loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 66
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 9:53


بایستگی طرح مساله: در غرب پس از رنسانس، آئین کاملا از عرصه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد زندگى اجتماعى بشر کنار نهاده شد.
کسانى صلاحیت آن را براى اداره زندگى اجتماعى انکار کردند و کسانى دیگر به سیرتکامل‏اى محترمانه‏خیس دخالت در اداره اجتماع را دون شان آیین شمردند. با حذف آئین از میدان زندگى اجتماعى، مدرسه‏ها و ایدئولوژیهاى بشرى میداندار شدند و براى سامان دادن به زندگى اجتماعى انسانها با هم به رقابت پرداختند. تاریخ قرنها تازه در غرب آدرس مسجد سجاد مشهد شاهد برآمدن و فرو افتادن فلسفه‏ها و مدرسه‏هاى سیاسى و اجتماعى گوناگونى میباشد که یکى بعد از دیگرى به ادعا در افکندن طرحى جدید، به عرصه مى‏آمدند و به محک تجارب آزموده مى‏شدند و کنار مى‏رفتند. غرب نو آزمایشگاه بزرگى شد براى امتحان عملى فلسفه‏ها و مدرسه‏هاى سیاسى و اجتماعى نوبنیاد. در‌این در بین برخى از این مدرسه‏ها با‌گاز ناکام از تست درآمده و طلوع ناکرده غروب مى‏کردند، برخى دیگر دورانهاى درازى از تست را گذراندند ولى پایان الامر با ناکامى کنار رفتند، رزرو مسجد سجاد مشهد برخى نیز بعد از فراز و فرودهایى آخر و عاقبت به جايگاه‏اى از پختگى و کمال رسیدند که بتوانند ماندگارى خویش را تا به امروز مراقبت نمایند.
در همین فرصت و در نصیب دیگرى از عالم که آنرا حوزه تمدنى اسلام مى‏نامیم، تاریخ به سیرتکامل‏اى دیگر در جریان بود.
در تعالیم اسلام مرزبندى مشخصى در بین عالم و آخرت نیست،اخروى‏ترین اجرا، جهت و تاثیر مسجد سجاد مشهد دنیوى دارا‌هستند و دنیوى‏ترین امور، مى‏توانند جهت و تاثیر اخروى داشته باشند.
اسلام که به پیمان اقبال «از به عبارتی استارت آئین اجتماعى، دنیایى و کشورى بود» با خط مش دنیوى نیرومند خویش به طور تقریب به طور متن و یا این که فضاى زندگى اجتماعى عموم درآمده بود.
عموم با آیین زندگى مى‏کردند و حضور و نفوذ آیین در آحاد زوایاى زندگى وی محسوس بود. در عرصه‏هاى حقوق و دستمزد و خوی، آئین حاکمیت مطلق داشت، براى حل مرافعات و مسائل حقوقى ضابطه دیگرى به غیر از ضابطه آئین عدم وجود، و براى سنجش و ارزشگذارى رفتارها نیز هیچ ترازو دیگرى به جز ارزشهاى دینى وجود نداشت. در عرصه‏هاى سیاست و اقتصاد هم درصورتی که چه اوضاع جان دار نظامهاى سیاسى و اقتصادى با حال و روز مناسب و متبوع آئین مسافت بسیار داشت، ولی بطور کلى نظام سیاست و اقتصاد جامعه متاثر از آئین بود و در جایگاه‏گیریهاى خویش همواره مراعات آیین را داشت و مى‏کوشید تا دست‏نادر سازگارى ظاهرى خویش را با آئین محافظت نماید. خلافت عثمانى و حکومت‏صفوى مثال‏هاى تاریخى آشکارى ازاین‏سیرتکامل نظامهاى‏سیاسى می باشند.
امواج برخاسته از تامل‏ها و مدرسه‏هاى اجتماعى تازه غرب، سرنوشت به حوزه فرهنگ و تمدن اسلامى نیز رسید، ولی در اینجا با حریف نیرومندى روبرو شد. اسلام که با جهت گیریهاى دنیایى خویش در عرصه زندگى اجتماعى بشر، سخنى براى بیان کردن داشت، عرصه را براى تفکر‏ها و مدرسه‏هاى جدید رسیده خالى نکرد. به تفسیر دیگر پندار‏ها و مدرسه‏هاى سیاسى و اجتماعى تازه که در غرب برنده شدند آیین را تماما از عرصه حیات اجتماعى عموم عقب برانند، در اینجا برنده به‌این شغل نشدند و درصورتی که چه نفوذ انحصارى آئین را در اداره زندگى اجتماعى شکستند ولی نتوانستند آن را حذف نمایند.
تاریخ غرب تازه، در‌این قسمت از عالم اثر گذاشت البته بعینه تکرار نشد، در اینجا هم آیین در عرصه اجتماع حریف جدید نفسى پیدا کرد که در غرب بر کلیسا و مسیحیت غالب گردیده بود و هم درنگ‏ها و مدرسه‏هاى اجتماعى نو با آیین دنیاگراى سرسختى روبرو شدند که ساختارى متعدد با مسیحیت داراست و نمى‏اقتدار به آسانى از میدانش بدر کرد.
ستیزه دو حریف بر رمز اداره حیات اجتماعى عموم از همین جا شروع شد، تحولات والا دو قرن اخیر در عالم اسلام گواه رویایى و رقابت پندار‏هاى اجتماعى نوبنیاد با تفکر دینى و موفقیت و شکست‏هاى متناوب آن ها در کار بوده میباشد.
در‌این در میان دعوا‏هاى عظیم‏اى درباره نظامات اجتماعى آئین مطرح گردیده و مى‏گردد، و اندیشمندان دینى به لزوم رویا رویی با مدرسه‏هاى حریف کوشیده و مى‏کوشند تا با توکل بر منابع دینى عقیده‏هاى مدونى راجع به دولت اسلامى، نظام اقتصادى اسلام و دیگر مقوله‏هایى که به اداره زندگى اجتماعى مربوط میباشد عرضه نمایند. عقیده‏هاى مطرح گردیده همسو می باشند ولى هماهنگ نیستند، اختلاف برداشت‏ها و تفاوت فهمها به اندازه‏اى میباشد که انباشته کردن بین آن‌ها نسبتاً غیر ممکن میباشد. کافى میباشد به تمجید‏ها و تعبیرها و ماجرا‏هاى بسیار متفاوتى که از مقوله حکومت اسلامى گردیده‌است، نگاهى بیفکنیم تا به حجم اختلاف دیدگاه ها پى ببریم.
در صورتیکه از بین این داستان‏هاى گوناگون، عقیده بسیار معروف ولایت عالم را درباره حکومت اسلامى برگزینیم، گشوده مى‏بینیم که از همین عقیده نیز در کشاکش تامل‏ها، قصه‏هاى متفاوت و تفسیرهاى ناهمگون وجود داراست.
چنانچه چه این ناهماهنگى و اختلاف نظرهاى وسیع در طرح و ارائه مقوله‏هاى اجتماعى آیین، ناشى از انگیزه‏ها و عاملهاى گوناگونى میباشد، البته در عین درحال حاضر نیز حکایت از آن دارااست که در سلسله این گفت و گو‏ها رینگ مفقوده‏اى می‌باشد که غفلت از آن ما‌را به سیرتکامل‏اى مبتلا خلاء مبنایى نموده است. این رینگ مفقوده سوژه «جامعه دینى‏» میباشد که در دعوا از اجتماعیات آئین، می بایست آن را ام المباحث بشمار آورد. چارچوب نظرى جامعه دینى به منزله مامان و محور و متن میباشد براى طرح دیگر مباحث اجتماعى آئین از قبیل دولت و اقتصاد و مدیر و دستمزد و.... با خلا این رینگ، در واقع بستر تئوریک مناسبى براى طرح دیگر مقوله‏هاى اجتماعى آئین وجود نخواهد داشت.
در مثل، مشاجره از دینى بودن یا این که نبودن دولت، فرع میباشد بر دینى بودن یا این که نبودن جامعه، و مضمون‌ دینى بودن یا این که نبودن جامعه، که اکثر اوقات به سادگى از آن مى‏گذریم، چندان هم دستور بی آلایش و تمجید گردیده‏اى وجود ندارد که آن را به ذمه بداهت واگذاریم. مسلم میباشد که دولت دینى صرفا با ساختار یک جامعه دینى سازگار میباشد و ساختار جامعه دینى نیاز به تعریف و تمجید و تبیین ظریف علمى دارااست. آیا جامعه دینى در اهیت‏خویش یک جامعه مدنى میباشد با افرادى موحد، یا این که ماهیت جامعه دینى از محور با جامعه مدنى متعدد میباشد؟ آیا جامعه دینى را مى‏اقتدار با نهادهایى که لازمه جامعه مدنى میباشند، اداره کرد؟ و بالعکس آیا جامعه مدنى را مى‏قدرت با محافظت آحاد اسباب و اثاث آن بر طبق تعالیم آیین اداره کرد؟ بعد از پر‌نور شدن این مبانى بعد بایستی به سراغ طرح مساله دولت دینى رفت. آنچه گفته شد به مساله دولت دینى تخصیص ندارد، بلکه در دیگر مقوله‏هاى اجتماعى نیز اوضاع از همین قرار میباشد، به صورت کلى تا فهم پر‌نور و صریحى از معنا جامعه دینى و معیارهاى دینى بودن یک جامعه نداشته باشیم، نمى‏توانیم تصویر روشنى از صورت دولت دینى، یا این که رئیس دینى یا این که نظام اقتصادى دینى رسم کنیم.
این نوشته‌علمی خویش را تنها مدعى طرح مساله مى‏داند و خیر بیشتر، البته ضمنا نیز دو سوال شالوده‏اى را در زمینه ی جامعه دینى در بین افکنده و کوشیده میباشد تا بدانها جواب دهد: ابتدا آنکه جامعه دینى به چه معناست؟ دوم آنکه آیا احداث جامعه دینى از هدف ها آئین میباشد؟
جامعه دینى به چه معناست؟ اصطلاح «جامعه دینى‏» در نگاه اولیه پر‌نور‏خیس از آن به حیث مى‏برسد که نیازى به تعریف‌و‌تمجید داشته باشد، ولی در واقع به این شکل وجود ندارد. سؤال از ماهیت جامعه دینى در قدم ابتدا به دو سؤال دیگر تجزیه مى‏گردد: اولا جامعه چیست؟ و ثانیا دینى بودن آن به چه معناست؟ جواب سوال اولیه را به ذمه دانش جامعه‏شناسى مى‏گذاریم و تمجید دارای اسم و رسم این دانش از جامعه را مى‏پذیریم و با اندک توضیحى، آن را تحت عنوان یک اصل موضوعى در تمجید جامعه دینى به فعالیت مى‏گیریم. از این رو در‌این نصیب چندان درنگى نخواهیم کرد. البته جواب به سوال دوم میباشد که در اینجا براى ما عنایت محورى دارااست و مى‏تواند مارا به معنا جامعه دینى مجاورت نماید. در واقع ادراک ما از جامعه دینى بر این مدار مى‏چرخد که دینى بودن را چه گونه مضمون‌ کنیم؟ آیا هر جماعت دیندارى را مى‏اقتدار یک جامعه دینى نامید یااینکه جامعه دینى ویژگیهایى دارااست که در هر جماعت دین دار یافت نمى‏گردد؟ به عبارت دیگر آیا وجود جماعتى از دینداران براى تحقق یک جامعه دینى کافى میباشد‏یااینکه براى تحقق جامعه دینى به چیزى بیش تر از یک عده دین دار نیاز داریم؟ به به عبارتی اندازه که جامعه‏شناسان در میان دو معنا «توده‏» و «جامعه‏» تفاوت مى‏گذارند فی مابین دو معنی «گردآوری دین دار» و «جامعه دینى‏» نیز تفاوت وجود داراست.
جامعه انسانى، عده عددى معمولی‏اى از انسانها وجود ندارد; بلکه آن گردآوری انسانى میباشد که در اطراف مشترک داراى ارتباط ها متقابل اجتماعى با یکدیگر میباشند. «رابطه ها متقابل اجتماعى‏» یک محور پایدار و اصلى براى تحقق جامعه میباشد که فارغ از آن جامعه انسانى صورت نخواهد گرفت. به دیگر حرف، جامعه انسانى ترکیبى میباشد از انسانها و رابطه ها متقابل بین آنان، «بشر‏» و «ارتباط متقابل اجتماعى‏» دو عنصر اصلى براى تشکیل جامعه انسانى می باشند. رابطه ها اجتماعى برآمده از کردارهاى اجتماعى اشخاص میباشد و خوی اجتماعى، آن کار ارادى و مختارانه‏اى میباشد که بشر براى وصال به مقصود مشخصى در ازای دیگر انسانها جاری ساختن مى‏دهد. از مخلوط کردارهاى متقابل اجتماعى، کانال عظیم و غامض ارتباط ها اجتماعى به وجود مى‏آید; کانال رابطه ها اجتماعى جزء مقوم جامعه انسانى میباشد.


بایستگی طرح مساله: در غرب پس از رنسانس، آئین کاملا از عرصه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد زندگى اجتماعى بشر کنار نهاده شد.
کسانى صلاحیت آن را براى اداره زندگى اجتماعى انکار کردند و کسانى دیگر به سیرتکامل‏اى محترمانه‏خیس دخالت در اداره اجتماع را دون شان آیین شمردند. با حذف آئین از میدان زندگى اجتماعى، مدرسه‏ها و ایدئولوژیهاى بشرى میداندار شدند و براى سامان دادن به زندگى اجتماعى انسانها با هم به رقابت پرداختند. تاریخ قرنها تازه در غرب آدرس مسجد سجاد مشهد شاهد برآمدن و فرو افتادن فلسفه‏ها و مدرسه‏هاى سیاسى و اجتماعى گوناگونى میباشد که یکى بعد از دیگرى به ادعا در افکندن طرحى جدید، به عرصه مى‏آمدند و به محک تجارب آزموده مى‏شدند و کنار مى‏رفتند. غرب نو آزمایشگاه بزرگى شد براى امتحان عملى فلسفه‏ها و مدرسه‏هاى سیاسى و اجتماعى نوبنیاد. در‌این در بین برخى از این مدرسه‏ها با‌گاز ناکام از تست درآمده و طلوع ناکرده غروب مى‏کردند، برخى دیگر دورانهاى درازى از تست را گذراندند ولى پایان الامر با ناکامى کنار رفتند، رزرو مسجد سجاد مشهد برخى نیز بعد از فراز و فرودهایى آخر و عاقبت به جايگاه‏اى از پختگى و کمال رسیدند که بتوانند ماندگارى خویش را تا به امروز مراقبت نمایند.
در همین فرصت و در نصیب دیگرى از عالم که آنرا حوزه تمدنى اسلام مى‏نامیم، تاریخ به سیرتکامل‏اى دیگر در جریان بود.
در تعالیم اسلام مرزبندى مشخصى در بین عالم و آخرت نیست،اخروى‏ترین اجرا، جهت و تاثیر مسجد سجاد مشهد دنیوى دارا‌هستند و دنیوى‏ترین امور، مى‏توانند جهت و تاثیر اخروى داشته باشند.
اسلام که به پیمان اقبال «از به عبارتی استارت آئین اجتماعى، دنیایى و کشورى بود» با خط مش دنیوى نیرومند خویش به طور تقریب به طور متن و یا این که فضاى زندگى اجتماعى عموم درآمده بود.
عموم با آیین زندگى مى‏کردند و حضور و نفوذ آیین در آحاد زوایاى زندگى وی محسوس بود. در عرصه‏هاى حقوق و دستمزد و خوی، آئین حاکمیت مطلق داشت، براى حل مرافعات و مسائل حقوقى ضابطه دیگرى به غیر از ضابطه آئین عدم وجود، و براى سنجش و ارزشگذارى رفتارها نیز هیچ ترازو دیگرى به جز ارزشهاى دینى وجود نداشت. در عرصه‏هاى سیاست و اقتصاد هم درصورتی که چه اوضاع جان دار نظامهاى سیاسى و اقتصادى با حال و روز مناسب و متبوع آئین مسافت بسیار داشت، ولی بطور کلى نظام سیاست و اقتصاد جامعه متاثر از آئین بود و در جایگاه‏گیریهاى خویش همواره مراعات آیین را داشت و مى‏کوشید تا دست‏نادر سازگارى ظاهرى خویش را با آئین محافظت نماید. خلافت عثمانى و حکومت‏صفوى مثال‏هاى تاریخى آشکارى ازاین‏سیرتکامل نظامهاى‏سیاسى می باشند.
امواج برخاسته از تامل‏ها و مدرسه‏هاى اجتماعى تازه غرب، سرنوشت به حوزه فرهنگ و تمدن اسلامى نیز رسید، ولی در اینجا با حریف نیرومندى روبرو شد. اسلام که با جهت گیریهاى دنیایى خویش در عرصه زندگى اجتماعى بشر، سخنى براى بیان کردن داشت، عرصه را براى تفکر‏ها و مدرسه‏هاى جدید رسیده خالى نکرد. به تفسیر دیگر پندار‏ها و مدرسه‏هاى سیاسى و اجتماعى تازه که در غرب برنده شدند آیین را تماما از عرصه حیات اجتماعى عموم عقب برانند، در اینجا برنده به‌این شغل نشدند و درصورتی که چه نفوذ انحصارى آئین را در اداره زندگى اجتماعى شکستند ولی نتوانستند آن را حذف نمایند.
تاریخ غرب تازه، در‌این قسمت از عالم اثر گذاشت البته بعینه تکرار نشد، در اینجا هم آیین در عرصه اجتماع حریف جدید نفسى پیدا کرد که در غرب بر کلیسا و مسیحیت غالب گردیده بود و هم درنگ‏ها و مدرسه‏هاى اجتماعى نو با آیین دنیاگراى سرسختى روبرو شدند که ساختارى متعدد با مسیحیت داراست و نمى‏اقتدار به آسانى از میدانش بدر کرد.
ستیزه دو حریف بر رمز اداره حیات اجتماعى عموم از همین جا شروع شد، تحولات والا دو قرن اخیر در عالم اسلام گواه رویایى و رقابت پندار‏هاى اجتماعى نوبنیاد با تفکر دینى و موفقیت و شکست‏هاى متناوب آن ها در کار بوده میباشد.
در‌این در میان دعوا‏هاى عظیم‏اى درباره نظامات اجتماعى آئین مطرح گردیده و مى‏گردد، و اندیشمندان دینى به لزوم رویا رویی با مدرسه‏هاى حریف کوشیده و مى‏کوشند تا با توکل بر منابع دینى عقیده‏هاى مدونى راجع به دولت اسلامى، نظام اقتصادى اسلام و دیگر مقوله‏هایى که به اداره زندگى اجتماعى مربوط میباشد عرضه نمایند. عقیده‏هاى مطرح گردیده همسو می باشند ولى هماهنگ نیستند، اختلاف برداشت‏ها و تفاوت فهمها به اندازه‏اى میباشد که انباشته کردن بین آن‌ها نسبتاً غیر ممکن میباشد. کافى میباشد به تمجید‏ها و تعبیرها و ماجرا‏هاى بسیار متفاوتى که از مقوله حکومت اسلامى گردیده‌است، نگاهى بیفکنیم تا به حجم اختلاف دیدگاه ها پى ببریم.
در صورتیکه از بین این داستان‏هاى گوناگون، عقیده بسیار معروف ولایت عالم را درباره حکومت اسلامى برگزینیم، گشوده مى‏بینیم که از همین عقیده نیز در کشاکش تامل‏ها، قصه‏هاى متفاوت و تفسیرهاى ناهمگون وجود داراست.
چنانچه چه این ناهماهنگى و اختلاف نظرهاى وسیع در طرح و ارائه مقوله‏هاى اجتماعى آیین، ناشى از انگیزه‏ها و عاملهاى گوناگونى میباشد، البته در عین درحال حاضر نیز حکایت از آن دارااست که در سلسله این گفت و گو‏ها رینگ مفقوده‏اى می‌باشد که غفلت از آن ما‌را به سیرتکامل‏اى مبتلا خلاء مبنایى نموده است. این رینگ مفقوده سوژه «جامعه دینى‏» میباشد که در دعوا از اجتماعیات آئین، می بایست آن را ام المباحث بشمار آورد. چارچوب نظرى جامعه دینى به منزله مامان و محور و متن میباشد براى طرح دیگر مباحث اجتماعى آئین از قبیل دولت و اقتصاد و مدیر و دستمزد و.... با خلا این رینگ، در واقع بستر تئوریک مناسبى براى طرح دیگر مقوله‏هاى اجتماعى آئین وجود نخواهد داشت.
در مثل، مشاجره از دینى بودن یا این که نبودن دولت، فرع میباشد بر دینى بودن یا این که نبودن جامعه، و مضمون‌ دینى بودن یا این که نبودن جامعه، که اکثر اوقات به سادگى از آن مى‏گذریم، چندان هم دستور بی آلایش و تمجید گردیده‏اى وجود ندارد که آن را به ذمه بداهت واگذاریم. مسلم میباشد که دولت دینى صرفا با ساختار یک جامعه دینى سازگار میباشد و ساختار جامعه دینى نیاز به تعریف و تمجید و تبیین ظریف علمى دارااست. آیا جامعه دینى در اهیت‏خویش یک جامعه مدنى میباشد با افرادى موحد، یا این که ماهیت جامعه دینى از محور با جامعه مدنى متعدد میباشد؟ آیا جامعه دینى را مى‏اقتدار با نهادهایى که لازمه جامعه مدنى میباشند، اداره کرد؟ و بالعکس آیا جامعه مدنى را مى‏قدرت با محافظت آحاد اسباب و اثاث آن بر طبق تعالیم آیین اداره کرد؟ بعد از پر‌نور شدن این مبانى بعد بایستی به سراغ طرح مساله دولت دینى رفت. آنچه گفته شد به مساله دولت دینى تخصیص ندارد، بلکه در دیگر مقوله‏هاى اجتماعى نیز اوضاع از همین قرار میباشد، به صورت کلى تا فهم پر‌نور و صریحى از معنا جامعه دینى و معیارهاى دینى بودن یک جامعه نداشته باشیم، نمى‏توانیم تصویر روشنى از صورت دولت دینى، یا این که رئیس دینى یا این که نظام اقتصادى دینى رسم کنیم.
این نوشته‌علمی خویش را تنها مدعى طرح مساله مى‏داند و خیر بیشتر، البته ضمنا نیز دو سوال شالوده‏اى را در زمینه ی جامعه دینى در بین افکنده و کوشیده میباشد تا بدانها جواب دهد: ابتدا آنکه جامعه دینى به چه معناست؟ دوم آنکه آیا احداث جامعه دینى از هدف ها آئین میباشد؟
جامعه دینى به چه معناست؟ اصطلاح «جامعه دینى‏» در نگاه اولیه پر‌نور‏خیس از آن به حیث مى‏برسد که نیازى به تعریف‌و‌تمجید داشته باشد، ولی در واقع به این شکل وجود ندارد. سؤال از ماهیت جامعه دینى در قدم ابتدا به دو سؤال دیگر تجزیه مى‏گردد: اولا جامعه چیست؟ و ثانیا دینى بودن آن به چه معناست؟ جواب سوال اولیه را به ذمه دانش جامعه‏شناسى مى‏گذاریم و تمجید دارای اسم و رسم این دانش از جامعه را مى‏پذیریم و با اندک توضیحى، آن را تحت عنوان یک اصل موضوعى در تمجید جامعه دینى به فعالیت مى‏گیریم. از این رو در‌این نصیب چندان درنگى نخواهیم کرد. البته جواب به سوال دوم میباشد که در اینجا براى ما عنایت محورى دارااست و مى‏تواند مارا به معنا جامعه دینى مجاورت نماید. در واقع ادراک ما از جامعه دینى بر این مدار مى‏چرخد که دینى بودن را چه گونه مضمون‌ کنیم؟ آیا هر جماعت دیندارى را مى‏اقتدار یک جامعه دینى نامید یااینکه جامعه دینى ویژگیهایى دارااست که در هر جماعت دین دار یافت نمى‏گردد؟ به عبارت دیگر آیا وجود جماعتى از دینداران براى تحقق یک جامعه دینى کافى میباشد‏یااینکه براى تحقق جامعه دینى به چیزى بیش تر از یک عده دین دار نیاز داریم؟ به به عبارتی اندازه که جامعه‏شناسان در میان دو معنا «توده‏» و «جامعه‏» تفاوت مى‏گذارند فی مابین دو معنی «گردآوری دین دار» و «جامعه دینى‏» نیز تفاوت وجود داراست.
جامعه انسانى، عده عددى معمولی‏اى از انسانها وجود ندارد; بلکه آن گردآوری انسانى میباشد که در اطراف مشترک داراى ارتباط ها متقابل اجتماعى با یکدیگر میباشند. «رابطه ها متقابل اجتماعى‏» یک محور پایدار و اصلى براى تحقق جامعه میباشد که فارغ از آن جامعه انسانى صورت نخواهد گرفت. به دیگر حرف، جامعه انسانى ترکیبى میباشد از انسانها و رابطه ها متقابل بین آنان، «بشر‏» و «ارتباط متقابل اجتماعى‏» دو عنصر اصلى براى تشکیل جامعه انسانى می باشند. رابطه ها اجتماعى برآمده از کردارهاى اجتماعى اشخاص میباشد و خوی اجتماعى، آن کار ارادى و مختارانه‏اى میباشد که بشر براى وصال به مقصود مشخصى در ازای دیگر انسانها جاری ساختن مى‏دهد. از مخلوط کردارهاى متقابل اجتماعى، کانال عظیم و غامض ارتباط ها اجتماعى به وجود مى‏آید; کانال رابطه ها اجتماعى جزء مقوم جامعه انسانى میباشد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه