راز ابن زیاد در مدینه
وقتی راز ابن زیاد به محضر امام سجاد(ع) رسید امام در درحال حاضر تناول غدا بود، امام سجاد(ع) دراین باره میفرماید:
«...ادخلت علی عبیدالله بن زیاد و هو یتغذی و مرکز ابی در میان یدیه و قلت: اللهم لاتمتنی حتیترینی مرکز ابن زیاد...».[۵۲]
زمانی که مارا بر ابن زیاد وارد کردند، وی در درحال حاضر طعام میل کردن بود و رمز پدرم در مقابلش بود، پس گفتم: خدایا زنده باشم و ببینم روزی که رمز ابن زیاد در مقابل اینجانب مسجد امین مشهد قراردارد.
سپاه خشبیه
عبدالله بن زبیر، محمد بن حنفیه و عبدالله بن عباس و ۱۷ نفر از بنی هاشم مثلا حسن مثنی را در غاری به اسم شعب عارم زندانی کرد و انذار کرد چنانچه بیعت نکنند آنان را در حریق میسوزاند، محمد بن حنفیه پیامی به مختار ارسال کرد و از او یاری خواست، مختار نیز سپاهی که فقط سلاحشان چوب بود به مکه ارسال کرد و آنها بنی هاشم را رها کردند، این مجموعه به خشبیه یعنی چوبداران پر اسم و رسم شدند.[۵۳] دارای سلاح شدن به چوب از آن جهت بود که احترام مکه را نگه دارا هستند و با چاقو وارد آن شهر مقدس نشوند.[۵۴]
عروه بن زبیر در توجیه شغل برادرش نسبت به حریق زدن بنی هاشم اظهارکرد: «وی این عمل را برای این کرد که تفرقه و پراکندگی تولید نشود و مسلمانها با هم اختلاف نکنند و آنها (بنی هاشم) نیز به اطاعت وی در آیند و در سود با هم متحد شوند همانگونه که قدمت بن خطاب این فعالیت را با بنی هاشم کرد هنگامی آن ها از بیعت با ابوبکر پندار کردند.»[۵۵]
پیکار مصعب و مختار
گردآوریای از قاتلان امام حسین(ع) برنده به فراروگریز شدند، آنها که در راسشان محمد بن اشعث و شبث بن ربعی بودند، به سوی بصره رفته و مصعب بن زبیر را به مبارزه با مختار تحریک کردند.
پیکار خارج کوفه
دو مجموعه آغاز در ناحیهای به اسم مذار با هم روبرو شدند، سپاه مختار به فرماندهی احمر بن شمیط و معاونت عبدالله بن بی نقص و حضور ابوعمره کیسان و سپاه مصعب به فرماندهی مصعب و حضور مهلب بن ابی صفره وارد مبارزه گردیده که درین نزاع سپاه مختار ناکامی مشقت خوردند، ابن شمیط، ابن بدون نقص و ابوعمره و تعداد متعددی از ایرانیان کشته شدند.[مستلزم منبع]
بعد از آن جنگی با حضور مختار در خارج کوفه در گرفت که در آن مبارزه نیز نیروهای مختار باخت بزرگی خورده و به سوی کوفه عقب نشینی کردند، درین نبرد محمد بن اشعث کشته شد.[مستلزم منبع]
پیکار باطن شهر
نیروهای مصعب به سوی شهر جلو رفتن کرده و بعد از زد خوردهایی در باطن شهر چیره شدند نیروهای مختار را باخت داده و دار الاماره را محاصره نمایند، ۶۰۰۰ نفر همپا مختار باطن دارالاماره بودند، مختار به آن ها توصیه اعطا کرد تا به معاند حمله کرده و شرافتمندانه کشته شوند، البته آنها نپذیرفتند.[۵۶]
قتل مختار
مختار به ملازمت و همراهی نوزده نفر از قصر خارج آمده و بعد از نزاع نابرابری به قتل رسید، این اتفاق ۱۴ رمضان سال ۶۷ قمری رخداد.[۵۷]
به عنوان مثال ملازمان مختار که درین روز کشته شدند عبدالله و عبدالرحمان فرزندان حجر بن عدی[۵۸]و سائب بن صاحب و مالک اشعری جد اشعریون قم بود.[۵۹]
سرنوشت محاصرهشدگان
افرادی که حاضر نشدند به امر مختار شغل کرده و در زد خورد با سپاه مصعب شرافتمندانه کشته شوند، بعداز مختار هر ۷۰۰۰ نفر بازداشت و گردن زده شدند.[۶۰]
روزی معصب از کنار عبدالله بن قدمت سپری شد، عبدالله به او خاطرنشان کرد: تو به عبارتی کسی هستی که در یک روز ۶۰۰۰ نفر از اهل قبله را کشتی. مصعب پاسخ بخشید: آنها کافر بودند. عبدالله اعلامکرد: چنانچه بدین تعداد تنها از گوسفندان ارث پدرت کشته بودی، این فعالیت اسراف و حرام بود تا چه برسد به مسلمانها.[۶۱]
کشتهشدن همسر مختار
مصعب بعد از کشتن مجموع اسرا به سراغ دو همسر مختار، ام اثبات دختر سمره بن جندب و عمره دختر نعمان بن بشیر رفت و از آنها خواست از مختار بدگویی نمایند.[۶۲] ام اثبات اینگونه کرد و آزاد شد؛ ولی عمره بیان کرد آفریدگار اورا عفو نماید که عبد و بندهای از بندگان پارسا خداوند بود؛ به این جهت مصعب فرمان قتل او را صادر کرد و فردی به اسم مطر او را به قتل رساند. یعقوبی مینویسد: مصعب لحاظ عمره را درباره مختار جویا شد، او از مختار به خیر و خوبی حافظه کرده و بیان کرد «إنه کان تقیا، نقیا صواما» وی پرهیزکار، پاکیزه و بسیار روزهدار بود، مصعب فرمان قتل او را بخشید. عمره اولین زن در اسلام بود که گردنش را زدند.[۶۳]
جستارهای متعلق
مختارنامه (تیم تلویزیونی)
دومه بنت وهب
ابوعبید ثقفی
فهرست کتابهای درباره مختار ثقفی
راز ابن زیاد در مدینه
وقتی راز ابن زیاد به محضر امام سجاد(ع) رسید امام در درحال حاضر تناول غدا بود، امام سجاد(ع) دراین باره میفرماید:
«...ادخلت علی عبیدالله بن زیاد و هو یتغذی و مرکز ابی در میان یدیه و قلت: اللهم لاتمتنی حتیترینی مرکز ابن زیاد...».[۵۲]
زمانی که مارا بر ابن زیاد وارد کردند، وی در درحال حاضر طعام میل کردن بود و رمز پدرم در مقابلش بود، پس گفتم: خدایا زنده باشم و ببینم روزی که رمز ابن زیاد در مقابل اینجانب مسجد امین مشهد قراردارد.
سپاه خشبیه
عبدالله بن زبیر، محمد بن حنفیه و عبدالله بن عباس و ۱۷ نفر از بنی هاشم مثلا حسن مثنی را در غاری به اسم شعب عارم زندانی کرد و انذار کرد چنانچه بیعت نکنند آنان را در حریق میسوزاند، محمد بن حنفیه پیامی به مختار ارسال کرد و از او یاری خواست، مختار نیز سپاهی که فقط سلاحشان چوب بود به مکه ارسال کرد و آنها بنی هاشم را رها کردند، این مجموعه به خشبیه یعنی چوبداران پر اسم و رسم شدند.[۵۳] دارای سلاح شدن به چوب از آن جهت بود که احترام مکه را نگه دارا هستند و با چاقو وارد آن شهر مقدس نشوند.[۵۴]
عروه بن زبیر در توجیه شغل برادرش نسبت به حریق زدن بنی هاشم اظهارکرد: «وی این عمل را برای این کرد که تفرقه و پراکندگی تولید نشود و مسلمانها با هم اختلاف نکنند و آنها (بنی هاشم) نیز به اطاعت وی در آیند و در سود با هم متحد شوند همانگونه که قدمت بن خطاب این فعالیت را با بنی هاشم کرد هنگامی آن ها از بیعت با ابوبکر پندار کردند.»[۵۵]
پیکار مصعب و مختار
گردآوریای از قاتلان امام حسین(ع) برنده به فراروگریز شدند، آنها که در راسشان محمد بن اشعث و شبث بن ربعی بودند، به سوی بصره رفته و مصعب بن زبیر را به مبارزه با مختار تحریک کردند.
پیکار خارج کوفه
دو مجموعه آغاز در ناحیهای به اسم مذار با هم روبرو شدند، سپاه مختار به فرماندهی احمر بن شمیط و معاونت عبدالله بن بی نقص و حضور ابوعمره کیسان و سپاه مصعب به فرماندهی مصعب و حضور مهلب بن ابی صفره وارد مبارزه گردیده که درین نزاع سپاه مختار ناکامی مشقت خوردند، ابن شمیط، ابن بدون نقص و ابوعمره و تعداد متعددی از ایرانیان کشته شدند.[مستلزم منبع]
بعد از آن جنگی با حضور مختار در خارج کوفه در گرفت که در آن مبارزه نیز نیروهای مختار باخت بزرگی خورده و به سوی کوفه عقب نشینی کردند، درین نبرد محمد بن اشعث کشته شد.[مستلزم منبع]
پیکار باطن شهر
نیروهای مصعب به سوی شهر جلو رفتن کرده و بعد از زد خوردهایی در باطن شهر چیره شدند نیروهای مختار را باخت داده و دار الاماره را محاصره نمایند، ۶۰۰۰ نفر همپا مختار باطن دارالاماره بودند، مختار به آن ها توصیه اعطا کرد تا به معاند حمله کرده و شرافتمندانه کشته شوند، البته آنها نپذیرفتند.[۵۶]
قتل مختار
مختار به ملازمت و همراهی نوزده نفر از قصر خارج آمده و بعد از نزاع نابرابری به قتل رسید، این اتفاق ۱۴ رمضان سال ۶۷ قمری رخداد.[۵۷]
به عنوان مثال ملازمان مختار که درین روز کشته شدند عبدالله و عبدالرحمان فرزندان حجر بن عدی[۵۸]و سائب بن صاحب و مالک اشعری جد اشعریون قم بود.[۵۹]
سرنوشت محاصرهشدگان
افرادی که حاضر نشدند به امر مختار شغل کرده و در زد خورد با سپاه مصعب شرافتمندانه کشته شوند، بعداز مختار هر ۷۰۰۰ نفر بازداشت و گردن زده شدند.[۶۰]
روزی معصب از کنار عبدالله بن قدمت سپری شد، عبدالله به او خاطرنشان کرد: تو به عبارتی کسی هستی که در یک روز ۶۰۰۰ نفر از اهل قبله را کشتی. مصعب پاسخ بخشید: آنها کافر بودند. عبدالله اعلامکرد: چنانچه بدین تعداد تنها از گوسفندان ارث پدرت کشته بودی، این فعالیت اسراف و حرام بود تا چه برسد به مسلمانها.[۶۱]
کشتهشدن همسر مختار
مصعب بعد از کشتن مجموع اسرا به سراغ دو همسر مختار، ام اثبات دختر سمره بن جندب و عمره دختر نعمان بن بشیر رفت و از آنها خواست از مختار بدگویی نمایند.[۶۲] ام اثبات اینگونه کرد و آزاد شد؛ ولی عمره بیان کرد آفریدگار اورا عفو نماید که عبد و بندهای از بندگان پارسا خداوند بود؛ به این جهت مصعب فرمان قتل او را صادر کرد و فردی به اسم مطر او را به قتل رساند. یعقوبی مینویسد: مصعب لحاظ عمره را درباره مختار جویا شد، او از مختار به خیر و خوبی حافظه کرده و بیان کرد «إنه کان تقیا، نقیا صواما» وی پرهیزکار، پاکیزه و بسیار روزهدار بود، مصعب فرمان قتل او را بخشید. عمره اولین زن در اسلام بود که گردنش را زدند.[۶۳]
جستارهای متعلق
مختارنامه (تیم تلویزیونی)
دومه بنت وهب
ابوعبید ثقفی
فهرست کتابهای درباره مختار ثقفی

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی