loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 15
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:03


قتل روضه خوان ادب الله
مهدی ملک زاده که پدرش ملک المتکلمین از سران مشروطه‌ای بود که بعد از به توپ مسدود شدن مجلس، در گلشن سلطان به همپا برخی دیگر از پیشروان مشروطه کشته شد، می‌نویسد: به‌دار آویختن حاجی روضه خوان فضل و ادب الله یکی‌از اتفاق ها مهمی بود که در انقلاب مشروطیت کشور ایران رویداد و در حالتی‌که بگوییم که یک کدام از حادثه ها و اتفاقاتی بود که در قرن ها اخیر نظیر نداشت و یا این که نظیر آن به‌تدریج چشم گردیده بود بی حدو حساب‌گویی نکرده و روش مغایر مسجد سجاد مشهد نپیموده ایم.

او در پی می‌نویسد: چنانچه چه او مرجع تاسی خلا اما در پایتخت بالاترین منزلت روحانیت را حائز بود و در ستون بهبهانی و طباطبائی مکان داشت. گفته میشود از نگاه دانسته ها و تبحر در علم ها فقهی از کلیه همگنانش برتری داشته و بسیار فهیم و رند بوده و در اقتدار دلیل دربین طبقه خویش نظیر رزرو مسجد سجاد مشهد نداشته.[۳۲]

همو می‌نویسد: برخلاف محمدعلیشاه و صدر اعظمش سعدالدوله و عده ای از وزیر و وزرا و درباریان و رجال مستبد که نامردانه بعد از آن تمامی جنایت و انسان کشی راه و روش فرار و گریز را پیش گرفتند و به سفارت اجنبی که اصلی ترین معاند استقلال کشور‌ایران بود، حفاظت بردند حاجی روضه خوان ادب الله استقامت و شخصیت خودش را مراقبت کرد و در منزل ماند و چشم به راه پیش آمد و تقدیرات شد. میگویند به عبارتی روزی که محمدعلیشاه به سفارت رفت، سعدالدوله برای حاجی روضه خوان ادب الله پیغام ارسال کرد که جان شما در خطر میباشد و عالی میباشد به یکی سفارتخانه‌ها جانبداری ببرید البته حاجی روحانی ادب الله از این سفارش سرباز زد و تحت توشه این ننگ نرفت و پاسخ بخشید منزلت روحانیت اینجانب اذن مبادرت به این کار را نمی‌دهد.[۳۳] در حالی که پناهنده شدن به سفارت‌های بیگانه راجع‌به بعضا از مشروطه‌خواستار نیز سوابق داشت. به عنوان مثالً تقی زاده و دهخدا بعداز ماجرای به توپ مسدود شدن مجلس به سفارت انگلیس پناهنده آدرس مسجد سجاد مشهد شدند.[۳۴]

رد پناهنده شدن به سفارت روس
اعظام الوزاره از پدرش [ملا علی معلم] نقل می‌نماید که یکی‌از روزهایی که گفته می شد مجاهدین [مبارزان مشروطه] از رشت تا مجاورت قزوین آمده‌اند و سردار اسعد بختیاری نیز با توده خویش به قم وارداتی‌اند، اینجانب [= ملا علی معلم] و عده ای از علما و طلاب در حوزه درس خانه حاج روضه خوان فضل و ادب الله بودیم که نائب رئیس سفیر روس وارد شد و با حاج روحانی گفتگو و او‌را دعوت به سفارتخانه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد نمود.

حاج روحانی پاسخ بخشید: مسلمان نباید پناهنده بی دینی گردد آن هم مثل اینجانب.
نائب رئیس سفیر اعلام‌کرد: بیائید بیرق [= درفش] را بالای سردر منزل نصب فرمائید و بیرق را نشانه اعطا کرد و اذن خواست سردرب عمارت قرار دهند.

حاج روضه خوان پاسخ بخشید: اسلام تحت بیرق بی دینی نخواهد رفت.
نائب رئیس سفیر خاطرنشان کرد: برای شما خطر جانی خواهد داشت.

روحانی جواب اعطا کرد: زهی شرافت و آرزومندم.
اعظام الوزاره به دنبال می‌نویسد: در به عبارتی موقعی که محمدعلی پاد شاه، به سفارت روس می‌رود، سفیر روس با غلام خویش کالسکه سفارت را می‌فرستد که حاج روحانی ادب الله را از منزل‌اش ببرند سفارتخانه، البته روضه خوان حاضر نمیشود.[۳۵][یادداشت ۳]

بازدید : 18
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:41


قتل ابومسلم
ابو مسلم خراسانی از رقیبان منصور به شمار می‌آمد و از فرصت سفاح دربین آن دو کدورت ساخت‌و‌ساز گردیده و از طرفی توان فراوان ابومسلم مایه نگرانی دستگاه خلافت گردیده بود. از این رو منصور در سال ۱۳۷ق ابومسلم را به قتل رساند.[۲۲] قتل ابومسلم برای منصور بسیار گران به پایان رسید به دلیل آنکه ابومسلم رهبر سیاسی نظامی و حتی پیشوای فقهی خراسانیان محسوب می شد و در حین منصور و بعداز وی، قیام‌­های اکثری در خونخواهی وی شکل گرفت که عواقب و ایرادات اکثری برای عباسیان به وجود مسجد سجاد مشهد آورد.[۲۳]

ایجاد کرد بغداد
ساختن شهر بغداد از مهم ترین شغل های منصور بود. عباسیان از مجال به حکومت وصال خویش به بازه زمانی سیزده سال، سوای پایتخت بودند تا اینکه بغداد را سازه نهادند. منصور در ساختن این شهر علت‌های سیاسی، نظامی، انتقادی و آب و هوایی رزرو مسجد سجاد مشهد داشت.[۲۴]

او ساختن پایتخت را در سال ۱۴۵ق استارت کرد و هزاران کارکنان، صنعتگر، نجار و آهنگر از شهرهای گوناگون را استخدام کرد. شغل ساختن بغداد چهار سال زمان برد و در ۱۴۹ق نقطه نهایی آدرس مسجد سجاد مشهد یافت.[۲۵]

قیام‌ها بر ضد وی
کودتا عمویش عبدالله
هم‌زمان با روی عمل داخل شدن منصور، عموی وی عبدالله بن علی در صدد وصال به خلافت بود. او که نقش بسزایی در استواری اساس‌های توان بنی عباس اعمال کرده بود، انتظار داشت که بعداز سفاح به خلافت رسد. او که به امر سفاح با لشکری بلندمرتبه به شام رفته و مهیا نزاع با عموم این حیطه بود، بعداز شنیدن خبر فوت سفاح بی­‌تفکر گروهی از نزدیکان و فرماندهان سپاه خود را بدون چاره کرد مدرک دهند که سفاح او را به ولیعهدی برگزیده میباشد[۲۶] و لذا عموم شام با وی بیعت کردند. منصور در قبال این خطر دورازشوخی، ابومسلم خراسانی را با وجود کینه‌ای که از وی داشت به مبارزه عبدالله ارسال کرد تا بدین وسیله از دست هر دو یا این که دستکم یکی‌از آن‌ها نجات یابد. ابومسلم با زیرکی سیاسی و نظامی بر عبدالله موفق شد و عبدالله به سمت بصره گریز کرد و ابعاد در زندان منصور شماره تلفن مسجد سجاد مشهد کشته شد.[مستلزم منبع]

قیام نفس زکیه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: قیام نفس زکیه
قیام نفس زکیه، اولیه قیام علویان علیه خلافت بنی عباس بود. بعداز عهدوپیمان‌شکنی عباسیان در تفویض خلافت به نفس زکیه،(از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) که با وی تحت عنوان مهدی، بیعت گردیده بود) وی در سال ۱۴۵ق در شهر مدینه علیه منصور عباسی قیام کرد اما عاقبت به یاروهمدم بخش اعظمی از طرفدارانش کشته شد.[مستلزم منبع]

قیام ابراهیم بن عبدالله
نوشته‌علمیٔ اساسی: قیام ابراهیم بن عبدالله
قیام ابراهیم بن عبدالله دو‌مین قیام علویان علیه خلافت بنی عباس بود. ابراهیم که از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) بود، بعداز اخوی خویش نفس زکیه در قبال منصور عباسی در بصره قیام کرد. درین قیام توده متعددی از زیدیان، معتزلیان و تنی چند از فقهای بنام کمپانی داشتند ولی در غایت قیام به فیض نرسید و ابراهیم در سال ۱۴۵ق در ناحیه باخمرا در حوالی کوفه کشته شد.[مستلزم منبع]

بقیه
قیام سنباد
قیام سنباد برای مثال اولی جنبش‌هایی بود که پیرو قتل ابومسلم صورت گرفت. اما خونخواهی ابومسلم برای سنباد عذر‌ای بیش عدم وجود. او به‌دنبال آن بود که با به کارگیری از پر نمک و احساسات ملی و مذهبی تیم‌های متفاوت، سیادت عرب و اسلام را از بین بردارد و خلافت عباسی را با انتقام خون ابومسلم نابود نماید. او در پیکار با عاملان خلیفه ناکامی خورد و سرش را برای خلیفه کادو بردند.[مستلزم منبع]

قیام اسحاق رخنه‌
اسحاق سوراخ از سایر مدعیان خونخواهی ابومسلم بود که در زمینه‌ی اصل و نسب وی شک وتردید وجود داراست. به حیث میرسد وی نیز مانند سنباد طرفدار تمایل‌های مانوی و زرتشتی بود. نهضت اسحاق شکاف دوام نداشت اما موضوع قابل قبولی برای قیام سفید جامگان که مطرح ترین مدعیان خون ابومسلم بودند آماده کرد.[مستلزم منبع]

تکان راوندیه
از مهم‌ترین حرکت‌هایی میباشد که در انتقام از ابومسلم صورت گرفت. راوندیان دارنده اعتقادات مذهبی التقاطی بودند و در حالی که ظاهراً از عشق و علاقه به منصور عباسی دم می‌زدند، در صدد سرنگون کردن وی بودند. آن‌ها بیشتر از هم محلی خراسان تبارک بودند و می‌خواستند همان گونه که منصور، ابومسلم را غافلگیر کرد و فریب بخشید، آن‌ها نیز با ادعای عشق و علاقه به منصور او‌را به قتل برسانند.[مستلزم منبع]

از سایر کودتا‌های این زمان می‌اقتدار به کودتا استاذیس (از مجوسان خراسان که خویش را موعود زرتشت می‌دانست و ادعای پیامبری داشت) و کودتا‌های خوارج اشاره نمود که با سرکوبی بوسیله لشکریان خلیفه نقطه پايان یافت.[۲۷]

بازدید : 18
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:38


همسر و فرزندان
اسم همسر جعفر، اسماء بنت عمیس بن نعمان میباشد. فرزندان وی، عبدالله، عون، محمد و احمد میباشند که تمامی از اسماء می باشند.[۷] ابن‌عنبه، هشت فرزند برای جعفر و اسماء بنت عمیس شمرده میباشد.[۸] بعد از آن که ابوطالب مبتلا فقر و تنگدستی شد، برادرش حمزه[۹] و بنابر قولی اخوی دیگرش عباس بن عبدالمطلب کفالت جعفر را بر ذمه گرفت و تا‌زمانی‌که جعفر مسلمان شد و مستغنی شوید، در منزل عمویش معاش مسجد امین مشهد می کرد. [۱۰]

مسلمان شدن
جعفر دو‌مین مردی بود که فورا بعد از برادرش علی(ع) به فرستاده(ص) ایمان آورد و مسلمان شد. ابوطالب زمانی که روئت کرد فرزندش علی(ع) در کنار فرستاده(ص) نماز میگذارد به جعفر اعلام کرد: در سمت چپ رسول(ص) نماز بگزار.[۱۱] بعضا نیز گفته‌اند او بیست‌و‌ششم و یا این که سی‌ودومین مردی بود که مسلمان شد.[۱۲] ابن‌سعد میگوید: جعفر بن ابی‌طالب پیش از آن که نبی پروردگار(ص) در منزل ارقم وارد خواهد شد، ایمان آورد.[۱۳]

منزلت و جایگاه
براساس متن‌ها شرعی، جعفر از مرتبت و مقام والایی منتفع بود. او‌را مصداق برخی نشانه‌ها قرآن معرفی کرده‌اند. علی بن ابراهیم قمی در پایین آیه ۲۳ سوره احزاب [یادداشت ۱] از امام باقر(ع) نقل می‌نماید که خواسته از عده ای که بر پیمان خود با مسئولیت ماندند و جان خود را تسلیم کردند، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب میباشد.[۱۴] براساس روایتی از امام راستگو(ع)، آیه ۳۹ سوره حج[یادداشت ۲] نیز در شأن علی(ع)، حمزه و جعفر نازل شد‌ه‌است.[۱۵]

قصه گردیده که نبی(ص) فرمود: عموم از درخت‌های متفاوت خوی گردیده‌اند؛ ولی اینجانب و جعفر مانند یک درخت هستیم و از یک گِل آفریده شدیم.[۱۶] آن حضرت در روایتی دیگر فرمود: جعفر! تو در رخ و خلق مشابه اینجانب هستی.[۱۷] این همانندی به سیرتکامل‌ای بود که کسی که جعفر را می‌رویت کرد می‌ذکر کرد: «درود بر تو یا این که فرستاده‌الله» به گمان این که رسول(ص) میباشد و جعفر در جواب می‌خاطرنشان کرد: اینجانب پیامبر‌الله نیستم و اینجانب جعفر هستم.[۱۸]

او گزینه عشق شدید فرستاده اکرم(ص) بود. پیامبر معبود(ص) از غنایم غزوه بدر به جعفر داد با این که او در نزاع حضور نداشت.[۱۹] همینطور نبی(ص) در برگشت از غزوه خیبر، جعفر را که از حبشه بازگشته بود، ملاقات کرد، او‌را در آغوش گرفت، بین دو دیده او‌را بوسید و فرمود: به پروردگار عهد و پیمان نمی‌دانم برای کدام یک مسرور باشم، دیدار جعفر یا این که فتح خیبر.[۲۰] بعد از آن به وی نمازی یادگرفت که به «نماز جعفر طیار» پر اسم و رسم میباشد.[۲۱] علاقمندی امیرمؤمنان(ع) به وی نیز تا آن جا بود که عبدالله بن جعفر می گوید: هر گاه درخواستی را از عمویم علی(ع) داشتم و به حق پدرم - جعفر - اورا قول می‌دادم، آن را می‌به عهده گرفت.[۲۲] امام حسین(ع) نیز در ماجرایی که امیرالمومنین(ع) به خشم آمده بود، او‌را به حق عمویش جعفر قول داده میباشد.[۲۳] هر گاه حضرت را هنگام خشم به حق برادرش جعفر قسم می‌دادند، آهسته می‌گرفت.[یادداشت ۳][۲۴]

خصوصیت‌ها
ابو نعیم اصفهانی می گوید: جعفر بن ابی‌طالب مردی خطیب، سخاوتمند، شجاع و عارف بود.[۲۵] ابن‌قُدامه او را شخصی صبور و ادم خاکی میخواند.[۲۶] ذهبی از عالمان اهل‌سنت می‌نویسد: جعفر بن ابی‌طالب، دارنده مقامی تعالی، سیّدِ شهیدان و مجاهدان میباشد.[۲۷]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 13
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:30


بکتاشیه از طریقت‌های صوفیه در آسیای صغیر و حیطه بالکان که رهروان بخش اعظمی داراست. بکتاشیان خویش را مسلمان و شیعه می دانند. آن ها به وحدانیت آفریدگار، نبوت محمد(ص) و ولایت علی(ع) معتقدند؛ البته این سه را در تثلیثی مشابه به تثلیث مسیحی مسجد امین مشهد مینگرند.

چیره منابع مطالعه درباره بکتاشیان به التزام نداشتن آنها به احکام شریعت و سوراخ نمازهای یومیه، روزه رمضان و بقیه عبادات اشاره کرده‌اند. این دستور، یکی‌از وجوه اختلاف این طریقت با شیعه اثنی عشری میباشد.

تاریخ صورت‌گیری
بنیانگذار
بیان شده بنیانگذار طریقت بکتاشیه فردی به اسم حاجی بکتاش البته میباشد.[۱] منابع اسم و نسب او را به طور سیدمحمد رضوی[۲] محمد نیشابوری[۳] محمدبن ابراهیم‌بن موسی خراسانی [۴] و همینطور اما‌بن فرمان روا ابراهیم‌بن موسی[۵] آورده‌اند. حاج بکتاش را بکتاش رومی نیز نامیده‌اند.[۶] در امر لفظ بکتاش و معنای آن، در منابع آمده میباشد که، واژه‌ای ترکی و به معنای، اخوی تبارک، صاحب و مالک و سهیم میباشد. [۷] درباره انگیزه نامگذاری وی آورده شده میباشد که زیرا حاج بکتاش به عثمان یکم (عثمان غازی)، وعده سلطنت می‌اعطا کرد، عثمان نیز زمانی اندک فتحی کرد، به سیدمحمد کنیه بکتاش یعنی اخوی والا اعطا کرد.[۸] حاج بکتاش از سوی قبائل رخنه‌ با کنیه اما شناخته می شد. [۹]

رده و مداقه
در پیشگفتار کتاب مقاله‌ها غیبیه، به گزارش عبدالباقی گولپینارلی، آمده میباشد که سید بکتاش البته فرزند سیدابراهیم ثانی‌بن موسی‌بن ابراهیم دسیسهَّم المجاب، اخوی تنی امام رضا(ع) میباشد.[۱۰] در اینکه حاج بکتاش یک شخصیت افسانه‌ای میباشد یا این که تاریخی؛ بعضی دانشمندان مانند پطروشفسکی وجود او‌را افسانه‌ای [۱۱] و برخی آمیخته به افسانه دانسته‌اند.[۱۲] فوأد کوپرلو حاج بکتاش را محصل و جانشین احمد یسوری معرفی می‌نماید.[۱۳] اولیا افندی (چلبی) علاوه بر اینکه حاج بکتاش را مرید احمد یسوی میداند [۱۴] می‌نویسد که او به امر احمد یسوی به همدم تنی چند از مقدسین برای مثال محمد بخارا، شمس‌الدین تبریزی، محی‌الدین عربی و صاری صالتوق راهی بلاد روم (آسیای صغیر) شد. [۱۵] برخی منابع اورا مرید و فراگیر لقمان پرنده معرفی می‌نماید.[۱۶] محمدعلی معلم تبریزی در ریحانه الادب تصریح می‌نماید که حاجی بکتاش از روضه خوان لقمان خراسانی استحصال نتیجه کرده است.[۱۷] مصطفی شیبی، حاج بکتاش را مثلا صوفیانی می داند که به نهضت بابائیه پیوسته بود[۱۸] و در منابع حاج بکتاش را خلیفه خاص پدر پیامبر معرفی می‌نمایند.[۱۹] گولیپنارلی این نظر را دارد که حاج بکتاش بخاطر شخصیت و نفوذی که در بین ترکمانان داشت، باقیماندگان کودتا بابائیه بدور حاج بکتاش گردآوری شدند و حاج بکتاش تحت عنوان سرور باباییان، روحانی قلندران و پاد شاه ابدالان شناخته شد.[۲۰]

میلاد و وفات

بقاع حاجی بکتاش‌البته در قیرشهر ترکیه
در کتاب بستان السیاحه شیروانی آمده‌میباشد که حاج بکتاش در شهر نیشابور متولد شد‌ه‌است.[۲۱] در خصوص تاریخ تولد و وفات حاج بکتاش منابع واقعه لحاظ ندارند. در منابعی نظیر مناقب العارفین که سابق‌ترین مأخذی میباشد که از حاج بکتاش صحبت به در بین آورده میباشد داده ها بخصوصی بدست نمی‌آید.[۲۲] ولی بعضا منابع به دنیاآمدن را سال‌های ۶۰۵ق [۲۳] ۶۴۶ق [۲۴] ۶۴۸ق [۲۵] بیان کرده‌اند. تاریخ وفات حاجی بکتاش را نیز متعدد بیان کرده‌اند. برخی ۶۶۹ق[۲۶] گروهی ۶۹۷ق[۲۷] و بعضا ۷۳۸ق [۲۸] و برخی هم ۷۴۰ق[۲۹] بیان کرده‌اند. مزار او در قیر‌شهر ترکیه واقع گردیده است.

صاری صالتوق

جریان دگرگونی طریقت بکتاشیه در دو قرن بعداز مرگ حاجی بکتاش و قبل از مطرح شدن اسم بالیم فرمان روا چندان پر‌نور وجود ندارد. البته این زمان از تاریخ این بینش با اسم دو بدن یکی از صاری صالتوق، از مریدان حاجی بکتاش، و دیگری سیدعلی فرمانروا از «‌ابدالان‌» لینک و پیوند خورده میباشد. صاری صالتوق شخصیتی تاریخی داشته و ظاهرا یکی درویشان مبلّغی بوده میباشد که حاجی بکتاش به نقاط متفاوت می‌نبی میباشد.

بالیم پاد شاه

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 11
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:24


سلسله مراتب
رهروان بینش بکتاشیه در ۵ مجموعه شیفته، محب، درویش، پدر و خلیفه مکان میگیرند. «‌دلداده‌» مرد یا این که زنی میباشد که متمایل به‌این نگرش و علاقمند به ورود به آن باشد. «‌محب‌» کسی میباشد که در مراسم قانونی ورود به بینش کمپانی کرده و در آن پذیرفته گردیده‌است. محب می تواند در مراسم متفاوت این دیدگاه کمپانی نماید و بعد از گذراندن یادگرفتن‌های موردنیاز و توسعه در مراتب سلوک در مراسمی با تیتر «‌وقف وجود‌» به درجه «‌درویش‌» ارتقاء یابد. درویش‌ها اذن دارا‌هستند که کلاه منحصر به فرد بینش یا این که «‌تاج‌» بر رمز بگذارند. آن‌ها معمولا بیشتر وقت خویش را تحت لحاظ «‌پدر»‌ها و صرف پژوهش به کارها متفاوت توکل می‌نمایند. «‌خلیفه‌» پدر را از فی مابین درویشان تعیین می‌نماید و هر پدر مسئولیت یادگرفتن و بررسی بر سلوک درویشان و محبان را دارااست؛ و ممکن میباشد مجرد یا این که دارنده همسر باشد. در اکثری از مفاد اگر که پدر، فرزند پسری داشته باشد رده بابایی به صورت ارثی به وی منتقل میشود. باباها دستاری سپید (یا این که سبز ویژه سیدها) دور تاج خویش مسجد سجاد مشهد می‌پیچند

[۴۳] در جايگاه‌ای به طور تقریب همسنگ درویشان «‌مجردان‌» قرار دارا‌هستند. اینان با کمپانی در مراسم خاصی، قسم تجرد خاطر می‌نمایند و گوشواری به اسم «‌منقوش‌» به گوش می‌آویزند. گردآوری‌ای ترسیم تجرد درین دیدگاه را متاثر از قلندریه و بعضا آن را برگرفته از تجرد، و رهبانیت مسیحی می دانند.[۴۴] بالاترین جایگاه میان بکتاشیان از آن خلیفه میباشد. در قبلی ۴ خلیفه در ۴ توکل دارای اسم و رسم بکتاشی ـ توکل حاجی بکتاش در قیر شهر و توکل‌های دیمتوقه، کربلا و قاهره ـ بر کارها دیگر توکل‌ها بررسی رزرو مسجد سجاد مشهد می‌کردند.[۴۵]

آیین ها
دین اقرار
از مهمترین دین‌های بکتاشیان «‌دین اقرار‌» یا این که «‌دین عده‌» میباشد که مراسم ورود جدید واردان بدین نگرش میباشد. این آئین مبنی بر حکایت گردهم آیی علی(ع) و ۱۱ امام و جمع دیگری (مجموعا ۴۰ بدن) در منزل فاطمه (س)، و در واقع گشوده آفرینی به عبارتی اتفاق افتاد میباشد. قبل از استارت مراسم داوطلب ورود بدین نگرش، گوسفندی قربانی می‌نماید و هزینه های مراسم را بر ذمه می گیرد. بعد از آن کسی را تحت عنوان رهبر برمی‌گزیند که او‌را در اجرای مراسم هدایت می‌نماید؛ بعداز غروب آفتاب به اتاق بزرگی در توکل با اسم «‌میدان‌» وارد میشود و با ادای احترام در مکان منحصر خویش می‌نشیند. آنگاه پدر، «‌صلوات طومار»‌ای مشتمل بر اسم دوازده امام میخواند و اشتباهات نگرش را برای شیفته تفصیل آدرس مسجد سجاد مشهد میدهد.

بعد از آن با قرائت ترجمان‌ها (سخنان منظوم و منثور خاص) شمع‌ها پر‌نور می گردد و دلداده با رهبر از میدان بیرون میگردد. در خارج از میدان بر پایه ی فقه شیعه وضو میگیرد و همرا با رهبر به میدان گشوده میشود و بعداز ادای احترام، نزد پدر می‌رود. پدر با پیشنهاد به خودداری از بدی‌ها، شهوات و افشای اسرار، به وی تلقین می‌نماید که مذهبش جعفری، مرشدش محمد(ص) و راهبرش علی(ع) و پیر طریقش حاجی بکتاش میباشد. سپس عرق چینی بر راز وی می گذارد و به طنابی که بر گردن اوست سه گره می زند که نشان نگهداری از دست، گویش و پرهیز از شهوات میباشد. بعد از ادای احترام به تمامی حاضران، شیفته در مکان خویش می‌نشیند و به همگی شربتی داده می‌گردد. با نقطه نهایی مراسم ورود به دیدگاه، سفره وسیع می گردد و حاضران شراب مینوشند و آن گاه مراسم سماع که زنان نیز در آن کمپانی دارا هستند، برگزار میشود. حضور آزادانه زنان در آئین‌های بکتاشی از خصوصیت‌های این نگرش شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد.[۴۶]

صیام فاطمه
از مهمترین تایم ها سال در نزد بکتاشیان ۱۰ روز در آغاز محرم میباشد که در آن روزه ای به اسم «‌صیام فاطمه‌» می گیرند و از میل کردن گوشت، شیر و کره اجتناب می‌ورزند. همینطور در‌این ۱۰ روز مراسم سوگواری برگزار می‌نمایند و در نقطه پایان آن غذای خاصی به اسم «‌عاشوره‌» در توکل میخورند. بکتاشیان همینطور عید باستانی را تحت عنوان سالروز به دنیاآمدن امام علی(ع) جشن و پایکوبی می گیرند.[۴۷]

عدم التزام به شریعت
برنده منابع تفحص درباره بکتاشیان به عدم التزام آن ها به احکام شریعت و رخنه‌ نمازهای یومیه روزه رمضان و بقیه عبادات، اشاره کرده‌اند. این فرمان، یکی‌از وجوه اختلاف این دیدگاه با شیعه اثنی عشری میباشد. ولی وجود عناصر طومار هایی مثل «‌شرعیات بکتاشی‌» نوشته محجوب عاصم (د۱۳۵۴ق/۱۹۳۵م) که بر ادای فرایض و پایبندی به ضوابط فقاهتی شیعه تاکید دارا‌هستند، خویش شاهد آن میباشد که همواره اقلیتی در ادامه شریعت نیز در‌این بینش وجود داشته میباشد.[۴۸]

دعا
در‌این دیدگاه دعاها و اذکاری به اسم‌های «‌گلبانگ‌» و «‌ترجمان‌» نیز وجود دارااست که مریدان، آنان‌را آموزش می‌بینند و در تایم ها مشخصی از روز می خوانند.[۴۹]

ادبیات
ادبیات بکتاشیه مشمول اثراتی منثور و منظوم میباشد که در این موسسه نظم جایگاهی والاتر از نثر دارااست. بکتاشیه نیز زیرا مولویه، آراء و اثر ها و عقاید خویش را با شعر، موسیقی و سماع بکتاشی ذکر داشته‌اند.[۵۰] اشعار آن‌ها که به «‌نَفَس‌» و «‌دوریه‌» معروف میباشد با وزن هجایی و به گویش ترکی میباشد. بکتاشیان در‌این اشعار منظور‌های خویش را به بان بی آلایش و عامیانه ذکر کرده‌اند.[۵۱]

تاریخچه
تاریخ ادبیات بکتاشیه از قرن هشتم هجری/۱۴م با سعید امره شروع گردیده، در قرن ۸ و ۹ق و ۱۵م با ظهور شعر سرا بضاعت زیرا قایقوسوز ابدال دگرگونی نوینی یافت، قایقوسوز ابدال در شعر و نثر بکتاشی مقام پررنگ داراست.[۵۲] یونس امره که معنی ها اشعار وی به لهجه ترکی آناتولی شاهدی بر بکتاشی بودن اوست با سرودن معنوی‌ترین اشعار یار با احساسات عمیق شرعی و خلوص آشکار، ادبیات بکتاشی را به نقطع ی عطف رسانید.[۵۳] گرچه پس از یونس امره شاعران اکثری در مورد ادبیات بکتاشی شعر سروده‌اند ولی اشعار آنها تکرار مضمون ها اشعار گذشتگان میباشد.[۵۴]

موضوعات
در ادبیات و اشعار بکتاشی از موضوعاتی زیرا محبت اهل بیت(ع)، تقدیس دوازده امام، تولی و تبری، عشق افراط آمیز به علی(ع) و‌گاه به الوهیت رسانیدن آن حضرت کلام رفته میباشد. همینطور مراثی امام حسین(ع) و فاجعه کربلا، اشعاری در مدح حاجی بکتاش و بزرگان طریقت علوی ـ بکتاشی و مناقب آنها، شعرهایی درباره البسه و دین‌ها و‌گاه عقاید حروفیه، قلندریه، حیدریه، باباییه و نیز آراء ابن عربی و جلال‌الدین مولوی در اثر ها ادلی بکتاشیه یافت می شود.[۵۵]

بازدید : 15
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:58


زیدیه در شمال کشور ایران از پیدایش تا توسعه
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: علویان (طبرستان)
برخی از گزارش‌ها تاریخ ورود زیدیه به کشور ایران را اوائل قرن دوم بیان کرده‎اند. مبنی بر این گزارش‎ها هنگامی که یحیی بن زید با حدود هفتاد نفر از یارانش در سبزوار علیه امویان قیام کرد و در جوزجان در ۱۲۶ق کشته شد عموم آن دیار در سوگ کشته شدن او اسم فرزندان خویش را یحیی مسجد سجاد مشهد گذاشتند.[۷۰]

بعداز یحیی بن زید، یحیی بن عبدالله بن حسن، اخوی نفس زکیه تحت عنوان او‌لین علوی بعداز کمپانی در قیام شهید فخ در ۱۶۹ق در حجاز و ناکامی آن، به همپا حجاج به دیلم رفته و مخفیانه سکونت کرد و مردمان آن دیار را به امامت خویش دعوت کرد.[۷۱] و توانست یارانی را بدور خویش توده نماید. قیام وی به جهت ترساندن و تطمیع یارانش بوسیله فضل و ادب بن یحیی برمکی، فرمانده لشکر اعزامی از سوی هارون‎ عباسی به ناکامی سبب ساز شد و یحیی بدون چاره به مصالحه با او گردیده و به بغداد رجوع و برگشت و بعداز چندی به فرمان هارون الرشید به زندان افکنده شد و در ۱۷۶ق در همانجا از جهان رزرو مسجد سجاد مشهد رفت.[۷۲]

ویلفرد مادلونگ، شیعه‌شناس غربی، اعتقاد دارد اگرچه زیدیه با این قیام‎ها نتوانست تا قرن سوم هجری قمری منزلت ثبت گردیده‎‌ای در کشور‌ایران پیدا نماید، ولی پیدایش زیدیه در جمهوری اسلامی ایران تعیین شده و مورد‌‎ساز ثبت و توسعه و گسترش این فرقه در قرن سوم هجری و بعد آدرس مسجد سجاد مشهد شد.[۷۳]

حکومت داعی گسترده
نوشته ی علمیٔ مهم: حسن بن زید بن محمد
با دعوت عموم طبرستان از حسن بن زید ملقب به داعی وسیع او در سال ۲۵۰ق از ری به آنجا رفته و از عموم بیعت گرفت و بعداز باخت استدلال طاهریان وارد آمل شد. حکومت بیست ساله داعی عظیم مدام با نبرد و گریزو فرار همدم بود ولی وی توانست در طومار‎هایی به عموم بخش ها گوناگون شمال کشور ایران شمار متعددی را که تا آن عصر اسلام را نپذیرفته بودند، به اسلام شیعی دعوت کند. در طومار‎های وی همواره بر شعائر شیعی، تفضیل امام علی (ع) بر دیگر صحابه، انتقاد شدید جبرگرایی، تشبیه و تجسیم تأکید شماره تلفن مسجد سجاد مشهد گردیده‌است.[۷۴]

بعد از اینکه داعی عظیم در سال ۲۷۰ق از جهان رفت برادرش محمد بن زید با اسم داعی صغیر فرمانروای طبرستان شد[۷۵] و وی نیز بعداز حدود هفده سال حکومت در ۲۸۷ق در تضارب با سپاه سامانیان کشته، راز او به بخارا و مرو منتقل و بدنش را در گرگان دفن کردند. مدفن او به گورداعی دارای شهرت میباشد. پس از این ناکامی طبرستان به قلمرو سامانیان در آمد.

حکومت ناصر اطروش
نوشته‌علمیٔ اساسی: حسن اطروش
بعداز حدود سیزده سال از سیطره سامانیان بر این بخش ها حسن بن علی بن حسن ملقب به ناصر اطروش و ناصر عظیم توانست بعد از چند دفعه نزاع و فرارو گریز طبرستان را از تصرف سامانیان بیرون ساخته و در ۳۰۱ق وارد آمل خواهد شد.[۷۶]

ناصر اطروش تحت عنوان یکی امامان زیدی میباشد که در عصر معاش خویش کتاب‎های متعددی را تألیف نموده است. وی برخلاف دیگر امامان زیدی بیشتر از آنکه متأثر از فکر‎های معتزلی باشد به امامیه تمایل بخشید. وی در اواخر معاش خویش مکتب‎ای علمی را سازه بنیان و به یاددادن و تربیت شاگردان پرداخت. پیدایش مدرسه ناصریه تحت عنوان یک کدام از شاخه‎های زیدیه، نتیجه ها تامل و تفکرات وی میباشد.[۷۷]

بعداز ناصر اطروش و حکومت ۱۲ ساله حسن بن قاسم پسر عموی ناصر حکومت علویان در کشور ایران منحل گردیده و سلسله شیعی آل بویه صورت گرفت. در زمان حکومت آل‎بویه امامان زیدی به طور مقطعی حکومت‎های محلی تشکیل دادند. از اصلی‎ترین ائمه زیدیه در‌این عصر می‎قدرت به احمد بن حسین بن هارون ملقب به ابوالحسین هارونی(م۴۱۱ق) و برادرش ابوطالب یحیی ین حسین هارونی(م۴۲۴) اشاره نمود.[۷۸]آن ها برخلاف ناصر اطروش تمایل اعتزالی داشتند و نقش مهمی در رواج فقه هادویه (منسوب هادی الی الحق رهبر زیدیه یمن) در قبال فقه ناصریه(منسوب به ناصر اطروش) داشتند به گونه ای که ابوطالب هارونی ۱۶ کتاب در تفصیل و تعبیر و تفسیر فقه هادی الی الحق نگاشت.[۷۹]

دولت زیدیه از قرن چهارم تا ظهور صفویه
زیدیه از قرن چهارم به آن گاه در بیشتر مفاد از جانبداری آل بویه بهره مند بوده و آیتم احترام و تکریم آن‌ها قرار ‎گرفتند. به ادعای بعضی مورخان امامان زیدی در سایه حضور دولت آل بویه به نقطع ی عطف قدرت خویش رسیدند به گونه ای که طبرستان، دیلم، گیلان و گرگان را در دست گرفتند.[۸۰] یکی اساسی‎ترین شغل‎های زیدیه درین عصر منازعات علمی درونی بوده میباشد.

بعداز قرن ششم هجری تا قرن هشتم گزارشی از قیام زیدیان در شمال کشور‌ایران نیست تا اینکه در سال ۷۷۶ق، همزمان با حکومت تیمور گورکانی، سلسله آل کیا که بر طبق بعضا گزارش‎های تاریخی از زیدیه به شمار می‎رفتند، در گیلان به وسیله سیدعلی بن سیدامیر کیا نهاد گذاشته شد.[۸۱]

اضمحلال زیدیه و جایگزینی امامیه در کشور ایران
با ظهور صفویه جنگی در میان فرمان روا طهماسب با خان احمد گیلانی واپسین شخص از خویشاوندان کیا درگرفت که به ناکامی این سلسله سبب ساز شد. برخی مورخین داعیه می‎نمایند خان احمد گیلانی در ۹۶۰ق آئین زیدی را کنار گذاشت و دنبال آن جمع‎های عموم از مذهب زیدی به امامیه درآمدند.[۸۲]

بازدید : 15
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:45


اثار
برخی از پژوهشگران، بخش اعظمی از اتفاق ها تاریخی بعد از رحلت پیامبر‌الله را سود حادثه سقیفه میدانند. برخی از این اتفاق ها عبارتند از: هجوم به منزل فاطمه(س): سازه به نقل از‌ها علاقه مندان خلافت ابوبکر، بعداز ماجرای سقیفه و پرهیز بعضی از صحابه مثلا امام علیّ(ع) از بیعت با ابوبکر برای بیعت به چنگ آوردن از حضرت علیّ(ع) به منزل حضرت فاطمه(س) هجوم بردند.[۶۵] به اعتقاد و باور شیعه ها، حضرت فاطمه(س) در تاثیر جراحاتی که بر وی درین قصه وارداتی بود به شهیدشدن مسجد امین مشهد رسید.[۶۶]
مصادره فدک: برخی ارزیابی‎گران تاریخ، معتقدند به دست آوردن فدک از فاطمه(س) بعد از سقیفه در جهت جنگ اقتصادی با اهل‌بیت(ع) بوده میباشد. این مبادرت، هم مبنا‎‌های حکومت ابوبکر را سفت می کرد و هم بازدارنده قوم فرستاده الله(ص) از جنگ و مخالفت می شد.[۶۷]
همیاری منافقان با سقیفه: به گفته آیت‌الله جوادی آملی با رحلت نبی مکر منافقان مدینه به پایان رسید وی در آنالیز این مقاله گفته میباشد منافقان یک روزه که از فی مابین نرفتند و مانند سلمان و ابوذر هم مؤمن نشدند بلکه با سقیفه و هم محلی آن ساختند از این‌رو بعد از تشکیل سقیفه منافقی در مدینه عدم وجود.[۶۸]
رخداد کربلا: به اعتقادوباور بعضی تغییر‌و تحولِ مسیر جانشینی فرستاده(ص) در سقیفه موجب شد گزینش خلیفه از هیچ رسمی تاسی نکند. از این‌رو خلیفه مسلمانها روزی در بحث انصار و تعدادی نفر از قریش، روزی با وصیت خلیفه اولیه، روزی با شورای شش‌نفره و روزی هم معاویه برای یزید بیعت گرفت. یزید نیز دلیل رخداد کربلا شوید.[۶۹]سید محمدحسین تهرانی فقید شیعه (درگذشت ۱۴۱۶ق) بعداز نقل اشعار حاکم ابی‌‎دیده نشده بن ابی‌قریعة درباره علی(ع) در توضیح بیت «|و اَریتکم ان الحسین اصیب فی یوم السقیفة» گفته میباشد که در حالتی که خلافت علی(ع) را غصب نمی‌کردند تیر حرمله به گلوی علی‌اصغر نمی‌رسید.[۷۰] همینطور محمدحسین غروی اصفهانی، (۱۲۹۶-۱۳۶۱ق)، از عالمان شیعه نیز در شعری این مضمون را ذکر نموده است:
فما رَماه اِذْ رَماهُ حَحافظه موقتَلة
و انَما رَماهُ مَن مَهَّدَ له
سَهمٌ اَتی مِن جانب السقیفة
و قَوسُه عَلی یدِ الخلیفة
و ما أصاب سَهْمُهُ نَحرَ الصّبی
بَل کَبدَ الدینِ و مُهجة النَبی[۷۱]
|ترجمه: حرمله خلا که تیر انداخت، بلکه کسی تیر را رها کرد که قضیه‌ساز آن بود، تیری از سوی سقیفه آمد که کمان آن به دست خلیفه بود و تیر وی خیر بر گلوی نوپا، بلکه بر قلب آئین و جان فرستاده گرد‌همایی.

نَیِّر تبریزی هم در اشعار خویش به‌این نکته اشاره نموده است.

کانکه طرح بیعت شورا فکند
خویش همانجا طرح عاشورا فکند
چرخ در یثرب رها کرد از کمان
تیر کاندر نینوا شد بر آرم[۷۲]


سقیفه و اصل اجماع
نوشته‌علمیٔ مهم: اجماع
یکی‌از منابع استنباط احکام، نزد اهل‌سنت، اجماع میباشد، که در ماجرای سقیفه نیز تحت عنوان یکی‌از انگیزه‌های مشروعیت گزینش ابوبکر به آن استناد می‌گردد.[۷۳]

به باور برخی پژوهشگران شیعه، اهل‌ سنت برای مشروعیت بخشیدن به حاکمیت و خلافت ابوبکر به اجماع امت، تمسک و استناد کردند.[۷۴] آن‌ها هم در امامت عامه و هم امامت خاصه، گفت و گو اجماع را که درست‌بودن توافق عموم را ثابت می‌نماید، با غرض رویارویی با نظریه شیعه و نفی نیاز به وجود امام معصوم، ابتکار کرده‌‎اند.[۷۵] به حیث این دانشمندان طرح درنگ اجماع عکس‌العملی در قبال روایت سقیفه و خلافت ابوبکر و توجیهی برای آن میباشد و پیشرفت آن به بقیه معارف مانند امامت عامه و مسائل و فروع فقاهتی، همت برای صحه گذاشتن بر این اعتقادوباور میباشد.[۷۶]

تک‌نگاری‌ها
حادثه سقیفه در منابع تاریخی اسلامی مذکور میباشد، کتاب‌هایی زیرا تاریخ طبری، تاریخ یعقوبی و مانند آن بدین حادثه اشاره کرده و جزئیات آن را بیان کرده‌اند. در عین درحال حاضر تک‌نگاری‌هایی نیز به صورت منحصر به فرد به‌این جریان هم پا با پژوهش و آنالیز آن پرداخته‌اند که بعضی از آن ها عبارتند از:

السقیفة: نوشته ابی‌با تقوا السلیل بن احمد بن عیسی (حیات نزدیک به قرن سوم هجری)
السقیفة و بیعة ابی‌دیده نشده: نوشته محمد بن قدمت واقدی (۱۳۰-۲۰۷ق).
السقیفة : نوشته ابی‌مخنف لوط بن یحیی بن سعید (درگذشت ۱۵۷ق).
سقیفه و اختلاف در گزینش خلیفه: نوشته سحاب بن محمد فرصت تفرشی. چاپ سال ۱۳۳۴ش در طهران.
السقیفة: نوشته ابی‌عیسی الوَراق محمد بن هارون.[۷۷]
السقیفه: محمدرضا مظفر.
جانشینی محمد: ویلفرد مادلونگ.
سقیفه: تحقیق طریق صورت‌گیری حکومت بعد از رحلت رسول، تالیف کننده: مرتضی عسکری.
السقیفة و الخلافة: عبدالفتاح عبدالمقصود.
السقیفة و فدک: تاثیر احمد بن عبدالعزیز جوهری بصری (درگذشت: ۳۲۳ق)
مؤتمر السقیفة، دراسة موضوعیة لاَخطر حادث فی تأریخ الإسلام السیاسی: باقر شریف قرشی.
مؤتمر السقیفة نظرة جدیدة فی التاریخ الاسلامی: سید محمد تیجانی سماوی.
ناگفته‌هایی از سقیفه (رویکردها، اثار و برخورد‌ها): نجم‌الدین طبسی.
در آیینه شعر
اعتراض به تعیین ابوبکر به جانشینی رسول و در نظرنگرفتن حق اهل‌بیت(ع) درین دستور، قضیه اشعار شعرای عرب و عجم‌گویش گردیده‌است.[۷۸] در بعضا از این اشعار به صورت بدون واسطه به حادثه سقیفه اشاره شد‌ه‌است مانند این یک‌سری بیت از شعری سروده حکم کننده ابی‌‎دیده نشده بن ابی‌قریعه

يا اینجانب يسائل دائبا عن كل معضلة سخيفة
لا تكشفنَّ مُغطأ فلربما كشفت جيفة
ولَرُبَّ مخبوء بدا كالطبل اینجانب پایین القطيفة
ان الجواب لحاضر لكنني اخفيه خيفة
لولا اعتداء رعية القى سياستها الخليفة
وسيوف اعداءٍ قیمت هاماتِنا اَبدا نقيّة
لَنشرتُ اینجانب اسرار آل
محمّدٍ جُمَلاً طریفة
تُغنیکم عمّا رواه
صاحب و مالکٌ و ابوحنیفة
وأریتُنادر أن الحسین
أُصیب فی یوم السقیفة
ولأیِّ درحال حاضرٍ لُحِّدت
باللیل فاطمة الشریفة.[۷۹]
ترجمه: ای هر که با جِدیت و تَعَب به‌طور استمرار از هر موضوع ایراد و بغرنج واهی و سست سوال می کنی! و البتّه سرپوشِ این شیء مستور و پوشیده گردیده را بر ندار، چون چه بسا سرپوش از روی مُرداری گندیده برداری! و چه بسا چیز پوشیده گردیده و مستور، همچون طبل لبریز بانگ از ذیل قطیفه و روپوش آشکار می‌گردد. حقّاً پاسخ تو آن طور که میخواهی بفهمی در نزد اینجانب حاضر میباشد ولیکن اینجانب از دهشت و خوف از ذکر آن را پنهان میدارم. در حالتی که گزند و تجاوز به رعیتی که سیاست کارها آنها‌را خلیفه در مشت گرفته میباشد نمی‌بود؛ و در صورتی شمشیرهای معاندان که مَغْز و مُخّ سرهای مارا خارج می کشید و ظواهر می کرد، نمی‌بود؛ هر آینه اینجانب از اسرار آل محمد مطالب کم و قصه‌های ناشنودنی را ذکر میکردم که از آنچه صاحب و ابوحنیفه گفته‌اند و قصه کرده‌اند شمارا بی‌نیاز می‌نمود! و اینجانب به شما نماد می‌دادم (و همچون آفتاب پر‌نور می‌ساختم) که حسین در روز سقیفه در پایین شمشیرها قطعه قطعه شد.[۸۰]

پانویس
یاقوت حموی، معجم البلدان،‌ دار صادر، ج۳، ص۲۲۹-۲۲۸.
رجبی دوانی، بررسی اتفاق سقیفه بنی‌ساعده با شیوه به نهج‌البلاغه، ۱۳۹۳ش، ص۸۰.
مادلونگ، جانشینی محمد، ۱۳۷۷ش، ص۴۷.
ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۲.
ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۲.
ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ،‌ دار صادر، ج۲، ص۳۲۷.
ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ،‌ دار صادر، ج۲، ص۳۲۵.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۲۰۶.
طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۳، ص۲۰۶.
ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۷.
ابن‌قتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۲.

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 14
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:39


سَهْل بن زیاد آدمی (زنده در ۲۵۵ق)، از محدثان شیعه در قرن سوم قمری میباشد. وی از امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) قصه نقل نموده است. اسم او در گواهی بیش تر از ۲۳۰۰ حدیث آمده میباشد. با این هم اکنون رجالیان شیعه درباره وثاقت او اختلاف‌حیث دارا‌هستند. گروهی همانند احمد بن علی نجاشی، ابن غضائری و سید ابوالقاسم خویی با استناد به اخراج او از قم به اتهام غُلو او را تضعیف کرده‌اند. البته رجالیانی همانند وحید بهبهانی، محدث نوری و سید محمدمهدی بحرالعلوم او‌را توثیق کرده‌اند. روضه خوان اذن بودن، کثرت احادیث، متکی بودن نویسندگان کتاب ها اربعه به او، تصریح روضه خوان طوسی به وثاقتش در کتاب الرجال و فتوا دادن فقها بر طبق احادیث وی از دلایل توثیق او مذکور مسجد سجاد مشهد میباشد.

علامه مجلسی و سید محمدمهدی بحرالعلوم بر این باورند که به فرض نپذیرفتن وثاقت سهل وآسان، به جهت اینکه او از مشایخ اذن بوده، احادیث وی رزرو مسجد سجاد مشهد درست‌اند.

درباره شخصیت رجالی و احادیث سهل وآسان اثراتی با روش ثابت وثاقت وی مندرج میباشد. به عنوان مثال کتاب مسند راحت بن زیاد الآدمی تاثیر محمدجعفر طبسی میباشد که در پنج جلد، احادیث اورده شده بوسیله او‌را به ترتیب ابواب فقه عده آدرس مسجد سجاد مشهد نموده است.

معاش‌طومار
راحت بن زیاد آدمی از راویان حدیث در قرن سوم قمری میباشد. وی مدتی در قم معاش کرد، احمد بن محمد بن عیسی اشعری او را کَذّاب (دروغگو) و غالی خواند و از قم خارج راند. از این‌رو در ری سکنی گزید.[۱] همینطور سهل و آسان مکاتبه‌ای با امام حسن عسکری(ع) به تاریخ نصفه ربیع‌الثانی سال ۲۵۵ قمری داشته میباشد.[۲] این طومار درباره توحید میباشد و روضه خوان صدوق آن را در کتاب توحید نقل نموده است.[۳] لقب آسوده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد ابوسعید بود.[۴]

شخصیت رجالی
به گفته علی نمازی شاهرودی رجال‌نویس شیعه (درگذشت ۱۳۶۴ش) در زمینه‌ی شخصیت حدیثی آسان بن زیاد دو عقیده وجود دارااست:

تضعیف: لحاظ رجالیانی همانند نجاشی[۵] ابن غضائری،[۶] روحانی طوسی در الفهرست[۷] و آیت‌الله خویی[۸] میباشد. از دلایل این تیم نسبت دادن غُلو و کِذب بوسیله احمد بن محمد بن عیسی اشعری به سهل وآسان و اخراج او از قم میباشد.[۹] با این درحال حاضر نمازی شاهرودی گفته میباشد که در روایات وی به چیزی که بر ضعف یا این که بزرگ نمایی در اعتقاداتش باشد، دست نیافته میباشد و احتمال داده که منشأ نسبت بزرگ نمایی به او نقل روایاتی میباشد که بر رده و جایگاه اهل بیت دلالت داراست.[۱۰] همینطور سید محمدمهدی بحرالعلوم اعتقاد دارد که در صورتی‌که این نسبت‌ها صحیح می‌بود، مانند دیگر راویانِ ضعیف روایاتی از امامان در ملامت وی وارد میشد.[۱۱]
توثیق: وحید بهبهانی،[۱۲] عبدالله مامقانی، محدث نوری،[۱۳] سید محمدمهدی بحرالعلوم[۱۴] و روضه خوان طوسی در کتاب رجال[۱۵] از رجالیانی میباشند که او را توثیق کرده‌اند. از دلایل این دسته کثرت احادیث، تصریح روحانی طوسی به وثاقتش در کتاب الرجال، اتکا نویسندگان کتاب ها اربعه به‌ویژه محمد بن یعقوب کلینی به او،[۱۶] روضه خوان اذن بودن و فتوا دادن فقها مطابق احادیث او میباشد.[۱۷] آیت‌الله خویی احتمال داده که نسبت توثیق به او در کتاب رجال طوسی به وسیله ورژن‌نویس‌ها اضافه گردیده باشد یااینکه از جانب روحانی طوسی سَهْوالقلمی(لغزشِ خودکار و نادرست در تایپ کردن) صورت داده میباشد.[۱۸]
اتکا بر احادیث
از طریقه علامه بحرالعلوم و علامه مجلسی بر فرض که وثاقت سهل وآسان پذیرفته نشود، روایاتش حدیث درست و قابل اعتمادند. به دلیل آن که او از مشایخ اذن(عده ای که در حدیث به جهت کثرت محفوظات روایی و اعتنا در ضبط و نقل حدیث، مرجعیت دارا هستند) میباشد.[۱۹]

نقل ماجرا
به گفته آیت‌الله خویی در معجم رجال الحدیث اسم سهل و آسان در اوراق ۲۳۰۴ داستان نام برده میباشد.[۲۰] به گفته حسن مهدوی در کتاب «سهل و آسان بن زیاد در آیینه دانش رجال»، در الکافی ۱۵۳۷، در تهذیب ۴۴۲، در استبصار ۱۳۹، در بی نقص الزیارات نُه، در اینجانب لایحضر الفقیه هفت و در امالی صدوق سه ماجرا از او نقل شد‌ه‌است.[۲۱] همینطور دو کتاب التوحید و النّوادر از اثر ها وی شمرده گردیده‌است.[۲۲]

راحت بن زیاد از امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) داستان نموده است.[۲۳] احادیث وی در موضوع اعتقادات و موضوعات شرعی میباشد.[۲۴] در کتاب مسند سهل و آسان بن زیاد آلادمی اینجانب اصحاب الامام الجواد و الهادی و العسکری علیهم‌السلام تاثیر محمدجعفر طبسی در پنج جلد احادیث راحت بن زیاد به‌ترتیب وسائل الشیعه عده گردیده‌است. درین کتاب احادیث با گواهی بدون نقص به یاروهمدم تفصیل از کتاب مراة العقول، بحار الانوار، الوافی و تفصیل اصول کافی آمده میباشد.[۲۵]


دراسة فی شخصیة آسوده بن زیاد و روایاته تاثیر حیدر عبدالکریم مسجدی
احمد بن فضل و ادب بن محمد هاشمی، محمد بن احمد بن یحیی، محمد بن حسن بن صَفّار، ابن قسمَوَیه، علی بن ابراهیم، ابوالحسین اسدی و... از او قصه کرده‌اند.[۲۶]

تک‌نگاری
درباره شخصیت رجالی سهل و آسان بن زیاد و احادیث وی کتاب‌هایی به گویش فارسی و عربی مندرج میباشد. برای مثال:

«سهل وآسان بن زیاد در آیینه دانش رجال» تاثیر حسن مهدوی: این کتاب با راه ثابت وثاقت آسان درج شده میباشد.[۲۷] معرفی مشایخ و راویان از آسان، پژوهش بینش رجالیان درباره وی و نیز رسیدگی تحلیلی احادیث آسان از عنوان ها قسمت‌های کتاب میباشد.[۲۸] انتشارات راس شرعی ائمه اطهار(ع) این کتاب را منتشر نموده است.
دراسة فی شخصيةِ آسوده بن زیاد و احادیثِه تاثیر حیدر عبدالکریم مسجدی: این تاثیر با محوریت احادیث اورده شده از سهل و آسان در کتاب الکافی و به لهجه عربی کتابت گردیده است. نظارت شخصیت آسوده، راویان از وی و مشایخ راحت از عنوان ها کتاب می‌باشند.[۲۹]
آسوده بن زیاد الآدمی فی مابین الوثاقة و الضعف تاثیر محمدجعفر طبسی این کتاب به وسیله انتشارات راس دینی ائمه اطهار چاپ گردیده‌است.[۳۰]

بازدید : 17
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 13:49


و ویژگی ها هر مرحله را بیان نموده است.[۱۶۷]
مطالعات تفسیری باتوجه به مسائل کلامی، قضیه تعدادی بازرسی بوده میباشد، برای مثال نوشته ی علمی مانفرد گوتس درباره تأویلات القرآن ابومنصور ماتُریدی (متوفی ۳۳۳) و کتاب مایرمیخائیل بَراَشِر درباره تفاسیر مسجد امین مشهد قدیمی امامیه.

تفاسیر عرفانی، زمینه گفت و گو گرهارت باورینگ، میشل آلار، پول نویا، گراملیش و گریل بوده میباشد. مناخیم قسطر، خوری، ژرار لوکنت و گوردن نیوبی، قصص الانبیاء و مطالب شبیه عهدین را در تفاسیر اسلامی نظارت کرده‌اند.[۱۶۸] از کتابهایی که درین حوزه درج شده، «افسانه‌های انجیلی و فرا انجیلی در ادبیات عامیانه اسلامی» نوشته حییم شوارتس باوم میباشد. این کتاب، به رغم ضعیف بودن و نادر مایگی‌اش، به سبب ساز وارد شدن کتاب شناسی مفصّلی از منابع این حوزه در آن، عنایت فراوانی دارااست.[۱۶۹] برانون ویلر (یکی از دیگر از پژوهشگران این حوزه) و اسکات نوگل، «فرهنگ وتمدن تاریخی انبیا در اسلام و یهودیت» را منتشر کردند و در پیشگفتار آن، کتاب شناسی مفصّلی از اثر ها این حوزه آوردند. ویلر در کتاب «انبیا در قرآن: پیشگفتار‌ای بر قرآن و تفسیرهای مسلمان ها»، فی مابین آرای مفسران اسلامی و ادبیات انجیلی تحقیق‌ای تطبیقی اجرا بخشید. مهم ترین بازرسی ویلر، کتاب «موسی در قرآن و تفاسیر اسلامی» میباشد که در دسته مطالعاتِ قرآنی انتشارات کرزن منتشر شد‌ه‌است.

نوسازی تفاسیر غیرموجود
تجدید بنا تفاسیر غیرموجود یکی‌از دیگر از موضوعات گزینه دقت خاورشناسان بوده میباشد. مطالعه مفصّل دانیل ژیماره درباره تعبیر و تفسیر قرآن ابوعلی جُبّایی مثال‌ای از این مطالعات میباشد. چاپ و تصحیح تفاسیر قرآن، چندان آیتم دقت خاورشناسان نبوده میباشد و در این باره صرفا این اثرها شایان ذکرند: چاپ پیشگفتار المبانی و المحرر الوجیز به عملکرد آرتور جفری، چاپ پیشگفتار تفسیرالکشف و البیان ثعلبی (متوفی ۴۲۷) و خمس مائه آیه اینجانب القرآن مقاتل بن سلیمان به همت آیزیا گولدفلد.

کتاب «گرایشها در تعبیر و تفسیر اسلامی» گولدتسیهر، به باعث بحثهای جامع آن درباره تکوین علم تعبیر و تفسیر و مکاتب تفسیری، از فرصت نشر تا به امروز مرجع دانشمندان بوده میباشد. این کتاب کاستی‌هایی داراست که موجب کتابت مقاله ها و اثر ها تحقیقاتی برای کامل شدن آن شد‌ه‌است. [۱۷۰] نیاز به متنی که جانشین کتاب گولدتسیهر خواهد شد، سبب ساز شد که در ۱۳۶۴ ش / ۱۹۸۵ در دانشکده کالگاری همایشی برگزار خواهد شد. مقاله‌ها عرضه گردیده در آن همایش، با اسم «رهیافت‌هایی به تاریخ تعبیروتفسیر قرآن» منتشر گردیده‌است. جلد بیست وپنجم از گروه چهل وهفت جلدی «تکوین عالم اسلام»، نیز دربردارنده بعضا مقاله‌ها اصلی تفسیری خاورشناسان میباشد که به کارایی اندرو ریپین با اسم «قرآن: تکوین تعبیروتفسیر» توده شد‌ه‌است.

عادل تئودور خوری، کشیش کاتولیک و معنی کننده قرآن، که در دانش کده الاهیات کالج مونستر آلمان درس دادن می‌نماید، قرآن کریم و مهربان را به آلمانی ترجمه و تعبیروتفسیر کرده که در دوازده جلد منتشر شد‌ه‌است. او آغاز متن آیه، آن گاه ترجمه آن و آنگاه تعبیر و تفسیر آیه‌ها را آورده و از موضوعات گزینه اعتنا وی، نکات صرفی و نحوی و لوازم نزول آیه‌ها بوده میباشد. خوری از تفاسیر بیضاوی، ابن کثیر، فخر رازی، روحانی طوسی، علامه طباطبائی و دیگر تفاسیر سود کرده میباشد.

کتاب‌شناسی پژوهش ها تفسیری خاورشناسان
کتاب شناسی‌هایی نیز از پژوهش ها تفسیری خاورشناسان تنظیم گردیده است، به عنوان مثال کتاب شناسی مطالعات قرآنی به زبانهای اروپایی (طهران ۱۳۸۰) تألیف مرتضی کریمی‌نیا، اثر ها منور احمد انیس و اندرو ریپین، و گزارش کوتاه با حجب و حیا عقیقی.[۱۷۱]

پانویس
جوهری؛ ابن عجم؛ ابن مراد؛ تحت «‌فسر‌».
ابن خواسته؛ فیروزآبادی؛ مرتضی زبیدی، زیر «‌فسر‌».
راغب اصفهانی، ۱۳۳۲ش؛ مرتضی زبیدی؛ تحت «‌فسر»؛ برای معانی دیگر مراجعه نمایید به فراهیدی؛ جوهری؛ ابن عجم؛ ابن خواسته؛ تحت «‌فسر »؛ زرکشی، ج۲، ص۱۴۷ـ ۱۴۸.
فراهیدی؛ ابن درید؛ جوهری؛ ابن عجم؛ ابن خواسته؛ فیروزآبادی؛ مرتضی زبیدی؛ تحت «‌فسر‌».
رضی الدین استرآبادی، پیمان ۱، جزء ۱، ص۹۲.
برای مثال رجوع نمایید به ابن خواسته؛ فیروزآبادی؛ مرتضی زبیدی؛ تحت «‌فسر‌» .
فیومی؛ شرتونی؛ پایین «‌فسر‌» .
رجوع نمایید به ابن عاشور، ج۱، ص۱۰؛ معرفت، ج۱، ص۱۳ـ۱۴.
مقدمتان فی علم ها القرآن، ص۱۷۳؛ ابوالفتوح رازی، ج۱، ص۲۳ـ۲۴؛ زرکشی، ج۲، ص۱۴۷؛ سیوطی، ج۴، ص۱۹۲؛ طریحی، تحت «‌فسر‌» .

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 19
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:27


جابر بن عبداللّه انصاری (درگذشت فی مابین سال‌های ۶۸ق تا ۷۹ق)، صحابی فرستاده اسلام(ص) و راوی حدیث لوح که حاوی اسم امامان شیعه از گویش نبی(ص) میباشد. او همینطور در سلسله راویان روایات معروف شیعه مانند حدیث جابر، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر دانش نیز مسجد سجاد مشهد جای‌دارد.

جابر را از اصحاب پنج امام (از امام علی(ع) تا امام باقر(ع)) دانسته‌اند. وی بعداز اتفاق عاشورا، اول زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. همینطور بنابر احادیث، وی درود فرستاده(ص) را به امام باقر رزرو مسجد سجاد مشهد (ع) رساند.

معاش‌طومار
جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمة، نسبش به خَزْرَج می رسد.[۱] پدرش قبل از مهاجرت رسول اکرم(ص) به یثرب، مسلمان شد و در بیعت عَقَبة دوم با پیامبر معبود(ص) قسم بست و جزو دوازده نقیبی شد که نبی(ص) آنان‌را به نمایندگی قبایل‌شان برگزید. بابا جابر در غزوه اُحُد به شهیدشدن رسید.[۲] اول گزارش از معاش جابر، حضور وی با پدرش در بیعت عقبه دوم در سال سیزدهم بعثت آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد.
ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله از لقب‌های منسوب به جابر میباشد البته از دربین آنان لقب ابوعبداللّه(بوعبدالله) درست‌خیس دانسته گردیده‌است. [۳]
سازه بر بعضا گزارش‌ها، لینک و پیوند در بین فرستاده(ص) و جابر محبت‌آمیز و صمیمانه بود. نقل شده میباشد که نبی(ص) به او بشارت قدمت وقت گیر داده و در جواب به سؤال جابر، آیه‌ای نازل شد که به آیه کَلالَه[۴] آوازه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد داراست.[۵][یادداشت ۱]

وصلت و فرزندان
در سال سوم هجری و قبل از غزوه ذاتُ الرِقاع، جابر با سُهَیمه، دختر مسعود بن اوس، تزویج کرد.[۶]

عبدالرحمان، محمد[۷] محمود، عبدالله[۸] و عقیل[۹] فرزندان جابر می باشند. از وجود عده ای منتسب به جابر در افریقا (در محدوده تونس مدرن) [۱۰] و بخارا [۱۱] گزارش‌هایی در اختیار میباشد. در کشور‌ایران نیز توده‌ای از نسل وی میباشند که مشهورترین آن‌ها روضه خوان مرتضی انصاری، دانا و اصولی شیعه بود.[۱۲]

کمپانی در نزاع‌ها
جابر از کسانی میباشد که در بیشتر غزوه‌ها و سَریّه‌ها حضور داشت. تعداد این غزوه‌ها به اختلاف نام برده میباشد. به نقل از خویش وی، از ۲۷ غزوه فرستاده(ص) در ۱۹ غزوه کمپانی داشته میباشد.[۱۳] جابر در بعضا از سَریّه‌ها نیز حضور داشته و درباره آن‌ها گزارش داده میباشد.[۱۴]

او در غزوه بدر و غزوه احد غایب بود.[۱۵] بعضا گزارش‌ها اورا از بَدریّون دانسته‌اند و از خویش وی بیان شده که در‌این حادثه آبرسان بوده میباشد.[۱۶]

در طول خلفای سه‌گانه
از موضع ها جابر درباره خلیفه نخستین سخنی در منابع نیامده میباشد.[۱۷] در‌این زمانه، او بیشتر به کار‌های علمی و عقیده ای می‌پرداخت و از کارها سیاسی و نظامی هجران می‌جست. او صرفا در یک مأموریت جنگی کمپانی کرد و آن نیز نخست فتوحات مسلمان ها در زمان خلیفه دوم بود. جابر در گزارشی، از حضور خویش در سپاه خالد بن ولید، که برای محاصره دمشق به یاری سپاه شام رفته بود، کلام گفته میباشد.[۱۸]

جابر در طی خلافت قدمت بن خطّاب، عَریف بود؛[۱۹] عریف شخصی از خویشان بود که خلیفه او را به سر کردگی خویشان یا این که طایفه منصوب میکرد و وی رابط خلیفه و اشخاص بستگان به شمار می‌آمد.

از کار‌های جابر در زمانه خلیفه سوم، استحضار چندانی در مشت وجود ندارد، جز اینکه در واپسین روزهای خلافت عثمان، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، او به امر خلیفه همپا ۵۰ بدن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان مصاحبه نماید و آن ها را به دیار خویش بازگرداند.[۲۰]

زمان امام علی(ع)
جابر در مبارزه صفین از لشکریان امام علی(ع) بود.[۲۱] در اواخر خلافت امام علی(ع)، بُرمز بن اَرْطاة بر مدینه یورش پیروزی و از عموم مدینه، به عنوان مثال قوم و قبیله بنی سَلَمه (قوم و قبیله جابر)، نیز بیعت خواست. جابر که بیعت با بُرمز را گمراهی می‌دانست، به منزل ام سلمه، همسر پیامبر خداوند(ص)، مدد موفقیت اما به پیشنهاد‌ ام‌سلمه، برای دوری از خون‌ریزی، با بسر بیعت کرد.[۲۲]

مجال حاکمیت امویان
جابر که زمان نبی(ص) را فهم و شعور کرده و مطلع به قرآن و سنت بود، از بدعت‌ها و زشتکاری‌های امویان آزرده بود و امید می کرد که ناشنوا گردد تا خبرها بدعت‌ها و تغییر تحول بها‌های فقهی را نشنود.[۲۳] معاویه بعداز آنکه به حکومت رسید تصمیم داشت منبر فرستاده معبود(ص) را از مدینه به دمشق منتقل سازد (سال ۵۰). جابر از اشخاصی بود که نزد معاویه رفت و او‌را از این شغل پشیمان تشکیل داد.[۲۴]

حَجّاج بن یوسف که از طرف عبدالملک بن مروان اموی میان سال‌های سال ۷۲ قمری تا سال ۷۵ قمری. والی حجاز شد، در سال ۷۴ قمری. به دوران دو ماه به مدینه رفت و تا توانست عموم مدینه را تحقیر کرد. وی همانند بردگان مهری بر گردن‌ اصحاب نبی آفریدگار(ص)، مثلا جابر زد.[۲۵] با این همگی، جابر واکنشی جز تغییر‌و تحول خلق و خوی خویش با حَجّاج آرم نداد[۲۶] و وصیت کرد که حَجّاج بر لاشه‌اش نماز نگزارد.[۲۷]

البته در رجال کشی مهیا میباشد که جابر به باعث سال‌خوردگی از تعقیب حجاج بن یوسف در پشتیبانی باقیمانده بود.[۲۸]

سفرها
جابر در دهه ۵۰ به مصر هجرت کرد. گروهی از مصریان از وی داستان کرده‌اند.[۲۹] در‌این روزها مَسلَمه بن مُخَلَّد انصاری، هم‌بستگان‌ای جابر، والی مصر بود و به نقل از ابن مَنْدَه، جابر به یار و همدم مسلمه به شام و مصر رفت.[۳۰]

به نقل از منابع حدیثی، جابر برای شنیدن یک حدیث درباره قصاص از عبداللّه بن اُنَیس، به شام مهاجرت کرد.[۳۱] البته با بی‌اعتنایی معاویه روبه‌رو شد. جابر که از اخلاق معاویه ناخرسند بود منش مدینه را در پیش گرفت و ۶۰۰ دینار اهدایی معاویه را نپذیرفت.[۳۲]

وفات
جابر در اواخر قدمت نابینا شد و یکسال در مکه زیست و عاقبت در مدینه درگذشت.[۳۳] مِزّی[۳۴] قصه‌هایی درباره سال وفات جابر آورده میباشد که هرکدام تاریخ متفاوتی را، در میان سال‌های ۶۸ تا ۷۹، بیان کرده‌اند و در یک خبر، به گزارش عده ای از مورخان و محدّثان، از وفات جابر در سال ۷۸ و در ۹۴ سالگی صحبت گفته و اشاره نموده است که اَبان بن عثمان، والی مدینه، بر او نماز گزارد.[۳۵]

با اعتنا به اینکه در حین اقامت حَجّاج در مدینه، جابر نیز در آنجا بوده میباشد، اقوالی که مرگ او‌را بعداز سال ۷۴ قمری دانسته‌اند صحیح‌خیس به لحاظ میرسد.[مستلزم منبع]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه