loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 37
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:15


اَلْتمامِمَةُ الغَرّاء فی تَفضیلِ فاطمةِ الزّهراء (س) وَ عقیلَةُ الوَحی زینب (س) بنت أمیرِالمؤمنین(ع) کتابی درباره فضیلت ها حضرت فاطمه(س) به لهجه عربی ، تاثیر سید عبدالحسین شرف‌الدین (متوفای ۱۳۷۷ق) میباشد. مؤلف بعداز بیان آیه ها نازل‌گردیده در شأن اهل بیت(ع)، به فضائل دختر رسول (ص) پرداخته و در نقطه پایان کتاب، نوشته‌علمی‌ای نیز درباره حضرت زینب(س) نگاشته مسجد سجاد مشهد میباشد.

درباره مؤلف
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: سید عبدالحسین شرف‌الدین عاملی
سید عبدالحسین شرف‌الدین موسوی عاملی در سال ۱۲۹۰ق در کاظمین به‌جهان آمد. نسب وی با ۳۱ واسطه به ابراهیم المرتضی، فرزند امام کاظم (ع) میرسد. او دارنده تألیفاتی نظیر کتاب المراجعات میباشد. شرف‌الدین در سال ۱۳۷۷ق درگذشت و در نجف در کنار آرامگاه استادش سید محمدکاظم یزدی در مسجد عمران بن شاهین در مقبره امام علی(ع) به خاک امانت رزرو مسجد سجاد مشهد شد.[۱]

علت تألیف
شرف‌الدین، این کتاب را در جواب به فردی نوشته که از او سؤال نموده است: «آیا شیعه برهان قانع کننده‏‌ای برای معارضان خویش درباره برتری حضرت فاطمه (س) بر سایرافراد دارااست؟» مؤلف در جواب، کتاب الکلمة الغراء‌ آدرس مسجد سجاد مشهد را می‌نویسد.[۲]

محتوا
مؤلف درباره منزلت و مقام فاطمه زهرا (س) به چهار آیه مباهله، پاک سازی، مودت و آیاتی از سوره هل اتی دلیل کرده و آن‌گاه احادیثی از نبی خداوند (ص) درباره فضیلت ها حضرت زهرا(س) آورده‌میباشد. از‌آنجا‌که پرسش کننده از مؤلف منظور تا دلایلی معاند‌پسند ارائه نماید، او فقط از منابع اهل سنت سود کرده و به آن‌ها برهان شماره تلفن مسجد سجاد مشهد کرده‌میباشد.

در نقطه پايان کتاب، نوشته‌ی علمی‌ای از شرف‌الدین درباره حضرت زینب(س) نوشته شده که در جواب جمع‌ای از ایرانیان میباشد. در سال ۱۳۳۴ق که ایرانیان، بارگاه حضرت زینب(س) را ساخته و خواستند آن را نصب نمایند، از این فقید گران قدر درخواست کردند به مناسبت این مراسم تاریخی، نوشته‌ی علمی‌ای درباره حضرت زینب بنگارد و وی اینگونه کرد. ولی این نوشته، مشابه یک خطابه میباشد و از صورت نوشته‌ی علمی علمی و استدلالی بیرون میباشد.[۳]

ابواب کتاب
مقاله اولیه مشمول:

فصل نخستین: در ذکر برهان به آیه مباهله
فصل دوم: در ذکر برهان به آیه پاکسازی
فصل سوم: در ذکر برهان به آیه مودت
فصل چهارم: در ذکر ادله به آیه ابرار
مقاله دوم مشتمل بر:

دلالت سخنان گهربار نبی آفریدگار (ص) درباره فضائل حضرت زهرا(س).[۴]
منابع کتاب
مصادر و منابعی که شرف الدین از آن ها سود کرده، حدود ۱۰۰ کتاب میباشد که بعضی از آنان عبارتند از الآحاد و المثانی‏، إتحاف السائل‏، أسباب النزول‏ واحدی، أسد الغابة، الاستیعاب‏ ابن عبدالبر، تعبیر و تفسیر بیضاوی، تعبیر قرطبی، شواهد التنزیل، ینابیع المودة، المستدرک علی الصحیحین، تذکرة الحفاظ و الإصابة.[۵]

ورژن‌ها و چاپ‌ها
براساس گزارش تهرانی در الذریعه این کتاب یار کتاب الفصول المهمه در سال ۱۳۴۷ق و سپس در نجف چاپ گردیده‌است. [۶] هم اینگونه به گویش فارسی با تیتر آیه‌های فاطمی به وسیله محمد صفری ترجمه و از سوی انتشارات روش نیک در سال۱۳۹۸ش. چاپ و منتشر گردیده‌است.[۷] [۸] متن عربی کتاب نیز به وسیله محمد رضا مامقانی پژوهش و به وسیله انتشارات استدلال ما در قم سال ۱۳۸۸شمسی منتشر گردیده است.[۹]متفحص زیرا ورژن‌ی خطی از کتاب و نیز ورژن قابل اتکا و تصحیح گردیده‌ای نیافته برای تفحصِ و رویا رویی کتاب به سه ورژن چاپ گردیده بوسیله دارالزهر بیروت (فارغ از تاریخ) و مکتبه نینوی در تهران(سوای تاریخ) و ورژن‌ای از چاپ دارالامام للنشر والدراسات العلمیه، بیروت ۱۴۱۶ق. اتکا نموده است. [۱۰]

پانویس

بازدید : 18
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 12:14

(۱۲۸۸-۱۳۷۲ق)، ادیب و شعر سرا و تالیف کننده. عبدالحسین در نوجوانی به یاد دادن ادبیات و علم ها اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۲۰ق /۱۹۰۳م به بهاییان پیوست. آن‌گاه از جامعه مسلمان ها رانده شد و حدود ۱۸ سال به سیاحت و تبلیغ بهاییت پرداخت. آیتی، سفری به اروپا کرد و در آنجا به فسخ‌بودن ادعای سران بهاییت بر طبق پیوستن عموم اروپا به‌این مذهب پی پیروزی. وی بعد این مذهب را سوراخ کرد. آیتی در سال ۱۳۵۸ق (۱۹۳۹م) به یزد رجوع و برگشت و به درس دادن در متوسطه‌ها درگیر شد و آخر و عاقبت در به عبارتی شهر درگذشت. ضیایی، آواره و آیتی، تخلص‌های شعری وی در زمانه‏‌های مختلف معاش‏‌اش بوده میباشد. کتاب سه جلدی کشف الحیل در عیب گیری فریب‌کاری‌های سران بهاییت، از اثرها مسجد سجاد مشهد اوست.


عبدالحسین آیتی بافقی یزدی (۱۲۸۸-۱۳۷۲ق / ۱۸۷۱-۱۹۵۳م)، ادیب ، شعر سرا و مولف، در تفت از توابع یزد، در خانواده‌ای شیخ، زاده شد. پدرش روحانی محمد، دارای شهرت به حاج آخوند تفتی، از ائمه جماعات و واعظان یزد، در محل تولد خود مرجع کارها مذهبی بود. وی در نوجوانی به خرقه روحانیت درآمد و به تعلیم ادبیات و علم ها اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۰۳ق /۱۸۸۶م به یزد رفت و در مکتب خانِ گران قدر به علم آموزی مقدمات خاطر نشان کرد. آیتی در سال ۱۳۰۵ق (۱۸۸۸م) به عتبات عالیات مسافرت کرد و به یادگرفتن فقه و اصول پرداخت. وی 1‌سال آنگاه پدرش درگذشت و به محل تولد خود رجوع و در سال ۱۳۱۱ق (۱۸۹۴م) به مکان بابا جلسه و به امامت جماعت و وعظ پرداخت. آیتی در وقار فارسی صاحب و مالک قریحه بود و از سال‌های نوجوانی شعر می‌سرود و «ضیایی‌» تخلص رزرو مسجد سجاد مشهد میکرد.

مثال‌ای از اشعار وی این رباعی در رد بهائیت میباشد، آیتی در سال ۱۳۲۰ق (۱۹۰۳م) به بهاییان پیوست. بعد از جامعه مسلمانها رانده شد و نسبتاًً ۱۸ سال به سیاحت و تبلیغ بهاییت پرداخت. در اوایل همین زمان، کتاب «الکواکب الدریة فی مآثر البهائیة» را درباره تاریخ پیدایش این مذهب نوشت.[۲]تهرانی در الذریعه به نادرست این کتاب را در رد بهائیت دانسته آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد. [۳]

آیتی در سال جاری‌ها همچنان شعر هم می‌سرود و به امر عبدالبهاء، رهبر بهاییان، تخلص خویش را به «آواره‌» تغییر و تحول اعطا کرد. در سال‌های انتها معاش عبدالبهاء زمان ۳ ماه در حیفا مهمان او بود و با آنکه درین بازه زمانی، به اعتراف خودش بطلان دعوی بهاییان را دریافته بود،[۴] از سوراخ این مذهب دوری کرد. بعداز مرگ عبدالبهاء (۱۳۴۰ق / ۱۹۲۲م)، آیتی سفری به اروپا کرد و در آنجا به فسخ‌بودن ادعای سران بهائیت، دایر بر اینکه بخش اعظمی از عموم اروپا به‌این مذهب گرویده‌اند، پی پیروزی. بعد مانند جمعی دیگر از فریب‌خوردگان، این مذهب را سوراخ کرد و تألیف کشف الحیل را درباره فریبکاری‌های سران بهائیت شروع کرد.این کتاب فارسی و به لهجه بی آلایش و قابل درک برای عوام میباشد[۵] او در سال ۱۳۴۸ق /۱۹۲۹م در طهران مقیم شد و به سرویس وزارت معارف درآمد و به درس دادن در عصر دبیرستان شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پرداخت.

او آنگاه به پژوهش ها ادبی روی آورد و در سال ۱۳۰۸ش، نشریه‌ای ادبی-انتقادی به اسم نمکدان تأسیس کرد که تا چندسال به‌طور نامنظم منتشر می شد. در‌این زمانه با تخلص نو «آیتی‌» همچنان شعر می‌سرود.عبدالحسین آواره بعداز طرد از بهائیت اسم خانوادگی خود را از آواره به آیتی تغییر تحول اعطا کرد تا آیت و نماد ای برای دیگر بهائیان ما‌نده در‌این فرقه باشد.[۶]

او در سال ۱۳۵۸ق /۱۹۳۹م به یزد منتقل و به درس دادن در متوسطه‌ها درگیر شد و سرنوشت در به عبارتی شهر در سال ۱۳۳۲ش درگذشت و در گورستان جدید قم به خاک ودیعه شد.[۷]

تألیفات
اثر ها ذیل از وی بر مکان باقیمانده میباشد:

آتشکده یزدان (تاریخ یزد)، یزد، ۱۳۵۷ق /۱۹۳۸م
اشعه حیات (شعر)، یزد، ۱۳۲۸ش
انشاء خوب، تبریز، ۱۳۱۱ش
تاریخ فلسفه، طهران، ۱۳۱۲ش
کامل شدن کتاب کشف الحیل و ذکر الحق، طهران
چکامه خنجر (شعر)
خردنامه (شعر)، استانبول
طریق کتابت یا این که مسئله‌نویسی، طهران
سه عروسی (ماجرا)، طهران، ۱۳۱۲ش
سه فراری (ماجرا)، طهران، ۱۳۰۶ش
سه گمشده (قصه)، طهران، ۱۳۰۶ش (۳ کتاب اخیر ترجمه سیاحت‌طومار پزشک معالج ژاک آمریکایی میباشد)
ضمیمه کشف الحیل (جواب به نوشته‌علمی عبدالله رازی)، طهران، ۱۳۰۷ش
فرهنگ و تمدن آیتی، طهران، ۱۳۱۴ش
قصیده قرآنیه یا این که آوا روحی (شعر)، طهران
کتاب نَبی (ترجمه فارسی قرآن در ۳ جلد)، یزد ۱۳۲۴-۱۳۲۶ش
کشف الحیل (در افشای فرقه‌های بهاییان، در ۳ جلد)، طهران، ۱۳۰۷ش (این کتاب بعد ها مکرر به چاپ رسیده میباشد)
الکواکب الدریة فی مآثر البهائیة (در تاریخ بهائیت)، قاهره،۱۳۴۲ق /۱۹۲۴م
گفتار آیتی، طهران، ۱۳۴۷ق /۱۹۲۹م
ملکه عقل و عفریت جهل، طهران، ۱۳۱۲ش
نغمه دل (شعر)، طهران
هوگوی اهل ایران، (اولیه پرواز انسان)، یزد، ۱۳۲۱ش
پانویس
https://www.baha9.ir/?p=3824
کواکب الدریة فی مآثر البهائیة (در تاریخ بهائیت)، قاهره، ۱۳۴۲ق.
تهرانی، الذریعه،۱۴۰۸ق، ج۹، ص۱۲.
آیتی، «تفصیل احوالی...»، ص ۲۱۳-۲۱۶.
تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۱۸، ص۳۳.

بازدید : 24
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 12:11

(شهید شدن ۶۵ق) رهبر قیام توابین و از بزرگان کوفه، صحابی حضرت محمد(ص) و از شیعه‌ها امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. سلیمان بن صرد در بعضا نبرد‌ها در رکاب امیرمؤمنان(ع) جنگید. او در روزگار امام حسن(ع) با صلح امام حسن با معاویه مخالف بود. اول طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) به رهبری وی نوشته شد، با این هم اکنون خویش وی در جنگ کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در اتفاق کربلا مسجد سجاد مشهد برشمرده‌اند.

بعداز شهیدشدن حسین بن علی(ع)، رهبری قیام توابین را در سال ۶۵ قمری بر ذمه داشت. این قیام به خونخواهی امام حسین(ع) صورت گرفت و سلیمان در آن به شهید شدن رسید. معاش‌طومار، سلیمان بن صرد در مکه متولد شد. در منابع تاریخی هر یک‌سری به تاریخ مجال تولد او اشاره نشده میباشد، البته زیرا اورده شده که او در هنگام شهیدشدن در سال ۶۵ق، ۹۳ ساله بوده،[۱] می‌قدرت اظهار کرد او پنج سال پیش از بعثت به جهان آمده میباشد. اسم پدرش «‌جون‌» بود و در نسبتش به فامیل خزاعه هیچ اختلافی وجود رزرو مسجد سجاد مشهد ندارد.[۲]

اسم او در بعدازظهر نا آگاهی «‌یسار‌» بود که فرستاده(ص) نامش را بعداز مسلمان شدن به «‌سلیمان‌» تغییر و تحول بخشید. لقب او را «‌ابو مُطَرّف‌» گفته‌اند.[۳]شیعه و اهل‌سنت او‌را ستوده‌اند. او پیرمردی نیک، عبادت کننده، فاضل و دارنده مکانت و جایگاه ویژه دربین خویشان خود بود و قوم خزاعه از وی اطاعت آدرس مسجد سجاد مشهد می کرد.[۴] [۵]

ملازمت با فرستاده(ص)، ادب بن شاذان او را از تابعین میداند و منابع اهل سنت او را از اصحاب نبی(ص) به شمار آورده‌اند. روحانی طوسی نیز او را در شمار اصحاب رسول بیان نموده است[۶] آیت الله خوئی گفته میباشد احتمالا روحانی طوسی این صحبت را از کتاب ها اهل‌سنت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد گرفته باشد.[۷]

ملازمت با علی(ع)
بعداز تأسیس شهر کوفه در طی خلیفه دوم، سلیمان بن صرد جزو او‌لین عده ای بود که درین شهر سکونت کرد و در محله خُزاعه سکونت کرد.[۸] سلیمان، با خلافت امام علی(ع) به همپا بخش اعظمی از بزرگان شیعه با وی بیعت کرد.[۹] سازه بر طومار‌ای که از سوی امیرمؤمنان(ع) برای وی درج شده، او نماینده امام(ع) در حوزه‌ جبل بوده میباشد.[۱۰] وی در نزاع‌های امام علی(ع) کمپانی کرد و در پیکار صفین در رکاب امام(ع) جنگید و فرماندهی میمنه سپاه را بر ذمه گرفت.[۱۱] درین نبرد، «‌حوشَب‌» سرور یمانیان در سپاه معاویه با چاقو وی از پای درآمد.[۱۲]

برخی گفته‌اند سلیمان در نزاع جمل کمپانی نکرد و علی(ع) اورا شماتت کرد.[۱۳] هرچند این مقاله در کتاب ها تاریخی در گیر شک و تردید گردیده، البته خویی احتمال داده میباشد که عدم کمپانی او یا این که به خیال فرمان امیر المومنین بوده و یا این که عذری موجه داشته میباشد.[۱۴]

اعتراض به صلح امام حسن (ع)
گزارش مورّخان، حکایت از دیدار سلیمان با امام حسن(ع) بعداز جریان صلح با معاویه داراست که او با انکار این بیعت، به امام(ع) اعتراض می‌نماید.[۱۵] امام حسن(ع) در پاسخ او می گوید: شما شیعه و دوستدار ما میباشید... معبود گواه میباشد آن چه اینجانب ایفا دادم در جهت محافظت خون‌هاست. پس راضی به قضای معبود باشید.[۱۶] او در دیداری با امام حسین(ع) نیز، این مسأله را عرضه میدارد و امام(ع) بر پایبندی به صلح تا مرگ معاویه تأکید می‌نماید.[۱۷]

عصر امام حسین(ع)
سلیمان بن صرد بعد از مرگ معاویه عموم را به بیعت و کمک رساندن به امام حسین(ع) تشویق کرد؛ ولی خویش وی در رخداد کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در اتفاق کربلا برشمرده‌اند.

طومار به حسین بن علی(ع)
در‌پی مرگ معاویه و عدم بیعت حسین بن علی(ع) با یزید، شیعه ها در خانه سلیمان بن صرد اجتماع کردند و برای بیعت با امام حسین(ع) به او دو طومار نوشتند.[۱۸] سلیمان درین دیدار ذکر کرد: معاویه به نابودی رسیده و حسین به سوی مکه رهسپار شد‌ه‌است؛ شما شیعه ها وی و درپی بابا وی میباشید؛ پس اورا امداد رسانید و با دشمنانش بجنگید.[۱۹]

عدم حضور در رخداد عاشورا
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: اتفاق عاشورا
سلیمان در اتفاق عاشورا حضور نداشت. درباره انگیزه حاضر نشدن وی در کربلا گزارش‌های صریحی در منابع تاریخی نیست و گمانه‌های متفاوتی از سوی نویسندگان و محققان مطرح شد‌ه‌است. برخی بر آنند که سلیمان همپا با جمع دیگری از بزرگان شیعه به امر عبیدالله بن زیاد زندانی گردیده بود، ولی در منابع تاریخی گزارشی درین باب نیست.[۲۰]

برخی دیگر از محققان با اشاره به در دست گرفتن و رسیدگی شدیدی که ابن زیاد بر کوفیان و نیز بر طرق خروج از کوفه جاری ساختن کرده بود، قابلیت و امکان حضور سلیمان بن صرد و دیگر شیعه‌ها کوفه را در کربلا نا ممکن دانسته‌اند[۲۱] با این حالا بعضی دیگر با اشاره به تعداد اندکی از شیعه ها که خویش را به کربلا رسانده و به امام پیوستند، این برهان را قانع‌کننده نمی‌دانند.[۲۲] [۲۳]

تیم دیگری از محققان، سستی کوفیان به عنوان مثال سلیمان بن صرد، را برهان مهم نپیوستن آن ها به امام حسین در کربلا دانسته‌اند. اعتراف سلیمان و بقیه کوفیان به گناهشان در کمک نکردن امام و راه اندازی قیام توابین از دلایل تقویت این لحاظ میباشد.[۲۴] [۲۵]

بر این شالوده برخی نویسندگان، سلیمان بن صرد و بقیه کوفیان را شیعیانی متزلزل و با رفتاری دوگانه دانسته‌اند.[۲۶] همینطور این حیث را با عنوان کردن سوابق مخالفت سلیمان بن صرد با امام علی(ع) و امام حسن(ع) تقویت می‌نمایند.[۲۷] برخی از منابع قدیمی نیز به روحیه شکاک و تردیدهای سلیمان بن صرد در ماجرای عاشورا اشاره کرده‌اند.[۲۸]

بازدید : 23
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 12:36

دوازده نماینده اَسباط بنی‌اسرائیل (فرزندان یعقوب نبی) بودند که به‌فرمان پروردگار و به‌دست حضرت موسی(ع) تعیین شدند. وظیفه آن‌ها پاسداری از میثاقی بود که از جانب آفریدگار بر ذمه بنی‌اسرائیل قرار داشت. نقباء، همینطور وظیفه عده‌آوری داده ها از قومی ستمگر در مسافرت به بیت‌المُقَدَّس را نیز بر ذمه داشتند. موسی از آن ها خواست داده ها به دست‌آمده از این دسته را به فامیل خویش ندهند، بیشتر آن‌ها از این امر تخلف مسجد سجاد مشهد کردند.

در منابع فریقین، روایاتی از نبی(ص) آورده شده که تعداد جانشینانش را دوازده بدن و به تعداد نقبای بنی‌اسرائیل دانسته میباشد، این روایات به احادیث دوازده خلیفه مشهورند، عالمان شیعه از آن‌ها برای ثابت امامت امامان دوازده‌گانه به کار گیری رزرو مسجد سجاد مشهد می‌نمایند.

نُقَبا، نمایندگان حضرت موسی(ع) نقبای بنی‌اسرائیل، رسولان موسی(ع) در بین فامیل خویش بودند[۱] که برطبق بعضا احادیث، به دستور خداوند و به دست حضرت موسی(ع) گزینش شدند.[۲] به گفته مفسران، نقبا از اسباط دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل (فرزندان یعقوب) بودند[۳] که از هر سبط، یک نماینده برگزیده آدرس مسجد سجاد مشهد شد.[۴]

نقبا والا قوم و قبیله خویش[۵] و دارنده رأی نافذ و مقام ویژه‌ای بوده‌اند.[۶] در برخی از کتاب‌های تفسیری، نقبا سرآمد خاندان خود،[۷] سردار[۸] و حتی سلطان[۹] معرفی گردیده‌اند. گروهی نیز بر این باورند که آن‌ها ابعاد به پیامبری رسیدند.[۱۰] بعضا هم منزلت بالاتری برای آن ها قائل گردیده، آنان را مالک کتاب دانسته و فراتر از پیامبران بی آلایش و ذیل‌خیس از انبیای اولوالعَزم شماره تلفن مسجد سجاد مشهد شمرده‌اند.[۱۱]

در آیه ۱۲ سوره مائده آمده میباشد که خداوند دوازده نقیب دربین بنی‌اسرائیل برگزید. در قرآن مقام آنها به طور بدیهی ذکر نشده میباشد.[۱۲] مفسران درباره آنان نگرش‌های متفاوتی دارا هستند.[۱۳]

تشبیه جانشینان رسول به نقبای بنی‌اسرائیل
در روایاتی که از نبی(ص) گفته شده شمار جانشینان آن حضرت به تعداد نقبای بنی‌اسرائیل آورده شده میباشد.[۱۴] این شرکت احادیث به روایات دوازده خلیفه مشهورند که در آن‌ها تعداد جانشینان نبی(ص) دوازده بدن و همه از قریش معرفی گردیده‌اند.[۱۵] علمای شیعه از این روایات برای ثابت امامت امامان به کار گیری می‌نمایند.[۱۶] برطبق حدیث دیگری، فرستاده(ص) آخر و عاقبت خویشان خویش را همچون بنی‌اسرائیل دانسته میباشد.[۱۷] رسول همینطور در بیعت عَقَبه دوازده نقیب از فی مابین انصار برگزید تا نماینده وی در مدینه باشند.[۱۸]

سید محمدحسین طباطبایی، در تعبیروتفسیر المیزان، نقبا را به اولوالاَمر در آیین اسلام تشبیه کرده و آن‌ها‌را مرجع کارها فقاهتی و مادی بنی‌اسرائیل دانسته میباشد.[۱۹]

وظیفه نقبای بنی‌اسرائیل
سازه بر آیه ها قرآن، نقبا مأموریت محافظت از میثاقی را برعهده داشتند که آفریدگار از بنی‌اسرائیل گرفته بود.[۲۰] همینطور آن ها از جانب موسی(ع) مأمویت یافتند به بیت‌المقدس مهاجرت نمایند[۲۱] و به عده‌آوری داده ها از قومی ستمگر بپردازند[۲۲] که در مرز و بوم کنعان،[۲۳] شامات[۲۴] و یا این که حیطه اریحا [یادداشت ۱] در شام[۲۵] مستقر بودند. آنان بعد از تصویب مشاهدات خویش نزد موسی(ع) بازگشتند و از عظمت ساکنان این بخشها کلام گفتند[۲۶] موسی(ع) از آن ها خواست از دادن داده ها و ارعاب فامیل خویش، بپرهیزند،[۲۷] البته به جزء دو[۲۸] یا این که حداکثر پنج نفر،[۲۹] دیگرافراد از دستور موسی(ع) تخلف کردند.

اسامی نقبای بنی‌اسرائیل
ثَعْلبی از مفسران اهل‌سنت در تعبیر و تفسیر خویش، اسم‌های نقبا را بیان نموده است. آن‌ها عبارتند از:

مشمول بن ران
شاقاط بن حوری
کالب بن یوقنا
مقایل بن یوسف
یوشع بن نون
قنطم بن ارقون
مدی بن عدی
بدون شوخی بن قامن
بیانون بن ملکیا
نفتالی محر بن وقسی
حملائل بن حمل
سابور بن ملکیا.[۳۰]
در بعضا منابع دیگر اسم‌های نقبا با یه خرده اختلاف نام برده میباشد.[۳۱]

جستارهای متعلق
اسباط
پانویس
دینوری، الواضح، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۹۰.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۶۵.
ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۳۹؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۵۷.
ثعالبی، تعبیروتفسیر الثعالبی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۶۲؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۲۶۷.
ثعالبی، تعبیر الثعالبی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۶۲.
جرجانی، درج الدرر، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۵۵۲.
طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۴، ص۳۱۹.
دیوبندی، تعبیر و تفسیر کابلی، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۲.
سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۶۵.
آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۶۰.
صادقی تهرانی، ترجمان فرقان، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۴۱.
مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۳۰.
نگاه فرمائید به عاملی، تعبیروتفسیر عاملی، ۱۳۶۰ش، ج۳، ص۲۳۹.
خزاز رازی، کفایة الأثر، ۱۴۰۱ق، ص۲۷؛ روحانی صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۶۸؛ نعمانی، الغیبة، ۱۳۹۷ق، ص۱۱۸؛ ابن‌حنبل، مسند احمد بن حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۶، ص۳۲۱، ۴۰۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۱۵۷؛ ابی‌یعلی، مسند ابی‌یعلی، ۱۴۰۴ق، ج۸، ص۴۴۴؛ بزار، مسند بزار، ۱۹۹۳ق، ج۵، ص۳۲۰.
مؤسسه معارف اسلامی، معجم الاحادیث الامام المهدی، ۱۴۲۸ق، ج۳، ص۵۰۱.
نگاه نمایید به صمدی، «امامت اثنی عشر»، ص۴۳۰.
روضه خوان صدوق، اینجانب لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۳.
طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۵۵.
طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۲۴۰.
ابن‌سلیمان، تعبیروتفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۴۶۰؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۵.
ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۳۹؛ سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۶؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۴۰.
ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۶؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۱۵؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۱۸.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۶؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۵۸.
زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۱۵؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۱۸؛ طبرسی، تعبیروتفسیر دولت ها الجامع، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۱۷.
سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ شعرانی، مطالعه‌های قرآنی علامه شعرانی،

بازدید : 23
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 12:34

(۱۳۰۲-۱۳۸۶ش) از عالمان شیعه و استادان کردار در طهران و بنیانگذار مکتب علمیه مجتهدی. وی بعداز گذراندن سطح های بهتر حوزوی در قم، به طهران رفت و در مسجد سید عزیزالله به تبلیغ و درس دادن سرگرم شد. مجتهدی تهرانی بعداز فوت محمدحسین خداپرست از عارفان طهران، به مسجد حاج ملاجعفر رفت و مکتب علمیه‌ای در آنجا تأسیس کرد. او به زهدو تقوا، اخلاص و عموم‌داری دارای اسم و رسم بود. تألیفاتی از مجتهدی تهرانی به‌جا ما‌نده و اثر ها زیادی هم از سخنان و مواعظ اخلاقیِ وی جمع و منتشر مسجد سجاد مشهد گردیده‌است.

معاش‌طومار احمد مجتهدی تهرانی در ۹ مهر سال ۱۳۰۲ش (۲ رجب ۱۳۴۳ق) در طهران به‌جهان آمد.[۱] پدرش محمدباقر از بازاریان و جدش میرزا احمد از بازرگانان عصر خویش بود و دیگر اجدادش هم در کسوت روحانیت بودند.[۲] وی در سال ۱۳۶۷ق تزویج کرد.[۳]طلاب مکتب آیت‌الله مجتهدی که سید فرستاده موسوی تهرانی از اساتید حوزه علمیه قم نشسته در سمت راست مجتهدی تهرانی چشم رزرو مسجد سجاد مشهد میشود.

نمایی از تشییع احمد مجتهدی تهرانی در طهران وفات ،مجتهدی تهرانی در ۲۳ دی سال ۱۳۸۶ش (۴ محرم ۱۴۲۹ق) در طهران درگذشت و بعداز تشییع و اقامه نماز به وسیله محمدرضا مهدوی کنی، در مکتب علمیه‌اش دفن شد.احمد مجتهدی در سال ۱۳۶۲ق وارد حوزه علمیه قم شد.[۵] ورود او به حوزه علمیه، با وجود مخالفت پدرش شکل گرفت.[۶] مجتهدی دروس مقدمات و سطح را نزد روضه خوان علی‌اکبر استدلال، محمدجواد خندق‌آبادی، سید مرتضی علوی فریدونی، روحانی عبدالرزاق اصفهانی، محمد صدوقی و سید محمدصادق طباطبایی خواند[۷] و در دروس بیرون فقه و اصول فقه گلپایگانی، تنکابنی، مرعشی نجفی، امام خمینی، بروجردی و خوانساری آدرس مسجد سجاد مشهد حاضر شد.[۸]

مجتهدی همینطور در درس خلق امام خمینی حاضر میشد که عصرهای آدینه در مکتب فیضیه قم برپا میشد. او از درس خلق و خوی سید حسین فاطمی قمی نیز بهره برد و مهم‌ترین مدرس رفتار وی بعد از حضور در حوزه علمیه طهران روضه خوان محمدحسین بازهد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد بود.[۹]

مجتهدی تهرانی در سال ۱۳۷۰ق به طهران رجوع و برگشت و در مسجد سید عزیزالله که مسجد سید احمد خوانساری بود، به علم آموزی و درس دادن پرداخت.[۱۰] او صبح‌ها در مسجد سید عزیزالله، فقه و ادبیات درس دادن میکرد و عصرها برای عده ای که ایام شاغل بودند، دروس حوزوی مانند مطول، سیوطی، منطق و مغنی درس می‌بخشید.[۱۱]

مجتهدی شب‌ها در مسجد امین‌الدوله بعداز نماز روحانی محمدحسین خداترس به منبر می رفت و تعبیر قرآن می‌ذکر کرد.[۱۲] مبنای تعبیر و تفسیر وی کتاب تعبیر البرهان بود.[۱۳]
روضه خوان احمد مجتهدی با سپری شد سه سال از فوت محمدحسین خداپرست همچنان در مسجد سید عزیزالله به درس دادن و تبلیغ کارها فقاهتی درگیر بود تا آنکه در سال ۱۳۷۵ق با درخواست علما و عموم، حوزه درسی خویش را به مسجد حاج ملاجعفر منتقل کرد و در آنجا اقامه نماز جماعت و درس دادن را افزود.[۱۵] وی بعداز جابجایی به مسجد حاج ملاجعفر با امداد تاجران و عموم که معتقد بودند وی برای ادامه راه و روشِ روحانی محمدحسین بازهد بر بقیه افراد ارجحیت دارااست، توانست حوزه علمیه خویش را در آنجا تأسیس نماید.[۱۶] سید محسن خرازی، رضا استادی، علی‌اکبر ناطق نوری، روحانی محسن کازرونی و محمدعلی جاودان به عنوان مثال شاگردان وی معرفی گردیده‌اند.[۱۷]

مجتهدی تهرانی به انگیزه مشاغل فقهی و اجتماعی کمتر به تألیف پرداخت و بیشتر به تبلیغ و تربیت جوان ها و طلاب سرگرم بود.[۱۸] رساله محرم و نامحرم، رساله در احکام غایب بودن، رساله در گناهان کبیره، تقریرات فقه (صلاة و قضاء) سید حسین طباطبایی بروجردی و کتاب ارث به عنوان مثال تألیفات وی میباشد.[۱۹]

کتاب‌ها و اثراتی از سخنان و گفتارهای مجتهدی تهرانی در تیم‌های گوناگون تهیه و تنظیم و منتشر شد‌ه‌است:

کتاب «تیم کلاس خلق: گروه گفتارهای اخلاقی از فقیه ربانی حضرت آیت‌الله مجتهدی تهرانی» به‌تلاش محمدحسین فرمانی در سال ۱۳۹۸ش عده شد و در تکثیر کتابستان معرفت منتشر شوید.[۲۰]
کتاب «حاج آقا مجتهدی: در احوالات مرحوم آیت‌الله حاج روحانی احمد مجتهدی» اثری از مؤسسه ایمان به یادماندنی میباشد که به معاش این دانا شیعه از به دنیا آمدن تا وفات و سوابق تاریخی مکتب علمیه‌اش میپردازد.[۲۱]
دسته‌ای در سه جلد از سخنان و مواعظ روحانی احمد مجتهدی با تیتر‌های «آداب الطلاب»، «آفات الطلاب» و «روایات الطلاب»، به‌وسیله شاکر منتفع فرید عده‌آوری و تهیه و تنظیم گردیده‌است. آداب و رسوم مطرح‌گردیده درین کتاب، از وضعیت دستورها کم آب و قانونی بیرون بوده و در پوسته حکایات شیرین و با زبانی معمولی و سوای به‌عمل بردن کلمه ها ایراد و دشوار گفته شده میباشد.[۲۲]

بازدید : 21
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 14:21

(متولد۱۱۸۷ق- درگذشته۱۲۷۰ق) از فقهای اصولی قرن سیزدهم، از شاگردان شریف العلماء مازندرانی و مالک جواهر و ملقب به سعیدالعلماء مازندرانی. درباره رده علمی‌ وی گفته‌اند روضه خوان انصاری او‌را از خویش اعلم می‌دانست و بعد از طومار سعید العلماء به او، جایگاه مرجعیت و زعامت شیعه ها را برعهده گرفت. سعید العلماء نقش بسیار گزینش کننده‌ای در خموشی کردن فتنه بابیه در مازندران مسجد سجاد مشهد داشت.

معاش‌طومار محمدسعید در سال ۱۱۸۷ق در قریه «دیوکلا» از توابع بارفروش (بابل کنونی) متولد شد[۱] و نزدیک به سال ۱۲۷۰ق در زادگاهش از جهان رفت.[۲] او در بازار مسجد جامع به‌خاک ودیعه شد.[۳] معاش علمی او تحصیلات خویش را در زادگاهش استارت و بعد به نجف عزیمت کرد و بعد از سال‌ها درس دادن و علم آموزی به بارفروش رجوع تا در سرویس عموم بارفروش باشد. او امامت جماعت مسجد جامع این شهر را بعهده رزرو مسجد سجاد مشهد گرفت.[۴]


تندیس سعید العلما مازندرانی در دیوکلا اساتید او در نجف از محضر علمای زمانش به کارگیری موفقیت: شریف العلماء مازندرانی[۵] روضه خوان محمد حسن نجفی (مالک جواهر)[۶] حالت علمی و مرجعیت مراتب علمی سعید العلماء، آیتم دقت شایانی در عراق و کشور ایران بوده میباشد. از ارادت ناصرالدین پاد شاه به او در تاریخ نقل‌هایی آمده میباشد. معلم تبریزی در ریحانة الادب نوشته، برخی از اهل خبره اورا هم سنگ روحانی انصاری دانسته بلکه گاهی ترجیحش می دهند. بالجمله فقه و اصول وی مسلم اهل بعدازظهر خویش آدرس مسجد سجاد مشهد بود.[۱۰]

قسمتی از سخنرانی سعیدالعلماء در مسجد علیه بابیون ایها الناس بیدار گردید! معاندان ما، در کمینند. میخواهند اسلام را از در میان ببرند. مقدسات اسلامی را محو نمایند. حال که محمد فرمانروا فوت کرده و امور درهم و پریشان میباشد، مدیر این دسته با جمعیتی از جان پیشین به طرف ما میاید. همۀ شما فردا صبح حاضر باشد و خویش را فراهم نمایید تا جلوی این تیم را شماره تلفن مسجد سجاد مشهد بگیرید.

درس‌هایی از مدرسه اسلام، آبان ۱۳۸۶، سال ۴۷، شماره ۸، ص۶۱.

با درگذشت صاحب و مالک جواهر، دستور مرجعیت و زعامت شیعه ها، دربین علمای نجف اشرف، متعین در روضه خوان مرتضی انصاری شد البته روضه خوان انصاری از قبول این دستور امتناع می‌ورزید و معتقد بود با وجود سعیدالعلمای مازندرانی، او اعلمیت و صلاحیت ما یحتاج برای تصدی موضع افتاء را ندارد.بعد از مکاتبه فی مابین این دو، سعید العلماء می‌نویسد:در شرایطی‌که اینجانب در وقت ها اشتغال علمی، اعلم از روحانی بودم، لکن در بلاد فارس تارک گردیده‌ام البته روحانی، هنوز درگیر دانش هست فعلا برای پیروی و فتوی متعین میباشد.[۱۱] بعداز این طومار، روضه خوان انصاری مرجعیت عام را می‌پذیرد.

یکی نکات بسیار اصلی و شایان توجه در زندگانی سعید العلماء، مسئولیت‌پذیری، جدیت و کارایی وی در سرکوبی کودتا طرفداران فرقه بابیت در مازندران بود. یکی مبلغین فرقه بابیت به اسم ملاحسین بشرویه‌ای جهت همیاری با ملا محمدعلی بارفروشی که به‌این فرقه تمایل پیدا کرده بود از خراسان روانه مازندران شد. همین که سعید العلماء به‌تامل ملاحسین پی پیروزی برای پیشگیری دست به عمل شد و به فرمان وی علما و صنف‌ها در مسجد گردهم آمدند و آن گاه نبرد با این فرقه را تحت عنوان تکلیف تیتر فرموده و با رئیس او، فتنه بابیه در مازندران در جمادی الثانی ۱۲۶۵ق، بی سر و صدا شد.
در لحاظ برزگان
صاحبان تراجم با توصیفات متعددی از وی تعریف کرده‌اند. معلم تبریزی دربارۀ او می‌نویسد: ملامحمد سعید بارفروشی مازندرانی، از اکابر علمای امامیه... از افاضل مجتهدین، در بلاغت و نطق و ذکر یگانه فرصت... بود.[۱۴] تالیف کننده اعیان الشیعه درباره‌اش گفته میباشد: بلندمرتبه فقیهان و مجتهدان، یکی مراجع مسلمان ها، عبادت پیشه‌ای که کسی همانندش پای‌حایل به مستحبات و نوافل عدم وجود. [۱۵][یادداشت ۱]

بزرگداشت
کنگره ملی بزرگداشت سعید العلماء و ملا محمد اشرفی در روز پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ش به بازه سه روز در دانشکده صنعتی نوشیروانی بابل برگزار شد

بازدید : 20
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:19

(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) متخلص به‌ بهائی و دارای اسم و رسم به‌ روضه خوان بهائی و بهاءالدین عاملی، عالم، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه در بعدازظهر صفوی بود. روضه خوان بهائی بیشتراز ۱۰۰ کتاب در مورد‌های متعدد تألیف نموده است. جامع عباسی و اربعین برای مثال اثرها اوست. اثراتی نیز در معماری بر مکان گذارده که منارجنبان اصفهان، تقسیم زاینده‌رود اصفهان، گنبد مسجد امام اصفهان، پیاده سازی صحن و سرای بقعه امام رضا(ع) به طور یک ۶ ضلعی و نقشه حصار نجف، از آن پاراگراف میباشد. او سفرهای اکثری به نقاط متفاوت جهان کرد و مسافرت مشهوری نیز یاور فرمان روا عباس صفوی با پای پیاده به مشهد مسجد سجاد مشهد داشته میباشد.

وی منزلت روضه خوان الاسلامی بالاترین منصب قانونی فقهی در حکومت صفویه را برعهده داشت. اقامه نماز آدینه اصفهان نیز برعهده وی بود.محمدتقی مجلسی، ملاصدرا، سود کاشانی و ملاصالح مازندرانی برای مثال شاگردان روضه خوان بهائی به شمار میروند.معاش‌طومار،بهاءالدین عاملی در ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق در بعلبک متولد شد.[۱] محل معاش او جُبَع یا این که جُباع،[۲] از روستاهای جبل برهان بوده میباشد.[۳] پدرش، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (متوفی ۹۸۴ق)، از شاگردان و دوستان شهید ثانی (متوفی ۹۶۶ق) رزرو مسجد سجاد مشهد بود.

نسب او به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امیرالمؤمنین می رسد؛ از این رو به حارثی هَمْدانی نیز آوازه دارااست.کودکی و جوانی:1‌سال پس از به دنیا آمدن وی در بعلبک، خانواده‌اش به جبل دلیل رفتند البته بعداز شهید شدن شهید ثانی و شم عدم امنیت در‌این شهر و نیز به دعوت و تشویق پادشاه طهماسب اولیه و علی بن هلال کرکی دارای اسم و رسم به روحانی علی مِنشار، روحانی الاسلام اصفهان، از جبل برهان به کشور ایران نقل جای و در اصفهان مستقر شدند. خانواده وی از اولیه علمای شیعه در جبل دلیل بودند که در‌پی استقرار حکومت شیعی صفوی، به کشور ایران مسافرت آدرس مسجد سجاد مشهد کردند.[۴]

بنابر ورژن‌ای به خط روحانی بهائی که در ۹۶۹ق در قزوین درج شده، وی هنگام ورود به کشور‌ایران ۱۳ ساله بود،[مستلزم منبع] ولی برخی منابع اورا در‌این فرصت ۷ ساله دانسته‌اند.[۵] او از هجرتش به کشور ایران و ورودش یاروهمدم با بابا در دستگاه سلاطین صفوی اظهار ناخرسندی نموده است.[۶][یادداشت ۱] بعداز ۳ سال اقامت در اصفهان، پادشاه طهماسب نخستین به سفارش و تأکید روحانی علی منشار، عزّالدین حسین را به قزوین دعوت و منصب روضه خوان الاسلامی شهر را به وی سپرد. روضه خوان بهائی نیز همپا پدرش به قزوین رفت و مدتی در آنجا اقامت و به علم آموزی علم ها متعدد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پرداخت.[مستلزم منبع]

به نوشته روضه خوان بهائی،[۷] او در سال ۹۷۱ق یار با پدرش در مشهد بوده میباشد.[۸] ابعاد پدرش برای مدتی روحانی الاسلام هرات شد، ولی او در قزوین ماند و در ۹۷۹ق و ۹۸۱ق اشعاری در شوق به دیدار بابا و شهر هرات برای وی ارسال کرد.[۹] در سال ۹۸۳ق بابا روحانی به قزوین آمد و برای مهاجرت حج از پادشاه اذن خواست، فرمانروا به خویش وی اذن بخشید البته از ملازمت و همراهی بهاءالدین عاملی با بابا منع و اورا به ماندن در قزوین و درس دادن علم ها موظف کرد.[۱۰]

همسر و فرزندان
همسر روضه خوان بهائی، دختر علی منشار عاملی، زنی دانشمند بود که بعداز درگذشت بابا، کتابخانه باارزش ۴ هزار جلدی اورا به ارث پیروزی و روضه خوان بهائی آن را در ۱۰۳۰ق وقف کرد. این کتابخانه بعد از وفات روضه خوان بهایی، به باعث اهمال در محافظت نابودشد.[۱۱] بعضا بر این نظریه‌اند از این که بهائی سی سال از قدمت خویش را به تنهایی در مهاجرت گذرانده، می‌قدرت پیش بینی زد که فرزندی نداشته میباشد. بیشتر منابع نیز فرزندی برای وی معرفی نکرده و بعضا اورا عقیم دانسته‌اند.[۱۲]

تحصیلات و اساتید
بیشتر تحصیلات بهائی، در قزوین بود که آن مجال حوزه علمی فعّالی داشت. بعداز قزوین، در اصفهان به علم آموزی خویش خاطر نشان نمود. او‌لین و مهم ترین مدرس بهائی، پدرش بود که نزد او تعبیر و تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و یه خرده سنجیده خواند واز وی اذن قصه اخذ کرد.[مستلزم منبع]

استادان دیگر بهائی عبارت‌اند از:

ملاّ عبدالله یزدی؛
ملاّ علی مُذَهَّب؛
ملا علی قائنی؛
ملا محمد باقر یزدی؛
روحانی احمد گچایی؛
روحانی عبدالعالی کرکی (درگذشت ۹۹۳ق) فرزند متفحص کرکی؛
محمود دهدار (درگذشت۱۰۱۶ق)؛[۱۳]
محمّد بن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی.[۱۴]
شاگردان
آوازه علمی و شرایط اجتماعی بهائی موجب شد شاگردان بخش اعظمی داشته باشد. امینی،[۱۵] سید محسن امین در اعیان الشیعه از سید نعمت‌الله جزایری نقل می‌نماید که شاگردان روضه خوان بهایی درایام تعطیل از روضه خوان بیشتر منفعت می‌بردند چون در‌این روز ها روضه خوان برایشان از علم ها گوناگون، خبرها معدود، اشعار و حکایات برایشان نقل میکرد.[یادداشت ۲] بدون نقص‌ترین گزارش از اسامی شاگردان روحانی و راویان او‌را توده نموده است. او از ۹۷ نفر با بیان منبع اسم می برد که مشهورترین آن‌ها عبارت‌اند از:

محمدتقی مجلسی
محمد محسن سود کاشانی
صدرالمتألهین شیرازی
سید ماجد بحرانی، که بر الاثناعشریة بهائی تعلیقه نگاشته میباشد.[۱۶]
روحانی جواد بن سعد بغدادی دارای شهرت به فاضل جواد، شارح خلاصة الحساب و زبدة الاصول روضه خوان بهائی.
ملا حسنعلی شوشتری که در ۱۰۳۰ق از بهائی اذن ماجرا اخذ داشته میباشد.[۱۷]
ملا خلیل بن غازی قزوینی (متوفی ۱۰۸۹ق)
روحانی زین الدّین بن محمد نواده شهید ثانی
ملا با تقوا مازندرانی
رفیع الدین محمد نائینی دارای شهرت به میرزا رفیعا[۱۸]

بازدید : 19
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:10

دارای شهرت کرخی از بزرگان صوفیه در قرن دوم که او را رینگ اتصال تصوف و تشیع معرفی کرده‌اند. بخش اعظمی از فرقه‌های تصوف مانند نعمت‌اللّهیه و ذهبیه او را سرسلسله خویش معرفی و خویش را وابسته به سلسله دارای اسم و رسم کرخی پر اسم و رسم به «سلسله السلاسل» میدانند. برخی منابع او را آغازگر مدرسه تصوف بغداد میدانند که نقش مهمی در جابجایی تصوّف از زهد و تقوا به عرفان داراست.منابع صوفیه و برخی کتاب‌های تاریخی او را از موالی امام رضا(ع)، نگهبان او و از اصحاب خاصش به شمار آورده‌اند و از این‌شیوه لباس تصوف را متصل به معصومین (ع) می دانند. این منابع درباره دارای اسم و رسم، کرامات فراوانی بیان کرده‌اند که بخش اعظمی از محققین این کرامات را اغراق مسجد سجاد مشهد گردیده میدانند.
به جز تنی چند از کتاب‌های متاخر، هیچ‌یک از منابع رجالی شیعه، دارای اسم و رسم را در زمره اصحاب امامان شیعه(ع) بیان نکرده‌اند و به همین استدلال بخش اعظمی از عالمان شیعه رابطه او با امام رضا (ع) را نفی می‌نمایند.نسب و ولادت.ابو محفوظ بن فیروز پر اسم و رسم به کَرخی از شخصیت‌هایی میباشد که درباره وی ابهامات بخش اعظمی وجود دارااست. اسم پدرش را فیروز، فیروزان و علی بیان کرده‌اند.[۱] بنابر پر اسم و رسم پدر و مادر وی مسیحی بوده‌اند.[۲] بعضی نیز مذهب آنها را زرتشتی و سایر افراد نیز صابئی دانسته‌اند. از سال به دنیاآمدن وی گزارشی در اختیار وجود ندارد.[۳] او در کرخ بغداد چشم به جهان گشود و به همین باعث به کرخی دارای اسم و رسم رزرو مسجد سجاد مشهد میباشد.
رده در تصوف .پر اسم و رسم کرخی از عارفان طبقه ویّل بوده و او را آغازگر مدرسه تصوّف بغداد میدانند که نقش مهمی در جابجایی تصوّف از زهد و تقوا به عرفان داراست. آورده شده که پر اسم و رسم او‌لین تمجید از تصوّف را ارایه نموده است. وی تصوّف را (دریافت کردن حقایق و اعلام کردن دقایق و نومیدی از دست خلایق) می داند. این تمجید گزینه اعتنا عارفان بعداز او و مستشرقانی شوید که به استیناف و آشنایی جریان عرفان و تصوّف آدرس مسجد سجاد مشهد پرداختند.[۴]
سلسله دارای شهرت کرخی به «السلاسل» دارای اسم و رسم گردیده است؛ بین فرقه‌های صوفیه، معروفیه که بعد ها به نعمت اللهیه تغییر تحول اسم اعطا کرد، به یار و همدم مجموع شعباتش به پر اسم و رسم کرخی منتهی می شود و از این شیوه نسبت خویش را به امام رضا(ع) و حضرت علی(ع) می رسانند.[۵] فرقه ذهبیه نیز سلسله خویش را به دارای اسم و رسم کرخی و به واسطه او به معصومین(ع) می رساند.[۶]
بنابر گفتار دانشمندان صوفیه، نسبت جامه دارای شهرت کرخی از سه روش به رسول اسلام(ص) شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می رسد:

مشهور کرخی- داود طایی- حبیب عجمی- حسن بصری- علی(ع)- فرستاده(ص).
دارای اسم و رسم کرخی- فرقد سبخی- حسن بصری- انس بن صاحب- علی(ع)- فرستاده(ص).
مشهور کرخی- امام رضا(ع)- امام جعفر راستگو(ع)- امام محمد باقر(ع)- امام سجاد(ع)- امام حسین(ع).[۷]
سَرّی سَقَطی از سایر صوفیه دارای شهرت، دانش آموز او بوده میباشد.[۸]

تغییر تحول آیین
منابع صوفیه تصریح دارا هستند که دارای اسم و رسم کرخی بوسیله امام رضا(ع) مسلمان شد‌ه‌است، بنابر این گزارش‌ها، او در جریان گریزو فرار از استادش که سعی بر یادگرفتن عقاید مسیحی به او را داشت به دست امام رضا(ع) مسلمان گردیده و در برگشت به منزل، پدر و مادر وی نیز فورا تغییر‌و تحول آئین میدهند.[۹]
اولی راوی این گزارش را ابی عبدالرحمن سلمی و کتاب طبقات الصوفیه می دانند؛ که پس از وی اشخاصی مانند ابن خلکان [۱۰]، این حکایت را سوای پژوهش و تفحص از صحت آن نقل کرده‌اند.[۱۱] همگی منابع آینده نیز همین گزارش را با استناد به کلام سلمی نقل کرده‌اند. [۱۲]

تغییر و تحول آئین مشهور کرخی و اتفاق ها مرتبط با آن و احوالات و مناقب او بعداز آن نقطه اتکای عقیده‌ای میباشد که او را رینگ اتصال فی مابین تصوف و تشیع میداند. این منابع معتقدند سلسله‌های صوفیه که صورت گرفت تمامی از روش دارای اسم و رسم كرخی به امام رضا(ع) اتصال می یابند.[۱۳]

در منابع شیعه
منابع رجالی تیم نخستین و متقدم شیعه، نامی از دارای اسم و رسم کرخی تحت عنوان یک کدام از اصحاب یا این که راویان امام رضا (ع) نیاورده‌اند.
منابع دیگر را نیز می بایست به دو دسته ثابت و انکار کننده رابطه مشهور کرخی با امامان شیعه (ع) تقسیم کرد.
علامه حلی در تعدادی کتاب خویش به اسم دارای شهرت کرخی اشاره نموده است و مسلمان شدن او به دست امام رضا(ع) و داشتن منزلت دربانی آن حضرت را تأیید نموده است.[۱۴] [۱۵] [۱۶] سید حیدر آملی نیز که خویش از عرفای شیعه میباشد انتساب دارای اسم و رسم کرخی به امام رضا(ع) و اعطای لباس عرفان به او از جانب امام هشتم شیعه‌ها را اثبات دانسته و از این روش وصال سلسله‌های تصوف را به معصومین(ع) تأیید می‌نماید.[۱۷] [۱۸] [۱۹]
عالمان شیعه دیگری مانند سید بن طاووس،[۲۰] حکم دهنده نورالله شوشتری [۲۱]از اشخاصی میباشند که ارتباط مشهور کرخی و علی بن موسی الرضا(ع) را نقل کرده‌اند.
روحانی بهایی در کتاب اربعین روایتی را به واسطه دارای اسم و رسم کرخی از امام درستگو(ع) نقل نموده است [۲۲]و فخرالدین طریحی نیز همچون او دارای شهرت کرخی را از راویان امام راست گو(ع) می داند. [۲۳] همینطور ابن فهد حلی در کتاب التحصین فی صفات العارفین روایتی را به واسطه پر اسم و رسم کرخی از امام درست گو (ع) نقل نموده است.[۲۴]
عالمان متاخرتری مانند روضه خوان عباس قمی در الکنی و الالقاب [۲۵]و آیت الله خویی در معجم رجال الحدیث [۲۶]، اسم پر اسم و رسم کرخی را با نقل‌هایی از منابع تاریخی اهل سنت و همینطور منابع صوفیه، بیان کرده‌اند.
محمد باقر خوانساری درباره روایاتی که به واسطه دارای شهرت کرخی از امام درست گو (ع)گفته شده؛ این نظر را دارد، ممکن میباشد خواسته از امام جعفر در‌این احادیث، جعفر ثانی یا این که امام هادی(ع) باشد چون هیچ منبعی دارای شهرت کرخی را در بین اصحاب امام درستگو (ع) بیان نکرده میباشد.[۲۷]
در نقطه مقابل علامه مجلسی اینکه دارای اسم و رسم کرخی از اصحاب امام رضا(ع) بوده را نا ممکن می داند و برای این صحبت به عدم بیان اسم دارای اسم و رسم در منابع اصیل رجال شیعه استناد می‌نماید که به اطمینان او این منابع در تصویب و ضبط اسم اصحاب ائمه از هر صنفی وسواس و توجه داشته‌اند. خلال این، مجلسی با اشاره به داوود طائی که بنابر منابع صوفیه مدرس و خواسته دارای اسم و رسم کرخی بوده میباشد و تعصب او در مذهب اهل سنت دارای شهرت میباشد، اصالت مطالب مرتبط با دارای اسم و رسم را با تردید ها دورازشوخی مواجه می داند.
دیگر منابع منتقد
بعضا منابع رجالی و کلامی اهل سنت با اینکه پر اسم و رسم کرخی به دست امام رضا(ع) مسلمان گردیده است به شدت مخالفند تا جایی که ذهبی قول می خورد که‌این موضوع درستی ندارد و قصه دربانی امام نیز بر پایه ی واقع وجود ندارد

بازدید : 17
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 16:20


حمد‌های اولِ کتاب
تالیف کننده، یک‌سری ورقه در آغازِ کتاب را به ثنا از فرمانروای موصل تخصیص داده و آن‌گاه چندین کاغذ‌ای نیز در حمد کتاب خویش آورده و طی آن تاثیر خود را سودمندتر از حماسه ابوتمام و مقامات همدانی و مقامات حریری شمرده مسجد سجاد مشهد میباشد.

محورهای اساسی کتاب
انتخاب سمت و سوی تدوین کتاب
مولف ابتدا فصل یکم میگوید: این کتاب مکان حرف درباره واقعیت فرمانروایی و تقسیم شدن آن به سر گروهی‌های شرعی و مادی مانند خلافت و سلطنت و امارت و ولایت و آنچه از اینهمه برپایه شرع پایدار بوده یا این که نبوده و آرای صاحب و مالک‌نظران درخصوص امامت آدرس مسجد سجاد مشهد وجود ندارد.

خصوصیت‌های مدیریت
مدیریت فاضل بایستی از خِرَد، عدل و داد، علم، پرهیزکاری و عفو و بخشش بهره مند و از خشم، بخل و تُندی بر کنار آدرس مسجد سجاد مشهد باشد.

ترجیح فرمانروای غیرمسلمان بر مسلمان
او جواب علی بن طاووس (د ۶۶۴ق/۱۲۶۶م) را به سوال هولاکوخان در ترجیح فرمانروای غیرمسلمان دادگر بر مسلمان ستمکار نقل می‌نماید و وجود اعلم معصوم را در جامعه ما یحتاج نمی‌داند و هوشیاری و شعور حکم کننده را کافی شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می‌شمرد.

عیب گیری از خلفای اموی و عباسی
از بیشتر خلفای اموی و عباسی نقد می‌نماید و صریحاً اعلام می دارد که هارون‌الرشید از خدای گران قدر بیم نداشته میباشد.

آداب فرمانروایی
کشتن بی‌تأمل را روا نمی‌داند و شکنجه به‌ویژه با حریق را ملامت می‌نماید.
انتقام‌جویی را زشت می‌شمرد و در غربت از این صفت علی بن ابی طالب(ع) را نمونه می آورد.
همینطور او در بخش اعظمی از جاهای این کتاب عشق و علاقه خویش را به اهل بیت رسول(ص) نماد میدهد.

نقاط ضعف کتاب
این تاثیر دربرگیرنده برخی لغزش‌های تاریخی نیز میباشد.
مؤلف، مثلا در نقل رویدادهای مرتبط با حلاج و قرمطیان و افتادن بغداد به دست ترکان سلجوقی، مطالب نادرستی آورده میباشد.

چاپ در آن سوی مرز
در قرن ۱۳ق/۱۹م قسمت‌هایی از این کتاب در پاریس (۱۸۰۶و ۱۸۳۴ و ۴۶ ـ ۱۸۴۷م)، وین (۱۸۱۶م)، بُن (۱۸۲۳م)، طرابلس (۱۸۲۸م)، مسکو (۱۸۷۰م) و حافظه موقت (۱۸۸۴م) منتشر شد.[مستلزم منبع] چاپ یکجای آن اول‌توشه در ۱۸۶۰م در شهر گوتای آلمان ایفا گرفته و در ۱۸۹۵م نیز با پیشگفتار‌ای به گویش فرانسوی در پاریس منتشر شده است.[مستلزم منبع] همین چاپ بعد ها در قاهره و بیروت تعدادی توشه منتشر شد‌ه‌است.

ترجمه به لهجه‌های گوناگون
این تاثیر به گویش‌های انگلیسی و فرانسوی نیز ترجمه و منتشر گردیده‌است.

ترجمه به فارسی
کتاب را محمد وحید گلپایگانی به فارسی برگردانده و اسم «تاریخ فخری در آداب ملک‌داری و دولت‌های اسلامی» بر آن نهاده میباشد.[۳]
این ترجمه در ۱۳۵۰ش در طهران چاپ و منتشر گردیده و دیگر باره در ۱۳۶۰ش تجدید چاپ گشته میباشد.

پانویس
ابن طقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول، بیروت دار صادر، ص۳۳۹؛ الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول، مصر المطبعة الرحمانیه، ص۲۴۵.
دهخدا، لغتنامه، تحت حدباء
معرفی کتاب در وبسایت گیسوم
یادداشت
حَدْباء. اسم شهر موصل. از آن جهت که مجرای دجله در آنجا کوژ و کژ می‌باشد. ( معجم البلدان ) ( قاموس الاعلام ترکی ). اسم قلعه ای بموصل میباشد. ( ابن بطوطه ). [۲]
منابع
آقابزرگ، الذریعه، ۱۴۰۸ق، جلد ۱۶، ص۱۲۵.
محمد بن علی بن طباطبا ابن الطِقْطَقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدّول الاسلامیه، مصر، المطبعة الرحمانیه، ۱۹۳۸م، جم.
عبدالرزاق بن محمد ابن الفوطی، الحوادث الجامعه، بغداد، ۱۳۵۱ق، ص۲۶۲-۲۶۵.
ادوارد براون، تاریخ ادبی کشور‌ایران، ترجمه علی‌پاشا با تقوا، طهران، ابن سینا، ۱۳۳۵ش.
بروکلمان، تاریخ ادبیات عرب، تحت کلمه ۲/۲۰۷ ۲۰۸؛ ۲/۲۰۱۲۰۲؛ دانش کده ادبیات، فهرست خطی، ۸/۸۰.
دانشنامه کشور‌ایران و اسلام.
دایرةالمعارف الاسلامیه.
دایرةالمعارف فارسی.
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ۱۹۶۹، ج۷، ص۱۷۴.
عبدالحسین زرین‌کوب، تاریخ کشور ایران پس از اسلام، طهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش، ص۱۲.
محمد قزوینی، یادداشت‌ها، به سعی ایرج افشار، طهران، علمی، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۹۱-۹۴.
عمررضا کحاله، معجم المؤلفین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۱، ص۵۱.
لغت‌طومار دهخدا.
محمود مهدی دامغانی، «ابن الطقطقا و کتاب الفخری»، نشریه دانش گاه الهیات و معارف اسلامی *مشهد، حس ۱۴ (فصل بهار ۱۳۵۴ش)؛ ص۱۵۶-۱۷۳.
هندوشاه بن عبدالله نخجوانی، تجربیات السّلف، به تلاش عباس اقبال، طهران، طهوری، ۱۳۵۷ش، پیشگفتار.
لینک به خارج
منبع نوشته‌ی علمی: دائره المعارف تعالی اسلامی
نبو
کتاب‌های تاریخی شیعه
قرن اولیه
کتاب سلیم بن قیس هلالی
قرن دوم
وقعة صفین
قرن سوم
الغارات • تاریخ یعقوبی
قرن چهارم
الجمل • تاریخ قم (حسن بن محمد قمی) • مقاتل الطالبیین • مسار الشیعة • تجربیات الامم • مروج الذهب • التنبیه و الاشراف • ثابت الوصیه
قرن پنجم
الارشاد • دلائل الامامة
قرن ششم
روضة الواعظین
قرن هفتم
نزهة الکرام و بستان العوام • کشف الغمة • اللهوف • بی نقص بهائی • مثیر الاحزان • ذوب النضار • مناقب الطاهرین
قرن هشتم
آداب السلطانية • راحة الارواح

بازدید : 17
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:31


سلطان صفی از پادشاهان سلسله صفوی در کشور ایران که بعداز پدربزرگش پادشاه عباس در سن هیجده سالگی به پادشاهی رسید(۱۰۳۸ق / ۱۶۲۸ م) و حدود سیزده سال حکومت کرد. پیکار با دولت عثمانی و معاهده زهاب که سبب به طلاق بغداد از کشور ایران و ثبت حاکمیت کشور ایران بر ایروان و آذربایجان شد، از مهمترین رویدادها زمان حکومت سلطان صفی مسجد سجاد مشهد میباشد.

به حکومت وصال
بعداز فرمانروا عباس اولیه، نوه‌اش سلطان صفی در سن هیجده سالگی به حکومت رسید.(۱۰۳۸ق/ ۱۶۲۸م) «اسم وی سام میرزا بود، پسر صفی میرزا، پسر نواب گیتی ستان عباس ماضی. بعداز جلوس، تغییر تحول نام خویش داده، موسوم به نام پدرش، فرمانروا صفی رزرو مسجد سجاد مشهد شد.»[۱]

بعضی آورده‌اند فرمان روا صفی پیش از جلوس بر تخت فرمانروایی، قدمت خویش را در حرمخانه شاهی گذرانده بود و او را بسیار درنده‌خو و بی‌رحم معرفی کرده‌اند؛ «تا جایی که اشخاص ذکور فامیل سلطنتی را از دم کشت و ریشه قوم و قبیله‌های مخلص و خدمتگزاری زیرا امام قلی خان، فاتح هرمز، و گنجعلی خان زیگ را از کشور‌ایران آدرس مسجد سجاد مشهد برکند.»[۲]

قتل و کور کردن شاهزادگان
یکی مهمترین شغل های فرمانروا صفی بعد از به حکومت وصال، کور کردن و حتی کشتن بعضا شاهزادگان بود. در تاریخ روضة الصفا آمده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد:

«در سال [۱۰۴۲ق / ۱۶۳۲م] به سعایت و بدگویی برخی امرای خاصه، سلطان صفی امر قهر بر افنای لامپ دیده و شعله وجود اعیان مجلس و اسباط خاقان مغفور برگشاد و به باد بی‌نیازی نور و روشنایی عیون شمع‌های نوربخش ارحام خویش را فرونشاند. تصریح این کنایه آن که به افترا ادعا سروری، پسران عیسی خان قورچی باشی که دخترزادگان پادشاه عباس مغفور بوده و هکذا چهار فرزند بی‌مانندِ پاد شاه العلماء خلیفه پاد شاه متکی بودن الدوله، داماد پادشاه مغفور، و سه پسر میرزا رفیع صدر و یک پسر میرزا رضی، صدر کهن، و دو پسر میرزا حسن، متولی باشی مشهد مقدس، عمه زاده‌های خویش را غالبا مکفوف و مکحول و پسران قورچی باشی را خاصه مقهور و کشته شده کردند و عمه خویش را که سلطنت بانوی حرمسرای عظمت بود، از بقاع به بیرون پیامبر و با امرای گران قدر، دل بد کرد و جمعی را معزول و بعضی را کشته شده نمود...»[۳]
رضاقلی خان هدایت هم اینگونه نوشته میباشد:

«قتل شاهزادگان مکفوف البصر؛ هم در امسال (۱۰۴۲ق) شاهزادگان صفوی نژاد مکفوف البصر و معدوم الاثر که از نهایت تنگدستی، الموت گویان به راز می‌بردند، به اشارت قهرمان جمهوری اسلامی ایران پنجه عقاب نابودی شدند. نخستین: فرمانروا محمد میرزا، دوم: امام قلی میرزا، سوم: نجف قلی میرزا، ولد امام قلی میرزا، چهارم: پادشاه سلیمان خان، ولد شاهزاده شهید صفی میرزا و چهار بدن از دخترزادگان شاهان صفوی نژاد نیز مکفوف البصر شدند.»[۴]
توسعه و گسترش خرابی در دربار
تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، که در زمان فرمانروا سلیمان به کشور‌ایران هجرت کرده و به دربار شاهان صفوی راه و روش یافته بود، حکایت‌هایی خیره کننده از خرابی دربار و درباریان نقل نموده است، برای مثال یکی‌از ننگین‌ترین رویدادهای عصر فرمانروا صفی این بود که او در درحال حاضر مستی ملکه را با «پنج و شش ضربت به شکمش» کشته بود.[۵]

پژوهشگرانی مانند مینورسکی و لاکهارت که درباره علل فروپاشی صفویه مطالعه کرده‌اند، مهمترین این دلایل را اینگونه برشمرده‌اند: تغییر و تحول نوع مالکیت عامه به خاصه، تحول نحوه‌های سربازگیری، ضعف تربیت شاهزادگانی که بعد از سلطان عباس اولیه به پادشاهی رسیدند، نفوذ و توان بیش تر از حد زنان درباری و خواجگان بقاع و بیش تر از تمامی، ضعف عقلی شاهان و نداشتن اقتدار و آگاهی کشورداری.[۶]

پیکار با عثمانی‌ها
کشته شدن بزرگان و فرماندهان، خالی شدن سرزمین از وجود اشخاص کاردان و ناپایداری اساس‌های حکومت، عاقبت باخت کشور‌ایران از عثمانی و مسدود شدن معاهده زهاب را به سال ۱۰۴۹ق باعث شد.

لاکهارت دراین مورد نوشته میباشد: «نبودن فرماندهان سزاوار و زبده سبب باخت جمهوری اسلامی ایران در نزاع با عثمانی شد و کشور‌ایران در سال ۱۰۴۹ هـ. / ۱۶۳۹ م. بغداد را از دست بخشید» [۷] و در ادامه آن، تمامی دربین النهرین نیز از دست جمهوری اسلامی ایران رفت.

پاد شاه منظور چهارم که بعداز آخرین زد خورد با پادشاه عباس دیگر هیچوقت جرأت دست درازی به خاک کشور‌ایران را نیافته بود، در فیض مطلع شدن از احوال بسیار بد دربار و واحد سنجش نفرتی که در سود خون ریزی‌های پاد شاه صفی در دل عموم، به ویژه امرا و لشکریان، به وجود آمده بود، پاره‌ای از ایالات غربی کشور‌ایران را آیتم تجاوز قرار بخشید.

در با تجربه التواریخ آمده میباشد:

«در سنه ۱۰۳۹ هـ / ۱۶۳۰ م. که سال دوم جلوس آن حضرت [پاد شاه صفی] بود، رومیه به سرکردگی مصطفی پاشا بر راز قلعه ایروان آمده، در اندک هنگامی قلعه را به تصرف درآورده و اهل ایروان اطاعت نمودند. در سنه ۱۰۴۱ هـ. / ۱۶۴۳ م. فرمانروا صفوی با توپخانه بسیار روانه ایروان شد. بعداز شش ماه محاصره، قلعه را تصرف کرد.» [۸] «روز بعد از آن خویش پادشاه صفی درون قلعه شده و کلیه سپاه قزلباش را گزینه مهرورزی شاهانه قرار داده و انعام و احسان شایان برای آن ها نمود و بعداز انتظام کارها آن ولایت، به اصفهان مراجعه کرد.» [۹]
بدین ترتیب سپاه عثمانی در آذربایجان کاری از پیش جنگ و در بغداد نیز با مقاومت صفی قلی خان، والی قزلباش، رو به رو شد. او با جسارت از آن شهر تامین کرد و بازدارنده توسعه معاند شوید. هر یکسری درین روایت یک گروه از سپاه جمهوری اسلامی ایران به سرکردگی زینل خان شاملو نزدیک به کردستان از سپاه عثمانی باخت خورد و در‌پی آن سوراخ‌ها وارد محدوده کشور ایران شدند، ولی تکان پاد شاه صفی به سوی بغداد، سردار عثمانی را به شکاف محاصره آن شهر واداشت. [۱۰]

در سال ۱۰۴۵ ق./ ۱۶۳۶ م. دولت عثمانی مجدد به خاک کشور ایران حمله کرد و نزدیک به نخجوان تاخت و تاز نمود، ایروان را محاصره و تبریز را تسخیر و غارت کرد و قسمتی از آن را به حریق کشید، البته به انگیزه سرمای شدید بدون چاره به برگشت شد. سلطان صفی آذربایجان را پس گرفت و ایروان را نیز از محاصره معاند خارج آورد و به این سیرتکامل پاد شاه عثمانی این توشه هم ناکام ماند. [۱۱] با این درحال حاضر تضارب‌های جمهوری اسلامی ایران و عثمانی به نقطه پایان نرسید. بعداز چندی گشوده تاخت و تاز ارتش عثمانی به خاک جمهوری اسلامی ایران استارت شد. این توشه بغداد مجدد به محاصره زمین‌خورد و با آنکه مجاورت شش ماه در قبال هجوم سپاه عثمانی مقاومت کرد، ولی آخر و عاقبت به سبب ساز خلا آذوقه، تسلیم شد.(۱۰۴۸ ق)

وحید قزوینی نوشته میباشد:

«قشون آل عثمان به سرکردگی خویش پادشاه خواسته، عراق عرب را گزینه حمله قرار اعطا کرد. آن ها توانستند یکی اعضاء شریف و گران بها این میهن را از تن غیروابسته نمایند.» [۱۲]

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه