loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 30
شنبه 28 مهر 1403 زمان : 10:14


مسجد اَمَاو دمشق مقام روی‎دادن رویدادهایی شگفت در آخرالزّمان
يكشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۳۹ ب.ظ
مسجد اموی در دمشق از کهنترین و وسیع ترین مسجدهای مسلمانها شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد که آن را خلیفۀ اموی ولید ابن عبدالملک بعد از ویران‎کردن کلیسایی که بر ویرانه‌های محل عبادت ژوپیتر تشکیل شده بود، تشکیل داد(۱)، و این مسجد، افزون بر شگفتیهای ساختمانی و تاریخی ‎اش، مقام روی ‌دادن رویدادهایی شگفت‎ در آخرالزّمان میباشد؛ آدرس مسجد سجاد مشهد و از آن رویدادهاست:

فروریختن بخشی از غرب مسجد دمشق درپی زمین ‌لرزه‎ای تعالی در شام رزرو مسجد سجاد مشهد

محمّد ابن حَنَفِیَّه گفته میباشد:

پیشتازان مغربی داخل مسجد دمشق می‎فرایند؛ پس، زمانی که آن‌ها همچنان در شگفتیهایش مسجد سجاد مشهد مینگرند، ناگهان زمین دشوار می‎لرزد و غرب مسجد آن‎جا کنده می‌گردد، و آبادی‌ای که به آن حَرَسْتا گفته می‎گردد، فروبرده می شود. آن گاه در آن هنگام، سفیانی برمی‌شورد و با وی کارزار می نماید(۲) تا آنها را داخل مصر نماید. سپس، بازمی‌شود و با مشرقیها میجنگد تا وی را به عراق برگرداند.(۳)

اینگونه می‎کند که‌این ماجرا حرف فرستاده(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) یا این که امام علی(علیه‎ السّلام) باشد، اگرچه محمّد ابن خَوْلَۀ حَنَفی تابعی آن را به یکی‌از آن‎ دو نسبت نداده میباشد.

خواسته از «مغربیها» در‌این حدیث، شورشیان آفریقایی از قیسیان، بربرها و سیاهان‎ اند که با رهبری اَعْرَج کِنْدِی از لیبی و پیرامونش بر مصر یورش می‎مارک، آنگاه از آن ‎جا با فرماندهی اَبْقَع فِهْرِی به فلسطین و اردن می‎ آیند و بر دمشق یورش میبرند، و «مشرقیها» شورشیان عراقی‎اند که از بغداد و کوفه بر دمشق یورش می برند و از رهروان اَصْهَب مَرْوانِی و رهروان هاشمی شَیْصَبانِی پدید میایند.

از عَمّار ابن یاسر ماجرا گردیده است که او بیان کرد:

بی‌گمان، دولت قوم و قبیله نبی شما در آخرالزّمان خاهد بود، و برای آن آرم ‎هایی‎ اند ... فریادگری از دیوار [مسجد](۴) دمشق بانگ می‎زند: وای بر زمینیان از بدی‎ ای که بی‌گمان، مجاورت شد‌ه‌است، و غرب مسجد آن‎جا فروبرده می‎گردد، به سیرتکامل‎ای که دیوارش(۵) فروبریزد، و سه بدن در شام پدیدار می‎شوند که همۀ آن‌ها خاستار پادشاهی‌اند: مردی ابقع، مردی اصهب و مردی از قوم ابو سفیان... .(۶)

اینگونه می‎کند که‌این حدیث از سخنان نبی(صلّی ‎الله‎ علیه ‎و آله) باشد، اگرچه عمّار ابن یاسر صحابی آن را به او نسبت نداده میباشد.

سازه بر آن‎چه از بعضا روایات اسلامی مبرهن میشود، زمین ‎لرزه‎ای مشقت بار در سوریه در ماه رمضان قبل از قیام امام مهدی(علیه ‎السّلام) روی می‎دهد که نشان ‎ای گران قدر برای مؤمنان میباشد، و در آن، بیش تر از حایل هزار بدن کشته می ‌شوند، و با آن، دو قسمت حَرَسْتا و جابِیَه فروبرده می‏شوند و بخشی از دیوار مسجد اَمَاو فرو می‌ریزد.

اَرْطَاَه گفته میباشد:

هر گاه آبادی‏ ای از آبادی های دمشق فروبرده خواهد شد و بخشی از غرب مسجد آن‌جا فروریزد، در آن هنگام، ترکها و رومیان گرد می آیند و کلیه می‎جنگند، و سه درفش در شام برافراشته می‎شوند... .(۷)

نیز اَرْطَاَه گفته میباشد:

هر گاه ترکها و رومیان گرد آیند و آبادی‌ای در دمشق فروبرده خواهد شد و بخشی از غرب مسجد آن‎جا فروریزد، سه درفش در شام برافراشته می‎شوند: ابقع، اصهب و سفیانی... .(۸)

اینگونه می‎کند که‌این دو حدیث از سخنان فرستاده(صلّی ‌الله‌ علیه ‌و آله) باشند، اگرچه اَرْطَاَه ابن مُنْذِر تابعی آن‌ دو را به او نسبت نداده میباشد.

ابو رُومان قصه نموده است که علی[(علیه‌السّلام)] فرمود:

هر گاه دارندگان پرچمهای سیاه ناسازگاری نمایند، آبادی‎ای از آبادیهای اِرَم فروبرده میشود، و گوشۀ غربی مسجدش فرومی‌ریزد، آن گاه در شام سه درفش پدیدار می‎شوند: اصهب، ابقع و سفیانی... .(۹)

غرض از «دارندگان پرچمهای سیاه» در‌این داستان، سیاه‌نشانان اولیه یا این که بنی عبّاسی‌اند که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی می‌نمایند، و «اِرَم» به عبارتی شهر دمشق میباشد، و آبادی‎ای از آبادیهای ارم که فروبرده میگردد، شهر حَرَسْتا می‎باشد، و ضمیر در صحبت امام علی(علیه‎السّلام): «بر آنها» به دارندگان پرچمهای سیاه، اصهب و ابقع برمی‌خواهد شد.

جابر ابن یزید جُعْفِی داستان نموده است که ابو جعفر محمّد ابن علی باقر(علیهماالسّلام) فرمود:

ای جابر، به زمین بچسب و دست و پایی نجنبان تا نشان‎ هایی را که برای تو خاطر می کنم، مشاهده کنی، در حالتی‌که به آنان برسی؛ نخستینشان ناسازگاری بنی عبّاس میباشد، و نمی‎بینم تو به آن برسی، اما بعداز اینجانب آن را از اینجانب بازگو کن، و فریادگری از عرش بانگ می‎زند، و صدای گشایش از سوی دمشق به شما می‎برسد، و آبادی‎ای از آبادیهای شام که جابیه نامیده می‎گردد، فروبرده می‎خواهد شد، و بخشی از سوی راست مسجد دمشق فرومی‌ریزد... .(۱۰)

نیز جابر جعفی قصه نموده است که ابو جعفر [محمّد باقر](علیه‎السّلام) می‌فرمود:

به زمین بچسب [و](۱۱) هیچوقت دست و پایت را نجنبان تا نماد‎هایی را که برای تو حافظه میکنم، در سالی ملاحظه کنی، و ملاحظه کنی فریادگری در دمشق بانگ میزند، و فروبرده‌شدن آبادی‌ای از آبادی هایش و فروریختن بخشی از مسجدش را... .(۱۲)

موفق‌شدن سفیانی بر منبر مسجد دمشق و نشستنش بر آن

عُمَر ابن اُذَیْنَه قصه نموده است که ابو عبدالله [الصادق](علیه‌السّلام) فرمود:

پدرم [باقر](علیه‌السّلام) فرمود که امیر مؤمنان [علی](علیه‎السّلام) فرمود: پسر زن خُرَندۀ جگرها از درۀ کم آب خارج میاید، و وی مردی وسط‎اندام، ترس‌انگیزچهره، درشت‎ راز و در رخ‎اش نشانۀ آبله‎ای میباشد، هر گاه ملاحظه کنی‌اش گمان میکنی که یک‌دیده میباشد، نامش عثمان و پدرش عَنْبَسَه هست، و او از فرزندان ابو سفیان میباشد، تا آن‎که به سرزمینی استوار و آهسته و دارنده آبی‌رنگ جاری میاید، پس، بر منبرش پیروز می‌گردد.(۱۳)

منظور از «پسر زن خُرَندۀ جگرها»، سفیانی شامی میباشد که از تبار هند دختر عُتْبَه و همسر ابو سفیان میباشد که در اُحُد مکّیّان را بر کارزار با مسلمانها برانگیخت و در نقطه پايان نبرد شکم حمزه عموی نبی(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را شکافت و جگرش را درآورد و جوید، پس، نتوانست آن را بخُرَد و انداخت، و هدف از «سرزمینی استوار و آهسته و دارنده آبی رنگ جاری» در‌این‎جا، شهر دمشق میباشد.

از محمّد ابن جعفر [باقر(علیه‌السّلام)] ماجرا گردیده است که علی ابن ابی طالب[(علیه‌السّلام)] فرمود:

مردی از فرزندان حسین که نامش اسم رسول شماست، برمی‌شورد که با کودتا وی زیندگان عرش و زمین ذوق زده می گردند. پس، مردی به او اعلام‌کرد: سفیانی نامش چیست؟ فرمود: وی از فرزندان خالد ابن یزید ابن ابی سفیان میباشد ... از شام از دره‎ای از میهن دمشق که به آن درۀ کم آب گفته میشود، خارج می آید ... به دمشق می‎آید و بر منبرش می‌نشیند... .(۱۴)

امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب(علیه‎السّلام)، در ذکر چگونگیها و شغل های سفیانی، فرمود:

... پس، در روز آدینه‎ای خارج میاید و از منبر دمشق بالا می‎رود، و آن اول منبری میباشد که بالایش می‎رود، پس سخنرانی می‎نماید و به آن‌ها امر جهاد می‎دهد، و با وی هم‌عهد و پیمان میشود بر آن‎که با او در کاری ناسازگاری نمیکنند، چه خُشِشان بیاید از آن یا این که نپسندَندَش... .(۱۵)

ابن مُنادِی اعلام‌کرد: ابو سلیمان عبدالله ابن جَرِیر جُوالِقِی خبر اعطا کرد منرا از مردی اهل کتاب(۱۶) که او باخبر کرد اورا که دانیال رسول(علیه‌السّلام) در کتابش خاطر نموده است:

... پس، سفیانی بین همراهانش در درحال حاضر سخنرانی بر منبر دمشق برمی‎خیزد و می‎گوید: ای زیندگان این شهر، ای دمشقیها، شما گوشت و خون اینجانب میباشید، و اینجانب معاند دشمنتان و دوست دوستتانم، و آن ها را آرزومند و امیدوارشان می‌نماید که او چیزی را بر ضرر و زیان آنها ویژۀ خُد نمی‌نماید

akharozzaman.blog.ir


مسجد اَمَاو دمشق مقام روی‎دادن رویدادهایی شگفت در آخرالزّمان
يكشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۳۹ ب.ظ
مسجد اموی در دمشق از کهنترین و وسیع ترین مسجدهای مسلمانها شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد که آن را خلیفۀ اموی ولید ابن عبدالملک بعد از ویران‎کردن کلیسایی که بر ویرانه‌های محل عبادت ژوپیتر تشکیل شده بود، تشکیل داد(۱)، و این مسجد، افزون بر شگفتیهای ساختمانی و تاریخی ‎اش، مقام روی ‌دادن رویدادهایی شگفت‎ در آخرالزّمان میباشد؛ آدرس مسجد سجاد مشهد و از آن رویدادهاست:

فروریختن بخشی از غرب مسجد دمشق درپی زمین ‌لرزه‎ای تعالی در شام رزرو مسجد سجاد مشهد

محمّد ابن حَنَفِیَّه گفته میباشد:

پیشتازان مغربی داخل مسجد دمشق می‎فرایند؛ پس، زمانی که آن‌ها همچنان در شگفتیهایش مسجد سجاد مشهد مینگرند، ناگهان زمین دشوار می‎لرزد و غرب مسجد آن‎جا کنده می‌گردد، و آبادی‌ای که به آن حَرَسْتا گفته می‎گردد، فروبرده می شود. آن گاه در آن هنگام، سفیانی برمی‌شورد و با وی کارزار می نماید(۲) تا آنها را داخل مصر نماید. سپس، بازمی‌شود و با مشرقیها میجنگد تا وی را به عراق برگرداند.(۳)

اینگونه می‎کند که‌این ماجرا حرف فرستاده(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) یا این که امام علی(علیه‎ السّلام) باشد، اگرچه محمّد ابن خَوْلَۀ حَنَفی تابعی آن را به یکی‌از آن‎ دو نسبت نداده میباشد.

خواسته از «مغربیها» در‌این حدیث، شورشیان آفریقایی از قیسیان، بربرها و سیاهان‎ اند که با رهبری اَعْرَج کِنْدِی از لیبی و پیرامونش بر مصر یورش می‎مارک، آنگاه از آن ‎جا با فرماندهی اَبْقَع فِهْرِی به فلسطین و اردن می‎ آیند و بر دمشق یورش میبرند، و «مشرقیها» شورشیان عراقی‎اند که از بغداد و کوفه بر دمشق یورش می برند و از رهروان اَصْهَب مَرْوانِی و رهروان هاشمی شَیْصَبانِی پدید میایند.

از عَمّار ابن یاسر ماجرا گردیده است که او بیان کرد:

بی‌گمان، دولت قوم و قبیله نبی شما در آخرالزّمان خاهد بود، و برای آن آرم ‎هایی‎ اند ... فریادگری از دیوار [مسجد](۴) دمشق بانگ می‎زند: وای بر زمینیان از بدی‎ ای که بی‌گمان، مجاورت شد‌ه‌است، و غرب مسجد آن‎جا فروبرده می‎گردد، به سیرتکامل‎ای که دیوارش(۵) فروبریزد، و سه بدن در شام پدیدار می‎شوند که همۀ آن‌ها خاستار پادشاهی‌اند: مردی ابقع، مردی اصهب و مردی از قوم ابو سفیان... .(۶)

اینگونه می‎کند که‌این حدیث از سخنان نبی(صلّی ‎الله‎ علیه ‎و آله) باشد، اگرچه عمّار ابن یاسر صحابی آن را به او نسبت نداده میباشد.

سازه بر آن‎چه از بعضا روایات اسلامی مبرهن میشود، زمین ‎لرزه‎ای مشقت بار در سوریه در ماه رمضان قبل از قیام امام مهدی(علیه ‎السّلام) روی می‎دهد که نشان ‎ای گران قدر برای مؤمنان میباشد، و در آن، بیش تر از حایل هزار بدن کشته می ‌شوند، و با آن، دو قسمت حَرَسْتا و جابِیَه فروبرده می‏شوند و بخشی از دیوار مسجد اَمَاو فرو می‌ریزد.

اَرْطَاَه گفته میباشد:

هر گاه آبادی‏ ای از آبادی های دمشق فروبرده خواهد شد و بخشی از غرب مسجد آن‌جا فروریزد، در آن هنگام، ترکها و رومیان گرد می آیند و کلیه می‎جنگند، و سه درفش در شام برافراشته می‎شوند... .(۷)

نیز اَرْطَاَه گفته میباشد:

هر گاه ترکها و رومیان گرد آیند و آبادی‌ای در دمشق فروبرده خواهد شد و بخشی از غرب مسجد آن‎جا فروریزد، سه درفش در شام برافراشته می‎شوند: ابقع، اصهب و سفیانی... .(۸)

اینگونه می‎کند که‌این دو حدیث از سخنان فرستاده(صلّی ‌الله‌ علیه ‌و آله) باشند، اگرچه اَرْطَاَه ابن مُنْذِر تابعی آن‌ دو را به او نسبت نداده میباشد.

ابو رُومان قصه نموده است که علی[(علیه‌السّلام)] فرمود:

هر گاه دارندگان پرچمهای سیاه ناسازگاری نمایند، آبادی‎ای از آبادیهای اِرَم فروبرده میشود، و گوشۀ غربی مسجدش فرومی‌ریزد، آن گاه در شام سه درفش پدیدار می‎شوند: اصهب، ابقع و سفیانی... .(۹)

غرض از «دارندگان پرچمهای سیاه» در‌این داستان، سیاه‌نشانان اولیه یا این که بنی عبّاسی‌اند که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی می‌نمایند، و «اِرَم» به عبارتی شهر دمشق میباشد، و آبادی‎ای از آبادیهای ارم که فروبرده میگردد، شهر حَرَسْتا می‎باشد، و ضمیر در صحبت امام علی(علیه‎السّلام): «بر آنها» به دارندگان پرچمهای سیاه، اصهب و ابقع برمی‌خواهد شد.

جابر ابن یزید جُعْفِی داستان نموده است که ابو جعفر محمّد ابن علی باقر(علیهماالسّلام) فرمود:

ای جابر، به زمین بچسب و دست و پایی نجنبان تا نشان‎ هایی را که برای تو خاطر می کنم، مشاهده کنی، در حالتی‌که به آنان برسی؛ نخستینشان ناسازگاری بنی عبّاس میباشد، و نمی‎بینم تو به آن برسی، اما بعداز اینجانب آن را از اینجانب بازگو کن، و فریادگری از عرش بانگ می‎زند، و صدای گشایش از سوی دمشق به شما می‎برسد، و آبادی‎ای از آبادیهای شام که جابیه نامیده می‎گردد، فروبرده می‎خواهد شد، و بخشی از سوی راست مسجد دمشق فرومی‌ریزد... .(۱۰)

نیز جابر جعفی قصه نموده است که ابو جعفر [محمّد باقر](علیه‎السّلام) می‌فرمود:

به زمین بچسب [و](۱۱) هیچوقت دست و پایت را نجنبان تا نماد‎هایی را که برای تو حافظه میکنم، در سالی ملاحظه کنی، و ملاحظه کنی فریادگری در دمشق بانگ میزند، و فروبرده‌شدن آبادی‌ای از آبادی هایش و فروریختن بخشی از مسجدش را... .(۱۲)

موفق‌شدن سفیانی بر منبر مسجد دمشق و نشستنش بر آن

عُمَر ابن اُذَیْنَه قصه نموده است که ابو عبدالله [الصادق](علیه‌السّلام) فرمود:

پدرم [باقر](علیه‌السّلام) فرمود که امیر مؤمنان [علی](علیه‎السّلام) فرمود: پسر زن خُرَندۀ جگرها از درۀ کم آب خارج میاید، و وی مردی وسط‎اندام، ترس‌انگیزچهره، درشت‎ راز و در رخ‎اش نشانۀ آبله‎ای میباشد، هر گاه ملاحظه کنی‌اش گمان میکنی که یک‌دیده میباشد، نامش عثمان و پدرش عَنْبَسَه هست، و او از فرزندان ابو سفیان میباشد، تا آن‎که به سرزمینی استوار و آهسته و دارنده آبی‌رنگ جاری میاید، پس، بر منبرش پیروز می‌گردد.(۱۳)

منظور از «پسر زن خُرَندۀ جگرها»، سفیانی شامی میباشد که از تبار هند دختر عُتْبَه و همسر ابو سفیان میباشد که در اُحُد مکّیّان را بر کارزار با مسلمانها برانگیخت و در نقطه پايان نبرد شکم حمزه عموی نبی(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را شکافت و جگرش را درآورد و جوید، پس، نتوانست آن را بخُرَد و انداخت، و هدف از «سرزمینی استوار و آهسته و دارنده آبی رنگ جاری» در‌این‎جا، شهر دمشق میباشد.

از محمّد ابن جعفر [باقر(علیه‌السّلام)] ماجرا گردیده است که علی ابن ابی طالب[(علیه‌السّلام)] فرمود:

مردی از فرزندان حسین که نامش اسم رسول شماست، برمی‌شورد که با کودتا وی زیندگان عرش و زمین ذوق زده می گردند. پس، مردی به او اعلام‌کرد: سفیانی نامش چیست؟ فرمود: وی از فرزندان خالد ابن یزید ابن ابی سفیان میباشد ... از شام از دره‎ای از میهن دمشق که به آن درۀ کم آب گفته میشود، خارج می آید ... به دمشق می‎آید و بر منبرش می‌نشیند... .(۱۴)

امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب(علیه‎السّلام)، در ذکر چگونگیها و شغل های سفیانی، فرمود:

... پس، در روز آدینه‎ای خارج میاید و از منبر دمشق بالا می‎رود، و آن اول منبری میباشد که بالایش می‎رود، پس سخنرانی می‎نماید و به آن‌ها امر جهاد می‎دهد، و با وی هم‌عهد و پیمان میشود بر آن‎که با او در کاری ناسازگاری نمیکنند، چه خُشِشان بیاید از آن یا این که نپسندَندَش... .(۱۵)

ابن مُنادِی اعلام‌کرد: ابو سلیمان عبدالله ابن جَرِیر جُوالِقِی خبر اعطا کرد منرا از مردی اهل کتاب(۱۶) که او باخبر کرد اورا که دانیال رسول(علیه‌السّلام) در کتابش خاطر نموده است:

... پس، سفیانی بین همراهانش در درحال حاضر سخنرانی بر منبر دمشق برمی‎خیزد و می‎گوید: ای زیندگان این شهر، ای دمشقیها، شما گوشت و خون اینجانب میباشید، و اینجانب معاند دشمنتان و دوست دوستتانم، و آن ها را آرزومند و امیدوارشان می‌نماید که او چیزی را بر ضرر و زیان آنها ویژۀ خُد نمی‌نماید

akharozzaman.blog.ir

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه