معاش محمد در مدینه
از سال دوم هجری قمری، زد خوردهای نظامی در بین مسلمانها و مکیان آغاز شد. اولین جنگ، بدر اسم گرفت که با موفقیت مسلمان ها یاروهمدم بود. غزوه بنیقینقاغ دربین مسلمان ها و یهودیان بنیقینقاع نزاع آتی مسلمانها بود. احد نبردی بود که مکیان برای انتقام از بدر تدارک دیدند و در آن مبارزه، مسلمانها ناکامی خوردند و حمزه، عموی محمد کشته شد. خویش محمد نیز دراین زد خورد آسیب برداشت.[۸۴] در ماه شوال ۶ ه.ق/۶۲۸ م، محمد به یاروهمدم ۱۴۰۰ بدن از پیروانش جهت اعمال حج عمره به سمت مکه رفتند.[۸۵] قریش با شنیدن مجاورتشدن مسلمانها به مکه، ۲۰۰ سوار را ارسال کرد که آنهارا متوقف نمایند. محمد با طی مسیر صعبالعبورتری، آنانرا بدور زد و به حدیبیه، در حومه شهر مکه رسید.[۸۶][۸۷] مذاکرات با مکه آغاز شد و فرستادگانی در میان دو طرف تعویض شد. در غایت قول صلحی به بازه زمانی ۱۰ سال میان دو طرف انعقاد شد که به «صلح حدیبیه» آوازه یافت.[۸۸][۸۹][۹۰][۹۱][۹۲] آورده این تفاهم نامه برای مسلمان ها، به رسمیت شناخته شدن از لحاظ سیاسی و مذهبی به وسیله مکیان بود.[۹۳][۹۴] این عهدوپیمانطومار، محمد را در فتح سهلخیس مکه نیز مسجد امین مشهد امداد کرد.[۹۵]
در سال هفتم محمد به خیبر که یک کدام از عهدشکنان بودند نیز لشکرکشی کرد و آنجا را نیز تصرف کرد. در سال هشتم، قریشیان با حمله به طایفهای مسلمان، قسم صلح را شکستند و همین دستور منجر شد تا محمد با لشکری به مکه حمله نماید. ابوسفیان بلندمرتبه قریش به یاروهمدم عباس نزد محمد آمد و بعد از اظهار اسلام، پشتیبانی از محمد طلبید و محمد منزل اورا محل امن قرار اعطا کرد؛ براین اساس لشکر مسلمانها فارغ از تضارب وارد مکه شدند و محمد نیز فورا دستور عفو و بخشش همگانی صادر کرد. وی شخصاً به درون کعبه رفت و بتهای کعبه را خارج آورد و بعد از آن عامه مردم مکه با وی بیعت کردند. بعداز آن در سال نهم به محمد خبر رسید که رومیان لشکری به قصد حمله به مدینه تدارک کردهاند. فرستاده اسلام نیز امر تشکیل سپاه را صادر کرد و به سمت حوزه تبوک رهسپار شد. ولی هنگامی مسلمانها به حیطه تبوک رسیدند، لشکر رومیان از آنجا رفته بودند و به همین جهت سپاهیان مسلمان فارغ از زد خورد، به مدینه بازگشتند. در سال دهم تک تک قبایل دور و بر به نزد محمد آمدند و با وی بیعت کردند و به همین جهت آن سال را سنة الوفود نامیدند. در این سال محمد به واپسین حج خویش رفت.[۹۶] در خط مش برگشت محمد و مسلمان ها به مدینه و دربین روش، محمد به طور ناگهانی به برهه زمانی سه روز در محلی به اسم غدیر خم توقف کرد و با گردآوریکردن حجاج، خطبهای خواند و در آن گزاره «هر کس اینجانب مولای اویم، پس این علی مولای اوست» را با بلندکردن دست علی در قبال جمعیت ذکر کرد. کلمه و واژهٔ «مولا» در عربی به دو معنای «دوست» و «رهبر» میباشد.[۹۷] شیعهها بر این باورند کهاین عبارت، سند پرنور بر ثابت امامت و جانشینی علی بعد از محمد میباشد؛ البته در مقابل، اهل سنت یا این که منکر این اتفاق گردیدهاند یا این که آن را دلیلی بر امامت نمیدانند.[۹۸] اهل سنت معتقدند که جمعای از تقسیم غنایم در اردوکشی به یمن که بوسیله علی اجرا شد، ناراضی بودند و محمد در جواب به آنها علی را دوست خود معرفی کرد تا ناخشنودی آن ها را فرونشاند.[۹۹]
محمد در سال ۱۱ هجری قمری در گیر بیماری شد و از جهان رفت. وی در سن ۶۳ سالگی درگذشت و در آن وقت جز فاطمه، فرزند دیگری از وی زنده نماند. بر این مبنا محمد در حین ۲۳ سال به تبلیغ اسلام پرداخت.[۱۰۰] مرتضی عاملی گزارش مینماید که منابع اسلامی در محل دفن محمد، اختلاف داراهستند؛ مبنی بر روایتی، علی بن ابیطالب، و بنابر وصیت محمد، جسدش را در اتاقی که درآن درگذشت، دفن کرد. با این وجود، منابعی از دفن محمد در بقیع یا این که مسجدالحرام گزارشهایی را نقل کردهاند.[۱۰۱] بر مدفن وی امروزه گنبد سبزی جایدارد.[۱۰۲]
معاش محمد در مدینه
از سال دوم هجری قمری، زد خوردهای نظامی در بین مسلمانها و مکیان آغاز شد. اولین جنگ، بدر اسم گرفت که با موفقیت مسلمان ها یاروهمدم بود. غزوه بنیقینقاغ دربین مسلمان ها و یهودیان بنیقینقاع نزاع آتی مسلمانها بود. احد نبردی بود که مکیان برای انتقام از بدر تدارک دیدند و در آن مبارزه، مسلمانها ناکامی خوردند و حمزه، عموی محمد کشته شد. خویش محمد نیز دراین زد خورد آسیب برداشت.[۸۴] در ماه شوال ۶ ه.ق/۶۲۸ م، محمد به یاروهمدم ۱۴۰۰ بدن از پیروانش جهت اعمال حج عمره به سمت مکه رفتند.[۸۵] قریش با شنیدن مجاورتشدن مسلمانها به مکه، ۲۰۰ سوار را ارسال کرد که آنهارا متوقف نمایند. محمد با طی مسیر صعبالعبورتری، آنانرا بدور زد و به حدیبیه، در حومه شهر مکه رسید.[۸۶][۸۷] مذاکرات با مکه آغاز شد و فرستادگانی در میان دو طرف تعویض شد. در غایت قول صلحی به بازه زمانی ۱۰ سال میان دو طرف انعقاد شد که به «صلح حدیبیه» آوازه یافت.[۸۸][۸۹][۹۰][۹۱][۹۲] آورده این تفاهم نامه برای مسلمان ها، به رسمیت شناخته شدن از لحاظ سیاسی و مذهبی به وسیله مکیان بود.[۹۳][۹۴] این عهدوپیمانطومار، محمد را در فتح سهلخیس مکه نیز مسجد امین مشهد امداد کرد.[۹۵]
در سال هفتم محمد به خیبر که یک کدام از عهدشکنان بودند نیز لشکرکشی کرد و آنجا را نیز تصرف کرد. در سال هشتم، قریشیان با حمله به طایفهای مسلمان، قسم صلح را شکستند و همین دستور منجر شد تا محمد با لشکری به مکه حمله نماید. ابوسفیان بلندمرتبه قریش به یاروهمدم عباس نزد محمد آمد و بعد از اظهار اسلام، پشتیبانی از محمد طلبید و محمد منزل اورا محل امن قرار اعطا کرد؛ براین اساس لشکر مسلمانها فارغ از تضارب وارد مکه شدند و محمد نیز فورا دستور عفو و بخشش همگانی صادر کرد. وی شخصاً به درون کعبه رفت و بتهای کعبه را خارج آورد و بعد از آن عامه مردم مکه با وی بیعت کردند. بعداز آن در سال نهم به محمد خبر رسید که رومیان لشکری به قصد حمله به مدینه تدارک کردهاند. فرستاده اسلام نیز امر تشکیل سپاه را صادر کرد و به سمت حوزه تبوک رهسپار شد. ولی هنگامی مسلمانها به حیطه تبوک رسیدند، لشکر رومیان از آنجا رفته بودند و به همین جهت سپاهیان مسلمان فارغ از زد خورد، به مدینه بازگشتند. در سال دهم تک تک قبایل دور و بر به نزد محمد آمدند و با وی بیعت کردند و به همین جهت آن سال را سنة الوفود نامیدند. در این سال محمد به واپسین حج خویش رفت.[۹۶] در خط مش برگشت محمد و مسلمان ها به مدینه و دربین روش، محمد به طور ناگهانی به برهه زمانی سه روز در محلی به اسم غدیر خم توقف کرد و با گردآوریکردن حجاج، خطبهای خواند و در آن گزاره «هر کس اینجانب مولای اویم، پس این علی مولای اوست» را با بلندکردن دست علی در قبال جمعیت ذکر کرد. کلمه و واژهٔ «مولا» در عربی به دو معنای «دوست» و «رهبر» میباشد.[۹۷] شیعهها بر این باورند کهاین عبارت، سند پرنور بر ثابت امامت و جانشینی علی بعد از محمد میباشد؛ البته در مقابل، اهل سنت یا این که منکر این اتفاق گردیدهاند یا این که آن را دلیلی بر امامت نمیدانند.[۹۸] اهل سنت معتقدند که جمعای از تقسیم غنایم در اردوکشی به یمن که بوسیله علی اجرا شد، ناراضی بودند و محمد در جواب به آنها علی را دوست خود معرفی کرد تا ناخشنودی آن ها را فرونشاند.[۹۹]
محمد در سال ۱۱ هجری قمری در گیر بیماری شد و از جهان رفت. وی در سن ۶۳ سالگی درگذشت و در آن وقت جز فاطمه، فرزند دیگری از وی زنده نماند. بر این مبنا محمد در حین ۲۳ سال به تبلیغ اسلام پرداخت.[۱۰۰] مرتضی عاملی گزارش مینماید که منابع اسلامی در محل دفن محمد، اختلاف داراهستند؛ مبنی بر روایتی، علی بن ابیطالب، و بنابر وصیت محمد، جسدش را در اتاقی که درآن درگذشت، دفن کرد. با این وجود، منابعی از دفن محمد در بقیع یا این که مسجدالحرام گزارشهایی را نقل کردهاند.[۱۰۱] بر مدفن وی امروزه گنبد سبزی جایدارد.[۱۰۲]

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای مذهبی و مناسبتهای دینی