loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 44
شنبه 20 بهمن 1403 زمان : 11:17


زیدیه
نوشته‌علمیٔ مهم: زیدیه
مذهب زیدیه به زید فرزند امام سجاد(ع) نسبت دارااست.[۵۷] برپایه این مذهب، فقط امامت امام علی(ع)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به‌شکل انتصابی و به وسیله رسول بوده‌میباشد.[۵۸] به‌جز این سه امام، هرکه از نسل حضرت زهرا(س) قیام نماید و فقیه و خداپرست و سخاوتمند و شجاع باشد، امام میباشد.[۵۹]

زیدیه در ارتباط امامت ابوبکر و قدمت دو موضع دارا‌هستند: بعضی از آنان به امامت این دو اعتقادوباور دارا هستند و بعضا دیگر آن را نمی‌پذیرند.[۶۰] بینش زیدیان امروزِ یمن، به بینش تیم ابتدا مجاورت مسجد امین مشهد میباشد.[۶۰]

جارودیه، صالحیه و سلیمانیه سه فرقه مهم زیدیه بوده‌اند.[۶۱] به‌گفته شهرستانی، تالیف کننده کتاب المِلَل و النِّحَل، بیشتر زیدیان در حرف از مُعتزله و در فقه از مذهب حنفی، از مذهب ها دینی چهارگانه اهل‌سنت متأثرند.[۶۲]

به‌گزارش کتاب اطلس شیعه، زیدیان ۳۵ تا ۴۰درصد جمعیت بیست میلیونی یمن را تشکیل می دهند.[۶۳]

اسماعیلیه
نوشته ی علمیٔ مهم: اسماعیلیه
اسماعیلیه فرقه‌ای از شیعه ها میباشد که علاوه بر اطمینان به امامت امام علی(ع) تا امام راستگو(ع)، بعد از امام راستگو(ع) اسماعیل پسر بلندمرتبه اورا امام میداند و امامت امام کاظم(ع) و دیگر امامانِ امامیه را نمی‌پذیرد.[۶۴] اسماعیلیان بر این اطمینان بودند که امامت هفت عصر داراست و هر زمان با یک «ناطق» شروع میشود که شریعتی تازه می آورد و در هر زمان بعداز وی هفت امام امامت می‌نمایند.[۶۵]

طبق یقین اسماعیلیان، ناطق‌های شش زمان در آغاز امامت، به عبارتی پیامبران اولوالعزم‌‌اند که عبارت‌اند از: بشر، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و حضرت محمد(ص).[۶۶] محمدِ مکتوم پسر اسماعیل، هفتمی امام از زمان ششم امامت میباشد که با رسول اسلام شروع گردیده‌ میباشد. وی به عبارتی مهدی موعود میباشد که هنگامی قیام نماید، ناطق عصر هفتم امامت هم خواهد بود.[۶۷] میگویند بعضا از این آموزه‌ها در عصر حکومت فاطمیان، در گیر تغییراتی شد.[۶۸]

مهم ترین خصوصیت اسماعیلیه را باطنی‌گری میدانند؛ چراکه آن ها آیه ها و روایات و معارف و احکام اسلامی را تأویل می‌نمایند و معنایی بر خلاف ظواهر آنان برداشت می‌نمایند. به‌اعتقادوباور آن ها آیه ها قرآن و احادیث ظواهر و درون دارا هستند. امام درون آنان را میداند و فلسفه امامت، یاددادن درون آیین و ذکر معارف باطنی میباشد.[۶۹]

حاکم نُعمان را گران قدر‌ترین فقید اسماعیلیه[۷۰] و کتابش دعائم الاسلام را منبع مهم شرعی این مذهب دانسته‌اند.[۷۰] ابوحاتم رازی، ناصرخسرو و گروهی به‌اسم اِخوان الصَّفا را نیز از اندیشمندان پر رنگ اسماعیلیه شمرده‌اند.[۷۱] رسائل اِخوان الصفا و اَعلام النبوّه نوشته ابوحاتم رازی، از مهم ترین کتاب‌های فلسفی آن ها میباشد.[۷۲]

اسماعیلیه امروز را به دو دسته آقاخانیه و بُهره تقسیم می‌نمایند که جا ماندگان دو شاخه از فاطمیان مصر یعنی نزاریه و مستعلویه می باشند.[۷۳] دسته در آغاز را حدود یک میلیون نفر میدانند که عمدتاً در کشورهای آسیایی زیرا هند، پاکستان، افغانستان و کشور ایران معاش می‌نمایند.[۷۴] شمار دسته دوم را هم حدود پانصد هزار نفر تقریب زده‌اند که بیشتراز ۸۰درصدشان در هند سکونت دارا‌هستند.[۷۵]

مهدویت
نوشته ی علمیٔ اساسی: مهدویت
مهدویت را آموزه‌ای مشترک در بین همگی مذهبها اسلامی میدانند؛[۷۶] ولی این فکر در مذهب شیعه جایگاهی ویژه دارااست و در احادیث، کتاب‌ها و مقاله ها اکثری از آن کلام آمده‌میباشد.[۷۷]

فرقه‌های شیعه به‌رغم اشتراک‌لحاظ اساسا وجود مهدی، در جزئیات و مصداق آن اختلاف دارا هستند. شیعه‌ها دوازده‌امامی بر این باورند که مهدی پسر امام حسن عسکری(ع)، امام دوازدهم و به عبارتی مهدی موعود(عج) میباشد و در غایب بودن به‌رمز می برد.[۷۸] اسماعیلیه محمد مکتوم پسر اسماعیل پسر امام درستگو(ع) را مهدی موعود می دانند.[۷۹] زیدیه به‌جهت آنکه قیام را از حالت امام می دانند، به انتظار و غایب بودن اعتقادوباور ندارند.[۸۰] آن‌ها هر امامی را مهدی و مُنجی فکر‌میکنند.[۸۱]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 57
پنجشنبه 18 بهمن 1403 زمان : 10:33


کشتن ناقه و عذاب الهی
خویشان ثمود، ‌شتر را کشتند، و به با تقوا گفتند: «ای با تقوا، در شرایطی‌که نبی هستی آنچه را به ما وعده می دهی بیاور».[۱۲] در غایت عذاب الهی مشمول آنها شد. مبنی بر نشانه‌ها قرآن، آن‌ها با دانستن به قطعیت عذاب، منصرف شدند[۱۳] ولی سودی برایشان نداشت و جز مؤمنان، همگی هلاک مسجد سجاد مشهد شدند.[۱۴]

خطای یک شخص و عذاب خویشان
یکی آیه‌ها قرآن کشتن ناقه را به یک شخص استناد میدهد: «یارشان را ندا دادند و وی چاقو برگرفت و آن (شتر) را پی کرد».[۱۵] از برخی احادیث نیز همین مقاله به دست میاید.[۱۶] ولی آیه‌ها دیگر، کشتن ناقه را به همگان استناد داده و به همین جهت عذاب الهی نیز مشمول همگی آنان شد: «فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَ عَتَوْاْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ؛ پس آنان،‌ ماده شتر را پی کردند و از دستور پروردگارشان سرباز رزرو مسجد سجاد مشهد زدند».[۱۷]

این تعبیروتفسیر گوناگون، برای یاد آوری به‌این نکته دانسته گردیده‌است که اگرچه برخی اشخاص این قتل را اجرا دادند، البته سایرافراد نیز بدان راضی بوده و آن را پذیرش کردند.[۱۸]امام علی(ع)، در سخنی بدین آیه استناد کرده ومی فرماید: اى عموم! رضايت و نارضايى (بر عملى) موجب وحدت مشوق و كيفر عموم مى‌خواهد شد (يعنى؛ عاملان و كسانى كه راضى به آن عملند، در كيفر يا محرک شريكند) ناقه «ثمود» را یک نفر بيشتر پى نکرد، امّا عذاب و کيفر آن تمامی قوم و قبیله ثمود را فرا گرفت، زيرا تمامی به شغل وی راضى بودند، معبود سبحان مى‌فرمايد:«شتر ماده ثمود را یک نفر دست و پا برید، امّا عذاب آن آحاد قبیله ثمود را گرفت، چون تمامی آن را آدرس مسجد سجاد مشهد پسندیدند».[۱۹]

در روایتی در کافی آمده که شخصی به اسم قُدار او‌را کشت و قبیله با تقوا گرد آمدند و کلیه به ناقه ضربه‌ای زدند و گوشتش را تقسیم کردند و تمامی از آن خوردند. پارسا به آن‌ها سه روز مهلت توبه اعطا کرد و بعد از آن عذاب نازل شد.[۲۰]براساس بعضی گزارش ها بعد از کشته شدن ناقه نوباوه ناقه به قله کوه گریخت و در آنجا شیون بلند و جانسوزی نمود به نحوی که‌این گریه دل‌های عموم را ریش ریش کرد، آن ها وحشت‌زده نزد با تقوا آمدند و به عذروبهانه خواهی پرداختند و گفتند. ناقه را فلانی و فلانی کشت و مابی گناهیم؛ با تقوا (ع) به آن‌ها اعلام‌کرد «بروید سراغ طفل ناقه، در شرایطی که آن را سلامت به دست آورید آرزو آن میباشد که عذاب از شما برطرف شود». آن‌ها به فراز کوه رفته و به جستجوی کودک ناقه پرداختند، اما کودک ناقه شماره تلفن مسجد سجاد مشهد را نیافتند.[۲۱]

بازدید : 149
چهارشنبه 17 بهمن 1403 زمان : 10:24


تعزیه‌خوانی (دین)
تعزیه‌خوانی یا این که مشابه‌خوانی، نوعی اکران‌ مذهبی برگرفته از رویدادهای تاریخی و حماسی غم‌انگیز درباره اتفاق کربلا و شهیدشدن امام حسین(ع) و اهل بیت و یاران وی و مصائب بستگان مسجد امین مشهد فرستاده(ص).

استارت تعزیه‌خوانی را از فرصت دیلمیان دانسته‌اند که در طول صفویه به صورت فعلی درآمد و در طی قاجار به نقطع ی عطف خویش رسید و دامنه آن از مرزهای کشور‌ایران بالاتر رفت. اکران تعزیه در سال ۱۳۸۹ش در فهرست اثر ها معنوی کشور ایران در یونسکو تصویب شد‌ه‌است. یک کدام از شیفتگان اکران سنتی تعزیه، الکساندر خوجکو، جمهوری اسلامی ایران شناس لهستانی و کنسول روسیه در کشور‌ایران از ۱۸۳۰ تا ۱۸۴۰م بود.
در اصطلاح تعزیه‌خوانی، کارگردان: «مُعین البُکا»، هنرپیشه: «شَبیه» و تهیه و تنظیم کننده: «بانی» نامیده می‌گردد.

خاستگاه و پیش‌مسئله
تعزیه در ادبیات مذهبی کشور‌ایران بر بنیاد فرهنگ و تمدن عاشورا و اتفاق ها تاریخی کربلا در ۶۱ق/۶۸۰م، و مبارزه دلیرانه و شهیدشدن مظلومانه امام حسین(ع) گذاشته گردیده و به طور تعزیه‌خوانی یا این که مشابه‌خوانی، شکلی ویژه از اکران یا این که درام مذهبی، تجلی نموده است.[۱] نشان‌های اول تعزیه‌خوانی در حین دیلمیان و بعداز آن روزگار آل بویه چشم می‌گردد؛[مستلزم منبع] در صورتیکه چه تعزیه به طور مدرن از فرصت صفویه آغاز شد و در حین قاجار به نقطع ی عطف خویش رسید.[مستلزم منبع]

عزاداری محرم
تابلوی بعد از ظهر عاشورا
تابلوی بعدازظهر عاشورا یکی‌از اثر ها نقاشی محمود فرشچیان
حوادث
طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) • طومار امام حسین(ع) به تسلط بصره • روز عاشورا • اتفاق کربلا • حادثه عاشورا (از دید داده های عددی) • روزشمار رخداد عاشورا • اسیران کربلا
اشخاص
امام حسین(ع) • علی اکبر • علی‌اصغر • عباس بن علی • حضرت زینب(س) • سکینه بنت حسین • فاطمه دختر امام حسین • مسلم بن عقیل • شهیدان کربلا • اسیران کربلا
مکان‌ها
مقبره امام حسین(ع) • تل زینبیه • بقاع حضرت عباس(ع) • چاله قتلگاه • میان‌الحرمین • نهر علقمه
مناسبت‌ها
تاسوعا • عاشورا • دهه محرم • اربعین • دهه صفر
مراسم
مرثیه‌خوانی • روضه • تعزیه • مدیحه • زنجیرزنی • سینه‌زنی • سقاخانه • سنج و دمام • تیم سوگواری • شام غریبان • تشت‌گذاری • نخل‌گردانی • قمه‌زنی • راهپیمایی اربعین • تابوت‌گردانی • مراسم تابوت
نبو
صورت‌گیری و سیر دگرگونی
دربارۀ صورت‌گیری و پیشینه تعزیه‌خوانی نگرش‌های متفاوتی ابراز شد‌ه‌است.

بعضا او‌لین اَشکال تعزیه و مشابه‌خوانی در نواحی شمال جمهوری اسلامی ایران را به فرصت دیلمیان بازمی‌گردانند و میگویند این صورت نمایشی از روش موزیکانچیان (سربازان نوازنده آهنگ) سپاه دیلمی، سربازان، بازرگانان و زائران عتبات عالیات به‌این دیار آمد و توسعه و گسترش یافت.[۲] ولی بعد از دیلمیان تعزیه‌خوانی از رونق زمین خورد و در طول صفویان مجدد برقرار شد. گفته می شود ورژن‌هایی از تعزیه که در حین عضدالدوله دیلمی مندرج بود، در کتابخانه مادرید محافظت میگردد.[۳]

در طول آل بویه و دیلیمان
ابن جوزی (درگذشت: ۵۹۷ق) و ابن اثیر (درگذشت: ۶۳۰ق) اولیه تاریخ‌نگارانی می باشند که گزارش‌هایی از تجمعات مذهبی شیعه‌ها و گروه‌گردانی و سوگواری عموم برای امام حسین(ع) در بغداد و بستن بازارها و تعطیل خریدوفروش و روضه‌خوانی و بر راز و سینه‌زدن زنان در روز عاشورای سال ۳۵۲ق/۹۶۲م می دهند.[۴]

ابن اثیر در گستردن اتفاق ها سال ۳۶۳ق/۹۷۴م اشاره‌ای کوتاه به نوعی مشابه سازی در بین اهل تسنن محله سوق الطعام بغداد می‌نماید و می‌نویسد که سنیان زنی را مشابه عایشه بر شتر سوار کرده بودند و دو بدن دیگر را مشابه طلحه و زبیر ساخته، و جنگی تمثیلی خط مش‌انداخته بودند که گویی با یاران علی(ع) میجنگند.[۵]

بعضا گفته‌اند، احیاناً شیعه ها کرخ بغداد نیز مشابه حادثه کربلا را می‌ساخته، و آرم می‌داده‌اند که سنیان در رویارویی با آن ها اینگونه مشابه سازی‌هایی را می‌کرده‌اند.[۶]

در طول صفویه
این اکران آئینی که از فرصت دیلمیان استارت شد،[مستلزم منبع] بعد از آل بویه خبری از آن وجود ندارد اما مجدد در حین صفویه با روشی نو به عرصه فرهنگی، مذهبی رجوع.[مستلزم منبع]

تاورنیه به مشابه‌سازی شخصیت‌های اتفاق ها کربلا و اکران بعضی صحنه‌ها در مجموعه‌های سوگواری در حضور پاد شاه صفی (۱۰۳۸-۱۰۵۲ق) در میدان نقش دنیا اصفهان اشاره نموده و اسب‌های زین و یراق گردیده شهیدان و مشابه نعش خردسال ها در تابوت‌هایی بر روی عماری را وصف نموده است.[۷]

سالامون انگلیسی و وان گوک هلندی در ۱۱۵۲ق/۱۷۳۹م در دورۀ پاد شاه فرمانروا حسین، یا این که دورۀ سلطنت بسیار کوتاه طهماسب دوم، به اکران رخداد کربلا بر روی ارابه‌هایی در درحال حاضر تکان اشاره کرده‌اند.[مستلزم منبع]

گزارش این دو سیاح در کتابی به لهجه آلمانی با تیتر «‌تاریخ و جغرافیای امروز جمهوری اسلامی ایران و یا این که میهن شاهنشاهی کشور ایران در قسم معاصر»، قدیمی‌ترین گواهی تفصیل حادثه کربلا را به طور اکران بر روی اَرّابه تأیید می‌نماید.[۸]

مشابه‌خوانی از اواخر دورۀ صفوی صورت نمایشی کنونی خویش را گرفت و در عصر‌های بعد از آن پیشرفت و تکامل یافت.[مستلزم منبع]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 53
سه شنبه 16 بهمن 1403 زمان : 13:05


تعزیه طفلان مسلم
تعزیه طفلان مسلم از تعزیه‌های دهه نخستین محرم. زمینه این تعزیه که معمولا در روز سوم جاری ساختن می شود، شهید شدن دو پسربچه مسلم بن عقیل‌ میباشد که از مدینه با بابا به کوفه آمدند و اسیر گشتند. درین تعزیه ماجرای اسارت و شهید شدن فرزندان مسلم و سرنوشت قتل کننده آن ها بازگو مسجد سجاد مشهد می گردد.


تصویری از تعزیه طفلان مسلم(ع)
طفلان مسلم
نوشته ی علمیٔ اساسی: طفلان مسلم
دو بدن از فرزندان مسلم بن عقیل به اسم‌های محمد و ابراهیم، که بعداز شهید شدن امام حسین(ع) اسیر و در کوفه زندانی شدند. آن ها پس فرار کردن از زندان به دست یکی‌از لشکریان عبیدالله بن زیاد به شهید شدن رزرو مسجد سجاد مشهد رسیدند.[۱]

مقبره و مقبره آنها در شهر مسیب عراق پذیرای زائران متعددی از شیعه‌ها و محبان اهل بیت میباشد.[۲]

تفصیل تعزیه
استارت تعزیه
در تعزیه حضرت مسلم(ع)، او طفلان را به شریح حاکم می‌سپارد، تعزیه طفلان مسلم از حضور طفلان در منزل شریح شروع میگردد که او به انگیزه واهمه از عبیدالله بن زیاد طفلان را در مسیری رها می‌نماید. طفلان بین شیوه با چوپانی که از طرف داران اهل بیت می باشند عکس العمل می‌نمایند، چوپان از آنها پذیرایی کرده و فردی به اسم غلام بر چوپان حمله کرده و بعد از دستگیری طفلان آن‌ها را به دار الاماره آدرس مسجد سجاد مشهد میبرد.[مستلزم منبع]

طفلان در زندان
بعد از دستگیری آنها، ابن زیاد زندانبانش مشکور را به حضور طلبیده و طفلان را به او تحویل میدهد، مشکور که از دوست داران اهل بیت میباشد بعداز استحضار از نام و ترسیم طفلان آن‌ها‌را دربین روش کوفه و مدینه می برد تا شاید کاروانی پیداشود وآنان را تا مدینه همرامی نماید. این شغل برای مشکور گران مجموع گردیده و ابن زیاد امر قتل او را صادر ر می‌نماید.[مستلزم منبع]

در منزل حارث
ابن زیاد ماموران خویش را در‌پی کودک ها حضرت مسلم(ع) می‌فرستد و برای پیداکننده محرک و انعام انتخاب می‌نماید، حارث یک کدام از معاندان اهل بیت به خاطر به دست آوردن انعام در کوه و برزن در‌پی خردسالان می‌رود تاجایکه اسب خویش وی در این‌شیوه هلاک می‌گردد. از طرفی طفلان در کنار رود آبی رنگ خستگی میگیرند که کنیزی آنها‌را پیش بانوی خویش میبرد، بانو که به عبارتی زن حارث و از محبان اهل بیت میباشد آنها‌را به منزل برده و به گرمی از آن ها پذیرایی می‌نماید. بعد از آن از به اتاقی برده و اثاثیه استراحت را برایشان مهیا می‌کند. از طرفی حارث که پیرو طفلان میباشد خسته و کوفته با زین اسبش که به دوش دارااست به منزل می آید و بعداز تندی به کنیز و همسر و زدن آن ها به استراحت درگیر می‌گردد.[مستلزم منبع]

بازدید : 56
دوشنبه 15 بهمن 1403 زمان : 15:10


معاش محمد در مدینه
از سال دوم هجری قمری، زد خورد‌های نظامی در بین مسلمانها و مکیان آغاز شد. او‌لین جنگ، بدر اسم گرفت که با موفقیت مسلمان ها یاروهمدم بود. غزوه بنی‌قینقاغ دربین مسلمان ها و یهودیان بنی‌قینقاع نزاع آتی مسلمانها بود. احد نبردی بود که مکیان برای انتقام از بدر تدارک دیدند و در آن مبارزه، مسلمان‌ها ناکامی خوردند و حمزه، عموی محمد کشته شد. خویش محمد نیز در‌این زد خورد آسیب برداشت.[۸۴] در ماه شوال ۶ ه‍.ق/۶۲۸ م، محمد به یاروهمدم ۱۴۰۰ بدن از پیروانش جهت اعمال حج عمره به سمت مکه رفتند.[۸۵] قریش با شنیدن مجاورت‌شدن مسلمان‌ها به مکه، ۲۰۰ سوار را ارسال کرد که آنها‌را متوقف نمایند. محمد با طی مسیر صعب‌العبورتری، آنان‌را بدور زد و به حدیبیه، در حومه شهر مکه رسید.[۸۶][۸۷] مذاکرات با مکه آغاز شد و فرستادگانی در میان دو طرف تعویض شد. در غایت قول صلحی به بازه زمانی ۱۰ سال میان دو طرف انعقاد شد که به «صلح حدیبیه» آوازه یافت.[۸۸][۸۹][۹۰][۹۱][۹۲] آورده این تفاهم نامه برای مسلمان ها، به رسمیت شناخته شدن از لحاظ سیاسی و مذهبی به وسیله مکیان بود.[۹۳][۹۴] این عهدوپیمان‌طومار، محمد را در فتح سهل‌خیس مکه نیز مسجد امین مشهد امداد کرد.[۹۵]

در سال هفتم محمد به خیبر که یک کدام از عهد‌شکنان بودند نیز لشکرکشی کرد و آنجا را نیز تصرف کرد. در سال هشتم، قریشیان با حمله به طایفه‌ای مسلمان، قسم صلح را شکستند و همین دستور منجر شد تا محمد با لشکری به مکه حمله نماید. ابوسفیان بلندمرتبه قریش به یاروهمدم عباس نزد محمد آمد و بعد از اظهار اسلام، پشتیبانی از محمد طلبید و محمد منزل اورا محل امن قرار اعطا کرد؛ براین اساس لشکر مسلمان‌ها فارغ از تضارب وارد مکه شدند و محمد نیز فورا دستور عفو و بخشش همگانی صادر کرد. وی شخصاً به درون کعبه رفت و بت‌های کعبه را خارج آورد و بعد از آن عامه مردم مکه با وی بیعت کردند. بعداز آن در سال نهم به محمد خبر رسید که رومیان لشکری به قصد حمله به مدینه تدارک کرده‌اند. فرستاده اسلام نیز امر تشکیل سپاه را صادر کرد و به سمت حوزه‌ تبوک رهسپار شد. ولی هنگامی مسلمانها به حیطه تبوک رسیدند، لشکر رومیان از آنجا رفته بودند و به همین جهت سپاهیان مسلمان فارغ از زد خورد، به مدینه بازگشتند. در سال دهم تک تک قبایل دور و بر به نزد محمد آمدند و با وی بیعت کردند و به همین جهت آن سال را سنة الوفود نامیدند. در این سال محمد به واپسین حج خویش رفت.[۹۶] در خط مش برگشت محمد و مسلمان ها به مدینه و دربین روش، محمد به طور ناگهانی به برهه زمانی سه روز در محلی به اسم غدیر خم توقف کرد و با گردآوری‌کردن حجاج، خطبه‌ای خواند و در آن گزاره «هر کس اینجانب مولای اویم، پس این علی مولای اوست» را با بلندکردن دست علی در قبال جمعیت ذکر کرد. کلمه و واژهٔ «مولا» در عربی به دو معنای «دوست» و «رهبر» میباشد.[۹۷] شیعه‌ها بر این باورند که‌این عبارت، سند پر‌نور بر ثابت امامت و جانشینی علی بعد از محمد میباشد؛ البته در مقابل، اهل سنت یا این که منکر این اتفاق گردیده‌اند یا این که آن را دلیلی بر امامت نمی‌دانند.[۹۸] اهل سنت معتقدند که جمع‌ای از تقسیم غنایم در اردوکشی به یمن که بوسیله علی اجرا شد، ناراضی بودند و محمد در جواب به آنها علی را دوست خود معرفی کرد تا ناخشنودی آن ها را فرونشاند.[۹۹]

محمد در سال ۱۱ هجری قمری در گیر بیماری شد و از جهان رفت. وی در سن ۶۳ سالگی درگذشت و در آن وقت جز فاطمه، فرزند دیگری از وی زنده نماند. بر این مبنا محمد در حین ۲۳ سال به تبلیغ اسلام پرداخت.[۱۰۰] مرتضی عاملی گزارش می‌نماید که منابع اسلامی در محل دفن محمد، اختلاف دارا‌هستند؛ مبنی بر روایتی، علی بن ابی‌طالب، و بنابر وصیت محمد، جسدش را در اتاقی که درآن درگذشت، دفن کرد. با این وجود، منابعی از دفن محمد در بقیع یا این که مسجدالحرام گزارش‌هایی را نقل کرده‌اند.[۱۰۱] بر مدفن وی امروزه گنبد سبزی جای‌دارد.[۱۰۲]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 17
يکشنبه 14 بهمن 1403 زمان : 11:02


مناظره امام رضا با عمران صابی

مناظره امام رضا(ع) با عِمران صابی مناظره‌ای کلامی درباره وجود خداوند و صفات وی. این مناظره در حدیثی آمده میباشد که طبق آن، امام رضا(ع) به‌خواست مأمون خلیفه عباسی، با عالمان گرانقدر مسیحی، یهودی، زرتشتی و صابئی مناظره می‌نماید. در‌این اعلام کرد‌وگو، عِمران سوال‌های اکثری در ارتباط پروردگار می پرسد و امام رضا(ع) به آن ها مسجد سجاد مشهد جواب میدهد.

به‌گفته راوی این حدیث، عمران صابی جواب‌های امام رضا(ع) را قانع‌کننده می یابد، شهادتین می گوید و مسلمان می‌گردد. این حدیث در کتاب‌های توحید و عیون خبر‌ها الرضا نوشته روضه خوان صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) رزرو مسجد سجاد مشهد آمده میباشد.

موضوع صورت‌گیری مناظره
مناظره امام رضا(ع) با عِمران صابی در حدیثی آمده میباشد که در آن، وی با عالمان ادیان متعدد مناظره نموده است.[۱] حسن بن محمد نوفلی، راوی این حدیث، روایت صورت‌گیری مناظره را این‌سیرتکامل گستردن داده میباشد: هنگامی امام رضا از مدینه به مرو نزد مأمون، خلیفه عباسی رفت، مأمون عالمان و متکلمان ادیان متعدد، ازجمله جاثَلیق (والا مسیحیان)، رأس‌الجالوت (تعالی یهودیان)، بزرگان صابئان و هِربِذ (بلندمرتبه زرتشتیان) را توده کرد و از آن‌ها خواست با امام رضا(ع) مناظره آدرس مسجد سجاد مشهد نمایند.[۲]

بعد به امام رضا(ع) بیان کرد درصورتی که رغبت داراست، در مناظره کمپانی نماید. امام رضا این سفارش را به عهده گرفت و فردای آن روز نزد مأمون رفت.[۳] امام رضا(ع) در‌این مناظره بعد از دعوا با جاثَلیق، رأس‌الجالوت و هِربِذ و محکوم‌کردنشان[۴] رو به توده می گوید چنانچه کسی مخالف اسلام میباشد، سؤالاتش را مطرح نماید. در‌این هنگام، عِمران صابی میگوید در ارتباط وحدانیت (یکی‌از‌‌بودن خداوند) با متکلمان اکثری در کوفه و بصره و شام و جزیره مشاجره کرده و هیچ‌یک نتوانسته‌اند آن را ثابت نمایند. وی از امام رضا(ع) می خواهد در این باره با وی بیان کرد‌وگو نماید و شماره تلفن مسجد سجاد مشهد امام رضا(ع) می‌پذیرد.[۵]

سوال‌های عِمران صابی
در مناظره امام رضا(ع) با عِمران صابی، عمران سؤالات بخش اعظمی از امام رضا درباره خداوند میپرسد که برخی از آنان به‌گستردن پایین میباشد:

ویّلین مو جود در هستی چه چیزی میباشد؟[۶]
آیا آن جان دار، به خودى خویش، نزد خویش، مشخص میباشد؟[۷]
آفرینش آفریدگار چه‌گونه میباشد و آفرینش چه معناها و اقسامی داراست؟[۸]
آیا با آفرینش، در پروردگار تغییرى ساخت میگردد؟[۹]
ما به‌وسیله چه چیزی، به وجود آفریدگار پی می بریم؟[۱۰]
آفریدگار چیست؟[۱۱]
آیا خدا در مخلوقات میباشد یا این که مخلوقات در اویند؟[۱۲]
آیا وحدانیت (یکی‌از‌بودن) معبود با آشنایی ذاتش دانسته مى‌‏گردد یا این که با آشنایی اوصافش؟[۱۳]
پروردگار در چه چیزى جای دارد؟ آیا چیزى اورا تسلط نموده است؟ و آیا از جایى به جاى دیگری تغییر‌و تحول جای مى‌‏دهد؟[۱۴]

بازدید : 48
شنبه 13 بهمن 1403 زمان : 10:31


باقرالعلوم (کنیه)
این نوشته‌ی علمی دربارهٔ کنیه امام باقر (ع) میباشد. برای شناخت محترم امام (ع)، مدخل امام باقر علیه‌السلام را ملاحظه کنید.
باقِرُالْعُلوم یا این که باقِر (به معنای شکافنده علم ها) مشهورترین کنیه امام محمد باقر(ع) میباشد.[۱] در کتاب علل الشرایع از جابر بن یزید جُعفی اورده شده که در جواب بدین سؤال که چرا امام پنجم را باقر نامیدند؟ اظهار کرد: چون وی دانش را به‌واقع مسجد امین مشهد شکافت.[۲]

چنان‌که در کتاب وسیلة الخادم تاثیر ادب بن روزبهان، دانا اهل سنت در قرن نهم و دهم هجری قمری، آمده فرستاده(ص) امام پنجم را بدین کنیه، نامیده[۳] و در روایتی از امام راست گو(ع) آمده میباشد؛ نبی (ص)، کنیه باقر را به‌تیتر فضیلتی مخصوص، به امام باقر(ع)، اعطا نموده است.[۴] فرستاده (ص) به جابر بن عبدالله انصاری وعده اعطا کرد که تو زنده میمانی و فرزندم «محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب» را که در تورات به باقر ملقب گردیده، می‌بینی و هرگاه دیدارش کردی، درود من‌را به وی برسان.[۵] بنابر روایتی از امام رضا (ع)، اسم امام باقر (ع) در تورات تحت عنوان «مَسهور» معرفی گردیده‌است.[۶]

همینطور در نقلی دیگر در کتاب تذکره الخواص تألیف سبط ابن جوزی (درگذشت: ۶۵۴ق) آمده میباشد او‌را در تاثیر کثرت سجده که پیشانی‌اش گود افتاده بود، باقر نامیدند.[۷][یادداشت ۱]

پزشک قاسم رسا
نهال باغ آیین فروغ و روشنایی چشم زهرا
سپهر علم و نگرش دور و بر دانش و متانت
شه سریر ولایت محمد بن علی (ع)
که آمدش ز خداوند «باقر العلوم» کنیه[۸]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 50
پنجشنبه 11 بهمن 1403 زمان : 10:38


روزه
روزه (به عربی: صوم) دوری از میل کردن و آشامیدن و بعضا شغل های دیگر از اذان صبح تا اذان مغرب به علت تاسی از امر خدا میباشد. روزه جزو فروع آیین اسلام، برگزیدگانِ عبادات و از موادسازنده پنج‌گانه اسلام بوده و در ادیان قبل از اسلام نیز مسجد سجاد مشهد وجود داشته میباشد.

در منابع شرعی برای روزه اثر ها اخلاقی و معنوی زیادی گفته شده میباشد؛ برای مثال: دستیابی زهد و تقوا، سپر حریق جهنم، کفاره گناهان، زکات تن، غربت از شیطان. همینطور گفته می گردد روزه‌داری اثر ها جسمی و کم عقل همانند کاهش اضطراب و افسردگی، ارتقا عزت نفس و پیشگیری از بیماری‌های قلبی و رزرو مسجد سجاد مشهد عروقی دارااست.

روزه از نگاه فقاهتی بر چهار عهدوپیمان واجب، مستحب، مکروه و حرام بوده و روزه ماه رمضان از روزه‌های واجب به شمار می‌رود. تناول کردن و آشامیدن، آمیزش جنسی، لاف بستن بر خداوند، فرستاده(ص) و امامان(ع)، رساندن غبار غلیظ به حلق، باقی‌ماندن بر جنابت، حیض و نفاس، خودارضایی، فروبردن کل راز در آب و استفراغ کردن، مبطلات روزه می‌باشند. هر کس روزه بر وی واجب میباشد، در شرایطی‌که آگاهانه یکی مبطلات آن را اجرا دهد، قضای روزه و کفاره بر ذمه آدرس مسجد سجاد مشهد وی میباشد.

رده و اثرها روزه‌داری
روزه به پرهیز کردن از جاری ساختن شغل های خاص مانند میل کردن و آشامیدن از طلوع فجر (اذان صبح) تا مغرب با قصد قُربت گفته میشود.[۱] ولی برخی از فقیهان آن را به فراهم‌ساختن نفس برای اجتناب از مبطلات روزه تعریف و تمجید کرده‌اند.[۲] به نظریه سید محمدحسین طباطبایی، مفسر شیعه، اسلام در روزه، صرفا پرهیز از میل کردن و آشامیدن را کافی نمی‌داند، بلکه فرمان می دهد که روزه‌دار از هرچه که موجب آلودگی و ارتکاب گناه میباشد و یا این که اورا به هوس‌ها و وسوسه‌های نفسانی سوق می دهد، هجران نماید.[۳]سید محمدکاظم یزدی در عروة الوثقی وجوب روزه در ماه رمضان را از ضروریات آیین برشمرده و منکر واجب بودن روزه در ماه رمضان را مرتد دانسته که قتلش شماره تلفن مسجد سجاد مشهد واجب میباشد. [۴]

روزه، از بافضیلت‌ترین عبادات،[۵] از ردیف‌های پنج‌گانه اسلام،[۶] سیرتکامل‌ای از جهاد[۷] و شکاف آن ادله خروج از ایمان[۸] دانسته شد‌ه‌است.

فلسفه وجوب روزه
مفسران با استعمال از عبارت «لعلکم تتقون؛ باشد که پرهیزگاری فرمایید» در آیه روزه فلسفه روزه‌دریافت کردن را وصال به زهد می دانند.[۹] در روایتی که در کتاب عِلل‌الشرایع در امر انگیزه وجوب روزه گفته شده، فلسفه روزه چشاندنِ رنج و سختی گرسنگی به ثروتمندان جامعه برای ترحم به فقیران نام برده میباشد.[۱۰] همینطور در ماجرا دیگری درباره فلسفه وجوب روزه ماه رمضان آمده میباشد وقتی که حضرت بشر از شجره ممنوعه خورد، تاثیر آن تا ۳۰ روز در شکم وی باقی ماند ازاین‌رو معبود سی روز روزه بر ذریه‌اش واجب کرد.[۱۱] در روایتی از امام رضا(ع) در فلسفه وجوب روزه به یاد آوری روز قیامت و دقت به رنج آن اشاره گردیده است.[۱۲] بعضا نیز تن درستی تن را از سایر فلسفه‌های وجوب روزه می دانند و آن را به حدیث صوموا تصحوا (منسوب به فرستاده) مستند می‌نمایند.[۱۳]

بازدید : 69
چهارشنبه 10 بهمن 1403 زمان : 16:13


امام سجاد(ع) در‌پی این خطبه، خطاب به عمه‌اش، زینب(س)، فرمود: «يَا عَمَّةِ اسْكُتِي فَفِي الْبَاقِي مِنَ الْمَاضِي اعْتِبَارٌ وَ أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ إِنَّ الْبُكَاءَ وَ الْحَنِينَ لَا يَرُدَّانِ مَنْ قَدْ أَبَادَهُ الدَّهْر».[۱۳]
ای عمّه، بدون صدا باش. باقی‌ماندگان می بایست از گذشتگان عبرت گیرند و تو بحمداللَّه، دانایِ مدرسه‌نرفته و حکیمِ استادندیده‌ای. فغان و شیون، رفتگان را گشوده مسجد امین مشهد نمی‌گرداند.

این خطبه در منابع مختلفی آمده میباشد: از منابع شیعی می‌قدرت به کتاب‌های اَمالی روضه خوان مُفید،[۱۴] اَمالی روحانی طوسی،[۱۵] مَناقبِ اِبن‌ِشَهرآشوب،[۱۶]، اِحتِجاجِ طَبْرِسی،[۱۷] مُثیرُ الاَحزان[۱۸] و لُهوفِ سید اِبن‌ِطاووس،[۱۹] و از کتاب‌های اهل‌سُنَّت می‌قدرت به بَلاغاتُ النِساء،[۲۰]، البُلْدان،[۲۱]، التَذکِرَةُ الحَمْدونیّه،[۲۲] نَثْرُ الدُرِّ فی المُحاضِرات[۲۳] و مَقْتَلُ الحسین خوارزمی،[۲۴] اشاره نمود. در برخی منابع اهل‌سنت، این خطبه به مکان حضرت زینب، به خواهرش اُمِّ‌کُلْثوم(س) منسوب شده میباشد.[۲۵]

تقابل ابن‌زیاد با خطبه
همینطور مشاهده کنید: مناظره حضرت زینب با عبیدالله بن زیاد
عُبَیْدُالله بن زیاد برای رویا رویی با این خطبه، مجلسی ایجاد کرد تا اسیران کربلا را وحشت‌زده نماید و با جدل و مغالطه، خویش را موفق و جریان امام حسین(ع) را باخت‌خورده نشانه دهد.[۲۶] البته زینب(س) با بیانی منطقی و استدلالی، سخنان ابن‌زیاد را فسخ کرد.[۲۷] نوشته‌اند اگرچه خطبه حضرت زینب بر ضد حکومت بود، البته از سخنرانی وی پرهیز نشد؛ زیرا ضمن اینکه شنیدن خطبه برای اعراب لذت‌نصیب بود، این او‌لین‌توشه بود که زنی در کوفه خطبه میخواند؛ آن هم زنی اسیر که خطبه‌خواندنش خارق‌العاده بود.[۲۸]

محتوا
بخشی از خطبه حضرت زینب(س) در کوفه:
«يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ أَ تَدْرُونَ أَيَّ كَبِدٍ لِرَسُولِ اللَّهِ فَرَيْتُمْ وَ أَيَّ كَرِيمَةٍ لَهُ أَبْرَزْتُمْ وَ أَيَّ دَمٍ لَهُ سَفَكْتُمْ وَ أَيَّ حُرْمَةٍ لَهُ انْتَهَكْتُمْ وَ لَقَدْ جِئْتُمْ بِهَا صَلْعَاءَ عَنْقَاءَ سَوْآءَ فَقْمَاءَ وَ فِي بَعْضِهَا خَرْقَاءَ شَوْهَاءَ كَطِلَاعِ الْأَرْضِ أَوْ مِلْ‏ءِ السَّمَاءِ أَ فَعَجِبْتُمْ أَنْ مَطَرَتِ السَّمَاءُ دَماً 《وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى》».‏ (ترجمه: ای اهل کوفه، آیا می دانید چه جگری از نبی پروردگار(ص) را بریدید و چه اشخاص پوشیده به عفاف را از حرمش خارج کشیدید و چه خونی را از وی ریختید، و چه احترامی را از وی هتک کردید!؟ مسلماً کاری بس هولناک، زشت، دشوار، ناروا، خشونت‌توشه و رودربایسی‌آور به لبریزی سراسر زمین و ظرفیت عرش جاری ساختن دادید. آیا برای شما شگفت‌آور میباشد که افق درین قصه خون ببارد!؟ 《و به طبعً عذاب آخرت رسواكننده‌خیس میباشد.》‏‏⟨آیه ۱۶ سوره فصّلت⟩)

سید ابن طاووس، اللهوف علی قتلی الطفوف، ۱۳۴۸ش، ص۱۴۸.

به گفته بعضا دانشمندان، حضرت زینب خلاف خطبۀ برهانی و استدلالی خویش در شام، در کوفه بیشتر به ذکر مطالب عاطفی پرداخت تا وجدان کوفیان را بیدار نماید.[۲۹] از خصوصیت‌های این خطبه، اقتباس‌های فراوان از نشانه‌ها و تمثیلات قرآنی میباشد.[۳۰] حضرت زینب در‌این خطبه برای زدودن غفلت از کوفیان، به آیه‌ها پایین تمسک کرد:[۳۱]

آیه ۹۲ سوره نحل: با استناد به‌این آیه، خلق و خوی متناقض اهل کوفه در ارسال طومار به امام حسین(ع) و آن گاه عهدشکنی آنها ملامت شد.[۳۲]
آیه ۸۰ سوره مائده: با استناد بدین آیه، ضلالت کوفیان و ملحق‌شدنشان به سپاه یزید سود دوستی و تبعیت آنها از فسخ دانسته شد‌ه‌است.[۳۳]
آیه ۸۲ سوره توبه: زینب(س) بابیان این آیه، آتی تلخ و زاری‌های مداوم اهل کوفه را سود انجام آن ها دانست.[۳۴]
آیه ۳۱ سوره انعام: بابیان این آیه، عهدشکنی اهل کوفه سود باورنداشتن آن ها آپ تو دیت قیامت دانسته شد‌ه‌است.[۳۵]
آیه ۶۱ سوره بقره: حضرت زینب با بیان این آیه اهل کوفه را در قیام‌نکردن برای پروردگار، امیدنداشتن به یاری الهی و مدد‌نکردن از حجت معبود، به بنی‌اسرائیل تشبیه کرد و هر دوی آنها را مستحق عذاب و ذلت دانست.[۳۶]
آیه ۸۹ و ۹۰ سوره مریم: با بیان این آیه‌ها، کردار اهل کوفه به اخلاق و رفتار کافران تشبیه شد.[۳۷]
دستاوردهای خطبه
خطبه حضرت زینب در کوفه را دارنده نتیجه ها پایین شمرده‌اند:

بیدارشدن وجدان خفته عموم کوفه؛[۳۸]
پرهیز از تحریف حادثه کربلا بوسیله اِبن‌ِزیاد؛[۳۹]
ازبین‌بردن نقشه معاندان[۴۰] در فرنگی تلاوت اسیران کربلا؛[۴۱]
آشکار ساختن انحطاط جامعه اسلامی در روزگار بنی‌اُمَیّه؛[۴۲]
مورد‌سازی انتقام از قاتلان امام حسین(ع) و یاران وی؛[۴۳]
کنترل احساسات و اذهان عموم کوفه.[۴۴]

برچسب ها مسجد امین مشهد ,
بازدید : 54
دوشنبه 8 بهمن 1403 زمان : 14:59


تغییر‌و تحول مسیر به سمت کربلا
امام حسین(ع) بعداز وصال به منزلگاه عذیب‌الهجانات بدون چاره شد به سمت کربلا تغییرمسیر مسجد سجاد مشهد دهد. [۷۶]

واکنش با سپاه حر بن یزید ریاحی
ابن‌زیاد زیرا از تکان امام حسین(ع) به سوی کوفه باخبر شد، حصین بن تمیم -مدیر شرطۀ (پلیس) خویش- را همپا با چهار هزار نفر مرد نظامی به «قادسیه» اعزام کرد تا حد فاصل در بین قادسیه تا «خفّان» و «قُطقُطانیه» تا «لَعلَع» را تحت لحاظ بگیرند تا از عبور و مرور اشخاصی که در‌این بخشها در تردد بودند، رزرو مسجد سجاد مشهد آگاه گردند

.[۷۷] حر بن یزید ریاحی و هزار سرباز پایین دستور وی نیز بخشی از این لشکر چهار هزار نفری بودند که از سوی حصین بن تمیم برای پرهیز از جنبش کاروان امام حسین به حوزه‌ اعزام گردیده آدرس مسجد سجاد مشهد بودند.[۷۸]

ابومخنف از دو نفر از خویشاوندان بنی‌اسد که امام را در‌این هجرت ملازمت و همراهی می‌کردند، نقل نموده است که: «زیرا کاروان امام حسین(ع) از خانه‌گاه شراف جنبش کرد، در وسط روز به طلایه‌داران لشکر معاند رسید. پس حسین(ع) به طرف ذوحُسَم شماره تلفن مسجد سجاد مشهد جاری شد.»[۷۹]

حر بن یزید و سپاهیانش به هنگام ظهر، در قبال امام حسین(ع) و یارانش قرار گرفتند. حسین(ع) به یاران خویش امر دادند که سپاهیان حر و اسبانشان را سیراب نمایند. هنگام ظهر، امام به مؤذن خویش -حَجّاج بن مسروق جعفی- دستورداد تا اذان بگوید. زیرا هنگام اقامه نماز شد، امام حسین(ع) بعداز ستایش و ثنای الهی فرمود:

«ای عموم! این، عذری میباشد به درگاه آفریدگار عزوجل و شما. اینجانب به سوی شما نیامدم مگر بعد از آنکه طومار‌های شما به اینجانب رسید و فرستادگان شما نزد اینجانب آمدند و از اینجانب خواستند که به نزد شما آیم و گفتید که ما امام نداریم، باشد که بوسیله اینجانب آفریدگار شمارا هدایت نماید، پس در صورتیکه بر راز پیمان خویش می باشید اینجانب به شهر شما می آیم و در صورتیکه آمدنم را ناخوش میدارید، گشوده گردم.» حر و سپاهیانش بدون صدا تفویض کردند و هیچ نگفتند. پس امام حسین به مؤذن دستورداد که اقامه نماز ظهر را ذکر کرد. نماز جماعت برپا شد و حر و سپاهیانش نیز به امام اقتدا کردند.[۸۰]
امام حسین بعداز اقامه نماز بعدازظهر، رو به عموم کرد و بعد از ثنا و ثنای الهی فرمود:

«ای عموم! چنانچه تقوای الهی پیشه سازید و حق را برای عده ای که اهلیت آن را دارا هستند بشناسید، مایه خشنودی آفریدگار را آماده می‌سازید. ما اهل‌بیت نسبت به مدّعیانی که ادعای حقّی را می‌نمایند که مرتبط با آن ها وجود ندارد و رفتارشان با شما مبتنی بر عدل و داد وجود ندارد و در حقّ شما جفا جایز می‌دارا‌هستند، سزاوارتر به ولایت بر شما هستیم. در‌صورتی‌که شما برای ما اینگونه حقّی را قائل نیستید و تمایلی به اطاعت از ما ندارید و طومار‌های شما با گفتارتان و آراءتان یکی از وجود ندارد، اینجانب از همین جا گشوده خواهم گشت.»
حر بن یزید اعلام کرد: اینجانب از این طومار‌هایی که شما گفتید، اطلاعی ندارم! ما جزو نویسندگان این طومار‌ها نبودیم. ما مأموریت داریم به محض روبه‌رو شدن با شما، شما‌را به نزد عبیدالله بن زیاد ببریم.[۸۱]

حسین(ع) از همراهانش خواست که برگردند البته حر و همراهانش بازدارنده شدند. حر بیان کرد: «شمارا می بایست نزد عبیدالله بن زیاد ببرم!» حسین(ع) فرمود: «به آفریدگار قسم در پی تو نخواهم آمد.» حر اظهار کرد: «اینجانب مأمور به نزاع با شما نیستم؛ اما مأمورم از شما جداگانه نگردم تا شما‌را به کوفه ببرم، پس در حالتی که شما از داخل شدن پرهیز می کنید، راهی را در پیش گیرید که شما‌را خیر به کوفه برساند و خیر به مدینه؛ تا اینجانب طومار‌ای برای عبیدالله بنویسم؛ شما هم در شکل گرایش طومار‌ای به یزید بنویسید تا شاید این دستور به عافیت و صلح منتهی خواهد شد و در پیش اینجانب این عمل خوب میباشد از آنکه به نبرد و ستیز با شما آلوده و کثیف نحس.»[۸۲]

کاروان امام حسین(ع) از منطقه چپ شیوه «عذیب» و «قادسیه» تکان کردند؛ حر نیز با آن حضرت(ع) تکان میکرد.[۸۳

تعداد صفحات : 48

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 488
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه