهاند، استعمال کرده ای؟ با آن ها مشاوره یا این که از آن ها پرسش کردهای؟ در منزلت کار آن چه دانستی حقیقتاً کار کردی یا شیطان تورا فریب اعطا کرد و در پی هوس رفتی؟ آیا از جایی دریافت کردی که به فرآورده، آوازه و سر کردگی میرسیدی، البته آن چه اینها را نداشت و احیاناً عموم هم با بدبینی و اخم نگاه میکردند و از فتوا و کلامها خوششان نمیآمد، رها کردی؟!
آنگاه امیرالمؤمنین درود الله علیه می فرماید: اینگونه کسی کارهایی اعمال می دهد که شماره تلفن مسجد سجاد مشهد هیچ تکلیفی نسبت به آن ها ندارد و آنهارا با جدّیّت اعمال می دهد و در صحنههای گوناگون دنبال درس و حرفهای میباشد که منفعت مادی داشته باشد، البته درصورتیکه دعوت گردد به چیزی که تکلیف واجبی میباشد، هم می بایست خودش اطمینان داشته باشد و هم بقیه افراد را هدایت نماید، درحال حاضر ندارد.
آنگاه حضرت بهدنبال میفرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ سَیَأْتِی عَلَیْکُمْ زَمَانٌ یُکْفَأُ فِیهِ الْإِسْلَامُ کَمَا یُکْفَأُ الْإِنَاءُ بِمَا فِیه»: مطلع رزرو مسجد سجاد مشهد باشید روزی خواهد آمد که اسلام همچون کاسه پرآبی خواهد بود که واژگون و تک تک محتوای آن خالی گردد و به طور پیاله خالی صرفا قالبای، اسمی و ظاهری از آن باقی بماند. «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعَاذَکُمْ مِنْ أَنْ یَجُورَ عَلَیْکُمْ وَ لَمْ یُعِذْکُمْ مِنْ أَنْ یَبْتَلِیَکُم»؛ پروردگار این عهد را داده میباشد که به شما ظلم نکند. در قرآن هم می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئا »۳؛ یا این که «أَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلاَّمٍ؛ لِلْعَبِید »۴. البته قسم نداده میباشد که شمارا آزمون نکند، بلکه برعکس، تأکید نموده است که ما آدرس مسجد سجاد مشهد شمارا آزمون خوا هیم کرد. بعد حضرت یک کدام از آیهها قرآن را در باره آزمون بیان مینماید و می فرماید: «إِنَّ فِی ذلِکَ لَنشانههاٍ وَ إِنْ کُنَّا لَمُبْتَلِین »۵؛ ما شمارا در گیر می کنیم، یعنی آزمون می کنیم. پروردگار نعمت اسلام را به ما داده و هدایتش را از ما سلب نمینماید و بیجهت نعمتی را که به کسی میدهد، نمیگیرد. «ذلک بأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلی؛ قَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم »۶؛ پروردگار نعمتی را که می دهد، بیجهت از کسی نمیگیرد مسجد سجاد مشهد تا این که مورد دریافت کردن نعمت با کفران، ناشکری و ناسپاسی آماده گردد. «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِید »۷. پس سنت ابتلاء و آزمون سنت ثابتی میباشد. «وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَة »۸: اصل آزمون این میباشد که یک حال و روز مبهمی پیش آورند تا کسی که آن چه را پنهان داراست، ظواهر نماید. در آزمون قوانینی پیش می آورند و سؤالاتی مطرح مینمایند تا مشخص و معلوم گردد که شخص چیزی خاطر گرفته میباشد تا اظهار نماید یا این که نه.
در حالتیکه می خواهید ایمانتان سفت باشد، بایستی دانسته ها، آشنایی و عقایدتان را از کسی دریافت نمایید و به پیمان کسی اتکا فرمایید که برای شما حجیت داشته و اعتقادنصیب باشد. چنانچه به هوس و رأی خودتان یا این که رأی هر که اعتمادی به وی وجود ندارد و صحبت وی حجیت ندارد، استناد کردید، طبعاً در معرض گمراهی قرار خواهید گرفت و روزی خواهد آمد که اسلام شما هم تنها یک اسلام اسمی خواهد بود و محتوایی نخواهد داشت. فقهای والا ما اسوههایی بوده که در دانا معدود نظیرند و آن قدر به عمل خویش و راهی که به آن ها آموخته بودند، ایمان و متکی بودن داشتند که قصههای عجیبی داراهستند: مرحوم صاحب و مالک جواهر _اعلی الله مقامه الشریف_ که ذخیره بزرگی برای کلیه فقیهان از خویش باقی گذاشت و نسبتاًً می بایست ذکر کرد: تمامی فقیهان بعداز وی رمز خوان نعمت وی نشستهاند، در جایی از جواهر نوشته میباشد که امشب فرزند اینجانب جوانمرگ شد و از عالم رفت. سازه شد لاشهاش را تا صبح در خانه بگذاریم تا مراسم تغسیل، تکفین، و تشییع صورت بپذیرد. زیرا اولین شب وفاتش بود، اینجانب خواستم آن شب خدمتی برایش اجرا داده باشم که نافعترین شغل برای وی باشد. با خویش گفتم: چه کنم که شایسته ترین شغل باشد؟ آیا برایش قرآن بخوانم، نماز بخوانم یا این که دعا کنم؟ هر چه درنگ کردم دیدم کاری ارزشمندتر از تایپ کردن جواهر سراغ ندارم. اطمینان داشتم که تایپ کردن این کتاب از تلاوت نماز مستحبی و از قرائت قرآن ثوابش بیشتر میباشد. اجر تایپ کردن آن شب جواهر را به روح پسرم اهدا کردم! یک بشر چه قدر می بایست به رویه خودش یقین داشته باشد که شایسته ترین سرویس را تایپ کردن جواهر خویش بداند.
اهتمامی که بزرگان آیین در خوی و عملشان داشتند و احتیاطها را در فتوا دادن خویش رعایت میکردند و دقّتهایی را به شغل میبردند، سبب ساز شدهاست که آنان در تاریخ اسوه بینظیر باشند. از اینگونه افرادی جا داراست بشر پیروی نماید، البته از عده ای که مشکوک میباشد علم آموزی صحت یا این که تقوای صحت داشته اند یا این که خیر، به چه شکل میاقتدار به فتوایشان پشت گرمی کرد؟ «وَ آخَرُ قَدْ تَسَمَّی عَالِماً وَ لَیْسَ بِه»؛ اینان نام خویش را فقیه نهادهاند، ولی دانش واقعی ندارند.
ما بایستی هنگامی این طور لغت ها را می خوانیم، فرض کنیم امیر المؤمنین علیه السلام دارااست با ما کلام می گوید، که آقا تو فقید حقیقی و واقعی هستی یا این که اسم آن را یدک میکشی؟ حقیقتاً کارایی کافی کردهای برای این که دانش خویش را صحیح به دست آوری؟ از مأخذ صحیحی به دست آوری؟ آیا در درک لغات خداوند و پیامبرصلی الله وعلیه وآله اعتنا کافی کردهای تا ملاحظه کنی غرض چیست؟ از بزرگان علما، آنان که رویه درست رفتهاند، استعمال کرده ای؟ با آن ها مشاوره یا این که از آن ها پرسش کردهای؟ در منزلت کار آن چه دانستی حقیقتاً کار کردی یا شیطان تورا فریب اعطا کرد و در پی هوس رفتی؟ آیا از جایی دریافت کردی که به فرآورده، آوازه و سر کردگی میرسیدی، البته آن چه اینها را نداشت و احیاناً عموم هم با بدبینی و اخم نگاه میکردند و از فتوا و کلامها خوششان نمیآمد، رها کردی؟!

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی