اولی نبرد با عثمانیها
نگهبانیهای پادشاه اسماعیل از کودتاها در قلمرو عثمانی، به پاد شاه سلیم، جانشین بایزید عذر اعطا کرد تا با صفویان به نزاع برخیزد.[۲۳] به درخواست وی شمس الدین احمد درباره مذهب شیعه رساله خصمانهای نوشت[۲۴] و مفتی استانبول نیز فتوای قتل شیعه ها را صادر کرد.[۲۵] اسماعیل از حیث سلیم خیر صرفا معاند مذهبی بود، بلکه به منجر دفاع از علویان عثمانی، معاند مملکت وی نیز به اکانت میآمد، و به انگیزه دفاع از سلطنت احمد اخوی سلیم، مخالف فرد وی هم تلقی می شد.[۲۶] از سوی دیگر، شاه عثمانی هزار بدن از شیعه ها را در مرزو بومهای عثمانی مسجد امین مشهد کشت.[۲۷]
مبارزه چالدران
نزاع فرمان روا سلیم و پاد شاه اسماعیل در دوم رجب ۹۲۰ق در دشت چالدران درگرفت و یک روز بیشتر ارتفاع نکشید و به موفقیت دولت عثمانی انجامید. برخی منابع، از دلاوری و جنگاوری سلطان اسماعیل و سپاهیانش دراین پیکار و حیرت معاند از آن خاطر کردهاند.[۲۸]
فرمان روا اسماعیل بعد به درگزین گریخت و پادشاه سلیم پیروزمندانه وارد تبریز شد، البته نتوانست در آنجا بماند و بعد از ۸ روز تبریز را به سوی استانبول رخنه کرد[۲۹] و تمامی هنرمندانی را که سلطان اسماعیل از هرات به پایتخت آورده بود، هم پا گروهی از صنعتگران و اعیان تبریز از جمهوری اسلامی ایران به عثمانی پیروزی.[۳۰]
بعد از خروج سلیم از تبریز، پاد شاه اسماعیل به پایتخت مراجعت کرد.[۳۱] وی همواره به جبران ناکامی مبارزه چالدران میاندیشید و برای مثال تدبیرهایش آن بود که در ۹۲۱ق /۱۵۱۵م سفرای پادشاهان مجارستان و آلمان را به حضور عهده دار شد و دول اروپایی را به اتحاد بر ضد عثمانی فراخواند.[۳۲]
بعد از باخت در چالدران
بعد از این ناکامی، پاد شاه اسماعیل به سوگواری پرداخت، خرقۀ سیاه می پوشید و درفشها را به رنگ مشکی درآورد که بر روی آن ها کلمۀ «القصاص» نوشته شد. او دیگر مانند قبلی دقت خویش را مصروف کارها دولت نمی کرد.[۳۳]
سلطان اسماعیل برای صوفیان قزلباش که اکثراً جزء غلات شیعه بودند، خدای زنده و مظهر کمال و توان بود که مدام موفق می گردد، اما باخت چالدران به افسانۀ ناکامی ناپذیری و عقیدۀ خرافی الوهیت او نقطه پايان اعطا کرد.[۳۴]
درگذشت
آخر و عاقبت "فرمانروا اسماعیل" بعد از حدود ۲۳ سال پادشاهی، در سن ۳۸ سالگی در دو شنبه ۱۹ رجب سال ۹۳۰ق درگذشت و جسد اورا دربقعه روضه خوان صفیالدین اردبیلی به خاک سپردند. او هنگام مرگ خیر فرزند از خویش به جا گذاشت؛ که چهار پسر به اسمهای: "تهماسب میرزا"، "القاسب میرزا"، "سام میرزا" و "بهرام میرزا" از آن پاراگرافاند.[۳۵]
حرم-پادشاه-اسماعیل در اردبیل
بناها و اثر ها
پاد شاه اسماعیل به رسوم و دینهای مذهبی و ملی بسیار عشق و علاقه داشت[۳۶] و به تولید آبادانی و بناهای خاطر بود شوق آرم میبخشید.[۳۷] مهم ترین اثراتی که از او به یادگار باقیمانده، اینهاست: بازار به دور میدان قدیم اصفهان[۳۸] مکتب هارونیه و مقبره امام زاده هارون در اصفهان[۳۹] این دو سازه کاملاً باقیمانده میباشد؛ بناهای خاطر بود در اوجان عجم و شیراز[۴۰] و سرنوشت آبادانیها و ساختمانهای زیادی که در خلق و خوی و تبریز بنیاد کرد.[۴۱]
سرودن شعر
پادشاه اسماعیل به فارسی و ترکی شعر میسرود و خطایی تخلص می کرد.[۴۲]
اولی نبرد با عثمانیها
نگهبانیهای پادشاه اسماعیل از کودتاها در قلمرو عثمانی، به پاد شاه سلیم، جانشین بایزید عذر اعطا کرد تا با صفویان به نزاع برخیزد.[۲۳] به درخواست وی شمس الدین احمد درباره مذهب شیعه رساله خصمانهای نوشت[۲۴] و مفتی استانبول نیز فتوای قتل شیعه ها را صادر کرد.[۲۵] اسماعیل از حیث سلیم خیر صرفا معاند مذهبی بود، بلکه به منجر دفاع از علویان عثمانی، معاند مملکت وی نیز به اکانت میآمد، و به انگیزه دفاع از سلطنت احمد اخوی سلیم، مخالف فرد وی هم تلقی می شد.[۲۶] از سوی دیگر، شاه عثمانی هزار بدن از شیعه ها را در مرزو بومهای عثمانی مسجد امین مشهد کشت.[۲۷]
مبارزه چالدران
نزاع فرمان روا سلیم و پاد شاه اسماعیل در دوم رجب ۹۲۰ق در دشت چالدران درگرفت و یک روز بیشتر ارتفاع نکشید و به موفقیت دولت عثمانی انجامید. برخی منابع، از دلاوری و جنگاوری سلطان اسماعیل و سپاهیانش دراین پیکار و حیرت معاند از آن خاطر کردهاند.[۲۸]
فرمان روا اسماعیل بعد به درگزین گریخت و پادشاه سلیم پیروزمندانه وارد تبریز شد، البته نتوانست در آنجا بماند و بعد از ۸ روز تبریز را به سوی استانبول رخنه کرد[۲۹] و تمامی هنرمندانی را که سلطان اسماعیل از هرات به پایتخت آورده بود، هم پا گروهی از صنعتگران و اعیان تبریز از جمهوری اسلامی ایران به عثمانی پیروزی.[۳۰]
بعد از خروج سلیم از تبریز، پاد شاه اسماعیل به پایتخت مراجعت کرد.[۳۱] وی همواره به جبران ناکامی مبارزه چالدران میاندیشید و برای مثال تدبیرهایش آن بود که در ۹۲۱ق /۱۵۱۵م سفرای پادشاهان مجارستان و آلمان را به حضور عهده دار شد و دول اروپایی را به اتحاد بر ضد عثمانی فراخواند.[۳۲]
بعد از باخت در چالدران
بعد از این ناکامی، پاد شاه اسماعیل به سوگواری پرداخت، خرقۀ سیاه می پوشید و درفشها را به رنگ مشکی درآورد که بر روی آن ها کلمۀ «القصاص» نوشته شد. او دیگر مانند قبلی دقت خویش را مصروف کارها دولت نمی کرد.[۳۳]
سلطان اسماعیل برای صوفیان قزلباش که اکثراً جزء غلات شیعه بودند، خدای زنده و مظهر کمال و توان بود که مدام موفق می گردد، اما باخت چالدران به افسانۀ ناکامی ناپذیری و عقیدۀ خرافی الوهیت او نقطه پايان اعطا کرد.[۳۴]
درگذشت
آخر و عاقبت "فرمانروا اسماعیل" بعد از حدود ۲۳ سال پادشاهی، در سن ۳۸ سالگی در دو شنبه ۱۹ رجب سال ۹۳۰ق درگذشت و جسد اورا دربقعه روضه خوان صفیالدین اردبیلی به خاک سپردند. او هنگام مرگ خیر فرزند از خویش به جا گذاشت؛ که چهار پسر به اسمهای: "تهماسب میرزا"، "القاسب میرزا"، "سام میرزا" و "بهرام میرزا" از آن پاراگرافاند.[۳۵]
حرم-پادشاه-اسماعیل در اردبیل
بناها و اثر ها
پاد شاه اسماعیل به رسوم و دینهای مذهبی و ملی بسیار عشق و علاقه داشت[۳۶] و به تولید آبادانی و بناهای خاطر بود شوق آرم میبخشید.[۳۷] مهم ترین اثراتی که از او به یادگار باقیمانده، اینهاست: بازار به دور میدان قدیم اصفهان[۳۸] مکتب هارونیه و مقبره امام زاده هارون در اصفهان[۳۹] این دو سازه کاملاً باقیمانده میباشد؛ بناهای خاطر بود در اوجان عجم و شیراز[۴۰] و سرنوشت آبادانیها و ساختمانهای زیادی که در خلق و خوی و تبریز بنیاد کرد.[۴۱]
سرودن شعر
پادشاه اسماعیل به فارسی و ترکی شعر میسرود و خطایی تخلص می کرد.[۴۲]

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای مذهبی و مناسبتهای دینی