loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 26
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 12:17

زیارت جامعه کبیره بوسیله امام هادی(ع) در جواب به درخواست شخصی برای زیارت بلیغ و بی نقص امامان اورده شده میباشد. این زیارت، از زیارت‌های معروف نزد شیعه‌ها میباشد. مضمون زیارت جامعه کبیره، رده امامت و شأن ائمه اطهار(ع) و وظایف شیعه‌ها در مقابل آنهاست. نخستین دفعه این زیارت، بوسیله روحانی صدوق ماجرا شد. تفصیل‌های فراوانی بر زیارت جامعه مندرج مسجد امین مشهد میباشد.

سبب ساز اسم‌گذاری
نوشته‌علمیٔ اساسی: زیارت‌های جامعه
زیارت جامعه به نوعی از زیارتنامه‌ها گفته می‌گردد که می‌اقتدار برای هرمورد از امامان معصوم(ع) یا این که تمامی آن ها با هم، در هر مجال و جای خواند.[۱] در بین این زیارتنامه‌ها «زیارت جامعه کبیره» به دلیل برخورداری از معنی ها گرانقدر و کامل بودنش بدین اسم به شهرت رسیده است.[۲]

مدرک زیارت جامعه
متن این زیارت را نخسین بار روضه خوان صدوق در اینجانب لایحضره الفقیه[۳] و در عیون خبر ها الرضا (ع) از امام هادی(ع) نقل نموده است. روحانی صدوق آن را از روش محمد بن اسماعیل برمکی از موسی بن عبدالله نخعی و وی از امام هادی نقل نموده است[۴] روضه خوان صدوق اسم و تیتر موسی را در اینجانب لا یحضره الفقیه[۵] موسی بن عبدالله نخعی، در عیون خبرها الرضا(ع)، موسی ­بن عمران[۶] و در التوحید، موسی بن عمران نخعی کوفی نوشته میباشد.[۷] جوینی خراسانی در فَرائِدُ السِّمْطَین [۸] آن را از حکم کننده نیشابوری از روش روضه خوان صدوق آورده میباشد.

این زیارتنامه بر پایۀ تقسیم حدیث به طریق سَنَدی، به انگیزه وجود موسی بن عبدالله نَخَعی بین راویان آن، که فردی ناشناخته میباشد درست به اکانت نمی‌آید. [۹] ولی، از لحاظ حدیث‌شناسان سده‌های اول هجری قمری که حدیث را فقط به درست و غیرصحیح تقسیم می‌کردند،[۱۰] این زیارتنامه درست به شمار می‌آمده میباشد. متکی بودن روحانی صدوق به‌این زیارت، خویش از مُرجِّحات و از قرائن تقویت کننده گواهی آن میباشد.[۱۱] شُبَّر[۱۲] این زیارت را در ستون نهج البلاغه و صحیفه سجادیه قرار داده که شیوایی و شیوایی آنان در درجه‌ای میباشد که صدور آن از غیر معصوم پذیرفتنی وجود ندارد. احسائی [۱۳] نیز بعد از پژوهش مدرک زیارت جامعه کبیره میگوید این زیارت از جهت لفظ و معنی در درجه‌ای میباشد که بشرِ با خبر پی می برد که صحبت معصوم میباشد و لذا نیاز به تحقیق گواهی ندارد.[۱۴]

منزلت زیارت جامعه
علامه مجلسی درباره زیارت جامعه کبیره نوشته میباشد: «این زیارت بی نقص‌ترین زیارت‌ها از به دور یا این که مجاورت میباشد.»[۱۵] مجلسی اولیه نیز در گستردن اینجانب لایحضره الفقیه می گوید: «این زیارت، شایسته ترین زیارت و بدون نقص‌ترین آنهاست و اینجانب همواره در پرتو آن به زیارت ائمه اطهار(ع) در اعتاب مقدسه نایل می‌شدم.» علامه مجلسی همینطور براین اعتقاد میباشد که‌این زیارت حاوی خلاصه‌ای از مجموع روایاتی میباشد که در مناقب اهل بیت وارداتی به همین جهت قرائت ـ توأم با تدبر و درنگ در معانی و مضامینـش ـ هر هفته بلکه در هر روز سودمند میباشد به دلیل آن که مبناِ عنصرهاِ ایمان معرفت اهلبیت میباشد. [۱۶][یادداشت ۱] محدث نوری اعتقاد دارد که روضه خوان صدوق در ماجرا خویش، متن آن را تلخیص و برخی بخش‌ها را که مطابقت بر عقایدش نبوده حذف نموده است.[۱۷] آیت الله خامنه‌ای براین اعتقادوباور میباشد که آنچه که بایستی درباره ی ائمه (علیهم‌السّلام) گفته گردد، در زیارت جامعه است.[۱۸]

محتوای زیارت جامعهٔ کبیره
درین زیارت، اهل بیت نبی جانشینان بر حق او وصف گردیده‌اند و مسائلی مانند رابطه ائمه با رسول اکرم، برشمردن مقامات علمی و اخلاقی و سیاسی ائمه، اسوه بودن آن ها، رابطه امامت و توحید و ارتباط آشناییِ امام با آشنایی خداوند اشاره گردیده‌است. از سایر مباحث مطرح در‌این زیارت، پاکی اهل بیت (ع)، یکپارچگی خلقت وی، تولی و تبرّی و رجعت و تسلیم میباشد. به جهت محتوای این زیارت بر مفهوم هاِ ناظر به مقامات امامان، امام هادی(ع) علیه‌السلام پیشنهاد کرده که زائر قبل از قرائت این زیارت، صد توشه تکبیر بگوید تا مبتلا بزرگنمایی در حق امامان نشود.[۱۹]

آیت الله جوادی آملی :
زیارت نورانی جامعه گسترده به منزله تعبیروتفسیر امامت میباشد. یعنی به عبارتی‌طوری که قرآن، احتیاج به تعبیر و تفسیر دارااست امامت هم احتیاج به تعبیر و تفسیر داراست که هر مورد از ائمه(ع) یک آیه یا این که چندین آیه قرآن را تعبیر و تفسیر کردند، اما وجود خوش یمن امام هادی تک تکّ قرآن را تعبیر کرد، زیرا عترت و قرآن همتای هم میباشند.

زیارت جامعه تعبیر امامت میباشد. مقر اسراء

فرازهایی از زیارت جامعه کبیره
در بازه زمانی ابتدایی زیارت‌طومار، «السَّلامُ عَلَیکُمْ یا این که أَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ(درود بر شما اى اهل بيت نبوّت، و سکو رسالت،و عرصه رفت‌وآمد ملائکه)» امام هادی(ع) این معانی را آورده‌میباشد:

پروردگار متعال اهل بیت(ع) را به کرامت خویش منحصر کرده و آنها‌را مقر رسالت و محلّ رفت و آمد ملائکه و محلّ نزول وحی قرار داده‌میباشد.
این فعالیت پروردگار از صفات کمالیه‌ای ناشی شده است که اهل بیت(ع) دارنده آن بوده و به واسطه آن به قلّه‌‏ای رسیده بودند که در بلندای آن، در میان دانش و حلم و کرامت و عفووبخشش عده نموده بودند.
اهل بیت(ع) مقر رسالت خداوندی بوده‌اند. چراکه آفریدگار متعال آنان‌را قبل از رهبری مسلمان‌ها، برای تصدّی منصب رهبری بشریت تعیین کرده‌میباشد.
امام هادی(ع) در فراز «اَلسَّلامُ عَلی اَئِمَهِ الهُدی وَ مَصابیحِ الدُّجی(درود بر پيشوايان هدايت، و لامپ‌هاى تاريكى)» بر نکات زیر تاکید می‌نماید:

اهل بیت(ع) پیشوایان هدایت‌اند و دیگر اشخاصی که از اهل بیت(ع) نیستند البته متصدّی دستور امامت میشوند، مخالف خطّ هدایت بوده و جزو ائمۀ ضلال (پیشوایان گمراهی) محسوب میگردند. به همین ادله میباشد که معارف آئین را جز از پیشوایان از اهل بیت رسول اکرم(ص) نباید گرفت و مسیر جنبش جز مسیر تکان آن ها نباید باشد.
ائمه(ع) افرادی می‌باشند که دارنده عقل بدون نقص بوده، پناهگاه عموم دنیا و وارثان پیامبران بوده و آنها مَثَل اعلای انسانیت‌اند که بقیه افراد می بایست به آنان اقتدا نمایند و صاحبان دعوت به شایسته ترین کمال‏‌ها می باشند که سایر افراد می بایست دنباله‌رو آن‌ها باشند.
اهل بیت(ع) محلّ معرفت آفریدگار و مسکن برکت معبود می باشند. آنها معدن حکمت پروردگار متعال، حافظان رازِّ حضرت حقّ، حاملان دانش کتاب وی و جانشینان رسول وی می باشند.
رویکرد وصال به توحید بی نقص حق منحصراً ائمه(ع) می‌باشند و این به عبارتی نکته دارای شهرت در حدیث سلسلة الذهب میباشد که ولایت راه و روش وصال به قلعه توحید میباشد.
این دعوت‌کنندگان به سوی حقّ دارنده یک‌سری خصوصیت می باشند که اصالت آنان‌را در مسیر الهی‏شان پر‌نور می‏نماید:
آن‌ها دعوت‌کنندگان به سوی معبود و راهنمایان عموم به طرق رضایت و خشنودی حضرت احدیت‌اند.
ائمه(ع) در رویکرد اطاعت از دستورها معبود متعال اثبات گام می باشند.
به معبود متعال محبّت تام و آحاد دارا‌هستند.
در توحید خدا متعال مُخلِص می باشند.
شعائر الهی از قبیل دستور و نهی آفریدگار متعال توسّط آن‌ها آشکار میشود.
آنها هیچگاه در صحبت و گفتار و همینطور در شغل از دستور خدا متعال پیشی نمی‌گیرند.
در پی زیارت به مهم‌‏ترین عنصرها فکری تشیع اشاره می‌نماید:

ایمان به‌این‌که جز خدای یکتا خدائی وجود ندارد و از هر سیرتکامل سهیم منزّه میباشد.
ایمان به‌این‌که حضرت محمد(ص) مخلوق خاصّ و برگزیده و نبی نیکو آفریدگار میباشد.
ایمان به اینکه امامان شیعه نیز دارنده جایگاه طهارت و کرامت می باشند.
در فرازهایی از این زیارت به جنبه‌های عملی اخلاق و رفتار ائمه اطهار به این شکل اشاره شده است:

برقرار داشتن قسم و میثاق الهی و سفت نمودن عهد طاعت آن ذات اقدس.
اندرز کردن عموم و خیرخواهی برای آن‌ها در آشکار و نهفته برای رضای پروردگار.
دعوت عموم به خط مش حقّ بوسیله استدلال و حکمت و ارشادوراهنمایی و ارشادوراهنمایی پسندیده.
ایثار دایم در رویه آفریدگار با گذشتن از جان و حوصله کردن بر ناملایمات.
برپاداشتن نماز و پرداخت زکات و کار کردن دایم به بقیه عبادات و حدود آئین اسلام.
مراقبت شریعت اسلامی به دلیل سلامت ماندن از تحریف.
تسلیم در قبال قضا و قدر الهی.
تأکید بر وحدت روش پیامبران و تصدیق پیامبران پیشین.
فراز دیگر این زیارت «فالراغب عنکم مارق واللازم لکم لاحق والمقصر فی حقکم زاهق (روگردان از شما سوا دين، و همراهِتان ملحق‌شونده‌ی به شما، و كوتاهى‌كننده در حقّتان قرينِ نابودى میباشد)» به سرنوشت دسته طرفداران اهل بیت(ع) و معاندان اهل بیت(ع) می پردازد و طرف داران را اهل روشن بختی و معاندان را اهل تیره بختی معرفی می‌نماید.مشابه به‌این معنی و مفهوم در فرازی از صلوات شعبانیه که از امام سجاد(ع) آورده شده اشاره شد‌ه‌است.الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ«پیش افتاده از آن ها(اهلبیت) از آئین بیرون میباشد و عقب باقی مانده از آن‌ها نابود میباشد و یاروهمدمِ آنها ملحق به حق میباشد.»

در فقرات «فَبَلَغَ الله بِکُمْ اَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُکَرَّمینَ وَاَعْلی مَنازِلِ الْمُقَرَّدربینَ وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلینَ» این نکات را ذکر می‌نماید:

بایستگی ایمان به رجعت ائمه و بر پا شدن دولت آن ها.
اهمّیت زیارت قبور ائمه(ع).
اهمّیت ایمان به رجعت.
بایستگی استعداد دایم برای امداد رسانی به دولت آن ها تا این‌که آن دولت در سرتاسر زمین حکم فرما خواهد شد.
لزوم بیزاری کشف کردن از معاندان آن ها.
خوشحالی مؤمنان به آنچه پروردگار متعال به دست اهل بیت(ع) روزی آن‌ها گردانیده‌میباشد.
وحدتِ مسلمان‌ها به طور درست، جز پایینِ لوای اهل بیت(ع) تحقّق نخواهد یافت.
ایمان به اهل بیت(ع) امری عاطفی نبوده بلکه بایستی از سَرِ بیداری، درک، پژوهش و بازرسی باشد.
فراز نهایی دلالت داراست بر این که مقام رسول و آلش در پیشگاه الهی مختص به خویش آنهاست به همین جهت شفاعتشان مورد قبول خداست و مقرب‌خیس از آنها در تمامی هستی شفیعی وجود ندارد و این که امام هادی(ع) میگوید درصورتی که می‌یافتم آن‌ها‌را شفیع قرار می‌دادم نشانگر این میباشد که وجود ندارد. اللَّهُمَّ إِنِّی لَوْ وَجَدْتُ شُفَعَاءَ أَقْرَبَ إِلَیک مِنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیتِهِ الْأَخْیاروهمدمِ الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعَائِی .

بازدید : 20
شنبه 7 تير 1404 زمان : 13:34

علویان طبرستان اول حکومت شیعی که در سال ۲۵۰ هجری قمری به وسیله زیدیان در بخشها شمالی کشور ایران ساخته شده است. داعی کلان اولیه قاضی علوی در شمال جمهوری اسلامی ایران بود و بعد از وی ناصر اطروش از مهم ترین حاکمان علوی در طبرستان به شمار می‎رود. علویان تا قبل از قرن ۴ هجری قمری برای محافظت توان خویش با دولت طاهریان و سامانیان جنگ می‎کردند و گاه باخت خورده ولی بعد از مدتی بخش ها از دست داده خویش را پس می‌گرفتند. ولی آنها از قرن چهارم به سپس با حکومت آل بویه مصادف گردیده و قدرت خویش را از دست دادند از این رو علویان طبرستان تا قرن دهم، یعنی عصر زوال، نتوانست به‌تیتر دولتی غیروابسته حکومت نماید. پیدایش حکومت علویان طبرستان، سبب ساز به اسلام آوردن ساکنان بخش ها شمالی کشور‌ایران مسجد سجاد مشهد شد.

مورد‌های پیدایش حکومت علویان
بعضی از گزارش‌ها تاریخ ورود علویان به کشور‌ایران را اوائل قرن ۲ هجری بیان کرده‌اند. بر طبق این گزارش‌ها هنگامی که یحیی بن زید با حدود هفتاد نفر از یارانش در سبزوار علیه امویان قیام کرد و در سال ۱۲۵ق و به نقلی سال ۱۲۶ق کشته شد عموم آن حیطه در سوگ کشته شدن او اسم فرزندان خویش را یحیی رزرو مسجد سجاد مشهد گذاشتند.[۱]

بعداز او نیز یحیی بن عبدالله بن حسن اخوی نفس زکیه به‌تیتر او‌لین علوی میباشد که بعداز کمپانی در قیام شهید فخ در ۱۶۹ق در حجاز و ناکامی آن، به یاور حجاج اهل ایران به کشور ایران آمد، به طور مخفیانه در دیلم اقامت کرد و مردمان آن دیار را به امامت خویش دعوت کرد و توانست یارانی را بدور خویش توده نماید.[۲] ولی قیام وی به جهت ترساندن و تطمیع شدن یارانش به وسیله ادب بن یحیی برمکی فرمانده لشکر اعزامی از سوی هارون الرشید به باخت سبب شد و یحیی بدون چاره به مصالحه با او گردیده و به بغداد رجوع و برگشت و بعداز چندی به امر هارون الرشید به زندان افکنده شد و در سال ۱۷۶ق در همانجا از عالم آدرس مسجد سجاد مشهد رفت.[۳]

اگرچه زیدیه با این قیام‌ها نتوانست تا قرن سوم هجری مقام ثبت گردیده‌ای در کشور ایران پیدا نماید؛ البته حداقل با این اقدامات موضوع‌های پیدایش زیدیه در کشور ایران تعیین شده و مورد‎‌ساز ثبت و توسعه این فرقه در قرن سوم هجری و بعد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد شد.[۴] گاه‌شمار حکومت‌های کشور ایران بعداز اسلام . حکومت‌های کشور ایران بعداز اسلام
اسم حکومت نهاد‌گذار عصرٔ حکومت
خلفای راشدین ابوبکر ۱۶ - ۴۰
بنی‌امیه معاویه ۴۱ - ۱۳۰
بنی‌عباس سفاح ۱۳۱ - ۲۰۵
طاهریان طاهر ذوالیمینین ۲۰۵ - ۲۵۹ق
صفاریان یعقوب لیث ۲۴۷ - ۲۸۷ق
علویان طبرستان داعی گسترده ۲۵۰ - ۳۱۶ق
سامانیان نصر اولیه ۲۶۱ - ۳۸۹ق
زیاریان مرداویج پسر زیار ۳۱۵ - ۴۶۲ق
آل بویه عمادالدوله علی ۳۲۰ - ۴۴۰ق
غزنویان فرمانروا محمود ۳۸۸ - ۵۵۵ق
سلجوقیان طغرل بیک ۴۲۹ - ۵۹۰
خوارزمشاهیان انوشتکین غرجه ۴۷۰ - ۶۱۷ق
ایلخانان هولاکو خان ۶۵۴ - ۷۳۶ق
تیموریان تیمور گورکانی ۷۷۱ - ۹۰۳ق
صفویان فرمان روا اسماعیل اولیه ۹۰۷ - ۱۱۳۳ق
افغانان محمود افغان ۱۱۳۳ - ۱۱۴۲
افشار نادرشاه ۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ق
زند کریم ومهربان خان زند ۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق
قاجار آقامحمدخان ۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ق
پهلوی رضا فرمانروا ۱۳۴۵ق (۱۳۰۴ش)- ۱۳۵۷ش
جمهوری اسلامی امام خمینی ۱۳۵۷ش- ...
نبو


تأسیس حکومت علویان در طبرستان
با دعوت عموم طبرستان از حسن بن زید ملقب به داعی بزرگ او در سال ۲۵۰ق از ری به آنجا رفته و از عموم بیعت گرفت و بعداز باخت دلیل طاهریان وارد آمل شد. حکومت بیست ساله داعی پهناور مدام با مبارزه و فرار همپا بود ولی وی توانست در طومار‌هایی به عموم بخشها گوناگون شمال کشور ایران شمار متعددی را که تا آن عصر اسلام را نپذیرفته بودند، به اسلام شیعی دعوت کند. در طومار‌های وی همواره بر شعائر شیعی، تفضیل امام علی (ع) بر دیگر صحابه، انتقاد شدید جبرگرایی، تشبیه و تجسیم تأکید گردیده‌است.[۵]

بعداز اینکه داعی وسیع در سال۲۷۰ق از جهان رفت برادرش محمد بن زید با اسم داعی صغیر فرمانروای طبرستان شد[۶] و وی نیز بعد از حدود هفده سال حکومت در ۲۸۷ق در تضارب با سپاه سامانیان کشته، راز او به بخارا و مرو منتقل و بدنش را در گرگان دفن کردند. مدفن او به گور داعی دارای شهرت میباشد. بعداز این باخت، طبرستان به قلمرو سامانیان درآمد.

دولت علویان در عصر ناصر اطروش
نوشته ی علمیٔ اساسی: ناصر اطروش
بعداز حدود سیزده سال از سیطره سامانیان بر این بخشها حسن بن علی بن حسن ملقب به ناصر اطروش و ناصر بزرگ توانست بعداز چند دفعه پیکار و گریزو فرار طبرستان را از تصرف سامانیان بیرون ساخته و در ۳۰۱ق وارد آمل خواهد شد.[۷]

ناصر اطروش تحت عنوان یکی‌از امامان زیدی میباشد که در عصر معاش خویش کتاب‎های متعددی را تألیف نموده است. وی برخلاف دیگر امامان زیدی بیشتر از آنکه متأثر از پندار‌های معتزلی باشد به امامیه تمایل اعطا کرد. وی در اواخر معاش خویش مکتب‎ای علمی را سازه بنیان و به یاددادن و تربیت شاگردان پرداخت. پیدایش مدرسه ناصریه تحت عنوان یکی‌از شاخه‌های زیدیه، نتیجه ها تفکر و تفکرات وی میباشد.[۸]

علویان طبرستان در عصر آل‌بویه
بعد از ناصر اطروش و حکومت ۱۲ ساله حسن بن قاسم پسر عموی ناصر حکومت علویان در جمهوری اسلامی ایران منحل گردیده و سلسله شیعی آل بویه صورت گرفت. در عصر حکومت آل‌بویه امامان زیدی به طور مقطعی حکومت‌های محلی تشکیل دادند. از مهمترین ائمه زیدیه درین زمان می‌قدرت به احمد بن حسین بن هارون ملقب به ابوالحسین هارونی(م۴۱۱ق) و برادرش ابوطالب یحیی ین حسین هارونی(م۴۲۴) اشاره نمود.[۹] آنها برخلاف ناصر اطروش رغبت اعتزالی داشتند و نقش مهمی در اشاعه فقه هادویه (منسوب هادی الی الحق رهبر زیدیه یمن) در قبال فقه ناصریه(منسوب به ناصر اطروش) داشتند به گونه ای که ابوطالب هارونی ۱۶ کتاب در گستردن و تعبیروتفسیر فقه هادی الی الحق نگاشت.[۱۰]

زیدیه از قرن چهارم به آنگاه در بیشتر مفاد از تامین آل بویه بهره مند بوده و گزینه احترام و تکریم آن‌ها قرار گرفتند. به ادعای بعضی مورخان امامان زیدی در سایه حضور دولت آل بویه به نقط ی اوج توان خویش رسیدند به نحوی که طبرستان، دیلم، گیلان و گرگان را در دست گرفتند.[۱۱] یک کدام از مهمترین شغل‌های زیدیه در‌این عصر منازعات علمی درونی بوده میباشد.

سلسله آل‌کیا
بعد از قرن ششم هجری تا قرن هشتم گزارشی از قیام زیدیان در شمال جمهوری اسلامی ایران نیست تا اینکه در سال ۷۷۶ق سلسله آل کیا که مبنی بر بعضا گزارش‌های تاریخی از زیدیه به شمار می‌رفتند در گیلان بوسیله سید علی بن سید امیر کیا نهاد گذارده شد.[۱۲]

اضمحلال دولت علویان طبرستان و جایگزینی صفویه
با ظهور صفویه جنگی فی مابین فرمان روا طهماسب با خان احمد گیلانی واپسین شخص از قوم کیا درگرفت که به باخت این سلسله باعث شد. بعضا مورخین داعیه می‌نمایند خان احمد گیلانی در ۹۶۰ق مذهب زیدی را کنار گذاشت و دنبال آن عده‌های عموم از مذهب زیدی به امامیه درآمدند.[۱۳]

بازدید : 28
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:38


منزلت علمی، طرز درس دادن

مجلس درس سید حسین بروجردی کنار صحن آستانه مقدسه قم
در اذن اجتهادی که استادش آخوند خراسانی برایش صادر کرده او‌را کسی دانسته که به نقط ی اوج اجتهاد مطلق نائل گشته و آحاد مناصبی را که مجتهد مطلق حائز میباشد. (مانند: فتوا دادن و قضاوت) برای وی اثبات و پیروی از او‌را بر عموم واجب و مخالفت با اورا حرام دانسته مسجد امین مشهد میباشد.[۲۹] [یادداشت ۱]

شیوه وی در درس دادن دانش اصول، بی آلایش گویی و کوتاه کردن مطالب و اجتناب از مباحث زائد بود. وی همانند علمای سلف مثل روضه خوان اثر گذار، سید مرتضی، روضه خوان طوسی، روضه خوان طبرسی و علامه بحرالعلوم، در علم ها اسلامی دارنده جامعیت بود. در فقه طریق ای استنباطی را به فعالیت پیروزی. خلال این، به تتبع و کاوش در اقوال پیشینیان و اظهار نظر قدما در فقه (چه شیعه و چه سنی) می پرداخت.

وی در دانش رجال روشی منحصر و ابتکاری داشت. سندهای روایات کتاب کافی، تهذیب، استبصار و… را از متن ها آن ها جداگانه کرده و با تمرکز رسیدگی می کرد و این شغل دست‌آوردهای ارزشمندی بخش دانشمندان می کرد.

خصوصیت‌های فردی و اخلاقی
اخلاص: وی پروردگار را با آحاد وجود یقین کرده بود، هر وقت حرف از سرویس ها وی به دربین می‌آمد، می‌اعلام‌کرد: «خلص العمل فان الناقد بصیر؛ شغل خویش را خالص کن چون بازرس کار بسیار بیناست.»[۳۰]
شوق واشتیاق به آموزش دانش: وی تا پایان قدمت لحظه‌ای دست از حصول دانش و معرفت برنداشت. از وی نقل میباشد که: «اینجانب از مطالعات علمی خسته نمیشوم؛ بلکه هرگاه از شغل های دیگر خسته می شوم، با مطالعات علمی خستگی خویش را رفع می کنم.»[۳۱]
سعه صدر: وی در عین اقتدار و بضاعت، تملک نفس نشانه داده؛ بی‌مهری‌های معارضان خویش را با گستردن صدر شگفت‌انگیزی نادیده می‌گرفت و از لغزش‌های آنها صرف حیث میکرد و این خویش یک کدام از عامل ها بسیار اصلی در سازمان یافتن سر کردگی بدون نقص و بلاعزل برای وی بود.[۳۲]
اهتمام به آئین: در واپسین روزهای عمرشان زمانی خبر دادند پرفسور موریس دارای تخصص قلب، از پاریس برای درمان وی به قم آمده میباشد، وی را به حضور نپذیرفتند و از ملازمان خواستند اتاق را تروتمیز نمایند و کتف‌ای به وی بدهند تا محاسن خویش را آراسته نماید و هنگامی به وی پهنا کردند؛ اشکالی ندارد؛ زیرا درحال حاضر شما خیلی عالی وجود ندارد؛ گفته بود: «اینجانب امروز پیشوای مسلمین هستم، نباید در مقابل یک بیگانه به‌این اکنون باشم.»[۳۳]
کظم غیظ: آیت‌الله بروجردی در کارها دنیایی با خویش عهد و پیمان کرده بود، در‌حالتی که عصبانی گردد 1سال آحاد روزه بگیرد و یک توشه که عصبانی شد، یک‌سال کل (به غیر از روزهای حرام) روزه گرفت.[۳۴]
آرزوی شهید شدن: آیت‌الله سید محمد رضا گلپایگانی نقل می‌نماید: «مرحوم آیت‌الله بروجردی بسیار اظهار تأسف می کردند، به منجر این که با آماده شدن مسئله شهید شدن، این سود گران قدر را ادراک نکردند و به رده شهید شدن نایل نشدند.»[۳۵]
پر‌نور‌بینی: مرتضی مطهری میگوید: «یک کدام از مزایای پر رنگ آیت‌الله بروجردی که نماینده روش اندیشه پر‌نور او بود، عشق و علاقه‌مندی او به تأسیس مدرسه ابتدایی‌ها و متوسطه‌های تازه پایین لحاظ سرپرستان متدین بود که علم آموزان را هم دانش بیاموزند و هم آئین. وی دیانت عموم را در بی‌خبری و بی‌اطلاعی و بی‌سوادی کاوش نمی کرد؛ بلکه معتقد بود که در حالتی‌که عموم فقید شوند و آیین هم به‌طور درست و سنجیده به آن ها یاد دادن خواهد شد؛ هم عالم خواهند شد و هم متدین. آن یه خرده که اینجانب استحضار دارم، مبالغ متعددی از وجوه و سهم امام را اذن اعطا کرد که صرف تأسیس برخی از متوسطه‌ها خواهد شد.»[۳۶]
مؤمن حقیقی وواقعی:
علامه طهرانی هنگام تشرف به قم بعداز زیارت حضرت معصومه مقید به زیارت قبر وی بوده و موقع حضور در کنار قبر آیت‌الله بروجردی دست بر قبر وی نهاده و گفته میباشد: «أشهد أنّک مؤمن حقّاً»[۳۷]

یاد قادر:
آیت‌الله بروجردی حتّی بر ادبیّات عرب اشراف داشت و أشعار ألفیّه ابن‌صاحب و لغات مغنی‌اللبیب و مطوّل را از مراقبت میخواند. برخی اوقات آقا روضه خوان قاسم نحوی در مجلس درس وی گونه های می کرد و وی در جواب یک خط از مغنی را از مراقبت می‌خواندند.[۳۸]

اقدامات مذهبی و اجتماعی

مسجد اعظم قم در جوار بقعه حضرت معصومه(س) به ابتکار عمل و پیگیری آیت‌الله بروجردی ساخته شد
دفاع از نیازمندان: در سالهای انتها حضور وی در بروجرد به انگیزه نزاع دوم جهانی، ارزش آذوقه و مواد غذایی، ارتقا پیدا کرده بود و عموم در تنگنا قرار گرفته بودند، از این رو کلیه بزرگان شهر را به منزل خویش دعوت و تشویق کرد به بیچارگان امداد نمایند و بیشترین یاری بوسیله فرد وی و از میزان دارایی‌های پدری تأمین شوید. [۳۹]

تأسیس سوله برق: در طول حضور وی، شهر بروجرد از نعمت برق محروم بود. با دور اندیشی و مدیر وی و نیز پیگیری و جانبداری بعضا از خیرین متدین، این شهر، دارنده کارگاه برق شد. [۴۰]

توسعه و گسترش کیفی و مقداری حوزه علمیه قم: با رئیس وی تحولاتی از دید سیاسی، اجتماعی در قضیه تألیف، تصنیف و ترجمه، چاپ کتاب ها شرعی و… و همین‌طور در اداره حیطههای علمیه و سازماندهی آن پدیدآمد.

انتشار مجلات و کتاب ها با محتوای فقهی اسلامی: اول نشریات علمی حوزوی برای مثال نشریه مدرسه اسلام که بوسیله عده ای از فضلای خوش پندار و پر‌نور اندیش منتشر می‌شد، با پناه وی بود. [۴۱]

تجدید حیات حوزه علمیه بروجرد

ساخت و ساز ابنیه والا مذهبی و علمی: به عنوان مثال: مسجد اعظم قم، مکتب نجف، مکتب کربلا، مسجد بغداد، بیمار‌ستان نجف، حسینیه و گرمابه سامرا، مکتب کرمانشاه، مسجد گران قدر طرابلس لبنان، چهار مسجد تعالی در آفریقا، گورستان وادی السلام قم، مکتب آیت‌الله بروجردی در قم، مریض‌خانه نکویی قم، مسجد و راس اسلامی هامبورگ آلمان، کتابخانه مکتب نجف، کتابخانه مکتب کرمانشاه و… [۴۲]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 36
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:39


سید محمد حسینی بهشتی (۱۳۰۷ - ۱۳۶۰ش) پر اسم و رسم به شهید بهشتی و آیت‌الله بهشتی از روحانیون مؤثر در انقلاب اسلامی کشور ایران بود. بهشتی در حوزه علمیه قم فراگیر علمایی مانند آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، متفحص داماد و علامه طباطبائی بود. او از نادر روحانیان علم آموزی‌کرده دانشگاهی و آشنا به گویش‌های انگلیسی و آلمانی بود. وی از نهاد‌گذران و اساتید مکتب علمیه حقانی میباشد که دروس فقهی را به شیوه‌های جدیدتر فراگیری می‌اعطا کرد و متوسطه آیین و علم را نیز با مقصود تقویت علمی جوان ها مذهبی احداث مسجد امین مشهد کرد.
بهشتی از معارضان نظام سلطنتی پهلوی قاضی بر جمهوری اسلامی ایران بود و علیه آن نبرد سیاسی میکرد به همین استدلال مدتی از کشور ایران بیرون شد و در‌این مقطع در راس اسلامی هامبورگ در آلمان عمل میکرد. در سال ۱۳۴۹ به کشور‌ایران برگشت و بر عمل‌های فرهنگی به عنوان مثال تدوین کتاب ها درسی علم‌آموزان متمرکز شد. در شروع موفقیت انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، رهبری انقلاب اورا تحت عنوان یکی اعضای شورای انقلاب گزینش کرد و پس از موفقیت نیز از موثرترین اشخاص در تهیه و تنظیم قانون اساسی ایران بود و تحت عنوان اول مدیر دیوان خوب مرزو بوم که در ایران شغل خویش را استارت کرد.
بهشتی بعداز تشکیل جامعه روحانیت مبارز و جنگجو طهران با همیاری دوستانش حزب جمهوری اسلامی را ساخت و اولیه دبیر تک تک آن شد. وی آخر و عاقبت در دفتر کار مرکزی به عبارتی حزب و در یک عملیات تروریستی در ۷ تیر ۱۳۶۰ش به همپا ۷۲ بدن دیگر به شهیدشدن رسید.
بهشتی در مسائل گوناگون فقاهتی صاحب و مالک حیث بود و گاه مواضعی گوناگون از دیگر روحانیان داشت، چنان‌که در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی از علی شریعتی در مقابل هجوم ها حوزویان امان میکرد. از وی اثراتی منتشر گردیده که نصیب مهمی از آنها نتایج سخنرانی‌های اوست.

ولادت و نسب
در دوم آبان ۱۳۰۷ در محله لُنبان اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش، سید فضل و ادب الله بهشتی، از روحانیون اصفهان بود و بابا مادرش، حاج میرزامحمدصادق استاد خاتون آبادی، از شاگردان آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی بود و از علمای اصفهان به شمار می رفت.[۱]

نبو
خویشان صدر
سید پارسا موسوی
۱۱۲۲-۱۲۱۷
مهدی
ولادت ۱۲۰۳ ابوالحسن عاملی نجفی
۱۲۰۰-۱۲۷۵ سید صدرالدین موسوی عاملی
۱۱۹۳-۱۲۶۴ محمدعلی
۱۱۹۱-۱۲۳۷
محمد عبدالکریم محمدعلی
۱۲۴۷-۱۲۹۰ میرزاجعفر
۱۲۴۶-۱۲۹۷ موسی صدر
۱۲۹۰ هادی صدر کاظمینی
۱۲۳۵-۱۳۱۶ عیسی صدر
۱۲۳۰-۱۲۸۰
سید حسن صدر
ابوجعفر خادم الشریعه
۱۲۵۲-۱۳۲۵ ابوالحسن صدر عاملی
۱۲۴۳-۱۳۱۴ حسین
۱۲۵۰-۱۳۳۷ سید اسماعیل صدر
۱۲۵۵-۱۳۳۸ آقا مجتهد
حیدر محمدجواد محمدمهدی
۱۲۹۶-۱۳۵۸ صدرالدین محمدجواد
اسماعیل بنت الهدی محمدباقر ابوالحسن محمدجعفر محمدصادق سیده بیگم آغا صدرعاملی
حیدر حسن جعفر درود محمدمهدی محمد معصومه بیگم
مقتداصدر شهید بهشتی
امام موسی صدر رضا علی
حمید صدرالدین مهدی محمد کاظم ابن علی
تحصیلات
عصر علم آموزی ابتدایی و دو سال اولیه متوسطه را در مدرسه های دولتی اصفهان در نوردید و در ۱۳۲۱ش، که جامعه کشور‌ایران بعداز سقوط رضاشاه عصر پرتلاطم و پرحادثه‌ای را شروع کرده بود، وارد حوزه علمیه شد و در مکتب صدر اصفهان به علم آموزی علم ها فقهی پرداخت.

علم آموزی علم ها فقاهتی
وی در حوزه علمیه اصفهان ادبیات عرب، منطق، صحبت و دروس سطح فقه و اصول را فراگرفت و هم‌زمان استارت به یاد دادن لهجه انگلیسی کرد. در ۱۳۲۵ش، برای ادامه علم آموزی علم ها شرعی به قم رفت و یکسال آن‌گاه در درس بیرون فقه و اصول استادان پر رنگ حوزه علمیه کمپانی کرد.[۲]

از استادان او در قم، آیت الله بروجردی، سید محمد پژوهشگر داماد، امام خمینی و روحانی مرتضی حائری یزدی بودند. او در سال جاری‌ها با حضور در درس‌های فلسفی علامه طباطبائی بیشتر به یادگرفتن فلسفه روی آورد و از اصحاب رینگ درسی بود که مقاله ها علامه طباطبایی در آن رینگ، در به عبارتی سال‌ها، به طور کتاب دارای شهرت اصول فلسفه و طریق رئالیسم نشر یافت.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 18
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:14


مجتهد یا این که فقید، هر که در دانش فقه به سکو اجتهاد رسیده و توان استنباط احکام دینی از منابع دارای اعتبار را داراست. بر پایه ی دلایل دینی مجتهدانِ جامع الشرایط، قاضی شرع می باشند و وظایف و اختیاراتی مثل حق قضاوت و تصرف در اموال همگانی و اوقاف و حتی اعلام نبرد و صلح دارا‌هستند. معمولا رهبری فقاهتی جامعه ها شیعی بر ذمه مجتهدان میباشد. متدینان به نظر ها آنها اعتنا دارا هستند و اجرا فقاهتی خویش را بر طبق فتوای مجتهدان اجرا میدهند و بخشی از درآمد خویش را تحت عنوان وجوهات فقاهتی در چنگ مجتهدان قرار میدهند. مجتهدانی که اعلم باشند و آیتم اقبال همگانی قرار بگیرند به منزلت مرجعیت می‌رسند. روحانی طوسی، متفحص حلی، علامه حلی، روضه خوان انصاری و میرزای شیرازی از مجتهدان و فقیهان به‌اسم شیعه مسجد امین مشهد می‌باشند.

مجتهد چه کسی است؟
مجتهد یا این که فقید در اصطلاح به شخصی گفته میشود که در دانش فقه به جايگاه اجتهاد رسیده و بضاعت استنباط احکام دینی فرعی را از منابع دارای اعتبار داشته باشد.[۱] در درنگ شیعی، مجتهدان جامع الشرایط جانشینان امام معصوم می‌باشند و به آن‌ها نایب عام گفته می شود[۲] و اکثری از وظایف و اختیارات امامان مثل قضاوت و اذن تصرف در وجوهات فقهی را دارند.[۳] مطهری مجتهد شیعی(درگذشت: ۱۳۵۸ش) به تناسب گفت و گو در پیشینه اجتهاد و تعریف‌و‌تمجید مجتهد علاوه بر تقسیم پیغمبران به مُرسَل و غیر مرسَل [یادداشت ۱] براین اعتقاد میباشد که شغل امروزین مجتهدان به عبارتی کاری میباشد که پیغمبران تیم دوم می‌کرده‌اند. کاری که امروز مجتهد با نیروی دانش و برهان و اجتهاد می‌نماید، پیغمبران پیشین می‌کردند البته خیر با قوه اجتهاد بلکه با نیروی وحی و افزون بر آن که مجتهد حکم کننده فقهی و رهبر عموم میباشد، آمِر به دارای شهرت و ناهی از منکر میان عموم میباشد؛ وی مُصلح در بینِ امت بوده و مکلف میباشد که مفاسد را اصلاح کند.[۴] در سده‌های اخیر مرسوم بوده میباشد که علم‌آموختگان منطقههای علمیه زمانی که در فقه به مرحله بالایی می‌رسیدند، مدرس یا این که استادان‌شان، به طور کتبی یا این که شفاهی، اجتهاد آنان را تأیید می‌کردند. به‌این تصدیق «اذن اجتهاد» میگویند.[۵]

وظایف و اختیارات مجتهدان
مبتنی بر فقه شیعه هر که به منزلت اجتهاد رسد و دارنده برخی حالت باشد قاضی شرع نامیده میشود[۶] و دارنده اختیارات و وظایفی خواهد بود. روحانی انصاری مناصب فقید را در سه تیتر مهم افتاء، حکومت در معنای قضاوت و ولایت تصرف در اموال و نفوس توده‌بندی نموده است.[۷]

آیت‌الله مکارم شیرازی در بحثی درباره اختیارت عالم، آغاز فتوا دادن و قضاوت را نوشته میباشد و بعد از آن در تحت منصب ولایت دانا به اختیارات هفت‌گانه فقیهان اشاره نموده است که در دانش فقه گفت و گو میگردد و عبارتند از:

ولایت بر اموال محجوران مثل غایبان و صغیرانی که البتهّ ندارند، و بعضا از اقسام مجنون و سفیه.
ولایت بر تصاحب کردن و خرج کردن وجوهات فقاهتی مثل خمس، زکات و وقف‌های عام.
ولایت بر اجرای حدود دینی فارغ منصب قضا.
ولایت بر دستور به مشهور و نهی از منکر در مواقعی که مستلزم زدن و آسیب دیده کردن یا این که کشتن کسی باشد.
ولایت بر کارها سیاسی و حکومت و محافظت مرزها و پناه در مقابل معاندان و همه اموری که به مصالح همگانی مرتبط میباشد.
ولایت بر جان‌ و اموال عموم.
ولایت بر تشریع و حق ضابطه‌گذاری.[۸]
برخی از فقیهان نیز اقامه نماز آدینه را جزو مناصب منحصر به فرد دانا میدانند.[۹] محمدحسین نائینی در کتاب تنبیه الامه ولایت و سرپرستی کارها حسبیه، را جزو مناصب فقیهان دانسته و این نکته را نیز جزو قطعیات(مطالب قطعی و یقینی) مذهب شیعه معرفی می‌نماید[۱۰]امام خمینی این نظر را دارد که مجموع اختیاراتی که نبی و ائمه برای ادارۀ جامعه داشته‌اند برای عالم جامع‏‎ ‎‏الشرایط نیز اثبات میباشد و این ولایت «واقعیتی جز جَعْل ندارد» و فی حدِّ ذاته شأن‏‎ ‎‏و مقامی وجود ندارد بلکه وسیلۀ ایفا وظیفه اجرای احکام میباشد.» [۱۱]

مراتب و تقسیم‌بندی مجتهدان

محمدحسن نجفی، پر اسم و رسم به صاحب و مالک جواهر، از فقیهان قرن سیزدهم هجری
طبق تقسیم‌بندی‌هایی رایج در کتاب ها دینی مجتهدان به مجتهد مُتَجَزّی و مطلق تقسیم گردیده و مجتهد مطلق نیز به مجتهد جامع الشرایط و مجتهد اعلم تقسیم گردیده‌است.

سید ابوالقاسم خویی در کتاب التنقیح فی تفصیل العروة الوثقی، دو نوع تقسیم‌بندی از کلمه اجتهاد ارائه داده که بر طبق آن، مجتهد یا این که متجزی میباشد یا این که مطلق و هرمورد یا این که قوه اجتهاد خویش را به فعلیت رسانده یا این که از آن در خط مش استنباط احکام به کار گیری نکرده میباشد.[۱۲] مبتنی بر این تقسیم‌بندی، مجتهد متجزی کسی میباشد که بضاعت استنباط احکام فقاهتی را در بعضا از قسمت‌های فقه دارااست[۱۳] و ممکن میباشد این بضاعت و توان را در روش استنباط احکام به شغل برنده شود یا این که تنها در‌حد آمادگی، آن را نگه داراست. بعضی از فقها تاسی از فقید متجزی را روا نمی‌دانند؛ جمع‌ای نیز معتقدند در احکامی که استنباط نموده است، می‌قدرت از وی تبعیت کرد.[۱۴] خویی در مقابل اجتهاد تَجَزّی، از واژه و کلمه اجتهاد مطلق به کارگیری نموده است.[۱۵] طبق این حیث اورده شده، مجتهد مطلق میتواند از رویه عامل دینی، احکام فقهی را در مجموع ابواب فقه استنباط نماید.[۱۶]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 23
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:39


مَعادِ جِسمانی به معنای ملازمت و همراهی جسم و روح بشر در قیامت و از اعتقادات گزینه حادثه کلیه مسلمان‌ها میباشد؛ البته درباره خصوصیت‌ها و طریق تحقق آن، اختلافاتی چشم میشود. مبنی بر نگرش پر اسم و رسم متکلمان، در روز قیامت همین تن مادی گشوده می شود. برهان متکلمان، ظاهر آیه‌ها قرآن و احادیث میباشد. فلاسفه نیز فی مابین انکار عقلی آن و ثابت آن هم پا با جسم مثالی و هورقلیایی قرار دارا‌هستند. فلاسفه اعتقادوباور به ظواهر آن عامل را از دید عقلی خطا میدانند. ملاصدرا برای حل تعارض فی مابین لحاظ فلاسفه و ظواهر دلیل نقلی، عقیده معاد جسمانی با جسم مثالی را مطرح مسجد سجاد مشهد نموده است.

معنی شناسی
واژه و کلمه معاد در لغت معانی زیادی داراست: بازگشتن، رد کردن، بازگردانیدن، بازگشتگاه، آن دنیا، رستاخیز و مقابل زندگی.[۱]

در اصطلاح متکلمان، معاد به معنای حشر و برانگیختن میباشد و بر دو نوع میباشد: جسمانی و شیخ. در‌این شیوه، معاد جسمانی از ضروریات آیین و انکار آن نیازمند بی دینی میباشد.[۲] بدین شکل که آدم مرکب از روح و تن میباشد. با نقطه نهایی یافتن قدمت دنیایی به دانا برزخ می‌رود. زیرا قیامت در می رسد، باری دیگر با جسم و روح خود زنده میگردد و برای به حساب آوردن به محشر درمی‌آید. در شرایطی‌که درستکار باشد، به نعمت‌های بهشتی می رسد و در صورتیکه بدکار باشد، به کیفر رزرو مسجد سجاد مشهد میرسد.[۳]

نظرها درباره معاد جسمانی
با وجود اینکه نقل شده معاد جسمانى از ضروریات آیین و گزینه حادثه جمیع مسلمان‌ها میباشد؛[۴] اما بعضا مانند اخوان الصفا واقعیت معاد را تنها شیخ دانسته و منکر جسمانی بودن معاد گردیده و گویش قرآن دراین مورد را تمثیلی و تشبیهی می دانند.[۵] بعضا از فلاسفه مانند ابن سینا برآنند راهی برای ثابت معاد جسمانی جز از روش شرع و تصدیق خبر رسول(ص) وجود ندارد و عقل ناتوان از ثابت و آنالیز آن میباشد.[۶] بیشتر متفکران علاوه بر تایید اصل معادجسمانی درصدد آنالیز عقلی آن برآمده و طریقه‌های مختلفی ارائه کرده‌اند که آدرس مسجد سجاد مشهد عبارتند از:

الف. رجوع و برگشت روح به تن دنیوی دنیایی: متکلمان مبتنی بر ظواهر آیه ها و احادیث معتقدند که در روز قیامت، همین جسم دنیایی یا این که بدنی دیگر مثل آن میباشد که به یاروهمدم روح برانگیخته میگردد.[۷]
ب. ملازمت و همراهی روح با تن مثالی: ملاصدرا برای گردآوری میان دلیل نقلی و مبانی فلسفی، عقیده جدیدی را ارائه کرد. مبنی بر این بینش، بعداز طلاق نفس از تن دنیوی، نفس انسانی متناسب با دانا برزخ و قیامت، بدنی را برای خویش می‌سازد که از کلیه جهت مشابهت با تن دنیایی خودش داراست. این تن، مثل تن دنیایی میباشد خیر اینکه عین آن باشد و گرچه مختصات دنیوی را دارااست، ولی دنیوی وجود ندارد و وسعت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد ندارد.[۸]
ج. برگشت تن عنصری به سمت روح مجرد: بعضی از علاقه مندان حکمت متعالیه، مانند آقاعلی زنوزی معتقدند که برخلاف بینش ملاصدرا، تن در قیامت بوسیله نفس ساخته نمی شود، بلکه تن دنیایی بعد از طلاق نفس از آن، همچنان به جنبش و تکامل خویش ادامه میدهد. این جنبش جوهری تا حدی ادامه داراست که استعداد وصال دوباره به نفس و قرار دریافت کردن در دار آخرت را بیابد. به این ترتیب، در معاد، این نفس وجود ندارد که به سوی تن دنیایی گشوده می گردد، بلکه این تن میباشد که به سوی نفس تکان افزایشی داراست و مجدد به آن وابستگی می گیرد.[۹]
د. معاد جسمانی با تن عنصری تکامل یافته: بعضی دیگر از دوستداران حکمت متعالیه، مانندسید ابوالحسن رفیعی قزوینی با مخالف قطعی پی بردن بینش ملاصدرا با ظواهر آیه ها و احادیث، عقیده دیگری ارائه کرده‌اند. بر طبق نگرش او، نفس آدم بعداز طلاق از تن دنیوی، به تن مثالی وابستگی می گیرد. سپس بعد از آنکه موادتشکیل دهنده تن دنیوی با تکامل طبیعی قدرت حاضر شدن در قیامت را یافت، معاد جسمانی تحقق مییابد. این تن اُخروی از خاک تولید می گردد و با تکامل و سیر تدریجی تکاملی، با فقیه آخرت تناسب یافته و نفس قادر است به آن ملحق گردد.[۱۰]
ه.معاد با تن هورقلیایی: [یادداشت ۱] براساس دیدگاهی که روضه خوان احمد احسایی، مؤسس فرقه شیخیه، ارائه نموده است؛ بشر دو تن جسمانی داراست: تن نخستین به عبارتی تن دنیایی میباشد که در قبر تبدیل به خاک می‌گردد و از در بین می‌رود؛ تن دوم قابل روءیت با دیده وجود ندارد و به عبارتی طینتی میباشد که طبق احادیث در قبر سوای تغییر‌و تحول باقی میماند. با مرگ، نفس از تن نخستین جداگانه می‌گردد و تن دوم باقی می ماند و نفس آدم به آن وابستگی می گیرد. حشر با همین تن شکل میگیرد و اشخاص با آن به فردوس یا این که دوزخ وجهنم وارد می شوند.[۱۱]

بازدید : 27
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:53


محمدحسن آشتیانی(۱۲۴۸-۱۳۱۹ق) فقید و دانا شیعه . وی در نجف، دانش آموز روحانی مرتضی انصاری بود و با وفات مدرس، به طهران برگشت و مرجع احکام فقاهتی عموم این شهر شد. محمدحسن آشتیانی در رده رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در درون و بیرون، به یک کمپانی انگلیسی به وسیله ناصرالدین پاد شاه قاجار، کوشید ضمن گوشزد نمودن خسارت‌های اقتصادی این تفاهم نامه، اثرها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور گردد که نهایتاً این فعالیت سبب به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی شد. او در ۲۸ جمادی‌الاول ۱۳۱۹ق/سپتامبر ۱۹۰۱م، در ۷۱ سالگی، در طهران درگذشت. بحرالفوائد فی تفصیل الفرائد از اثرها مسجد امین مشهد اوست.

معاش‌طومار
میرزامحمّدحسن آشتیانی (۱۲۴۸-۱۳۱۹ق/۱۸۳۲-۱۹۰۱م)، در ۱۲۴۸ق در آشتیان بنا شده در استان مرکزی زاده شد. سه ساله بود که پدرش از عالم رفت.[۱]

مادرش او‌را جهت یادگرفتن قرآن، اکانت و ادبیات فارسی به مدرسه ارسال کرد. وی در ۱۲۶۱ق در حالی که نوجوانی ۱۳ ساله بود، عازم بروجرد شوید.[۲] ۴ سال نزد ملا اسدالله بروجردی(۱۲۷۱ق.)، ادبیات و فقه و اصول را حافظه گرفت و به درس دادن آن ها پرداخت و در به عبارتی سنین نوجوانی، به درس دادن مطوّل پرداخت. به موازات علم آموزی نزد ملا اسدالله بروجردی و درس دادن در مکتب علمیه این شهر، حدود ۱۸ ماه نزد سید محمد شفیع جاپلقی شاگردی کرد.[۳]

در سال ۱۲۶۵ق برای کامل شدن تحصیلات، رهسپار نجف شوید. در آنجا از درس اساتید حوزه نجف خصوصا روحانی مرتضی انصاری به کار گرفت. زیرا سنش معدود بود، پشت پرده می‌گرد‌همایی تا آنکه در یکی روز ها بر تاثیر اظهار نظری که در درس می‌نماید، روضه خوان به آمادگی فوق العاده وی پی می برد و او را به حضور فرا میخواند. او به زودی چنان در علم آموزی پیش رفت که از خاصّان درس روحانی مرتضی انصاری (۱۲۱۴-۱۲۸۱ق/۱۷۹۹-۱۸۶۴م) به شمار آمد و به خیال حُسن تقریر و لطف تعبیری که داشت، درس معلم را برای دیگر افراد تقریر میکرد و به لسان الشیخ آوازه یافت و تقریرات معلم را می‌نوشت.[مستلزم منبع][۴][۵]

آشتیانی بعداز وفات روضه خوان، به طهران آمد (۱۲۸۲ق/۱۸۶۵م). او اولیه فقیهی بود که پژوهش ها و تامل‌های جدید روضه خوان انصاری را به‌ویژه در حرفهّ اصول، در طهران تکثیر بخشید و به همین باعث طالبان دانش از هر کناره به سوی وی روی آوردند. در طهران مسئولیت رهبری روضه خوان به دوش او به‌زمین‌خورد و وی بر دیگر فقها برتری یافت.[مستلزم منبع]

آشتیانی در ۱۳۱۱ق/۱۸۹۳م به مهاجرت حج رفت. به سامرا نیز مسافرت کرد و میرزای شیرازی و طلاب این شهر از وی به گرمی استقبال کردند.[مستلزم منبع]

درس دادن در حوزه علمیه طهران
محمدحسن آشتیانی در سال ۱۲۸۱ق در حالی که به رتبه علمی اجتهاد رسیده بود، به کشور‌ایران برگشت و مستقر طهران شد.

وی در اصول فقه، مباحث نو و نکته‌های پژوهشی عمیقی را مطرح کرد. طلاب به محضرش شتافتند تا از پرتو علم وی استعمال نمایند. رفته رفته او بر بقیه عالمان طهران پیشی گرفت و گزینه دقت طبقات متفاوت جامعه واقع شد.[۶] او علاوه بر تشکیل حوزه علمیه در طهران و پرداختن به درس دادن معارف شرعی، از موقعیت اجتماعی نیز غافل عدم وجود و به مسائل جامعه اعتنا داشت و در توا‌ن تجهیزات و مقدورات، در جهت رفع خطاها و مشکلات عموم میکوشید. به همین برهان، وی رده رفیعی میان هم محلی طهران و بقیه نقاط کشور ایران پیدا کرد.[۷]

ضمن اعتنا و موشکافی که در دعوا‌های اجتهادی داشت، دارنده ذوق و سلیقه خاص و بیانی گیرا بود و این خصوصیت بر آوازه و برتری علمی وی خاطر نشان نمود.[۸] از هنگام ورود به کشور‌ایران تا فرصت رحلتش، مرجع احکام فقهی بود[۹] و در چندین سال پایان قدمت، متولی و متصدی مجموع اوقافی که تولیت آنان با اعلمِ علمای طهران بود، نظیر موقوفات مکتب علمیه مروی شوید.[۱۰]


مکتب علمیه مروی در طهران
ستیز با استبداد
محمدحسن آشتیانی در جایگاه رهبری نهضت مقاومت و اعتراض عموم در جریان واگذاری امتیاز انحصاری دخانیات، توتون و تنباکو در درون و بیرون به یک کمپانی انگلیسی به وسیله ناصرالدین فرمانروا قاجار در مهاجرت سوم خویش به اروپا، در سال ۱۳۰۶ق،[۱۱] کوشید ضمن گوشزد نمودن ضرر‌های اقتصادی این تفاهم نامه، اثرها سوء فرهنگی و اجتماعی آن را به عموم یادآور گردد. این شغل سبب ساز به صدور فتوای تحریم تنباکو از سوی میرزای شیرازی شد.

این رخداد بدین شکل بود که هنگامی در رجب ۱۳۰۷ق/فوریه ۱۸۹۰م ناصرالدین سلطان قاجار (۱۲۴۷-۱۳۱۳ق/۱۸۳۱-۱۸۹۵م) امتیاز انحصار داد و ستد توتون و تنباکو را به یک کمپانی انگلیسی بخشید، میرزاحسن به یار و همدم علمای دارای اعتبار دیگر به مخالفت برخاست. او با فرمانروا و صدراعظم بیان کرد‌وگو کرد و خسارت‌های ناشی از اعطای امتیاز را برشمرد، امّا آن ها برای شنیدن اینگونه سخنانی گوش شنوا نداشتند.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 32
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 15:11


اشاعه مقتل‌نگاری
نوشته ی علمیٔ اساسی: مقتل‌نگاری
مقتل‌نگاری نوعی تاریخ‌نگاری میباشد که به کیفیت قتل یا این که شهیدشدن شخصیت‌های اساسی میپردازد. کتاب‌های مقتل‌ که ماجرای شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش را تفصیل میدهند جزو به جا مانده ادبی و تاریخی شیعه محسوب می گردند که کتابت آن ها به‌دنبال اتفاق عاشورا توسعه یافته میباشد. مقتل‌نگاری دربین شیعه ها برای گستردن شهید شدن امامان معصوم(ع) و شخصیت‌های پر رنگ شیعه بوده میباشد؛ ولی به‌جهت ترویج مقتل‌نویسی درباره رخداد کربلا، استعمال از این اصطلاح به نقل رویدادهای مرتبط با شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش تخصیص پیدا نموده مسجد سجاد مشهد است.

تاسیس اماکن خاص
شیعه‌ها برای سوگواری امام حسین(ع) بناهای خاصی مانند حسینیه، توکل و امام‌باره تاسیس می‌نمایند. در‌این اماکن مراسم‌ سوگواری برگزار میشود. همینطور در بعضی بخش ها هند زیارت‌گاه‌هایی تحت عنوان نشان قبر شهدای کربلا و بقعه امام حسین(ع) یا این که حضرت ابالفضل(ع) میسازند و در آن زیارت‌طومار رزرو مسجد سجاد مشهد میخوانند.[۸۳]

اثر ها هنری
قیام امام حسین(ع)، بر هنر مذهبی شیعه ها تأثیر نهاده میباشد و اثرها زیادی مشتمل بر نگارگری، شمایل‌نگاری، خوشنویسی، فیلم و... در باره حادثه عاشورا ایجاد آدرس مسجد سجاد مشهد گردیده است.[۸۴]

طریقه اهل‌سنت
نویسندگان اهل‌سنت رویه واحدی نسبت به تکان امام حسین(ع) ندارند. بعضی همچون ابوبکر ابن عربی، آن را حرکتی نامشروع در مقابل حاکمیتی مشروع دانسته‌اند.[۸۵] ابن‌تیمیه درباره قیام امام حسین(ع) اعتقاد دارد اگرچه امام مظلومانه شهید شد؛ اما شغل امام فاقد مصلحت مادی و اخروی بوده و قیام عاشورا را استدلال ساخت‌و‌ساز فتنه‌های متعددی در امت اسلام و مغایر سیره رسول اکرم معرفی می‌نماید.[۸۶] به گفته حمید اهمیت در صد سال اخیر و به خصوص بعد از زمانه سید جمال‌الدین اسدآبادی، نگاه نویسندگان اهل‌سنت به اتفاق عاشورا عوض شده و اکثری از نویسندگان آن ها جنبش امام حسین را پذیرش می‌نمایند.[۸۷] به گفته عبدالجلیل رازی در کتاب نقض بعضی از عالمان اهل‌سنت همانند محمد بن ادریس شافعی درباره امام حسین(ع) و شهدای کربلا مرثیه سروده‌اند.[۸۸] مثلا مرثیه‌ای به شافعی منسوب میباشد که با بیت ذیل استارت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میگردد:

ابکی الحسین و موروثی حجاحا
اینجانب اهل بیت فرستاده الله مصباحا[۸۹]


کتابشناسی
پرونده:بعداز پنجاه سال - کتاب.jpg
بعد از پنجاه سال پژوهشی جدید پیرامون قیام حسین(ع)، تاثیر سید جعفر شهیدی.
درباره قیام امام حسین اثر ها مختلفی درج شده میباشد بعضی از اثراتی که با شیوه آنالیز چرایی و هدف ها قیام امام حسین مندرج میباشد عبارتند از:

عاشوراشناسی: پژوهشی درباره‌ مقصود امام حسین(ع) تاثیر محمد اسفندیاری. مشمول سه فصل «مقصود‌شناسی قیام»، «کوفه، تعیین صحیح امام» و «نگرش گذشتگان» میباشد. مولف در قسمت دوم کتاب درباره هدف ها امام حسین هفت عقیده را مطرح نموده است[۹۰] وی اعتقاد دارد که امام حسین به قصد تشکیل حکومت قیام نموده است از این رو قسمت سوم به لحاظ علمای شیعه درباره‌ غرض امام حسین که با حیث تالیف کننده موافق میباشد تخصیص داده میباشد.
بعداز پنجاه سال پژوهشی جدید پیرامون قیام حسین(ع) تاثیر سید جعفر شهیدی (۱۲۹۷-۱۳۸۶ش) میباشد که با نگاه تحلیلی درج شده میباشد. شهیدی درین کتاب مورد‌های اجتماعی، سیاسی، قومی و مذهبی را در صورت‌گیری قیام امام حسین(ع) را رسیدگی نموده است. این کتاب در سال ۱۳۵۸ش به چاپ رسیده میباشد.
تأملی در نهضت عاشورا تاثیر پیامبر جعفریان. در‌این کتاب برخی از منابع مرتبط با رخداد کربلا معرفی گردیده‌است همینطور به مسئله‌های قیام، گستردن حادثه، حمکت شهید شدن امام حسین، اثر ها قیام، بعدها شعاری و شکلی آن، تحریفات اتفاق کربلا و تاریخچه سوگواری اهل‌سنت برای امام حسین پرداخته گردیده است.[۹۱]
قیام عاشورا در سخن و یپام امام خمینی. قسمت اولیه این کتاب دربرگیرنده سه سخنرانی پیرامون محرم و عاشورا میباشد. نصیب دوم آن علل و دست اندرکاران قیام عاشورا، فلسفه سوگواری و نوحه‌خوانی را دربردارد و در خاتمه نیز گزیده‌ای از سخنان وی درباره محرم و قیام کربلا نقل شده میباشد.[۹۲]
هدف ها قیام حسینی تاثیر ناصر مکارم شیرازی، نظارت و نظارت قیام امام حسین(ع) که سخنرانی‌های سید محمدباقر حکیم میباشد، قیام امام حسین(ع) در منابع اهل سنت نوشته غلامحسین فیاض از سایر کتاب‌هایی می‌باشند که دراین مورد کتابت و منتشر گردیده‌اند.

بازدید : 12
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 10:45


مخالفت اسماعیلیه
دعوت نو با مخالفت دورازشوخی سازمان دعوت قانونی اسماعیلی مواجه شد. حمید الدین کرمانی (د ۴۱۱)، پررنگ‌ترین داعی اسماعیلی این زمان، یک‌سری تاثیر در ردّ آموزه‌های مذهب تازه، و ردّ الوهیت الحاکم، برای مثال رسالة مَباسم البشارات بالامام الحاکم بأمرالله و الرسالة الواعظة را نگاشت.[۱۰۶] بعد از اینکه الحاکم در ۴۱۱ کشته یا این که ناپدید شد، حمزه و داعیان وی نیز مخفی شدند[۱۰۷] بعداز الحاکم پسرش الظاهر بر تخت گرد هم آیی[۱۰۸] و رهروان دعوت تازه را پایین تعقیب قرار اعطا کرد و مصر را از هواداران دروزیه خالی کرد. به این سان، از دروزیان صرفا گروهی در جنوب لبنان، سوریه، به ویژه در وادی اتیم در جبل هرمون و در منطقۀ جبل الاعلی در غرب حلب، باقی مسجد امین مشهد ماندند.[۱۰۹]

بعداز ناپدید شدن حمزه، یک‌سری سالی عمل‌های دعوت نو به موقعیت تعلیق درآمد. تا اینکه علی بن احمد سَمّوقی دارای شهرت به بهاءالدین مقتنی در ۴۱۸ رهبری دعوت را در اختیار گرفت[۱۱۰]او بیشتر دعوت تازه را در سوا مصر تبلیغ کرد و مجموع منطقۀ شام را پایین نفوذ خویش قرار اعطا کرد و نیز انبوهی از رهروان را در جنوب لبنان، در وادی التیم، در دمشق و حومۀ آن، در منطقۀ حلب، و در جبل السُماق، در مغرب حلب، گرد آورد[۱۱۱]مسئولیت دعوت در نواحی امارت غرب (جبل لبنان) به امیر ابوالفوارس معضاد تنوخی واگذار شد. امارت تنوخی پناهگاه بخش اعظمی از دروزیان بود که از سیاست خصمانۀ الظاهر فراری گردیده بودند.[۱۱۲]

تعطیل دعوت
رقابت برخی داعیان دروز در شام با مقتنی، مانند ابن الکردی و سُکَین، برای نیل به رهبری نهضت، به ترک در دعوت و عاقبت توقف آن انجامید.[۱۱۳]

مقتنی اندکی قبل از مرگ در ۴۳۵، دعوت دروزی را به طور رسمیً تعطیل کرد، و از آن فرصت به آنگاه جامعۀ دروز به طور جامعه‌ای بسته درآمد که دیگر خیر گروندۀ جدیدی را می‌به عهده گرفت و خیر اجازۀ تغییر تحول مذهب می‌اعطا کرد.[۱۱۴]

بعد از مرگ مقتنی، در منابع تاریخی از عمل‌های دروزیان، مگر در برهه‌های کوتاهی از تاریخ، اطلاعی وجود ندارد. آنها سلسله‌های سیاسی خودمختار و محلی خرد و زیادی در کوهستان محل اقامت خویش تشکیل دادند، مثلا حکومت تنوخیان در ناحیه‌ای از کوهستان‌های شرق بیروت، که قلمرو آن در نقطع ی عطف توان از طرابلس تا صَفَد در جلیل امتداد می‌یافت.[۱۱۵]

همینطور امارت، بستگان آل جندل (حکومت: ۴۹۴ تا ۵۵۲) از امیران تنوخی از وادی التَیم تا جنوب شُوف و بعلبک و نصیب‌هایی از جبل برهان امتداد می‌یافت.[۱۱۶]از مهم ترین امرای این بستگان جندل بن قیس و دو فرزندش، برق و ضحاک، بودند که در طی این دو نبردهایی در بین دروزیه و رهروان نُصَیریه و نیز نزاریان در ۵۲۲ صورت اعطا کرد و به برد دروزیان انجامید.[۱۱۷]

در عهد و پیمان ضحاک، نورالدین محمود بن زنگی (حکومت: ۵۴۱-۵۶۹) قلعۀ جندل و بعلبک را از وی گرفت و بعد وادی‌التیم نیز از دست آل جندل بیرون شد.[۱۱۸]

ورود به سیاست
بعداز فتح شام در ۹۲۲ به دست پاد شاه سلیم نخستین عثمانی، دروزیان تحت عنوان نیرویی سیاسی ظواهر شدند و یکی سلسله‌های دروز دارای شهرت به آل مَعن (حکومت: ۹۲۲-۱۱۰۹) جایگزین آل بَحتَر و بر لبنان مرکزی و شمالی حکومت کرد.[۱۱۹]

اول حکم کننده این سلسله، امیر فخرالدین نخستین بود که با پشتیبانی حکومت عثمانی حکم کننده منطقۀ شوف شوید و بعداز مرگش در ۹۵۱ پسرش قرقماز جانشین وی شوید.[۱۲۰]در۹۹۲ عثمانی‌ها قرقماز را مسئول مفقود شدن مالیات‌هایی دانستند که به استانبول رسول می شد. از این رو، ابراهیم پاشا، حکم دهنده موقت مصر، را مأمور سرکوب وی کردند. او نیز با توطئه دروزیان را به گرد‌همایی‌ای در عین صوفر خواند و در آنجا دستور قتل عام آن‌ها را صادر کرد. در آن روز شش صد دروزی کشته و صدها بدن دیگر به اسارت در آمدند، البته امیر قرقماز گریخت.[۱۲۱]

بعداز یکسری سال، حکومت به امیر فخرالدین دوم، پسر قرقماز، رسید[۱۲۲]او در دورۀ حکومت خویش بر حوزه‌‌ای عظیم از شام حکومت کرد که از شمال به انطاکیه و از جنوب به صفد در فلسطین میرسید.[۱۲۳]وی عاقبت در نزاع با عثمانی‌ها به اسارت در آمد و در استانبول اعدام شد.[۱۲۴]

استقرار در فلسطین

در دورۀ حکومت فخرالدین دوم دروزیان از دید نظامی و سیاسی و اقتصادی شرایط ممتازی در حوزه‌ یافتند.[۱۲۵]در‌این زمانه حضور دروزیان در جلیله و منطقۀ کرمل ثبت و استقرار آنان در فلسطین استارت شد.[۱۲۶]

از خصوصیت‌های زمامداری فخرالدین دوم، مدارای وی با رهروان ادیان دیگر بود که منجر سکونت غیر دروزیان، مانند مسیحیان، در روستاهای دروزی نشین و همزیستی دروزیان و یهودیان شد. [۱۲۷]

جابجایی حکومت به شهابیان
بعد از فخرالدین دوم حکومت آل معن رو به ضعف بنیان، و با درگذشت احمد مضمون‌، واپسین امیر آل معن، در ۱۱۰۹ حکومت آنها نقطه پايان یافت و به سلسلۀ دروزی دیگری به اسم شهابیان، ملقب، به امرای دروز منتقل شد.[۱۲۸]

در زمانه حکومت شهابیان (۱۱۰۹-۱۲۵۸) اختلافات خویشان‌ای دربین دروزیان بالا زد و در ۱۱۲۳ فی مابین دو تیم قیسی از طوایف جنوب، مشتمل بر معنیون و بحتریها و یمنی از طوایف جنوب، مشتمل بر ارسلانی‌ها و علمالدینی‌ها جنگی دشوار در عین دارا در گرفت.[۱۲۹]

در نتیجۀ این نزاع، که به برد قیسی‌ها انجامید، یمنی‌ها، که مخالف حکومت شهابیان بودند، به حوران در سوریۀ فعلی کوچ کردند.[۱۳۰]تیم قیسی هم در دورۀ حکومت امیر ملحم (۱۱۴۴-۱۱۶۶) به دو دسته عمدۀ یزبکی و جنبلاطی تقسیم شد، که تاکنون این دو تیم از مهمترین دسته‌های دروزی در لبنان‌اند. این انشقاق و نبرد‌های در میان آن ها، که با نگهبانیِ گاه گاه حکومت از یکی‌از آنان همپا بود، سبب ساز تضعیف شهابیان شد.[۱۳۱]

در۱۲۴۷ محمد علی پاشا، حکم دهنده مصر، منطقۀ جنوب سوریه را اشغال کرد و تا۱۲۶۵ بر آن ناحیه احاطه داشت.[۱۳۲]در‌این عصر، امارت شهابیان، که مخصوص به بیروت، صیدا و صور بود، پایین امر محمد علی پاشا بود.[۱۳۳]

ابراهیم پاشا، پسر محمد علی، سیاست‌هایی در مخالفت با دروزیان لبنان در پیش گرفت، همانند توقیف سلاح‌های آنان، دریافت مالیات و فراخواندن آن‌ها به سربازی، که به کودتا آن‌ها در حوران، وادی التیم و جبل لبنان انجامید.[۱۳۴]

در‌این زمان بخش اعظمی از رهبران دروزی به اتهام کودتا بر سیاست‌های ابراهیم پاشا تبعید شدند.[۱۳۵]

در ۱۲۵۶، دروزیان اتحادی با مسیحیان مخالف تشکیل دادند که‌این اتحاد به اخراج یا این که تبعید محمد علی پاشا از لبنان انجامید. [۱۳۶]ولی آنان بعداز این واقعه زد خورد‌هایی با مسیحیان مارونی لبنان پیدا کردند که با دخالت حکومت مرکزی عثمانی به خاتمه یافتن استقلال محلی لبنان و استقرار نظم و ضابطه در حوزه‌ انجامید.[۱۳۷] امیر بشیر سوم (حکومت: ۱۲۵۶-۱۲۵۸)واپسین امیر شهابی بود که از حکومت برکنار و به استانبول رسول شد. درین داستان بخش اعظمی از دروزیان لبنان نیز از خوف حکومت عثمانی به جبل حوران کوچ کردند.[۱۳۸]تا این روزگار راءس حکومت دروزیان هم از لحاظ نفوذ سیاسی و نظامی و هم از نگاه جمعیتی در لبنان قرار داشت.[۱۳۹]

طلاق دروزیان سوریه و لبنان
در۱۳۳۴/۱۹۱۶، طبق قرار اعطا کرد سایکس-پیکو ادارۀ سوریه و لبنان به فرانسه و ادارۀ فلسطین به بریتانیا و جبل الدروز نیز به سوریه واگذار شد؛ در فیض دروزیان فلسطین از همکیشان خویش در سوریه و لبنان غیروابسته شدند.[۱۴۰]

در سال‌های ابتدا دهۀ ۱۳۰۰ش/دهۀ ۱۹۲۰، دروزیان در نهضت اهل سوریه- عربی بر ضد فرانسه سهم مهمی داشتند، به سیرتکامل‌ای که از آن با تیتر «الثورة الدرزیة» اسم می برند.[۱۴۱]پاد شاه اُطرُش، که دروزی بود، رهبری قیام را بر ذمه گرفت.[۱۴۲]این کودتا سرکوب شد و اکثری از دروزیان سوریه به بخشها شرق اردن، جلیله و کوه کرمل گریختند.[۱۴۳]

از ۱۳۱۰ش/۱۹۳۰ به بعد از آن، دروزیان در لبنان و سوریه در کار‌های سیاسی و حزبی شرکت کردن داشتند[۱۴۴]،به سیرتکامل‌ای که در ۱۳۳۵ش/۱۹۵۶ شش کرسی از ۹۹ کرسی مجلس نمایندگان لبنان به دروزیان تخصیص یافت.[۱۴۵]

جمعیت
داده های عددی دقیقی از جمعیت دروزیان در اختیار وجود ندارد، ولی کمیتۀ رابطه ها همگانی دروزیان امریکا تمام جمعیت آنان‌را در عالم در دهۀ۱۳۶۰ش/۱۹۸۰ حدود یک میلیون بدن تقریب زده میباشد.[۱۴۶]

موقعیت کنونی
امروزه عمدۀ دروزیان در سه مرزوبوم لبنان، سوریه و فلسطین اشغالی متمرکزند.[۱۴۷] افزون بر این بخشها، دسته‌های کوچکی از دروزیان در اردن، اروپا، کانادا، امریکای لاتین، فیلیپین، آمریکا، استرالیا و غرب افریقا ساکنند.[۱۴۸]

بخش ها معاش

دروزیان به صورت سنتی بیشتر در بخش ها کوهستانی معاش می‌کردند و این دستور اینک در لبنان، سوریه و فلسطین اشغالی به طور کاملٌ مشاهده می شود.

لبنان

در لبنان دروزیان بیشتر در جبل لبنان و وادی التیم و شوف بومی‌اند، و تعداد یه خرده نیز در بیروت منطقۀ عالیه معاش می‌کردند که در سال‌های اخیر شمار آن‌ها به‌سرعت رو به فزونی گذارده میباشد،

سوریه

دروزیان سوریه بیشتر در ایالت سُوَیدا اقامت دارا هستند که جبل حوران پر اسم و رسم به جبل الدروز یا این که جبل العرب در آن واقع گردیده است و مشتمل بر ناحیه‌ای عظیم با بیش تر از ۷۳ قریه میباشد.[۱۴۹]

فلسطین

در فلسطین اشغالی بیشتر دروزیان در دو منطقۀ کوهستانی الجلیل و کوه کرمل بومی‌اند.[۱۵۰]

رهبری
به رغم قدرتمند بودن احساس همبستگی قومی و مذهبی دربین دروزیان، آنها در هرمورد از کشورهای سوریه، لبنان و فلسطین اشغالی رهبری جداازهم و ساختار گروهی، مذهبی و خویشاوندان‌ای متمایزی دارا‌هستند. به همین منجر سهم آن‌ها در سیاست نیز مختلف میباشد.

در لبنان، کمال جنبلاط که در ۱۳۲۶ش/۱۹۴۷نمایندۀ دروز از منطقۀ شوف در مجلس بود، حزب سیاسی الحزب التقدمی الاشتراکی را تأسیس کرد که تا به درحال حاضر در صحنۀ سیاسی لبنان حضور داراست.[۱۵۱]

در۱۳۲۷ش/۱۹۴۸ ضابطه حقوق و دستمزد سری جامعۀ دروز به ثبت کمیته‌ای از علما، قضات و نمایندگان مجلس رسید و از طرف دولت لبنان به رسمیت شناخته شد.[۱۵۲]

دروزیان سوریه یکی‌از اجزای مهم تیم‌های نژادی‌اند که یک سری دهه بر راءس مرز و بوم مسلط بوده‌اند، ولی فعلا تا حدودی فارغ دایرۀ اقتدار قرار گرفته‌اند.[۱۵۳]


اعلام هواخواهی دروزیان لبنان از سوریه در دیدار با بشار اسد
در فلسطین اشغالی، دروزیان با تایید حکومت اسرائیل معاش مسالمت‌آمیزی با یهودیان آن مرزو بوم دارا‌هستند. این مورد سبب شد خلق رژیم اسرائیل در مقایسه با دیگر عموم فلسطین اشغالی، گوناگون باشد به سیرتکامل‌ای که در ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۳۶/۲۱ آوریل ۱۹۵۷ با شناسایی آن ها تحت عنوان یک دسته غیر وابسته و ثبت ضابطه دادگاه‌های فقهی دروزیان و گشایش دادگاه‌های غیر وابسته فقاهتی دروزی در ۱۳۴۱ش/۱۹۶۲ و تصویب تیتر دروزی در کارت شناسایی آن ها به مکان عرب، فرآیند قانونی تفکیک دروزیان را از اعراب بدون نقص کرد.[۱۵۴]

دروزیان فلسطین اشغالی از سال‌های اولیۀ تشکیل رژیم اشغالی اسرائیل نمایندگانی در کنست مجلس قانونگذاری این رژیم داشتند.[۱۵۵]

با این حالا، دروزیانِ بلندی‌های جولان، که در ۱۳۵۹ش/۱۹۸۰ به قلمرو آن رژیم ملحق شد، با نگهداری وفاداری خویش به سوریه، در مقابل اِعمال قانون ها شهروندی از سوی رژیم اسرائیل به رنج مقاومت می‌نمایند.[۱۵۶]

نگارخانه

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 18
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 11:37


عمل‌های اجتماعی و فرهنگی
این جنبس بعضا ارگان های اجتماعی، بهداشتی، تبلیغاتی و فرهنگی اختصاصی به خویش و یا این که یار خویش را پایین پوشش دارااست که مهم ترین آن ها مسجد امین مشهد عبارتند از:

موسسه یادگرفتن جبل استدلال، شهر صور
تکان فرهنگی لبنان
پیشاهنگی علم یادگرفتن رسالت اسلامی
خبرنامه الامل
خبر نامه داخلی العواصف
چاپ منزل بلال
تلویزیون NBN
مجمع فرهنگی نبیه برّی، حوزه‌ زهرانی
خبرنامه الزمان که بوسیله تکان امل خریداری گردیده است.
موسسه جمعیت نگهبانی از معلولان لبنان که به سر گروهی رنده برّی همسر نبیه برّی رهبر تکان امل اداره می گردد.
پایانه رادیویی "الرسالة" که ۲۴ ساعته اپلیکیشن دارااست.[۱۴]
ارتباط با سوریه
این حرکت موضع خویش را با سازمان حزب بعث لبنان و حزب قومی (کمیته معضل) و جمعیت خیریه اسلامی هماهنگ نموده است و با سوریه ارتباط ها راهبردی دارااست.[۱۵]

عمل‌های اجتماعی، درمانی
حرکت امل، یکسری بیمار‌ستان و راس یادگرفتن درمانی در بخش ها شیعه نشین داراست. موسسه واحد الشهید اللبنانی نیز که به کارها خانواده شهدا و فرزندانشان و مجروحان مطالعه میکند، وابسته به‌این حرکت میباشد.[۱۶] فرزندان شهیدان از سهمیه‌ای برای استخدام دولت بهره مند می‌باشند و نیروهای هواخواهی مجلس نیز به واسطه نبیه برّی ساخت‌و‌ساز گردیده و بهره برداری مریضخانه الزهرا در بیروت نیز به عنوان مثال اقدامات اوست.[۱۷]

تفرقه در تکان و صورت‌گیری حزب‌الله
در جریان عملیات الجلیل و حمله به بیروت، حرکت امل یار با دیگر مجموعه‌های لبنانی به مذاکرات با اسرائیل در پوسته هیئت نجات ملی پیوست. این تکان سبب شد که تعداد متعددی از شیعه ها از امل مستقل شوند. از بین آن‌ها می‌اقتدار به ۳ تیم اساسی اشاره نمود:

امل اسلامی: فرماندهی این دسته را سید حسین موسوی، جانشین نبیه بری در امل در چنگ داشت که از آن ها غیر وابسته گردیده بود.
حزب دعوت اسلامی: از بزرگان این حزب که معتقد به جنگ با اسرائیل بودند، می‌اقتدار به سید محمدحسین ادب‌الله و روضه خوان محمدمهدی شمس‌الدین اشاره نمود.
تجمع علمای مسلمین: به مسئولیت "صبحی طفیلی".
این تیم‌ها، برای تشکیل ساختاری برای جنگ با اسرائیل، گروهی ۹ نفره را گزینش کردند. سود اقدامات این تیم، مدرک ۹ بود که مطابق آن، قرار شد مجموعه جدیدی تشکیل گردد. معیارهای این تیم نو،‌۳ اصل بود:

ایمان به اسلام
مقاومت در قبال اسرائیل
تایید رهبری البته عالم.
بعد، ۵ نفر از آن دسته ۹ نفره، اولی هیات رهبری تیم تازه را با اسم «شورای لبنان» تشکیل دادند. در صدر شغل این مجموعه تازه به طور غیرقانونی بود تا اینکه در ۱۶ فوریه ۱۹۸۵ در حسینیه شیاح بیروت به طور قانونی، تشکیل تیم تازه با اسم حزب‌الله اعلام شد.[۱۸]

ارتباط با حزب‌الله
عامل ها اختلاف و رقابت
حزب الله و امل هر دو در عرصه و ناحیه واحدی کار دارا‌هستند و همین فرمان منجر شد که سطح تماس این دو با یکدیگر زیاد باشد. عمده‌ترین موضوع‌های اختلاف در میان این دو دسته عبارتند از:

رقابت در جذب اشخاص؛
اختلاف در طریقه‌ها دربارهٔ برخی از مسائل سیاسی؛
متزلزل بودن عنصر اتکا و اعتقاد در ارتباط ها طرفین.[۱۹]
تضارب‌ها
بعضی از حوادثی که در دوران اختلاف در میان این دو مجموعه اتفاق افتاد، عبارتند از:

ابتدا، تجاوزها از شیوه ضرب و شتم، سلاح کِشی یا این که ساخت‌و‌ساز تشنج در فضای روستاها در سطح محصور استارت شد.
در ۱۹۸۸/۵/۴م (۱۴ اردیبهشت ماه ۱۳۶۷ش) حرکت امل، با این یقین که حزب الله از حدود خویش تجاوز نموده است، تمایل به خلع سلاح نیروهای حزب الله گرفت.این تصمیم که به اسم «بازدارنده حاروف» مشهور شد در صدر به زد خورد در بخشها نبطیه و غازیه انجامید. و بعد از آن، رهبری حزب الله در اقدامی سریع، تصمیم گرفت حیث تکان أمل را قبول و براین اساس خلع سلاح شد.
در تاریخ ۱۹۸۸/۵/۶ زد خورد‌ها به بیروت کشیده شد و حزب‌الله در‌این مرحله قصد به جنگ گرفت. در سود، امل از مقر‌های خویش در حومه جنوب بیروت بیرون شد.
احاطه حزب‌الله بر روستاهایی در اقلیم التفاح در جنوب لبنان در نقطه نهایی سال ۱۹۸۸م.
بعداز توافق امل و حزب الله در فوریه ۱۹۸۹م/بهمن ۱۳۶۷ش، نزاع اقلیم التفاح در نصفه ژوئیه به عبارتی سال رویداد. در‌این نزاع، حزب الله به مقطع ۱۰۰ روز در محاصره شدیدی قرار گرفت.[۲۰]
توافق جدا مخاصمه
زد خورد میان حرکت امل و حزب‌الله،‌ از میانه سال ۱۹۸۸م استارت شد و دو سال و نیم ادامه داشت. درین زمان، کشور ایران و سوریه بسیار کوشیدند تا این زد خورد‌ها نقطه نهایی یابد.[۲۱] در‌پی حمله عراق به کویت و بروز آرم‌های آغاز نزاع خلیج فارسی، تضارب با توافق صلح بین طرفین در ۱۹۹۰/۱۱/۹م تمام شد.[۲۲]

این تفاهم نامه بر بیماری آلزایمر بدبینی‌های جانور فی مابین طرفین، اپلیکیشن برقراری صلح و سازگاری، رجوع و برگشت حزب به جنوب تأکید کرده بود. اما مطابق این تفاهم نامه، امنیت جنوب لبنان به ارتش ودیعه شد و عملیات مقاومت تضعیف شد.[۲۳]

همیاری در نزاع ۳۳ روزه
در جریان مبارزه ۳۳ روزه در فصل تابستان ۲۰۰۶م، این تکان با تیم حزب‌الله لبنان همیاری بهتر و منسجمی در مقابل اسرائیل داشتند. به سند سید حسن نصرالله دبیر تک تک حزب الله، این همیاری به‌دنبال رایزنی با نبیه بری، رهبر حرکت امل از به عبارتی روز اولیه پیکار تا انتها وجود داشت. او توفیق لبنان در برد بر اسرائیل سود همیاری و ملازمت و همراهی مجاورت نبیه برّی و این تکان و تقسیم مسئولیت‌ها دربین دو تیم سیاسی بوده میباشد. همیاری‌ای که هم در میدان پیکار و هم در سپس نرم‌افزار‌ریزی و لجستیک پیکار بود. همینطور این هماهنگی در آزادسازی کشتزارهای شعبا و مبارزه جنوب ادامه داراست.[۲۴]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه