loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 20
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:19

(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق) متخلص به‌ بهائی و دارای اسم و رسم به‌ روضه خوان بهائی و بهاءالدین عاملی، عالم، محدث، حکیم و ریاضیدان شیعه در بعدازظهر صفوی بود. روضه خوان بهائی بیشتراز ۱۰۰ کتاب در مورد‌های متعدد تألیف نموده است. جامع عباسی و اربعین برای مثال اثرها اوست. اثراتی نیز در معماری بر مکان گذارده که منارجنبان اصفهان، تقسیم زاینده‌رود اصفهان، گنبد مسجد امام اصفهان، پیاده سازی صحن و سرای بقعه امام رضا(ع) به طور یک ۶ ضلعی و نقشه حصار نجف، از آن پاراگراف میباشد. او سفرهای اکثری به نقاط متفاوت جهان کرد و مسافرت مشهوری نیز یاور فرمان روا عباس صفوی با پای پیاده به مشهد مسجد سجاد مشهد داشته میباشد.

وی منزلت روضه خوان الاسلامی بالاترین منصب قانونی فقهی در حکومت صفویه را برعهده داشت. اقامه نماز آدینه اصفهان نیز برعهده وی بود.محمدتقی مجلسی، ملاصدرا، سود کاشانی و ملاصالح مازندرانی برای مثال شاگردان روضه خوان بهائی به شمار میروند.معاش‌طومار،بهاءالدین عاملی در ۱۷ محرم سال ۹۵۳ق در بعلبک متولد شد.[۱] محل معاش او جُبَع یا این که جُباع،[۲] از روستاهای جبل برهان بوده میباشد.[۳] پدرش، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی (متوفی ۹۸۴ق)، از شاگردان و دوستان شهید ثانی (متوفی ۹۶۶ق) رزرو مسجد سجاد مشهد بود.

نسب او به حارث هَمْدانی (متوفی ۶۵ق) از اصحاب امیرالمؤمنین می رسد؛ از این رو به حارثی هَمْدانی نیز آوازه دارااست.کودکی و جوانی:1‌سال پس از به دنیا آمدن وی در بعلبک، خانواده‌اش به جبل دلیل رفتند البته بعداز شهید شدن شهید ثانی و شم عدم امنیت در‌این شهر و نیز به دعوت و تشویق پادشاه طهماسب اولیه و علی بن هلال کرکی دارای اسم و رسم به روحانی علی مِنشار، روحانی الاسلام اصفهان، از جبل برهان به کشور ایران نقل جای و در اصفهان مستقر شدند. خانواده وی از اولیه علمای شیعه در جبل دلیل بودند که در‌پی استقرار حکومت شیعی صفوی، به کشور ایران مسافرت آدرس مسجد سجاد مشهد کردند.[۴]

بنابر ورژن‌ای به خط روحانی بهائی که در ۹۶۹ق در قزوین درج شده، وی هنگام ورود به کشور‌ایران ۱۳ ساله بود،[مستلزم منبع] ولی برخی منابع اورا در‌این فرصت ۷ ساله دانسته‌اند.[۵] او از هجرتش به کشور ایران و ورودش یاروهمدم با بابا در دستگاه سلاطین صفوی اظهار ناخرسندی نموده است.[۶][یادداشت ۱] بعداز ۳ سال اقامت در اصفهان، پادشاه طهماسب نخستین به سفارش و تأکید روحانی علی منشار، عزّالدین حسین را به قزوین دعوت و منصب روضه خوان الاسلامی شهر را به وی سپرد. روضه خوان بهائی نیز همپا پدرش به قزوین رفت و مدتی در آنجا اقامت و به علم آموزی علم ها متعدد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پرداخت.[مستلزم منبع]

به نوشته روضه خوان بهائی،[۷] او در سال ۹۷۱ق یار با پدرش در مشهد بوده میباشد.[۸] ابعاد پدرش برای مدتی روحانی الاسلام هرات شد، ولی او در قزوین ماند و در ۹۷۹ق و ۹۸۱ق اشعاری در شوق به دیدار بابا و شهر هرات برای وی ارسال کرد.[۹] در سال ۹۸۳ق بابا روحانی به قزوین آمد و برای مهاجرت حج از پادشاه اذن خواست، فرمانروا به خویش وی اذن بخشید البته از ملازمت و همراهی بهاءالدین عاملی با بابا منع و اورا به ماندن در قزوین و درس دادن علم ها موظف کرد.[۱۰]

همسر و فرزندان
همسر روضه خوان بهائی، دختر علی منشار عاملی، زنی دانشمند بود که بعداز درگذشت بابا، کتابخانه باارزش ۴ هزار جلدی اورا به ارث پیروزی و روضه خوان بهائی آن را در ۱۰۳۰ق وقف کرد. این کتابخانه بعد از وفات روضه خوان بهایی، به باعث اهمال در محافظت نابودشد.[۱۱] بعضا بر این نظریه‌اند از این که بهائی سی سال از قدمت خویش را به تنهایی در مهاجرت گذرانده، می‌قدرت پیش بینی زد که فرزندی نداشته میباشد. بیشتر منابع نیز فرزندی برای وی معرفی نکرده و بعضا اورا عقیم دانسته‌اند.[۱۲]

تحصیلات و اساتید
بیشتر تحصیلات بهائی، در قزوین بود که آن مجال حوزه علمی فعّالی داشت. بعداز قزوین، در اصفهان به علم آموزی خویش خاطر نشان نمود. او‌لین و مهم ترین مدرس بهائی، پدرش بود که نزد او تعبیر و تفسیر و حدیث و ادبیات عرب و یه خرده سنجیده خواند واز وی اذن قصه اخذ کرد.[مستلزم منبع]

استادان دیگر بهائی عبارت‌اند از:

ملاّ عبدالله یزدی؛
ملاّ علی مُذَهَّب؛
ملا علی قائنی؛
ملا محمد باقر یزدی؛
روحانی احمد گچایی؛
روحانی عبدالعالی کرکی (درگذشت ۹۹۳ق) فرزند متفحص کرکی؛
محمود دهدار (درگذشت۱۰۱۶ق)؛[۱۳]
محمّد بن محمّدبن ابی اللّطیف مقدسی شافعی.[۱۴]
شاگردان
آوازه علمی و شرایط اجتماعی بهائی موجب شد شاگردان بخش اعظمی داشته باشد. امینی،[۱۵] سید محسن امین در اعیان الشیعه از سید نعمت‌الله جزایری نقل می‌نماید که شاگردان روضه خوان بهایی درایام تعطیل از روضه خوان بیشتر منفعت می‌بردند چون در‌این روز ها روضه خوان برایشان از علم ها گوناگون، خبرها معدود، اشعار و حکایات برایشان نقل میکرد.[یادداشت ۲] بدون نقص‌ترین گزارش از اسامی شاگردان روحانی و راویان او‌را توده نموده است. او از ۹۷ نفر با بیان منبع اسم می برد که مشهورترین آن‌ها عبارت‌اند از:

محمدتقی مجلسی
محمد محسن سود کاشانی
صدرالمتألهین شیرازی
سید ماجد بحرانی، که بر الاثناعشریة بهائی تعلیقه نگاشته میباشد.[۱۶]
روحانی جواد بن سعد بغدادی دارای شهرت به فاضل جواد، شارح خلاصة الحساب و زبدة الاصول روضه خوان بهائی.
ملا حسنعلی شوشتری که در ۱۰۳۰ق از بهائی اذن ماجرا اخذ داشته میباشد.[۱۷]
ملا خلیل بن غازی قزوینی (متوفی ۱۰۸۹ق)
روحانی زین الدّین بن محمد نواده شهید ثانی
ملا با تقوا مازندرانی
رفیع الدین محمد نائینی دارای شهرت به میرزا رفیعا[۱۸]

بازدید : 19
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 15:10

دارای شهرت کرخی از بزرگان صوفیه در قرن دوم که او را رینگ اتصال تصوف و تشیع معرفی کرده‌اند. بخش اعظمی از فرقه‌های تصوف مانند نعمت‌اللّهیه و ذهبیه او را سرسلسله خویش معرفی و خویش را وابسته به سلسله دارای اسم و رسم کرخی پر اسم و رسم به «سلسله السلاسل» میدانند. برخی منابع او را آغازگر مدرسه تصوف بغداد میدانند که نقش مهمی در جابجایی تصوّف از زهد و تقوا به عرفان داراست.منابع صوفیه و برخی کتاب‌های تاریخی او را از موالی امام رضا(ع)، نگهبان او و از اصحاب خاصش به شمار آورده‌اند و از این‌شیوه لباس تصوف را متصل به معصومین (ع) می دانند. این منابع درباره دارای اسم و رسم، کرامات فراوانی بیان کرده‌اند که بخش اعظمی از محققین این کرامات را اغراق مسجد سجاد مشهد گردیده میدانند.
به جز تنی چند از کتاب‌های متاخر، هیچ‌یک از منابع رجالی شیعه، دارای اسم و رسم را در زمره اصحاب امامان شیعه(ع) بیان نکرده‌اند و به همین استدلال بخش اعظمی از عالمان شیعه رابطه او با امام رضا (ع) را نفی می‌نمایند.نسب و ولادت.ابو محفوظ بن فیروز پر اسم و رسم به کَرخی از شخصیت‌هایی میباشد که درباره وی ابهامات بخش اعظمی وجود دارااست. اسم پدرش را فیروز، فیروزان و علی بیان کرده‌اند.[۱] بنابر پر اسم و رسم پدر و مادر وی مسیحی بوده‌اند.[۲] بعضی نیز مذهب آنها را زرتشتی و سایر افراد نیز صابئی دانسته‌اند. از سال به دنیاآمدن وی گزارشی در اختیار وجود ندارد.[۳] او در کرخ بغداد چشم به جهان گشود و به همین باعث به کرخی دارای اسم و رسم رزرو مسجد سجاد مشهد میباشد.
رده در تصوف .پر اسم و رسم کرخی از عارفان طبقه ویّل بوده و او را آغازگر مدرسه تصوّف بغداد میدانند که نقش مهمی در جابجایی تصوّف از زهد و تقوا به عرفان داراست. آورده شده که پر اسم و رسم او‌لین تمجید از تصوّف را ارایه نموده است. وی تصوّف را (دریافت کردن حقایق و اعلام کردن دقایق و نومیدی از دست خلایق) می داند. این تمجید گزینه اعتنا عارفان بعداز او و مستشرقانی شوید که به استیناف و آشنایی جریان عرفان و تصوّف آدرس مسجد سجاد مشهد پرداختند.[۴]
سلسله دارای شهرت کرخی به «السلاسل» دارای اسم و رسم گردیده است؛ بین فرقه‌های صوفیه، معروفیه که بعد ها به نعمت اللهیه تغییر تحول اسم اعطا کرد، به یار و همدم مجموع شعباتش به پر اسم و رسم کرخی منتهی می شود و از این شیوه نسبت خویش را به امام رضا(ع) و حضرت علی(ع) می رسانند.[۵] فرقه ذهبیه نیز سلسله خویش را به دارای اسم و رسم کرخی و به واسطه او به معصومین(ع) می رساند.[۶]
بنابر گفتار دانشمندان صوفیه، نسبت جامه دارای شهرت کرخی از سه روش به رسول اسلام(ص) شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می رسد:

مشهور کرخی- داود طایی- حبیب عجمی- حسن بصری- علی(ع)- فرستاده(ص).
دارای اسم و رسم کرخی- فرقد سبخی- حسن بصری- انس بن صاحب- علی(ع)- فرستاده(ص).
مشهور کرخی- امام رضا(ع)- امام جعفر راستگو(ع)- امام محمد باقر(ع)- امام سجاد(ع)- امام حسین(ع).[۷]
سَرّی سَقَطی از سایر صوفیه دارای شهرت، دانش آموز او بوده میباشد.[۸]

تغییر تحول آیین
منابع صوفیه تصریح دارا هستند که دارای اسم و رسم کرخی بوسیله امام رضا(ع) مسلمان شد‌ه‌است، بنابر این گزارش‌ها، او در جریان گریزو فرار از استادش که سعی بر یادگرفتن عقاید مسیحی به او را داشت به دست امام رضا(ع) مسلمان گردیده و در برگشت به منزل، پدر و مادر وی نیز فورا تغییر‌و تحول آئین میدهند.[۹]
اولی راوی این گزارش را ابی عبدالرحمن سلمی و کتاب طبقات الصوفیه می دانند؛ که پس از وی اشخاصی مانند ابن خلکان [۱۰]، این حکایت را سوای پژوهش و تفحص از صحت آن نقل کرده‌اند.[۱۱] همگی منابع آینده نیز همین گزارش را با استناد به کلام سلمی نقل کرده‌اند. [۱۲]

تغییر و تحول آئین مشهور کرخی و اتفاق ها مرتبط با آن و احوالات و مناقب او بعداز آن نقطه اتکای عقیده‌ای میباشد که او را رینگ اتصال فی مابین تصوف و تشیع میداند. این منابع معتقدند سلسله‌های صوفیه که صورت گرفت تمامی از روش دارای اسم و رسم كرخی به امام رضا(ع) اتصال می یابند.[۱۳]

در منابع شیعه
منابع رجالی تیم نخستین و متقدم شیعه، نامی از دارای اسم و رسم کرخی تحت عنوان یک کدام از اصحاب یا این که راویان امام رضا (ع) نیاورده‌اند.
منابع دیگر را نیز می بایست به دو دسته ثابت و انکار کننده رابطه مشهور کرخی با امامان شیعه (ع) تقسیم کرد.
علامه حلی در تعدادی کتاب خویش به اسم دارای شهرت کرخی اشاره نموده است و مسلمان شدن او به دست امام رضا(ع) و داشتن منزلت دربانی آن حضرت را تأیید نموده است.[۱۴] [۱۵] [۱۶] سید حیدر آملی نیز که خویش از عرفای شیعه میباشد انتساب دارای اسم و رسم کرخی به امام رضا(ع) و اعطای لباس عرفان به او از جانب امام هشتم شیعه‌ها را اثبات دانسته و از این روش وصال سلسله‌های تصوف را به معصومین(ع) تأیید می‌نماید.[۱۷] [۱۸] [۱۹]
عالمان شیعه دیگری مانند سید بن طاووس،[۲۰] حکم دهنده نورالله شوشتری [۲۱]از اشخاصی میباشند که ارتباط مشهور کرخی و علی بن موسی الرضا(ع) را نقل کرده‌اند.
روحانی بهایی در کتاب اربعین روایتی را به واسطه دارای اسم و رسم کرخی از امام درستگو(ع) نقل نموده است [۲۲]و فخرالدین طریحی نیز همچون او دارای شهرت کرخی را از راویان امام راست گو(ع) می داند. [۲۳] همینطور ابن فهد حلی در کتاب التحصین فی صفات العارفین روایتی را به واسطه پر اسم و رسم کرخی از امام درست گو (ع) نقل نموده است.[۲۴]
عالمان متاخرتری مانند روضه خوان عباس قمی در الکنی و الالقاب [۲۵]و آیت الله خویی در معجم رجال الحدیث [۲۶]، اسم پر اسم و رسم کرخی را با نقل‌هایی از منابع تاریخی اهل سنت و همینطور منابع صوفیه، بیان کرده‌اند.
محمد باقر خوانساری درباره روایاتی که به واسطه دارای شهرت کرخی از امام درست گو (ع)گفته شده؛ این نظر را دارد، ممکن میباشد خواسته از امام جعفر در‌این احادیث، جعفر ثانی یا این که امام هادی(ع) باشد چون هیچ منبعی دارای شهرت کرخی را در بین اصحاب امام درستگو (ع) بیان نکرده میباشد.[۲۷]
در نقطه مقابل علامه مجلسی اینکه دارای اسم و رسم کرخی از اصحاب امام رضا(ع) بوده را نا ممکن می داند و برای این صحبت به عدم بیان اسم دارای اسم و رسم در منابع اصیل رجال شیعه استناد می‌نماید که به اطمینان او این منابع در تصویب و ضبط اسم اصحاب ائمه از هر صنفی وسواس و توجه داشته‌اند. خلال این، مجلسی با اشاره به داوود طائی که بنابر منابع صوفیه مدرس و خواسته دارای اسم و رسم کرخی بوده میباشد و تعصب او در مذهب اهل سنت دارای شهرت میباشد، اصالت مطالب مرتبط با دارای اسم و رسم را با تردید ها دورازشوخی مواجه می داند.
دیگر منابع منتقد
بعضا منابع رجالی و کلامی اهل سنت با اینکه پر اسم و رسم کرخی به دست امام رضا(ع) مسلمان گردیده است به شدت مخالفند تا جایی که ذهبی قول می خورد که‌این موضوع درستی ندارد و قصه دربانی امام نیز بر پایه ی واقع وجود ندارد

بازدید : 19
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 16:20


حمد‌های اولِ کتاب
تالیف کننده، یک‌سری ورقه در آغازِ کتاب را به ثنا از فرمانروای موصل تخصیص داده و آن‌گاه چندین کاغذ‌ای نیز در حمد کتاب خویش آورده و طی آن تاثیر خود را سودمندتر از حماسه ابوتمام و مقامات همدانی و مقامات حریری شمرده مسجد سجاد مشهد میباشد.

محورهای اساسی کتاب
انتخاب سمت و سوی تدوین کتاب
مولف ابتدا فصل یکم میگوید: این کتاب مکان حرف درباره واقعیت فرمانروایی و تقسیم شدن آن به سر گروهی‌های شرعی و مادی مانند خلافت و سلطنت و امارت و ولایت و آنچه از اینهمه برپایه شرع پایدار بوده یا این که نبوده و آرای صاحب و مالک‌نظران درخصوص امامت آدرس مسجد سجاد مشهد وجود ندارد.

خصوصیت‌های مدیریت
مدیریت فاضل بایستی از خِرَد، عدل و داد، علم، پرهیزکاری و عفو و بخشش بهره مند و از خشم، بخل و تُندی بر کنار آدرس مسجد سجاد مشهد باشد.

ترجیح فرمانروای غیرمسلمان بر مسلمان
او جواب علی بن طاووس (د ۶۶۴ق/۱۲۶۶م) را به سوال هولاکوخان در ترجیح فرمانروای غیرمسلمان دادگر بر مسلمان ستمکار نقل می‌نماید و وجود اعلم معصوم را در جامعه ما یحتاج نمی‌داند و هوشیاری و شعور حکم کننده را کافی شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می‌شمرد.

عیب گیری از خلفای اموی و عباسی
از بیشتر خلفای اموی و عباسی نقد می‌نماید و صریحاً اعلام می دارد که هارون‌الرشید از خدای گران قدر بیم نداشته میباشد.

آداب فرمانروایی
کشتن بی‌تأمل را روا نمی‌داند و شکنجه به‌ویژه با حریق را ملامت می‌نماید.
انتقام‌جویی را زشت می‌شمرد و در غربت از این صفت علی بن ابی طالب(ع) را نمونه می آورد.
همینطور او در بخش اعظمی از جاهای این کتاب عشق و علاقه خویش را به اهل بیت رسول(ص) نماد میدهد.

نقاط ضعف کتاب
این تاثیر دربرگیرنده برخی لغزش‌های تاریخی نیز میباشد.
مؤلف، مثلا در نقل رویدادهای مرتبط با حلاج و قرمطیان و افتادن بغداد به دست ترکان سلجوقی، مطالب نادرستی آورده میباشد.

چاپ در آن سوی مرز
در قرن ۱۳ق/۱۹م قسمت‌هایی از این کتاب در پاریس (۱۸۰۶و ۱۸۳۴ و ۴۶ ـ ۱۸۴۷م)، وین (۱۸۱۶م)، بُن (۱۸۲۳م)، طرابلس (۱۸۲۸م)، مسکو (۱۸۷۰م) و حافظه موقت (۱۸۸۴م) منتشر شد.[مستلزم منبع] چاپ یکجای آن اول‌توشه در ۱۸۶۰م در شهر گوتای آلمان ایفا گرفته و در ۱۸۹۵م نیز با پیشگفتار‌ای به گویش فرانسوی در پاریس منتشر شده است.[مستلزم منبع] همین چاپ بعد ها در قاهره و بیروت تعدادی توشه منتشر شد‌ه‌است.

ترجمه به لهجه‌های گوناگون
این تاثیر به گویش‌های انگلیسی و فرانسوی نیز ترجمه و منتشر گردیده‌است.

ترجمه به فارسی
کتاب را محمد وحید گلپایگانی به فارسی برگردانده و اسم «تاریخ فخری در آداب ملک‌داری و دولت‌های اسلامی» بر آن نهاده میباشد.[۳]
این ترجمه در ۱۳۵۰ش در طهران چاپ و منتشر گردیده و دیگر باره در ۱۳۶۰ش تجدید چاپ گشته میباشد.

پانویس
ابن طقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول، بیروت دار صادر، ص۳۳۹؛ الفخری فی الآداب السلطانیه و الدول، مصر المطبعة الرحمانیه، ص۲۴۵.
دهخدا، لغتنامه، تحت حدباء
معرفی کتاب در وبسایت گیسوم
یادداشت
حَدْباء. اسم شهر موصل. از آن جهت که مجرای دجله در آنجا کوژ و کژ می‌باشد. ( معجم البلدان ) ( قاموس الاعلام ترکی ). اسم قلعه ای بموصل میباشد. ( ابن بطوطه ). [۲]
منابع
آقابزرگ، الذریعه، ۱۴۰۸ق، جلد ۱۶، ص۱۲۵.
محمد بن علی بن طباطبا ابن الطِقْطَقی، الفخری فی الآداب السلطانیه و الدّول الاسلامیه، مصر، المطبعة الرحمانیه، ۱۹۳۸م، جم.
عبدالرزاق بن محمد ابن الفوطی، الحوادث الجامعه، بغداد، ۱۳۵۱ق، ص۲۶۲-۲۶۵.
ادوارد براون، تاریخ ادبی کشور‌ایران، ترجمه علی‌پاشا با تقوا، طهران، ابن سینا، ۱۳۳۵ش.
بروکلمان، تاریخ ادبیات عرب، تحت کلمه ۲/۲۰۷ ۲۰۸؛ ۲/۲۰۱۲۰۲؛ دانش کده ادبیات، فهرست خطی، ۸/۸۰.
دانشنامه کشور‌ایران و اسلام.
دایرةالمعارف الاسلامیه.
دایرةالمعارف فارسی.
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، ۱۹۶۹، ج۷، ص۱۷۴.
عبدالحسین زرین‌کوب، تاریخ کشور ایران پس از اسلام، طهران، امیرکبیر، ۱۳۶۳ش، ص۱۲.
محمد قزوینی، یادداشت‌ها، به سعی ایرج افشار، طهران، علمی، ۱۳۶۳ش، ج۸، ص۹۱-۹۴.
عمررضا کحاله، معجم المؤلفین، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج۱۱، ص۵۱.
لغت‌طومار دهخدا.
محمود مهدی دامغانی، «ابن الطقطقا و کتاب الفخری»، نشریه دانش گاه الهیات و معارف اسلامی *مشهد، حس ۱۴ (فصل بهار ۱۳۵۴ش)؛ ص۱۵۶-۱۷۳.
هندوشاه بن عبدالله نخجوانی، تجربیات السّلف، به تلاش عباس اقبال، طهران، طهوری، ۱۳۵۷ش، پیشگفتار.
لینک به خارج
منبع نوشته‌ی علمی: دائره المعارف تعالی اسلامی
نبو
کتاب‌های تاریخی شیعه
قرن اولیه
کتاب سلیم بن قیس هلالی
قرن دوم
وقعة صفین
قرن سوم
الغارات • تاریخ یعقوبی
قرن چهارم
الجمل • تاریخ قم (حسن بن محمد قمی) • مقاتل الطالبیین • مسار الشیعة • تجربیات الامم • مروج الذهب • التنبیه و الاشراف • ثابت الوصیه
قرن پنجم
الارشاد • دلائل الامامة
قرن ششم
روضة الواعظین
قرن هفتم
نزهة الکرام و بستان العوام • کشف الغمة • اللهوف • بی نقص بهائی • مثیر الاحزان • ذوب النضار • مناقب الطاهرین
قرن هشتم
آداب السلطانية • راحة الارواح

بازدید : 17
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:31


سلطان صفی از پادشاهان سلسله صفوی در کشور ایران که بعداز پدربزرگش پادشاه عباس در سن هیجده سالگی به پادشاهی رسید(۱۰۳۸ق / ۱۶۲۸ م) و حدود سیزده سال حکومت کرد. پیکار با دولت عثمانی و معاهده زهاب که سبب به طلاق بغداد از کشور ایران و ثبت حاکمیت کشور ایران بر ایروان و آذربایجان شد، از مهمترین رویدادها زمان حکومت سلطان صفی مسجد سجاد مشهد میباشد.

به حکومت وصال
بعداز فرمانروا عباس اولیه، نوه‌اش سلطان صفی در سن هیجده سالگی به حکومت رسید.(۱۰۳۸ق/ ۱۶۲۸م) «اسم وی سام میرزا بود، پسر صفی میرزا، پسر نواب گیتی ستان عباس ماضی. بعداز جلوس، تغییر تحول نام خویش داده، موسوم به نام پدرش، فرمانروا صفی رزرو مسجد سجاد مشهد شد.»[۱]

بعضی آورده‌اند فرمان روا صفی پیش از جلوس بر تخت فرمانروایی، قدمت خویش را در حرمخانه شاهی گذرانده بود و او را بسیار درنده‌خو و بی‌رحم معرفی کرده‌اند؛ «تا جایی که اشخاص ذکور فامیل سلطنتی را از دم کشت و ریشه قوم و قبیله‌های مخلص و خدمتگزاری زیرا امام قلی خان، فاتح هرمز، و گنجعلی خان زیگ را از کشور‌ایران آدرس مسجد سجاد مشهد برکند.»[۲]

قتل و کور کردن شاهزادگان
یکی مهمترین شغل های فرمانروا صفی بعد از به حکومت وصال، کور کردن و حتی کشتن بعضا شاهزادگان بود. در تاریخ روضة الصفا آمده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد:

«در سال [۱۰۴۲ق / ۱۶۳۲م] به سعایت و بدگویی برخی امرای خاصه، سلطان صفی امر قهر بر افنای لامپ دیده و شعله وجود اعیان مجلس و اسباط خاقان مغفور برگشاد و به باد بی‌نیازی نور و روشنایی عیون شمع‌های نوربخش ارحام خویش را فرونشاند. تصریح این کنایه آن که به افترا ادعا سروری، پسران عیسی خان قورچی باشی که دخترزادگان پادشاه عباس مغفور بوده و هکذا چهار فرزند بی‌مانندِ پاد شاه العلماء خلیفه پاد شاه متکی بودن الدوله، داماد پادشاه مغفور، و سه پسر میرزا رفیع صدر و یک پسر میرزا رضی، صدر کهن، و دو پسر میرزا حسن، متولی باشی مشهد مقدس، عمه زاده‌های خویش را غالبا مکفوف و مکحول و پسران قورچی باشی را خاصه مقهور و کشته شده کردند و عمه خویش را که سلطنت بانوی حرمسرای عظمت بود، از بقاع به بیرون پیامبر و با امرای گران قدر، دل بد کرد و جمعی را معزول و بعضی را کشته شده نمود...»[۳]
رضاقلی خان هدایت هم اینگونه نوشته میباشد:

«قتل شاهزادگان مکفوف البصر؛ هم در امسال (۱۰۴۲ق) شاهزادگان صفوی نژاد مکفوف البصر و معدوم الاثر که از نهایت تنگدستی، الموت گویان به راز می‌بردند، به اشارت قهرمان جمهوری اسلامی ایران پنجه عقاب نابودی شدند. نخستین: فرمانروا محمد میرزا، دوم: امام قلی میرزا، سوم: نجف قلی میرزا، ولد امام قلی میرزا، چهارم: پادشاه سلیمان خان، ولد شاهزاده شهید صفی میرزا و چهار بدن از دخترزادگان شاهان صفوی نژاد نیز مکفوف البصر شدند.»[۴]
توسعه و گسترش خرابی در دربار
تاورنیه، جهانگرد فرانسوی، که در زمان فرمانروا سلیمان به کشور‌ایران هجرت کرده و به دربار شاهان صفوی راه و روش یافته بود، حکایت‌هایی خیره کننده از خرابی دربار و درباریان نقل نموده است، برای مثال یکی‌از ننگین‌ترین رویدادهای عصر فرمانروا صفی این بود که او در درحال حاضر مستی ملکه را با «پنج و شش ضربت به شکمش» کشته بود.[۵]

پژوهشگرانی مانند مینورسکی و لاکهارت که درباره علل فروپاشی صفویه مطالعه کرده‌اند، مهمترین این دلایل را اینگونه برشمرده‌اند: تغییر و تحول نوع مالکیت عامه به خاصه، تحول نحوه‌های سربازگیری، ضعف تربیت شاهزادگانی که بعد از سلطان عباس اولیه به پادشاهی رسیدند، نفوذ و توان بیش تر از حد زنان درباری و خواجگان بقاع و بیش تر از تمامی، ضعف عقلی شاهان و نداشتن اقتدار و آگاهی کشورداری.[۶]

پیکار با عثمانی‌ها
کشته شدن بزرگان و فرماندهان، خالی شدن سرزمین از وجود اشخاص کاردان و ناپایداری اساس‌های حکومت، عاقبت باخت کشور‌ایران از عثمانی و مسدود شدن معاهده زهاب را به سال ۱۰۴۹ق باعث شد.

لاکهارت دراین مورد نوشته میباشد: «نبودن فرماندهان سزاوار و زبده سبب باخت جمهوری اسلامی ایران در نزاع با عثمانی شد و کشور‌ایران در سال ۱۰۴۹ هـ. / ۱۶۳۹ م. بغداد را از دست بخشید» [۷] و در ادامه آن، تمامی دربین النهرین نیز از دست جمهوری اسلامی ایران رفت.

پاد شاه منظور چهارم که بعداز آخرین زد خورد با پادشاه عباس دیگر هیچوقت جرأت دست درازی به خاک کشور‌ایران را نیافته بود، در فیض مطلع شدن از احوال بسیار بد دربار و واحد سنجش نفرتی که در سود خون ریزی‌های پاد شاه صفی در دل عموم، به ویژه امرا و لشکریان، به وجود آمده بود، پاره‌ای از ایالات غربی کشور‌ایران را آیتم تجاوز قرار بخشید.

در با تجربه التواریخ آمده میباشد:

«در سنه ۱۰۳۹ هـ / ۱۶۳۰ م. که سال دوم جلوس آن حضرت [پاد شاه صفی] بود، رومیه به سرکردگی مصطفی پاشا بر راز قلعه ایروان آمده، در اندک هنگامی قلعه را به تصرف درآورده و اهل ایروان اطاعت نمودند. در سنه ۱۰۴۱ هـ. / ۱۶۴۳ م. فرمانروا صفوی با توپخانه بسیار روانه ایروان شد. بعداز شش ماه محاصره، قلعه را تصرف کرد.» [۸] «روز بعد از آن خویش پادشاه صفی درون قلعه شده و کلیه سپاه قزلباش را گزینه مهرورزی شاهانه قرار داده و انعام و احسان شایان برای آن ها نمود و بعداز انتظام کارها آن ولایت، به اصفهان مراجعه کرد.» [۹]
بدین ترتیب سپاه عثمانی در آذربایجان کاری از پیش جنگ و در بغداد نیز با مقاومت صفی قلی خان، والی قزلباش، رو به رو شد. او با جسارت از آن شهر تامین کرد و بازدارنده توسعه معاند شوید. هر یکسری درین روایت یک گروه از سپاه جمهوری اسلامی ایران به سرکردگی زینل خان شاملو نزدیک به کردستان از سپاه عثمانی باخت خورد و در‌پی آن سوراخ‌ها وارد محدوده کشور ایران شدند، ولی تکان پاد شاه صفی به سوی بغداد، سردار عثمانی را به شکاف محاصره آن شهر واداشت. [۱۰]

در سال ۱۰۴۵ ق./ ۱۶۳۶ م. دولت عثمانی مجدد به خاک کشور ایران حمله کرد و نزدیک به نخجوان تاخت و تاز نمود، ایروان را محاصره و تبریز را تسخیر و غارت کرد و قسمتی از آن را به حریق کشید، البته به انگیزه سرمای شدید بدون چاره به برگشت شد. سلطان صفی آذربایجان را پس گرفت و ایروان را نیز از محاصره معاند خارج آورد و به این سیرتکامل پاد شاه عثمانی این توشه هم ناکام ماند. [۱۱] با این درحال حاضر تضارب‌های جمهوری اسلامی ایران و عثمانی به نقطه پایان نرسید. بعداز چندی گشوده تاخت و تاز ارتش عثمانی به خاک جمهوری اسلامی ایران استارت شد. این توشه بغداد مجدد به محاصره زمین‌خورد و با آنکه مجاورت شش ماه در قبال هجوم سپاه عثمانی مقاومت کرد، ولی آخر و عاقبت به سبب ساز خلا آذوقه، تسلیم شد.(۱۰۴۸ ق)

وحید قزوینی نوشته میباشد:

«قشون آل عثمان به سرکردگی خویش پادشاه خواسته، عراق عرب را گزینه حمله قرار اعطا کرد. آن ها توانستند یکی اعضاء شریف و گران بها این میهن را از تن غیروابسته نمایند.» [۱۲]

بازدید : 11
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 11:52

محمدتقی رازی ایوانکی یا این که محمدتقی رازی اصفهانی (درگذشت ۱۲۴۸ق ) جدّ محمدتقی آقا نجفی اصفهانی و رمز سلسله قوم نجفی اصفهانی و تالیف کننده کتاب هدایة المسترشدین. محمدتقی در کربلا در درس وحید بهبهانی و سایر افراد حضور می‌یافت. وی از جعفر کشف کننده‌الغطاء اذن ماجرا و اجتهاد اخذ کرد و آن‌گاه به کشور ایران رجوع. رازی در مسجد فرمان روا اصفهان اصول فقه درس دادن میکرد. بیان شده میباشد که در درس وی حدود ۴۰۰ بدن کمپانی می‌کرده و سید محمدباقر خوانساری و میرزای شیرازی از شاگردان او بوده‌اند. از محمدتقی اصفهانی اثراتی در فقه و اصول بر مکان ما‌نده که هدایة المسترشدین و تبصرة الفقهاء از مشهورترین آنهاست. وی همگی کفار و مشرکان را نجس می‌دانست. از وی به صاحب و مالک لبه نیز حافظه مسجد سجاد مشهد میگردد.

قوم
محمدتقی فرزند محمدرحیم اصفهانی[۱] و بر طبق برخی منابع، فرزند عبدالرحیم میباشد.[۲] پدرش از قوم و قبیله استاجلو بود که در زمان صفویه از رجال کشوری محسوب می‌شدند وی در ایوانکی سمت دولتی داشت. محمدحسین اصفهانی مالک فصول اخوی اوست.[۳] محمدتقی در ایوانکی زاده شد و در جوانی به عتبات عالیات رفت و در آنجا با دختر جعفر کشف کننده الغطا وصلت کرد.[۴] ثمره این وصلت محمدباقر مسجدشاهی میباشد.[۵] همینطور محمدتقی آقا نجفی اصفهانی از مراجع تبعیت شیعه نوه رزرو مسجد سجاد مشهد اوست.

علم آموزی و درس دادن
محمدتقی در کاظمین نزد سید محسن اعرجی، در کربلا نزد صاحب و مالک ریاض و در نجف نزد جعفر کشف کننده‌الغطاء و سید مهدی بحرالعلوم شاگردی کرد.[۶] وی از جعفر کشف کننده الغطاء اذن ماجرا و فتوا اخذ کرد.[۷] آورده شده که وی ۱۵ سال در کربلا نزد وحید بهبهانی شاگردی نموده است. در سال ۱۲۱۷ق 1سال بعداز حمله وهابیان به کربلا به کشور ایران رجوع و برگشت. وی ابتدا در مشهد سکنی گزید و ۱۴ ماه در آنجا به درس دادن سرگرم شد. آن گاه مدتی در یزد اقامت آدرس مسجد سجاد مشهد گزید.

به گفته حسینی اشکوری نزدیک به سال ۱۲۲۵ق وارد اصفهان شد و در محله احمدآباد اقامت گزید و مسجدی به اسم ايلچى تأسیس کرد و در آن اقامه جماعت می کرد. بعد از مدتی به مسجد پاد شاه رفت.[۸] هدایه المسترشدین؛ این کتاب لبه‌ای بر معالم میباشد و تالیف کننده آن به مالک کناره نیز شناخته میگردد. مولف جلد در آغاز آن را در سال ۱۲۳۷ق به نقطه پایان برده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد.

[۹] این کتاب منبع و مرجع شمار متعددی از اصولیان بعداز او بوده میباشد که نوه وی روضه خوان مهدی نجفی در پیشگفتار‌ای بر آن اسم آنان را تصویب نموده است.روحانی مرتضی انصاری این کتاب را درس دادن می‌نموده است. از هدایة المسترشدین تا سال ۱۳۱۰ق پنج چاپ سنگی وجود دارااست که اول آن‌ها مرتبط با سال ۱۲۶۹ق میباشد.[۱۰]
تبصرة الفقهاء؛ کتابی در فقه استدلالی که در آن مباحثی پیرامون عصمت و طهارت، زمان ها نماز، زکات و بیع مطرح گردیده‌است.[۱۱]
رساله‌ای در مفطر نبودن توتون.
رساله عملیه به فارسی.
رساله‌ای در خرابی شرط خلال کتابی در عصمت.
رساله صلاتیه
تقریرات سید مهدی بحرالعلوم
رساله‌ای در دعوا دروان دربین اقل و اکثر
اجوبه المسائل[۱۲]
آراء و دیدگاه ها
محمدتقی با استناد به آیه‌ها ۳۱ و ۳۲ سوره توبه همگی مشرکان و کافران را نجس می‌دانست.[۱۳] وی تاثیر مستقلی درباره رجال تألیف نکرده ولی طریقه‌های رجالی خویش را در اثرها دیگرش برای مثال تبصرةالفقهاء ذکر نموده است.[۱۴] رازی ابوبصیر را که به طور مطلق در احادیث به عمل رفته میباشد بر ابوبصیر مرادی و ابوبصیر اسدی حمل میکرد و آن دو را ثقه می‌دانست.[۱۵]

شاگردان

تندیس محمد تقی ایوانکی در اصفهان
به گفته حسینی اشکوری نزدیک به سال ۱۲۲۵ق وارد اصفهان شد.[۱۶] وی در مسجد فرمان روا این شهر اصول فقه درس دادن می کرد. به گفته سید محمدباقر خوانساری از شاگردان او حدود ۳۰۰ نفر در درس او حاضر می‌شدند.[۱۷] برخی نیز شمار حاضران درس او را حدود ۴۰۰ بدن گفته‌اند. برادرش صاحب و مالک فصول، سید حسن استاد و روحانی مهدی کجوری شیرازی در درس او حاضر می‌شدند. همینطور آورده شده که میرزای دوباره نیز مدتی در درس وی حاضر شد‌ه‌است.[۱۸]

وفات
محمدتقی رازی در آدینه ۱۵ شوال ۱۲۴۸ق در اصفهان درگذشت محمدباقر شفتی بر وی نماز گزارد و در آرامستان تخت فولاد در توکل مامان شاهزاده مدفون شد.[۱۹] ولی آقا تعالی تهرانی گفته میباشد که علامه کلباسی بر وی نماز گزارده میباشد.[۲۰]

بازدید : 20
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 14:56

سؤالات مختلفی درباره اخلاق و اجرا خضر مطرح شد‌ه‌است: آیا می‌اقتدار اموال کسی را فارغ از اذن وی معیوب کرد به‌خیال و خاطر آنکه غاصبی آن را از فی مابین نزاع؟ آیا می‌اقتدار نوجوانی را به‌خیال کاری که در بعدی جاری ساختن می دهد مجازات کرد؟ و...[۳۳] مفسران توجیهات مختلفی برای این زمینه بیان مسجد سجاد مشهد کرده‌اند:

برخی مفسران توجیهات جزئی برای هر مورد از این موردها سه‌گانه بیان کرده‌اند. برای مثال برخی معتقدند فردی که بوسیله خضر کشته شد، نوجوان و یا این که نوپا نبوده میباشد؛ بلکه انسانی بالغ و مستحق مرگ بوده میباشد.[۳۴] پیامبران مراتب مختلفی دارا هستند. برخی از آن ها صرفا به ظاهر، دانش دارا‌هستند و در به عبارتی محدوده نیز مسئولیت دارا هستند. ولی برخی دیگر همانند خضر، دانش به داخل داشته و وظایفی در به عبارتی محدوده بر ذمه آن ها میباشد.[۳۵] حرمت تصرف در اموال سایر افراد و یا این که کشتن سوای برهان و... بنابر ظاهر میباشد و در شرایطی که دلیلی در ظواهر با این‌ها نباشد، حرمت باقی رزرو مسجد سجاد مشهد میباشد.

البته در‌صورتی‌که در نفس الامر و داخل، دارنده استدلال باشند، هرکه به درون، دانش و مسئولیتی دارااست می بایست درین ناحیه وارد خواهد شد. به این ترتیب به عبارتی‌سیرتکامل که فرد به جرم قتل ظاهری مستحق اعدام میباشد،‌ به همین ترتیب درصورتی که فردی در درون مستحق مرگ باشد،‌ فرد باخبر از داخل، قادر است او‌را آدرس مسجد سجاد مشهد بکشد.[۳۶]

دانا براساس دو نظام شکل گیری و نظام تشریع پی‌ریزی شد‌ه‌است. در نظام شکل گیری، خدا برای تست بندگان، آنان‌را در گیر به ناامنی، نقص اموال و از در میان رفتن می‌نماید، البته هیچ دانا و یا این که حتی پیامبری نمی‌تواند به اینگونه کاری مبادرت نماید. به عبارتی‌سیرتکامل که پروردگار می تواند پیامبران و علماء را مأمور در نظام تشریع نماید، به عبارتی‌سیرتکامل قادر است گروهی از ملائکه یا این که برخی از آدم‌ها (همانند خضر) را مأمور پیاده کردن نظام شکل گیری قرار دهد. از نگاه نظام شکل گیری الهی هیچ مانعی ندارد که پروردگار حتی طفل نابالغی را گرفتار اتفاق‌ای نماید تا در آن اتفاق جان بسپارد چراکه وجودش در آجل ممکن میباشد مخاطرات بزرگی به‌توشه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد آورد.[۳۷]

مطهری مفسر و الاهی پژوه شیعه براین اطمینان میباشد که در‌این قصه، پیوسته اینگونه میباشد که در تحت یک پرده- که عمل زشت میباشد- یک مقصود خوب مخفی میباشد که آن را توجیه می‌نماید. البته برای هر کس نمی‌داند، توجیه پذیر وجود ندارد. آن هر کس نمی‌داند، وظیفه‌اش این میباشد که از ضابطه مربوطه تقلید نماید. ولی یکی‌از می‌باشد که آن طرف را میداند. شکستن این ضابطه برای وی توجیه دارااست البته برای این توجیه ندارد. برخی امور برای کسانی روا میگردد.البه این به معنای وجود دو حکم برای ما و پیغمبر یا این که برای ما و امام وجود ندارد بلکه دو وظیفه متعدد براساس دو دانش متفاوت میباشد. [۳۸]

یادگرفتن نبی اولوالعزم به وسیله فقیه
گونه های دیگری که بر این روایت وجود داراست؛ شاگردی نبی اولوالعزم از دیگرافراد میباشد. مفسران به‌سیرتکامل‌های گوناگون بدین گونه های پرداخته‌اند:

بعضی معتقدند شاگردی و حافظه تصاحب کردن نبی از فرد دیگر در اموری که نبوت متوقف بر آن وجود ندارد، اشکالی ندارد.[۳۹]
برخی معتقدند موسی در‌این روایت، حضرت موسی(ع) نبوده میباشد.[۴۰]
برخی براین باورند که خضر در پرتو دانش لدنی مستقیم از معارف قدسی و حقایق کلی منفعت‌مند و از موسی اعلم بود.[۴۱]
ماجرا خضر و موسی در عرفان
قصه خضر و موسی کشش اکثری در مباحث عرفانی داشته و گفتارها و ادله‌های بخش اعظمی از آن شکل پذیرفته میباشد.[۴۲]

قرآن از جای ملاقات خضر و موسی(ع) با تیتر مجمع البحرین حافظه نموده است. مفسران در بیان مصداق برای این مجمع البحرین، دعوا‌های بخش اعظمی کردند. با این‌درحال حاضر عارفان، مجمع البحرین را جایگاه احدیت معرفی کرده و واقعیت این جای را مرز دو دریای وجوب و قابلیت و امکان نامیده‌اند. به ذکر دیگر فرد می بایست از خویش و دانا قابلیت و امکان گذر کرده و به منزلت توحید رویکرد یابد تا بتواند خضر خویش را ملاقات نماید.[۴۳][یادداشت ۱]

اهل عرفان، سه منزلت را برای انبیاء دانسته‌اند:

رده بشریت که به مانند دیگر آدم‌ها معاش می‌نمایند.
منزلت رسالت که پیغام‌آوری از طرف خدا به‌سوی اخلاق میباشد.
جایگاه ولایت که دعوت به روش دل و سیر الی الله و سلوک میباشد. در‌این رده به اشخاص به حسب استعدادشان، احکام قلبی و اثاثیه سلوک و حدود آن را یاد دادن میدهند.[۴۵]
در‌این قصه خضر آرم «درون» و دارنده دانش لدنی و ولایت میباشد البته موسی(ع) نشان «ظواهر» و دارنده رسالت،‌ نبوت و تشریع میباشد.[۴۶] موسی(ع) در‌این قصه هرچند در رده تشریع بدون نقص بود؛ البته در جایگاه درون احتیاج به کامل شدن داشت.[۴۷]

در ادبیات فارسی
ادب شیرازی یک مثنوی جداگانه با اسم «مثنوی موسی و خضر» نوشته میباشد.[۴۸] ضمن این شاعران اکثری بدین قصه پرداخته و از آن حرف گفته‌اند. برای مثال مولوی در پایین یک‌سری شعر به‌این قصه اشاره نموده است:

ز کلیم حق بیاموز‌ ای کریم ومهربان
دربین چه می گوید ز مشتاقی کلیم
با اینگونه جاه و اینگونه پیغامبری
طالب خضرم ز خودبینی بری[۴۹]

بازدید : 17
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:57


قیمومیت انگلستان و انقلاب درخشان
در ۳۱ تیر ۱۳۰۱/۲۲ ژوئیة ۱۹۲۲ شورای جامعه ملل، قیمومت فلسطین را به طور رسمیً به دولت انگلیس واگذاشت و بیت المقدس تحت عنوان راءس قیمومت بریتانیا بر فلسطین (۱۳۰۱-۱۳۲۷ش /۱۹۲۲ -۱۹۴۸) برگزیده شد[۷۸]. همت‌های شخصیت‌های اسلامی پر رنگ‌ای زیرا حاج امین الحسینی، عبدالقادر الحسینی، موسی کاظم پاشاالحسینی، برای حل مسالمت آمیز قضیه بیت المقدس و فلسطین، بی‌سود مسجد سجاد مشهد ماند.

اساس عملکرد آن ها جلب اعتنا مسلمان ها سراسر دنیا به مداقه مورد قدس و وابستگی آن به تمامی مسلمان ها بود، البته این سعی‌ها ثمری نداشت. در ۱۳۰۸ش /۱۹۲۹، در ادامه تصرف دیوار بُراق (دیوار ندبه) و مسجد جامع از سوی صهیونیست‌ها، تضارب‌های دامنه داری بین مسلمان‌ها و یهودیان اتفاق افتاد که سراسر فلسطین را دربرگرفت. این مقاومت عموم مسلمان فلسطین به انقلاب درخشان مشهور شد[۷۹]. بروز نزاع جهانی دوم، بحرانهای جان دار در بیت المقدس را که ناشی از استعمار بریتانیا و اقدامات پنهانی صهیونیست‌ها بود، بسط اعطا رزرو مسجد سجاد مشهد کرد[۸۰].

تقسیم فلسطین به دو میهن
در ۷ آذر ۱۳۲۶/۲۹ نوامبر ۱۹۴۷، مجمع همگانی سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای دایر بر تقسیم فلسطین به دو مرزو بوم عربی و یهودی که از روش اتحادیه‌ای اقتصادی وحدت یافته باشند، ثبت کرد. در‌این قطعنامه بیت المقدس به طور مرکزی در بین المللی و غیرنظامی در حیث دریافت شد که از سوی کارگزاری شورای قیمومت سازمان ملل متحد اداره می‌گردد[۸۱]. این در حالی بود که عمل‌های تروریستی مجموعه‌های صهیونیست شدت یافته بود. به عنوان مثال در فروددین ماه ۱۳۲۷/ آوریل ۱۹۴۸ سازمان تروریستی «ایرگون» در روستای دیریاسین، در اطراف بیت المقدس، کودک ها و زنان را قتل عام کرد. در ۲۴ اردیبهشت ماه ۱۳۲۷/۱۴ مه ۱۹۴۸، بن گوریون، تحت عنوان ابتدا وزیر، تشکیل رژیم صهیونیستی اسرائیل را آدرس مسجد سجاد مشهد اظهار‌کرد.[۸۲]

اشغال به وسیله اسرائیلی‌ها
با نقطه پایان یافتن نظام قیمومت (۲۵ اردیبهشت ماه ۱۳۲۷/ ۱۵ مه ۱۹۴۸) نبرد فلسطین را دربرگرفت و اسرائیل نصیب غربی شهر بیت المقدس را به اشغال خویش درآورد؛ در حالی که اردن نصیب شرقی شهر، دربرگیرنده شهر محدود سابق، را در تصرف داشت[۸۳]. در بهمن ۱۳۲۸/ ژانویة ۱۹۵۰، رژیم صهیونیستی پایتخت خویش را به بیت المقدس غربی جابجایی بخشید و در نصیب غربی آن کارگزاری‌های حکومتی تأسیس کرد.[۸۴] تا ۱۳۴۶ش /۱۹۶۷ بیت المقدس عملاً وضعی نامتعادل داشت، لیکن به دلیل حاکمیت سیاسی، تابعی از دولت اردن به شمار شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می‌آمد[۸۵].

به‌دنبال نبرد شش روزه در خرداد ماه ۱۳۴۶ش/ژوئن ۱۹۶۷، اسرائیل قسمت شرقی شهر را نیز در ۱۵ خرداد ماه/ ۵ ژوئن به اشغال خویش درآورد. با اشغال بی نقص این شهر، فصل جدیدی در تاریخ آن باز شد؛ در ۶ مرداد/ ۲۸ ژوئیه به عبارتی سال رژیم صهیونیستی به رهبری معراخ، اولیه قدم سلطه بر این شهر را برداشت و با صدور اعلامیه‌ای در به عبارتی سال، که به «ضابطه قضا» معروف شد، حدود هفتادهزار هکتار از زمین ها فضا قدس را تصاحب کرد و در ۲۷ مرداد/ ۱۸ اوت عملیات تسریع اسکان و منزل سازی به شهرداری قدس اختیار شد. اول طرح شهرک سازی قدس 1سال بعد از اشغال آن ارائه شد. درین طرح، سیاست لینک و پیوند دادن در میان نقاط مسکونی یهودی و جداسازی واحدهای مسکونی اعراب و ساخت و ساز حصار در حوالی شهر از روش شهرک سازی، درنظر گرفته گردیده بود. طرح‌های آتی نیز بر ارتقا یهودیان در قدس شرقی متمرکز بود[۸۶]. در حالی که هنگام خروج دولت عثمانی از بیت المقدس فقط ۴۷ محله یهودی نشین با حدود دوازده هزار بدن مستقر وجود داشت، در ۱۳۴۳ش /۱۹۶۴ شمار محله‌های یهودی نشین به ۷۲۴ رسید[۸۷].

بازدید : 16
شنبه 7 تير 1404 زمان : 13:34

علویان طبرستان اول حکومت شیعی که در سال ۲۵۰ هجری قمری به وسیله زیدیان در بخشها شمالی کشور ایران ساخته شده است. داعی کلان اولیه قاضی علوی در شمال جمهوری اسلامی ایران بود و بعد از وی ناصر اطروش از مهم ترین حاکمان علوی در طبرستان به شمار می‎رود. علویان تا قبل از قرن ۴ هجری قمری برای محافظت توان خویش با دولت طاهریان و سامانیان جنگ می‎کردند و گاه باخت خورده ولی بعد از مدتی بخش ها از دست داده خویش را پس می‌گرفتند. ولی آنها از قرن چهارم به سپس با حکومت آل بویه مصادف گردیده و قدرت خویش را از دست دادند از این رو علویان طبرستان تا قرن دهم، یعنی عصر زوال، نتوانست به‌تیتر دولتی غیروابسته حکومت نماید. پیدایش حکومت علویان طبرستان، سبب ساز به اسلام آوردن ساکنان بخش ها شمالی کشور‌ایران مسجد سجاد مشهد شد.

مورد‌های پیدایش حکومت علویان
بعضی از گزارش‌ها تاریخ ورود علویان به کشور‌ایران را اوائل قرن ۲ هجری بیان کرده‌اند. بر طبق این گزارش‌ها هنگامی که یحیی بن زید با حدود هفتاد نفر از یارانش در سبزوار علیه امویان قیام کرد و در سال ۱۲۵ق و به نقلی سال ۱۲۶ق کشته شد عموم آن حیطه در سوگ کشته شدن او اسم فرزندان خویش را یحیی رزرو مسجد سجاد مشهد گذاشتند.[۱]

بعداز او نیز یحیی بن عبدالله بن حسن اخوی نفس زکیه به‌تیتر او‌لین علوی میباشد که بعداز کمپانی در قیام شهید فخ در ۱۶۹ق در حجاز و ناکامی آن، به یاور حجاج اهل ایران به کشور ایران آمد، به طور مخفیانه در دیلم اقامت کرد و مردمان آن دیار را به امامت خویش دعوت کرد و توانست یارانی را بدور خویش توده نماید.[۲] ولی قیام وی به جهت ترساندن و تطمیع شدن یارانش به وسیله ادب بن یحیی برمکی فرمانده لشکر اعزامی از سوی هارون الرشید به باخت سبب شد و یحیی بدون چاره به مصالحه با او گردیده و به بغداد رجوع و برگشت و بعداز چندی به امر هارون الرشید به زندان افکنده شد و در سال ۱۷۶ق در همانجا از عالم آدرس مسجد سجاد مشهد رفت.[۳]

اگرچه زیدیه با این قیام‌ها نتوانست تا قرن سوم هجری مقام ثبت گردیده‌ای در کشور ایران پیدا نماید؛ البته حداقل با این اقدامات موضوع‌های پیدایش زیدیه در کشور ایران تعیین شده و مورد‎‌ساز ثبت و توسعه این فرقه در قرن سوم هجری و بعد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد شد.[۴] گاه‌شمار حکومت‌های کشور ایران بعداز اسلام . حکومت‌های کشور ایران بعداز اسلام
اسم حکومت نهاد‌گذار عصرٔ حکومت
خلفای راشدین ابوبکر ۱۶ - ۴۰
بنی‌امیه معاویه ۴۱ - ۱۳۰
بنی‌عباس سفاح ۱۳۱ - ۲۰۵
طاهریان طاهر ذوالیمینین ۲۰۵ - ۲۵۹ق
صفاریان یعقوب لیث ۲۴۷ - ۲۸۷ق
علویان طبرستان داعی گسترده ۲۵۰ - ۳۱۶ق
سامانیان نصر اولیه ۲۶۱ - ۳۸۹ق
زیاریان مرداویج پسر زیار ۳۱۵ - ۴۶۲ق
آل بویه عمادالدوله علی ۳۲۰ - ۴۴۰ق
غزنویان فرمانروا محمود ۳۸۸ - ۵۵۵ق
سلجوقیان طغرل بیک ۴۲۹ - ۵۹۰
خوارزمشاهیان انوشتکین غرجه ۴۷۰ - ۶۱۷ق
ایلخانان هولاکو خان ۶۵۴ - ۷۳۶ق
تیموریان تیمور گورکانی ۷۷۱ - ۹۰۳ق
صفویان فرمان روا اسماعیل اولیه ۹۰۷ - ۱۱۳۳ق
افغانان محمود افغان ۱۱۳۳ - ۱۱۴۲
افشار نادرشاه ۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ق
زند کریم ومهربان خان زند ۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق
قاجار آقامحمدخان ۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ق
پهلوی رضا فرمانروا ۱۳۴۵ق (۱۳۰۴ش)- ۱۳۵۷ش
جمهوری اسلامی امام خمینی ۱۳۵۷ش- ...
نبو


تأسیس حکومت علویان در طبرستان
با دعوت عموم طبرستان از حسن بن زید ملقب به داعی بزرگ او در سال ۲۵۰ق از ری به آنجا رفته و از عموم بیعت گرفت و بعداز باخت دلیل طاهریان وارد آمل شد. حکومت بیست ساله داعی پهناور مدام با مبارزه و فرار همپا بود ولی وی توانست در طومار‌هایی به عموم بخشها گوناگون شمال کشور ایران شمار متعددی را که تا آن عصر اسلام را نپذیرفته بودند، به اسلام شیعی دعوت کند. در طومار‌های وی همواره بر شعائر شیعی، تفضیل امام علی (ع) بر دیگر صحابه، انتقاد شدید جبرگرایی، تشبیه و تجسیم تأکید گردیده‌است.[۵]

بعداز اینکه داعی وسیع در سال۲۷۰ق از جهان رفت برادرش محمد بن زید با اسم داعی صغیر فرمانروای طبرستان شد[۶] و وی نیز بعد از حدود هفده سال حکومت در ۲۸۷ق در تضارب با سپاه سامانیان کشته، راز او به بخارا و مرو منتقل و بدنش را در گرگان دفن کردند. مدفن او به گور داعی دارای شهرت میباشد. بعداز این باخت، طبرستان به قلمرو سامانیان درآمد.

دولت علویان در عصر ناصر اطروش
نوشته ی علمیٔ اساسی: ناصر اطروش
بعداز حدود سیزده سال از سیطره سامانیان بر این بخشها حسن بن علی بن حسن ملقب به ناصر اطروش و ناصر بزرگ توانست بعداز چند دفعه پیکار و گریزو فرار طبرستان را از تصرف سامانیان بیرون ساخته و در ۳۰۱ق وارد آمل خواهد شد.[۷]

ناصر اطروش تحت عنوان یکی‌از امامان زیدی میباشد که در عصر معاش خویش کتاب‎های متعددی را تألیف نموده است. وی برخلاف دیگر امامان زیدی بیشتر از آنکه متأثر از پندار‌های معتزلی باشد به امامیه تمایل اعطا کرد. وی در اواخر معاش خویش مکتب‎ای علمی را سازه بنیان و به یاددادن و تربیت شاگردان پرداخت. پیدایش مدرسه ناصریه تحت عنوان یکی‌از شاخه‌های زیدیه، نتیجه ها تفکر و تفکرات وی میباشد.[۸]

علویان طبرستان در عصر آل‌بویه
بعد از ناصر اطروش و حکومت ۱۲ ساله حسن بن قاسم پسر عموی ناصر حکومت علویان در جمهوری اسلامی ایران منحل گردیده و سلسله شیعی آل بویه صورت گرفت. در عصر حکومت آل‌بویه امامان زیدی به طور مقطعی حکومت‌های محلی تشکیل دادند. از مهمترین ائمه زیدیه درین زمان می‌قدرت به احمد بن حسین بن هارون ملقب به ابوالحسین هارونی(م۴۱۱ق) و برادرش ابوطالب یحیی ین حسین هارونی(م۴۲۴) اشاره نمود.[۹] آنها برخلاف ناصر اطروش رغبت اعتزالی داشتند و نقش مهمی در اشاعه فقه هادویه (منسوب هادی الی الحق رهبر زیدیه یمن) در قبال فقه ناصریه(منسوب به ناصر اطروش) داشتند به گونه ای که ابوطالب هارونی ۱۶ کتاب در گستردن و تعبیروتفسیر فقه هادی الی الحق نگاشت.[۱۰]

زیدیه از قرن چهارم به آنگاه در بیشتر مفاد از تامین آل بویه بهره مند بوده و گزینه احترام و تکریم آن‌ها قرار گرفتند. به ادعای بعضی مورخان امامان زیدی در سایه حضور دولت آل بویه به نقط ی اوج توان خویش رسیدند به نحوی که طبرستان، دیلم، گیلان و گرگان را در دست گرفتند.[۱۱] یک کدام از مهمترین شغل‌های زیدیه در‌این عصر منازعات علمی درونی بوده میباشد.

سلسله آل‌کیا
بعد از قرن ششم هجری تا قرن هشتم گزارشی از قیام زیدیان در شمال جمهوری اسلامی ایران نیست تا اینکه در سال ۷۷۶ق سلسله آل کیا که مبنی بر بعضا گزارش‌های تاریخی از زیدیه به شمار می‌رفتند در گیلان بوسیله سید علی بن سید امیر کیا نهاد گذارده شد.[۱۲]

اضمحلال دولت علویان طبرستان و جایگزینی صفویه
با ظهور صفویه جنگی فی مابین فرمان روا طهماسب با خان احمد گیلانی واپسین شخص از قوم کیا درگرفت که به باخت این سلسله باعث شد. بعضا مورخین داعیه می‌نمایند خان احمد گیلانی در ۹۶۰ق مذهب زیدی را کنار گذاشت و دنبال آن عده‌های عموم از مذهب زیدی به امامیه درآمدند.[۱۳]

بازدید : 19
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:39


مَعادِ جِسمانی به معنای ملازمت و همراهی جسم و روح بشر در قیامت و از اعتقادات گزینه حادثه کلیه مسلمان‌ها میباشد؛ البته درباره خصوصیت‌ها و طریق تحقق آن، اختلافاتی چشم میشود. مبنی بر نگرش پر اسم و رسم متکلمان، در روز قیامت همین تن مادی گشوده می شود. برهان متکلمان، ظاهر آیه‌ها قرآن و احادیث میباشد. فلاسفه نیز فی مابین انکار عقلی آن و ثابت آن هم پا با جسم مثالی و هورقلیایی قرار دارا‌هستند. فلاسفه اعتقادوباور به ظواهر آن عامل را از دید عقلی خطا میدانند. ملاصدرا برای حل تعارض فی مابین لحاظ فلاسفه و ظواهر دلیل نقلی، عقیده معاد جسمانی با جسم مثالی را مطرح مسجد سجاد مشهد نموده است.

معنی شناسی
واژه و کلمه معاد در لغت معانی زیادی داراست: بازگشتن، رد کردن، بازگردانیدن، بازگشتگاه، آن دنیا، رستاخیز و مقابل زندگی.[۱]

در اصطلاح متکلمان، معاد به معنای حشر و برانگیختن میباشد و بر دو نوع میباشد: جسمانی و شیخ. در‌این شیوه، معاد جسمانی از ضروریات آیین و انکار آن نیازمند بی دینی میباشد.[۲] بدین شکل که آدم مرکب از روح و تن میباشد. با نقطه نهایی یافتن قدمت دنیایی به دانا برزخ می‌رود. زیرا قیامت در می رسد، باری دیگر با جسم و روح خود زنده میگردد و برای به حساب آوردن به محشر درمی‌آید. در شرایطی‌که درستکار باشد، به نعمت‌های بهشتی می رسد و در صورتیکه بدکار باشد، به کیفر رزرو مسجد سجاد مشهد میرسد.[۳]

نظرها درباره معاد جسمانی
با وجود اینکه نقل شده معاد جسمانى از ضروریات آیین و گزینه حادثه جمیع مسلمان‌ها میباشد؛[۴] اما بعضا مانند اخوان الصفا واقعیت معاد را تنها شیخ دانسته و منکر جسمانی بودن معاد گردیده و گویش قرآن دراین مورد را تمثیلی و تشبیهی می دانند.[۵] بعضا از فلاسفه مانند ابن سینا برآنند راهی برای ثابت معاد جسمانی جز از روش شرع و تصدیق خبر رسول(ص) وجود ندارد و عقل ناتوان از ثابت و آنالیز آن میباشد.[۶] بیشتر متفکران علاوه بر تایید اصل معادجسمانی درصدد آنالیز عقلی آن برآمده و طریقه‌های مختلفی ارائه کرده‌اند که آدرس مسجد سجاد مشهد عبارتند از:

الف. رجوع و برگشت روح به تن دنیوی دنیایی: متکلمان مبتنی بر ظواهر آیه ها و احادیث معتقدند که در روز قیامت، همین جسم دنیایی یا این که بدنی دیگر مثل آن میباشد که به یاروهمدم روح برانگیخته میگردد.[۷]
ب. ملازمت و همراهی روح با تن مثالی: ملاصدرا برای گردآوری میان دلیل نقلی و مبانی فلسفی، عقیده جدیدی را ارائه کرد. مبنی بر این بینش، بعداز طلاق نفس از تن دنیوی، نفس انسانی متناسب با دانا برزخ و قیامت، بدنی را برای خویش می‌سازد که از کلیه جهت مشابهت با تن دنیایی خودش داراست. این تن، مثل تن دنیایی میباشد خیر اینکه عین آن باشد و گرچه مختصات دنیوی را دارااست، ولی دنیوی وجود ندارد و وسعت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد ندارد.[۸]
ج. برگشت تن عنصری به سمت روح مجرد: بعضی از علاقه مندان حکمت متعالیه، مانند آقاعلی زنوزی معتقدند که برخلاف بینش ملاصدرا، تن در قیامت بوسیله نفس ساخته نمی شود، بلکه تن دنیایی بعد از طلاق نفس از آن، همچنان به جنبش و تکامل خویش ادامه میدهد. این جنبش جوهری تا حدی ادامه داراست که استعداد وصال دوباره به نفس و قرار دریافت کردن در دار آخرت را بیابد. به این ترتیب، در معاد، این نفس وجود ندارد که به سوی تن دنیایی گشوده می گردد، بلکه این تن میباشد که به سوی نفس تکان افزایشی داراست و مجدد به آن وابستگی می گیرد.[۹]
د. معاد جسمانی با تن عنصری تکامل یافته: بعضی دیگر از دوستداران حکمت متعالیه، مانندسید ابوالحسن رفیعی قزوینی با مخالف قطعی پی بردن بینش ملاصدرا با ظواهر آیه ها و احادیث، عقیده دیگری ارائه کرده‌اند. بر طبق نگرش او، نفس آدم بعداز طلاق از تن دنیوی، به تن مثالی وابستگی می گیرد. سپس بعد از آنکه موادتشکیل دهنده تن دنیوی با تکامل طبیعی قدرت حاضر شدن در قیامت را یافت، معاد جسمانی تحقق مییابد. این تن اُخروی از خاک تولید می گردد و با تکامل و سیر تدریجی تکاملی، با فقیه آخرت تناسب یافته و نفس قادر است به آن ملحق گردد.[۱۰]
ه.معاد با تن هورقلیایی: [یادداشت ۱] براساس دیدگاهی که روضه خوان احمد احسایی، مؤسس فرقه شیخیه، ارائه نموده است؛ بشر دو تن جسمانی داراست: تن نخستین به عبارتی تن دنیایی میباشد که در قبر تبدیل به خاک می‌گردد و از در بین می‌رود؛ تن دوم قابل روءیت با دیده وجود ندارد و به عبارتی طینتی میباشد که طبق احادیث در قبر سوای تغییر‌و تحول باقی میماند. با مرگ، نفس از تن نخستین جداگانه می‌گردد و تن دوم باقی می ماند و نفس آدم به آن وابستگی می گیرد. حشر با همین تن شکل میگیرد و اشخاص با آن به فردوس یا این که دوزخ وجهنم وارد می شوند.[۱۱]

بازدید : 25
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 15:11


اشاعه مقتل‌نگاری
نوشته ی علمیٔ اساسی: مقتل‌نگاری
مقتل‌نگاری نوعی تاریخ‌نگاری میباشد که به کیفیت قتل یا این که شهیدشدن شخصیت‌های اساسی میپردازد. کتاب‌های مقتل‌ که ماجرای شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش را تفصیل میدهند جزو به جا مانده ادبی و تاریخی شیعه محسوب می گردند که کتابت آن ها به‌دنبال اتفاق عاشورا توسعه یافته میباشد. مقتل‌نگاری دربین شیعه ها برای گستردن شهید شدن امامان معصوم(ع) و شخصیت‌های پر رنگ شیعه بوده میباشد؛ ولی به‌جهت ترویج مقتل‌نویسی درباره رخداد کربلا، استعمال از این اصطلاح به نقل رویدادهای مرتبط با شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش تخصیص پیدا نموده مسجد سجاد مشهد است.

تاسیس اماکن خاص
شیعه‌ها برای سوگواری امام حسین(ع) بناهای خاصی مانند حسینیه، توکل و امام‌باره تاسیس می‌نمایند. در‌این اماکن مراسم‌ سوگواری برگزار میشود. همینطور در بعضی بخش ها هند زیارت‌گاه‌هایی تحت عنوان نشان قبر شهدای کربلا و بقعه امام حسین(ع) یا این که حضرت ابالفضل(ع) میسازند و در آن زیارت‌طومار رزرو مسجد سجاد مشهد میخوانند.[۸۳]

اثر ها هنری
قیام امام حسین(ع)، بر هنر مذهبی شیعه ها تأثیر نهاده میباشد و اثرها زیادی مشتمل بر نگارگری، شمایل‌نگاری، خوشنویسی، فیلم و... در باره حادثه عاشورا ایجاد آدرس مسجد سجاد مشهد گردیده است.[۸۴]

طریقه اهل‌سنت
نویسندگان اهل‌سنت رویه واحدی نسبت به تکان امام حسین(ع) ندارند. بعضی همچون ابوبکر ابن عربی، آن را حرکتی نامشروع در مقابل حاکمیتی مشروع دانسته‌اند.[۸۵] ابن‌تیمیه درباره قیام امام حسین(ع) اعتقاد دارد اگرچه امام مظلومانه شهید شد؛ اما شغل امام فاقد مصلحت مادی و اخروی بوده و قیام عاشورا را استدلال ساخت‌و‌ساز فتنه‌های متعددی در امت اسلام و مغایر سیره رسول اکرم معرفی می‌نماید.[۸۶] به گفته حمید اهمیت در صد سال اخیر و به خصوص بعد از زمانه سید جمال‌الدین اسدآبادی، نگاه نویسندگان اهل‌سنت به اتفاق عاشورا عوض شده و اکثری از نویسندگان آن ها جنبش امام حسین را پذیرش می‌نمایند.[۸۷] به گفته عبدالجلیل رازی در کتاب نقض بعضی از عالمان اهل‌سنت همانند محمد بن ادریس شافعی درباره امام حسین(ع) و شهدای کربلا مرثیه سروده‌اند.[۸۸] مثلا مرثیه‌ای به شافعی منسوب میباشد که با بیت ذیل استارت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میگردد:

ابکی الحسین و موروثی حجاحا
اینجانب اهل بیت فرستاده الله مصباحا[۸۹]


کتابشناسی
پرونده:بعداز پنجاه سال - کتاب.jpg
بعد از پنجاه سال پژوهشی جدید پیرامون قیام حسین(ع)، تاثیر سید جعفر شهیدی.
درباره قیام امام حسین اثر ها مختلفی درج شده میباشد بعضی از اثراتی که با شیوه آنالیز چرایی و هدف ها قیام امام حسین مندرج میباشد عبارتند از:

عاشوراشناسی: پژوهشی درباره‌ مقصود امام حسین(ع) تاثیر محمد اسفندیاری. مشمول سه فصل «مقصود‌شناسی قیام»، «کوفه، تعیین صحیح امام» و «نگرش گذشتگان» میباشد. مولف در قسمت دوم کتاب درباره هدف ها امام حسین هفت عقیده را مطرح نموده است[۹۰] وی اعتقاد دارد که امام حسین به قصد تشکیل حکومت قیام نموده است از این رو قسمت سوم به لحاظ علمای شیعه درباره‌ غرض امام حسین که با حیث تالیف کننده موافق میباشد تخصیص داده میباشد.
بعداز پنجاه سال پژوهشی جدید پیرامون قیام حسین(ع) تاثیر سید جعفر شهیدی (۱۲۹۷-۱۳۸۶ش) میباشد که با نگاه تحلیلی درج شده میباشد. شهیدی درین کتاب مورد‌های اجتماعی، سیاسی، قومی و مذهبی را در صورت‌گیری قیام امام حسین(ع) را رسیدگی نموده است. این کتاب در سال ۱۳۵۸ش به چاپ رسیده میباشد.
تأملی در نهضت عاشورا تاثیر پیامبر جعفریان. در‌این کتاب برخی از منابع مرتبط با رخداد کربلا معرفی گردیده‌است همینطور به مسئله‌های قیام، گستردن حادثه، حمکت شهید شدن امام حسین، اثر ها قیام، بعدها شعاری و شکلی آن، تحریفات اتفاق کربلا و تاریخچه سوگواری اهل‌سنت برای امام حسین پرداخته گردیده است.[۹۱]
قیام عاشورا در سخن و یپام امام خمینی. قسمت اولیه این کتاب دربرگیرنده سه سخنرانی پیرامون محرم و عاشورا میباشد. نصیب دوم آن علل و دست اندرکاران قیام عاشورا، فلسفه سوگواری و نوحه‌خوانی را دربردارد و در خاتمه نیز گزیده‌ای از سخنان وی درباره محرم و قیام کربلا نقل شده میباشد.[۹۲]
هدف ها قیام حسینی تاثیر ناصر مکارم شیرازی، نظارت و نظارت قیام امام حسین(ع) که سخنرانی‌های سید محمدباقر حکیم میباشد، قیام امام حسین(ع) در منابع اهل سنت نوشته غلامحسین فیاض از سایر کتاب‌هایی می‌باشند که دراین مورد کتابت و منتشر گردیده‌اند.

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه