عقاید احسایی
وصف کلی
وصف کلی تامل احسایی را میقدرت دراین خلاصه کرد که او علم ها و حقایق را به همه نزد پیامبران و امامان می داند و از بینش وی حکمت - که دانش به حقایق اشیا میباشد- با داخل شریعت و نیز با ظواهر آن از هر جهت سازش دارااست. وی اعتقاد دارد که عقل بعد می تواند به درک کارها نایل خواهد شد که از انوار اهل بیت روشنی گیرد و این شرط در آشناییهای نظری و عملی یکسان وجود دارااست. صراحت دارد که تانی در اصول و معارف واجب میباشد، البته ازآنجاکه واقعیت با اهل بیت ملازمت دارااست، صحت احکام عقل در گرو نوری میباشد که از وی مسجد امین مشهد می گیرد.[۲۴]
او از یکسو موضع اهل ظواهر را در اکتفا به ظواهر شریعت نمیپذیرد و از سوی دیگر پرداختن به داخل شریعت و از پایبندی به ظواهر آن بازماندن را مردود میشمارد.[۲۵]
در اثرها او معارضههایی طاقت فرسا با ابن عربی آمده میباشد.[۲۶] و به ملاصدرا و سود کاشانی مشکل می گیرد.[۲۷]
احسایی می گوید تمسکش به اهل بیت در اخذ حقایق سبب ساز گردیده است که در بعضی مسائل با بخش اعظمی از آراء حکما مبانی فلسفی را تا آنجا پذیرفته میباشد که از لحاظ وی با درون تعالیم شریعت در تعارض نباشد.
معاد و اطوار جسم
همینطور مشاهده کنید: معاد جسمانی
مشهورترین عقیده احسایی در ارتباط چگونگی معاد جسمانی میباشد. وی ظواهر شریعت را که می گوید معاد جسمانی با همین کالبد طبیعی میباشد، نمیپذیرد و آن را ناساگار با تغییرو تحول و تباهی در کالبد ظاهری می داند. منش حلی که احسایی ارائه میدهد، جداسازی جسم و جسد میباشد. بر این پایه میگوید آدمی دو جسم و دو جسد دارااست.[۲۸]
جسد اولیه کالبد ظاهری ماست که از ارکان وقتی ساخته شده میباشد. این جسد در قبر زوال می یابد.[۲۹]
جسد دوم جسد هورقلیایی میباشد که مثل جسد نخستین فناپذیر وجود ندارد و در قیامت برانگیخته میگردد. این جسد مرکب از عنصرها مثالی و لطیف زمین هورقلیا میباشد که عناصری رفیعتر از موادتشکیل دهنده دنیاست.[۳۰]به آنگاه جسد دوم قبل از مرگ در داخل جسد اولیه مخفی میباشد و بعد از زوال آن در خاک، خلوص یافته و در قبر برجا می ماند، البته به سبب ساز لطافتش قابل رؤیت وجود ندارد. [۳۱]
مرگ آدمی مفارقت از این دو جسد میباشد.
جسم نخستین حمل کننده روح در دانا برزخ میباشد و مفارقت روح از دو جسد با جسم نخستین شکل می گیرد. جسم نخستین جسمی لطیف و اثیری که شکل دهنده اثرها و قوای روح در حیات برزخی بشر میباشد. [۳۲]
جسم دوم جسم مهم و حقیقی و واقعی بشر میباشد و در همگی این نشآت نامونشان فرد را اثبات می دارد. این جسم مرکب از هیولا و نمونه و حمل کننده طبیعت مجرد و نفس و عقل میباشد و بشر حقیقی و واقعی هموست[۳۳]. احسایی در جایی ازاین جسم به «نفس» نیز تفسیر نموده است. [۳۴]
با دمیدن نفخه در آغاز جسم اولیه از روح غیروابسته میشود و از در میان میرود و آنچه بعد از نفخه دوم، حشر می یابد، جسم دوم به یار و همدم جسد دوم میباشد. [۳۵] سیری که احسایی برای جسم آدمی وصف مینماید، سیری میباشد دو سویه: جسم حقیقی وواقعی همچنانکه در هبوط از فقیه غیب به جهان ناگزیر به شائبه جسم نخستین و جسد اولیه آمیخته گردیدهاست، گشوده در مهاجرت اخروی خود از آن دو عاری می شود. [۳۶]
احسایی شبهه انکار معاد جسمانی را در عقیده خویش، بهاین سیرتکامل جواب می دهد که غرض از جسم دوم که معاد خواهد داشت، در واقع همین پیکر محسوس میباشد، البته با ساختی خلوص یافته که خلاف جسد مادی تباهی در آن منش ندارد. [۳۷]
وی حکم تباهی کالبد در قبر دربارۀ نبی(ص) و امامان(ع) را نیز راستگو میداند. ولی این کالبد از جسم مهم وی که در نهایت لطافت میباشد، جداست و امری میباشد عارضی که دیدار و استفادۀ خوی را از وی قابلیت پذیر ساخته میباشد. پس در صورتیکه در روایات از بقای اجساد امامان(ع) در قبر کلام رفته میباشد، غرض جسدی میباشد فارغ از شکل عنصری، یعنی به عبارتی جسد هورقلیایی کهاین جسد فقط برای امامان دیگر قابل مشاهده میباشد. [۳۸]
عهد و پیمان به جسد هورقلیایی که در تامل احسایی تبیین کننده معاد جسمانی میباشد، در نظام اعتقادی شیخیه مبنای تبیین مسأله معراج رسول(ع) و غایب بودن امام مجال(ع) نیز قرار گرفته میباشد.
مقام امام در آفرینش
احسایی در اثر ها خویش سهم شایانی به مباحث امامت داده میباشد که مثال آن را در تفصیل مبسوطی که بر زیارت جامعه کبیره نوشته میباشد، میقدرت مشاهده کرد. شاخص تامل او در این مورد، دقت خاصی میباشد که به جنبههای تکوینی جایگاهِ امام نماد میدهد. برای مثال در بازگوکردن این نظریه که رسول و امامان برگزیدگان مخلوقات معبود و واسطه نتیجه اویند، آنهارا علل اربعه کائنات -یعنی انگیزههای فاعلی، دنیوی، صوری و غایی - معرفی مینماید. در فلسفه ارسطویی و حکمت اسلامی، هرمورد از این اقسام چهارگانه گویایی جنبهای از نیازمندی پدیده به انگیزه میباشد. احسایی به استناد مضمون ها حدیثی، کمال هر مورد از چهار جنبه علیت را در وجود رسول و امامان علامت میدهد و سود میگیرد که علل اربعه کائنات، ایشانند.[۳۹]
عقاید احسایی
وصف کلی
وصف کلی تامل احسایی را میقدرت دراین خلاصه کرد که او علم ها و حقایق را به همه نزد پیامبران و امامان می داند و از بینش وی حکمت - که دانش به حقایق اشیا میباشد- با داخل شریعت و نیز با ظواهر آن از هر جهت سازش دارااست. وی اعتقاد دارد که عقل بعد می تواند به درک کارها نایل خواهد شد که از انوار اهل بیت روشنی گیرد و این شرط در آشناییهای نظری و عملی یکسان وجود دارااست. صراحت دارد که تانی در اصول و معارف واجب میباشد، البته ازآنجاکه واقعیت با اهل بیت ملازمت دارااست، صحت احکام عقل در گرو نوری میباشد که از وی مسجد امین مشهد می گیرد.[۲۴]
او از یکسو موضع اهل ظواهر را در اکتفا به ظواهر شریعت نمیپذیرد و از سوی دیگر پرداختن به داخل شریعت و از پایبندی به ظواهر آن بازماندن را مردود میشمارد.[۲۵]
در اثرها او معارضههایی طاقت فرسا با ابن عربی آمده میباشد.[۲۶] و به ملاصدرا و سود کاشانی مشکل می گیرد.[۲۷]
احسایی می گوید تمسکش به اهل بیت در اخذ حقایق سبب ساز گردیده است که در بعضی مسائل با بخش اعظمی از آراء حکما مبانی فلسفی را تا آنجا پذیرفته میباشد که از لحاظ وی با درون تعالیم شریعت در تعارض نباشد.
معاد و اطوار جسم
همینطور مشاهده کنید: معاد جسمانی
مشهورترین عقیده احسایی در ارتباط چگونگی معاد جسمانی میباشد. وی ظواهر شریعت را که می گوید معاد جسمانی با همین کالبد طبیعی میباشد، نمیپذیرد و آن را ناساگار با تغییرو تحول و تباهی در کالبد ظاهری می داند. منش حلی که احسایی ارائه میدهد، جداسازی جسم و جسد میباشد. بر این پایه میگوید آدمی دو جسم و دو جسد دارااست.[۲۸]
جسد اولیه کالبد ظاهری ماست که از ارکان وقتی ساخته شده میباشد. این جسد در قبر زوال می یابد.[۲۹]
جسد دوم جسد هورقلیایی میباشد که مثل جسد نخستین فناپذیر وجود ندارد و در قیامت برانگیخته میگردد. این جسد مرکب از عنصرها مثالی و لطیف زمین هورقلیا میباشد که عناصری رفیعتر از موادتشکیل دهنده دنیاست.[۳۰]به آنگاه جسد دوم قبل از مرگ در داخل جسد اولیه مخفی میباشد و بعد از زوال آن در خاک، خلوص یافته و در قبر برجا می ماند، البته به سبب ساز لطافتش قابل رؤیت وجود ندارد. [۳۱]
مرگ آدمی مفارقت از این دو جسد میباشد.
جسم نخستین حمل کننده روح در دانا برزخ میباشد و مفارقت روح از دو جسد با جسم نخستین شکل می گیرد. جسم نخستین جسمی لطیف و اثیری که شکل دهنده اثرها و قوای روح در حیات برزخی بشر میباشد. [۳۲]
جسم دوم جسم مهم و حقیقی و واقعی بشر میباشد و در همگی این نشآت نامونشان فرد را اثبات می دارد. این جسم مرکب از هیولا و نمونه و حمل کننده طبیعت مجرد و نفس و عقل میباشد و بشر حقیقی و واقعی هموست[۳۳]. احسایی در جایی ازاین جسم به «نفس» نیز تفسیر نموده است. [۳۴]
با دمیدن نفخه در آغاز جسم اولیه از روح غیروابسته میشود و از در میان میرود و آنچه بعد از نفخه دوم، حشر می یابد، جسم دوم به یار و همدم جسد دوم میباشد. [۳۵] سیری که احسایی برای جسم آدمی وصف مینماید، سیری میباشد دو سویه: جسم حقیقی وواقعی همچنانکه در هبوط از فقیه غیب به جهان ناگزیر به شائبه جسم نخستین و جسد اولیه آمیخته گردیدهاست، گشوده در مهاجرت اخروی خود از آن دو عاری می شود. [۳۶]
احسایی شبهه انکار معاد جسمانی را در عقیده خویش، بهاین سیرتکامل جواب می دهد که غرض از جسم دوم که معاد خواهد داشت، در واقع همین پیکر محسوس میباشد، البته با ساختی خلوص یافته که خلاف جسد مادی تباهی در آن منش ندارد. [۳۷]
وی حکم تباهی کالبد در قبر دربارۀ نبی(ص) و امامان(ع) را نیز راستگو میداند. ولی این کالبد از جسم مهم وی که در نهایت لطافت میباشد، جداست و امری میباشد عارضی که دیدار و استفادۀ خوی را از وی قابلیت پذیر ساخته میباشد. پس در صورتیکه در روایات از بقای اجساد امامان(ع) در قبر کلام رفته میباشد، غرض جسدی میباشد فارغ از شکل عنصری، یعنی به عبارتی جسد هورقلیایی کهاین جسد فقط برای امامان دیگر قابل مشاهده میباشد. [۳۸]
عهد و پیمان به جسد هورقلیایی که در تامل احسایی تبیین کننده معاد جسمانی میباشد، در نظام اعتقادی شیخیه مبنای تبیین مسأله معراج رسول(ع) و غایب بودن امام مجال(ع) نیز قرار گرفته میباشد.
مقام امام در آفرینش
احسایی در اثر ها خویش سهم شایانی به مباحث امامت داده میباشد که مثال آن را در تفصیل مبسوطی که بر زیارت جامعه کبیره نوشته میباشد، میقدرت مشاهده کرد. شاخص تامل او در این مورد، دقت خاصی میباشد که به جنبههای تکوینی جایگاهِ امام نماد میدهد. برای مثال در بازگوکردن این نظریه که رسول و امامان برگزیدگان مخلوقات معبود و واسطه نتیجه اویند، آنهارا علل اربعه کائنات -یعنی انگیزههای فاعلی، دنیوی، صوری و غایی - معرفی مینماید. در فلسفه ارسطویی و حکمت اسلامی، هرمورد از این اقسام چهارگانه گویایی جنبهای از نیازمندی پدیده به انگیزه میباشد. احسایی به استناد مضمون ها حدیثی، کمال هر مورد از چهار جنبه علیت را در وجود رسول و امامان علامت میدهد و سود میگیرد که علل اربعه کائنات، ایشانند.[۳۹]

چگونه هزینههای برگزاری مراسم در مسجد را مدیریت کنیم؟