loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 16
چهارشنبه 30 آبان 1403 زمان : 11:17


بخاری در کتاب قرّة العینین تصویر کوتاهی از نماز فرستاده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پروردگار را که بعد از تکبیر به خواندن نیز اشاره داراست آنرا به اکران گذارده میباشد.
حدثنا عبید بن یعیش حدثنا یونس بن بکیر ان بن اسحاق عن العباس بن آسوده الساعدی قال کنت بالسوق مع ابی قتادة وابی اسید وابی حمید کلهم یقولون: انا اعلمکم بصلاة پیامبر الله صلی آدرس مسجد سجاد مشهد الله علیه وسلم، فقالوا لاحدهم: صلّ، فکبّر، ثمّ قرا، ثمّ کبّر ورکع، فقالوا: اصبت صلاة نبی الله صلی الله علیه وسسلّم.

عباس بن آسان ساعدی می گوید: در بازار یار ابوقتاده و ابواسید و ابوحمید بودم که رزرو مسجد سجاد مشهد هر کدام به دیگری می‌اظهار کرد: اینجانب از شما داناتر به نماز رسول هستم، به یک نفر سفارش کردند تا مانند پیامبر آفریدگار نماز به خواند، آن شخص تکبیر خاطرنشان کرد آن گاه سوره‌ای خواند و تکبیر اظهار کرد و به رکوع رفت، گفتند: همانطور که نبی پروردگار نماز می خواند تو نماز خواندی. [۴]

این حدیث هم نمی‌تواند بیان کنده نماز جامع و بدون نقص فرستاده خداوند باشد. مسجد سجاد مشهد

۲.۳ - تصویری از نماز رسول با گستردن بیشتر
ابن‌حبان با شرح بیشتر همین حدیث را نقل کرده و می‌نویسد:
اَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اِسْحَاقَ بْنِ اِبْرَاهِیمَ مَوْلَی ثَقِیفٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْوَلِیدُ بْنُ شُجَاعٍ السَّکُونِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَبِیُ قَالَ حَدَّثَنَا ابُو خَیْثَمَةَ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْحُرِّ قَالَ حَدَّثَنِی عِیسَی بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ اَحَدُ بَنِی مَالِکٍ عَنْ عَبَّاسِ بْنِ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِیِّ اَنَّهُ کَانَ فِی مَجْلِسٍ کَانَ فِیهِ اَبُوهُ وَکَانَ مِنْ اَصْحَابِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم وَفِی الْمَجْلِسِ اَبُو هُرَیْرَةَ وَاَبُو اُسَیْدٍ وَاَبُو حُمَیْدٍ السَّاعِدِیُّ مِنَ الاَنْصَارِ وَاَنَّهُمْ تَذَاکَرُوا الصَّلاةَ فَقَالَ اَبُو حُمَیْدٍ اَنَا اَعْلَمُکُمْ بِصَلاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالُوا فَاَرِنَا قَالَ فَقَامَ یُصَلِّی وَهُمْ یَنْظُرُونَ فَبَدَاَ یُکَبِّرُ وَرَفَعَ یَدَیْهِ حِذَاءَ الْمَنْکِبَیْنِ ثُمَّ کَبَّرَ لِلرُّکُوعِ فَرَفَعَ یَدَیْهِ اَیْضًا ثُمَّ اَمْکَنَ یَدَیْهِ مِنْ رُکْبَتِهِ غَیْرَ مُقَنِّعٍ وَلا مُصَوِّبٍ ثُمَّ رَفَعَ رَاْسَهُ وَقَالَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَکَ الْحَمْدُ ثُمَّ رَفَعَ یَدَیْهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ اَکْبَرُ فَسَجَدَ فَانْتَصَبَ عَلَی کَفَّیْهِ وَرُکْبَتِهِ وَصُدُورِ قَدَمَیْهِ وَهُوَ سَاجِدٌ ثُمَّ کَبَّرَ فَجَلَسَ وَتَوَرَّکَ اِحْدَی رِجْلَیْهِ وَنَصَبَ قَدَمَهُ الاُخْرَی ثُمَّ کَبَّرَ فَسَجَدَ الاُخْرَی فَکَبَّرَ فَقَامَ وَلَمْ یَتَوَرَّکْ ثُمَّ عَادَ فَرَکَعَ الرَّکْعَةَ الاُخْرَی وَکَبَّرَ کَذَلِکَ ثُمَّ جَلَسَ بَعْدَ الرَّکْعَتَیْنِ حَتَّی اِذَا هُوَ اَرَادَ اَنْ یَنْهَضَ لِلْقِیَامِ کَبَّرَ ثُمَّ رَکَعَ الرَّکْعَتَیْنِ الاَخِیرَتَیْنِ فَلَمَّا سَلَّمَ سَلَّمَ عَنْ یَمِینِهِ سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَسَلَّمَ عَنْ شِمَالِهِ سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ الْحُرِّ وَحَدَّثَنِی عِیسَی اَنَّ مِمَّا حَدَّثَهُ اَیْضًا فِی الْمَجْلِسِ فِی التَّشَهُّدِ اَنْ یَضَعَ یَدَهُ الْیُسْرَی عَلَی فَخِذِهِ الْیُسْرَی وَیَضَعَ یَدَهُ الْیُمْنَی عَلَی فَخِذِهِ الْیُمْنَی ثُمَّ یُشِیرُ فِی الدُّعَاءِ بِاِصْبَعٍ وَاحِدَةٍ.

آسان ساعدی در مجلسی که اصحاب فرستاده معبود مثلا ابوهریره بودند ذکر کرد: اینجانب از شما با نماز پیامبر پروردگار بیشتر آشنا هستم، گفتند: نماز اورا به ما علامت ده، ایستاد و تکبیر اعلام‌کرد بعد دست‌ها را تا بالای کتف‌ها بلند کرد و تکبیر اظهار کرد و هنگام رکوع رفتن دست‌ها را بلند کرد و در رکوع دست‌ها را بر زانوهایش قرار اعطا کرد بعد از آن رمز از رکوع بر داشت و اذعان کرد: سمع الله لمن حمده... دست‌ها را بلند کرد و تکبیر اذعان کرد و به سجده رفت، راز از سجده بلند کرد و بر یکی‌از پاهایش توکل زد و پای دیگرش را آزاد گذاشت و تکبیر اعلام‌کرد و به سجده رفت و تکبیر اظهار‌کرد و فورا ازجا پرید و رکعت آتی را خاطر نشان نمود و در هر رکتی مانند رکعت نخستین شغل کرد و در نقطه پایان نخستین به سمت راست درود کرد آنگاه به سمت چپ، حسن بن حر می گوید: از عیسی بن عبدالله بن صاحب و مالک شنیدم که ذکر کرد: در به عبارتی مجلس اورده شده میباشد که در وقت تشهد قرائت با یکی انگشتان دست اشاره کند.

۲.۱.۱ - مدرک حدیث
قالَ اَبُو حَاتِمٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ سَمِعَ هَذَا الْخَبَرَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ عَنْ اَبِی حُمَیْدٍ السَّاعِدِیِّ وَسَمِعَهُ مِنْ عَبَّاسِ بْنِ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِیِّ عَنْ اَبِیهِ فَالطَّرِیقَانِ جَمِیعًا مَحْفُوظَانِ.
هر دو طرز در نقل این حدیث محفوظ میباشد. [۵]

۳ - تکفیر یا این که قبض در نماز
[بازنویسی]
از مشخصه‌های نماز اهل‌سنت گذاشتن دست‌ها و قرار دادن آن روی شکم یا این که بالای شکم میباشد این چنین که کف دست راست را روی دست چپ قرار میدهند، و مردم نمازگزاران اهل سنت مقید بدین طرز می باشند، اگرچه مورد نیاز به پژوهش و تفحص میباشد که آیا این فعالیت را تمامی فقیهان اهل سنت موردنیاز و واجب می دانند، یا این که نه؟ و از سوئی دیگر مستلزم این مطالعه میباشد که مبنای اینگونه فتوا و عملی چیست؟ آیا سنت رسول میباشد یا این که دوست داشتن سایر افراد؟
حدیث تحت از دارای اعتبار‌ترین کتاب‌ها نزد اهل سنت نقل گردیده‌است، بهتر به فرازها و تعابیر آن توجه فرمائید، تمامی چیز پر‌نور میشود.
بَاب وَضْعِ الْیُمْنَی علی الْیُسْرَی.
حدثنا بنده اللَّهِ بن مَسْلَمَةَ عن مَالِکٍ عن ابی حَازِمٍ عن سَهْلِ بن سَعْدٍ قال کان الناس یُؤْمَرُونَ اَنْ یَضَعَ الرَّجُلُ الْیَدَ الْیُمْنَی علی ذِرَاعِهِ الْیُسْرَی فی الصَّلَاةِ قال ابو حَازِمٍ لَا اَعْلَمُهُ الا یَنْمِی ذلک الی النبی صلی الله علیه وسلم قال اِسْمَاعِیلُ ینمی ذلک ولم یَقُلْ یَنْمِی.

سهل و آسان بن سعد می گوید: عموم وادار می‌شدند تا دست راست را بر ذراع دست چب قرار دهند، ابوحازم گفته میباشد آسوده این فرمان را به فرستاده نسبت می‌اعطا کرد البته اینجانب نمی‌دانم. [۶]
در‌این نقل اضطراب موج می زند به دلیل آنکه راویان خویش شک دارا هستند که امر‌دهنده چه کسی بوده میباشد.

۳.۱ - تکتف در سخنان بزرگان اهل‌سنت
قبض یا این که تکتّف همان گونه که تا قبل از این توضیح داده شد با کف دست راست پشت دست راست را به دست آوردن میباشد.
حنفی‌ها برای مرد افضل آن می دانند که مرد دست راست را روی دست چپ و پایین نافش بگذارد و برای زن عالی آن میباشد که دست‌هایش را روی سینه قرار دهد.
شافعی‌ها تکتف را برای زن و مرد یکسان میدانند یعنی هر دو بایستی دست‌ها را تحت سینه و بالای ناف بگذارند.
حنفی‌ها هم گفته‌اند هنگام قبض دست‌ها بایستی پایین ناف قرار بگیرد.
مالکی‌ها افتادن دست‌ها را دو طرف پهلو هنگام نماز مستحب میدانند و مغایر سه مجموعه از فقهای اهل سنت قبض و تکتف را ما یحتاج نمی‌دانند.
خلال مالکی‌ها اشخاصی مانند عبدالله بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابن‌جریج، نخعی، حسن بصری، ابن‌سیرین و گروهی دیگر از فقها تکتّف را موردنیاز نمی‌دانند، در‌این در بین اوزاعی معتقد به تخییر در بین قبض و ارسال دست‌ها میباشد.


بخاری در کتاب قرّة العینین تصویر کوتاهی از نماز فرستاده شماره تلفن مسجد سجاد مشهد پروردگار را که بعد از تکبیر به خواندن نیز اشاره داراست آنرا به اکران گذارده میباشد.
حدثنا عبید بن یعیش حدثنا یونس بن بکیر ان بن اسحاق عن العباس بن آسوده الساعدی قال کنت بالسوق مع ابی قتادة وابی اسید وابی حمید کلهم یقولون: انا اعلمکم بصلاة پیامبر الله صلی آدرس مسجد سجاد مشهد الله علیه وسلم، فقالوا لاحدهم: صلّ، فکبّر، ثمّ قرا، ثمّ کبّر ورکع، فقالوا: اصبت صلاة نبی الله صلی الله علیه وسسلّم.

عباس بن آسان ساعدی می گوید: در بازار یار ابوقتاده و ابواسید و ابوحمید بودم که رزرو مسجد سجاد مشهد هر کدام به دیگری می‌اظهار کرد: اینجانب از شما داناتر به نماز رسول هستم، به یک نفر سفارش کردند تا مانند پیامبر آفریدگار نماز به خواند، آن شخص تکبیر خاطرنشان کرد آن گاه سوره‌ای خواند و تکبیر اظهار کرد و به رکوع رفت، گفتند: همانطور که نبی پروردگار نماز می خواند تو نماز خواندی. [۴]

این حدیث هم نمی‌تواند بیان کنده نماز جامع و بدون نقص فرستاده خداوند باشد. مسجد سجاد مشهد

۲.۳ - تصویری از نماز رسول با گستردن بیشتر
ابن‌حبان با شرح بیشتر همین حدیث را نقل کرده و می‌نویسد:
اَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اِسْحَاقَ بْنِ اِبْرَاهِیمَ مَوْلَی ثَقِیفٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْوَلِیدُ بْنُ شُجَاعٍ السَّکُونِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا اَبِیُ قَالَ حَدَّثَنَا ابُو خَیْثَمَةَ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْحُرِّ قَالَ حَدَّثَنِی عِیسَی بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَالِکٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ اَحَدُ بَنِی مَالِکٍ عَنْ عَبَّاسِ بْنِ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِیِّ اَنَّهُ کَانَ فِی مَجْلِسٍ کَانَ فِیهِ اَبُوهُ وَکَانَ مِنْ اَصْحَابِ النَّبِیِّ صلی الله علیه وسلم وَفِی الْمَجْلِسِ اَبُو هُرَیْرَةَ وَاَبُو اُسَیْدٍ وَاَبُو حُمَیْدٍ السَّاعِدِیُّ مِنَ الاَنْصَارِ وَاَنَّهُمْ تَذَاکَرُوا الصَّلاةَ فَقَالَ اَبُو حُمَیْدٍ اَنَا اَعْلَمُکُمْ بِصَلاةِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم قَالُوا فَاَرِنَا قَالَ فَقَامَ یُصَلِّی وَهُمْ یَنْظُرُونَ فَبَدَاَ یُکَبِّرُ وَرَفَعَ یَدَیْهِ حِذَاءَ الْمَنْکِبَیْنِ ثُمَّ کَبَّرَ لِلرُّکُوعِ فَرَفَعَ یَدَیْهِ اَیْضًا ثُمَّ اَمْکَنَ یَدَیْهِ مِنْ رُکْبَتِهِ غَیْرَ مُقَنِّعٍ وَلا مُصَوِّبٍ ثُمَّ رَفَعَ رَاْسَهُ وَقَالَ سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ اللَّهُمَّ رَبَّنَا لَکَ الْحَمْدُ ثُمَّ رَفَعَ یَدَیْهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ اَکْبَرُ فَسَجَدَ فَانْتَصَبَ عَلَی کَفَّیْهِ وَرُکْبَتِهِ وَصُدُورِ قَدَمَیْهِ وَهُوَ سَاجِدٌ ثُمَّ کَبَّرَ فَجَلَسَ وَتَوَرَّکَ اِحْدَی رِجْلَیْهِ وَنَصَبَ قَدَمَهُ الاُخْرَی ثُمَّ کَبَّرَ فَسَجَدَ الاُخْرَی فَکَبَّرَ فَقَامَ وَلَمْ یَتَوَرَّکْ ثُمَّ عَادَ فَرَکَعَ الرَّکْعَةَ الاُخْرَی وَکَبَّرَ کَذَلِکَ ثُمَّ جَلَسَ بَعْدَ الرَّکْعَتَیْنِ حَتَّی اِذَا هُوَ اَرَادَ اَنْ یَنْهَضَ لِلْقِیَامِ کَبَّرَ ثُمَّ رَکَعَ الرَّکْعَتَیْنِ الاَخِیرَتَیْنِ فَلَمَّا سَلَّمَ سَلَّمَ عَنْ یَمِینِهِ سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَسَلَّمَ عَنْ شِمَالِهِ سَلامٌ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ الْحُرِّ وَحَدَّثَنِی عِیسَی اَنَّ مِمَّا حَدَّثَهُ اَیْضًا فِی الْمَجْلِسِ فِی التَّشَهُّدِ اَنْ یَضَعَ یَدَهُ الْیُسْرَی عَلَی فَخِذِهِ الْیُسْرَی وَیَضَعَ یَدَهُ الْیُمْنَی عَلَی فَخِذِهِ الْیُمْنَی ثُمَّ یُشِیرُ فِی الدُّعَاءِ بِاِصْبَعٍ وَاحِدَةٍ.

آسان ساعدی در مجلسی که اصحاب فرستاده معبود مثلا ابوهریره بودند ذکر کرد: اینجانب از شما با نماز پیامبر پروردگار بیشتر آشنا هستم، گفتند: نماز اورا به ما علامت ده، ایستاد و تکبیر اعلام‌کرد بعد دست‌ها را تا بالای کتف‌ها بلند کرد و تکبیر اظهار کرد و هنگام رکوع رفتن دست‌ها را بلند کرد و در رکوع دست‌ها را بر زانوهایش قرار اعطا کرد بعد از آن رمز از رکوع بر داشت و اذعان کرد: سمع الله لمن حمده... دست‌ها را بلند کرد و تکبیر اذعان کرد و به سجده رفت، راز از سجده بلند کرد و بر یکی‌از پاهایش توکل زد و پای دیگرش را آزاد گذاشت و تکبیر اعلام‌کرد و به سجده رفت و تکبیر اظهار‌کرد و فورا ازجا پرید و رکعت آتی را خاطر نشان نمود و در هر رکتی مانند رکعت نخستین شغل کرد و در نقطه پایان نخستین به سمت راست درود کرد آنگاه به سمت چپ، حسن بن حر می گوید: از عیسی بن عبدالله بن صاحب و مالک شنیدم که ذکر کرد: در به عبارتی مجلس اورده شده میباشد که در وقت تشهد قرائت با یکی انگشتان دست اشاره کند.

۲.۱.۱ - مدرک حدیث
قالَ اَبُو حَاتِمٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ سَمِعَ هَذَا الْخَبَرَ مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ عَطَاءٍ عَنْ اَبِی حُمَیْدٍ السَّاعِدِیِّ وَسَمِعَهُ مِنْ عَبَّاسِ بْنِ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ السَّاعِدِیِّ عَنْ اَبِیهِ فَالطَّرِیقَانِ جَمِیعًا مَحْفُوظَانِ.
هر دو طرز در نقل این حدیث محفوظ میباشد. [۵]

۳ - تکفیر یا این که قبض در نماز
[بازنویسی]
از مشخصه‌های نماز اهل‌سنت گذاشتن دست‌ها و قرار دادن آن روی شکم یا این که بالای شکم میباشد این چنین که کف دست راست را روی دست چپ قرار میدهند، و مردم نمازگزاران اهل سنت مقید بدین طرز می باشند، اگرچه مورد نیاز به پژوهش و تفحص میباشد که آیا این فعالیت را تمامی فقیهان اهل سنت موردنیاز و واجب می دانند، یا این که نه؟ و از سوئی دیگر مستلزم این مطالعه میباشد که مبنای اینگونه فتوا و عملی چیست؟ آیا سنت رسول میباشد یا این که دوست داشتن سایر افراد؟
حدیث تحت از دارای اعتبار‌ترین کتاب‌ها نزد اهل سنت نقل گردیده‌است، بهتر به فرازها و تعابیر آن توجه فرمائید، تمامی چیز پر‌نور میشود.
بَاب وَضْعِ الْیُمْنَی علی الْیُسْرَی.
حدثنا بنده اللَّهِ بن مَسْلَمَةَ عن مَالِکٍ عن ابی حَازِمٍ عن سَهْلِ بن سَعْدٍ قال کان الناس یُؤْمَرُونَ اَنْ یَضَعَ الرَّجُلُ الْیَدَ الْیُمْنَی علی ذِرَاعِهِ الْیُسْرَی فی الصَّلَاةِ قال ابو حَازِمٍ لَا اَعْلَمُهُ الا یَنْمِی ذلک الی النبی صلی الله علیه وسلم قال اِسْمَاعِیلُ ینمی ذلک ولم یَقُلْ یَنْمِی.

سهل و آسان بن سعد می گوید: عموم وادار می‌شدند تا دست راست را بر ذراع دست چب قرار دهند، ابوحازم گفته میباشد آسوده این فرمان را به فرستاده نسبت می‌اعطا کرد البته اینجانب نمی‌دانم. [۶]
در‌این نقل اضطراب موج می زند به دلیل آنکه راویان خویش شک دارا هستند که امر‌دهنده چه کسی بوده میباشد.

۳.۱ - تکتف در سخنان بزرگان اهل‌سنت
قبض یا این که تکتّف همان گونه که تا قبل از این توضیح داده شد با کف دست راست پشت دست راست را به دست آوردن میباشد.
حنفی‌ها برای مرد افضل آن می دانند که مرد دست راست را روی دست چپ و پایین نافش بگذارد و برای زن عالی آن میباشد که دست‌هایش را روی سینه قرار دهد.
شافعی‌ها تکتف را برای زن و مرد یکسان میدانند یعنی هر دو بایستی دست‌ها را تحت سینه و بالای ناف بگذارند.
حنفی‌ها هم گفته‌اند هنگام قبض دست‌ها بایستی پایین ناف قرار بگیرد.
مالکی‌ها افتادن دست‌ها را دو طرف پهلو هنگام نماز مستحب میدانند و مغایر سه مجموعه از فقهای اهل سنت قبض و تکتف را ما یحتاج نمی‌دانند.
خلال مالکی‌ها اشخاصی مانند عبدالله بن زبیر، سعید بن مسیّب، سعید بن جبیر، عطاء، ابن‌جریج، نخعی، حسن بصری، ابن‌سیرین و گروهی دیگر از فقها تکتّف را موردنیاز نمی‌دانند، در‌این در بین اوزاعی معتقد به تخییر در بین قبض و ارسال دست‌ها میباشد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه