ادراک ما از زیارت و زیارتگاهها فهمی بسیار مکانیکی میباشد و این حادثه از نظر اجتماعی، فرهنگی و شرعی، بسیار زمینهساز میباشد. فهم متولّیان فقهی مشهد و کل کشورایران از زمینه زیارت، درکی منقبضکننده میباشد؛ یعنی زیارتگاه را بهشدت تنگ و تنگخیس مینماید و قابلیتهای خلاقیتی را از لحاظ ابتکار روحی و کم عقل ز مسجد سجاد مشهد ائران، ابتکار عمل فرمان قدسی و ابداع گسترش، از دربین می برد. این ضریحها و زیارتگاهها سازوکارهایی دارا هستند که از روش آن ها حیات معنوی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را سامان می دهند. پس تأکید اینجانب درین دعوا بر خویش مضمون «زیارتگاه» و «زیارت» میباشد و از حیث نظری روی این مضمون تأکید می کنم. زیارتگاه در آیین عامه بهادله همبستههایی که با خویش دارااست، سازوکاری مهم میباشد که آیین عامۀ عموم را تغذیه مینماید. به بیانی دیگر آحاد ایدهها و آرمانهای متعالیای که در آیین داریم، بهشکل پایانی در زیارتگاه تجسد می یابد. ولی اینطور وجود مسجد امین مشهد ندارد که با ورود به یک ضریح این سازوکارها به ما تسری پیدا نماید. مواجهۀ افراد با زیارت و اثرگذاری آن خیلی غامضخیس از این میباشد. زیارت، یکیاز مکانیسمهای اساسی میباشد که تشیّع بهحیث تاریخی، نام و نشان مذهبی و ایمان مذهبی خویش را را از روش آن ساخت و بازتولید مینماید. تشیّع بر معنا زیارت تأکید بدون شوخی داشته میباشد و بههمین ادله در فرهنگ وتمدن شیعی، مجموعۀ عظیمی از زیارتگاهها وجود دارااست. رزرو مسجد سجاد مشهد
تنوع معنایی زیارت
در مشاجره زیارت می توانیم به موضوعات متعددی اشاره کنیم. از جمله یک زیارتگاه در زمان تاریخ چه طور ساخته می شود؟ تجربۀ سرازیرشناختی زائر به چه شکل میباشد؟ عامل ها و آدرس مسجد سجاد مشهد مناسبات اقتصادی در بین زیارتگاهها چهطور میباشد؟ تعامل در میان منزل و مسافرت و زیارتگاه به چه شکل میباشد؟ منطق ویژه و معنایی زیارتگاه چیست؟ تاثیر و دامنۀ معنایی آن در مبدأ و مقصد چیست؟ و... آحاد این سوالها در دعوا مطالعات زیارت مطرح میباشد. زیارتگاهها در جمهوری اسلامی ایران درکی از زیارت دارا هستند که دربارۀ صحیح و اشتباه آن کلام نمی کنم، البته آن ها این ادراک را به سیستم زائر و سیستم فرهنگیای که حول آن ضریح صورت گرفته میباشد، زور مینمایند. دراین شرایط، نوعی یکسانسازی معنایی چهره می دهد که از نظر معنایی موجب انقباض محیط می شود. مهم ترین خصوصیت زیارتگاه این میباشد که بهشدت متکثر میباشد و لایههای معنایی بسیار متنوعی دارااست. همین خصوصیت موجب میگردد که زیارتگاه به چتری دانش آموز تبدیل گردد و اشخاص را با هر نحله و مسلک در خویش بگیرد.
تفاسیر متنوع زائران از زیارت با آحاد تنوعی که داراهستند، قابلپژوهش میباشد. همینطور تفاسیر مجاوران نیز بسیار اساسی میباشد. بخشی از ذخیرۀ معنایی زیارتگاه، نظام معنایی میباشد که زائران در آنجا ساخت مینمایند، قسمت دیگر، نظام معنایی میباشد که پرسنل و متولّیان می سازند و بخشی از آن را مجاوران ساخت و ساز مینمایند. به صورت کلی، کل این مفاد، فضایی سرازیرشناختی و جامعهشناختی ساختوساز مینماید که تجربۀ زیارت اسم می گیرد. این تجربیات، تجربۀ محدودی وجود ندارد و اینگونه وجود ندارد که اشخاص، صحنهای فضا و درون مقبره را ببینند و بعد از آن در آن ها انقلاب معنوی صورت دهد. این نگاه که زیارت بهآسانی می تواند سیستم فرهنگی را دگرگون نماید و تغییر و تحول دهد، نگاه بسیار بی آلایشلوحانه و بی آلایشسازانهای میباشد. زیارت، فرمان غامضای میباشد که از اندرونی منزلها آغاز میگردد و تا ماهها بعداز مهاجرت نیز وجود داراست. به همین ادله در عالم سنتی، ازآنجاکه زیارت، کمتر با بازنویسیهای اقتصادی و سیاسی هم پا بود، اثرگذاری بیشتری داشت. در قبل زیارت نوعی انقلاب درونی در اشخاص بود و زیارتگاهها منطق بغرنجای از تحولات شخصی و گروهی را با خودشان ساخت میکردند.
زائر، مسافرت، زیارتگاه
نکتۀ دوم در مشاجره چندمعناییبودن زیارتگاهها و ضریحها این میباشد کهاین تکثر عملاً چیزی به اسم جدال بر راز دستور قدسی ساخت مینماید، البته این جدال بدین معنی وجود ندارد که مسلماً تیمها و گفتگوهای حریف معنایی، با هم ناهم خوانی داراهستند. مجموع این مصاحبهها به طور همزمان با هم وجود دارا هستند و همه آنان شغل مینمایند و کارایی مینمایند خودشان را بالا بکشند، ولی این بالاکشیدن بهمعنای حذف دیگری وجود ندارد. بهطور سنتی در زیارتگاههایی که مردمی بودند مدام نوعی تکثر گفتمانی و حضور هم زمان گفتوگوهای حریف معنایی وجود داشت که خویش این تکثر، غنا ساخت و ساز می کرد. از جمله در مکه، شیعه، سنی و کل مذهبها اسلامی حضور داراهستند و این تکثر مذهبی به آن گروه غنا می دهد. در واقع این تکثر، عاملی میشود برای نوعی اتحاد کبیر. درعیناکنون که کلیه در تکثر میباشند، ولی جایی به اسم «کعبه»، عاملی میباشد برای اتحاد پهناور؛ یعنی سرازیربودن خصلت تکثر در زیارتگاهها چه در پوسته کعبه و چه در پوسته ضریحهای شیعی، ادله وحدت میباشد.
در مسئلۀ زیارت، چالش اساسی، ادراک تقلیلیافته و منضبط و منجمدی میباشد که از زیارت وجود داراست. مبتنی بر این تلقی از زیارت، صرفا اندرونی صحن و نماز و دعایی که در آنجا خوانده میگردد، اساسی میباشد؛ درحالیکه در زمینه زیارت، یکسری عنصر کلیدی وجود دارااست که یکی آن ها خویش زائر یا این که مبحث میباشد. اینکه مبحث چهطور استارت به تکان مینماید و چه آدابی دارااست، بسیار عنایت داراست. به همین عامل فرآیند زیارت با مسافرت مبحث آغاز میشود و این مهاجرت ادامه پیدا مینماید تا به ضریح میرسد و اتفاقاتی در آنجا روی میدهد و آنگاه بازمیشود.
زائر، مهاجرت و زیارتگاه، موادتشکیل دهنده اساسیای می باشند که مدام وجود داشتهاند. در قبل اینطور عدم وجود که شخص در زیارتگاه تنها یک کنش جاری ساختن دهد و به عنوان مثالً بارگاه را ببوسد و برود. در اکثری از زیارتگاههای کهن مثل امامزاده داوود، عموم قربانی و نذری توزیع میکردند و شاید تا یک سری سال پیش در مهمانسراهای گوشه و کنار بقاع نیز اینگونه چیزی وجود داشت و شخصی که به زیارت میآمد یکسری عمل همزمان مانند نذریدادن، قربانیکردن و سرزدن به زیارتگاههای کنارهای خرد را جاری ساختن میبخشید؛ نذری میاعطا کرد، قربانی می کرد یا این که به زیارتگاههای کنارهای خرد راز میزد. زائر امروز مشهد آغاز به بقاع امام رضا و بعد به تفریحگاه میرود، البته زائری که تا قبل از اینً به مشهد میآمد به یک سری زیارتگاه خرد دور و بر مانند مزار اباصلت رمز میزد و با جاری ساختن شغل های متفاوت و دیدن جاهای متعدد تجارباش همیشه متکثرتر و بی نیازخیس می شد. در واقعیت، ما در پیشین با تجربۀ چندلایه و متکثری مواجه بودیم که صرفا به یک نقطه معطوف خلا.
منطق توریسم، منطق زیارت
نکتۀ کلیدیای که در تجربۀ زیارتگاهی کشور ایران وجود داراست و به حیث اینجانب بهطور نابخردانهای در درحال حاضر بسط میباشد، به کارگیری از اصطلاح مبهمی به اسم «توریسم زیارت» میباشد. منطق توریسم با منطق زیارت یک کدام از وجود ندارد و این دو با یکدیگر تفاوت داراهستند. شاید تبدیلکردن فضاهای زیارتگاهی به فضاهای توریسم در بالا عالی به لحاظ رسد، البته در غایت منطق لذّتی که در توریسم وجود دارااست با منطق سختی زائرانه یک کدام از وجود ندارد. زائر می بایست رنجی را پذیرفته باشد؛ از جمله هکر نست بیدار گردد، به زیارتگاه برود و خیلی شغل های مشقت بار دیگری را جاری ساختن دهد. بدین ترتیب زائر از حیث جسمانی لذّت نمیپیروزی، بلکه از نظر روحی لذّت می برد و اینجانب با مخلوط لذّت جسمانی و لذّت معنوی چندان موافق نیستم و می دانم کهاین پروژه باخت خورده میباشد. پس یک کدام از کارهایی که زیارتگاههای مارا تخریب مینماید، به کارگیری از آیین نامه گردشیکردن آنهاست.
امروزه مشهد به تفریحگاه تبدیل گردیده است خیر زیارتگاه. ولی اینجانب با بُعد توریسم مشهد مخالف نیستم، البته می بایست حواسمان باشد که کدام یک از این دو آن گاه در درحال حاضر غلبه میباشد. منطق توریسم در حالا حلکردن منطق زیارت در خودش میباشد و این مسئله بهشدت بر پیامدهای حضور در مشهد تأثیر می گذارد. اینجانب در مشهد از لذّت هجرت سودمند میشوم، خیر از لذّت معنوی زیارت. در فیض آن انقلاب و تاثیر معنوی که از زیارت در مشهد نتایج میشد، بهعامل وجود این مرکز ها توریسم ساخت نمی شود. این شرکتها معنای فرضی زائر را تغییر و تحول می دهد، یعنی هنگامی زائر در منزل میخواهد برای مهاجرت تصمیم بگیرد، می گوید برویم مشهد هم فال میباشد و هم تماشا! ولی درصورتی که بیست سال پیش بود، بیست نفر عده میشدند و پشت یک وانت یا این که یک کامیون ششچرخ اتاقک میزدند و پنج خانواده با آن به مشهد میآمدند و برمیگشتند و مجموع رنجهای آن را میپذیرفتند. این نوع نرم افزارریزیها خیلی اساسی بود و آحاد هجرت را به یک هجرت معنوی تبدیل میکرد، ولی امروزه عموم به مشهد میایند تا خرید نمایند و مرکزها و هتلهای گرانقیمت را ببینند. اینک فرآیند زیارت به نظر قابلیتهای تجارب و کنش، پروسه بسیار تخلیهگردیدهای میباشد.
قضیه زیارت قابلیت و امکانهای سیرتکاملشناسی دارااست. گونه های و اقسام زیارت را میاقتدار مبنی بر مقصد زیارت سیرتکاملشناسی کرد و توضیح بخشید که به چه شکل در جای های زیارتی گرانقدر اینها با یکدیگر ادغام میشود و غنا ساخت و ساز مینمایند. گاهی به زیارت یک جای مقدس میرویم و گاهی به زیارت یک شخص مقدس مانند یک فقیه یا این که عارف گرانقدر می رویم. گاهی به زیارت یک شیء مقدس می رویم مانند جای هایی که مو سر یا این که جامه فرستاده وجود داراست و بعضی اوقات بهمثابۀ تکرار یک متن مقدس، به زیارت میرویم مانند تکرار آن مسیری که بزرگان فقاهتی رفتهاند. این اشکال ششگانۀ زیارت، سیرتکاملشناسیهای مختلفی را ساخت مینماید. در قبلی و در زیارتگاههای تعالی، این گونه های با یکدیگر مخلوط میشدند. مثلا هنگامی یک شخص بسیار مذهبی به مشهد میآمد خلال زیارت ضریح امام رضا(ع)، یک سری فرد معتقد یا این که حسینیه یا این که خانقاه یا این که راس یک فقیه شرعی را نیز میروءیت کرد. بدین ترتیب در ضریحهای تعالی نوعی مجموعۀ زیارتی وجود داشت. در قبل هنگامی اینجانبِ غیرمشهدی به مشهد میآمدم، ضمن بقاع به مزار اباصلت، توس و یکسری زیارتگاه دیگر نیز میرفتم، ولی الان که به مشهد می آیم از دیگر نصیبهای زیارتی کاهش یافته و مشهد به بقعه امام رضا(ع) و مرکز ها خرید تقلیل یافته میباشد.
ادراک ما از زیارت و زیارتگاهها فهمی بسیار مکانیکی میباشد و این حادثه از نظر اجتماعی، فرهنگی و شرعی، بسیار زمینهساز میباشد. فهم متولّیان فقهی مشهد و کل کشورایران از زمینه زیارت، درکی منقبضکننده میباشد؛ یعنی زیارتگاه را بهشدت تنگ و تنگخیس مینماید و قابلیتهای خلاقیتی را از لحاظ ابتکار روحی و کم عقل ز مسجد سجاد مشهد ائران، ابتکار عمل فرمان قدسی و ابداع گسترش، از دربین می برد. این ضریحها و زیارتگاهها سازوکارهایی دارا هستند که از روش آن ها حیات معنوی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را سامان می دهند. پس تأکید اینجانب درین دعوا بر خویش مضمون «زیارتگاه» و «زیارت» میباشد و از حیث نظری روی این مضمون تأکید می کنم. زیارتگاه در آیین عامه بهادله همبستههایی که با خویش دارااست، سازوکاری مهم میباشد که آیین عامۀ عموم را تغذیه مینماید. به بیانی دیگر آحاد ایدهها و آرمانهای متعالیای که در آیین داریم، بهشکل پایانی در زیارتگاه تجسد می یابد. ولی اینطور وجود مسجد امین مشهد ندارد که با ورود به یک ضریح این سازوکارها به ما تسری پیدا نماید. مواجهۀ افراد با زیارت و اثرگذاری آن خیلی غامضخیس از این میباشد. زیارت، یکیاز مکانیسمهای اساسی میباشد که تشیّع بهحیث تاریخی، نام و نشان مذهبی و ایمان مذهبی خویش را را از روش آن ساخت و بازتولید مینماید. تشیّع بر معنا زیارت تأکید بدون شوخی داشته میباشد و بههمین ادله در فرهنگ وتمدن شیعی، مجموعۀ عظیمی از زیارتگاهها وجود دارااست. رزرو مسجد سجاد مشهد
تنوع معنایی زیارت
در مشاجره زیارت می توانیم به موضوعات متعددی اشاره کنیم. از جمله یک زیارتگاه در زمان تاریخ چه طور ساخته می شود؟ تجربۀ سرازیرشناختی زائر به چه شکل میباشد؟ عامل ها و آدرس مسجد سجاد مشهد مناسبات اقتصادی در بین زیارتگاهها چهطور میباشد؟ تعامل در میان منزل و مسافرت و زیارتگاه به چه شکل میباشد؟ منطق ویژه و معنایی زیارتگاه چیست؟ تاثیر و دامنۀ معنایی آن در مبدأ و مقصد چیست؟ و... آحاد این سوالها در دعوا مطالعات زیارت مطرح میباشد. زیارتگاهها در جمهوری اسلامی ایران درکی از زیارت دارا هستند که دربارۀ صحیح و اشتباه آن کلام نمی کنم، البته آن ها این ادراک را به سیستم زائر و سیستم فرهنگیای که حول آن ضریح صورت گرفته میباشد، زور مینمایند. دراین شرایط، نوعی یکسانسازی معنایی چهره می دهد که از نظر معنایی موجب انقباض محیط می شود. مهم ترین خصوصیت زیارتگاه این میباشد که بهشدت متکثر میباشد و لایههای معنایی بسیار متنوعی دارااست. همین خصوصیت موجب میگردد که زیارتگاه به چتری دانش آموز تبدیل گردد و اشخاص را با هر نحله و مسلک در خویش بگیرد.
تفاسیر متنوع زائران از زیارت با آحاد تنوعی که داراهستند، قابلپژوهش میباشد. همینطور تفاسیر مجاوران نیز بسیار اساسی میباشد. بخشی از ذخیرۀ معنایی زیارتگاه، نظام معنایی میباشد که زائران در آنجا ساخت مینمایند، قسمت دیگر، نظام معنایی میباشد که پرسنل و متولّیان می سازند و بخشی از آن را مجاوران ساخت و ساز مینمایند. به صورت کلی، کل این مفاد، فضایی سرازیرشناختی و جامعهشناختی ساختوساز مینماید که تجربۀ زیارت اسم می گیرد. این تجربیات، تجربۀ محدودی وجود ندارد و اینگونه وجود ندارد که اشخاص، صحنهای فضا و درون مقبره را ببینند و بعد از آن در آن ها انقلاب معنوی صورت دهد. این نگاه که زیارت بهآسانی می تواند سیستم فرهنگی را دگرگون نماید و تغییر و تحول دهد، نگاه بسیار بی آلایشلوحانه و بی آلایشسازانهای میباشد. زیارت، فرمان غامضای میباشد که از اندرونی منزلها آغاز میگردد و تا ماهها بعداز مهاجرت نیز وجود داراست. به همین ادله در عالم سنتی، ازآنجاکه زیارت، کمتر با بازنویسیهای اقتصادی و سیاسی هم پا بود، اثرگذاری بیشتری داشت. در قبل زیارت نوعی انقلاب درونی در اشخاص بود و زیارتگاهها منطق بغرنجای از تحولات شخصی و گروهی را با خودشان ساخت میکردند.
زائر، مسافرت، زیارتگاه
نکتۀ دوم در مشاجره چندمعناییبودن زیارتگاهها و ضریحها این میباشد کهاین تکثر عملاً چیزی به اسم جدال بر راز دستور قدسی ساخت مینماید، البته این جدال بدین معنی وجود ندارد که مسلماً تیمها و گفتگوهای حریف معنایی، با هم ناهم خوانی داراهستند. مجموع این مصاحبهها به طور همزمان با هم وجود دارا هستند و همه آنان شغل مینمایند و کارایی مینمایند خودشان را بالا بکشند، ولی این بالاکشیدن بهمعنای حذف دیگری وجود ندارد. بهطور سنتی در زیارتگاههایی که مردمی بودند مدام نوعی تکثر گفتمانی و حضور هم زمان گفتوگوهای حریف معنایی وجود داشت که خویش این تکثر، غنا ساخت و ساز می کرد. از جمله در مکه، شیعه، سنی و کل مذهبها اسلامی حضور داراهستند و این تکثر مذهبی به آن گروه غنا می دهد. در واقع این تکثر، عاملی میشود برای نوعی اتحاد کبیر. درعیناکنون که کلیه در تکثر میباشند، ولی جایی به اسم «کعبه»، عاملی میباشد برای اتحاد پهناور؛ یعنی سرازیربودن خصلت تکثر در زیارتگاهها چه در پوسته کعبه و چه در پوسته ضریحهای شیعی، ادله وحدت میباشد.
در مسئلۀ زیارت، چالش اساسی، ادراک تقلیلیافته و منضبط و منجمدی میباشد که از زیارت وجود داراست. مبتنی بر این تلقی از زیارت، صرفا اندرونی صحن و نماز و دعایی که در آنجا خوانده میگردد، اساسی میباشد؛ درحالیکه در زمینه زیارت، یکسری عنصر کلیدی وجود دارااست که یکی آن ها خویش زائر یا این که مبحث میباشد. اینکه مبحث چهطور استارت به تکان مینماید و چه آدابی دارااست، بسیار عنایت داراست. به همین عامل فرآیند زیارت با مسافرت مبحث آغاز میشود و این مهاجرت ادامه پیدا مینماید تا به ضریح میرسد و اتفاقاتی در آنجا روی میدهد و آنگاه بازمیشود.
زائر، مهاجرت و زیارتگاه، موادتشکیل دهنده اساسیای می باشند که مدام وجود داشتهاند. در قبل اینطور عدم وجود که شخص در زیارتگاه تنها یک کنش جاری ساختن دهد و به عنوان مثالً بارگاه را ببوسد و برود. در اکثری از زیارتگاههای کهن مثل امامزاده داوود، عموم قربانی و نذری توزیع میکردند و شاید تا یک سری سال پیش در مهمانسراهای گوشه و کنار بقاع نیز اینگونه چیزی وجود داشت و شخصی که به زیارت میآمد یکسری عمل همزمان مانند نذریدادن، قربانیکردن و سرزدن به زیارتگاههای کنارهای خرد را جاری ساختن میبخشید؛ نذری میاعطا کرد، قربانی می کرد یا این که به زیارتگاههای کنارهای خرد راز میزد. زائر امروز مشهد آغاز به بقاع امام رضا و بعد به تفریحگاه میرود، البته زائری که تا قبل از اینً به مشهد میآمد به یک سری زیارتگاه خرد دور و بر مانند مزار اباصلت رمز میزد و با جاری ساختن شغل های متفاوت و دیدن جاهای متعدد تجارباش همیشه متکثرتر و بی نیازخیس می شد. در واقعیت، ما در پیشین با تجربۀ چندلایه و متکثری مواجه بودیم که صرفا به یک نقطه معطوف خلا.
منطق توریسم، منطق زیارت
نکتۀ کلیدیای که در تجربۀ زیارتگاهی کشور ایران وجود داراست و به حیث اینجانب بهطور نابخردانهای در درحال حاضر بسط میباشد، به کارگیری از اصطلاح مبهمی به اسم «توریسم زیارت» میباشد. منطق توریسم با منطق زیارت یک کدام از وجود ندارد و این دو با یکدیگر تفاوت داراهستند. شاید تبدیلکردن فضاهای زیارتگاهی به فضاهای توریسم در بالا عالی به لحاظ رسد، البته در غایت منطق لذّتی که در توریسم وجود دارااست با منطق سختی زائرانه یک کدام از وجود ندارد. زائر می بایست رنجی را پذیرفته باشد؛ از جمله هکر نست بیدار گردد، به زیارتگاه برود و خیلی شغل های مشقت بار دیگری را جاری ساختن دهد. بدین ترتیب زائر از حیث جسمانی لذّت نمیپیروزی، بلکه از نظر روحی لذّت می برد و اینجانب با مخلوط لذّت جسمانی و لذّت معنوی چندان موافق نیستم و می دانم کهاین پروژه باخت خورده میباشد. پس یک کدام از کارهایی که زیارتگاههای مارا تخریب مینماید، به کارگیری از آیین نامه گردشیکردن آنهاست.
امروزه مشهد به تفریحگاه تبدیل گردیده است خیر زیارتگاه. ولی اینجانب با بُعد توریسم مشهد مخالف نیستم، البته می بایست حواسمان باشد که کدام یک از این دو آن گاه در درحال حاضر غلبه میباشد. منطق توریسم در حالا حلکردن منطق زیارت در خودش میباشد و این مسئله بهشدت بر پیامدهای حضور در مشهد تأثیر می گذارد. اینجانب در مشهد از لذّت هجرت سودمند میشوم، خیر از لذّت معنوی زیارت. در فیض آن انقلاب و تاثیر معنوی که از زیارت در مشهد نتایج میشد، بهعامل وجود این مرکز ها توریسم ساخت نمی شود. این شرکتها معنای فرضی زائر را تغییر و تحول می دهد، یعنی هنگامی زائر در منزل میخواهد برای مهاجرت تصمیم بگیرد، می گوید برویم مشهد هم فال میباشد و هم تماشا! ولی درصورتی که بیست سال پیش بود، بیست نفر عده میشدند و پشت یک وانت یا این که یک کامیون ششچرخ اتاقک میزدند و پنج خانواده با آن به مشهد میآمدند و برمیگشتند و مجموع رنجهای آن را میپذیرفتند. این نوع نرم افزارریزیها خیلی اساسی بود و آحاد هجرت را به یک هجرت معنوی تبدیل میکرد، ولی امروزه عموم به مشهد میایند تا خرید نمایند و مرکزها و هتلهای گرانقیمت را ببینند. اینک فرآیند زیارت به نظر قابلیتهای تجارب و کنش، پروسه بسیار تخلیهگردیدهای میباشد.
قضیه زیارت قابلیت و امکانهای سیرتکاملشناسی دارااست. گونه های و اقسام زیارت را میاقتدار مبنی بر مقصد زیارت سیرتکاملشناسی کرد و توضیح بخشید که به چه شکل در جای های زیارتی گرانقدر اینها با یکدیگر ادغام میشود و غنا ساخت و ساز مینمایند. گاهی به زیارت یک جای مقدس میرویم و گاهی به زیارت یک شخص مقدس مانند یک فقیه یا این که عارف گرانقدر می رویم. گاهی به زیارت یک شیء مقدس می رویم مانند جای هایی که مو سر یا این که جامه فرستاده وجود داراست و بعضی اوقات بهمثابۀ تکرار یک متن مقدس، به زیارت میرویم مانند تکرار آن مسیری که بزرگان فقاهتی رفتهاند. این اشکال ششگانۀ زیارت، سیرتکاملشناسیهای مختلفی را ساخت مینماید. در قبلی و در زیارتگاههای تعالی، این گونه های با یکدیگر مخلوط میشدند. مثلا هنگامی یک شخص بسیار مذهبی به مشهد میآمد خلال زیارت ضریح امام رضا(ع)، یک سری فرد معتقد یا این که حسینیه یا این که خانقاه یا این که راس یک فقیه شرعی را نیز میروءیت کرد. بدین ترتیب در ضریحهای تعالی نوعی مجموعۀ زیارتی وجود داشت. در قبل هنگامی اینجانبِ غیرمشهدی به مشهد میآمدم، ضمن بقاع به مزار اباصلت، توس و یکسری زیارتگاه دیگر نیز میرفتم، ولی الان که به مشهد می آیم از دیگر نصیبهای زیارتی کاهش یافته و مشهد به بقعه امام رضا(ع) و مرکز ها خرید تقلیل یافته میباشد.

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای مذهبی و مناسبتهای دینی