loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 33
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 11:07


مَوَدَّتِ اهل‌بیت(ع)، به معنای دوست داشتن اهل‌بیت نبی میباشد که بر پایه ی آیه ۲۳ سوره شوری جایزه رسالت نبی(ص) قرار داده گردیده است. بر پایه ی روایتی که شیعه‌ها و اهل‌سنت از فرستاده(ص) نقل کرده‌اند، محبت اهل‌بیت شالوده اسلام میباشد. مسلمانها بر واجب بودن مودت اهل‌بیت رخداد‌حیث دارا هستند. از‌این‌رو، آن را عاملی مطلوب برای وحدت مسلمانها معرفی کرده‌اند. بعضی پژوهشگران معتقدند فلسفه واجب شدن مودت اهل‌بیت، اطاعت از آن‌ها مسجد سجاد مشهد بوده میباشد.

در احادیث برای محبت اهل‌بیت(ع) اثر ها دنیایی و اخروی زیادی نام برده میباشد. دست‌یابی به شفاعت اهل‌بیت، قبولی جاری ساختن، ثبات گام بر پل صراط از اثر ها اخروی و توبه قبل از مرگ، طمع نداشتن به جنس عموم و سرازیر شدن حکمت بر لهجه از اثرها دنیایی آن دانسته گردیده‌است. مطابق بعضی روایات دوست داشتن اهل‌بیت نماد حلال‌زادگی و دوستی با معاندان آن ها نشان نداشتن محبت حقیقی وواقعی به اهل‌بیت معرفی رزرو مسجد سجاد مشهد شد‌ه‌است.

محمد محمدی ری‌شهری، سوگواری برای اهل‌بیت را یک کدام از طرق اظهار محبت به اهل‌بیت دانسته میباشد؛ چنان‌که زیارت قبور ائمه‌(ع)، شور در مراسم سرور آن‌ها و اسم‌گذاری فرزندان به اسم اهل‌بیت را از شیوه های دیگر ابراز محبت معرفی کرده‌اند. بعضا از پژوهشگران رویکرد‌فعالیت‌هایی را برای تولید محبت اهل‌بیت بیان کرده‌اند که بیان کردن فضائل و فرهنگ وتمدن اهل‌بیت و برگزاری هیئت‌های مذهبی برای مثال آن‌ها آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد.

بعضا اشخاص با استناد به ماجرا‌هایی محبت داشتن به اهل‌بیت را چهت نیل به بهروزی اخروی کافی دانسته، معتقدند با داشتن اینگونه محبتی، جاری ساختن گناهان به آخرت آنان ضرری نمی‌رساند؛ البته علمای شیعه اینگونه اباحه‌گری را انتقاد کرده، برای این روایات معنای دیگری ذکر کرده‌اند؛ برای مثالً گفته‌اند این حدیث‌ها مرتبط با گناهانی میباشد که از روی غفلت صورت گرفته میباشد و به گناهانی که به طور عمدی صورت گرفته‌، ارتباطی شماره تلفن مسجد سجاد مشهد ندارد.

در مسئله محبت اهل‌بیت کتاب‌هایی مختلفی درج شده میباشد که مثلا آن‌ها می‌اقتدار به «حبّ اهل البیت فی الکتاب و السنة» به مداد محمدتقی السید یوسف الحکیم و «قرآن و محبت اهل‌بیت(ع)» نوشته علیرضا عظیمی‌فر اشاره نمود.

مداقه و مقام
مودت اهل‌بیت اصطلاحی برگرفته از آیه ۲۳ اهل سوریه شوری مشهور به آیه مودت، به معنای دوست داشتن اهل‌بیت نبی(ص) میباشد که بر پایه ی این آیه، مودت اهل‌بیت تحت عنوان ثواب رسالت رسول معرفی گردیده‌است.[۱] بعضی از عالمان شیعه همانند محمدرضا مظفر، وجوب محبت اهل‌بیت را از ضروریات آیین اسلام شمرده‌اند.[۲] در زیارت جامعه کبیره دوست‌داشتن اهل‌بیت، به عبارتی دوست‌داشتن خداوند[۳] و در احادیثی که شیعه و سنی از فرستاده نقل کرده‌اند، محبت اهل‌بیت، مبنا اسلام دانسته گردیده است.[۴] در روایتی از امام باقر، حبّ اهل‌بیت، به عبارتی ایمان و دشمنی با آن‌ها، بی دینی دانسته گردیده است.[۵]

علامه حلی دانا و متکلم شیعه در قرن هشتم، با این عامل که «مخالفت کردن با امام علی(ع)، با مودت داشتن به وی منافات دارااست در حالی که مودت امام علی(ع) واجب و مودت خلفای دیگری واجب نبوده میباشد»، بر امامت امام علی(ع) و حقانیت مذهب شیعه عامل نموده است.[۶]

از شافعی، از فقهای چهارگانه اهل‌سنت، نقل گردیده است:

إنْ كانَ رَفْضاً حُبُّ آلِ مُحَمَّد
فَلْيَشْهَد الثََقلان أنّى رافِضی[۷]
ترجمه: در‌صورتی‌که حب آل محمد، رفض میباشد، پس جن و انس شهیدشدن دهند که اینجانب هم رافضی هستم.مودّت را محبّت[۸] و تولّی[۹] یا این که جايگاه بالاتری از محبت[۱۰] و شاخه‌ای از محبت به معبود دانسته‌اند.[۱۱]

بازدید : 25
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 13:35


مِنهاجُ السُّنّة النَبَاوُة فی نَقْضِ سخن الشّیعة و القَدَریة کتابی به گویش عربی نوشته ابن تیمیه حرانی (متوفای ۷۲۸ق)، از فقهای حنبلی در قرن هفتم و هشتم قمری و یکی‌از عقیده‌پردازان سلفیه میباشد. وی این کتاب را در ردّ کتاب منهاج الکرامة فی معرفة الامامه نوشته علامه حلی (۶۴۸ق -۷۲۶ق)، دانا و متکلم شیعه تألیف نموده است. این کتاب بر طبق مبانی ظاهرگرایی سلفیه تدوین گردیده است. نگاه‌های نقادانه ابن تیمیه به مبانی کلامی شیعه درین کتاب، گاه با ادعاهای بی‌مبنا و توهین همپا میباشد تا آن‌جا که در قالب این طریق کارایی کرده جایگاه امام علی(ع) را آیتم شک وتردید قرار دهد و رده او فی مابین مسلمانها را تضعیف کند. شیوه ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه موجب گردیده تا جمع‌ای از علمای اهل سنت از بی‌انصافی و شدت توهین وی به طرف مقابلش مسجد امین مشهد نقد نمایند.

مولف
نوشته ی علمیٔ مهم: ابن تیمیه
احمد بن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن تِیمیه حَرّانی حَنبَلی مشهور به ابن تیمیه (۶۶۱ق -۷۲۸ق) از علمای اهل سنت در قرن هفتم و هشتم قمری میباشد[۱] که مبانی فکری سلفیه را تئوریزه کرد.[۲] بخش اعظمی از طریقه‌های جریان‌های سلفی برای مثال وهابیت در تامل‌های ابن تیمیه ریشه دارااست. ایده ها عالمان فقهی و نویسندگان، درباره ابن تیمیه بسیار متعدد میباشد؛ بعضی او‌را ستوده و برخی بر شرک، ضلالت و بدعت وی تصریح کرده‌اند. یک کدام از کارداران مخالفت شمار متعددی از علمای اهل سنت با ابن تیمیه، نگرش‌ها و فتاوای خاص وی میباشد که در موردها زیادی فارغ چارچوب مبانی اعتقادی و شرعی مذهبها اسلامی میباشد. تألیفات ابن تیمیه را نزدیک به ۳۳۰ کتاب برشمرده‌اند. بیشتر کتاب‌های ابن تیمیه در پوسته موسوعه‌ای با تیتر تمام فتاوای ابن تیمیه عده‌آوری شد‌ه‌است.[مستلزم منبع]

علت کتابت
طبق برخی گزارش‌ها، کتاب منهاج السنه النبویه واکنشی به کتاب منهاج الکرامه علامه حلی و تحت عنوان ردیه‌ای بر این کتاب بوده میباشد.[۳] در برخی گزارش‌ها آمده میباشد توان علامه حلی در مشاجره و مناظره با علمای اهل سنت در حضور اولجایتو سلطان وقت بلاد اسلامی، نقش مهمی در میل اولجایتو و توسعه و گسترش تشیع در کشور‌ایران داشته میباشد.[۴][۵] تایپ کردن کتاب منهاج الکرامه برای پادشاه اولجایتو از سوی علامه حلی، گویای تأثیرپذیری پادشاه از تشیع میباشد.[۶] [۷] این موقعیت موجب شد تا ابن‌تیمیه با تایپ کردن منهاج السنه، با نگاه تند و فارغ انصاف، مبانی شیعه را آیتم عیب گیری قرار دهد.[مستلزم منبع]


کتاب نظرة فی كتاب منهاج السنة النبویه تألیف علامه امینی

کتاب دراسات فی منهاج السنه لمعرفة ابن تیمیه نوشته سید علی حسینی میلانی

کتاب مختصر منهاج السنة به عملکرد عبدالله غنیمان
مداقه و رده
از آنجا که کتاب منهاج السنه تحت عنوان یک کدام از مهم ترین اثرها ابن تیمیه به شمار می‌رود، در بین جریان‌های سلفی به ویژه وهابیت گزینه به کارگیری قرار گرفته میباشد. در زمانه معاصر شخصیت‌های وهابی نظیر بِن‌گشوده بر این کتاب تفصیل زده‌اند.[۸] [۹] [۱۰]

گزارشی از محتوا
ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه مطالب خویش را در ۲۱۴ فصل ذکر نموده است. از‌آنجا که منهاج السنه ردیه‌ای میباشد بر کتاب منهاج الکرامه علامه حلی، مولف بیشتر مطالب کتاب را به انتقاد و رد طریقه‌های علامه حلی درباره مبانی شیعه قرار داده میباشد. همان کتاب منهاج السنه آیینه مجموع‌نمای ردیه‌ها علیه شیعه میباشد.[۱۱] ابن تیمیه در سراسر کتابش از واژه رافضی برای شیعه ها به کار گیری نموده است. عمده دقت او به مسئله امامت و اهل بیت(ع) متمرکز میباشد. ابن تیمیه در سراسر کتاب به شدت با طریقه شیعه در قضیه امامت واکنش کرده و در‌این بین اهانت‌هایی را به شیعه ها نموده است. انتقاد سوا انصاف ابن تیمیه به مورد امامت تا حدی میباشد که او با نگاه تردیدآمیز به منزلت امام علی(ع) تحت عنوان خلیفه چهارم مسلمان‌ها می نگرد.[۱۲] تالیف کننده کتاب، آن تیم از فضیلت ها امام علی(ع) را که همگی مسلمانها درخصوص آن واقعه‌لحاظ دارا هستند، رد کرده و سعی می‌نماید منزلت وی را میان صحابه فرستاده(ص) نادر‌رنگ جلوه دهد.[۱۳] ابن تیمیه درباره مقام اهل بیت(ع) نیز از چارچوب انصاف بیرون گشته و روایات در فضیلت آن‌ها‌را از مبنا نپذیرفته میباشد.[۱۴]

در مقابل ابن‌تیمیه نگاه مثبتی به حکومت بنی‌امیه و فرد معاویه داشته میباشد و برای پناه از وی به امام علی(ع) توهین نموده است.[۱۵] وی همینطور در حمایت از یزید و پاک سازی شخصیت وی کوتاهی نکرده میباشد.[۱۶]

مولف کتاب منهاج السنه هرگونه توسل، زیارت قبر و طلب حاجت از فرستاده(ص) را کفر دانسته میباشد[۱۷] طریقه ابن تیمیه درباره صفات خدا به تشبیه و تجسیم منتهی گردیده و تأویل در نشانه‌ها قرآن را نپذیرفته میباشد.[۱۸]

گستردن کتاب

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 22
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 17:11


تفاوت معجزات پیامبران
بعضا دانشمندان گفته‌اند تفاوت معجزات پیامبران به‌انگیزه تفاوت زمان و مورد ظهور پیامبران بوده تا از این طرز، حجت بر عموم به اتمام برسد و متخصصانِ هر عصر اذعان نمایند که‌این شغل خارق‌العاده نمی‌تواند ناشی از اقتدار بشری مسجد سجاد مشهد باشد.[۷۹]

در تاریخ یعقوبی، روایتی از امام درستگو(ع) نقل گردیده است که پروردگار متعال پیامبری را مبعوث نکرد، مگر با آنچه بر اهل فرصت وی غلبه داشت: موسی بن عمران را بر قومی برانگیخت که بیشتر آن‌ها اهل سحر بودند؛ ازاین‌رو، پیامبرش را با آنچه سحرشان را نابود نماید، مانند عصا و ید بیضاء و شکافتن دریا، ارسال کرد. داود را در وقتی که بیشتر مردمش اهل صنعت بودند مبعوث کرد؛ در فیض آهن را برای وی قابل انعطاف کرد. سلیمان را در وقتی برانگیخت که مردمش اهل ساختمان‌سازی و طلسمات و شگفتیها بودند؛ ازاین‌رو، باد و جن را به تسخیر وی درآورد. عیسی را در وقتی ارسال کرد که مردمش بیشتر به طبابت می‌پرداختند؛ در فیض، او‌را با زنده‌کردن مردگان و شفای کوری و پیسی مبعوث نمود. محمد(ص) را در وقتی که مردمش اهل صحبت و سَجْع (حرف با قافیه) بودند، با اعجازٔ قرآن رزرو مسجد سجاد مشهد برانگیخت.[۸۰]

معجزات امامان معصوم(ع)
در متن ها روایی شیعه، شغل های خارق‌العاده‌ای به امامان معصوم(ع) منسوب شده که برخی عالمان این احادیث را پی در پی میدانند.[۸۱] روحانی حر عاملی در کتاب ثابت الهداة بالنصوص و المعجزات، بعضی از این معجزات را گردآوری‌آوری کرده و آن‌ها‌را استدلال بر ثابت امامت امامان(ع) به شمار آورده میباشد.[۸۲] سید هاشم بحرانی نیز در کتابی با تیتر مدینة معاجز الائمة الاِثنی عشر، حدود ۲۰۶۶ اعجاز را در ۱۲ باب برای امامان معصوم توده آدرس مسجد سجاد مشهد نموده است.[۸۳]

حر عاملی، دور اندیشی و خبر‌ها آنها از غیب را نیز از معجزات و کرامات آن ها به اکانت آورده میباشد.[۸۴] بعضی عالمان شیعه در تعریف و تمجید اعجاز گفته‌اند: فرمان خارق‌العاده‌ای میباشد که به التفات و اجازه خاص الهی شکل می گیرد و مقصود از آن ثابت منصبی الهی همانند نبوت و امامت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد.

[۸۵] همینطور بنابه روایتی که از امام درستگو(ع) در کتاب علل‌الشرایع بیان شده، آفریدگار اعجاز را به انبیا و حُجج خویش اعطا کرده تا به‌وسیله آن، صحت منصب الهی که داعیه کرده‌اند، اثبات خواهد شد[۸۶] و بر همین پایه شغل های خارق‌العاده‌ای که از سوی امامان معصوم(ع) در جهت ثابت امامتشان صادر گردیده را اعجاز میدانند.[۸۷] به‌تیتر مثال، سند‌دادن حجرالاسود به امامت حضرت سجاد(ع) را یکی معجزات وی و عامل بر ثابت امامتش دانسته‌اند.[۸۸] برپایه روایتی از کتاب دلائل الامامة، محمد بن حنفیه با امام سجاد(ع) بر راز امام‌بودن به نبرد برخاست. امام سجاد(ع) با وی حرف اظهار‌کرد؛ اما وی نپذیرفت. در غایت، آن‌دو حجرالاسود را حَکَم قرار دادند. به اجازه آفریدگار، حجرالاسود به امامت امام سجاد(ع) شهید شدن اعطا کرد.[۸۹]

در بعضی اثرها کلامی شیعه، کارهایی مثل کندن دروازه خیبر، جنگیدن با مجموعه‌ای از اجنه که رسول(ص) را اذیت کرده بودند، رد الشمس و... مثال‌هایی از معجزات امام علی(ع) معرفی گردیده و برای ثابت امامت وی به آنان استناد شد‌ه‌است.[۹۰]

کتاب‌شناسی
مباحث درباره اعجاز، بیشتر در اثر ها و متن‌ها کلامی و تفسیری مطرح گردیده‌است؛ البته بعضا عالمان و دانشمندان مسلمان، اثر ها مستقلی درباره این مورد تألیف کرده‌اند که بعضا از آنها به قرار پایین میباشد:

کتاب تناقض‌نما یا این که غیب‌نمون؛ نگرشی تازه به اعجاز»، تألیف محمدامین احمدی: مولف درین کتاب به رسیدگی تطبیقی موضوع اعجاز در فلسفه اسلامی و فلسفه غرب پرداخته و بینش‌های بعضی متفکران مسلمان و غربی را گزارش و رسیدگی نموده است. مسائلی مانند تعریف و تمجید اعجاز، قابلیت و امکان وقوع اعجاز و وجه دلالت اعجاز از مباحث این کتاب میباشد.[۹۱]
کتاب اعجاز در قلمرو عقل و آئین، نوشته محمدحسن ممنون قراملکی؛ تالیف کننده در‌این کتاب مسائلی مانند تعریف و تمجید اعجاز و اقسام آن، تفاوت اعجاز با سحر و کرامت، رابطه آن با قاعده علیت، پژوهش شبهه ها منکران و جواب به آنان و...را آیتم گفت و گو قرار داده میباشد.
کتاب مرزهای معجزه، ترجمه مباحث معجزه قرآن از کتاب البیان فی تعبیروتفسیر القرآن، تألیف سید ابوالقاسم خویی میباشد که به خودکار جعفر سبحانی به فن تحریر درآمده میباشد.[۹۲]
کتاب اعجاز والا، اثری از محمد ابوزهره (درگذشت: ۱۳۹۵ق)، قرآن‌پژوه و مورخ مصری، درباره معجزه قرآن، به لهجه عربی میباشد. این کتاب از سوی محمود ذبیحی به فارسی ترجمه شد‌ه‌است.[۹۳]

بازدید : 20
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:19


ایلخانان، جانشینان هلاکو خان، شاخه‌ای از فرمانروایان مغولی‌اند که از سال ۶۵۱ هجری قمری به مقطع حدود یک سده بر مرزوبوم‌های اسلامی از آسیای اواسط و افغانستان تا کشور ایران و عراق و قسمت‌هایی از شام و آسیای صغیر حکومت کردند. آن‌ها نخست، تابع خان تبارک مغول بودند ولی بعداز مدتی به صورت جدا حکومت کردند و با تایید آئین اسلام با خان مغول انقطاع ارتباط کردند و به حکومتی اسلامی تبدیل مسجد امین مشهد شدند.

زمانه حکومت ایلخانان در افغانستان و جمهوری اسلامی ایران به پرورش اجتماعی مذهب تشیع درین کشور امداد رساند. از در بین رفتن خلافت عباسی، سلطه سیاسی اهل سنت بر شیعه‌ها را خاتمه بخشید و شیعه‌ها توانستند در زمانه سلطنت ایلخانان که تعصب مذهبی خاصی نسبت به فرق مذهبی نداشتند، به شغل آزادانه‌تری بپردازند. شیعه ها همینطور با گاز به جایگاه‌های بلندی در حکومت ایلخانان دست یافتند و بعضا از وزرای ایلخانان، شیعه بودند و نیز بعضی از علمای شیعی با ایلخانان رابطه ها از صمیم قلب داشتند.

غازان خان، پاد شاه مقتدر ایلخان که اسلام را آیین قانونی ایلخانان کرد به تشیع گرایش داشت و پسر و جانشینش اولجایتو در سال ۷۰۹ هجری به طور رسمیً شیعه شد. در زمانه اولجایتو گروهی از علمای شیعه به جمهوری اسلامی ایران آمدند و مدرسه ها شیعی در کشور‌ایران رونق گرفت و شعائر مذهبی شیعه‌ها ترویج یافت. اولجایتو همت کرد تشیع را در کشور ایران محصل نماید البته با مخالفت‌هایی از سوی عموم و علمای سنی مذهب روبرو شد و از این مقصود دست کشید. محققان معمولا حکومت ایلخانی را دیباچه سیر بسط اجتماعی تشیع در افغانستان و کشور‌ایران به شمار می آورند؛ سیری که مدتی سپس به سربرآوردن حکومت‌های شیعی مانند سربداران و در قرن دهم به تشکیل حکومت صفوی و آموزش تشیع در کشور ایران انجامید.

نگاهی به تاریخ سیاسی بعد از ظهر ایلخانان
هلاکوخان مغول به فرمان خان تبارک مغول منگو قاآن در سال ۶۵۱ به کشور ایران لشکر کشید. از هدف ها یورش هلاکو به جمهوری اسلامی ایران، از در بین بردن قلعه‌های اسماعیلیه و خلافت عباسی بود. اسماعیلیان در سال ۶۵۴ کاملا از ایلخانان ناکامی خوردند. هلاکو در سال ۶۵۶ با تصرف بغداد خلافت عباسی را از در بین برداشت و واپسین خلیفه عباسی را به قتل رساند.[۱] با اینکه مغولان قسمت‌های متعددی از شام را به تصرف در آوردند و دمشق را در سال ۶۵۷ تصرف کردند، از دست‌یابی به سواحل مدیترانه گشوده ماندند و در مسیر فتوحات خویش به سوی مصر، با حکومت ممالیک روبرو شدند و در سال ۶۵۸ هجری در جنگ عین جالوت از ممالیک مصر باخت خوردند.[۲] از آن پس تا بازه زمانی‌ها نبرد با ممالیک برای دست‌یابی به مصر بخشی از نرم‌افزار نظامی ایلخانان را تشکیل می‌بخشید.

گاه‌شمار حکومت‌های کشور ایران بعد از اسلام
حکومت‌های کشور‌ایران بعداز اسلام
اسم حکومت نهاد‌گذار زمانٔ حکومت
خلفای راشدین ابوبکر ۱۶ - ۴۰
بنی‌امیه معاویه ۴۱ - ۱۳۰
بنی‌عباس سفاح ۱۳۱ - ۲۰۵
طاهریان طاهر ذوالیمینین ۲۰۵ - ۲۵۹ق
صفاریان یعقوب لیث ۲۴۷ - ۲۸۷ق
علویان طبرستان داعی گسترده ۲۵۰ - ۳۱۶ق
سامانیان نصر اولیه ۲۶۱ - ۳۸۹ق
زیاریان مرداویج پسر زیار ۳۱۵ - ۴۶۲ق
آل بویه عمادالدوله علی ۳۲۰ - ۴۴۰ق
غزنویان پاد شاه محمود ۳۸۸ - ۵۵۵ق
سلجوقیان طغرل بیک ۴۲۹ - ۵۹۰
خوارزمشاهیان انوشتکین غرجه ۴۷۰ - ۶۱۷ق
ایلخانان هولاکو خان ۶۵۴ - ۷۳۶ق
تیموریان تیمور گورکانی ۷۷۱ - ۹۰۳ق
صفویان فرمان روا اسماعیل نخستین ۹۰۷ - ۱۱۳۳ق
افغانان محمود افغان ۱۱۳۳ - ۱۱۴۲
افشار نادرشاه ۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ق
زند کریم ومهربان خان زند ۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق
قاجار آقامحمدخان ۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ق
پهلوی رضا فرمان روا ۱۳۴۵ق (۱۳۰۴ش)- ۱۳۵۷ش
جمهوری اسلامی امام خمینی ۱۳۵۷ش- ...
نبو
ایلخانان
سلاطین
تیتر عصرٔ سلطنت
هلاکوخان ۶۶۳-۶۵۱
باقاخان ۶۶۳-۶۸۰
احمد تکودار ۶۸۳-۶۸۱
ارغون ۶۹۰-۶۸۳
گیخاتو ۶۹۴-۶۹۰
بایدو ۶۹۴-۶۹۴
غازان‌خان ۷۰۳-۶۹۴
اولجایتو ۷۱۶-۷۰۳
ابوسعید ۷۳۶-۷۱۶
وزیر ها و امرای سرشناس
خواجه نصیر الدین طوسی
شمس الدین محمد جوینی
خواجه صدرالدین احمد
خواجه رشیدالدین ادب الله
صورت‌های سرشناس هم‌بعد از ظهر
خواجه نصیر الدین طوسی
علامه حلی
...
رویدادهای اساسی
باخت اسماعیلیان
سقوط خلافت عباسی
...
نبو
هلاکو از سوی خان مغول فرمانده آحاد متصرفات غربی امپراتوری مغولان شد و کنیه ایلخان گرفت و از آن پس حکومت کشور ایران و عراق و قسمت‌هایی از شام و آسیای صغیر دربین فرزندان هلاکو ارثی شد. ایلخانان بعداز مدتی رابطه خویش را با خان گران قدر مغول گسستند و به استقلال در کشور‌ایران حکومت کردند.

اولیه سلاطین ایلخان، مسلمان نبودند. در‌این زمان ادیان غیر از اسلام به خصوص آئین بودایی آزادی یافتند. بعضا سلاطین ایلخان از آیین بودایی تامین کردند و معابد بودایی در جمهوری اسلامی ایران ساخته شد.[۳] دومی جانشین هلاکو احمد تکودار که از سال ۶۸۳ تا ۶۹۰ حکومت کرد اولیه ایلخانی بود که مسلمان شد[۴] البته جانشینان وی مسلمان نبودند تا اینکه غازان‌خان در سال ۶۹۴ به سلطنت رسید و اعلام مسلمانی کرد و معابد بودایی و کلیساها را تخریب کرد و از آن پس کارداران حکومت ایلخانان مسلمان شدند. غازان خان به واسطه دوراندیشی و اصلاحاتی که اجرا بخشید مشهورترین ایلخان مغول میباشد. وی به اصلاح مقررات و اصلاحات اقتصادی دست زد و به آبادانی و ایجاد کرد بناهای عام المنفعه پرداخت.[۵]

حکومت ایلخانان با مرگ ابوسعید بهادر خان در سال ۷۳۶ به دست حکام محلی و فرماندهان نظامی زمین‌خورد و به نصیب‌های متعدد تجزیه شد.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 24
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:06


راز ابن زیاد در مدینه
وقتی راز ابن زیاد به محضر امام سجاد(ع) رسید امام در درحال حاضر تناول غدا بود، امام سجاد(ع) دراین باره میفرماید:

«...ادخلت علی عبیدالله بن زیاد و هو یتغذی و مرکز ابی در میان یدیه و قلت: اللهم لاتمتنی حتی‌ترینی مرکز ابن زیاد...».[۵۲]

زمانی که ما‌را بر ابن زیاد وارد کردند، وی در درحال حاضر طعام میل کردن بود و رمز پدرم در مقابلش بود، پس گفتم: خدایا زنده باشم و ببینم روزی که رمز ابن زیاد در مقابل اینجانب مسجد امین مشهد قراردارد.

سپاه خشبیه
عبدالله بن زبیر، محمد بن حنفیه و عبدالله بن عباس و ۱۷ نفر از بنی هاشم مثلا حسن مثنی را در غاری به اسم شعب عارم زندانی کرد و انذار کرد چنانچه بیعت نکنند آنان را در حریق می‌سوزاند، محمد بن حنفیه پیامی به مختار ارسال کرد و از او یاری خواست، مختار نیز سپاهی که فقط سلاحشان چوب بود به مکه ارسال کرد و آن‌ها بنی هاشم را رها کردند، این مجموعه به خشبیه یعنی چوب‌داران پر اسم و رسم شدند.[۵۳] دارای سلاح شدن به چوب از آن جهت بود که احترام مکه را نگه دارا هستند و با چاقو وارد آن شهر مقدس نشوند.[۵۴]

عروه بن زبیر در توجیه شغل برادرش نسبت به حریق زدن بنی هاشم اظهار‌کرد: «وی این عمل را برای این کرد که تفرقه و پراکندگی تولید نشود و مسلمان‌ها با هم اختلاف نکنند و آن‌ها (بنی هاشم) نیز به اطاعت وی در آیند و در سود با هم متحد شوند همانگونه که قدمت بن خطاب این فعالیت را با بنی هاشم کرد هنگامی آن ها از بیعت با ابوبکر پندار کردند.»[۵۵]

پیکار مصعب و مختار
گردآوری‌ای از قاتلان امام حسین(ع) برنده به فراروگریز شدند، آن‌ها که در راسشان محمد بن اشعث و شبث بن ربعی بودند، به سوی بصره رفته و مصعب بن زبیر را به مبارزه با مختار تحریک کردند.

پیکار خارج کوفه
دو مجموعه آغاز در ناحیه‌ای به اسم مذار با هم روبرو شدند، سپاه مختار به فرماندهی احمر بن شمیط و معاونت عبدالله بن بی نقص و حضور ابوعمره کیسان و سپاه مصعب به فرماندهی مصعب و حضور مهلب بن ابی صفره وارد مبارزه گردیده که درین نزاع سپاه مختار ناکامی مشقت خوردند، ابن شمیط، ابن بدون نقص و ابوعمره و تعداد متعددی از ایرانیان کشته شدند.[مستلزم منبع]

بعد از آن جنگی با حضور مختار در خارج کوفه در گرفت که در آن مبارزه نیز نیروهای مختار باخت بزرگی خورده و به سوی کوفه عقب نشینی کردند، درین نبرد محمد بن اشعث کشته شد.[مستلزم منبع]

پیکار باطن شهر
نیروهای مصعب به سوی شهر جلو رفتن کرده و بعد از زد خورد‌هایی در باطن شهر چیره شدند نیروهای مختار را باخت داده و دار الاماره را محاصره نمایند، ۶۰۰۰ نفر همپا مختار باطن دارالاماره بودند، مختار به آن ها توصیه اعطا کرد تا به معاند حمله کرده و شرافتمندانه کشته شوند، البته آن‌ها نپذیرفتند.[۵۶]

قتل مختار
مختار به ملازمت و همراهی نوزده نفر از قصر خارج آمده و بعد از نزاع نابرابری به قتل رسید، این اتفاق ۱۴ رمضان سال ۶۷ قمری رخداد.[۵۷]

به عنوان مثال ملازمان مختار که درین روز کشته شدند عبدالله و عبدالرحمان فرزندان حجر بن عدی[۵۸]و سائب بن صاحب و مالک اشعری جد اشعریون قم بود.[۵۹]

سرنوشت محاصره‌شدگان
افرادی که حاضر نشدند به امر مختار شغل کرده و در زد خورد با سپاه مصعب شرافتمندانه کشته شوند، بعداز مختار هر ۷۰۰۰ نفر بازداشت و گردن زده شدند.[۶۰]

روزی معصب از کنار عبدالله بن قدمت سپری شد، عبدالله به او خاطرنشان کرد: تو به عبارتی کسی هستی که در یک روز ۶۰۰۰ نفر از اهل قبله را کشتی. مصعب پاسخ بخشید: آن‌ها کافر بودند. عبدالله اعلام‌کرد: چنانچه بدین تعداد تنها از گوسفندان ارث پدرت کشته بودی، این فعالیت اسراف و حرام بود تا چه برسد به مسلمان‌ها.[۶۱]

کشته‌شدن همسر مختار
مصعب بعد از کشتن مجموع اسرا به سراغ دو همسر مختار، ام اثبات دختر سمره بن جندب و عمره دختر نعمان بن بشیر رفت و از آنها خواست از مختار بدگویی نمایند.[۶۲] ام اثبات اینگونه کرد و آزاد شد؛ ولی عمره بیان کرد آفریدگار اورا عفو نماید که عبد و بنده‌ای از بندگان پارسا خداوند بود؛ به این جهت مصعب فرمان قتل او را صادر کرد و فردی به اسم مطر او را به قتل رساند. یعقوبی می‌نویسد: مصعب لحاظ عمره را درباره مختار جویا شد، او از مختار به خیر و خوبی حافظه کرده و بیان کرد «إنه کان تقیا، نقیا صواما» وی پرهیزکار، پاکیزه و بسیار روزه‌دار بود، مصعب فرمان قتل او را بخشید. عمره او‌لین زن در اسلام بود که گردنش را زدند.[۶۳]

جستارهای متعلق
مختارنامه (تیم تلویزیونی)
دومه بنت وهب
ابوعبید ثقفی
فهرست کتاب‌های درباره مختار ثقفی

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 17
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:34


مخالفت با صوفیه
علامه همچون بعضا دیگر از فقیهان آن بعدازظهر، در اثر ها خویش به عیب گیری شیوه صوفیه پرداخت و تفکر‌ها و عادات و آدابشان را خلاف با تعالیم امامان شیعه تحلیل نموده است.[۴۰] عدم پایبندی به احکام فقاهتی، ترویج یافتن آداب و آئین‌های غیرشرعی از قبیل رینگ‌های بیان و سماع و تعبیر درون گرایانه از آیین و متن‌ها فقاهتی برای مثال مسائل گزینه نقد علامه مجلسی در کردار و تفکر صوفیان مسجد امین مشهد میباشد.[۴۱]

چنان‌که از برخی نوشته‌های علامه مجلسی برمی‌آید و بعضی نویسندگان معاصر نیز بر آن تأکید کرده‌اند علامه با ریاضت و تهذیب نفس، در‌حالتی که هم پا با رعایت آداب شرعی و گردآوری میان ظواهر و داخل آئین باشد مخالفتی نداشته میباشد و مورد اساسی برای او پایبندی به احکام فقهی بوده میباشد. از همین روست که بعضا از علمای شیعه مانند روضه خوان صفی‌الدین اردبیلی، سید علی بن طاووس، احمد بن فهد حلی، شهید ثانی، روضه خوان بهائی و پدرش محمدتقی مجلسی را از صوفیه امامیه دانسته و آنان‌را ستوده (و فی مابین صوفیه شیعه و صوفیه‌ای که از اهل سنت تاسی کرده‌اند فرق گذاشته) و خویش در جاهایی از اثرها خویش به ارائه تفاسیری عرفانی از روایات امامان دست یازیده میباشد.[۴۲]

مجلسی در منصب روحانی الاسلامی
علامه مجلسی از سال ۱۰۹۸ در حین فرمان روا سلیمان صفوی و در حالی که ۶۱ ساله بود به منصب روحانی الاسلامی رسید. پس از مرگ این پاد شاه و جانشینی فرمانروا حسین، مجلسی از سوی شاه تازه بر منصب روضه خوان الاسلامی ابقا شد.[۴۳] روضه خوان الاسلام در زمانه صفویان خلال اخذ وجوهات فقاهتی به تحقیق بر اجرای احکام دینی و دستگاه قضاوت، اداره کارها مدرسه های و مساجد و زیارتگاه‌ها و گزینش ائمه آدینه و بقیه مسائل مذهبی مملکت می‌پرداخت.[۴۴]

انتقادها از علامه
اقدامات علامه مجلسی در سمت روحانی الاسلام در روزگار سلطنت فرمانروا شاه حسین صفوی عکس العمل‌های گوناگون و متضادی را فی مابین محققان و تاریخ نگاران پیرو داشته میباشد. گروهی از تاریخ نگاران علاوه بر اشاره به توان زیاد علامه مجلسی در سال‌های حکومت فرمان روا حسین، او‌را همانند فقیهی متعصب تصویر کرده‌اند که به آزار رسانی دسته‌های اقلیت مذهبی می‌پرداخت. درین روزگار سلاطین صفوی بیشتراز پیش به فقهای شیعه مجاورت گردیده بودند و از بالا دریافت کردن اقتدار آن‌ها در قبال بقیه دسته‌های فقهی مانند صوفیه یا این که حکما و فلاسفه هواخواهی می‌کردند.[۴۵]

اتهام سختگیری و تعصب
علامه مجلسی در مراسم تاجگذاری فرمان روا حسین صفوی حضور داشت و از او خواست فرامینی در جهت شکستن بت هندیان مستقر در اصفهان، بازداشتن شراب‌خواری، نهی کردن کبوتر بازی و توقف پیکار‌های طایفه‌ای، صادر نماید.[۴۶]فرمان روا نیز به عهده گرفت و میگساری را ممنوع و تمامی باده‌فروشی‌ها را مهندم کرد.[۴۷] این اقدامات معمولاً از سوی نویسندگان شیعه اقدماتی در جهت اصلاحات مذهبی و نبرد با مفاسد اجتماعی چک گردیده‌است[۴۸] البته بعضی از دانشمندان غربی پاره‌ای از این اقدامات مانند نهی کردن شراب‌خواری و کبوتربازی یا این که محصور کردن هندیان را نکوهیده و آن را مثال‌ای از سختگیری‌های بی‌منفعت‌ای دانسته‌اند که به مخالفت‌های عظیم اجتماعی انجامید.[۴۹]

اتهام آزار اقلیت‌های فقهی
برخی از نویسندگان غربی همینطور علامه مجلسی را به آزار رسانی اقلیت‌های مذهبی مجرم کرده‌اند.[۵۰] برای مثال علامه مجلسی را تبهکار به شیعه کردن اجباری سنی مذهبان و نیز فشار بر اقلیت‌های شرعی مانند زردشتیان، یهودیان و مسیحیان کرده‌اند.[۵۱] این در حالی میباشد که بنابر برخی تفحص‌ها، شواهد روشنی در منابع تاریخی در تأیید این سیرتکامل اتهامات، یافت نمی شود و برخی از آن ها فیض ایرادات فاحشی میباشد که در اثر ها تنی چند از خاورشناسان وارداتی و تکثیر یافته میباشد.[۵۲]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 21
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:46


قیام تبریزی‌ها
بعد از شیراز دامنۀ آشوب به تبریز کشیده شد. مخالفت با رژی در تبریز آهنگی بدون شوخی و تند داشت. حاج میرزا جواد آقا، مجتهد با نفوذ تبریز، بر راز منبر به مخالفت با امتیاز رژی صحبت اظهار کرد و مسلمانها را از همیاری با کارگزاران کمپانی برحذر مسجد سجاد مشهد داشت.[۳۷]

در اوایل محرم ۱۳۰۹ اعلامیه‌ای ارعاب آمیز در شهر پخش شد که در آن ضمن اروپاییان مقیم تبریز، عده ای که با شرکت معامله می‌کردند و عده ای از علما که با نهضت ملازمت نمی‌کردند، ترساندن به قتل گردیده بودند؛ و روز عاشورا روز کودتا اعلام گردیده بود.[۳۸] در‌پی این اعلامیه اکثری از عموم تبریز دارای سلاح شدند.[۳۹] آقا میرزا جواد مجتهد روز تاسوعا عموم را به وقار دعوت کرد و از آنها خواست عریضه‌ای به فرمانروا بنویسند و کنسل رژی را از وی بخواهند.[۴۰] وی خویش نیز بعداز مشاوره با امیر نظام، پیشکار آذربایجان در تلگرامی به ناصرالدین سلطان قاجار اظهار‌کرد که کل عموم آذربایجان با رژی مخالف‌اند و در شکل پافشاری بر اجرای تفاهم نامه، وی نمی‌تواند جلوی عموم را رزرو مسجد سجاد مشهد بگیرد.[۴۱]

به نقل از نمایندۀ سیاسی انگلستان در تبریز، آنچه حریق مخالفت را در تبریز دامن می‌زد، طومار‌هایی بود که از طرف علمای طهران و دیگر جاها به تبریز رسیده بود و در آن ها آورده شده بود که «برای محو رژی همۀ امیدها به عموم آذربایجان بسته گردیده آدرس مسجد سجاد مشهد است».[۴۲]

در اواخر محرم ۱۳۰۹ قمری حرکت تبریز پیشرفت یافت.[۴۳] سلطان آقاعلی آشتیانی ملقب به امین حضور را برای توضیح منافع و محاسن امتیاز تنباکو و راضی کردن حاج میرزا جواد و دیگر علما و ساکت کردن عموم، به تبریز ارسال کرد، که سود‌ای در شماره تلفن مسجد سجاد مشهد برنداشت.[۴۴]

زمزمۀ کنسل امتیاز
فعلا فرمان روا آشکارا به پندار کنسل امتیاز افتاده بود؛ البته فشار انگلستان و پافشاری امین السلطان بازدارنده این فعالیت بود.[۴۵] تبریز فقط وقتی فعلاً آهسته گرفت که اعلام شد تفاهم نامه انحصار تنباکو موقتاً در آذربایجان به انجام درنمی‌آید.[۴۶]


میرزای شیرازی
دخالت میرزای شیرازی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فتوای تحریم تنباکو
درین در بین حضور میرزای شیرازی، مرجع پیروی شیعه‌ها در داستان آن را وارد مرحله‌ای دیگر کرد. میرزا در سامرا مقیم بود و در بین علما و مجتهدان مقیم عتبات عالیات مقامی ممتاز داشت.[۴۷] ظاهراً میرزای شیرازی قبل از صدور حکم تحریم، از روش علمای بلاد از معیار نارضایی همگانی از تفاهم نامه رژی استحضار یافته بود.[۴۸] وی در ۲۷ ذیحجۀ ۱۳۰۸ بوسیله نایب السلطنه کامران میرزا تلگرافی برای ناصرالدین سلطان فرستاد و در آن خلال اعتراض به تبعید سیدفال اسیری و درخواست بازگرداندن محترمانۀ وی، صریحاً از اعطای امتیاز خزانه و توتون و تنباکو و رویکرد آهن و نظایر آن به بیگانگان و مداخلۀ آن ها در کارها مرز و بوم نقد کرد و از پادشاه خواست «این مفاسد را به احسن وجه» تدارک کند.[۴۹]

بعداز این تلگراف به فرمان ناصرالدین سلطان میرزا محمود مشیر الوزاره، کارپرداز کشور‌ایران در بغداد، با میرزای شیرازی دیدار کرد و کنسل تفاهم نامه را به کلی غیر ممکن خواند[۵۰]، ولی وی قانع نشد و برخواسته‌های خویش اصرار کرد.[۵۱]

کوشش برای خودداری از نشر حکم
شرکت رژی و درباریان برای خودداری از تکثیر حکم میرزا شیرازی به کارشکنی و فریب متوسل شدند و خبرپراکنی به جعلی بودن فتوا داده‌اند.[۵۲] وقتی که‌این دهانزد تأثیری نداشت، پاد شاه و درباریان برای ساخت و ساز اختلاف دربین علما، عده ای را به نزد علمای جمهوری اسلامی ایران و نجف فرستادند تا با دریافت کردن فتوا از آن ها، حکم میرزا را بی‌ تاثیر نمایند، البته درین سعی نیز ناکام ماند.[۵۳] به گفته کربلایی در تاریخ دخانیه، دولت برای حل خلل، گردهمایی‌ای با علما برگزار کرد، علما ملزم شدند مواد امتیازنامه را تحقیق نمایند و هرگونه تعهد یا این که شرطی را که دولت خلاف منافع ملت و احکام شریعت پذیرفته میباشد، اصلاح دهند.[۵۴] با پژوهش اولی ماده از تفاهم نامه امتیاز آن را برخلاف احکام اسلام و مخالف با حدیث «الناس مسلطون على اموالهم» دانستند.[۵۴]

موقعیت اصفهان
نسبتاًً به طور همزمان با مداخلۀ میرزا در روایت، شهر اصفهان نیز به یکی کانون‌های اصلی نهضت تبدیل شد (صفر ۱۳۰۹/سپتامبر ۱۸۹۱).[۵۵]

اولی مبادرت‌ها در اصفهان با سخنرانی‌های روحانیان به رهبری روضه خوان محمدتقی دارای شهرت به روحانی محمد تقی آقا نجفی|آقا نجفی، مجتهد متنفذ و معروف، و عریضه نگاری‌های بازرگانان به ظل السلطان، پسر فرمان روا و قاضی مقتدر اصفهان، شروع شد.[۵۶] ظل السلطان به عریضۀ بازرگانان پاسخ‌های تند و تهدیدآمیزی بخشید.[۵۷]

بازدید : 27
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:39


اقامت در عراق
سید حیدر آملی از سال ۷۵۱ق تا نقطه نهایی قدمت خویش در نجف و حله و بغداد بود.[۱۶] در نجف کتاب‌هایی عرفانی به عنوان مثال منازل السائرین هروی و فصوص ابن‌عربی را به یار و همدم تفصیل‌های آن: گستردن قیصری و گستردن تلمسانی، نزد عارفی نامشهور به‌اسم عبدالرحمن بن احمد مقدسی تا سال ۷۵۳ق فراگرفت.[۱۷] وی همینطور در عراق با محمد بن حسن حلی (فخرالمحققین) فرزند علامه حلی و نصیرالدین کاشانی حلی و دیگر فقیهان و عالمان امامیه مراوده داشت و از فخرالدین و حسن بن حمزه هاشمی اذن داستان مسجد سجاد مشهد گرفت.

[۱۸] تاریخ اخذ اجازۀ وی از فخرالمحققین سال ۷۶۱ق میباشد.[۱۹] او رسالۀ رافعة الخلاف را (راجع به توجیه حیث و شغل امام اولیه در قبال سه خلیفۀ اولیه) به درخواست او نوشت و با وی یکسری مکاتبۀ علمی رزرو مسجد سجاد مشهد داشته میباشد.[۲۰]

سید حیدر آملی، چنانکه خویش گفته، در نجف از افاضات غیبی منفعت‌مند گردیده است. وی دراین باره در پیشگفتار نص النصوص آدرس مسجد سجاد مشهد می آورد:

همان گونه که نزدیک مکه موجب فتح و گشایش معارف فتوحات مکیه بر قلب روضه خوان تبارک (محیی‌الدین ابن‌عربی) در یک شب، و مدینه سبب ساز فتوحات مدنیه بر قلب وی شد و همچنین برای قلب امثال وی از بندگان پروردگار بسیار صورت بخشید، مشهد شریف غروی که مشهد مولا و سید ما امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) میباشد نیز موجب گشایش اسرار غیبیه بر قلب اینجانب به‌نحو اجمال و بعد از آن به‌شرح شد و کتاب تأویل قرآن کریم و مهربان و غیر آن از کتاب‌ها برای مثال آن‌ها شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد.[۲۱]

وفات
به‌گفته کربن، تاریخ درگذشت سید حیدر آملی را نمی‌قدرت به‌طور ظریف انتخاب کرد؛ البته اورده شده که یکی‌از واپسین کتاب‌هایش، یعنی «رسالة العلوم العالیه» را در سال ۷۸۷ق تألیف نموده است[۲۲] که نماد میدهد وی تا سال جاری زنده بوده میباشد.

استادان
استادان سید حیدر آملی که به اسم شناخته گردیده‌اند، عبارت‌اند از:

فخرالمحققین فرزند علامه حلی: وی کتاب «جوابات السید حیدر بن علی بن حیدر العلوی الحسینی الآملی» را در سال ۷۵۹ق در پاسخ سؤالات سید حیدر آملی نوشته و سید حیدر از وی اذن ماجرا اخذ کرده است.[۲۳]
نصیرالدین کاشی حلی (درگذشته در ۷۵۵ق): آقابزرگ تهرانی در طبقاتُ اَعلامِ الشّیعه از سید حیدر با تیتر طلبه وی مذکور ‌میباشد.[۲۴]
روحانی نورالدین طهرانی (تیرانی): سید ‌حیدر در اصفهان در برهه زمانی کوتاهی از وی به کار گیری معنوی موفقیت و اذن‌ای مکتوب نیز از وی اخذ کرد.[۲۵] رضا استادی گفته میباشد که به تفصیل‌حالی از این مدرس سید حیدر آملی دست نیافته میباشد. به‌گفته استادی، سید حیدر از مفقودشدن اذن داستان روحانی نورالدین طهرانی حرف گفته و مضمون اذن را نقل نموده است.[۲۶]
روحانی عبدالرحمن قدسی (یا این که مقدسی): سید حیدر آملی کتاب‌هایی همانند فصوص الحکم نوشتهٔ ابن‌عربی، تفصیل فصوص قیصری و منازل السائرین را در نجف نزد او خوانده میباشد.[۲۷] قدسی در اذن خویش به سید‌ حیدر می‌نویسد: «به کار گیری اینجانب از این دانش آموز بیش تر از به کارگیری وی از اینجانب بود.»[۲۸]
سید حسن بن حمزه هاشمی: افندی در ریاض العلماء او را از مشایخ و استادان سید حیدر دانسته میباشد.[۲۹]
اثر ها
سید حیدر، چنان‌که خویش گفته، بیشتراز چهل کتاب و رساله تألیف نموده است؛[۳۰] البته بر اساس بعضا گزارش‌ها، از این دربین، فقط هفت تاثیر پایین در دسترس میباشد:

جامع الاسرار و منبع الانوار
نص النصوص فی گستردن الفصوص (فصوص ابن عربی) (ناقص)
تعبیروتفسیر المحیط الاعظم (ناقص)
رساله عیب گیری النقود فی معرفة الوجود
اسرار الشریعه
المسائل الحیدریه
الکشکول فیما جری علی آل الرسول.[۳۱]
گرچه کتاب الکشکول فیما جری علی آل الرسول به‌تیتر کتابی از سید حیدر آملی چاپ گردیده است،[۳۲] البته هانری کربن، احتمال داده‌ که‌این کتاب تاثیر مؤلفی همنام سید حیدر باشد.[یادداشت ۱]

آراء و فکر‌ها
تنها صوفیِ شیعه بر حق میباشد

بر پایه ی با طریقه سید‌ حیدر آملی، فرقه امامیه بر دو سیرتکامل میباشد: گروهی که ظواهر علم ها ائمه(ع) را برپا می‌‌دارا هستند، یعنی شریعت و اسلام و ایمان، و گروهی که درون علم ها آنان‌را برپا می‌دارا‌هستند که به عبارتی طریقت و واقعیت و اعتقادوباور میباشد. اولین تنها مؤمن محسوب میشود و دو‌مین مؤمن «ممتحن» (آزمون‌گردیده). وی این نظر را دارد که کلمه و واژه شیعه هم خوانی بر مؤمن میباشد و صوفی مؤمن مُمتَحن میباشد؛ چون شیعه و صوفی دو نام‌اند که به یک واقعیت اشاره دارا هستند و آن شریعت محمدیه میباشد.[۳۳] وی تصوف را با تشیع یکسان می‌بیند و امامان شیعه را هم پیروان راستین طریقت می‌شمارد.[۳۴]

سید‎ حیدر آملی، به‌صراحت، صرفا صوفیِ شیعه را برحق دانسته و بر آن میباشد که گرچه صوفیه همچون شیعه، فرقه‌های متعددی داراست، فرقه برحق آن‌ها فقط عده ای می باشند که «اسرار ائمه» را حمل می‌نمایند و در ظواهر و درون به آن‌ها ایمان دارا‌هستند.[۳۵]

بازدید : 25
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:47


سخن اسلامی شاخه‌ای از علم ها اسلامی میباشد که درباره اصول عقاید اسلامی دعوا و از آن تامین می‌نماید. همینطور صحبت اسلامی متکفل جواب به سوالاتی میباشد که درباره علل احکام فقهی، گروه تعالیم فقهی و فعل پروردگار در تشریع احکام مطرح می گردد. متکلم برای ثابت مسائل خویش و قانع‌کردن کاربر، از طریق‌های متعدد همانند دلیل، تمثیل و جدل استعمال می‌نماید. از این دانش با اسم‌هایی زیرا دانش اصول آیین، دانش اصول عقاید و فقه اکبر نیز خاطر مسجد امین مشهد شد‌ه‌است.

درباره تاریخ پیدایش این دانش بیان شده دعوا‌های کلامی از به عبارتی استارت اسلام مطرح و اول قضیه آن، جبر و سپردن بوده میباشد. مباحثی همانند صفات خدا مخصوصا توحید و عدل الهی، حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، نبوت، معاد و امامت از مباحث اصلی در دانش حرف‌اند.

اختلاف بر رمز مباحث کلامی منجر پیدایش فرقه‌های کلامی بخش اعظمی در اسلام گردیده است. مهمترین فرقه‌هایی که برای شیعه مذکور، امامیه، زیدیه، اسماعیلیه و کیسانیه می باشند و فرقه‌های کلامی اهل سنت را مُرجئه، اهل حدیث، معتزله، اشاعره، ماتُریدیه و وهابیت برشمرده‌اند. روحانی موثر (درگذشت۴۱۳ق)، خواجه نصیر الدین طوسی(درگذشت ۶۷۲ق) و علامه حلی(درگذشت ۷۲۶ق) را از متکلمان پر رنگ امامیه، حکم دهنده عبدالجبار معتزلی، ابوالحسن اشعری، ابوحامد غزالی و فخر رازی را از متکلمان پر اسم و رسم اهل‌سنت دانسته‌اند. کتاب‌های تصحیح الاعتقاد، تجرید الاعتقاد و کشف المراد، از کتاب‌های اساسی کلامی شیعه و گستردن الاصول الخمسه، تفصیل المقاصد و تفصیل المواقف از اثرها کلامی اهل‌سنت شمرده میباشد.

سخن نو علمی میباشد که درباره یکی از‌بودن یا این که گوناگون‌بودن آن با صحبت (قدیم) اختلاف لحاظ وجود داراست. بعضی از مباحث سخن تازه از این قرار میباشد: تعریف و تمجید، منشأ، قلمرو و لهجه آیین، نیاز انسان به آئین، عقل و آئین، عقل و ایمان، دانش و آئین، تجربیات فقاهتی و تکثرگرایی فقاهتی.

تعریف‌و‌تمجید و اسم‌ها
دانش سخن یکی‌از علم ها اسلامی میباشد که درباره عقاید اسلامی[یادداشت ۱] مشاجره می‌نماید؛[۱] این‌سیرتکامل که آن‌ها را توضیح می دهد، برای آنان عامل می‌نماید و از آنان امان می‌نماید.[۲] ولی تعریف و تمجید‌های دیگری هم از این دانش ارائه شد‌ه‌است که هرمورد خصوصیت‌ای از این دانش را ذکر می‌نمایند؛[۳] مانند اینکه دانش سخن، حرفه ای نظری میباشد که به‌ امداد آن می‌اقتدار عقاید فقاهتی را با ادله ثابت کرد؛[۴] یا این که علمی میباشد که درباره ذات و صفات و افعال پروردگار مشاجره می‌نماید.[۵] زمخشری دانش صحبت را فقه اکبر معرفی نموده است.[۶] سود کاشانی در کتاب مفاتیح الشرایع فراگرفتن دانش حرف را از طاعات قلبی مستحب دانسته که سود‌اش جواب اعلام کردن به اهل بدعت میباشد.[۷]

اسم‌ها و انگیزه اسم‌گذاری
مشهورترین اسم برای این دانش، «حرف» میباشد و دانشمندِ این دانش را «مُتَکَلِّم» گویند.[۸] راجع به اینکه چرا این دانش را «صحبت» نامیده‌اند، انگیزه‌های مختلفی آورده شده میباشد [یادداشت ۲] که بهترینشان[۹] را این دانسته‌اند که دانش سخن توان مناظره و جدال را در فرد تقویت می‌نماید و مناظره چیزی غیر از تکلّم و مذاکره وجود ندارد.[۱۰] در قبلی، دانش سخن را با اسم‌های دیگری هم می‌شناختند: دانش اصول آیین، دانش اصول عقاید، فقه اکبر، دانش توحید، دانش الذات و الصفات.[۱۱]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 22
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:19


طریقه‌ها
حرف امینی بعد از مسافرت پژوهشی به هند
درصورتی که اینجانب مرجع بودم و وجوهات فقاهتی به دست اینجانب میرسید، کلیه را به طلاب می‌دادم تا مسافرت نمایند، تکان نمایند، می‌گفتم: این هزینه! بروید و عالم را و آدم را بشناسید عبدالحسین امینی معتقد بود اجتهاد [در دنیای تازه] از حوزه‌ توان شخص بیرون میباشد و بایستی «هیئت فتوا»ی مقتدر، شجاع و مجال‌شناس تشکیل گردد. او تألیف رساله را برای مرجعیت عالم تشیع که می بایست جهانی باشد، کافی نمی‌دانست و افرادی را که فارغ از آمادگی، رده مرجعیت را بر ذمه میگیرند، سرزنش می کرد و این فعالیت را جنایتی می‌دانست که معادل تلف کردن همگی قیمت‌های مسجد امین مشهد تشیع میباشد. [۲۸] [یادداشت ۵]

انتقاد کتاب‌های سطحی
امینی، مخالف تکثیر کتاب‌های سطحی و ضعیف درباره مسائل فقهی بود؛ کتاب‌هایی که از مأخذ موثق به کار گیری نمی‌کردند، یا این که آنکه مبتنی بر اجتهاد و استنتاج درست نوشته نشده‌اند. او درباره بعضا از کتاب‌های شرعی منتشر گردیده در طی خویش می گوید: کتاب‌هایی را که در امسال‌ها در گستردن هم اکنون ائمه در گویش فارسی مندرج، بایستی به دریا جاری شد.[۲۹]

محتوای مدیحه‌خوانی
علامه امینی از بیشتر محافل و مجالس مذهبی خشنود عدم وجود و نقدهایی بر این مجالس مطرح می کرد. مهمترین عیب گیری وی بی‌اطلاعی و ناآگاهی بخش اعظمی از گویندگان از حدیث و معارف فقاهتی بود و به سخنان نامستند و نامناسب اهل منبر و بعضی از مدیحه‌خوانان، اختلال داشت. امینی میگوید: «در یک کدام از مجالس عمده طهران، در روز ها سوگواری کمپانی کرده بودم، در اواسط منبر، با اینکه کاری زننده بود، برخاستم و خارج آمدم، زیرا نشستن و گوش دادن به آن صحبت‌ها را حرام دانستم.»[۳۰]

زیارت امامان
عبدالحسین امینی معتقد بود زیارت ائمه و امامزادگان، مغایر آنچه هم‌فعلا دربین شیعه‌ها چشم می‌گردد، می بایست راندمان بدون شوخی پرورشی داشته باشد. از این رو، یک کدام از شغل های اولیه وی، چاپ یک کدام از معتبرترین متن‌ها زیارتی شیعه به اسم «بی نقص الزیارات» تألیف ابن قولویه قمی بود. یکی‌از دیگر از تألیفات وی، کتاب «متانت الزائر»، در گستردن آداب زیارت امام حسین (ع) میباشد.[۳۱]

امینی از بینش دیگر افراد
حکیمی در تقریظ[۳۲] بر کتاب شهداء الفضیلة، علامه امینی را پرچمدار علم و متانت و قهرمان تکان فکری اسلامی دانسته و گفته میباشد که وی با ابتکار و ابتکارات جالبش، بر نویسندگان متقدم و معاصر پیشی جسته و درس‌‎های پرارج علمی و تاریخی و ادبی و اخلاقی به یادگار گذارده میباشد.[۳۳]

محمدحسین غروی اصفهانی، در تقریظ بر اولی کتاب علامه امینی، ضمن ثنا و تعریف و تحسین کتاب، به حمد بضاعت و توان‎‌های ذاتی عبدالحسین امینی هم پرداخته و او‌را دارنده نبوغ در هنر نویسندگی و فضیلت راستگویی و راستجویی دانسته میباشد.[۳۴]

سید ابوالقاسم خوئی، خطاب به یکی‌از علما، اجر زیارت علامه امینی را از درس تلاوت فراتر دانسته و گفته میباشد که «مطمئن باشید اجر زیارت وی از اجر کلیه این درس‌ها بیشتر میباشد.»[۳۵]

آقابزرگ تهرانی، در تقریظ بر کتاب شهداء الفضیلة درسال ۱۳۵۳ه‍.ق، امینی را مظهر راستین آیین، جمال آئین، و مردی پریقین خوانده و کتاب اورا شاهکاری برای امت کنیه داده میباشد.[۳۶]

محمدرضا حکیمی در پیشگفتار یادنامه علامه امینی، درباره هدف ها متفحص‌نشده وی، نوشته میباشد که جز آنچه علامه امینی اعمال داده، وی هنوز غرض‌های دیگری داشت که با نقطه نهایی عمرش غالب به اعمال نشد. برخی از این اپلیکیشن‌ها عبارت بودند از: تأسیس دارالتألیف (منزل نویسندگان)، تأسیس مرکزی برای بازرسی به نشریات عالم درباره اسلام، احیای دین نقابت، توسیع و تحکیم مبانی مرجعیت، چاپ و انتشار کتاب ها بخش اعظمی از علمای اسلام که به موقعیت خطی باقیمانده‌اند، اقداماتی در جهت اعطای طریقه بیشتر به طلاب علم ها فقاهتی و مجبور ساختن آن‌ها به جنبش و هجرت بدور گیتی و آشنایی معاش حقیقی وواقعی و مسائل دنیا و علم ها فرصت، تصحیح و تعدیل و نظارتی ظریف و دامنه‌دار درباره کتاب ها مذهبی؛ تا آنکه معدود‌معدود کسانی درباره مذهب و مسائل مذهبی کتاب بنویسند که هم دارنده داده ها کافی و تخصصند و هم صلاحیت دارا‌هستند، خیر اینکه هر که رسید بتواند کتاب فقاهتی بنویسد، تصحیح مسیر مجالس مذهبی و بررسی بر آنچه در آن ها به عموم آموخته می شود.[۳۷]

محمد عبدالغنی حسن مصری، از علمای اهل سنت، شعری درباره وی سروده میباشد. وی درین شعر، تاکید می‌نماید که گرچه لحن امینی در هنگام دعوا تند میگردد، ولی کردار وی بسیار قابل انعطاف میباشد. وی همینطور از خداوند برای عبدالحسین امینی محرک پسندیده مراد میباشد؛ پاداشی به نیکویی جانبداری امینی از غدیر.[۳۸]

محمد سعید دحدوح، از عالمان حلب، در بخشی از طومار‌اش به علامه امینی می‌نویسد: به حقیقت شیوه و اخلاقی را از آل محمد(ص) ارث برده‌اید که مانند آن را از غیر شما نخواهیم یافت، مگر تعداد قلیلی از پارسایان با اخلاص.[۳۹]

اخوان ثالث، شعر سرا اهل ایران، در مدح و ثنا علامه امینی و کتاب الغدیر شعری سروده میباشد. بخشی از این شعر از این قرار میباشد:

«امینی پاکبازِ آیین و حق، کاندر قمارِ علاقه، به انتقادِ قدمت و هستی زد، همگی داوِ کلیه خوش، غدیری کرد بی‌همتا، چنانچون بیکران دریا...».[۴۰]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه