حالت شیعهها بعداز شهید شدن امام عسکری(ع)
شیعه ها بعداز وفات امام یازدهم بهاستدلال ناآشنایی با امام فرصت خویش، در شرایط نابسامانی قرار گرفتند و بنابر گزارشها، بخش اعظمی از شیعهها عراق و دربینالنهرین سردرگم شدند.[۹۸] برای مثال، شیعهها شخصی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند امام یازدهم بررسی کند؛ به این دلیلکه شنیده بودند فرزند امام حسن عسکری(ع) بوسیله پدرش به مدینه رسول گردیده است.[۹۹] همینطور نقل گردیدهاست که احمد بن آسان بلخی، از عالمان عصر غایب بودن صغری در جستجوی امام خویش، از خراسان به عراق رفت و یکسری سالی در آنجا در جستجوی مسجد سجاد مشهد امام بود.[۱۰۰]
در منزل امام عسکری(ع) هم دودستگی افتاده بود؛ به دلیل آن که حُدیث مامان امام عسکری و حکیمه عمه او، از امامت فرزند امام عسکری هواداری میکردند، البته صرفا خواهر امام عسکری از جعفر کذاب مدد می کرد.[۱۰۱] چالش رهبری درین عصر چنان هنگفت بود که حتی تودهای از شیعهها امامی، از مذهب خویش دست برداشته و به بقیه فرقههای شیعه و غیرشیعه پیوستند؛[۱۰۲] مجموعهای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و اورا مهدی دانستند و گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی(ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند[۱۰۳] و گروهی گرانقدر جعفر را اما م رزرو مسجد سجاد مشهد دانستند.[۱۰۴]
روضه خوان اثرگذار بعداز نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، تالیف کننده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقههای چهاردهگانهای که بعداز وفات امام حسن عسکری(ع) به وجود آمدند، میگوید: «از این فرقههایی که از آنها خاطر کردیم، در حین ما، یعنی در سال ۳۷۳ق، هیچ فرقهای غیر از امامیه دوازده امامی باقی نمانده میباشد؛ یعنی افرادی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به اسم نبی آفریدگار(ص) نامیده می گردد، پذیرفته و به حیات و بقای وی تا روزی که با خنجر قیام نماید، اعتقاد آدرس مسجد سجاد مشهد داراهستند.[۱۰۵][یادداشت ۱]
نقش توقیعات در ثبت تشیع
نوشته ی علمیٔ مهم: توقیعات امام مهدی(عج)
بعد از وفات امام حسن عسکری و استارت امامت امام دوازدهم، توقیعاتی از سوی امام مجال(عج) صادر شد که بعضی از آنان به ثابت امامت خویش مربوط میشد؛ استدلالی که امام مجال(عج) دراین توقیعات، برای ثابت امامت خود مطرح کرده، تأکید بر استمرار رویه هدایت الهی از فرصت حضرت انسان تا مجال امام حسن عسکری(ع) و خالی نبودن زمین از حجت الهی میباشد.[۱۰۶] او همینطور سه میزان برای تشخیص امام از مدعیان امامت معرفی نموده است: عصمت و طهارت، دانش و شماره تلفن مسجد سجاد مشهد تأیید الهی.[۱۰۷]
توقیع امام دوازدهم در جواب به سؤال ابنابیغانم قزوینی و گروهی از شیعه ها راجع به جانشین امام حسن عسکری(ع)،[۱۰۸] و توقیع دیگری خطاب به محمد بن ابراهیم بن مهزیار[۱۰۹] از این موردها میباشد.
غایب بودن صغری
نوشتهعلمیهای مهم: غایب بودن صغرا و نواب اربعه
بهگفته روحانی اثر گذار (متوفای ۴۱۳ق) در کتاب الإرشاد،[۱۱۰] و طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) در کتاب إعلام الوری[۱۱۱] غایب بودن صغری با به دنیا آمدن امام فرصت در سال ۲۵۵ هجری قمری آغاز گردیده و بر این شالوده برهه زمانی آن ۷۴ سال بوده میباشد، البته سید محمد صدر در کتاب تاریخ الغیبة الصغری، شروع غایب بودن را از وفات امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ قمری خوانده که در اینحالت ارتفاع آن ۶۹ سال می شود.[۱۱۲]
امام مهدی در حین غایب بودن صغری از روش چهار نایب خاص خویش، عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، با شیعهها راجعبه بود و کارها آنها را حل و فصل می کرد. این کارها خلال مسائل عقیدتی و شرعی، دربرگیرنده مسائل مالی نیز میشد.[۱۱۳]
نوشتهیعلمیٔ مهم: مدعیان نیابت
در طول غایب بودن صغری، احمد بن هلال کرخی، محمد بن نصیر نمیری و محمد بن علی شَلْمَغانی ادعای نیابت کردند که با صدور توقیعاتی از سوی امام مجال مواجه شدند که در لعن و طرد آنها بود.[۱۱۴]
حالت شیعهها بعداز شهید شدن امام عسکری(ع)
شیعه ها بعداز وفات امام یازدهم بهاستدلال ناآشنایی با امام فرصت خویش، در شرایط نابسامانی قرار گرفتند و بنابر گزارشها، بخش اعظمی از شیعهها عراق و دربینالنهرین سردرگم شدند.[۹۸] برای مثال، شیعهها شخصی را به مدینه فرستادند تا درباره وجود فرزند امام یازدهم بررسی کند؛ به این دلیلکه شنیده بودند فرزند امام حسن عسکری(ع) بوسیله پدرش به مدینه رسول گردیده است.[۹۹] همینطور نقل گردیدهاست که احمد بن آسان بلخی، از عالمان عصر غایب بودن صغری در جستجوی امام خویش، از خراسان به عراق رفت و یکسری سالی در آنجا در جستجوی مسجد سجاد مشهد امام بود.[۱۰۰]
در منزل امام عسکری(ع) هم دودستگی افتاده بود؛ به دلیل آن که حُدیث مامان امام عسکری و حکیمه عمه او، از امامت فرزند امام عسکری هواداری میکردند، البته صرفا خواهر امام عسکری از جعفر کذاب مدد می کرد.[۱۰۱] چالش رهبری درین عصر چنان هنگفت بود که حتی تودهای از شیعهها امامی، از مذهب خویش دست برداشته و به بقیه فرقههای شیعه و غیرشیعه پیوستند؛[۱۰۲] مجموعهای رحلت امام عسکری را نپذیرفتند و اورا مهدی دانستند و گروهی امامت سید محمد فرزند امام هادی(ع) را پذیرفتند و امامت امام عسکری را منکر شدند[۱۰۳] و گروهی گرانقدر جعفر را اما م رزرو مسجد سجاد مشهد دانستند.[۱۰۴]
روضه خوان اثرگذار بعداز نقل خبری از حسن بن موسی نوبختی، تالیف کننده کتاب فرق الشیعه، درباره فرقههای چهاردهگانهای که بعداز وفات امام حسن عسکری(ع) به وجود آمدند، میگوید: «از این فرقههایی که از آنها خاطر کردیم، در حین ما، یعنی در سال ۳۷۳ق، هیچ فرقهای غیر از امامیه دوازده امامی باقی نمانده میباشد؛ یعنی افرادی که امامت فرزند حسن [عسکری] را که به اسم نبی آفریدگار(ص) نامیده می گردد، پذیرفته و به حیات و بقای وی تا روزی که با خنجر قیام نماید، اعتقاد آدرس مسجد سجاد مشهد داراهستند.[۱۰۵][یادداشت ۱]
نقش توقیعات در ثبت تشیع
نوشته ی علمیٔ مهم: توقیعات امام مهدی(عج)
بعد از وفات امام حسن عسکری و استارت امامت امام دوازدهم، توقیعاتی از سوی امام مجال(عج) صادر شد که بعضی از آنان به ثابت امامت خویش مربوط میشد؛ استدلالی که امام مجال(عج) دراین توقیعات، برای ثابت امامت خود مطرح کرده، تأکید بر استمرار رویه هدایت الهی از فرصت حضرت انسان تا مجال امام حسن عسکری(ع) و خالی نبودن زمین از حجت الهی میباشد.[۱۰۶] او همینطور سه میزان برای تشخیص امام از مدعیان امامت معرفی نموده است: عصمت و طهارت، دانش و شماره تلفن مسجد سجاد مشهد تأیید الهی.[۱۰۷]
توقیع امام دوازدهم در جواب به سؤال ابنابیغانم قزوینی و گروهی از شیعه ها راجع به جانشین امام حسن عسکری(ع)،[۱۰۸] و توقیع دیگری خطاب به محمد بن ابراهیم بن مهزیار[۱۰۹] از این موردها میباشد.
غایب بودن صغری
نوشتهعلمیهای مهم: غایب بودن صغرا و نواب اربعه
بهگفته روحانی اثر گذار (متوفای ۴۱۳ق) در کتاب الإرشاد،[۱۱۰] و طبرسی (متوفای ۵۴۸ق) در کتاب إعلام الوری[۱۱۱] غایب بودن صغری با به دنیا آمدن امام فرصت در سال ۲۵۵ هجری قمری آغاز گردیده و بر این شالوده برهه زمانی آن ۷۴ سال بوده میباشد، البته سید محمد صدر در کتاب تاریخ الغیبة الصغری، شروع غایب بودن را از وفات امام حسن عسکری در سال ۲۶۰ قمری خوانده که در اینحالت ارتفاع آن ۶۹ سال می شود.[۱۱۲]
امام مهدی در حین غایب بودن صغری از روش چهار نایب خاص خویش، عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سمری، با شیعهها راجعبه بود و کارها آنها را حل و فصل می کرد. این کارها خلال مسائل عقیدتی و شرعی، دربرگیرنده مسائل مالی نیز میشد.[۱۱۳]
نوشتهیعلمیٔ مهم: مدعیان نیابت
در طول غایب بودن صغری، احمد بن هلال کرخی، محمد بن نصیر نمیری و محمد بن علی شَلْمَغانی ادعای نیابت کردند که با صدور توقیعاتی از سوی امام مجال مواجه شدند که در لعن و طرد آنها بود.[۱۱۴]

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی