loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 21
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:24


محمد بن جعفر الصادق از فرزندان امام درست گو(ع) (درگذشت سال ۲۰۳ق در جرجان) مشهور به محمد دیباج میباشد که در سال ۱۹۹ق مجال حکومت مأمون، در مکه قیام کرد، ولی خلیفه او‌را بازداشت کرد و نزد خویش آورد. محمد در خراسان درگذشت و مأمون بر او نماز مسجد سجاد مشهد گذارد.

معرفی
محمد پسر امام جعفر درست گو(ع) از علمای فرصت و راویان روایات پدرش بود.[۱] همسر او خدیجه دختر عبدالله بن حسین بوده میباشد. [مستلزم منبع] اورا به‌برهان زیبایی‌اش دیباج کنیه دادند.[۲] بعضی از نویسندگان شیعه اورا شخصی شجاع، کریم و مهربان و صالح معرفی کرده‌اند، البته در حدیث اورا ضعیف و غیر قابل پشت گرمی به‌شمار آورده و گفته‌اند: وی در قضیه قیام مسلحانه، با زیدیه هم‌نظریه رزرو مسجد سجاد مشهد بوده میباشد.[۳]

قیام بر ضد عباسیان
محمد در سال ۱۹۹ق و سازه بر احادیث در سال ۲۰۰ در مکه بر ضد مأمون قیام کرد. گفته‌اند: وی در صدر با این فعالیت، موافق عدم وجود و با تشویق گروهی از یاران و خانواده‌اش، به‌این عمل دست زد.[۴] زمانه قیام وی هم زمان میباشد با آشوبی که نخست خلافت مأمون اتفاق افتاد و به طور همزمان قیام‌های زیادی از سوی علویان و دیگر معارضان حکومت عباسی در کشور‌های اسلامی رخداد؛ مثلا قیام ابن طباطبا که توفیق متعددی در عراق به‌دست آورد در همین روزگار آدرس مسجد سجاد مشهد بود.[مستلزم منبع]

علوی دیگری به اسم حسین بن حسن افطس در مکه توان را به دست گرفت. بنابر برخی گزارش‌ها حسین بن افطس که با نارضایتی عموم مواجه گردیده بود و از سویی ناکامی قیام‌های دیگر را می‌مشاهده کرد، نزد محمد دیباج آمد و به وی توصیه خلافت کرد تا از محبوبیت وی به کار گیری نماید. محمد ابتدا نپذیرفت تااینکه به پافشاری فرزندش و حسین افطس بدین فعالیت راضی شد.[۵] به گفته مسعودی، محمد دیباج در بالا در پی ابن طباطبا بود و برای وی دعوت می کرد و بعداز مرگ ابن طباطبا ادعای خلافت کرد و امیرالمؤمنین شماره تلفن مسجد سجاد مشهد خوانده شد.[۶]

نبو
امام جعفر راستگو (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر درستگو
حمیده بقیه همسران فاطمه
امام موسی کاظم اسحاق محمد اسماعیل عبدالله ام فروة
امام رضا علی عباس اسما فاطمه
حضور محمد نزد مامون
عیسی جلودی فرمانده سپاهیانی که از سوی مامون مأمور نزاع با دیباج گردیده بودند، بعداز یکسری زد خورد در حجاز و نواحی شهر مکه، یاران محمد را ناکامی داده و او‌را اسیر کرد. وی بعداز دستگیری در مکه در بین عموم حرف اعلام کرد و خلال اظهار پشیمانی استغفار کرد و بیان کرد به اینجانب خبر دادند که مأمون مرده و اینجانب به‌این برهان خلافت را پذیرفتم.[۷]

عیسی جلودی، محمد را به خراسان ارسال کرد. با وصال به خراسان، مأمون اورا گرامی داشت و مجاورت خویش نشانید و او را صله اعطا کرد و وی نزد مأمون در خراسان ماند. [۸]مبتنی بر بعضا گزارش‌ها، وقتی که امام رضا(ع) به شهید شدن رسید، محمد بن جعفر در خراسان بود و مأمون یک‌روز بعد از شهید شدن آن‌حضرت، محمد بن جعفر و دیگر سادات(گروهی از آل ابی طالب) را فراخواند و از این رخداد آگاه کرد و تن امام را در حالی که هیچ آسیبی به آن وارد نشده بود به آن ها نماد بخشید.[۹]

درگذشت و مدفن
محمد در سال ۲۰۳ق در جرجان[یادداشت ۱] درگذشت[۱۰] و مأمون در خاکسپاری او کمپانی کرد و بر او نماز گذارد.[۱۱]

در کشور‌ایران تعدادی حرم به محمد دیباج منسوب و به اسم وی شناخته گردیده‌است. مثلا بقعه منسوب به محمد دیباج در دامغان در شهر دیباج[۱۲] دیگری در روستای شِلیگان دَرگَز[۱۳] و امامزاده آق امام در آزادشهر[۱۴] و بقعه دیگری نیز در قزوین به وی منسوب میباشد.[۱۵] همینطور در هرات قبری مجاورت قبر عبدالله بن معاویه قراردارد که اورده شده وابسته به محمد دیباج میباشد.[۱۶]

پانویس

بازدید : 17
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:35


سادات مرعشی سلسله‌ای از سادات حسینی و فرزندان سید علی مرعشی فرزند عبدالله بن محمد اکبر از نسل امام سجاد(ع) میباشد. از‌آنجا که جد اعلای این سادات، سید علی دارای شهرت به مرعشی بوده، تبار او به کنیه «مرعشی» شناخته میشوند. شاخه‌هایی از این سلسله در شهرهای گوناگون به عنوان مثال مازندران، شوشتر، قزوین، اصفهان و قم چشم میشوند. از شخصیت‌های اصلی این خویشان می‌قدرت از حکم کننده نورالله شوشتری و آیت الله سید شهاب‌الدین مرعشی مسجد سجاد مشهد نجفی اسم موفقیت.

مرعشیان در سال ۷۶۰ق. در طبرستان(مازندران)، حکومتی دارای انسجام و غیر وابسته به وجود آورند. آن ها تشیع اثنی عشری را مذهب قانونی مازندران اعلام کردند و باعث پیشرفت تشیع شدند. حکومت غیروابسته مرعشیان بعداز ناکامی در قبال حمله تیمور لنگ در سال ۷۹۵ق. از فی مابین رفت؛ البته در پوسته حکومت‌های دست‌نشانده تا سال ۱۰۰۵ق. رزرو مسجد سجاد مشهد ادامه پیدا کرد.

سرسلسله
جد اعلای این سلسله، سید علی مرعشی اسم داشت که در شهر مرعش در اطراف مرزهای سوریه و ترکیه فعلی و قلمرو عثمانی معاش می کرد. او در قرن سوم به کشور‌ایران سفر کرد و ظاهرا در مازندران آدرس مسجد سجاد مشهد وصلت نمود.

نسل او از هشت فرزندش به اسم‌های ابوعبدالله حسین المامطری، ابوالقاسم حمزه، ابوالحسین ابراهیم مکاباذی، ابومحمدحسن، ابوالقاسم احمد، ابواسماعیل احمد، ابوالقاسم جعفر و ابوعلی محمد به مکان ماند.[۱]

سادات مرعشی حجاز، کشور‌ایران، عراق، سوریه، امارات عربی، ترکیه، هند، مصر، حبشه، زنگبار، مغرب و دیگر نقاط دنیا از شماره تلفن مسجد سجاد مشهد نسل اویند.[۲]

انگیزه نامگذاری به مرعشی
مورخان اسلامی تحت حادثه ها سال ۲۵۱ق از فردی به اسم علی بن عبدالله طالبی خاطر کرده‌اند که مرعش یا این که مرعشی کنیه داشته و از یاران داعی کلان حسن بن زید بوده و حدود سال ۳۰۰ق حاکمان وقت، منطقه مرعش را که دربین سوریه و ترکیه بود به او دادند و همانجا درگذشت و دفن شد.[۳] او‌‌ به عبارتی جد سادات مرعشی میباشد که تبار او به‌‌ به عبارتی کنیه پر اسم و رسم شدند.[مستلزم منبع]

شاخه‌های اساسی
سادات مرعشی دارنده شاخه‌ها و تیره‌های مهمی در بخشها متفاوت بودند.

آن‌ها از فرصت صفویه توشه دیگر نضج گرفتند و با حاکمان این طایفه تزویج کردند. مامان فرمان روا عباس نخستین بانویی از همین خویشاوندان میباشد.[مستلزم منبع]

سادات مرعشی مازندران
هسته مرکزی مرعشی‌های کشور ایران، طبرستان بود و رغبت به تشیع مردمان خطه شمال مدیون زحمات این خویشان میباشد.[مستلزم منبع] سید قوام الدین دارای شهرت به میر بلندمرتبه حکیم و فرمانروایی بوده که در قرن هفتم هجری در شهر آمل حکومت می‌نموده است و هم‌در حال حاضر مرقدش در سبزه‌میدان آمل، ضریح و صحن و سرایی دارااست.[مستلزم منبع]

سادات مرعشی شوشتر
گروهی از‌‌ سادات مرعشی مازندران به شوشتر مسافرت کردند و در آنجا بومی شدند. سادات مرعشی شوشتر با ۱۲ واسطه به سید علی مرعشی می‌رسند. آن‌ها فرزندان و نوادگان میر نجم الدین محمود بودند.[۴] میر نورالله معاصر سلطان اسماعیل و مولف کتاب صد باب در اسطرلاب از شخصیت‌های مطرح این مجموعه از سادات هست.[۵]

پر اسم و رسم‌ترین شخصیت از این سادات حاکم نورالله شوشتری می باشد که مولف کتاب‌های مجالس المؤمنین، احقاق الحق، الصوارم المهرقه، مصائب النواصب، عقاید امامیه بود. او به جرم تشیع در اکبرآباد هند به شهید شدن رسید.

سادات مرعشی اصفهان
توده‌ای از سادات مرعشی مازندران در حین صفویه به اصفهان سفر کردند و در آنجا بومی شدند.[۶] از سادات مرعشی اصفهان خلیفه اسد الله مرعشی دارای شهرت به فرمان روا میر به منصب تولیت آستان قدس رضوی منصوب شد، [۷] و نسل او در اصفهان به جایگاه خلیفه سلطانی یا این که پاد شاه العلمایی رسیدند و به همین اسم معروف شدند.[۸]

سادات مرعشی قزوین
سادات مرعشی قزوین از دیرباز در‌این شهر می‌زیستند، این به جهت حالت شهر قزوین در حالا تقیه بودند،[۹] البته بعداز توان بیان کردن مرعشیان اصفهان در حین صفویه آنها نیز از شرایط اجتماعی بالایی در قزوین بر خوردار شدند، برخی از آن ها به منصب نقابت سادات قزوین و برخی دیگر به سمت تولیت آستانه امامزاده حسین قزوین رسیدند.[۱۰]

شخصیت‌های پر اسم و رسم
شریف‌ حسن‌ بن‌ حمزه عالم و محدث‌ امامى‌ سدۀ چهارم قمری، از علویان‌ بومی‌ طبرستان‌ بودند. ابن‌ حمزه‌ خویش نیز به‌ گفته فخر رازی‌،[۱۱] اهل‌ طبرستان‌ بود و حتى‌ اعقاب‌ وی در آنجا مى‌زیستند.[۱۲]
سید میر قوام مرعشی موسس حکومت شیعی مرعشیان طبرستان و معروف به میربزرگ.[۱۳]
سید اسدالله شمس الدین دارای شهرت به فرمانروا میر از علمای مجال صفویه و فراگیر متفحص کرکی بوده میباشد. او همینطور از وزرای دربار صفویه به حساب میآید که در سال ۹۶۳ق در قزوین وفات کرد و در بقاع امام رضا(ع) دفن شد.[۱۴]
سید علی گسترده فرزند اسدالله پاد شاه میر که منصب صدارت پدرش به او واگذار شد و همینطور تولیت آستان قدس رضوی را بر ذمه گرفت. او در مشهد از عالم رفت و در بقعه امام رضا(ع) مدفون شد.[۱۵]
نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی از اجداد حکم کننده نورالله شوشتری. حاکم در تعریف جدش میگوید
«... رسیدگی نظریه اهل خوزستان بر وجهی که از سایر کتاب ها به لحاظ قاصر رسیده آن میباشد که در طی امویه و عباسیه اکثر اهل خوزستان معتزلی بوده‌اند و در اوائل مأه ثامنه (قرن هشتم) سید اجلّ امیر نجم الدین محمد الحسینی المرعشی الآملی از دارالمؤمنین آمل به شوش‌خیس آمد و دختر سید عزالدوله را که نقیب سادات حسنی آن دیار بود در حباله نکاح خویش درآورده و در آنجا اقامت فرمود و عموم آن دیار را هدایت و ارشادوراهنمایی فرمود. جمعی که دلهای وی مستعد هدایت بود مستبصر گردیدند و... ‌» [۱۶]
حاکم نورالله شوشتری که جهت علم آموزی از شوشتر به مشهد و جهت تبلیغ از مشهد به هند سفر کرد. او در آنجا مسئولیت قضاوت را برعهده گرفت[۱۷] و کتابهای متعددی نوشتن نمود و سرنوشت در هند به شهیدشدن رسید.[۱۸]
آیت الله مرعشی نجفی از مراجع پیروی شیعه بعد از آیت الله بروجردی میباشد.
سید عبدالحسین مرعشی شوشتری(درگذشته ۱۹۰۵ م) از روحانیان شیعه مقیم نجف و از شاگردان زین‌العابدین مازندرانی که برای تبلیغ به زنگبار رفت.

بازدید : 14
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:04


درس دادن فلسفه و عرفان

درس دادن فلسفه و عرفان، بیش و معدود در همگی ادوار حیات حوزه علمیه مشهد ترویج داشته میباشد، البته درین عصر و با حضور شاگردان ملا هادی سبزواری همانند ملا غلامحسین روضه خوان الاسلام (متوفی ۱۳۱۹ش)[۱۱۲] در مشهد مسجد سجاد مشهد این دستور رونق بی‌سوابق‌ای یافت.
حکیم آقا بلندمرتبه شهیدی (متوفی ۱۳۵۵ق) که در طهران نزد ابوالحسن جلوه و میرزا ابراهیم گیلانی اشکوری به علم آموزی علم ها عقلی و فلسفه پرداخته و فقه و اصول را در نجف نزد آخوند خراسانی خوانده بود[۱۱۳] از ۱۳۳۳ق. تا نقطه پایان قدمت به مقطع ۲۳ سال در حوزه مشهد به درس دادن تک تک کتاب ها کلامی و فلسفی از قبیل تفصیل تجرید قوشجی و گستردن اشارات خواجه نصیرالدین طوسی و شوارق الالهام و شواهد الربوبیة و المبدأ و المعاد و تفصیل الهدایة الاثیریة ملاصدرا و تفصیل منظومه اشتغال داشت[۱۱۴] و شاگردان بخش اعظمی نظیر حسین علی راشد و محمود شهابی و مهدی الهی قمشه ای و سید حسن بجنوردی[۱۱۵] پرورد. او با آنکه اثرها ملاصدرا را هم درس دادن میکرد، در فلسفه بیشتر میل مشائی رزرو مسجد سجاد مشهد داشت.[۱۱۶]
ملا محمدعلی فاضل دارای اسم و رسم به حاجی فاضل خراسانی (متوفی ۱۳۴۲ق)از مشاهیر فلاسفه معاصر میباشد که فلسفه را نزد حاج ملاهادی سبزواری و ملا غلامحسین روضه خوان الاسلام و آقا میرزا محمد سروقدی آموخته و در نجف و سامرا نزد میرزا حبیب الله رشتی و میرزای تعالی شیرازی، فقه و اصول علم آموزی کرده بود و افرادی زیرا سید حسن موسوی بجنوردی و صدرالدین بادکوبه ای و روضه خوان اسدالله یزدی در مشهد نزد او فلسفه خواندند.[۱۱۷] او در علم ها سنجیده و منقول از مدرّسان نامی فرصت خویش آدرس مسجد سجاد مشهد بود.[۱۱۸]
سیاست‌های رضاشاه و حوزه مشهد
در اواخر زمان رضا سلطان با وجود کثرت روحانیان در مشهد، سیاست خلع جامه روحانیت به طوری انجام شد که بنابر دارای شهرت به جز چندین بدن از روحانیان سرشناس و دارای اعتبار کس دیگری مجاز به برسر نهادن عمامه خلا.[۱۱۹] براساس قرائن و مدارک ناقص جانور اوضاع مالی و معیشتی حوزه علمیه مشهد در زمان سر گروهی آقازاده خراسانی و حاج آقا حسین قمی چندان مطلوب نبوده میباشد.[۱۲۰] برای مثال حقوق و دستمزد ماهیانه ادیب، معلم یگانه ادبیات عرب در حوزه مشهد، از محل موقوفات مکتب نواب ۱۵۰ ریال[۱۲۱] و به قولی دیگر سالیانه فی مابین سی تا پنجاه تومان بود و سالیانه ۳۶ تومان هم از بابت حق التدریس از آستان قدس اخذ شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می کرد.[۱۲۲]

موضع گیری علما در مسائل سیاسی
حوزه علمیه مشهد زیر زعامت علمای بزرگی زیرا حاج آقا حسین قمی و آقازاده خراسانی در زمان پهلوی اولیه در مفاد مختلف به علمکردهای متعدد سیاسی و اجتماعی حکومت که با شئونات شرعی جامعه منافات داشت عکس العمل نماد بخشید.

به عنوان مثال در ۱۳۰۶ش، طی تلگرامی به دولت وقت، که به امضای عمده علمای وقت مشهد رسید، به ابلاغیه دولت مبتنی بر ممانعت دستور به دارای شهرت و نهی از منکر اعتراض کردند.[۱۲۳]
گزینه دیگر اعتراض آن‌ها به مورد جمهوری خواهی رضاخان بود.[۱۲۴]
مهم ترین مبادرت علمای مشهد درین باب اعتراض به زمینه کشف عفاف بود که در رویارویی با آن بخش اعظمی از علمای مشهد زندانی و تبعید شدند. از علمای مرتبه اولیه مشهد هم حاج آقا محمد آقازاده بازداشت شد و به طهران جابجایی یافت و درین شهر محبوس ماند و در ۱۳۱۶ش درگذشت.[۱۲۵] و حاج آقا حسین قمی که برای پیشگیری از اجرای ضابطه بازداشتن عفاف و حجاب راهی طهران گردیده بود تا با پادشاه دیدار نماید و اورا از این مبادرت گشوده دارااست، در محل اقامت خویش در عبدالعظیم حسنی در ری ذیل حیث و ممنوع الملاقات شد و پیرو قیام گوهرشاد به کربلا تبعید شد[۱۲۶] و به این سیرتکامل حوزه مشهد از هم پاشید و به طور تقریبً به اکنون تعطیل درآمد.
از شهریور ۱۳۲۰ تا انقلاب اسلامی
حوزه علمیه مشهد بعداز شهریور ۱۳۲۰ وارد زمان ویژه‌ای از حیات خویش شد. احیای مجدد حوزه علمیه مشهد بعداز سقوط رضاشاه به صورت خاص وامدار تلاش‌های سه شخصیت علمی پر رنگ یعنی میرزا احمد کفایی، روضه خوان مرتضی آشتیانی و میرزا مهدی اصفهانی بود.[۱۲۷]

بازدید : 31
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:05


لَکّهنو (به اردو: لکهنؤ) (به انگلیسی: Lucknow) راءس ایالت اوتار پرادش هندوستان و از مرکز ها شیعه میباشد. راس حکومت اوده، آغاز در نتیجه‌آباد هند و بعد ها به لکهنو منتقل میگردد. لکهنو را مرزو بوم فامیل علمی و اجتهادی شیعه برای مثال قبیله‌ مالک عبقات و غفران مآب در هند می دانند. بعداز تصرف لکهنو به وسیله انگلیسی‌ها و اشاعه علم ها متفاوت توسط آن ها، علمای شیعه برای نادر‌رنگ نشدن علم ها اسلامی درین ناحیه، قصد به تأسیس حیطههای علمیه مختلفی مثلا حوزه علمیه شاه المدارس گرفتند. یک کدام از مهم ترین کتابخانه‌های شیعه به اسم ناصریه در‌این شهر جای‌دارد. مراسم ماه محرم در امام‌باره آصفی این شهر از مراسم‌های پر اسم و رسم این حوزه‌ مسجد سجاد مشهد میباشد.

معرفی و تاریخچه
لکهنو [یادداشت ۱] یا این که لکهنور، پایتخت ایالت اوتار پرادش در هندوستان و از مرکزها شیعه میباشد.[۱] این شهر در سال ۱۱۸۸ق پایتخت حکومت شیعی اَوَده بود.[۲] بعد از انقراض قطب شاهیان و عادلشاهیان از حکومت‌های شیعه این حوزه‌ در سال ۱۰۹۸ق بوسیله امپراتور گورکانی اورنگ زیب، حکومت شیعه اوده در شمال هند به اقتدار رسید[۳] که بعد از شهر نتیجه‌آباد لکهنو را پایتخت خویش رزرو مسجد سجاد مشهد قرار دادند.

قبل از تأسیس پاکستان‌، مرکز ها اساسی یادگرفتن علم ها شیعی در دهلی، رامپور، امروهه، گواهی و لکهنو قرار داشت. مساجد، حسینیه‌ها و منازل استادان مقر مهم درس دادن علم ها اسلامی بود و مدرسه های به‌مدل کنونی کمتر وجود داشت.[۴] نقل کرده‌اند که در بعد از ظهر حکومت سلاطین شیعی اوده، لکهنو به مهمترین راس علمی شیعه ها شبه مجموعه کشور ها تبدیل آدرس مسجد سجاد مشهد گردیده بود.[۵]

در سال ۱۲۷۳ق واپسین پاد شاه اوده از سوی ارتش انگلیس عزل شد و ارتش انگلیس با اشغال نظامی شهر لکهنو واجدعلی پادشاه را بازداشت و او‌را با اعضای خانواده‌اش به شهر کلکته، پایگاه حکومتی شرکت هند شرقی بریتانیا، تبعید کرد.[۶] به دنبال این رخداد پادشاه العلماء، فتوای مبازره با ارتش بریتانیا را اعطا کرد که بعد از یکسری مرحله تقابل عموم با ارتش، در غایت، ارتش انگلستان برنده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد می گردد.[۷]

شخصیت‌ها
لکهنو را به منجر وجود خویشان‌های شیعی، مرز و بوم قوم و قبیله دانش و اجتهاد شیعه در هند میدانند.[۸] از این خویشاوندان‌ها می‌اقتدار به بستگان مالک عبقات و فامیل غفران مآب اشاره نمود.[۹] بخش اعظمی از این شخصیت‌ها در نجف و کربلا علم آموزی کرد‌ه و ابعاد به هند و شهر لکهنو بازمی‌گشتند.[۱۰]

سید محمدقلی موسوی هندی
سید محمد قلی موسوی هندی (۱۱۸۸-۱۲۶۸ق) متولد کنتور، از متکلمان لکهنو و مؤسس کتابخانه دارای اسم و رسم ناصریه بود.[۱۱] حدود ۲۰ جلد کتاب از وی بر مکان باقی‌مانده که مشهور‌ترین آن‌ها کتاب تشیید المطاعن در رد باب دهم از کتاب تحفه اثنا عشریه عبدالعزیز دهلوی میباشد.[۱۲]

سید دلدار علی نقوی
سید دلدار علی نقوی سبزواری دارای شهرت به غفران مآب، متولد ۱۱۶۶ق میباشد. او‌را از احیاگران تشیع در شبه مجموعه کشورها هند و او‌لین کسی می دانند که در هند ادعای اجتهاد و عموم را به نماز آدینه و جماعت دعوت کرد.[۱۳] اجداد دلدار علی، همچون اکثری از فامیل‌های سادات، بعداز هجوم ها مغولان به خراسان، محل تولد خویش را رخنه‌ کرده و در بخشها فضا لکهنو بومی و به یادماندنی شدند.[۱۴]


تصویر سید علی نقی نقوی لکهنویی
سید علی‌ نقی نقوی لکهنویی
سیدعلی نقوی در سال ۱۳۳۲ق در لکهنو چشم به جهان گشود. نقل می‌نمایند، وی در سنین جوانی به اجتهاد رسید و اثرها زیادی در منطقههای علم ها اسلامی نگاشته میباشد. وی دانش آموز میرزای نایینی، آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی و دیگر علمای کربلا و نجف بوده میباشد. آقا والا تهرانی و سید حسن صدر، اورا علامه محقق نامیده‌اند.[۱۵]

میرحامد حسین
میرحامدحسین فرزند سید محمدقلی موسوی نیشابوری هندی از متکلمان و عالمان شیعه در میروت از توابع دهلی میباشد.[۱۶]

مفتی محمّد عباس شوشتری
مفتی میر محمّد عباس موسوی جزایری شوشتری، متولد ربیع الاول ۱۲۲۴ق و از نوادگان سید نعمت‌الله جزایری، صاحب و مالک الانوار النعمانیه، بود. وی منصب حاکم القضاتی را بر ذمه داشت.[۱۷]

ابراهیم لکهنوی
ابراهیم لکهنویی، متولد لکهنو و از فقهای لکهنو و ذمه ‌دار کارها فقهی عموم آن شهر بود. وی از طرف شاه واحد علی فرمان روا، واپسین شاه شیعه لکهنو، به سید العلماء ملقب شد.[۱۸]

بازدید : 39
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:15


اَلْتمامِمَةُ الغَرّاء فی تَفضیلِ فاطمةِ الزّهراء (س) وَ عقیلَةُ الوَحی زینب (س) بنت أمیرِالمؤمنین(ع) کتابی درباره فضیلت ها حضرت فاطمه(س) به لهجه عربی ، تاثیر سید عبدالحسین شرف‌الدین (متوفای ۱۳۷۷ق) میباشد. مؤلف بعداز بیان آیه ها نازل‌گردیده در شأن اهل بیت(ع)، به فضائل دختر رسول (ص) پرداخته و در نقطه پایان کتاب، نوشته‌علمی‌ای نیز درباره حضرت زینب(س) نگاشته مسجد سجاد مشهد میباشد.

درباره مؤلف
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: سید عبدالحسین شرف‌الدین عاملی
سید عبدالحسین شرف‌الدین موسوی عاملی در سال ۱۲۹۰ق در کاظمین به‌جهان آمد. نسب وی با ۳۱ واسطه به ابراهیم المرتضی، فرزند امام کاظم (ع) میرسد. او دارنده تألیفاتی نظیر کتاب المراجعات میباشد. شرف‌الدین در سال ۱۳۷۷ق درگذشت و در نجف در کنار آرامگاه استادش سید محمدکاظم یزدی در مسجد عمران بن شاهین در مقبره امام علی(ع) به خاک امانت رزرو مسجد سجاد مشهد شد.[۱]

علت تألیف
شرف‌الدین، این کتاب را در جواب به فردی نوشته که از او سؤال نموده است: «آیا شیعه برهان قانع کننده‏‌ای برای معارضان خویش درباره برتری حضرت فاطمه (س) بر سایرافراد دارااست؟» مؤلف در جواب، کتاب الکلمة الغراء‌ آدرس مسجد سجاد مشهد را می‌نویسد.[۲]

محتوا
مؤلف درباره منزلت و مقام فاطمه زهرا (س) به چهار آیه مباهله، پاک سازی، مودت و آیاتی از سوره هل اتی دلیل کرده و آن‌گاه احادیثی از نبی خداوند (ص) درباره فضیلت ها حضرت زهرا(س) آورده‌میباشد. از‌آنجا‌که پرسش کننده از مؤلف منظور تا دلایلی معاند‌پسند ارائه نماید، او فقط از منابع اهل سنت سود کرده و به آن‌ها برهان شماره تلفن مسجد سجاد مشهد کرده‌میباشد.

در نقطه پايان کتاب، نوشته‌ی علمی‌ای از شرف‌الدین درباره حضرت زینب(س) نوشته شده که در جواب جمع‌ای از ایرانیان میباشد. در سال ۱۳۳۴ق که ایرانیان، بارگاه حضرت زینب(س) را ساخته و خواستند آن را نصب نمایند، از این فقید گران قدر درخواست کردند به مناسبت این مراسم تاریخی، نوشته‌ی علمی‌ای درباره حضرت زینب بنگارد و وی اینگونه کرد. ولی این نوشته، مشابه یک خطابه میباشد و از صورت نوشته‌ی علمی علمی و استدلالی بیرون میباشد.[۳]

ابواب کتاب
مقاله اولیه مشمول:

فصل نخستین: در ذکر برهان به آیه مباهله
فصل دوم: در ذکر برهان به آیه پاکسازی
فصل سوم: در ذکر برهان به آیه مودت
فصل چهارم: در ذکر ادله به آیه ابرار
مقاله دوم مشتمل بر:

دلالت سخنان گهربار نبی آفریدگار (ص) درباره فضائل حضرت زهرا(س).[۴]
منابع کتاب
مصادر و منابعی که شرف الدین از آن ها سود کرده، حدود ۱۰۰ کتاب میباشد که بعضی از آنان عبارتند از الآحاد و المثانی‏، إتحاف السائل‏، أسباب النزول‏ واحدی، أسد الغابة، الاستیعاب‏ ابن عبدالبر، تعبیر و تفسیر بیضاوی، تعبیر قرطبی، شواهد التنزیل، ینابیع المودة، المستدرک علی الصحیحین، تذکرة الحفاظ و الإصابة.[۵]

ورژن‌ها و چاپ‌ها
براساس گزارش تهرانی در الذریعه این کتاب یار کتاب الفصول المهمه در سال ۱۳۴۷ق و سپس در نجف چاپ گردیده‌است. [۶] هم اینگونه به گویش فارسی با تیتر آیه‌های فاطمی به وسیله محمد صفری ترجمه و از سوی انتشارات روش نیک در سال۱۳۹۸ش. چاپ و منتشر گردیده‌است.[۷] [۸] متن عربی کتاب نیز به وسیله محمد رضا مامقانی پژوهش و به وسیله انتشارات استدلال ما در قم سال ۱۳۸۸شمسی منتشر گردیده است.[۹]متفحص زیرا ورژن‌ی خطی از کتاب و نیز ورژن قابل اتکا و تصحیح گردیده‌ای نیافته برای تفحصِ و رویا رویی کتاب به سه ورژن چاپ گردیده بوسیله دارالزهر بیروت (فارغ از تاریخ) و مکتبه نینوی در تهران(سوای تاریخ) و ورژن‌ای از چاپ دارالامام للنشر والدراسات العلمیه، بیروت ۱۴۱۶ق. اتکا نموده است. [۱۰]

پانویس

بازدید : 18
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 12:14

(۱۲۸۸-۱۳۷۲ق)، ادیب و شعر سرا و تالیف کننده. عبدالحسین در نوجوانی به یاد دادن ادبیات و علم ها اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۲۰ق /۱۹۰۳م به بهاییان پیوست. آن‌گاه از جامعه مسلمان ها رانده شد و حدود ۱۸ سال به سیاحت و تبلیغ بهاییت پرداخت. آیتی، سفری به اروپا کرد و در آنجا به فسخ‌بودن ادعای سران بهاییت بر طبق پیوستن عموم اروپا به‌این مذهب پی پیروزی. وی بعد این مذهب را سوراخ کرد. آیتی در سال ۱۳۵۸ق (۱۹۳۹م) به یزد رجوع و برگشت و به درس دادن در متوسطه‌ها درگیر شد و آخر و عاقبت در به عبارتی شهر درگذشت. ضیایی، آواره و آیتی، تخلص‌های شعری وی در زمانه‏‌های مختلف معاش‏‌اش بوده میباشد. کتاب سه جلدی کشف الحیل در عیب گیری فریب‌کاری‌های سران بهاییت، از اثرها مسجد سجاد مشهد اوست.


عبدالحسین آیتی بافقی یزدی (۱۲۸۸-۱۳۷۲ق / ۱۸۷۱-۱۹۵۳م)، ادیب ، شعر سرا و مولف، در تفت از توابع یزد، در خانواده‌ای شیخ، زاده شد. پدرش روحانی محمد، دارای شهرت به حاج آخوند تفتی، از ائمه جماعات و واعظان یزد، در محل تولد خود مرجع کارها مذهبی بود. وی در نوجوانی به خرقه روحانیت درآمد و به تعلیم ادبیات و علم ها اسلامی پرداخت و در سال ۱۳۰۳ق /۱۸۸۶م به یزد رفت و در مکتب خانِ گران قدر به علم آموزی مقدمات خاطر نشان کرد. آیتی در سال ۱۳۰۵ق (۱۸۸۸م) به عتبات عالیات مسافرت کرد و به یادگرفتن فقه و اصول پرداخت. وی 1‌سال آنگاه پدرش درگذشت و به محل تولد خود رجوع و در سال ۱۳۱۱ق (۱۸۹۴م) به مکان بابا جلسه و به امامت جماعت و وعظ پرداخت. آیتی در وقار فارسی صاحب و مالک قریحه بود و از سال‌های نوجوانی شعر می‌سرود و «ضیایی‌» تخلص رزرو مسجد سجاد مشهد میکرد.

مثال‌ای از اشعار وی این رباعی در رد بهائیت میباشد، آیتی در سال ۱۳۲۰ق (۱۹۰۳م) به بهاییان پیوست. بعد از جامعه مسلمانها رانده شد و نسبتاًً ۱۸ سال به سیاحت و تبلیغ بهاییت پرداخت. در اوایل همین زمان، کتاب «الکواکب الدریة فی مآثر البهائیة» را درباره تاریخ پیدایش این مذهب نوشت.[۲]تهرانی در الذریعه به نادرست این کتاب را در رد بهائیت دانسته آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد. [۳]

آیتی در سال جاری‌ها همچنان شعر هم می‌سرود و به امر عبدالبهاء، رهبر بهاییان، تخلص خویش را به «آواره‌» تغییر و تحول اعطا کرد. در سال‌های انتها معاش عبدالبهاء زمان ۳ ماه در حیفا مهمان او بود و با آنکه درین بازه زمانی، به اعتراف خودش بطلان دعوی بهاییان را دریافته بود،[۴] از سوراخ این مذهب دوری کرد. بعداز مرگ عبدالبهاء (۱۳۴۰ق / ۱۹۲۲م)، آیتی سفری به اروپا کرد و در آنجا به فسخ‌بودن ادعای سران بهائیت، دایر بر اینکه بخش اعظمی از عموم اروپا به‌این مذهب گرویده‌اند، پی پیروزی. بعد مانند جمعی دیگر از فریب‌خوردگان، این مذهب را سوراخ کرد و تألیف کشف الحیل را درباره فریبکاری‌های سران بهائیت شروع کرد.این کتاب فارسی و به لهجه بی آلایش و قابل درک برای عوام میباشد[۵] او در سال ۱۳۴۸ق /۱۹۲۹م در طهران مقیم شد و به سرویس وزارت معارف درآمد و به درس دادن در عصر دبیرستان شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پرداخت.

او آنگاه به پژوهش ها ادبی روی آورد و در سال ۱۳۰۸ش، نشریه‌ای ادبی-انتقادی به اسم نمکدان تأسیس کرد که تا چندسال به‌طور نامنظم منتشر می شد. در‌این زمانه با تخلص نو «آیتی‌» همچنان شعر می‌سرود.عبدالحسین آواره بعداز طرد از بهائیت اسم خانوادگی خود را از آواره به آیتی تغییر تحول اعطا کرد تا آیت و نماد ای برای دیگر بهائیان ما‌نده در‌این فرقه باشد.[۶]

او در سال ۱۳۵۸ق /۱۹۳۹م به یزد منتقل و به درس دادن در متوسطه‌ها درگیر شد و سرنوشت در به عبارتی شهر در سال ۱۳۳۲ش درگذشت و در گورستان جدید قم به خاک ودیعه شد.[۷]

تألیفات
اثر ها ذیل از وی بر مکان باقیمانده میباشد:

آتشکده یزدان (تاریخ یزد)، یزد، ۱۳۵۷ق /۱۹۳۸م
اشعه حیات (شعر)، یزد، ۱۳۲۸ش
انشاء خوب، تبریز، ۱۳۱۱ش
تاریخ فلسفه، طهران، ۱۳۱۲ش
کامل شدن کتاب کشف الحیل و ذکر الحق، طهران
چکامه خنجر (شعر)
خردنامه (شعر)، استانبول
طریق کتابت یا این که مسئله‌نویسی، طهران
سه عروسی (ماجرا)، طهران، ۱۳۱۲ش
سه فراری (ماجرا)، طهران، ۱۳۰۶ش
سه گمشده (قصه)، طهران، ۱۳۰۶ش (۳ کتاب اخیر ترجمه سیاحت‌طومار پزشک معالج ژاک آمریکایی میباشد)
ضمیمه کشف الحیل (جواب به نوشته‌علمی عبدالله رازی)، طهران، ۱۳۰۷ش
فرهنگ و تمدن آیتی، طهران، ۱۳۱۴ش
قصیده قرآنیه یا این که آوا روحی (شعر)، طهران
کتاب نَبی (ترجمه فارسی قرآن در ۳ جلد)، یزد ۱۳۲۴-۱۳۲۶ش
کشف الحیل (در افشای فرقه‌های بهاییان، در ۳ جلد)، طهران، ۱۳۰۷ش (این کتاب بعد ها مکرر به چاپ رسیده میباشد)
الکواکب الدریة فی مآثر البهائیة (در تاریخ بهائیت)، قاهره،۱۳۴۲ق /۱۹۲۴م
گفتار آیتی، طهران، ۱۳۴۷ق /۱۹۲۹م
ملکه عقل و عفریت جهل، طهران، ۱۳۱۲ش
نغمه دل (شعر)، طهران
هوگوی اهل ایران، (اولیه پرواز انسان)، یزد، ۱۳۲۱ش
پانویس
https://www.baha9.ir/?p=3824
کواکب الدریة فی مآثر البهائیة (در تاریخ بهائیت)، قاهره، ۱۳۴۲ق.
تهرانی، الذریعه،۱۴۰۸ق، ج۹، ص۱۲.
آیتی، «تفصیل احوالی...»، ص ۲۱۳-۲۱۶.
تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۱۸، ص۳۳.

بازدید : 27
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 12:11

(شهید شدن ۶۵ق) رهبر قیام توابین و از بزرگان کوفه، صحابی حضرت محمد(ص) و از شیعه‌ها امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بود. سلیمان بن صرد در بعضا نبرد‌ها در رکاب امیرمؤمنان(ع) جنگید. او در روزگار امام حسن(ع) با صلح امام حسن با معاویه مخالف بود. اول طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) به رهبری وی نوشته شد، با این هم اکنون خویش وی در جنگ کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در اتفاق کربلا مسجد سجاد مشهد برشمرده‌اند.

بعداز شهیدشدن حسین بن علی(ع)، رهبری قیام توابین را در سال ۶۵ قمری بر ذمه داشت. این قیام به خونخواهی امام حسین(ع) صورت گرفت و سلیمان در آن به شهید شدن رسید. معاش‌طومار، سلیمان بن صرد در مکه متولد شد. در منابع تاریخی هر یک‌سری به تاریخ مجال تولد او اشاره نشده میباشد، البته زیرا اورده شده که او در هنگام شهیدشدن در سال ۶۵ق، ۹۳ ساله بوده،[۱] می‌قدرت اظهار کرد او پنج سال پیش از بعثت به جهان آمده میباشد. اسم پدرش «‌جون‌» بود و در نسبتش به فامیل خزاعه هیچ اختلافی وجود رزرو مسجد سجاد مشهد ندارد.[۲]

اسم او در بعدازظهر نا آگاهی «‌یسار‌» بود که فرستاده(ص) نامش را بعداز مسلمان شدن به «‌سلیمان‌» تغییر و تحول بخشید. لقب او را «‌ابو مُطَرّف‌» گفته‌اند.[۳]شیعه و اهل‌سنت او‌را ستوده‌اند. او پیرمردی نیک، عبادت کننده، فاضل و دارنده مکانت و جایگاه ویژه دربین خویشان خود بود و قوم خزاعه از وی اطاعت آدرس مسجد سجاد مشهد می کرد.[۴] [۵]

ملازمت با فرستاده(ص)، ادب بن شاذان او را از تابعین میداند و منابع اهل سنت او را از اصحاب نبی(ص) به شمار آورده‌اند. روحانی طوسی نیز او را در شمار اصحاب رسول بیان نموده است[۶] آیت الله خوئی گفته میباشد احتمالا روحانی طوسی این صحبت را از کتاب ها اهل‌سنت شماره تلفن مسجد سجاد مشهد گرفته باشد.[۷]

ملازمت با علی(ع)
بعداز تأسیس شهر کوفه در طی خلیفه دوم، سلیمان بن صرد جزو او‌لین عده ای بود که درین شهر سکونت کرد و در محله خُزاعه سکونت کرد.[۸] سلیمان، با خلافت امام علی(ع) به همپا بخش اعظمی از بزرگان شیعه با وی بیعت کرد.[۹] سازه بر طومار‌ای که از سوی امیرمؤمنان(ع) برای وی درج شده، او نماینده امام(ع) در حوزه‌ جبل بوده میباشد.[۱۰] وی در نزاع‌های امام علی(ع) کمپانی کرد و در پیکار صفین در رکاب امام(ع) جنگید و فرماندهی میمنه سپاه را بر ذمه گرفت.[۱۱] درین نبرد، «‌حوشَب‌» سرور یمانیان در سپاه معاویه با چاقو وی از پای درآمد.[۱۲]

برخی گفته‌اند سلیمان در نزاع جمل کمپانی نکرد و علی(ع) اورا شماتت کرد.[۱۳] هرچند این مقاله در کتاب ها تاریخی در گیر شک و تردید گردیده، البته خویی احتمال داده میباشد که عدم کمپانی او یا این که به خیال فرمان امیر المومنین بوده و یا این که عذری موجه داشته میباشد.[۱۴]

اعتراض به صلح امام حسن (ع)
گزارش مورّخان، حکایت از دیدار سلیمان با امام حسن(ع) بعداز جریان صلح با معاویه داراست که او با انکار این بیعت، به امام(ع) اعتراض می‌نماید.[۱۵] امام حسن(ع) در پاسخ او می گوید: شما شیعه و دوستدار ما میباشید... معبود گواه میباشد آن چه اینجانب ایفا دادم در جهت محافظت خون‌هاست. پس راضی به قضای معبود باشید.[۱۶] او در دیداری با امام حسین(ع) نیز، این مسأله را عرضه میدارد و امام(ع) بر پایبندی به صلح تا مرگ معاویه تأکید می‌نماید.[۱۷]

عصر امام حسین(ع)
سلیمان بن صرد بعد از مرگ معاویه عموم را به بیعت و کمک رساندن به امام حسین(ع) تشویق کرد؛ ولی خویش وی در رخداد کربلا حضور نداشت. مورخان، دلایل مختلفی برای عدم حضور سلیمان در اتفاق کربلا برشمرده‌اند.

طومار به حسین بن علی(ع)
در‌پی مرگ معاویه و عدم بیعت حسین بن علی(ع) با یزید، شیعه ها در خانه سلیمان بن صرد اجتماع کردند و برای بیعت با امام حسین(ع) به او دو طومار نوشتند.[۱۸] سلیمان درین دیدار ذکر کرد: معاویه به نابودی رسیده و حسین به سوی مکه رهسپار شد‌ه‌است؛ شما شیعه ها وی و درپی بابا وی میباشید؛ پس اورا امداد رسانید و با دشمنانش بجنگید.[۱۹]

عدم حضور در رخداد عاشورا
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: اتفاق عاشورا
سلیمان در اتفاق عاشورا حضور نداشت. درباره انگیزه حاضر نشدن وی در کربلا گزارش‌های صریحی در منابع تاریخی نیست و گمانه‌های متفاوتی از سوی نویسندگان و محققان مطرح شد‌ه‌است. برخی بر آنند که سلیمان همپا با جمع دیگری از بزرگان شیعه به امر عبیدالله بن زیاد زندانی گردیده بود، ولی در منابع تاریخی گزارشی درین باب نیست.[۲۰]

برخی دیگر از محققان با اشاره به در دست گرفتن و رسیدگی شدیدی که ابن زیاد بر کوفیان و نیز بر طرق خروج از کوفه جاری ساختن کرده بود، قابلیت و امکان حضور سلیمان بن صرد و دیگر شیعه‌ها کوفه را در کربلا نا ممکن دانسته‌اند[۲۱] با این حالا بعضی دیگر با اشاره به تعداد اندکی از شیعه ها که خویش را به کربلا رسانده و به امام پیوستند، این برهان را قانع‌کننده نمی‌دانند.[۲۲] [۲۳]

تیم دیگری از محققان، سستی کوفیان به عنوان مثال سلیمان بن صرد، را برهان مهم نپیوستن آن ها به امام حسین در کربلا دانسته‌اند. اعتراف سلیمان و بقیه کوفیان به گناهشان در کمک نکردن امام و راه اندازی قیام توابین از دلایل تقویت این لحاظ میباشد.[۲۴] [۲۵]

بر این شالوده برخی نویسندگان، سلیمان بن صرد و بقیه کوفیان را شیعیانی متزلزل و با رفتاری دوگانه دانسته‌اند.[۲۶] همینطور این حیث را با عنوان کردن سوابق مخالفت سلیمان بن صرد با امام علی(ع) و امام حسن(ع) تقویت می‌نمایند.[۲۷] برخی از منابع قدیمی نیز به روحیه شکاک و تردیدهای سلیمان بن صرد در ماجرای عاشورا اشاره کرده‌اند.[۲۸]

بازدید : 23
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 12:36

دوازده نماینده اَسباط بنی‌اسرائیل (فرزندان یعقوب نبی) بودند که به‌فرمان پروردگار و به‌دست حضرت موسی(ع) تعیین شدند. وظیفه آن‌ها پاسداری از میثاقی بود که از جانب آفریدگار بر ذمه بنی‌اسرائیل قرار داشت. نقباء، همینطور وظیفه عده‌آوری داده ها از قومی ستمگر در مسافرت به بیت‌المُقَدَّس را نیز بر ذمه داشتند. موسی از آن ها خواست داده ها به دست‌آمده از این دسته را به فامیل خویش ندهند، بیشتر آن‌ها از این امر تخلف مسجد سجاد مشهد کردند.

در منابع فریقین، روایاتی از نبی(ص) آورده شده که تعداد جانشینانش را دوازده بدن و به تعداد نقبای بنی‌اسرائیل دانسته میباشد، این روایات به احادیث دوازده خلیفه مشهورند، عالمان شیعه از آن‌ها برای ثابت امامت امامان دوازده‌گانه به کار گیری رزرو مسجد سجاد مشهد می‌نمایند.

نُقَبا، نمایندگان حضرت موسی(ع) نقبای بنی‌اسرائیل، رسولان موسی(ع) در بین فامیل خویش بودند[۱] که برطبق بعضا احادیث، به دستور خداوند و به دست حضرت موسی(ع) گزینش شدند.[۲] به گفته مفسران، نقبا از اسباط دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل (فرزندان یعقوب) بودند[۳] که از هر سبط، یک نماینده برگزیده آدرس مسجد سجاد مشهد شد.[۴]

نقبا والا قوم و قبیله خویش[۵] و دارنده رأی نافذ و مقام ویژه‌ای بوده‌اند.[۶] در برخی از کتاب‌های تفسیری، نقبا سرآمد خاندان خود،[۷] سردار[۸] و حتی سلطان[۹] معرفی گردیده‌اند. گروهی نیز بر این باورند که آن‌ها ابعاد به پیامبری رسیدند.[۱۰] بعضا هم منزلت بالاتری برای آن ها قائل گردیده، آنان را مالک کتاب دانسته و فراتر از پیامبران بی آلایش و ذیل‌خیس از انبیای اولوالعَزم شماره تلفن مسجد سجاد مشهد شمرده‌اند.[۱۱]

در آیه ۱۲ سوره مائده آمده میباشد که خداوند دوازده نقیب دربین بنی‌اسرائیل برگزید. در قرآن مقام آنها به طور بدیهی ذکر نشده میباشد.[۱۲] مفسران درباره آنان نگرش‌های متفاوتی دارا هستند.[۱۳]

تشبیه جانشینان رسول به نقبای بنی‌اسرائیل
در روایاتی که از نبی(ص) گفته شده شمار جانشینان آن حضرت به تعداد نقبای بنی‌اسرائیل آورده شده میباشد.[۱۴] این شرکت احادیث به روایات دوازده خلیفه مشهورند که در آن‌ها تعداد جانشینان نبی(ص) دوازده بدن و همه از قریش معرفی گردیده‌اند.[۱۵] علمای شیعه از این روایات برای ثابت امامت امامان به کار گیری می‌نمایند.[۱۶] برطبق حدیث دیگری، فرستاده(ص) آخر و عاقبت خویشان خویش را همچون بنی‌اسرائیل دانسته میباشد.[۱۷] رسول همینطور در بیعت عَقَبه دوازده نقیب از فی مابین انصار برگزید تا نماینده وی در مدینه باشند.[۱۸]

سید محمدحسین طباطبایی، در تعبیروتفسیر المیزان، نقبا را به اولوالاَمر در آیین اسلام تشبیه کرده و آن‌ها‌را مرجع کارها فقاهتی و مادی بنی‌اسرائیل دانسته میباشد.[۱۹]

وظیفه نقبای بنی‌اسرائیل
سازه بر آیه ها قرآن، نقبا مأموریت محافظت از میثاقی را برعهده داشتند که آفریدگار از بنی‌اسرائیل گرفته بود.[۲۰] همینطور آن ها از جانب موسی(ع) مأمویت یافتند به بیت‌المقدس مهاجرت نمایند[۲۱] و به عده‌آوری داده ها از قومی ستمگر بپردازند[۲۲] که در مرز و بوم کنعان،[۲۳] شامات[۲۴] و یا این که حیطه اریحا [یادداشت ۱] در شام[۲۵] مستقر بودند. آنان بعد از تصویب مشاهدات خویش نزد موسی(ع) بازگشتند و از عظمت ساکنان این بخشها کلام گفتند[۲۶] موسی(ع) از آن ها خواست از دادن داده ها و ارعاب فامیل خویش، بپرهیزند،[۲۷] البته به جزء دو[۲۸] یا این که حداکثر پنج نفر،[۲۹] دیگرافراد از دستور موسی(ع) تخلف کردند.

اسامی نقبای بنی‌اسرائیل
ثَعْلبی از مفسران اهل‌سنت در تعبیر و تفسیر خویش، اسم‌های نقبا را بیان نموده است. آن‌ها عبارتند از:

مشمول بن ران
شاقاط بن حوری
کالب بن یوقنا
مقایل بن یوسف
یوشع بن نون
قنطم بن ارقون
مدی بن عدی
بدون شوخی بن قامن
بیانون بن ملکیا
نفتالی محر بن وقسی
حملائل بن حمل
سابور بن ملکیا.[۳۰]
در بعضا منابع دیگر اسم‌های نقبا با یه خرده اختلاف نام برده میباشد.[۳۱]

جستارهای متعلق
اسباط
پانویس
دینوری، الواضح، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۹۰.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۶۵.
ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۳۹؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۵۷.
ثعالبی، تعبیروتفسیر الثعالبی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۶۲؛ سیوطی، الدر المنثور، ج۲، ص۲۶۷.
ثعالبی، تعبیر الثعالبی، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۳۶۲.
جرجانی، درج الدرر، ۱۴۳۰ق، ج۱، ص۵۵۲.
طیب، اطیب البیان، ۱۳۶۹ش، ج۴، ص۳۱۹.
دیوبندی، تعبیر و تفسیر کابلی، ۱۳۸۵ش، ج۲، ص۵۲.
سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۳، ص۲۶۵.
آلوسی، روح المعانی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۲۶۰.
صادقی تهرانی، ترجمان فرقان، ۱۳۸۸ش، ج۲، ص۴۱.
مغنیه، التفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۳، ص۳۰.
نگاه فرمائید به عاملی، تعبیروتفسیر عاملی، ۱۳۶۰ش، ج۳، ص۲۳۹.
خزاز رازی، کفایة الأثر، ۱۴۰۱ق، ص۲۷؛ روحانی صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۴۶۸؛ نعمانی، الغیبة، ۱۳۹۷ق، ص۱۱۸؛ ابن‌حنبل، مسند احمد بن حنبل، ۱۴۱۶ق، ج۶، ص۳۲۱، ۴۰۶؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ۱۴۰۴ق، ج۱۰، ص۱۵۷؛ ابی‌یعلی، مسند ابی‌یعلی، ۱۴۰۴ق، ج۸، ص۴۴۴؛ بزار، مسند بزار، ۱۹۹۳ق، ج۵، ص۳۲۰.
مؤسسه معارف اسلامی، معجم الاحادیث الامام المهدی، ۱۴۲۸ق، ج۳، ص۵۰۱.
نگاه نمایید به صمدی، «امامت اثنی عشر»، ص۴۳۰.
روضه خوان صدوق، اینجانب لا یحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۳.
طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۵۵.
طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۲۴۰.
ابن‌سلیمان، تعبیروتفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۴۶۰؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۵.
ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۳۹؛ سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۶؛ سمرقندی، بحرالعلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ ابن‌حموش، الهدایة إلی بلوغ النهایة، ۱۴۲۹ق، ج۳، ص۱۶۴۰.
ثعلبی، الکشف و البیان، ۱۴۲۲ق، ج۴، ص۳۶؛ زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۱۵؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۱۸.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۶، ص۹۶؛ میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۳، ص۵۸.
زمخشری، الکشاف، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۶۱۵؛ بیضاوی، أنوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۱۱۸؛ طبرسی، تعبیروتفسیر دولت ها الجامع، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۱۷.
سمرقندی، بحر العلوم، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۳۷۵؛ طبرانی، التفسیر الکبیر، ۲۰۰۸م، ج۲، ص۳۶۹؛ شعرانی، مطالعه‌های قرآنی علامه شعرانی،

بازدید : 23
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 12:34

(۱۳۰۲-۱۳۸۶ش) از عالمان شیعه و استادان کردار در طهران و بنیانگذار مکتب علمیه مجتهدی. وی بعداز گذراندن سطح های بهتر حوزوی در قم، به طهران رفت و در مسجد سید عزیزالله به تبلیغ و درس دادن سرگرم شد. مجتهدی تهرانی بعداز فوت محمدحسین خداپرست از عارفان طهران، به مسجد حاج ملاجعفر رفت و مکتب علمیه‌ای در آنجا تأسیس کرد. او به زهدو تقوا، اخلاص و عموم‌داری دارای اسم و رسم بود. تألیفاتی از مجتهدی تهرانی به‌جا ما‌نده و اثر ها زیادی هم از سخنان و مواعظ اخلاقیِ وی جمع و منتشر مسجد سجاد مشهد گردیده‌است.

معاش‌طومار احمد مجتهدی تهرانی در ۹ مهر سال ۱۳۰۲ش (۲ رجب ۱۳۴۳ق) در طهران به‌جهان آمد.[۱] پدرش محمدباقر از بازاریان و جدش میرزا احمد از بازرگانان عصر خویش بود و دیگر اجدادش هم در کسوت روحانیت بودند.[۲] وی در سال ۱۳۶۷ق تزویج کرد.[۳]طلاب مکتب آیت‌الله مجتهدی که سید فرستاده موسوی تهرانی از اساتید حوزه علمیه قم نشسته در سمت راست مجتهدی تهرانی چشم رزرو مسجد سجاد مشهد میشود.

نمایی از تشییع احمد مجتهدی تهرانی در طهران وفات ،مجتهدی تهرانی در ۲۳ دی سال ۱۳۸۶ش (۴ محرم ۱۴۲۹ق) در طهران درگذشت و بعداز تشییع و اقامه نماز به وسیله محمدرضا مهدوی کنی، در مکتب علمیه‌اش دفن شد.احمد مجتهدی در سال ۱۳۶۲ق وارد حوزه علمیه قم شد.[۵] ورود او به حوزه علمیه، با وجود مخالفت پدرش شکل گرفت.[۶] مجتهدی دروس مقدمات و سطح را نزد روضه خوان علی‌اکبر استدلال، محمدجواد خندق‌آبادی، سید مرتضی علوی فریدونی، روحانی عبدالرزاق اصفهانی، محمد صدوقی و سید محمدصادق طباطبایی خواند[۷] و در دروس بیرون فقه و اصول فقه گلپایگانی، تنکابنی، مرعشی نجفی، امام خمینی، بروجردی و خوانساری آدرس مسجد سجاد مشهد حاضر شد.[۸]

مجتهدی همینطور در درس خلق امام خمینی حاضر میشد که عصرهای آدینه در مکتب فیضیه قم برپا میشد. او از درس خلق و خوی سید حسین فاطمی قمی نیز بهره برد و مهم‌ترین مدرس رفتار وی بعد از حضور در حوزه علمیه طهران روضه خوان محمدحسین بازهد شماره تلفن مسجد سجاد مشهد بود.[۹]

مجتهدی تهرانی در سال ۱۳۷۰ق به طهران رجوع و برگشت و در مسجد سید عزیزالله که مسجد سید احمد خوانساری بود، به علم آموزی و درس دادن پرداخت.[۱۰] او صبح‌ها در مسجد سید عزیزالله، فقه و ادبیات درس دادن میکرد و عصرها برای عده ای که ایام شاغل بودند، دروس حوزوی مانند مطول، سیوطی، منطق و مغنی درس می‌بخشید.[۱۱]

مجتهدی شب‌ها در مسجد امین‌الدوله بعداز نماز روحانی محمدحسین خداترس به منبر می رفت و تعبیر قرآن می‌ذکر کرد.[۱۲] مبنای تعبیر و تفسیر وی کتاب تعبیر البرهان بود.[۱۳]
روضه خوان احمد مجتهدی با سپری شد سه سال از فوت محمدحسین خداپرست همچنان در مسجد سید عزیزالله به درس دادن و تبلیغ کارها فقاهتی درگیر بود تا آنکه در سال ۱۳۷۵ق با درخواست علما و عموم، حوزه درسی خویش را به مسجد حاج ملاجعفر منتقل کرد و در آنجا اقامه نماز جماعت و درس دادن را افزود.[۱۵] وی بعداز جابجایی به مسجد حاج ملاجعفر با امداد تاجران و عموم که معتقد بودند وی برای ادامه راه و روشِ روحانی محمدحسین بازهد بر بقیه افراد ارجحیت دارااست، توانست حوزه علمیه خویش را در آنجا تأسیس نماید.[۱۶] سید محسن خرازی، رضا استادی، علی‌اکبر ناطق نوری، روحانی محسن کازرونی و محمدعلی جاودان به عنوان مثال شاگردان وی معرفی گردیده‌اند.[۱۷]

مجتهدی تهرانی به انگیزه مشاغل فقهی و اجتماعی کمتر به تألیف پرداخت و بیشتر به تبلیغ و تربیت جوان ها و طلاب سرگرم بود.[۱۸] رساله محرم و نامحرم، رساله در احکام غایب بودن، رساله در گناهان کبیره، تقریرات فقه (صلاة و قضاء) سید حسین طباطبایی بروجردی و کتاب ارث به عنوان مثال تألیفات وی میباشد.[۱۹]

کتاب‌ها و اثراتی از سخنان و گفتارهای مجتهدی تهرانی در تیم‌های گوناگون تهیه و تنظیم و منتشر شد‌ه‌است:

کتاب «تیم کلاس خلق: گروه گفتارهای اخلاقی از فقیه ربانی حضرت آیت‌الله مجتهدی تهرانی» به‌تلاش محمدحسین فرمانی در سال ۱۳۹۸ش عده شد و در تکثیر کتابستان معرفت منتشر شوید.[۲۰]
کتاب «حاج آقا مجتهدی: در احوالات مرحوم آیت‌الله حاج روحانی احمد مجتهدی» اثری از مؤسسه ایمان به یادماندنی میباشد که به معاش این دانا شیعه از به دنیا آمدن تا وفات و سوابق تاریخی مکتب علمیه‌اش میپردازد.[۲۱]
دسته‌ای در سه جلد از سخنان و مواعظ روحانی احمد مجتهدی با تیتر‌های «آداب الطلاب»، «آفات الطلاب» و «روایات الطلاب»، به‌وسیله شاکر منتفع فرید عده‌آوری و تهیه و تنظیم گردیده‌است. آداب و رسوم مطرح‌گردیده درین کتاب، از وضعیت دستورها کم آب و قانونی بیرون بوده و در پوسته حکایات شیرین و با زبانی معمولی و سوای به‌عمل بردن کلمه ها ایراد و دشوار گفته شده میباشد.[۲۲]

بازدید : 21
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 14:21

(متولد۱۱۸۷ق- درگذشته۱۲۷۰ق) از فقهای اصولی قرن سیزدهم، از شاگردان شریف العلماء مازندرانی و مالک جواهر و ملقب به سعیدالعلماء مازندرانی. درباره رده علمی‌ وی گفته‌اند روضه خوان انصاری او‌را از خویش اعلم می‌دانست و بعد از طومار سعید العلماء به او، جایگاه مرجعیت و زعامت شیعه ها را برعهده گرفت. سعید العلماء نقش بسیار گزینش کننده‌ای در خموشی کردن فتنه بابیه در مازندران مسجد سجاد مشهد داشت.

معاش‌طومار محمدسعید در سال ۱۱۸۷ق در قریه «دیوکلا» از توابع بارفروش (بابل کنونی) متولد شد[۱] و نزدیک به سال ۱۲۷۰ق در زادگاهش از جهان رفت.[۲] او در بازار مسجد جامع به‌خاک ودیعه شد.[۳] معاش علمی او تحصیلات خویش را در زادگاهش استارت و بعد به نجف عزیمت کرد و بعد از سال‌ها درس دادن و علم آموزی به بارفروش رجوع تا در سرویس عموم بارفروش باشد. او امامت جماعت مسجد جامع این شهر را بعهده رزرو مسجد سجاد مشهد گرفت.[۴]


تندیس سعید العلما مازندرانی در دیوکلا اساتید او در نجف از محضر علمای زمانش به کارگیری موفقیت: شریف العلماء مازندرانی[۵] روضه خوان محمد حسن نجفی (مالک جواهر)[۶] حالت علمی و مرجعیت مراتب علمی سعید العلماء، آیتم دقت شایانی در عراق و کشور ایران بوده میباشد. از ارادت ناصرالدین پاد شاه به او در تاریخ نقل‌هایی آمده میباشد. معلم تبریزی در ریحانة الادب نوشته، برخی از اهل خبره اورا هم سنگ روحانی انصاری دانسته بلکه گاهی ترجیحش می دهند. بالجمله فقه و اصول وی مسلم اهل بعدازظهر خویش آدرس مسجد سجاد مشهد بود.[۱۰]

قسمتی از سخنرانی سعیدالعلماء در مسجد علیه بابیون ایها الناس بیدار گردید! معاندان ما، در کمینند. میخواهند اسلام را از در میان ببرند. مقدسات اسلامی را محو نمایند. حال که محمد فرمانروا فوت کرده و امور درهم و پریشان میباشد، مدیر این دسته با جمعیتی از جان پیشین به طرف ما میاید. همۀ شما فردا صبح حاضر باشد و خویش را فراهم نمایید تا جلوی این تیم را شماره تلفن مسجد سجاد مشهد بگیرید.

درس‌هایی از مدرسه اسلام، آبان ۱۳۸۶، سال ۴۷، شماره ۸، ص۶۱.

با درگذشت صاحب و مالک جواهر، دستور مرجعیت و زعامت شیعه ها، دربین علمای نجف اشرف، متعین در روضه خوان مرتضی انصاری شد البته روضه خوان انصاری از قبول این دستور امتناع می‌ورزید و معتقد بود با وجود سعیدالعلمای مازندرانی، او اعلمیت و صلاحیت ما یحتاج برای تصدی موضع افتاء را ندارد.بعد از مکاتبه فی مابین این دو، سعید العلماء می‌نویسد:در شرایطی‌که اینجانب در وقت ها اشتغال علمی، اعلم از روحانی بودم، لکن در بلاد فارس تارک گردیده‌ام البته روحانی، هنوز درگیر دانش هست فعلا برای پیروی و فتوی متعین میباشد.[۱۱] بعداز این طومار، روضه خوان انصاری مرجعیت عام را می‌پذیرد.

یکی نکات بسیار اصلی و شایان توجه در زندگانی سعید العلماء، مسئولیت‌پذیری، جدیت و کارایی وی در سرکوبی کودتا طرفداران فرقه بابیت در مازندران بود. یکی مبلغین فرقه بابیت به اسم ملاحسین بشرویه‌ای جهت همیاری با ملا محمدعلی بارفروشی که به‌این فرقه تمایل پیدا کرده بود از خراسان روانه مازندران شد. همین که سعید العلماء به‌تامل ملاحسین پی پیروزی برای پیشگیری دست به عمل شد و به فرمان وی علما و صنف‌ها در مسجد گردهم آمدند و آن گاه نبرد با این فرقه را تحت عنوان تکلیف تیتر فرموده و با رئیس او، فتنه بابیه در مازندران در جمادی الثانی ۱۲۶۵ق، بی سر و صدا شد.
در لحاظ برزگان
صاحبان تراجم با توصیفات متعددی از وی تعریف کرده‌اند. معلم تبریزی دربارۀ او می‌نویسد: ملامحمد سعید بارفروشی مازندرانی، از اکابر علمای امامیه... از افاضل مجتهدین، در بلاغت و نطق و ذکر یگانه فرصت... بود.[۱۴] تالیف کننده اعیان الشیعه درباره‌اش گفته میباشد: بلندمرتبه فقیهان و مجتهدان، یکی مراجع مسلمان ها، عبادت پیشه‌ای که کسی همانندش پای‌حایل به مستحبات و نوافل عدم وجود. [۱۵][یادداشت ۱]

بزرگداشت
کنگره ملی بزرگداشت سعید العلماء و ملا محمد اشرفی در روز پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۰ش به بازه سه روز در دانشکده صنعتی نوشیروانی بابل برگزار شد

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 489
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه