آیهها ناسازگار با پاکی برخی از پیامبران
ظواهر بعضا از آیه ها قرآن را ناسازگار با عصمت و طهارت جمعای از پیامبران همانند بشر(ع)،[۶۷] نوح(ع)،[۶۸] ابراهیم(ع)،[۶۹] موسی(ع)،[۷۰] یوسف(ع)،[۷۱] یونس(ع) و [۷۲] فرستاده اسلام(ص)[۷۳] مسجد امین مشهد معرفی کردهاند.[۷۴]
آیت الله سبحانی مهم ترین شک ها و دستاویز منکران عصمت و طهارت انبیاء را همین آیهها دانسته میباشد.[۷۵] احمد امین مصری، با استناد به همین نشانهها[۷۶] عصمت و طهارت پیامبران از گناه کبیره و صغیره را پیشین و بعداز نبوت، بزرگ نمایی و مخالف مصرح آیه ها قرآن شمرده میباشد.[۷۷]
جوابهای کلی
مفسران آحاد نشانهها ناسازگار با طهارت پیامبران را گزینه نظارت قرار داده و تردید ها مربوطه را انتقاد کردهاند؛[۷۸] ولی جوابهای کلی نیز ارائه گردیدهاست به عنوان مثال:
آیه ها ناظر بر پاکی انبیاء، نشانهها محکمات و آیهها در ظواهر مخالف پاکی پیامبران، آیهها متشابه میباشند که بایستی با ارجاع به آیه ها محکمات تعبیروتفسیر و معنی شوند.[۷۹]
در صورتیکه دلیلی برخلاف مقتضای دلایل قطعی وجود داشت، یا این که بایستی آن را کنار گذاشت یا این که به تأویل موفقیت؛ به این ترتیب آیاتی که در ظواهر با عصمت و طهارت پیامبران ناسازگار میباشد، می بایست تاویل برده شوند.[۸۰]
در شرایطیکه شکاف اولین را بر پیامبران روا بدانیم، دراینصورت کل آیاتی که با طهارت پیامبران ناسازگار میباشد، بر سوراخ اولین حمل می شود؛ اما در حالتی که سوراخ اولین را روا ندانیم، می بایست ذکر کرد آن قضایا دارنده مصلحتی بودهاند که ما آن را فهم نمیکنیم مانند ماجرا حضرت موسی(ع) و خضر(ع).[۸۱]
در برخی احادیث نیز به آیه ها که ظاهرشان عدم طهارت پیامبران میباشد اشاره گردیده و به آنان جواب داده گردیده است؛[۸۲] به عنوان مثال در روایتی از امام رضا(ع) نقل شدهاست در مجلس مأمون با حضور علمای ادیان و فرق متعدد، فردی به اسم علی بن جهم پرسید آیا شما معتقد به عصمت و طهارت پیامبران میباشید؟ امام رضا(ع) فرمود: آری. آنگاه علی بن جَهْم درباره کیفیت تعبیر و تفسیر آیاتی همانند آیه ۱۲۱ سوره طه، آیه ۸۷ سوره انبیاء و آیه ۲۴ سوره یوسف سؤال کرد که امام رضا(ع) علاوه بر نهی از نسبت دادن پلیدیها به پیامبران و تعبیروتفسیر به رأی نشانهها قرآن، تعبیر درست آحاد نشانهها را فرمودند.[۸۳]
کشته شدن قبطی بوسیله حضرت موسی
موسی(ع) با دو مرد مواجه شد که با یکدیگر سرگرم بودند. یکی آن دو که جزو پیروانش بود، از وی درخواست یاری کرد. موسی برای رهایی وی، با مشت ضربهای بر قبطی زد که سبب ساز به مرگ وی شد.[۸۴] بعد از آن، موسی(ع) اذعان کرد: «این از شغل شیطان میباشد»[۸۵] و «خدایا اینجانب به خودم ستم کردم و آمرزشت را بخش اینجانب فرما».[۸۶]
همینطور مشاهده کنید: آیه ۱۶ سوره قصص و استغفار معصومان
بعضا معتقدند این قصه، علامت معصوم نبودن موسی(ع) میباشد؛ چون در حالتیکه قبطی مستحق قتل نبوده، موسی(ع) با کشتن وی معصیت کرده[۸۷] و چنانچه قبطی، مستحق قتل بوده، موسی(ع) گناه کرده و براساس نشانهها قرآن از پروردگار طلب رحمت نموده است.[۸۸] در مقابل، مفسران معتقدند مرد قبطی مستحق قتل بود و کشتن وی گناه محسوب نمیشد. هرچند خوب بود که موسی(ع) کشتن اورا به تأخیر میانداخت؛ چون این شغل، موجب به زحمت افتادن او و خروجش از مصر شد. این سوراخ اولای موسی(ع) بوده و استغفار وی نیز برای همین رخنه اولین بوده میباشد.[۸۹]
بعضی مفسران اهل سنت معتقدند کشتن قبطی، قتل خطایی بوده و قتل خطایی از گناهان صغیره میباشد و موسی(ع) به خیال و خاطر ارتکاب این صغیره، استغفار نموده است.[۹۰] [یادداشت ۴]
کتابشناسی
درباره عصمت و طهارت پیامبران در بیشتر کتاب ها کلامی گفت و گو و گفتمان گردیده است.[۹۱] افزون بر این کتبی جداگانه هم دراین باره به کتابت درآمده میباشد مثلا:
تنزیه الانبیاء، تاثیر سیدمرتضی(۳۵۵-۴۳۶ق)، دانا و متکلم امامی قرن چهارم و پنجم، به نظارت پاکی انبیاء و ائمه(ع) پرداخته و به تردید ها و نشانهها و روایاتی که در ظواهر منافی طهارت انبیاء میباشند، جواب داده میباشد.[۹۲] این کتاب با تیتر «تنزیه الانبیاء: پژوهشی قرآنی درباره پاکی پیامران و امامان(ع)» بوسیله امیر سلمانی رحیمی به فارسی ترجمه گردیدهاست.
عصمة الانبیاء، به مداد فخرالدین رازی(م۶۰۶ق)، عالم، متکلم و مفسر اهل سنت. این کتاب که با علت پناه از ساحت پیامبران الهی در مقابل تردید ها و تهمتها به کتابت درآمده،[۹۳] بعداز اشاره به طریقههای متفاوت درباره طهارت انبیاء و دلیل عصمت و طهارت آنها،[۹۴] به پژوهش و عیب گیری شبهه ها مخالفین عصمت و طهارت می پردازد[۹۵] و در فصول گوناگون شک ها وارده بر پیامبرانی زیرا انسان، نوح، ابراهیم، موسی، داوود، سلیمان و فرستاده اسلام(ص) طرح و انتقاد مینماید.[۹۶]
تنزیه الانبیاء عن ما نَسَبَ إليهم حُثالة الاغبیاء، تألیف علی بن احمد مشهور به ابن خُمَیر(م۶۴۰ق) از عالمان قرن ششم و هفتم قمری. این کتاب نیز در جواب به تردید ها پاکی پیامبران به کتابت درآمده[۹۷] و شبهه ها درباره بعضی از پیامبران(ع) همانند بشر، داوود، سلیمان، موسی، یونس و نبی اسلام(ص) را رسیدگی نموده است.[۹۸]
از سایر اثر ها جداگانه درباره طهارت انبیاء میاقتدار این مورد ها را اسم پیروزی: «عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم» جعفر سبحانی، «عصمة الانبیاء و الرسل» سیدمرتضی عسکری، «عصمة الانبیاء فی القرآن؛ مدخل الی النبوة العامة» سید کمال حیدری، «عصمة الانبیاء» زین العابدین عبدعلی طاهر الکعبی، «عصمة الانبیاء میان الیهودیة و المسیحیة و الاسلام» محمود ماضی، «مراجعات فی عصمة الانبیاء اینجانب خواسته قرآنی» عبدالسلام زین العابدین، «نور و روشنایی پاکی بر سیمای نبوت؛ جواب به شک ها قرآنی پاکی» جعفر انواری.
آیهها ناسازگار با پاکی برخی از پیامبران
ظواهر بعضا از آیه ها قرآن را ناسازگار با عصمت و طهارت جمعای از پیامبران همانند بشر(ع)،[۶۷] نوح(ع)،[۶۸] ابراهیم(ع)،[۶۹] موسی(ع)،[۷۰] یوسف(ع)،[۷۱] یونس(ع) و [۷۲] فرستاده اسلام(ص)[۷۳] مسجد امین مشهد معرفی کردهاند.[۷۴]
آیت الله سبحانی مهم ترین شک ها و دستاویز منکران عصمت و طهارت انبیاء را همین آیهها دانسته میباشد.[۷۵] احمد امین مصری، با استناد به همین نشانهها[۷۶] عصمت و طهارت پیامبران از گناه کبیره و صغیره را پیشین و بعداز نبوت، بزرگ نمایی و مخالف مصرح آیه ها قرآن شمرده میباشد.[۷۷]
جوابهای کلی
مفسران آحاد نشانهها ناسازگار با طهارت پیامبران را گزینه نظارت قرار داده و تردید ها مربوطه را انتقاد کردهاند؛[۷۸] ولی جوابهای کلی نیز ارائه گردیدهاست به عنوان مثال:
آیه ها ناظر بر پاکی انبیاء، نشانهها محکمات و آیهها در ظواهر مخالف پاکی پیامبران، آیهها متشابه میباشند که بایستی با ارجاع به آیه ها محکمات تعبیروتفسیر و معنی شوند.[۷۹]
در صورتیکه دلیلی برخلاف مقتضای دلایل قطعی وجود داشت، یا این که بایستی آن را کنار گذاشت یا این که به تأویل موفقیت؛ به این ترتیب آیاتی که در ظواهر با عصمت و طهارت پیامبران ناسازگار میباشد، می بایست تاویل برده شوند.[۸۰]
در شرایطیکه شکاف اولین را بر پیامبران روا بدانیم، دراینصورت کل آیاتی که با طهارت پیامبران ناسازگار میباشد، بر سوراخ اولین حمل می شود؛ اما در حالتی که سوراخ اولین را روا ندانیم، می بایست ذکر کرد آن قضایا دارنده مصلحتی بودهاند که ما آن را فهم نمیکنیم مانند ماجرا حضرت موسی(ع) و خضر(ع).[۸۱]
در برخی احادیث نیز به آیه ها که ظاهرشان عدم طهارت پیامبران میباشد اشاره گردیده و به آنان جواب داده گردیده است؛[۸۲] به عنوان مثال در روایتی از امام رضا(ع) نقل شدهاست در مجلس مأمون با حضور علمای ادیان و فرق متعدد، فردی به اسم علی بن جهم پرسید آیا شما معتقد به عصمت و طهارت پیامبران میباشید؟ امام رضا(ع) فرمود: آری. آنگاه علی بن جَهْم درباره کیفیت تعبیر و تفسیر آیاتی همانند آیه ۱۲۱ سوره طه، آیه ۸۷ سوره انبیاء و آیه ۲۴ سوره یوسف سؤال کرد که امام رضا(ع) علاوه بر نهی از نسبت دادن پلیدیها به پیامبران و تعبیروتفسیر به رأی نشانهها قرآن، تعبیر درست آحاد نشانهها را فرمودند.[۸۳]
کشته شدن قبطی بوسیله حضرت موسی
موسی(ع) با دو مرد مواجه شد که با یکدیگر سرگرم بودند. یکی آن دو که جزو پیروانش بود، از وی درخواست یاری کرد. موسی برای رهایی وی، با مشت ضربهای بر قبطی زد که سبب ساز به مرگ وی شد.[۸۴] بعد از آن، موسی(ع) اذعان کرد: «این از شغل شیطان میباشد»[۸۵] و «خدایا اینجانب به خودم ستم کردم و آمرزشت را بخش اینجانب فرما».[۸۶]
همینطور مشاهده کنید: آیه ۱۶ سوره قصص و استغفار معصومان
بعضا معتقدند این قصه، علامت معصوم نبودن موسی(ع) میباشد؛ چون در حالتیکه قبطی مستحق قتل نبوده، موسی(ع) با کشتن وی معصیت کرده[۸۷] و چنانچه قبطی، مستحق قتل بوده، موسی(ع) گناه کرده و براساس نشانهها قرآن از پروردگار طلب رحمت نموده است.[۸۸] در مقابل، مفسران معتقدند مرد قبطی مستحق قتل بود و کشتن وی گناه محسوب نمیشد. هرچند خوب بود که موسی(ع) کشتن اورا به تأخیر میانداخت؛ چون این شغل، موجب به زحمت افتادن او و خروجش از مصر شد. این سوراخ اولای موسی(ع) بوده و استغفار وی نیز برای همین رخنه اولین بوده میباشد.[۸۹]
بعضی مفسران اهل سنت معتقدند کشتن قبطی، قتل خطایی بوده و قتل خطایی از گناهان صغیره میباشد و موسی(ع) به خیال و خاطر ارتکاب این صغیره، استغفار نموده است.[۹۰] [یادداشت ۴]
کتابشناسی
درباره عصمت و طهارت پیامبران در بیشتر کتاب ها کلامی گفت و گو و گفتمان گردیده است.[۹۱] افزون بر این کتبی جداگانه هم دراین باره به کتابت درآمده میباشد مثلا:
تنزیه الانبیاء، تاثیر سیدمرتضی(۳۵۵-۴۳۶ق)، دانا و متکلم امامی قرن چهارم و پنجم، به نظارت پاکی انبیاء و ائمه(ع) پرداخته و به تردید ها و نشانهها و روایاتی که در ظواهر منافی طهارت انبیاء میباشند، جواب داده میباشد.[۹۲] این کتاب با تیتر «تنزیه الانبیاء: پژوهشی قرآنی درباره پاکی پیامران و امامان(ع)» بوسیله امیر سلمانی رحیمی به فارسی ترجمه گردیدهاست.
عصمة الانبیاء، به مداد فخرالدین رازی(م۶۰۶ق)، عالم، متکلم و مفسر اهل سنت. این کتاب که با علت پناه از ساحت پیامبران الهی در مقابل تردید ها و تهمتها به کتابت درآمده،[۹۳] بعداز اشاره به طریقههای متفاوت درباره طهارت انبیاء و دلیل عصمت و طهارت آنها،[۹۴] به پژوهش و عیب گیری شبهه ها مخالفین عصمت و طهارت می پردازد[۹۵] و در فصول گوناگون شک ها وارده بر پیامبرانی زیرا انسان، نوح، ابراهیم، موسی، داوود، سلیمان و فرستاده اسلام(ص) طرح و انتقاد مینماید.[۹۶]
تنزیه الانبیاء عن ما نَسَبَ إليهم حُثالة الاغبیاء، تألیف علی بن احمد مشهور به ابن خُمَیر(م۶۴۰ق) از عالمان قرن ششم و هفتم قمری. این کتاب نیز در جواب به تردید ها پاکی پیامبران به کتابت درآمده[۹۷] و شبهه ها درباره بعضی از پیامبران(ع) همانند بشر، داوود، سلیمان، موسی، یونس و نبی اسلام(ص) را رسیدگی نموده است.[۹۸]
از سایر اثر ها جداگانه درباره طهارت انبیاء میاقتدار این مورد ها را اسم پیروزی: «عصمة الانبیاء فی القرآن الکریم» جعفر سبحانی، «عصمة الانبیاء و الرسل» سیدمرتضی عسکری، «عصمة الانبیاء فی القرآن؛ مدخل الی النبوة العامة» سید کمال حیدری، «عصمة الانبیاء» زین العابدین عبدعلی طاهر الکعبی، «عصمة الانبیاء میان الیهودیة و المسیحیة و الاسلام» محمود ماضی، «مراجعات فی عصمة الانبیاء اینجانب خواسته قرآنی» عبدالسلام زین العابدین، «نور و روشنایی پاکی بر سیمای نبوت؛ جواب به شک ها قرآنی پاکی» جعفر انواری.

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی