مسجد اَمَاو دمشق مقام رویدادن رویدادهایی شگفت در آخرالزّمان
يكشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۹، ۰۷:۳۹ ب.ظ
مسجد اموی در دمشق از کهنترین و وسیع ترین مسجدهای مسلمانها شماره تلفن مسجد سجاد مشهد میباشد که آن را خلیفۀ اموی ولید ابن عبدالملک بعد از ویرانکردن کلیسایی که بر ویرانههای محل عبادت ژوپیتر تشکیل شده بود، تشکیل داد(۱)، و این مسجد، افزون بر شگفتیهای ساختمانی و تاریخی اش، مقام روی دادن رویدادهایی شگفت در آخرالزّمان میباشد؛ آدرس مسجد سجاد مشهد و از آن رویدادهاست:
فروریختن بخشی از غرب مسجد دمشق درپی زمین لرزهای تعالی در شام رزرو مسجد سجاد مشهد
محمّد ابن حَنَفِیَّه گفته میباشد:
پیشتازان مغربی داخل مسجد دمشق میفرایند؛ پس، زمانی که آنها همچنان در شگفتیهایش مسجد سجاد مشهد مینگرند، ناگهان زمین دشوار میلرزد و غرب مسجد آنجا کنده میگردد، و آبادیای که به آن حَرَسْتا گفته میگردد، فروبرده می شود. آن گاه در آن هنگام، سفیانی برمیشورد و با وی کارزار می نماید(۲) تا آنها را داخل مصر نماید. سپس، بازمیشود و با مشرقیها میجنگد تا وی را به عراق برگرداند.(۳)
اینگونه میکند کهاین ماجرا حرف فرستاده(صلّیاللهعلیهوآله) یا این که امام علی(علیه السّلام) باشد، اگرچه محمّد ابن خَوْلَۀ حَنَفی تابعی آن را به یکیاز آن دو نسبت نداده میباشد.
خواسته از «مغربیها» دراین حدیث، شورشیان آفریقایی از قیسیان، بربرها و سیاهان اند که با رهبری اَعْرَج کِنْدِی از لیبی و پیرامونش بر مصر یورش میمارک، آنگاه از آن جا با فرماندهی اَبْقَع فِهْرِی به فلسطین و اردن می آیند و بر دمشق یورش میبرند، و «مشرقیها» شورشیان عراقیاند که از بغداد و کوفه بر دمشق یورش می برند و از رهروان اَصْهَب مَرْوانِی و رهروان هاشمی شَیْصَبانِی پدید میایند.
از عَمّار ابن یاسر ماجرا گردیده است که او بیان کرد:
بیگمان، دولت قوم و قبیله نبی شما در آخرالزّمان خاهد بود، و برای آن آرم هایی اند ... فریادگری از دیوار [مسجد](۴) دمشق بانگ میزند: وای بر زمینیان از بدی ای که بیگمان، مجاورت شدهاست، و غرب مسجد آنجا فروبرده میگردد، به سیرتکاملای که دیوارش(۵) فروبریزد، و سه بدن در شام پدیدار میشوند که همۀ آنها خاستار پادشاهیاند: مردی ابقع، مردی اصهب و مردی از قوم ابو سفیان... .(۶)
اینگونه میکند کهاین حدیث از سخنان نبی(صلّی الله علیه و آله) باشد، اگرچه عمّار ابن یاسر صحابی آن را به او نسبت نداده میباشد.
سازه بر آنچه از بعضا روایات اسلامی مبرهن میشود، زمین لرزهای مشقت بار در سوریه در ماه رمضان قبل از قیام امام مهدی(علیه السّلام) روی میدهد که نشان ای گران قدر برای مؤمنان میباشد، و در آن، بیش تر از حایل هزار بدن کشته می شوند، و با آن، دو قسمت حَرَسْتا و جابِیَه فروبرده میشوند و بخشی از دیوار مسجد اَمَاو فرو میریزد.
اَرْطَاَه گفته میباشد:
هر گاه آبادی ای از آبادی های دمشق فروبرده خواهد شد و بخشی از غرب مسجد آنجا فروریزد، در آن هنگام، ترکها و رومیان گرد می آیند و کلیه میجنگند، و سه درفش در شام برافراشته میشوند... .(۷)
نیز اَرْطَاَه گفته میباشد:
هر گاه ترکها و رومیان گرد آیند و آبادیای در دمشق فروبرده خواهد شد و بخشی از غرب مسجد آنجا فروریزد، سه درفش در شام برافراشته میشوند: ابقع، اصهب و سفیانی... .(۸)
اینگونه میکند کهاین دو حدیث از سخنان فرستاده(صلّی الله علیه و آله) باشند، اگرچه اَرْطَاَه ابن مُنْذِر تابعی آن دو را به او نسبت نداده میباشد.
ابو رُومان قصه نموده است که علی[(علیهالسّلام)] فرمود:
هر گاه دارندگان پرچمهای سیاه ناسازگاری نمایند، آبادیای از آبادیهای اِرَم فروبرده میشود، و گوشۀ غربی مسجدش فرومیریزد، آن گاه در شام سه درفش پدیدار میشوند: اصهب، ابقع و سفیانی... .(۹)
غرض از «دارندگان پرچمهای سیاه» دراین داستان، سیاهنشانان اولیه یا این که بنی عبّاسیاند که بخشی از سرزمینهای مشرق را در آخرالزّمان فرمانروایی مینمایند، و «اِرَم» به عبارتی شهر دمشق میباشد، و آبادیای از آبادیهای ارم که فروبرده میگردد، شهر حَرَسْتا میباشد، و ضمیر در صحبت امام علی(علیهالسّلام): «بر آنها» به دارندگان پرچمهای سیاه، اصهب و ابقع برمیخواهد شد.
جابر ابن یزید جُعْفِی داستان نموده است که ابو جعفر محمّد ابن علی باقر(علیهماالسّلام) فرمود:
ای جابر، به زمین بچسب و دست و پایی نجنبان تا نشان هایی را که برای تو خاطر می کنم، مشاهده کنی، در حالتیکه به آنان برسی؛ نخستینشان ناسازگاری بنی عبّاس میباشد، و نمیبینم تو به آن برسی، اما بعداز اینجانب آن را از اینجانب بازگو کن، و فریادگری از عرش بانگ میزند، و صدای گشایش از سوی دمشق به شما میبرسد، و آبادیای از آبادیهای شام که جابیه نامیده میگردد، فروبرده میخواهد شد، و بخشی از سوی راست مسجد دمشق فرومیریزد... .(۱۰)
نیز جابر جعفی قصه نموده است که ابو جعفر [محمّد باقر](علیهالسّلام) میفرمود:
به زمین بچسب [و](۱۱) هیچوقت دست و پایت را نجنبان تا نمادهایی را که برای تو حافظه میکنم، در سالی ملاحظه کنی، و ملاحظه کنی فریادگری در دمشق بانگ میزند، و فروبردهشدن آبادیای از آبادی هایش و فروریختن بخشی از مسجدش را... .(۱۲)
موفقشدن سفیانی بر منبر مسجد دمشق و نشستنش بر آن
عُمَر ابن اُذَیْنَه قصه نموده است که ابو عبدالله [الصادق](علیهالسّلام) فرمود:
پدرم [باقر](علیهالسّلام) فرمود که امیر مؤمنان [علی](علیهالسّلام) فرمود: پسر زن خُرَندۀ جگرها از درۀ کم آب خارج میاید، و وی مردی وسطاندام، ترسانگیزچهره، درشت راز و در رخاش نشانۀ آبلهای میباشد، هر گاه ملاحظه کنیاش گمان میکنی که یکدیده میباشد، نامش عثمان و پدرش عَنْبَسَه هست، و او از فرزندان ابو سفیان میباشد، تا آنکه به سرزمینی استوار و آهسته و دارنده آبیرنگ جاری میاید، پس، بر منبرش پیروز میگردد.(۱۳)
منظور از «پسر زن خُرَندۀ جگرها»، سفیانی شامی میباشد که از تبار هند دختر عُتْبَه و همسر ابو سفیان میباشد که در اُحُد مکّیّان را بر کارزار با مسلمانها برانگیخت و در نقطه پايان نبرد شکم حمزه عموی نبی(صلّیاللهعلیهوآله) را شکافت و جگرش را درآورد و جوید، پس، نتوانست آن را بخُرَد و انداخت، و هدف از «سرزمینی استوار و آهسته و دارنده آبی رنگ جاری» دراینجا، شهر دمشق میباشد.
از محمّد ابن جعفر [باقر(علیهالسّلام)] ماجرا گردیده است که علی ابن ابی طالب[(علیهالسّلام)] فرمود:
مردی از فرزندان حسین که نامش اسم رسول شماست، برمیشورد که با کودتا وی زیندگان عرش و زمین ذوق زده می گردند. پس، مردی به او اعلامکرد: سفیانی نامش چیست؟ فرمود: وی از فرزندان خالد ابن یزید ابن ابی سفیان میباشد ... از شام از درهای از میهن دمشق که به آن درۀ کم آب گفته میشود، خارج می آید ... به دمشق میآید و بر منبرش مینشیند... .(۱۴)
امیر مؤمنان علی ابن ابی طالب(علیهالسّلام)، در ذکر چگونگیها و شغل های سفیانی، فرمود:
... پس، در روز آدینهای خارج میاید و از منبر دمشق بالا میرود، و آن اول منبری میباشد که بالایش میرود، پس سخنرانی مینماید و به آنها امر جهاد میدهد، و با وی همعهد و پیمان میشود بر آنکه با او در کاری ناسازگاری نمیکنند، چه خُشِشان بیاید از آن یا این که نپسندَندَش... .(۱۵)
ابن مُنادِی اعلامکرد: ابو سلیمان عبدالله ابن جَرِیر جُوالِقِی خبر اعطا کرد منرا از مردی اهل کتاب(۱۶) که او باخبر کرد اورا که دانیال رسول(علیهالسّلام) در کتابش خاطر نموده است:
... پس، سفیانی بین همراهانش در درحال حاضر سخنرانی بر منبر دمشق برمیخیزد و میگوید: ای زیندگان این شهر، ای دمشقیها، شما گوشت و خون اینجانب میباشید، و اینجانب معاند دشمنتان و دوست دوستتانم، و آن ها را آرزومند و امیدوارشان مینماید که او چیزی را بر ضرر و زیان آنها ویژۀ خُد نمینماید
akharozzaman.blog.ir