قیام تبریزیها
بعد از شیراز دامنۀ آشوب به تبریز کشیده شد. مخالفت با رژی در تبریز آهنگی بدون شوخی و تند داشت. حاج میرزا جواد آقا، مجتهد با نفوذ تبریز، بر راز منبر به مخالفت با امتیاز رژی صحبت اظهار کرد و مسلمانها را از همیاری با کارگزاران کمپانی برحذر مسجد سجاد مشهد داشت.[۳۷]
در اوایل محرم ۱۳۰۹ اعلامیهای ارعاب آمیز در شهر پخش شد که در آن ضمن اروپاییان مقیم تبریز، عده ای که با شرکت معامله میکردند و عده ای از علما که با نهضت ملازمت نمیکردند، ترساندن به قتل گردیده بودند؛ و روز عاشورا روز کودتا اعلام گردیده بود.[۳۸] درپی این اعلامیه اکثری از عموم تبریز دارای سلاح شدند.[۳۹] آقا میرزا جواد مجتهد روز تاسوعا عموم را به وقار دعوت کرد و از آنها خواست عریضهای به فرمانروا بنویسند و کنسل رژی را از وی بخواهند.[۴۰] وی خویش نیز بعداز مشاوره با امیر نظام، پیشکار آذربایجان در تلگرامی به ناصرالدین سلطان قاجار اظهارکرد که کل عموم آذربایجان با رژی مخالفاند و در شکل پافشاری بر اجرای تفاهم نامه، وی نمیتواند جلوی عموم را رزرو مسجد سجاد مشهد بگیرد.[۴۱]
به نقل از نمایندۀ سیاسی انگلستان در تبریز، آنچه حریق مخالفت را در تبریز دامن میزد، طومارهایی بود که از طرف علمای طهران و دیگر جاها به تبریز رسیده بود و در آن ها آورده شده بود که «برای محو رژی همۀ امیدها به عموم آذربایجان بسته گردیده آدرس مسجد سجاد مشهد است».[۴۲]
در اواخر محرم ۱۳۰۹ قمری حرکت تبریز پیشرفت یافت.[۴۳] سلطان آقاعلی آشتیانی ملقب به امین حضور را برای توضیح منافع و محاسن امتیاز تنباکو و راضی کردن حاج میرزا جواد و دیگر علما و ساکت کردن عموم، به تبریز ارسال کرد، که سودای در شماره تلفن مسجد سجاد مشهد برنداشت.[۴۴]
زمزمۀ کنسل امتیاز
فعلا فرمان روا آشکارا به پندار کنسل امتیاز افتاده بود؛ البته فشار انگلستان و پافشاری امین السلطان بازدارنده این فعالیت بود.[۴۵] تبریز فقط وقتی فعلاً آهسته گرفت که اعلام شد تفاهم نامه انحصار تنباکو موقتاً در آذربایجان به انجام درنمیآید.[۴۶]
میرزای شیرازی
دخالت میرزای شیرازی
نوشتهی علمیٔ مهم: فتوای تحریم تنباکو
درین در بین حضور میرزای شیرازی، مرجع پیروی شیعهها در داستان آن را وارد مرحلهای دیگر کرد. میرزا در سامرا مقیم بود و در بین علما و مجتهدان مقیم عتبات عالیات مقامی ممتاز داشت.[۴۷] ظاهراً میرزای شیرازی قبل از صدور حکم تحریم، از روش علمای بلاد از معیار نارضایی همگانی از تفاهم نامه رژی استحضار یافته بود.[۴۸] وی در ۲۷ ذیحجۀ ۱۳۰۸ بوسیله نایب السلطنه کامران میرزا تلگرافی برای ناصرالدین سلطان فرستاد و در آن خلال اعتراض به تبعید سیدفال اسیری و درخواست بازگرداندن محترمانۀ وی، صریحاً از اعطای امتیاز خزانه و توتون و تنباکو و رویکرد آهن و نظایر آن به بیگانگان و مداخلۀ آن ها در کارها مرز و بوم نقد کرد و از پادشاه خواست «این مفاسد را به احسن وجه» تدارک کند.[۴۹]
بعداز این تلگراف به فرمان ناصرالدین سلطان میرزا محمود مشیر الوزاره، کارپرداز کشورایران در بغداد، با میرزای شیرازی دیدار کرد و کنسل تفاهم نامه را به کلی غیر ممکن خواند[۵۰]، ولی وی قانع نشد و برخواستههای خویش اصرار کرد.[۵۱]
کوشش برای خودداری از نشر حکم
شرکت رژی و درباریان برای خودداری از تکثیر حکم میرزا شیرازی به کارشکنی و فریب متوسل شدند و خبرپراکنی به جعلی بودن فتوا دادهاند.[۵۲] وقتی کهاین دهانزد تأثیری نداشت، پاد شاه و درباریان برای ساخت و ساز اختلاف دربین علما، عده ای را به نزد علمای جمهوری اسلامی ایران و نجف فرستادند تا با دریافت کردن فتوا از آن ها، حکم میرزا را بی تاثیر نمایند، البته درین سعی نیز ناکام ماند.[۵۳] به گفته کربلایی در تاریخ دخانیه، دولت برای حل خلل، گردهماییای با علما برگزار کرد، علما ملزم شدند مواد امتیازنامه را تحقیق نمایند و هرگونه تعهد یا این که شرطی را که دولت خلاف منافع ملت و احکام شریعت پذیرفته میباشد، اصلاح دهند.[۵۴] با پژوهش اولی ماده از تفاهم نامه امتیاز آن را برخلاف احکام اسلام و مخالف با حدیث «الناس مسلطون على اموالهم» دانستند.[۵۴]
موقعیت اصفهان
نسبتاًً به طور همزمان با مداخلۀ میرزا در روایت، شهر اصفهان نیز به یکی کانونهای اصلی نهضت تبدیل شد (صفر ۱۳۰۹/سپتامبر ۱۸۹۱).[۵۵]
اولی مبادرتها در اصفهان با سخنرانیهای روحانیان به رهبری روضه خوان محمدتقی دارای شهرت به روحانی محمد تقی آقا نجفی|آقا نجفی، مجتهد متنفذ و معروف، و عریضه نگاریهای بازرگانان به ظل السلطان، پسر فرمان روا و قاضی مقتدر اصفهان، شروع شد.[۵۶] ظل السلطان به عریضۀ بازرگانان پاسخهای تند و تهدیدآمیزی بخشید.[۵۷]
قیام تبریزیها
بعد از شیراز دامنۀ آشوب به تبریز کشیده شد. مخالفت با رژی در تبریز آهنگی بدون شوخی و تند داشت. حاج میرزا جواد آقا، مجتهد با نفوذ تبریز، بر راز منبر به مخالفت با امتیاز رژی صحبت اظهار کرد و مسلمانها را از همیاری با کارگزاران کمپانی برحذر مسجد سجاد مشهد داشت.[۳۷]
در اوایل محرم ۱۳۰۹ اعلامیهای ارعاب آمیز در شهر پخش شد که در آن ضمن اروپاییان مقیم تبریز، عده ای که با شرکت معامله میکردند و عده ای از علما که با نهضت ملازمت نمیکردند، ترساندن به قتل گردیده بودند؛ و روز عاشورا روز کودتا اعلام گردیده بود.[۳۸] درپی این اعلامیه اکثری از عموم تبریز دارای سلاح شدند.[۳۹] آقا میرزا جواد مجتهد روز تاسوعا عموم را به وقار دعوت کرد و از آنها خواست عریضهای به فرمانروا بنویسند و کنسل رژی را از وی بخواهند.[۴۰] وی خویش نیز بعداز مشاوره با امیر نظام، پیشکار آذربایجان در تلگرامی به ناصرالدین سلطان قاجار اظهارکرد که کل عموم آذربایجان با رژی مخالفاند و در شکل پافشاری بر اجرای تفاهم نامه، وی نمیتواند جلوی عموم را رزرو مسجد سجاد مشهد بگیرد.[۴۱]
به نقل از نمایندۀ سیاسی انگلستان در تبریز، آنچه حریق مخالفت را در تبریز دامن میزد، طومارهایی بود که از طرف علمای طهران و دیگر جاها به تبریز رسیده بود و در آن ها آورده شده بود که «برای محو رژی همۀ امیدها به عموم آذربایجان بسته گردیده آدرس مسجد سجاد مشهد است».[۴۲]
در اواخر محرم ۱۳۰۹ قمری حرکت تبریز پیشرفت یافت.[۴۳] سلطان آقاعلی آشتیانی ملقب به امین حضور را برای توضیح منافع و محاسن امتیاز تنباکو و راضی کردن حاج میرزا جواد و دیگر علما و ساکت کردن عموم، به تبریز ارسال کرد، که سودای در شماره تلفن مسجد سجاد مشهد برنداشت.[۴۴]
زمزمۀ کنسل امتیاز
فعلا فرمان روا آشکارا به پندار کنسل امتیاز افتاده بود؛ البته فشار انگلستان و پافشاری امین السلطان بازدارنده این فعالیت بود.[۴۵] تبریز فقط وقتی فعلاً آهسته گرفت که اعلام شد تفاهم نامه انحصار تنباکو موقتاً در آذربایجان به انجام درنمیآید.[۴۶]
میرزای شیرازی
دخالت میرزای شیرازی
نوشتهی علمیٔ مهم: فتوای تحریم تنباکو
درین در بین حضور میرزای شیرازی، مرجع پیروی شیعهها در داستان آن را وارد مرحلهای دیگر کرد. میرزا در سامرا مقیم بود و در بین علما و مجتهدان مقیم عتبات عالیات مقامی ممتاز داشت.[۴۷] ظاهراً میرزای شیرازی قبل از صدور حکم تحریم، از روش علمای بلاد از معیار نارضایی همگانی از تفاهم نامه رژی استحضار یافته بود.[۴۸] وی در ۲۷ ذیحجۀ ۱۳۰۸ بوسیله نایب السلطنه کامران میرزا تلگرافی برای ناصرالدین سلطان فرستاد و در آن خلال اعتراض به تبعید سیدفال اسیری و درخواست بازگرداندن محترمانۀ وی، صریحاً از اعطای امتیاز خزانه و توتون و تنباکو و رویکرد آهن و نظایر آن به بیگانگان و مداخلۀ آن ها در کارها مرز و بوم نقد کرد و از پادشاه خواست «این مفاسد را به احسن وجه» تدارک کند.[۴۹]
بعداز این تلگراف به فرمان ناصرالدین سلطان میرزا محمود مشیر الوزاره، کارپرداز کشورایران در بغداد، با میرزای شیرازی دیدار کرد و کنسل تفاهم نامه را به کلی غیر ممکن خواند[۵۰]، ولی وی قانع نشد و برخواستههای خویش اصرار کرد.[۵۱]
کوشش برای خودداری از نشر حکم
شرکت رژی و درباریان برای خودداری از تکثیر حکم میرزا شیرازی به کارشکنی و فریب متوسل شدند و خبرپراکنی به جعلی بودن فتوا دادهاند.[۵۲] وقتی کهاین دهانزد تأثیری نداشت، پاد شاه و درباریان برای ساخت و ساز اختلاف دربین علما، عده ای را به نزد علمای جمهوری اسلامی ایران و نجف فرستادند تا با دریافت کردن فتوا از آن ها، حکم میرزا را بی تاثیر نمایند، البته درین سعی نیز ناکام ماند.[۵۳] به گفته کربلایی در تاریخ دخانیه، دولت برای حل خلل، گردهماییای با علما برگزار کرد، علما ملزم شدند مواد امتیازنامه را تحقیق نمایند و هرگونه تعهد یا این که شرطی را که دولت خلاف منافع ملت و احکام شریعت پذیرفته میباشد، اصلاح دهند.[۵۴] با پژوهش اولی ماده از تفاهم نامه امتیاز آن را برخلاف احکام اسلام و مخالف با حدیث «الناس مسلطون على اموالهم» دانستند.[۵۴]
موقعیت اصفهان
نسبتاًً به طور همزمان با مداخلۀ میرزا در روایت، شهر اصفهان نیز به یکی کانونهای اصلی نهضت تبدیل شد (صفر ۱۳۰۹/سپتامبر ۱۸۹۱).[۵۵]
اولی مبادرتها در اصفهان با سخنرانیهای روحانیان به رهبری روضه خوان محمدتقی دارای شهرت به روحانی محمد تقی آقا نجفی|آقا نجفی، مجتهد متنفذ و معروف، و عریضه نگاریهای بازرگانان به ظل السلطان، پسر فرمان روا و قاضی مقتدر اصفهان، شروع شد.[۵۶] ظل السلطان به عریضۀ بازرگانان پاسخهای تند و تهدیدآمیزی بخشید.[۵۷]

مسجد سجاد مشهد – محور فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی