قتل روضه خوان ادب الله
مهدی ملک زاده که پدرش ملک المتکلمین از سران مشروطهای بود که بعد از به توپ مسدود شدن مجلس، در گلشن سلطان به همپا برخی دیگر از پیشروان مشروطه کشته شد، مینویسد: بهدار آویختن حاجی روضه خوان فضل و ادب الله یکیاز اتفاق ها مهمی بود که در انقلاب مشروطیت کشور ایران رویداد و در حالتیکه بگوییم که یک کدام از حادثه ها و اتفاقاتی بود که در قرن ها اخیر نظیر نداشت و یا این که نظیر آن بهتدریج چشم گردیده بود بی حدو حسابگویی نکرده و روش مغایر مسجد سجاد مشهد نپیموده ایم.
او در پی مینویسد: چنانچه چه او مرجع تاسی خلا اما در پایتخت بالاترین منزلت روحانیت را حائز بود و در ستون بهبهانی و طباطبائی مکان داشت. گفته میشود از نگاه دانسته ها و تبحر در علم ها فقهی از کلیه همگنانش برتری داشته و بسیار فهیم و رند بوده و در اقتدار دلیل دربین طبقه خویش نظیر رزرو مسجد سجاد مشهد نداشته.[۳۲]
همو مینویسد: برخلاف محمدعلیشاه و صدر اعظمش سعدالدوله و عده ای از وزیر و وزرا و درباریان و رجال مستبد که نامردانه بعد از آن تمامی جنایت و انسان کشی راه و روش فرار و گریز را پیش گرفتند و به سفارت اجنبی که اصلی ترین معاند استقلال کشورایران بود، حفاظت بردند حاجی روضه خوان ادب الله استقامت و شخصیت خودش را مراقبت کرد و در منزل ماند و چشم به راه پیش آمد و تقدیرات شد. میگویند به عبارتی روزی که محمدعلیشاه به سفارت رفت، سعدالدوله برای حاجی روضه خوان ادب الله پیغام ارسال کرد که جان شما در خطر میباشد و عالی میباشد به یکی سفارتخانهها جانبداری ببرید البته حاجی روحانی ادب الله از این سفارش سرباز زد و تحت توشه این ننگ نرفت و پاسخ بخشید منزلت روحانیت اینجانب اذن مبادرت به این کار را نمیدهد.[۳۳] در حالی که پناهنده شدن به سفارتهای بیگانه راجعبه بعضا از مشروطهخواستار نیز سوابق داشت. به عنوان مثالً تقی زاده و دهخدا بعداز ماجرای به توپ مسدود شدن مجلس به سفارت انگلیس پناهنده آدرس مسجد سجاد مشهد شدند.[۳۴]
رد پناهنده شدن به سفارت روس
اعظام الوزاره از پدرش [ملا علی معلم] نقل مینماید که یکیاز روزهایی که گفته می شد مجاهدین [مبارزان مشروطه] از رشت تا مجاورت قزوین آمدهاند و سردار اسعد بختیاری نیز با توده خویش به قم وارداتیاند، اینجانب [= ملا علی معلم] و عده ای از علما و طلاب در حوزه درس خانه حاج روضه خوان فضل و ادب الله بودیم که نائب رئیس سفیر روس وارد شد و با حاج روحانی گفتگو و اورا دعوت به سفارتخانه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد نمود.
حاج روحانی پاسخ بخشید: مسلمان نباید پناهنده بی دینی گردد آن هم مثل اینجانب.
نائب رئیس سفیر اعلامکرد: بیائید بیرق [= درفش] را بالای سردر منزل نصب فرمائید و بیرق را نشانه اعطا کرد و اذن خواست سردرب عمارت قرار دهند.
حاج روضه خوان پاسخ بخشید: اسلام تحت بیرق بی دینی نخواهد رفت.
نائب رئیس سفیر خاطرنشان کرد: برای شما خطر جانی خواهد داشت.
روحانی جواب اعطا کرد: زهی شرافت و آرزومندم.
اعظام الوزاره به دنبال مینویسد: در به عبارتی موقعی که محمدعلی پاد شاه، به سفارت روس میرود، سفیر روس با غلام خویش کالسکه سفارت را میفرستد که حاج روحانی ادب الله را از منزلاش ببرند سفارتخانه، البته روضه خوان حاضر نمیشود.[۳۵][یادداشت ۳]

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی