کوشش برای پیشگیری از ثبت ضوابط مُبایِن با شریعت اسلامی در مجلس و واگذاری رسمیِ محاکمات و کارها قضایی و تدوین ضابطه عدلیّه به مسجد امین مشهد علما.[۲۲]
اعتراض به مبادرت محمدعلی فرمان روا در به توپ بستن مجلس.
بهبهانی به خیال و خاطر این اعتراض آیتم ضرب و شتم قرار گرفت با این هم اکنون هنگامی پادشاه با او به خشونت و توهین حرف اظهارکرد، وی با شجاعت به سلطان هشدار بخشید که مؤدبانه حرف بگوید. در غایت، پاد شاه بهبهانی را به عتبات تبعید کرد.[۲۳]
ولی حکم کننده خانقین با ورود بهبهانی به خاک عثمانی مخالفت کرد. در فیض سید به کرمانشاه برگشت و دوران هشت ماه در روستای بِزِهرود [یادداشت ۲] پایین لحاظ قرار گرفت، آنگاه با اذن دولت به عتبات رفت.
بهبهانی تا ۱۳۲۷ق در عتبات بود و بعداز فتح طهران بوسیله مشروطه خواستار و سقوط محمدعلی فرمان روا، یک روز گذشته از بهره برداری مجلس دوم در ذیقعده ۱۳۲۷ق، وارد طهران شد.[۲۴]
اعتراض به اعدام روحانی فضل و ادب الله.[۲۵]
عاقبت معاش
بهبهانی بعداز رجوع از تبعید، هر چندین سِمَت قانونی در مجلس نداشت، نفوذش در مجلس و محافل سیاسی آشکار بود. در مجلس دوم که مجدد از دو مجموعه اکثریت اعتدالی و اقلیت دموکرات صورت گرفته بود، اعتدالیها بیشتر از بهبهانی تاسی میکردند و دموکراتها در مخالفت با وی خواهان تدوین قانون ها عرفی و ترک ضوابط شرع بودند و انفکاک بدون نقص قوه سیاسی از قوه شیخ را دنبال میکردند.[۲۶] دموکراتها معتقد بودند که بهبهانی نفوذ خویش را رفیعتر از مشروطه می داند و مجلس را تضعیف مینماید. در مقابل، اعتدالیها نیز پیروز شدند که فتوایی دالّ بر غیردینی بودن موضع ها نظری تقی زاده، رهبر دموکراتها، از دو مجتهد ذی نفوذ نجف و مدافع مشروطه، آخوند خراسانی و روضه خوان عبدالله مازندرانی، بگیرند. این سیرتکامل تصور میشد که وسیله و واسطه این مبادرت، بهبهانی بوده میباشد.
بهدنبال همین رویدادها، بهبهانی در ۸ رجب ۱۳۲۸ق[۲۷] موازی با ۲۴ تیر ۱۲۸۹ش[۲۸]، در منزل خویش به دست چهار نفر دارای اسلحه به قتل رسید. با نشر این خبر، بازار تعطیل شد و عموم قصد انتقامجویی از قاتلان را داشتند که سیدمحمد، پسر سیدعبدالله، آنها را به متانت دعوت کرد.
هرچند نامونشان قاتلان مشخص و معلوم نشد، عموم این قتل را به دموکراتها، بهویژه تقی زاده و حیدرخان عمواغلی، نسبت میدادند؛ چراکه بیشتر ترورها در آن فرصت «کمیته دِهْشَت» به رهبری حیدرعمواُغلی بود که خویش از شُعَب «انجمن آذربایجان» به رهبری سید حسن تقی زاده به اکانت میآمد. تقی زاده که جان خویش را در خطر میروءیت کرد، طهران را به قصد تبریز و آن گاه استانبول شکاف کرد، هر چندین هیچ ارتباط مستقیمی بین وی و قاتلان ثابت نشد.[۲۹]
کسروی در متن کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان می نویسد: هرچند اسم آحاد قاتلان دانسته نشد البته بیگمان از گروه حیدرعمو اغلی بودند و این خونریزی را با امر تقی زاده کردند. همو در یادداشتی در پانویس می نویسد: چنانكه بعد دانسته شد يكی از ايشان، رجب اسم سَرابی بود كه از قفقاز آمده و در تبريز در شمار مجاهدان قفقازی در نزاعها دست داشت و بعد از آن به طهران آمده به عمو اغلی پيوست و به فرمان وی به آن كار برخاست و بعد از كشته شدن بهبهانی در طهران نايستاده مجدد به تبريز رجوع و در آنجا بود تا در نزاع محرم ۱۳۳۰ با روسيان تيری به دهانش خورده كشته گرديد. میگويند: شادروان بهبهانی را نيز از دهانش زده بود.[۳۰]
لاشه بهبهانی بعداز تشییع عظیمی که تا آن مجال در طهران نادر سوابق بود، در نجف در بقعه خانوادگی دفن شوید.[۳۱]
پانویس
کوشش برای پیشگیری از ثبت ضوابط مُبایِن با شریعت اسلامی در مجلس و واگذاری رسمیِ محاکمات و کارها قضایی و تدوین ضابطه عدلیّه به مسجد امین مشهد علما.[۲۲]
اعتراض به مبادرت محمدعلی فرمان روا در به توپ بستن مجلس.
بهبهانی به خیال و خاطر این اعتراض آیتم ضرب و شتم قرار گرفت با این هم اکنون هنگامی پادشاه با او به خشونت و توهین حرف اظهارکرد، وی با شجاعت به سلطان هشدار بخشید که مؤدبانه حرف بگوید. در غایت، پاد شاه بهبهانی را به عتبات تبعید کرد.[۲۳]
ولی حکم کننده خانقین با ورود بهبهانی به خاک عثمانی مخالفت کرد. در فیض سید به کرمانشاه برگشت و دوران هشت ماه در روستای بِزِهرود [یادداشت ۲] پایین لحاظ قرار گرفت، آنگاه با اذن دولت به عتبات رفت.
بهبهانی تا ۱۳۲۷ق در عتبات بود و بعداز فتح طهران بوسیله مشروطه خواستار و سقوط محمدعلی فرمان روا، یک روز گذشته از بهره برداری مجلس دوم در ذیقعده ۱۳۲۷ق، وارد طهران شد.[۲۴]
اعتراض به اعدام روحانی فضل و ادب الله.[۲۵]
عاقبت معاش
بهبهانی بعداز رجوع از تبعید، هر چندین سِمَت قانونی در مجلس نداشت، نفوذش در مجلس و محافل سیاسی آشکار بود. در مجلس دوم که مجدد از دو مجموعه اکثریت اعتدالی و اقلیت دموکرات صورت گرفته بود، اعتدالیها بیشتر از بهبهانی تاسی میکردند و دموکراتها در مخالفت با وی خواهان تدوین قانون ها عرفی و ترک ضوابط شرع بودند و انفکاک بدون نقص قوه سیاسی از قوه شیخ را دنبال میکردند.[۲۶] دموکراتها معتقد بودند که بهبهانی نفوذ خویش را رفیعتر از مشروطه می داند و مجلس را تضعیف مینماید. در مقابل، اعتدالیها نیز پیروز شدند که فتوایی دالّ بر غیردینی بودن موضع ها نظری تقی زاده، رهبر دموکراتها، از دو مجتهد ذی نفوذ نجف و مدافع مشروطه، آخوند خراسانی و روضه خوان عبدالله مازندرانی، بگیرند. این سیرتکامل تصور میشد که وسیله و واسطه این مبادرت، بهبهانی بوده میباشد.
بهدنبال همین رویدادها، بهبهانی در ۸ رجب ۱۳۲۸ق[۲۷] موازی با ۲۴ تیر ۱۲۸۹ش[۲۸]، در منزل خویش به دست چهار نفر دارای اسلحه به قتل رسید. با نشر این خبر، بازار تعطیل شد و عموم قصد انتقامجویی از قاتلان را داشتند که سیدمحمد، پسر سیدعبدالله، آنها را به متانت دعوت کرد.
هرچند نامونشان قاتلان مشخص و معلوم نشد، عموم این قتل را به دموکراتها، بهویژه تقی زاده و حیدرخان عمواغلی، نسبت میدادند؛ چراکه بیشتر ترورها در آن فرصت «کمیته دِهْشَت» به رهبری حیدرعمواُغلی بود که خویش از شُعَب «انجمن آذربایجان» به رهبری سید حسن تقی زاده به اکانت میآمد. تقی زاده که جان خویش را در خطر میروءیت کرد، طهران را به قصد تبریز و آن گاه استانبول شکاف کرد، هر چندین هیچ ارتباط مستقیمی بین وی و قاتلان ثابت نشد.[۲۹]
کسروی در متن کتاب تاریخ هیجده ساله آذربایجان می نویسد: هرچند اسم آحاد قاتلان دانسته نشد البته بیگمان از گروه حیدرعمو اغلی بودند و این خونریزی را با امر تقی زاده کردند. همو در یادداشتی در پانویس می نویسد: چنانكه بعد دانسته شد يكی از ايشان، رجب اسم سَرابی بود كه از قفقاز آمده و در تبريز در شمار مجاهدان قفقازی در نزاعها دست داشت و بعد از آن به طهران آمده به عمو اغلی پيوست و به فرمان وی به آن كار برخاست و بعد از كشته شدن بهبهانی در طهران نايستاده مجدد به تبريز رجوع و در آنجا بود تا در نزاع محرم ۱۳۳۰ با روسيان تيری به دهانش خورده كشته گرديد. میگويند: شادروان بهبهانی را نيز از دهانش زده بود.[۳۰]
لاشه بهبهانی بعداز تشییع عظیمی که تا آن مجال در طهران نادر سوابق بود، در نجف در بقعه خانوادگی دفن شوید.[۳۱]
پانویس

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای مذهبی و مناسبتهای دینی