loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 57
دوشنبه 8 بهمن 1403 زمان : 14:59


تغییر‌و تحول مسیر به سمت کربلا
امام حسین(ع) بعداز وصال به منزلگاه عذیب‌الهجانات بدون چاره شد به سمت کربلا تغییرمسیر مسجد سجاد مشهد دهد. [۷۶]

واکنش با سپاه حر بن یزید ریاحی
ابن‌زیاد زیرا از تکان امام حسین(ع) به سوی کوفه باخبر شد، حصین بن تمیم -مدیر شرطۀ (پلیس) خویش- را همپا با چهار هزار نفر مرد نظامی به «قادسیه» اعزام کرد تا حد فاصل در بین قادسیه تا «خفّان» و «قُطقُطانیه» تا «لَعلَع» را تحت لحاظ بگیرند تا از عبور و مرور اشخاصی که در‌این بخشها در تردد بودند، رزرو مسجد سجاد مشهد آگاه گردند

.[۷۷] حر بن یزید ریاحی و هزار سرباز پایین دستور وی نیز بخشی از این لشکر چهار هزار نفری بودند که از سوی حصین بن تمیم برای پرهیز از جنبش کاروان امام حسین به حوزه‌ اعزام گردیده آدرس مسجد سجاد مشهد بودند.[۷۸]

ابومخنف از دو نفر از خویشاوندان بنی‌اسد که امام را در‌این هجرت ملازمت و همراهی می‌کردند، نقل نموده است که: «زیرا کاروان امام حسین(ع) از خانه‌گاه شراف جنبش کرد، در وسط روز به طلایه‌داران لشکر معاند رسید. پس حسین(ع) به طرف ذوحُسَم شماره تلفن مسجد سجاد مشهد جاری شد.»[۷۹]

حر بن یزید و سپاهیانش به هنگام ظهر، در قبال امام حسین(ع) و یارانش قرار گرفتند. حسین(ع) به یاران خویش امر دادند که سپاهیان حر و اسبانشان را سیراب نمایند. هنگام ظهر، امام به مؤذن خویش -حَجّاج بن مسروق جعفی- دستورداد تا اذان بگوید. زیرا هنگام اقامه نماز شد، امام حسین(ع) بعداز ستایش و ثنای الهی فرمود:

«ای عموم! این، عذری میباشد به درگاه آفریدگار عزوجل و شما. اینجانب به سوی شما نیامدم مگر بعد از آنکه طومار‌های شما به اینجانب رسید و فرستادگان شما نزد اینجانب آمدند و از اینجانب خواستند که به نزد شما آیم و گفتید که ما امام نداریم، باشد که بوسیله اینجانب آفریدگار شمارا هدایت نماید، پس در صورتیکه بر راز پیمان خویش می باشید اینجانب به شهر شما می آیم و در صورتیکه آمدنم را ناخوش میدارید، گشوده گردم.» حر و سپاهیانش بدون صدا تفویض کردند و هیچ نگفتند. پس امام حسین به مؤذن دستورداد که اقامه نماز ظهر را ذکر کرد. نماز جماعت برپا شد و حر و سپاهیانش نیز به امام اقتدا کردند.[۸۰]
امام حسین بعداز اقامه نماز بعدازظهر، رو به عموم کرد و بعد از ثنا و ثنای الهی فرمود:

«ای عموم! چنانچه تقوای الهی پیشه سازید و حق را برای عده ای که اهلیت آن را دارا هستند بشناسید، مایه خشنودی آفریدگار را آماده می‌سازید. ما اهل‌بیت نسبت به مدّعیانی که ادعای حقّی را می‌نمایند که مرتبط با آن ها وجود ندارد و رفتارشان با شما مبتنی بر عدل و داد وجود ندارد و در حقّ شما جفا جایز می‌دارا‌هستند، سزاوارتر به ولایت بر شما هستیم. در‌صورتی‌که شما برای ما اینگونه حقّی را قائل نیستید و تمایلی به اطاعت از ما ندارید و طومار‌های شما با گفتارتان و آراءتان یکی از وجود ندارد، اینجانب از همین جا گشوده خواهم گشت.»
حر بن یزید اعلام کرد: اینجانب از این طومار‌هایی که شما گفتید، اطلاعی ندارم! ما جزو نویسندگان این طومار‌ها نبودیم. ما مأموریت داریم به محض روبه‌رو شدن با شما، شما‌را به نزد عبیدالله بن زیاد ببریم.[۸۱]

حسین(ع) از همراهانش خواست که برگردند البته حر و همراهانش بازدارنده شدند. حر بیان کرد: «شمارا می بایست نزد عبیدالله بن زیاد ببرم!» حسین(ع) فرمود: «به آفریدگار قسم در پی تو نخواهم آمد.» حر اظهار کرد: «اینجانب مأمور به نزاع با شما نیستم؛ اما مأمورم از شما جداگانه نگردم تا شما‌را به کوفه ببرم، پس در حالتی که شما از داخل شدن پرهیز می کنید، راهی را در پیش گیرید که شما‌را خیر به کوفه برساند و خیر به مدینه؛ تا اینجانب طومار‌ای برای عبیدالله بنویسم؛ شما هم در شکل گرایش طومار‌ای به یزید بنویسید تا شاید این دستور به عافیت و صلح منتهی خواهد شد و در پیش اینجانب این عمل خوب میباشد از آنکه به نبرد و ستیز با شما آلوده و کثیف نحس.»[۸۲]

کاروان امام حسین(ع) از منطقه چپ شیوه «عذیب» و «قادسیه» تکان کردند؛ حر نیز با آن حضرت(ع) تکان میکرد.[۸۳


تغییر‌و تحول مسیر به سمت کربلا
امام حسین(ع) بعداز وصال به منزلگاه عذیب‌الهجانات بدون چاره شد به سمت کربلا تغییرمسیر مسجد سجاد مشهد دهد. [۷۶]

واکنش با سپاه حر بن یزید ریاحی
ابن‌زیاد زیرا از تکان امام حسین(ع) به سوی کوفه باخبر شد، حصین بن تمیم -مدیر شرطۀ (پلیس) خویش- را همپا با چهار هزار نفر مرد نظامی به «قادسیه» اعزام کرد تا حد فاصل در بین قادسیه تا «خفّان» و «قُطقُطانیه» تا «لَعلَع» را تحت لحاظ بگیرند تا از عبور و مرور اشخاصی که در‌این بخشها در تردد بودند، رزرو مسجد سجاد مشهد آگاه گردند

.[۷۷] حر بن یزید ریاحی و هزار سرباز پایین دستور وی نیز بخشی از این لشکر چهار هزار نفری بودند که از سوی حصین بن تمیم برای پرهیز از جنبش کاروان امام حسین به حوزه‌ اعزام گردیده آدرس مسجد سجاد مشهد بودند.[۷۸]

ابومخنف از دو نفر از خویشاوندان بنی‌اسد که امام را در‌این هجرت ملازمت و همراهی می‌کردند، نقل نموده است که: «زیرا کاروان امام حسین(ع) از خانه‌گاه شراف جنبش کرد، در وسط روز به طلایه‌داران لشکر معاند رسید. پس حسین(ع) به طرف ذوحُسَم شماره تلفن مسجد سجاد مشهد جاری شد.»[۷۹]

حر بن یزید و سپاهیانش به هنگام ظهر، در قبال امام حسین(ع) و یارانش قرار گرفتند. حسین(ع) به یاران خویش امر دادند که سپاهیان حر و اسبانشان را سیراب نمایند. هنگام ظهر، امام به مؤذن خویش -حَجّاج بن مسروق جعفی- دستورداد تا اذان بگوید. زیرا هنگام اقامه نماز شد، امام حسین(ع) بعداز ستایش و ثنای الهی فرمود:

«ای عموم! این، عذری میباشد به درگاه آفریدگار عزوجل و شما. اینجانب به سوی شما نیامدم مگر بعد از آنکه طومار‌های شما به اینجانب رسید و فرستادگان شما نزد اینجانب آمدند و از اینجانب خواستند که به نزد شما آیم و گفتید که ما امام نداریم، باشد که بوسیله اینجانب آفریدگار شمارا هدایت نماید، پس در صورتیکه بر راز پیمان خویش می باشید اینجانب به شهر شما می آیم و در صورتیکه آمدنم را ناخوش میدارید، گشوده گردم.» حر و سپاهیانش بدون صدا تفویض کردند و هیچ نگفتند. پس امام حسین به مؤذن دستورداد که اقامه نماز ظهر را ذکر کرد. نماز جماعت برپا شد و حر و سپاهیانش نیز به امام اقتدا کردند.[۸۰]
امام حسین بعداز اقامه نماز بعدازظهر، رو به عموم کرد و بعد از ثنا و ثنای الهی فرمود:

«ای عموم! چنانچه تقوای الهی پیشه سازید و حق را برای عده ای که اهلیت آن را دارا هستند بشناسید، مایه خشنودی آفریدگار را آماده می‌سازید. ما اهل‌بیت نسبت به مدّعیانی که ادعای حقّی را می‌نمایند که مرتبط با آن ها وجود ندارد و رفتارشان با شما مبتنی بر عدل و داد وجود ندارد و در حقّ شما جفا جایز می‌دارا‌هستند، سزاوارتر به ولایت بر شما هستیم. در‌صورتی‌که شما برای ما اینگونه حقّی را قائل نیستید و تمایلی به اطاعت از ما ندارید و طومار‌های شما با گفتارتان و آراءتان یکی از وجود ندارد، اینجانب از همین جا گشوده خواهم گشت.»
حر بن یزید اعلام کرد: اینجانب از این طومار‌هایی که شما گفتید، اطلاعی ندارم! ما جزو نویسندگان این طومار‌ها نبودیم. ما مأموریت داریم به محض روبه‌رو شدن با شما، شما‌را به نزد عبیدالله بن زیاد ببریم.[۸۱]

حسین(ع) از همراهانش خواست که برگردند البته حر و همراهانش بازدارنده شدند. حر بیان کرد: «شمارا می بایست نزد عبیدالله بن زیاد ببرم!» حسین(ع) فرمود: «به آفریدگار قسم در پی تو نخواهم آمد.» حر اظهار کرد: «اینجانب مأمور به نزاع با شما نیستم؛ اما مأمورم از شما جداگانه نگردم تا شما‌را به کوفه ببرم، پس در حالتی که شما از داخل شدن پرهیز می کنید، راهی را در پیش گیرید که شما‌را خیر به کوفه برساند و خیر به مدینه؛ تا اینجانب طومار‌ای برای عبیدالله بنویسم؛ شما هم در شکل گرایش طومار‌ای به یزید بنویسید تا شاید این دستور به عافیت و صلح منتهی خواهد شد و در پیش اینجانب این عمل خوب میباشد از آنکه به نبرد و ستیز با شما آلوده و کثیف نحس.»[۸۲]

کاروان امام حسین(ع) از منطقه چپ شیوه «عذیب» و «قادسیه» تکان کردند؛ حر نیز با آن حضرت(ع) تکان میکرد.[۸۳

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 50

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 508
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه