بایستگی طرح مساله: در غرب پس از رنسانس، آئین کاملا از عرصه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد زندگى اجتماعى بشر کنار نهاده شد.
کسانى صلاحیت آن را براى اداره زندگى اجتماعى انکار کردند و کسانى دیگر به سیرتکاملاى محترمانهخیس دخالت در اداره اجتماع را دون شان آیین شمردند. با حذف آئین از میدان زندگى اجتماعى، مدرسهها و ایدئولوژیهاى بشرى میداندار شدند و براى سامان دادن به زندگى اجتماعى انسانها با هم به رقابت پرداختند. تاریخ قرنها تازه در غرب آدرس مسجد سجاد مشهد شاهد برآمدن و فرو افتادن فلسفهها و مدرسههاى سیاسى و اجتماعى گوناگونى میباشد که یکى بعد از دیگرى به ادعا در افکندن طرحى جدید، به عرصه مىآمدند و به محک تجارب آزموده مىشدند و کنار مىرفتند. غرب نو آزمایشگاه بزرگى شد براى امتحان عملى فلسفهها و مدرسههاى سیاسى و اجتماعى نوبنیاد. دراین در بین برخى از این مدرسهها باگاز ناکام از تست درآمده و طلوع ناکرده غروب مىکردند، برخى دیگر دورانهاى درازى از تست را گذراندند ولى پایان الامر با ناکامى کنار رفتند، رزرو مسجد سجاد مشهد برخى نیز بعد از فراز و فرودهایى آخر و عاقبت به جايگاهاى از پختگى و کمال رسیدند که بتوانند ماندگارى خویش را تا به امروز مراقبت نمایند.
در همین فرصت و در نصیب دیگرى از عالم که آنرا حوزه تمدنى اسلام مىنامیم، تاریخ به سیرتکاملاى دیگر در جریان بود.
در تعالیم اسلام مرزبندى مشخصى در بین عالم و آخرت نیست،اخروىترین اجرا، جهت و تاثیر مسجد سجاد مشهد دنیوى داراهستند و دنیوىترین امور، مىتوانند جهت و تاثیر اخروى داشته باشند.
اسلام که به پیمان اقبال «از به عبارتی استارت آئین اجتماعى، دنیایى و کشورى بود» با خط مش دنیوى نیرومند خویش به طور تقریب به طور متن و یا این که فضاى زندگى اجتماعى عموم درآمده بود.
عموم با آیین زندگى مىکردند و حضور و نفوذ آیین در آحاد زوایاى زندگى وی محسوس بود. در عرصههاى حقوق و دستمزد و خوی، آئین حاکمیت مطلق داشت، براى حل مرافعات و مسائل حقوقى ضابطه دیگرى به غیر از ضابطه آئین عدم وجود، و براى سنجش و ارزشگذارى رفتارها نیز هیچ ترازو دیگرى به جز ارزشهاى دینى وجود نداشت. در عرصههاى سیاست و اقتصاد هم درصورتی که چه اوضاع جان دار نظامهاى سیاسى و اقتصادى با حال و روز مناسب و متبوع آئین مسافت بسیار داشت، ولی بطور کلى نظام سیاست و اقتصاد جامعه متاثر از آئین بود و در جایگاهگیریهاى خویش همواره مراعات آیین را داشت و مىکوشید تا دستنادر سازگارى ظاهرى خویش را با آئین محافظت نماید. خلافت عثمانى و حکومتصفوى مثالهاى تاریخى آشکارى ازاینسیرتکامل نظامهاىسیاسى می باشند.
امواج برخاسته از تاملها و مدرسههاى اجتماعى تازه غرب، سرنوشت به حوزه فرهنگ و تمدن اسلامى نیز رسید، ولی در اینجا با حریف نیرومندى روبرو شد. اسلام که با جهت گیریهاى دنیایى خویش در عرصه زندگى اجتماعى بشر، سخنى براى بیان کردن داشت، عرصه را براى تفکرها و مدرسههاى جدید رسیده خالى نکرد. به تفسیر دیگر پندارها و مدرسههاى سیاسى و اجتماعى تازه که در غرب برنده شدند آیین را تماما از عرصه حیات اجتماعى عموم عقب برانند، در اینجا برنده بهاین شغل نشدند و درصورتی که چه نفوذ انحصارى آئین را در اداره زندگى اجتماعى شکستند ولی نتوانستند آن را حذف نمایند.
تاریخ غرب تازه، دراین قسمت از عالم اثر گذاشت البته بعینه تکرار نشد، در اینجا هم آیین در عرصه اجتماع حریف جدید نفسى پیدا کرد که در غرب بر کلیسا و مسیحیت غالب گردیده بود و هم درنگها و مدرسههاى اجتماعى نو با آیین دنیاگراى سرسختى روبرو شدند که ساختارى متعدد با مسیحیت داراست و نمىاقتدار به آسانى از میدانش بدر کرد.
ستیزه دو حریف بر رمز اداره حیات اجتماعى عموم از همین جا شروع شد، تحولات والا دو قرن اخیر در عالم اسلام گواه رویایى و رقابت پندارهاى اجتماعى نوبنیاد با تفکر دینى و موفقیت و شکستهاى متناوب آن ها در کار بوده میباشد.
دراین در میان دعواهاى عظیماى درباره نظامات اجتماعى آئین مطرح گردیده و مىگردد، و اندیشمندان دینى به لزوم رویا رویی با مدرسههاى حریف کوشیده و مىکوشند تا با توکل بر منابع دینى عقیدههاى مدونى راجع به دولت اسلامى، نظام اقتصادى اسلام و دیگر مقولههایى که به اداره زندگى اجتماعى مربوط میباشد عرضه نمایند. عقیدههاى مطرح گردیده همسو می باشند ولى هماهنگ نیستند، اختلاف برداشتها و تفاوت فهمها به اندازهاى میباشد که انباشته کردن بین آنها نسبتاً غیر ممکن میباشد. کافى میباشد به تمجیدها و تعبیرها و ماجراهاى بسیار متفاوتى که از مقوله حکومت اسلامى گردیدهاست، نگاهى بیفکنیم تا به حجم اختلاف دیدگاه ها پى ببریم.
در صورتیکه از بین این داستانهاى گوناگون، عقیده بسیار معروف ولایت عالم را درباره حکومت اسلامى برگزینیم، گشوده مىبینیم که از همین عقیده نیز در کشاکش تاملها، قصههاى متفاوت و تفسیرهاى ناهمگون وجود داراست.
چنانچه چه این ناهماهنگى و اختلاف نظرهاى وسیع در طرح و ارائه مقولههاى اجتماعى آیین، ناشى از انگیزهها و عاملهاى گوناگونى میباشد، البته در عین درحال حاضر نیز حکایت از آن دارااست که در سلسله این گفت و گوها رینگ مفقودهاى میباشد که غفلت از آن مارا به سیرتکاملاى مبتلا خلاء مبنایى نموده است. این رینگ مفقوده سوژه «جامعه دینى» میباشد که در دعوا از اجتماعیات آئین، می بایست آن را ام المباحث بشمار آورد. چارچوب نظرى جامعه دینى به منزله مامان و محور و متن میباشد براى طرح دیگر مباحث اجتماعى آئین از قبیل دولت و اقتصاد و مدیر و دستمزد و.... با خلا این رینگ، در واقع بستر تئوریک مناسبى براى طرح دیگر مقولههاى اجتماعى آئین وجود نخواهد داشت.
در مثل، مشاجره از دینى بودن یا این که نبودن دولت، فرع میباشد بر دینى بودن یا این که نبودن جامعه، و مضمون دینى بودن یا این که نبودن جامعه، که اکثر اوقات به سادگى از آن مىگذریم، چندان هم دستور بی آلایش و تمجید گردیدهاى وجود ندارد که آن را به ذمه بداهت واگذاریم. مسلم میباشد که دولت دینى صرفا با ساختار یک جامعه دینى سازگار میباشد و ساختار جامعه دینى نیاز به تعریف و تمجید و تبیین ظریف علمى دارااست. آیا جامعه دینى در اهیتخویش یک جامعه مدنى میباشد با افرادى موحد، یا این که ماهیت جامعه دینى از محور با جامعه مدنى متعدد میباشد؟ آیا جامعه دینى را مىاقتدار با نهادهایى که لازمه جامعه مدنى میباشند، اداره کرد؟ و بالعکس آیا جامعه مدنى را مىقدرت با محافظت آحاد اسباب و اثاث آن بر طبق تعالیم آیین اداره کرد؟ بعد از پرنور شدن این مبانى بعد بایستی به سراغ طرح مساله دولت دینى رفت. آنچه گفته شد به مساله دولت دینى تخصیص ندارد، بلکه در دیگر مقولههاى اجتماعى نیز اوضاع از همین قرار میباشد، به صورت کلى تا فهم پرنور و صریحى از معنا جامعه دینى و معیارهاى دینى بودن یک جامعه نداشته باشیم، نمىتوانیم تصویر روشنى از صورت دولت دینى، یا این که رئیس دینى یا این که نظام اقتصادى دینى رسم کنیم.
این نوشتهعلمی خویش را تنها مدعى طرح مساله مىداند و خیر بیشتر، البته ضمنا نیز دو سوال شالودهاى را در زمینه ی جامعه دینى در بین افکنده و کوشیده میباشد تا بدانها جواب دهد: ابتدا آنکه جامعه دینى به چه معناست؟ دوم آنکه آیا احداث جامعه دینى از هدف ها آئین میباشد؟
جامعه دینى به چه معناست؟ اصطلاح «جامعه دینى» در نگاه اولیه پرنورخیس از آن به حیث مىبرسد که نیازى به تعریفوتمجید داشته باشد، ولی در واقع به این شکل وجود ندارد. سؤال از ماهیت جامعه دینى در قدم ابتدا به دو سؤال دیگر تجزیه مىگردد: اولا جامعه چیست؟ و ثانیا دینى بودن آن به چه معناست؟ جواب سوال اولیه را به ذمه دانش جامعهشناسى مىگذاریم و تمجید دارای اسم و رسم این دانش از جامعه را مىپذیریم و با اندک توضیحى، آن را تحت عنوان یک اصل موضوعى در تمجید جامعه دینى به فعالیت مىگیریم. از این رو دراین نصیب چندان درنگى نخواهیم کرد. البته جواب به سوال دوم میباشد که در اینجا براى ما عنایت محورى دارااست و مىتواند مارا به معنا جامعه دینى مجاورت نماید. در واقع ادراک ما از جامعه دینى بر این مدار مىچرخد که دینى بودن را چه گونه مضمون کنیم؟ آیا هر جماعت دیندارى را مىاقتدار یک جامعه دینى نامید یااینکه جامعه دینى ویژگیهایى دارااست که در هر جماعت دین دار یافت نمىگردد؟ به عبارت دیگر آیا وجود جماعتى از دینداران براى تحقق یک جامعه دینى کافى میباشدیااینکه براى تحقق جامعه دینى به چیزى بیش تر از یک عده دین دار نیاز داریم؟ به به عبارتی اندازه که جامعهشناسان در میان دو معنا «توده» و «جامعه» تفاوت مىگذارند فی مابین دو معنی «گردآوری دین دار» و «جامعه دینى» نیز تفاوت وجود داراست.
جامعه انسانى، عده عددى معمولیاى از انسانها وجود ندارد; بلکه آن گردآوری انسانى میباشد که در اطراف مشترک داراى ارتباط ها متقابل اجتماعى با یکدیگر میباشند. «رابطه ها متقابل اجتماعى» یک محور پایدار و اصلى براى تحقق جامعه میباشد که فارغ از آن جامعه انسانى صورت نخواهد گرفت. به دیگر حرف، جامعه انسانى ترکیبى میباشد از انسانها و رابطه ها متقابل بین آنان، «بشر» و «ارتباط متقابل اجتماعى» دو عنصر اصلى براى تشکیل جامعه انسانى می باشند. رابطه ها اجتماعى برآمده از کردارهاى اجتماعى اشخاص میباشد و خوی اجتماعى، آن کار ارادى و مختارانهاى میباشد که بشر براى وصال به مقصود مشخصى در ازای دیگر انسانها جاری ساختن مىدهد. از مخلوط کردارهاى متقابل اجتماعى، کانال عظیم و غامض ارتباط ها اجتماعى به وجود مىآید; کانال رابطه ها اجتماعى جزء مقوم جامعه انسانى میباشد.
بخاری در کتاب قرّة العینین تصویر کوتاهی از نماز فرستاده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پروردگار را که بعد از تکبیر به خواندن نیز اشاره داراست آنرا به اکران گذارده میباشد.
حدثنا عبید بن یعیش حدثنا یونس بن بکیر ان بن اسحاق عن العباس بن آسوده الساعدی قال کنت بالسوق مع ابی قتادة وابی اسید وابی حمید کلهم یقولون: انا اعلمکم بصلاة پیامبر الله صلی آدرس مسجد سجاد مشهد الله علیه وسلم، فقالوا لاحدهم: صلّ، فکبّر، ثمّ قرا، ثمّ کبّر ورکع، فقالوا: اصبت صلاة نبی الله صلی الله علیه وسسلّم.
عباس بن آسان ساعدی می گوید: در بازار یار ابوقتاده و ابواسید و ابوحمید بودم که رزرو مسجد سجاد مشهد هر کدام به دیگری میاظهار کرد: اینجانب از شما داناتر به نماز رسول هستم، به یک نفر سفارش کردند تا مانند پیامبر آفریدگار نماز به خواند، آن شخص تکبیر خاطرنشان کرد آن گاه سورهای خواند و تکبیر اظهار کرد و به رکوع رفت، گفتند: همانطور که نبی پروردگار نماز می خواند تو نماز خواندی. [۴]
این حدیث هم نمیتواند بیان کنده نماز جامع و بدون نقص فرستاده خداوند باشد. مسجد سجاد مشهد
۲.۳ - تصویری از نماز رسول با گستردن بیشتر
ابنحبان با شرح بیشتر همین حدیث را نقل کرده و مینویسد:
اَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اِسْحَاقَ بْنِ اِبْرَاهِیمَ مَوْلَی ثَقِیفٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْوَلِیدُ بْنُ شُجَاعٍ السَّکُونِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَبِیُ قَالَ حَدَّثَنَا ابُو خَیْثَمَةَ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْحُرِّ قَالَ حَدَّثَنِی عِیسَی بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ اَحَدُ بَنِی مَالِکٍ عَنْ عَبَّاسِ بْنِ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِیِّ اَنَّهُ کَانَ فِی مَجْلِسٍ کَانَ فِیهِ اَبُوهُ وَکَانَ مِنْ اَصْحَابِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم وَفِی الْمَجْلِسِ اَبُو هُرَیْرَةَ وَاَبُو اُسَیْدٍ وَاَبُو حُمَیْدٍ السَّاعِدِیُّ مِنَ الاَنْصَارِ وَاَنَّهُمْ تَذَاکَرُوا الصَّلاةَ فَقَالَ اَبُو حُمَیْدٍ اَنَا اَعْلَمُکُمْ بِصَلاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالُوا فَاَرِنَا قَالَ فَقَامَ یُصَلِّی وَهُمْ یَنْظُرُونَ فَبَدَاَ یُکَبِّرُ وَرَفَعَ یَدَیْهِ حِذَاءَ الْمَنْکِبَیْنِ ثُمَّ کَبَّرَ لِلرُّکُوعِ فَرَفَعَ یَدَیْهِ اَیْضًا ثُمَّ اَمْکَنَ یَدَیْهِ مِنْ رُکْبَتِهِ غَیْرَ مُقَنِّعٍ وَلا مُصَوِّبٍ ثُمَّ رَفَعَ رَاْسَهُ وَقَالَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَکَ الْحَمْدُ ثُمَّ رَفَعَ یَدَیْهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ اَکْبَرُ فَسَجَدَ فَانْتَصَبَ عَلَی کَفَّیْهِ وَرُکْبَتِهِ وَصُدُورِ قَدَمَیْهِ وَهُوَ سَاجِدٌ ثُمَّ کَبَّرَ فَجَلَسَ وَتَوَرَّکَ اِحْدَی رِجْلَیْهِ وَنَصَبَ قَدَمَهُ الاُخْرَی ثُمَّ کَبَّرَ فَسَجَدَ الاُخْرَی فَکَبَّرَ فَقَامَ وَلَمْ یَتَوَرَّکْ ثُمَّ عَادَ فَرَکَعَ الرَّکْعَةَ الاُخْرَی وَکَبَّرَ کَذَلِکَ ثُمَّ جَلَسَ بَعْدَ الرَّکْعَتَیْنِ حَتَّی اِذَا هُوَ اَرَادَ اَنْ یَنْهَضَ لِلْقِیَامِ کَبَّرَ ثُمَّ رَکَعَ الرَّکْعَتَیْنِ الاَخِیرَتَیْنِ فَلَمَّا سَلَّمَ سَلَّمَ عَنْ یَمِینِهِ سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَسَلَّمَ عَنْ شِمَالِهِ سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ الْحُرِّ وَحَدَّثَنِی عِیسَی اَنَّ مِمَّا حَدَّثَهُ اَیْضًا فِی الْمَجْلِسِ فِی التَّشَهُّدِ اَنْ یَضَعَ یَدَهُ الْیُسْرَی عَلَی فَخِذِهِ الْیُسْرَی وَیَضَعَ یَدَهُ الْیُمْنَی عَلَی فَخِذِهِ الْیُمْنَی ثُمَّ یُشِیرُ فِی الدُّعَاءِ بِاِصْبَعٍ وَاحِدَةٍ.
آسان ساعدی در مجلسی که اصحاب فرستاده معبود مثلا ابوهریره بودند ذکر کرد: اینجانب از شما با نماز پیامبر پروردگار بیشتر آشنا هستم، گفتند: نماز اورا به ما علامت ده، ایستاد و تکبیر اعلامکرد بعد دستها را تا بالای کتفها بلند کرد و تکبیر اظهار کرد و هنگام رکوع رفتن دستها را بلند کرد و در رکوع دستها را بر زانوهایش قرار اعطا کرد بعد از آن رمز از رکوع بر داشت و اذعان کرد: سمع الله لمن حمده... دستها را بلند کرد و تکبیر اذعان کرد و به سجده رفت، راز از سجده بلند کرد و بر یکیاز پاهایش توکل زد و پای دیگرش را آزاد گذاشت و تکبیر اعلامکرد و به سجده رفت و تکبیر اظهارکرد و فورا ازجا پرید و رکعت آتی را خاطر نشان نمود و در هر رکتی مانند رکعت نخستین شغل کرد و در نقطه پایان نخستین به سمت راست درود کرد آنگاه به سمت چپ، حسن بن حر می گوید: از عیسی بن عبدالله بن صاحب و مالک شنیدم که ذکر کرد: در به عبارتی مجلس اورده شده میباشد که در وقت تشهد قرائت با یکی انگشتان دست اشاره کند.
۲.۱.۱ - مدرک حدیث
قالَ اَبُو حَاتِمٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ سَمِعَ هَذَا الْخَبَرَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ عَنْ اَبِی حُمَیْدٍ السَّاعِدِیِّ وَسَمِعَهُ مِنْ عَبَّاسِ بْنِ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِیِّ عَنْ اَبِیهِ فَالطَّرِیقَانِ جَمِیعًا مَحْفُوظَانِ.
هر دو طرز در نقل این حدیث محفوظ میباشد. [۵]
۳ - تکفیر یا این که قبض در نماز
[بازنویسی]
از مشخصههای نماز اهلسنت گذاشتن دستها و قرار دادن آن روی شکم یا این که بالای شکم میباشد این چنین که کف دست راست را روی دست چپ قرار میدهند، و مردم نمازگزاران اهل سنت مقید بدین طرز می باشند، اگرچه مورد نیاز به پژوهش و تفحص میباشد که آیا این فعالیت را تمامی فقیهان اهل سنت موردنیاز و واجب می دانند، یا این که نه؟ و از سوئی دیگر مستلزم این مطالعه میباشد که مبنای اینگونه فتوا و عملی چیست؟ آیا سنت رسول میباشد یا این که دوست داشتن سایر افراد؟
حدیث تحت از دارای اعتبارترین کتابها نزد اهل سنت نقل گردیدهاست، بهتر به فرازها و تعابیر آن توجه فرمائید، تمامی چیز پرنور میشود.
بَاب وَضْعِ الْیُمْنَی علی الْیُسْرَی.
حدثنا بنده اللَّهِ بن مَسْلَمَةَ عن مَالِکٍ عن ابی حَازِمٍ عن سَهْلِ بن سَعْدٍ قال کان الناس یُؤْمَرُونَ اَنْ یَضَعَ الرَّجُلُ الْیَدَ الْیُمْنَی علی ذِرَاعِهِ الْیُسْرَی فی الصَّلَاةِ قال ابو حَازِمٍ لَا اَعْلَمُهُ الا یَنْمِی ذلک الی النبی صلی الله علیه وسلم قال اِسْمَاعِیلُ ینمی ذلک ولم یَقُلْ یَنْمِی.
سهل و آسان بن سعد می گوید: عموم وادار میشدند تا دست راست را بر ذراع دست چب قرار دهند، ابوحازم گفته میباشد آسوده این فرمان را به فرستاده نسبت میاعطا کرد البته اینجانب نمیدانم. [۶]
دراین نقل اضطراب موج می زند به دلیل آنکه راویان خویش شک دارا هستند که امردهنده چه کسی بوده میباشد.
۳.۱ - تکتف در سخنان بزرگان اهلسنت
قبض یا این که تکتّف همان گونه که تا قبل از این توضیح داده شد با کف دست راست پشت دست راست را به دست آوردن میباشد.
حنفیها برای مرد افضل آن می دانند که مرد دست راست را روی دست چپ و پایین نافش بگذارد و برای زن عالی آن میباشد که دستهایش را روی سینه قرار دهد.
شافعیها تکتف را برای زن و مرد یکسان میدانند یعنی هر دو بایستی دستها را تحت سینه و بالای ناف بگذارند.
حنفیها هم گفتهاند هنگام قبض دستها بایستی پایین ناف قرار بگیرد.
مالکیها افتادن دستها را دو طرف پهلو هنگام نماز مستحب میدانند و مغایر سه مجموعه از فقهای اهل سنت قبض و تکتف را ما یحتاج نمیدانند.
خلال مالکیها اشخاصی مانند عبدالله بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابنجریج، نخعی، حسن بصری، ابنسیرین و گروهی دیگر از فقها تکتّف را موردنیاز نمیدانند، دراین در بین اوزاعی معتقد به تخییر در بین قبض و ارسال دستها میباشد.
رهبر انقلاب نسل زد در بنگلادش؛ ناهید اسلام که می شماره تلفن مسجد سجاد مشهد باشد و به چه شکل عموم را علیه دولت روضه خوان حسینه بسیج کرد؟
ناهید اسلام، دانشجوی جامعهشناسی در دانش گاه داکا میباشد که اکثر زمان ها در ملاعام با پیشانیسد منقش به درفش بنگلادش حاضر می گردد. ناهید اسلام و دیگر رهبران حرکت دانشجویی بنگلادش قرار میباشد روز آدرس مسجد سجاد مشهد سه شنبه با ژنرال وکر-اوز-فرصت، فرمانده ارتش این سرزمین دیدار نمایند. فرمانده ارتش بنگلادش روز دو شنبه با اعلام استعفای روحانی حسینه از سمت ابتداوزیری، اعلامکرد که ارتش این مرزوبوم یک رزرو مسجد سجاد مشهد دولت موقت تشکیل خواهد بخشید.
ناهید اسلام، دانشجوی جامعهشناسی در کالج داکا میباشد که اکثر اوقات در ملاعام با پیشانیسد منقش به درفش بنگلادش حاضر می شود.
وی رهبری اعتراضاتی را بر ذمه داشت که باعث به استعفا و فرارو گریز روحانی مسجد سجاد مشهد حسینه، ابتداوزیر بنگلادش شد که توان را برای ۱۵ سال متواتر در چنگ داشت.
این دانشجوی ۲۶ ساله، هماهنگکننده یک تکان دانشجوییِ متکی به نسل زِد علیه سهمیههای مشاغل دولتی در بنگلادش بود که به ندرت به کارزاری برای برکناری روضه خوان حسینه از اقتدار تبدیل شد.
ناهید اسلام در وسط ژوئیه به آوازه ملی رسید و آن وقتی بود که پلیس بنگلادش وی و تنی چند از دانشجو یان کالج داکا را در جریان سرکوب اعتراضهای مرگبار دستگیر کرد.
با وجود سرکوب خشونتآمیز اعتراضها در بنگلادش که در حدود ۳۰۰ کشته برجای گذاشت که بیشتر از دربین دانشجو یان جوان بودند، این حرکت ادامه یافت و در غایت به استعفای روضه خوان حسینه و فرارو گریز وی به هند سبب شد.
ناهید اسلام و دیگر رهبران تکان دانشجویی بنگلادش قرار میباشد روز سه شنبه با ژنرال وکر-اوز-مجال، فرمانده ارتش این مرز و بوم دیدار نمایند. فرمانده ارتش بنگلادش روز دوشنبه با اعلام استعفای روحانی حسینه از سمت ابتداوزیری، اظهارکرد که ارتش این مرزوبوم یک دولت موقت تشکیل خواهد بخشید.
ناهید اسلام با تأکید بر اینکه دانشجو ها هیچ دولتی که پایین هدایت یا این که پشتیبانی ارتش بنگلادش باشد را نمیپذیرند، توصیه داده میباشد که محمد یونس، موفق پاداش نوبل تحت عنوان «مشاور ارشد» گزینش خواهد شد.
وی روز سه شنبه ۶ اوت در یک پست رخبوکی نوشت: «هیچ دولتی به جز دولتی که ما توصیه کردهایم، پذیرفته نخواهد شد.»
ناهید اسلام روز دوشنبه در کنار دیگر رهبران تکان دانشجویی گفته بود: «ما به خونهایی که شهدا برای هدفمان ریختهاند، حیله نمیکنیم.» وی در سخنان خویش وعده اعطا کرد که آن ها قصد دارا هستند با ساخت و ساز تغییرات بینادی در بنگلادش، این مرز و بوم را به یک سرزمین دموکراتیکخیس و عادلانهخیس تبدیل نمایند.
ناهید اسلام در سخنان خویش با تأکید بر اینکه بنگلادش ۱۷۰ میلیون نفری هیچ گاه به «حکومت فاشیستی» گشوده نخواهد گشت، از دانشجوها خواست از اقلیت هندو و جای های عبادت آن ها مراقبت نمایند.
وی که در سال ۱۹۹۸ در داکا به جهان آمده، متأهل میباشد و یک اخوی خردخیس به اسم نکیب داراست. پدرش استاد و مادرش منزلدار میباشد. وی با نشر پیامهایش در کانالهای اجتماعی و نیز نشانه دادن پایمردی خویش در مسیر آرمانهایش پیروز شد، مدد شایان توجه نسل زدِ بنگلادش را به خویش جلب نماید.
نکیب اسلام، دانشجوی جغرافیا در مذاکره با رویترز ذکر کرد که برادرش «استقامت فوقالعادهای» داراست و مدام بر بایستگی تغییرات در بنگلادش تأکید داشته میباشد.
وی با اشاره به دستگیر و شکنجه برادرش بوسیله پلیس، بیان کرد: «با وجود کلیه اینها، وی به جنگ ادامه می دهد. ما به وی پشت گرمی داریم که تسلیم نخواهد شد. به وی افتخار میکنیم.»
سابرینا مهربان، استادیار دانش کده کرنل که تحقیقاتی در مورد خشونتهای سیاسی داشته میباشد در گفتمان با رویترز، روز دو شنبه را روزی تاریخی برای بنگلادش تعریف کرد.
وی اظهار کرد: «این ممکن میباشد اولین انقلاب توفیقآمیز رهبری گردیده بوسیله نسل «زد» (Z) باشد. حتی در شرایطیکه ارتش دراین روند دخیل باشد همچنان امیدی به جابجایی دموکراتیک وجود داشته داراست.»
زکات پل اسلام
و از علی بن ابیطالب (علیهالسّلام)، ماجرا گردیده که فرمود: بر شما شماره تلفن مسجد سجاد مشهد اد به زکات؛ چون از رسول شما شنیدم که میفرمود: زکات پل اسلام میباشد پس هر کس آن را بپردازد، از پل پیشین و کسی که نپردازد، در ذیل آن محبوس گردد. زکات خشم آفریدگار را خموشی میکند. «علَیکم بالزّکوةِ فَانّی سمعتُ پیامبرّمعدود یقول: الزکوةُ قَنْطَرَةُ الاسلامِ فَمَن اَداها جازَ القَنطرةَ وَ مَنْ مَنَعَها احتُبِسَ دونَها وَ هی تُطفی غضَبَ الرَّبَّ.»
زکات چنانکه در رسالههای عملیّه مذکور، بر خیر چیز واجب میشود: گندم، جو، کشمش، آدرس مسجد سجاد مشهد رطب، طلا و جواهرات، نقره، شتر، گاو و گوسفند.
صدقه مستحبی
برای عنایت و عظمت صدقات مستحبی خوبست در آغاز به حالات انبیاء و ائمه (علیهمالسّلام) بلکه رزرو مسجد سجاد مشهد به حالات بقیه مؤمنین و اشخاص خیّر و محسن، لحاظ افکند که به چه شکل از جنس خویش، در راه و روش آفریدگار منفعتمند گردیده؟ و توسط آن چه سرویسهایی به دنیا اسلام و مسلمین نمودهاند. مسجد سجاد مشهد
صدقه در احادیث
احادیث در فضیلت صدقه بسیارند که برای مثال به برخی از آنان میپردازیم: علی (علیهالسّلام) فرمود: کسی که به عوض و بدل اطمینان نماید، عالی عفو وبخشش کند. «مَن ایقَنَ بِالخَلفِ جادَ بالعطیّة.»
و نیز فرموده: خوشا به حالا هر که متعددی مالش را انفاق نماید و از متعددی گفتارش پرهیز کند. «طوبی لمَن انْفَقَ الفَضلَ مِن فرآوردهِهِ و اَمسَکَ الفَضلَ مِن حرفِهِ.»
امام باقر از علی بن ابیطالب (علیهماالسّلام) نقل میفرماید که: آن حضرت فرمود: روزی یک دینار انفاق کردم، فرستاده معبود (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به اینجانب فرمود: آیا نمیدانی که صدقه مؤمن از دستش خارج نمیرود، تا آنکه از دهن هفتاد شیطان آزاد شود (همگی گویند: نده!) و در اختیار سائل قرار نگیرد، تا ابتدا در چنگ خدای تعالی قرار گیرد، آیا پروردگار اینگونه آیهای نفرموده: آیا ندانستهاند که آفریدگار اوست که توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را میگیرد. «اَما علمت اَنَّ صَدَقةَ المُؤمن لاتخرج اینجانب یدهِ حَتی یٌفَکَّ ارزش عَنْ لُحِی سَبْعینَ شیطاناً و ما یَقَعُ فی یَدِ السّائلِ حَتی یقَعَ فی یَدِ الرَّبَّ تعالیَ و بزرگ اَلم یقل هذه الآیةَ: المْ یَعلَمُوا اّنَّ الله هو یَقبلیُ عنَ عبادهِ و یاخُذُ الصّدقاتِ؛
وقتی که امام باقر (علیهالسّلام) بابا بزرگوارش را غسل میاعطا کرد، اشخاص متوجه پینههای دست و پا و پیشانی امام زینالعابدین (علیهالسّلام) بودند که در تاثیر سجده بسیار پینه بسته بود، البته در پشت کتف نیز تاثیر پینهای دیدند، از امام باقر (علیهالسّلام) پرسیدند: این تاثیر چیست؟ حضرت فرمود: در صورتی بعداز حیات پدرم خلا، نمیگفتم. روزی بر وی نمیسپری شد مگر آنکه یکیاز یا این که بیشتر از بینوایان را سیر می کرد شب که می شد، انبان خویش را لبریز میکرد و زمانی چشمها بخواب میرفت، به در منزل تنگدستان آبرومند رفته، فی مابین آن ها تقسیم میفرمود، و آنها نمیدانستند که آورنده خوراک چه کسی است؟
صدقات پیمبر و آل وی (علیهمالسّلام) آن قدر زیاد میباشد که خویش مستلزم به کتاب مستقلی میباشد و علامه بزرگوار، مجلسی (رضواناللهعلیه) در بحار، یک باب منحصربهفرد برای آن گشوده کرده است.
مداقه صدقه
در سوره مبارکه توبه آیه ۱۰۴ میخوانیم؛ «ألَم یعلَمُوا أنَّ الله هُوَ یقبِلُ التُاینترنتَة عَنْ عباده و یأخُذُ الصَّدَقات؛
آیا نمیدانستند که تنها خدا توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقات را می گیرد و خدا توبهپذیر و کریم میباشد.»
حرف از بندگان نیازمندی میباشد که به اذن و دستور الهی، اینسیرتکامل امدادها را میپذیرند، در واقعیت نمایندگان پروردگارند و بنابراین دست آنان نیز دست خداست، این تعبیر و تفسیر، یک کدام از لطیفترین تعبیراتی میباشد که عظمت و شکوه این حُنادر اسلامی را مجسم میسازد و ضمن تشویق این فریضه الهی هشدار میدهد که در پرداخت زکات و صدقات غایت وقار و احترام را به خرج دهند، به دلیل آنکه گیرنده پروردگار میباشد. در روایتی از امام سجاد (علیهالسلام) می خوانیم: «إنَّ الصَّدَقَة لاتَقَع فی یدِ العَبدِ حتّی تَقَعُ فی یدِ الرَّب؛ صدقه در مشت مخلوق قرار نمیگیرد مگر این که تا قبل از اینً در مشت خداوند قرار گیرد.» با دقت به آیه ها و احادیث متفاوت، گشوده هم عده ای میباشند که به هنگام امداد مالی جزئی به برادران و خواهران مستلزم خویش آنان را تحقیر کرده و یا این که با خشونت و بیاعتنائی با آنها خلق مینمایند.
سنتهاي حج
1- طواف قدوم(هنگام ورود به مكه معظمه حجاج اولين طوافي مسجد سجاد مشهد را كه مي كنند آن را طواف قدوم و طواف تحيه مي گويند) بر كسي كه بیرون مواقيت به نيت حج مفرد و يا حج قران به مكة مكرمه آمده میباشد.
2- رفتن از مكه مكرمه به مني در روز هشتم ذي الحجه.
3- گذراندن در مني در شب عرفه(مبيت).
4- حركت از مني به سوي عرفات پس از طلوع آفتاب رزرو مسجد سجاد مشهد در روز نهم ذي الحجه.
5- غسل كردن ـ در صورتي كه ميسر باشد ـ جهت وقوف به عرفه.
6- شب گذراندن در مزدلفه.
7- حركت از مزدلفه به سوي مني پیش از طلوع آفتاب در شماره تلفن مسجد سجاد مشهد روز دهم ذي الحجه.
8- مبيت به مني در شب يازدهم و دوازدهم ذي الحجه و هم چنين شب سيزدهم بر كسي كه تا غروب آفتاب روز دوازدهم از مني بیرون نشده باشد.
9- استراحت كردن ـ براي چندین لحظه ـ به هنگام ترك مني و وارد شدن به سوي مكه مكرمه بعداز ايام مني.
مستحبات حج
1- بلند بیان کردن تلبيه براي مردها و آرام بیان کردن آن براي زنها.
2- غسل كردن جهت دخول به مكه مكرمه.
3- وقوف به عرفه به نزديك جبل الرحمه.
4- بسيار تلبيه بیان کردن.
5- دعا و استغفار زياد به هنگام وقوف به عرفه.
6- توده بين نماز ظهر و بعدازظهر در عرفات.
7- وقوف به عرفه به نزديك امام مسلمين و يا پشت رمز آن، ولی در شکل مو جود بودن امام در عرفات .
8- وقوف در خویش بلندي مشعرالحرام(اسم مسجد مزدلفه آدرس مسجد سجاد مشهد میباشد و جبل قزح نيز می گويند) بعداز صبح روز دهم و بايد دانست كه اصل وقوف در جايي از مزدلفه واجب و اين كه اين وقوف در خویش مشعرالحرام باشد مستحب میباشد.
9- اداي نماز صبح در مزدلفه در تاريكي به طوري كه بين طلوع صبح و اداي نماز مسافت چنداني نباشد.
10- ایفا دادن طواف زيارت در روز دهم ذي الحجه.
مكروهات حج
1- تأخير در وقوف به عرفه بعداز اداي نماز ظهر و بعد از ظهر فارغ از عذر و بهانه.
2- جمره زدن با ريگي كه يك توشه با آن جمره زده گردیده باشد و بعضي از علما بر آنند كه جمره زدن با چنين ريگي به هیچ وجهً تایید صلاحیت ندارد.
3- جمره زدن با سنگ پارچه و يا ريگي بزرگتر از اندازه معمولي.
4- نتراشيدن و يا كوتاه نكردن همگی موي راز هنگام بیرون گرديدن از احرام.
5- مبيت در سوا مني در شب نهم، يازدهم و دوازدهم ذي الحجه.
6- ترك سنتي از سنت ها.
مفسدات حج
حج با ترك كردن وقوف به عرفه فاسد مي خواهد شد و همچنين با ترك كردن ركني از اركان و جماع كردن(پیش از وقوف) فاسد مي گردد به واقعه مذهب ها.
گونه های حج
حج بر سه عهدوپیمان میباشد:
مفرد
مفرد به معني صرفا میباشد و اين كه صرفا به نيت حج احرام بندد..
قران
به معني اتصال و پيوست میباشد؛ اين كه به نيت حج و عمره احرام بندد و به مكه
رفته و اجرا حج و عمره را تا انتها جاری ساختن دهد و (مانند متمتع) خویش را حلال نسازد.
تمتّع
به معناي استعمال كردن و فايده تصاحب کردن میباشد و اين كه نخستین در ماه هاي حج، عمره ادا كند، آن گاه خویش را حلال سازد و پیش از اين كه به وطن برگردد در به عبارتی سال براي حج احرام بسته و حج را ادا كند. در حالتیکه كسي در جايي سكونت داراست و بعداز اداي عمره از مكه و ميقات بیرون گرديده و هنوز به وطن نرسيده برگشته و در به عبارتی سال حج كرد سازه به قسم ارجح در مذهب حنفي متمتع میباشد. از اين سه نوع به هر نحوي كه حج كند فرض از ذمّه وی ساقط مي خواهد شد البته قران افضل میباشد؛ بعد از آن تمتع و سپس مفرد.
بيان حج قران
قران: احرام حج و عمره را با هم بستن اولیه عمره و آنگاه حج را ادا كردن.
طريقه حج قران اين میباشد كه در ماه هاي حج (شوال، ذيقعده و دهه ي اولیه ذي الحجه) احرام ببندد و دو ركعت نماز احرام بخواند و اين چنين نيت كند:
«اَللَّهُمَّ اِنِّيْ اُرِيْدُ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ فَيَسِّرْهُمَا لِيْ وَ تَقَبَّلْهُمَا مِنِّيْ»
«پروردگارا اینجانب عزم ي حج و عمره را كردم پس آن دو را براي اینجانب آسوده فرما و از اینجانب قبول كن».
بعد از آن تلبيه حج و عمره بگويد درصورتی که پیش از ماه هاي حج احرام ببندد قران از وی قبول مي خواهد شد با كراهت تحريمي. قارن (كسي كه حج قران بجا مي آورد) نخستین طواف عمره را با سعي بجا بياورد و در موقعیت طواف رمل (پهلواني) و اضطباع (يعني جامه احرام را طوري بپوشد كه کتف ي راست عریان و شانة چپ پوشيده باشد) هم بكند بعداز اتمام عمره راز خویش را نتراشد درحالتی که اشتباهاً تراشيد، حلال(يعنی: از احرام بيرون نمیشود و محروم محسوب میشود. البته زیرا مرتکب تقصير و جنايات گردیده دو دم بر وی واجب میشود که هر دم ذبح يک حيوان میباشد) نمي خواهد شد بلكه بر وی دو دم واجب مي گردد، قارن همين كه از سعي عمره خارج از شد، مجدد براي حج با رمل و اضطباع طواف كند و سعي بين صفا و مروه را اعمال دهد كه اين طواف را طواف قدوم مي نامند.
براي قارن افضل اين میباشد كه در همين طواف سعي نيز بكند ولي براي مفرد افضل نيست. قارن بايد اولیه طواف عمره كند اين براي وی واجب میباشد. در صورتیکه نخستین نيت طواف قدوم كرده بود، گشوده هم طواف عمره اکانت مي گردد خیر طواف قدوم. نزد احناف حج قران از حج تمتع و مفرد افضل میباشد و براي اهل مكه و كساني كه باطن ميقات ساكن میباشند و براي كساني كه پیش از ماههاي حج مقيم مكه گردیده اند، قران جايز نيست.
دم قران
در دهم ذي الحجه وقتي كه حاجي قارن از جمره هاي سه گانه سوا شد، بر وي ذبح واجب میباشد و اين دم را دم قران و دم شكر مي نامند. براي اين دم يك گوسفند يا يك هفتم گاو يا شتر با شرايطي كه در قرباني وجود دارااست، جايز میباشد. چنانچه گاو يا شتر ذبح گردد مایحتاج میباشد كه همگی ي شُركا نيت نزدیکی داشته باشند. درحالتی که يكي از شركا نيت تقرّب نداشته باشد، از بقيه هم قرباني قبول نمي گردد در موقع دادن اين دم بايد نيت دم قران بكنند تا از دم جنايت و نفل و قرباني فرق گردد. ذبح سوای نيت نكند و تناول کردن گوشت اين مذبوحه براي صاحب و مالک آن جايز میباشد ولی خوب میباشد به طريقه ي قرباني سه نصیب كند يك نصیب را صدقه كند و يك نصیب را به دوستان خویش بدهد و بخش پایان را خودش مصرف نمايد كه اين طرز مستحب میباشد.
براي قارن رعايت ترتيب در اين سه چيز واجب میباشد: اولیه رمي كند، بعد ذبح كند و بعداز اين دو، حلق نمايد. در طواف زيارت سنت اين میباشد كه بعداز رمي، حلق و ذبح باشد در شرایطیکه پیش از آن ها هم بود جايز میباشد. براي مفرد ترتيب در رمي و حلق واجب میباشد ولي دم شكر براي وی مستحب میباشد.
چه چيز جايگزين دم مي خواهد شد؟
در حالتیکه قارن، مالی را که بر بار مهاجرت و مصرف رجوع زیاده نداشته باشد و درین درحال حاضر اقتدار خريدن حیوان را ندارد و حيواني نیز از پیشین در اختيارش وجود ندارد، اين فرد به جاي دم بايد ده روز روزه بگيرد. سه روز را بايد پیش از دهم ذي الحجه روزه بگيرد و بقيه را پس از ايام نحر. خوب میباشد كه سه روز اولیه در روزهاي هفتم و هشتم و نهم باشد و در صورتیکه مي ترسيد به سبب ساز روزه، وقوف در عرفه را نتواند به خیر جاری ساختن دهد از روز ششم تا هشتم روزه بگيرد. اين روز ها را عالی میباشد پي در پي روزه بگيرد ولي درصورتیکه دور از هم گرفت، گشوده هم جايز میباشد. هفت روز ديگر را پس از ايام تشريق روزه بگيرد خواه در مكه خواه در جاي ديگر و هر جا براي وی سهل وآسان خیس میباشد روزه بگيرد. در اين هفت روز هم پي در پي به دست آوردن روزه افضل میباشد از پراکنده به چنگ آوردن. ولي دور از هم روزه دریافت کردن هم جايز میباشد. در صورتیکه سه دیروز از دهم را نتوانست روزه بگيرد بر وی دم واجب مي گردد. در چنين وضعي در حالتی که اقتدار مالي نداشت، پس از رمي حلق نموده، خویش را حلال سازد ولي بر وی دو دم واجب مي گردد:
يكي دم شكر و ديگري دم حلال شدن پيش از ذبح. در حالتی که كسي سه دیروز از دهم را روزه گرفت و در ايام نحر پيش از حلق قدرتمند بر اداي دم شد بر وی ذبح كردن واجب میباشد، روزه پذيرفته نمي خواهد شد. در حالتیکه پس از ايام نحر اقتدار مالي پيدا كرد، بر وي تصاحب کردن به عبارتی هفت روز روزه واجب میباشد.
تذكر
درصورتیکه شخصي صرفا نيت احرام عمره كرد و هنوز از طواف عمره چهار شوط (به دور زدن دور و اطراف کعبه را شوط گويند) ادا نكرده بود، احرام حج را هم بست در اين شکل قران صراحت دارد درصورتی که از طواف عمره چهار شوط ایفا داده بود احرام حج بست در اين شکل قران نمي گردد. درصورتیکه نخستین احرام حج بست و پيش از طواف قدوم احرام عمره هم بست، در اين شکل هم قران مي گردد در حالتی که چه اين سیرتکامل فعالیت كردن شايسته نيست.
بيان حج تمتع
براي اهل مكه و ساكنان ميقات و كساني كه پيش از ماه هاي حج وارد مكه گردیده اند و مقيم گردیده اند تمتع جايـز نيست و براي غيـر اين افراد مذكـوره تمتع
جايز میباشد در نزد احناف تمتع از مفرد افضل خیس میباشد.
گونه های حج تمتع
1- تمتعي كه بعداز اداي عمره حاجي حلال مي خواهد شد و مجدد براي حج احرام مي بندد.
2- تمتعي كه سوق الهدي دارااست اين فرد نمي تواند پس از اداي عمره حلال گردد و بقيه احكام آن خصوصاً در جنايات مثل قارن میباشد.
براساس آیه ﴿إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً﴾[۴۷] آفریدگار برای خودش خلیفه قرار داده مسجد سجاد مشهد میباشد. این خلافت در نوبت ابتدا برای حضرت انسان (ع) تحت عنوان اول آدم و انسان مطرح میباشد و آنگاه برای فرزندانش.
اما از نشانهها و احادیث به دست می آید که برای نوع انسان به سبب ساز کرامت تفضیلی آفریدگار، یک رزرو مسجد سجاد مشهد نوع خلافت همگانی اثبات میباشد؛ البته خلافت خاص و خلافت مطلق فقط برای اشخاصی میباشد که در مراتب ایمان و زهد و تقوا و اعتقادوباور به مراتب برگزیده باشد. به لحاظ می رسد که خلافت همچون اموری دیگر زیرا آدرس مسجد سجاد مشهد ایمان و زهد و تقوا و اعتقاد دارنده مراتب و درجات متفاوت و متنوع میباشد. از این درجات متفاوت و متنوع به مراتب تشکیکی حافظه می شود؛ چون چنان فی مابین سکوای با سکوای دیگر تمایز و تفاوت و فرق میباشد که آدم گمان مینماید که دو چیز ضد و نقیض می باشند و به عبارتیطوری که بین شیر خوراکی و شیر جنگلی شماره تلفن مسجد سجاد مشهد صرفا در لفظ اشتراک میباشد، دراین تیتر خلافت نیز اینگونه اشتراک لفظی میباشد[۴۸].
اشکال خلافت
نوشتهعلمیٔ مهم: گونه های خلافت
خلافت تاریخی، وجودی و رتبی
آدم بدون نقص از دید مرتبه و رده زیرخیس از معبود متعال خواهد بود؛ خدایی که ذات مستخلف عنه میباشد و حد خلافت بشر بی نقص در همین محدوده وجودی میباشد خیر بیشتر و فراتر و خلیفه هم کسی میباشد که به مکان مستخلف عنه مینشیند کهاین خلافت و جانشینی موجودی از جانور دیگر به دو شکل میباشد:
خلافت تاریخی: دراینسیرتکامل خلافت شخص یا این که گروهی جانشین شخص یا این که تیم دیگر می شوند سوای حدس هرگونه کمال یا این که درجه وجودی برای فرد یا این که گروهی که جانشین میگردند؛ یعنی یکی دو جانور زودتر به وجود آمده و بعداز، از میان رفتن آن، جانور دیگری به مکان وی قرار گرفته و جانشین وی گردیده است. از این جهت، امتیازی میان خلیفه و مستخلف عنه وجود ندارد. در اینجا خلیفه میتواند همتای مستخلف خلف عنه و گاهی بلندتر از او کلام بگوید و فعالیت نماید؛ چون اقتدار وی برخاسته از نامونشان خویش اوست و وام دار افاضه مستخلق عنه وجود ندارد[۴۹].
خلافت وجودی و رتبی: پیمان دیگر خلافت، فقط به نظر منزلت و جایگاه وجودی و رتبی میباشد، خیر تاریخی و مانند آن. بهاین مفهوم که یک کدام از دو جانور از نگاه وجودی و مرتبه کمالی در مرحله زیرخیس از جان دار داایگر جای دارد. از اینرو امتیاز جوهری دربین خلیفه و مستخلف عنه وجود داراست و خلیفه همگی صلاحیت و توان خویش را مدیون خلافت میداند؛ چون اصل مشروعیت و توان وی از مستخلف عنه به او رسیده میباشد[۵۰].
خلافت شخصی و اجتماعی
نوشتهیعلمیهای اساسی: خلافت شخصی و خلافت اجتماعی
شروع جانشینی آدم از آفریدگار به طور شخصی بود، البته در غایت این جانشینی به طور جمعی میباشد؛ چون آفریدگار "استخلاف جمعی" را عزم کرده و می فرماید: ﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الأَرْضِ﴾[۵۱]. اما جانشینی جمعی با رهبری امام معصوم استارت می گردد. وی با رهبری خاص خویش امتی را رشد می دهد که توانگری اقامه عدل، دستور به مشهور و نهی از منکر داراهستند ﴿كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ﴾[۵۲].[۵۳]
بایستگی خلافت الهی
نوشتهعلمیٔ اساسی: لزوم خلافت الهی
دلایل گوناگون عقلی و نقلی بر اساس لزوم خلافت الهی اورده شده میباشد مانند:
برهان عقلی بایستگی خلافت الهی: آدم به تنهایی قدرت آن را ندارد که تمامی نیازهای یک معاش نسبتاً شل را برای خویش مهیا سازد؛ در سود، تَن به معاش اجتماعی میدهد تا با تعاون و تقسیم فعالیت، عالی بتواند معاش نماید. حریص بودن آدم اورا وامیدارااست هر چه بیشخیس از دیگر افراد منفعت گرفته و تا آنجا که می تواند از سرویس به دیگرافراد هجران نماید؛ لذا معاش اجتماعی، میدان ستمگری و تجاوز آدمها به حقوق و دستمزد همنوعان گردیده، چیزی که آدم از آن انتظار متانت و بهره داراست، برهان آزار و سختی بیشخیس عموم میشود. به همین برهان، جامعه برای تهیه و تنظیم ارتباط ها در بین اشخاص خویش، به ضابطه نیاز پیدا مینماید و از جهتی، نباید ضابطه را در سپردن بشر واگذارند؛ چون هریک از اشخاص یا این که گروهی از آن ها، صرفا بهره خویش را موازی با عدل و داد دانسته و زیانش را ظلم قلمداد مینماید. پس می بایست ضابطهگذاری، خارج از حوزه طبیعی آدم وجود داشته باشد؛ و آن استدلال بیرونی و مصون از خودمحوری و خودخواهی، به عبارتی فرستادگان بشری از سوی خدای حکیم میباشد. خدایی که نیازهای بسیار جزئی بشر را نادیده نگرفته، همچون روییدن مو سر در ابرو، یا این که فرو رفتگی در کف پاها، آن دلیل اساسی و مؤثر در معاش بشر را که موجب ادب و ارشادوراهنمایی به سوی بهروزی باشد، از وی دریغ نخواهد کرد[۵۴]
لزوم خلافت الهی در قرآن: برای لزوم ارسال فرستادگان بشری برای بشرها در قرآن کریم ومهربان، اینگونه آمده میباشد: ﴿رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا﴾[۵۵]. بعضی آیهها حاکی از عدم کفایت دانش و عقل بشری برای تأمین معاش سعادتمندانه انسانی میباشد: ﴿فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ﴾[۵۶]؛ لذا برای پند آنها در تمامی جهات معاش، حتّی در علم ها مادّی، نیاز به وحی از طرف خدای حکیم دارا هستند.
بایستگی خلافت الهی در حدیث: افزون بر ادله عقلی و آیه ها قرآنی، در اثرها حدیثی دارای اعتبار شیعه، احادیثی نقل گردیدهاست که حاکی از لزوم وجود خلیفه معبود در زمان معاش بشرها در کره زمین میباشد، ابی بصیر از امام درست گو(ع) نقل مینماید که: آن حضرت فرمود: »آفریدگار بلندتر و گران قدرخیس از آن میباشد که زمین را سوای امام عادل به هم اکنون خویش رها نماید (واگذارد)«[۵۷].[۵۸]
فلسفه خلافت الهی
انگیزه، نهایت و رمز خلافت الهی
نوشتهعلمیٔ مهم: سر خلافت الهی
سر خلافت، درایت به همگی اسماء، حقایق و معارف و برخورداری از دانش لدنی میباشد. تدبیر به کلیه حقایق دنیا قابلیت و امکان میباشد که مایه تمایز فی مابین آدم بدون نقص و ملائکه و منجر محرومیت آن ها از منزلت خلافت گردیده است[۵۹].[۶۰]
انگیزه خلیفه قرار دادن بشر
سوال: آفریدگار که دنیا هستی در قبضه توان اوست؛ چرا در زمین خلیفه قرار اعطا کرد؟ جواب این میباشد که بشرها هنگامی برای خویش، جانشین گزینش مینمایند، این به استدلال محدودیّت آنها میباشد؛ زیرا مدیریت نمیتواند در غیاب خویش، مدیریّت نماید، لذا جانشین انتخاب مینماید، البته ذات مقدّس ربوبی که به مجموع دنیا هستی تسلط داراست ﴿أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَاء رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُّحِيطٌ﴾[۶۱]، با این علت جانشین انتخاب نمینماید؛ می بایست علت را در مکان دیگر مشاهده کرد و آن اینجاست که بشرهای بی آلایش قدرت اخذ نتیجه الهی را مستقیم ندارند، نقش خلیفه الهی دراین دربین، به عبارتی منبع آبرسانی شهر میباشد که آب را ذخیره مینماید تا به هنگام نیاز، هرکس به اندازه نیازش فایدهمند خواهد شد، پس جعل "خلیفه" با این علت میباشد، خیر علت محدودیّت[۶۲].
گستره خلافت الهی
نوشتهی علمیٔ اساسی: گستره خلافت الهی
درخصوص اینکه محدوده جانشینی آدم از معبود تا چه اندازه میباشد؟ دو لحاظ ارائه شدهاست:
بشر جانشین پروردگار در زمین میباشد و حدود خلافت وی محصور به زمین میگردد.
بشر در کلیه عوالم هستی جانشین خداست چون بشر بی نقص، مظهر خداوندی میباشد که در هستی و کمالات خویش نامتناهی میباشد و بر تمامی عوالم هستی، حکم کننده علی الاطلاق میباشد بدین ترتیب خلیفه وی نیز اینگونه خواهد بود.
بعضا از عرصههای خلیفةاللهی بشر عبارت میباشد از:
خلافت الهی در عرصه سیاسی اجتماعی: هدف از بعد ها سیاسی اجتماعی، تولید جامعه سیاسی و دولت و در غایت تشکیل حکومت میباشد. انتخاب خلیفه (حکم دهنده، رهبر) در اسلام برای تشکیل جامعه مورد نیاز میباشد و عموم به رهبر نیاز دارا هستند تا با هم اختلاف نداشته باشند، با یکدیگر واقعه لحاظ دارا هستند[۶۳].
خلافت الهی در عرصه اقتصادی: آدم مالکیت مطلق را از آن آفریدگار می داند و موضع آدم را درباره گنج، موضع جانشینی نیکوکار و راست طریق تعریف مینماید. لذا آدم تحت عنوان یک نماینده وظیفه دارااست: ثروتی را که آفریدگار در سپردن وی نهاده مطابق امرها و دستورهای صاحب مهم اداره کند.
خلافت علمی رشتهآوری: زمامدار حکومت اسلامی ذمه دار تأمین دانش و علم و رفتار شهروندان قلمرو حکومت خویش خواهد بود
عید در لغت از مادهی عود، در معنای برگشت میباشد و لذا به روزهائی مسجد سجاد مشهد که خطاها از بستگان و جمعیتی برطرف می گردد و رجوع به بردها و راحتیهای اولیه مینماید، عید گفته می شود و در اعیاد اسلامی به مناسبت اینکه در پرتو اطاعت یک ماه میمون رمضان و یا این که اعمال فریضهی حج، صفا و عصمت و طهارت فطری اول به روح و جان گشوده می گردد و آلودگیها که برخلاف فطرت میباشد، از فی مابین میرود، عید بیان شده رزرو مسجد سجاد مشهد میباشد.(
? بخش اعظمی از آیه ها قرآن بر اجتماعی بودن شئون اسلامی دلالت مینماید و صفت اجتماعی بودن در همگی احکام و نوامیس اسلامی قاضی میباشد. شارع مقدس اسلام در موردی جهاد، اجتماعی بودن را به صورت آدرس مسجد سجاد مشهد بی واسطه تشریع کرده و امر داده، حضور در جهاد و حفاظت، به آن پاره ای که معاند دفع خواهد شد واجب میباشد.
روزه و حج، بر هر هر کس مستطیع و قوی به اجرا آن دو باشد و عذری نداشته باشد، واجب میباشد. اجتماعیت، درین دو واجب، به صورت بدون واسطه وجود ندارد. بلکه لازمهی آن دو میباشد؛ زیرا هنگامی روزه دار روزه گرفت، شماره تلفن مسجد سجاد مشهد قهراً در حین رمضان در مساجد رفت و آمد خواهد کرد و در پایان در روز عید فطر، این اجتماع به حد بدون نقص می رسد و نیز هنگامی ملزم به زیارت منزل پروردگار شوید قهراً با بقیه مسلمان ها یک جا عده میشود و در روز عید قربان این اجتماع به حد بی نقص میرسد و نیز نمازهای پنجگانه یومیه را بر هر مکلفی واجب کرده و جماعت را در آن واجب نساخته، البته این رخصت را در روز آدینه تدارک و تلافی کرده و اجتماع برای نماز آدینه را بر تمامی واجب ساخته میباشد.
? عید فطر در قرآن
?با مراجعه به قرآن شریف آیاتی را می قدرت یافت که به صورت بی واسطه و با مقداری اعتنا بر عید فطر و آداب آن اعتنا داراهستند و آرم میدهند کهاین زمینه از نظر قرآن مخفی نمانده میباشد. آن آیهها عبارتند از:
1️⃣ - آیه ی 185 سوره ی مبارکهی بقره: درین آیه، پروردگار متعال خلال معرفی ماه میمون رمضان و نزول قرآن، در آن به بعضا از احکام مرتبط با این ماه شریف اشاره کرده ومیفرماید: هریک از شما که هلال ماه رمضان را دید، بایستی روزه بگیرد .
?وکسی که در حالا مهاجرت و یا این که بیمار بود و ماه رمضان را ادراک کرد، در روزهای دیگر، می بایست روزه ی فوت گردیده را جبران نماید. بهدنبال میفرماید: پروردگار این احکام را به خیال و خاطر راحتی شما و خیر به خیال و خاطر به مشقت افتادنتان تشریع کرده است و اینکه عدّه را کامل شدن فرمایید و خداوند را به خیال هدایت، گرانقدر بدارید.
? «یریدالله بکم الیسر ولایرید بکم العسر ولتکملواالعده ولتکبروالله علی ما هدیکم ولعلکم تشکرون».
? ولتکملوا… عطف به یرید و مبین، انگیزه غائی میباشد. خدا در تشریع احکام، برای شما سادگی منظور خیر سختگیری تا روزه ی روزها کم را به هر صورتی که بتوانید چه در ماه رمضان یا این که غیر آن به کمال رسانید.
?ممکن میباشد ولتکملوا، عطف به فعل مقدر یا این که فلیصمه، باشد تا از این فرمان «فلیصمه» (و هر امری) آنچه آسانست و بتوانید، جاری ساختن دهید و آن را کامل شدن فرمایید. زیرا فرمان ولتکملوا بعداز دستور به روزه ی ماه رمضان میباشد کمال ظاهری آن معنای اتمام است
?و کمال معنوی آن، ایفا با حالت وآداب آن میباشد تا با سپری شد روز ها عزم ی ایمانی، حکم دهنده بر علت ها و شهوات شود و بشر را بلندتر آرد و عزمی آفریدگار ذهن را فراگیرد و حافظه عظمت وی، زنده و فعال شود. یادی که بر روش هدایت پایدار گردد: ولتکبروا لله علی ماهداک و در پرتو آن، نعمت ها معلوم و شکرگزاری خواهد شد.
?در احادیث، مراد از تکبیر در گزاره: و لتکبروا لله علی ما هدیکم، تعظیم و خواسته از هدایت، ولایت میباشد.
?اینکه هدایت به معنای ولایت باشد از باب تطبیق کلی بر مصداق میباشد و ممکن میباشد از قبیل به عبارتی قول بیاناتی باشد که نامش را تاویل نهاده اند. چنانکه در برخی از احادیث آمده و به معنی دو واژه ی یسر و عسر فرموده اند: یسر، ولایت و عسر، مخالفت باایمان و دوستی با معاندان خداست.
?پس معنای آیه، این میباشد که خدا را تبارک بداری و اجلالش کنی، بخاطر آن هدایت و پند که برای شما در دینتان اظهارکرد و بخاطر آنکه به شما موفقیت بخشید تا ماه رمضان را روزه بدارید. این ماه مختص شما امت مسلمان هست و امم دیگر از آن بی منفعت اند.
?بیشتر پژوهشگران گفته اند که هدف از ولتکبرالله، تکبیرهایی میباشد که در شب عید فطر وارداتی میباشد کهاین تکبیرها بعداز چهارنماز مغرب و عشاء و صبح روز عید ونماز عید فطر گفته میشود. در عید فطر این سیرتکامل میگویند «الله اکبر الله اکبر لااله الاالله و الله اکبر، الله اکبر ولله الحمد، الحمد علی ماهدانا وله الشّکر علی ما اولانا»(2)
امام درستگو (علیه السّلام) که فرمود: این تکبیرها را مستحب میباشد که در مغرب و عشاء و فجر و ظهر و بعدازظهر و دو رکعت نمازعید گفته گردد.(3)
2️⃣- آیهها 14 و 15 سوره ی مبارکه ی اعلی:
در آیهها گزینه دعوا به نجات اهل ایمان و دست اندرکاران این نجات اشاره مینماید. ابتدا میفرماید: مطلقاً رستگار میگردد هر که خویش را تزکیه نماید (قد افلح اینجانب تزکی) و اسم پروردگارش را به خاطر آورد و در ادامه آن نماز بخواند? (و بیان نام ربه فصلی).
?براین اساس، برهان فلاح و رستگاری و موفقیت و نجات را سه چیز میشمرد: تزکیه و بیان اسم خدا و آنگاه بجا آوردن نماز.
?به گفته ی برخی از مفسران، فرایند عملی ملزم، سه مرحله میباشد: در آغاز ازاله ی عقائد فاسده از قلب. بعد از آن حضور معرفه الله و صفات و اسماء وی در دل و سوم اشتغال به سرویس. آیهها فوق در سه پاراگرافی کوتاه، اشاره بهاین سه مرحله نموده است.
?این نکته نیز شایان توجه میباشد که نماز را فرع بر بیان آفریدگار می شمرد. این به خیال و خاطر آن میباشد که، تا به حافظه وی نیفتد و فروغ و روشنایی ایمان در دل وی پرتوافکن نشود، به نماز نمیایستد.
همانطور که میدانیم، وظیفهی پیغمبرصلّی الله علیه و آله و سلّم تزکیه میباشد.
?دلهای مستعد و حق طلب و واقعیت خواه آیهها را میشنوند، متاثر می شوند، میپذیرند و میگروند و دل هایشان از نجاست بی دینی، با آب توحید، منزه و پاکیزه می گردد.
? و بیان نام ربه فصلی (اسامی خدا همه اوصاف ذات مقدسش میباشند) بیان ممکن میباشد به گویش باشد، مثل مضمون رحمن و رحیم و اثر ها عفو و بخشش واسعهی آفریدگار در کلیهی کائنات و در وجود خودمان بیندیشیم. دقت به معانی بخشش و علو و عظمت تولید کننده و رازق بودن توانمند متعال، قهراً و مطلقاً، فروتنی میاورد. پررنگ ترین مثالی اظهار فروتنی، نماز میباشد. مشاهده کنید چه طور در سه کلمه و واژه، جمیع فرآیند را گردآوری فرموده میباشد:
1️⃣- تمیز شدن از بی دینی و اخلاق و رفتار رذیله به توحید و ایمان و اعتقادوباور داشتن اصول عقاید (تزکی)
2️⃣- در اثرها توان و حکمت آفریدگار و نعمتهای دنیوی و معنوی و جسمی و روحی اندیشیدن. چون که هر ساعتی از این اندیشه، خوب از هفتاد سال عبادت میباشد خلال این بیان قلبی، با لهجه نیز واژه شهید شدن اعلام کردن (وذکراسم ربه).
3️⃣- اظهار شکستگی و خشوع و کوچکی در پیشگاه معبود نمودن و به عبادت و پرستش پرداختن (فصلی).هرکس این سه مرحله را پیمود به سرمنزل فلاح و رستگاری میرسد و این میباشد مضمون «قد افلح اینجانب تزکی».
گردآوریای براساس احادیث رسیده معتقدند که خواسته از «تزکی» دادن زکات فطره و قرائت نماز عید میباشد.(4) برخی نیز تزکیه را در اینجا، در معنای دادن صدقهی مالی دانستهاند.
?اصلی این میباشد که تزکیه، معنا وسیعی دارااست که تمامیی این مفاهیم را شامل میشود. هم تطهیر روح از آلودگی بی دینی و هم تطهیر از رفتار رذیله و هم پاک سازی کار از محرمات و هرگونه ریاودورویی و هم تطهیر کالا و جان بوسیلهی دادن زکات در منش آفریدگار.
?چون طبق آیه ی دریافت اینجانب اموالهم صدقه تطهرهم و تزکیهم ارزش (از اموال آنان صدقه ای (زکات) بگیر تا آنهارا توسط ی آن تطهیر و تزکیه کنی)، دادن زکات سبب ساز عصمت و طهارت روح و جان میباشد. به این ترتیب، مجموع تفسیرها ممکن میباشد درمعنی وسیع ی آیه توده باشد.
? آداب نماز عید ? خدا متعال در فرازی از آیه ی 31 سوره ی اعراف می فرماید:? «خذوا زینتکم عند تک تک مسجد…» یعنی هنگام رفتن به مسجد زینتهای خویش را بردارید. این خطاب به کلیهی فرزندان انسان تحت عنوان یک ضابطه دائمی که دربرگیرنده اعصار و قرن ها می گردد که زینت خویش را به هنگام رفتن به مسجد با خویش داشته باشید.
?این گزاره میتواند هم اشاره به زینتهای جسمانی باشد که دربرگیرنده پوشیدن خرقههای تروتمیز و تمیز و پاک و کتف زدن موها و به کاربردن بو و مانند آن می گردد
? و هم دربرگیرنده زینت های معنوی. یعنی صفات انسانی و ملکات اخلاقی و نیت پاک و اخلاص. و در حالتی که میبینیم در بعضا از احادیث اسلامی صرفا اشاره به خرقه بهتر یا این که کتف کردن موهاشده و در صورتیکه میبینیم صرفا حرف از مراسم نماز عید و نماز آدینه به بین آمده میباشد، استدلال بر انحصار وجود ندارد، بلکه غرض ذکر مصداقهای پرنور میباشد
?و همینطور در شرایطی که میبینیم که در برخی دیگر از احادیث، زینت در معنای رهبران و پیشوایان لایق تعبیروتفسیر گردیده، استدلال بر حجم مضمون آیه میباشد که تمامی زینتهای ظاهری و باطنی را دربر می گیرد.
در کتاب المقنع گفته میباشد: «سنت در افطار عید قربان این میباشد که بعداز نماز صورت بپذیرد و درعید فطر پیش از نماز.
آنچه را که درین پژوهش گزینه رسیدگی قرار گرفت عبارت میباشد از: تعریفوتمجید ایمان شماره تلفن مسجد سجاد مشهد تحت عنوان تیم سه آتی از بعد ها شناختی، عاطفی و رفتاری. پیامهای تربیتی هریک از مؤلفه های ایمان. به خصوصیت های ایمان از قبیل ازروی میل بودن، اکتسابی بودن، تدریجی بودن، و دارنده مراتب بودن آن. وابسته ایمان، در اینکه وابسته ایمان اصول عقاید میباشد یا این که تک تک معارف الهی میباشد، لحاظ دوم برگزیده گردیده است. در عامل ها ارتقاء ایمان به پنج دلیل اصلی اعتنا گردیدهاست. در اثر ها ایمان مهمترین اثر ها اخروی، رفتاری، شناختی و عاطفی آدرس مسجد سجاد مشهد گزینه مشاجره بوده میباشد. در مشاجره معضلهای ایمان، به شرک و نفاق پرداخته میباشد.
پاراگراف های مانند مانند آئین، ایمان، از بنیادیترین پاراگرافهای میباشد که به معاش، مفهوم میدهد ایمان ذیل بنای تفکر و خلق بشر را نسبت به مبدأ هستی، فرجام هستی تشکیل میدهد.
در دعوا ایمان مفاهیم مانند چیستی ایمان، عنصرها ایمان، ارتباط ایمان با معرفت، ارتباط ایما رزرو مسجد سجاد مشهد ن با کار، کاکرد ایمان، وابسته ایمان و ... در حوزه ایمان از مباحثی میباشد که قرنها نظر ها متکلمین را به خویش جلب نموده است. ولی بایستگی رسیدگی دعوا ایمان از منظر تربیتی و با اساس قرار دادن نشانهها قرآن شاید کمتر آیتم پژوهش قرار گرفته میباشد که درین نوشتار کارایی میخواهد شد به ایمان از منظر قرآن با نگاهی تربیتی پرداخته گردد.
با دقت گستردگی مشاجره ایمان در قرآن از یکطرف، و محدودیتهای تالیف کننده از طرف دیگر، مسجد سجاد مشهد همت شدهاست که به طور پیشگفتار ای بر ایمان در قرآن آورده خواهد شد.
مضمون شناسی ایمان
ایمان در لغت به معنای گرویدن، ایمن گردانیدن و اعتقاد و باور داشتن، روی کردن و متکی بودن ورزیدن میباشد. در قرآن نیز به معنای فعل ایمان یا این که معنای محتوای آن و یا این که هر دو به عمل رفته میباشد[1]. بیشتر متکلمان امامیه ایمان را تصدیق قلبی خداوند، پیامبر، و رسالت وی دانسته اند، برخی دیگر مانند روضه خوان اثرگذار ایمان را تصدیق قلبی و اقرار زبانی و فعالیت جوارحی میداند[2]
معنی ایمان در قرآن
علامه طباطبایی ایمان را اینگونه تعریفوتمجید مینماید: «ايمان عبارت میباشد ازعلم به چيزى باالتزام به مقتضاى آن، به طورى كه آثارآن دانش درعمل آشکار باشد.[3]
ايمان، فقط دانش نيست، به دليل آيات زير كه ازكفر و ارتداد افرادى خبرمىدهد كه باداشتن دانش به انحراف خویش، كافر و مرتد شدند، مانند آيه «إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْتوشهِهِم ْمِن ْبَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى»[4] وآيه « إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا و َصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّه ِوَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِن ْبَعْدِ ماتَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى»[5] وآيه «وَجَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ» [6]پس با دقت به نشانهها قرآنی مشخص و معلوم شد كه صرف دانش به چيزى و يقين به اينكه حق میباشد، در استحصال ايمان كافی نيست، و مالک آن دانش را نمىگردد مؤمن به آن چيز دانست، بلكه بايد ملتزم به مقتضاى دانش خویش نيز باشد، و مطابق مؤداى دانش ملتزم به کار باشد، به طورى كه آثارعملى دانش هرچند فى الجمله از وى بروزكند، پس كسى كه دانش دارااست به اينكه خداى تعالى، الهى میباشد كه جز وی الهى نيست، و التزام به مقتضاى علمش نيز داراست، يعنى در رده اعمال مراسم عبوديت خویش والوهيت پروردگار برمىآيد، چنين كسى مؤمن میباشد، امااگرعلم سابق الذکر رادارد، ولى التزام به آن ر اندارد و علمى كه علمش را بروز دهد و از عبوديتش خبر دهد ندارد چنين كسى دانا میباشد ومؤمن نيست.[7]
بنابر این ایمان معرفت یقینی یار با تسلیم و خضوع و خشوع در قبال حق میباشد، چنان که اشخاص مانند فرعون و ابلیس دانش داشتند البته هیچ گاه مؤمن به شمار نمی آیند. لذا از دید قرآن، کار لازمه ایمان میباشد و خلا آن در کنار ایمان نشانگر ناخالصی و بی تاثیر بودن ایمان میباشد.
مؤلفه های ایمان
ایمان حالتی میباشد کم عقل که در هر انسانی ممکن میباشد ساخت و ساز گردد، و از نظر محاسبه عقلی دارنده سه مؤلفه «نظریه و آشنایی»، «علقه قلبی و عاطفی» و «خلق ظاهری» میباشد.[8]
مؤلفه های رفتاری ایمان
همان طور که در تمجید ایمان مراعات شوید تحقق ایمان در گرو داشتن دانش و ملتزم شدن عملی به آن میباشد بطوری که قرآن صحت دارد «گمان نکنید که ادعای ایمان کافی میباشد و به شغل شما توجهی نمیگردد»[9]، لذا میاقتدار اعلام کرد نصیب تبارک از وظایف که آفریدگار بر اشخاص مؤمن مقرر میفرماید وظایفی رفتاری میباشند؛ بطور نمونه، مساعدت از نماز و طاقت[10] به کارگیری از روزی منزه،[11] انفاق در منش آفریدگار[12] به این جهت میقدرت با تمسک به آیه قرآن « الیه یَصْعَدُ الکلمُ الطیّبُ و العملُ الصالحُ یَرْفَعُهُ[13]» کلمه و واژههاى منزه به سوى وی بالا مىرود و کار پارسا آنها را بالا مىپیروزی.
خواسته از «کلم طبیب» ایمان و یقین صحیح میباشد چنانکه در تعبیر و تفسیر مثال آمده میباشد:
«الکلم الطیّب» به معنى سخنان پاکیزه میباشد و پاکیزگى صحبت به پاکیزگى محتواى آن میباشد و پاکیزگى محتوا به خیال مفاهیمى میباشد که بر حقیقتهاى عینى منزه و براق تطبیق مىنماید و چه حقیقی وواقعیّتى فراتر از ذات منزه معبود و دین حق و عدل و داد وی و نیکان و پاکانى که در خط مش انتشار آن قدم برمىداراهستند ! لذا «الکلم الطیّب» را به مبدأ و معاد و آیین پروردگار تعبیر و تفسیر کردهاند[14].
علامه (ره) در تعبیروتفسیر المیزان: پس منظور از «کلم طیب» عقاید حقّى مىخواهد شد که آدم یقین به آن را پایین بناى ایفا خویش قرار دهد و قدر یقینى از اینگونه عقایدى واژه توحید میباشد که بازگشت بقیه اعتقادات حق نیز به آن میباشد.[15]
بنابر این میقدرت با اعمال دادن اجرا با تقوا به درجات فراتر از ایمان رسید.
پیام تربیتی
با دقت به اینکه واحد سنجش دینداری، با فعالیت و خلق و خوی بروز و ظهور مییابد بر اپلیکیشن ریزان آموزشی و درسی و متولیان کارها فرهنگی میباشد که در نرم افزارهای شان برای رفتارهای فقاهتی جامعه طرح ریزی داشته باشند و سوای اینکه به دام قشریگرایی و ظواهر پسندی بیفتند ایمان را در پوسته خلق و خوی متدینان ارائه کنند و الگوهای مطلوب دینداری را نماد دهند.
معماری اسلامی چیست : این نصیب از خصوصی مقاله ها فراگیری معماری مسجد سجاد مشهد به سراغ معماری اسلامی رفته ایم.معماری اسلامی فقط مشتمل بر ساختمان های مذهبی که مسلمان ها برای عبادت و گردهمایی استعمال مینمایند وجود ندارد؛ این مدل از معماری بالاتر از مساجد و جای های مذهبی میرود. گرچه این مدل از رزرو مسجد سجاد مشهد مساجد و زیارت گاه ها استارت گردیده البته، مدل معماری اسلامی به سیرتکامل ای میباشد که با معماری قبل از اسلام هر ناحیه ادغام گردیده و در عین همسان سازی مسلمانها، هم اکنون و هوای ساکن ناحیه را محافظت مینماید. به صورت نمونه در آدرس مسجد سجاد مشهد کشورایران، موجب به وجود وارد شدن معماری اسلامی-اهل ایران گردیده است که در نوع خویش بینظیر میباشد.
معماری اسلامی چیست؟
معماری اسلامی ]چیست ؟ معماری اسلامی یکی مشهورترین مدل های ساختمان عالم میباشد. برای شماره تلفن مسجد سجاد مشهد معرفی معماری اسلامی میتوان اظهار کرد که در قرن هفتم آغاز به عمل کرده که از رنگ های پرانرژی،الگوهای بی نیاز و مشابهت های متقارن شناخته شدهاست. این منش متمایز از دیرباز در دنیا اسلام معروف میباشد.
دراین بخش از شغل این پرسش پیش میاد معماری اسلامی چیه؟
برای معرفی معماری اسلامی می بایست اظهار کرد این مدل از معماری همان گونه که از نامش معین میباشد زیر اثر فرهنگ وتمدن اسلامی میباشد. معماری اسلامی در بر گیرنده طیف وسیعی از مدل های مذهبی است. معماری از حیث تاریخی اولین هنری میباشد که خویش را با مفاهیم اسلامی هماهنگ کرد. همین فرمان موجب شد تا از طرف مسلمانها گزینه همایت قرار گیرد.
پیشنهادی : سفارش میشود نوشتهیعلمی ی ” معماری داخلی چیست ” را استیناف کنید.
معماری اسلامی چیست؟
تمجید کلی معماری اسلامی
در یک تعریفوتمجید کلی از اینکه معماری اسلامی چیست را می قدرت اظهارکرد که، معماری اسلامی به سبکی از معماری اشاره دارااست که تحت عنوان تجلی فیزیکی اصول اسلام به وسیله حضرت محمد (ص) یا این که رهروان وی، در قرن ۷ تاسیس شده است، سنتی که تاکنون ادامه داراست. بنایی که بیشتر با معماری اسلامی مرتبط میباشد، مسجد یا این که عبادتگاه مسلمان ها میباشد. البته معماری اسلامی ساختمان های سکولار و مذهبی را مشمول میگردد، برای مثال مساجد تعالی، قلعه ها، قصر ها، بقاع ها و ساختمان های همگانی مانند مدرسه های گرفته تا بنا های کوچکتر به عنوان مثال چشمه ها، گرمابه های همگانی و بنا های خانگی.
کاخ الحمرا
شاید اسم این کاخ بی سابقه در اسپانیا به گوشتان خورده باشد. در کالخ الحمرا عظمت معماری اسلامی مشمول سنگ های به شغل رفته ، نقوش حک گردیده، نوشته ها تماما به چشم میخورد. معماری داخلی کاخ خویش گویای این زمینه است. یکیاز دیگر از عناصری که دراین کاخ خود نمایی می نماید، استعمال از آب میباشد که بوسیله چشمه ها و آب نماهای گوناگون به اکران نهاده گردیدهاست.افزون بر آن کاخ الحمرا دارنده دور و بر راز سبز است که از این نظر به طور کامل دور و اطراف را برای بازدید کنندگان دیده نواز نموده است.
معماری اسلامی
پیشنهادی : سفارش می شود نوشته ی علمی ی ” معماری داخلی ساختمان چیست ” را استیناف فرمایید.
معماری اسلامی چیست؟
خصوصیت های معماری اسلامی مشتمل بر چه مواقعی میباشد؟
مناره ها:
مناره ها با شیوه پله های داخلی و پنجره های خرد، منظره چشمگیری دارا هستند و عملکردی یکدست را اجرا میدهند و مسلمانها را پنج توشه در روز به نماز دعوت می نمایند.
گنبد:
معماری اسلامی دارنده گنبد هایی میباشد که بر روی بناهایی به اسم آویز قرار گرفته اند که قابلیت و امکان قرار دادن گنبد گرد بر روی یک اتاق مستطیل یا این که مربع را ممکن می سازد. فضاهای داخلی آنها اکثر زمان ها با کاشی کاری موزاییک تزئین گردیده اند.
طاق نمای مقرنس:
طاق کاری که مشابه یک الگوی آشیانه زنبوری یا این که استالاکتیت میباشد، جلوه ای بافتی و تک رنگ به سقف فضای داخلی اکثر اوقات با کاشی های غامض و رنگی میافزاید.
طاق ها:
درین نوع معماری با طاق های متعددی روبرو هستیم مانند، طاق و تویزه، طاق نوا، طاق کجاوه، طاق کاربندی، طاق ترکین، طاق چهار قسمت.
جزئیات زینتی:
تزئینات اسلامی اکثر وقت ها دربرگیرنده کاشی کاری های موزاییک تعدادی رنگ با الگوهای مکرر و نقوش هندسی یا این که گیاهی غیر مجازی و نقوش مانند عربی میباشد. همینطور به صورت معمول دربرگیرنده به کار گیری از خطوط خط عربی، مانند آیه هایی از قرآن میباشد.
یک کدام از دیگر از خصوصیت های شایان توجه معماری اسلامی، مشبک چوبی میباشد که در پنجره ها برای محافظت حریم محرمانه و در اختیار گرفتن آب و هوا استعمال میشود و بعضی وقت ها در مسئله امروزی تحت عنوان یک عنصر یا این که مورد به طور کامل تزیینی برای تقسیم فضاهای داخلی استعمال میشود. بقیه عنصرها تزیینی پیاده سازی اسلامی مشتمل بر نگارگری روی دیوار میباشد. مجسمه گچی و پانل های دیواری و چوب دکوری میباشد.
ارکان فضای گشوده:
اکثر کاربری های معماری اسلامی اکثر اوقات دارنده گلشن میباشند. گلشن یک کدام از خصوصیت های اساسی این معماری بهحساب میآید.
در صحاح اهل سنت، حدیثی از نبی اسلامصلی الله علیه و آله و سلم اورده شده که مطابق آن، حضرت تعداد خلفای خویش را دوازده بدن معرفی کرده و برای آنها اوصافی برشمرده میباشد. هم این تعداد و هم اوصاف خاطر گردیده برای آنها در حدیث سابق الذکر، با دوازده امام گزینه اطمینان شیعه تطبیق مینماید. مسجد سجاد مشهد
در شماره قبل، متن و مدرک و پیشینه حدیث حافظه گردیده، تحقیق شد و شواهد توثیق سندی آن از طرف محققان اهل سنت ذکر شوید دراین شماره توجیهات پژوهشگران اهل سنت را در تطبیق مصادیق آن با خلفای اموی و عباسی، طرح کرده بعد به عیب گیری آن میپردازیم.
توجیهات راهکار اندیشانه
چنان که تا به امروز دیدیم، در گواهی حدیث خاطر گردیده مکان هیچگونه گفتگویی رزرو مسجد سجاد مشهد نیست. به همین ادله گفت و گوهای عالمان مسلمان در زمینه ی حدیث به دلالت آن معطوف گردیده و در ارتباط مصادیق خلفای دوازدهگانه دربین آنها گفتگوهای فراوانی روی داده میباشد.
محققان شیعه امامیه معتقدند، چنان که نبوت رسول اسلام امری الهی میباشد، گزینش جانشینان آن حضرت نیز امری میباشد الهی، و از حوزه اختیارات امت اسلامی بیرون میباشد. اینان بر همین اصل و با دقت به احادیث فراوانی که از روش پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم در دست دارا هستند، به رخداد آرا و فارغ از هیج اختلافی، مصادیق حدیث خاطر گردیده را امامان دوازدهگانه اهل بیت فرستاده خداصلی الله علیه و آله و سلم دانستهاند. شماره تلفن مسجد سجاد مشهد
محققان شیعه میگویند: تردیدی نیست که بشارت نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم به وارد شدن دوازده خلیفه بعداز وی، یک کلام معمولی نبوده، بلکه بشارت و دستورِ اصلیّ الهی میباشد که به وسیله نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم ابلاغ شدهاست. به این دلیل که نبی هیچگاه از پیش خویش حرف نمیگوید، بخصوص راجعبه قضیه اساسیّی آدرس مسجد سجاد مشهد مانند جانشینان خویش و رهبران امّت اسلامی. «وَما یَنْطِقُ عَنِ الْهَاو * اِنْ هُوَ اِلاّ وَحْی یُوحی».(1) و از راز هوای نفس نمیگوید، کلام وی جز وحیی وجود ندارد که به وی رسول میگردد.
هم اکنون که بشارت، الهی میباشد. و بشارت دهنده، وسیع ترین رسول الهی میباشد، بایستی مصادیق بشارت نیز الهی و از جانب پروردگار بوده و گزینش آن ها به وسیله پروردگار و رسول شکل گیرد.
معنی ندارد که بشارتِ پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم بشارتی الهی باشد، بشارت دهنده نبی معبود باشد، امّا گزینش مصادیق بشارت، آن هم درباره اینگونه زمینه اصلیّی، به عالمان دربار حاکمان اموی و عباسی واگذار گردد، تا آنها مطابق ذوق وسلیقه و تمایلهای فکری خویش، تودهای را تحت عنوان مصداق این بشارت معرفی نمایند، و نتیجه ها گزینش آن ها این باشد که تودهای از موادسازنده شیطانی و اهریمنی از دودمان بنی امیه و بنی عباس تحت عنوان جانشینان فرستاده خداصلی الله علیه و آله و سلم انتخاب و معرفی شوند.
چه طور میاقتدار عهده دار شد ، اسلام که برای خردترین مسائل جامعه اسلامی، راهکار اندیشی کرده و راهحلهای مطلوب ارائه کرده، این موضوع اصلی و اصلیِ جامعه اسلامی را نادیده گرفته، و برای آن هیچ طرح و اپای ارائه نکرده باشد، بلکه این زمینه را به مسلمان ها، واگذار کردهباشد تا آنها مبتنی بر ذوق خویش دراین باره تصمیم بگیرند. در صورتی واقعیت فرمان اینگونه
_______________________________
1. سوره نجم، آیه 3و 4.
_______________________________
باشد، این به معنای نقص اسلام میباشد. در حالی که پروردگار در قرآن کریم و مهربان به صراحت، اسلام را شرعی بدون نقص معرفی نموده است.
«اَلْیَوم اگکْمَلْت لَکُمْ دینکُم...».(2)
پس بایستی اسلام دارنده نظام سیاسی پرنور و معلوم باشد که به وسیله فرستاده خداوند به امت آموختن گردیده باشد، و اینگونه نظامی، جز نظام امامت نمیتواند باشد؛ یعنی به عبارتی چیزی که در حدیث خلفای اثناعشر آمده میباشد.
این بود حیث دانشنمدان تشیع، در مقابل، پژوهشگران اهل سنت که حیث شیعهها را در مشاجره حدیث، بلکه روایات اثناعشر نپذیرفته و خلافت نبی را امری بشری میدانند، هریک از آن ها به دلخواه، گروهی از حاکمان اموی و عباسی را تحت عنوان مصداق حدیث خاطر گردیده، بیان کردهاند. اینان کوشیدهاند تا بلکه بتوانند توجیه مطلوب و مناسبی برای حدیث امامان اثناعشر ارائه نمایند. اینان برای دستیابی بهاین مقصود، در تعبیروتفسیر روایات گزینه دعوا، از دو نحوه به کار گیری کردهاند.
1. ترتیب .
2. تعیین.
1. در راهکار ابتدا، آنها با میل به دودمان اموی، بعداز فرستاده خداصلی الله علیه و آله و سلم از افرادی که دارنده حاکمیت و سلطه ظاهری بودهاند به ترتیب دوازده نفر را برشمرده و آنها را مصداق خلفای دوازدهگانه نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم دانستهاند. این تیم از عالمان اهل سنت کاری بدین مورد نداشتهاند که عده ای را که برمیگزینند دارای شرایط خلافت میباشند یا این که خیر. به همین برهان، در اینراه حل، یزید بن معاویه و مروان و فرزندانش جزء خلفای فرستاده پروردگار قرار گرفتهاند امّا حسن بن علیعلیمها السلام نواده نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم، و یا این که قدمت بن عبدالعزیز که به نظریه پژوهشگران اهل سنت شایسته ترین خلیفه و حکم کننده اموی میباشد، از منصب خلافت بی قسمت باقیماندهاند، چون عدد خلفای دوازدهگانه قبل از وی بدون نقص گردیدهاست.
2. گروهی دیگر از عالمان اهل سنت که راهکار در آغاز را خالی از نقیصه
تعداد صفحات : 48

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای مذهبی و مناسبتهای دینی